بایگانی مطالب نشریه
قطعِ تصویربرداری پیش از قطعنامه
نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که از میانه هفته جاری آغاز به کار کرده، روز گذشته با تمرکز بر پرونده هستهای ایران، تصمیمگیری در مورد قطعنامهای را در دستور کار داشتند که اخیراً تروئیکای اروپا متشکل از سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس پیشنهاد کرده و با تایید ایالات متحده، به شورای حکام آژانس ارائه شده است. قطعنامهای که بنابر اخبار روزهای گذشته، قرار بود دیروز در ادامه اجلاس شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به رای گذاشته شود و به همین دلیل از همان ساعات اولیه روز گذشته، نگاه ناظران به سوی وین محل برگزاری این نشست بود تا مگر بالاخره روشن شود که قطعنامهای علیه ایران صادر میشود یا احیانا برخلاف اغلب پیشبینیها، اعضای شورای حکام در نهایت به این قطعنامه رای نمیدهد.
سخنگوی سازمان انرژی اتمی با تاکید بر قطع فعالیت دوربینهای پادمانی آژانس در ایران، تاکید کرد: ۸۰ درصد از دوربینهای آژانس پادمانی هستند و ما متعهد به پادمان هستیم و آنها کماکان فعالیت خود را انجام میدهند
اما نخستین صداها و خبرها در همان نخستین دقایق بعدازظهر روز گذشته و از تهران به گوش رسید و در حالی محمد اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در حاشیه نشست هفتگی هیات دولت و بهروز کمالوندی، سخنگوی این سازمان نیز در گفتوگویی با خبرگزاری صداوسیما، به تشریح برخی اقدامات و تصمیمات جمهوری اسلامی در واکنش به احتمال تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس پرداختند که ساعتی پیش از انتشار اظهارنظر این دو مقام، سازمان انرژی اتمی در اطلاعیهای رسمی از توقف فعالیت تعدادی از دوربینهای فراپادمانی آژانس در ایران خبر داد. آنطور که در متن اطلاعیه این سازمان آمده است، «جمهوری اسلامی ایران تاکنون همکاریهای گستردهای با آژانس بینالمللی انرژی اتمی داشته است که متأسفانه آژانس بدون اینکه در نظر داشته باشد که این همکاریها ناشی از حُسننیت ایران است نهتنها قدردان این همکاریها نبوده بلکه بهنوعی آن را وظیفه ایران نیز تلقی کرده است؛ به همین دلیل تصمیم گرفته شد از امروز فعالیت دوربینهای فراپادمانی دستگاه اندازهگیری برخط سطح غنا OLEM و فلومتر آژانس قطع شود که دستور آن به مسئولین مربوطه داده شده است، البته بیش از ۸۰ درصد از دوربینهای موجود آژانس دوربینهای پادمانی هستند که کمافیالسابق فعالیت این دوربینها ادامه خواهد یافت.»
این اقدام در شرایطی رقم خورد که پیشتر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز با اشاره به رایزنیهایی که در این رابطه با مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی داشته، نسبتبه چگونگی مواجهه شورای حکام آژانس با پرونده ایران هشدار داد. حسین امیرعبدالهیان که در آستانه برگزاری نشست دیروز شورای حکام آژانس در توییتی به این مهم اشاره میکرد، نوشت: «با جوزف بورل در مورد مذاکره برای لغو تحریمها و چگونگی ادامه آن رایزنی کردیم. اگر بانیان قطعنامه ضدایرانی در IAEA روش تهدید را دنبال کنند، مسئول همه عواقب آن هستند.» او با تاکید بر استقبال جمهوری اسلامی از آنچه «توافق خوب، قوی و پایدار» توصیف کرد، خاطرنشانکرد: «توافق در دسترس است اگر آمریکا و سه کشور اروپایی واقعبین باشند!»
اما در شرایطی که اعضای شورای حکام آژانش همچنان در وین به بحث و گفتوگو درباره قطعنامه تروئیکای اروپا علیه ایران مشغول بودند، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران با حضور در یکی از مراکز هستهای بر قطع فعالیت دو دوربین آژانس نظارت کرد. این در حالی بود که اگرچه تا زمان نگارش این گزارش همچنان خبری از نشست شورای حکام بیرون نیامد و بحث و گفتوگوی اعضای شورای حکام آژانس در وین ادامه داشت، برخی منابع خبری داخل کشور ازجمله خبرگزاری فارس اقدام به انتشار متنی کردند که عنوان شده بود متن همان بیانیه مشترکی است که 3 کشور اروپایی در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه جامع اقدام مشترک منتشر کردند. بیانیهای که در حالی بهروز کمالوندی آن را نامناسب خواند که این سه کشور در آن تاکید دارند که «از پیشروی هستهای ایران عمیقا نگران هستیم.» همچنین در بخشی از این ضمن قدردانی از مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهخاطر آنچه «گزارشدهیهای درباره تعهدات ایران تحت برنامه جامع اقدام مشترک، باوجود محدودیتهایی که برای راستیآزمایی و فعالیتهای نظارتیاش در ایران ایجاد شده»، نوشتند: «ما از ادامه پیشروی هستهای که مدیرکل در این گزارش مستند کرده، عمیقا نگران هستیم. در نتیجه فعالیتهای هستهای ایران که برای سه سال است که در تضاد با برجام بوده، هم اکنون برنامه هستهایش بیش از هر زمان دیگری در گذشته پیشروی داشته است. این موضوع در حال تهدید امنیت بینالمللی بوده و خطر تضعیف رژیم عدم اشاعه جهانی را به همراه دارد.»
در این بیانیه ضمن ابراز نگرانی نسبتبه «انباشته شدن هشدارآمیز مواد غنیسازی شده بهخصوص اورانیوم بسیار غنی شده تا غنای ۶۰ درصد و اورانیوم غنی شده تا ۲۰ درصد» که به باور تروئیکا، «زمان گریزی را که ایران برای نخستین سلاح هستهای نیاز دارد، کاهش داده و عدم اعتماد درباره مقاصد ایران را تشدید میبخشد»، آمدهاست: «پیشرویهای هستهای ایران نهتنها خطرناک و غیرقانونی بوده، بلکه این فعالیتها خطر از هم پاشیدن توافقی را به همراه دارند که ما با یکدیگر با دقت برای احیای برجام تنظیم کردیم.» این 3 کشور اروپایی در بخش دیگر بیانیه خود به بحث راستیآزمایی اشاره کرده و با ابراز تاسف نسبتبه آنکه «ایران از فرصت دیپلماتیک برای انعقاد توافق استفاده نکرده»، آوردهاند: «ما همواره شفاف ساختهایم که اولویت ما احیای برجام بوده است. به طور مشابه ما شفاف ساختهایم به دلیل ادامه ایران در پیشروی قابلیتهای هستهای، تضعیف مزایای عدم اشاعه توافق و در نتیجه امکان دستیابی به توافق، این توافق نمیتواند تا ابد بر روی میز باقی بماند.»
اما در شرایطی که با نزدیک شدن به ساعات پایانی روز گذشته، احتمال رایگیری در روز پنجشنبه جدیتر مطرح میشد، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی از آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواست که نفوذ سیاسی درون خود را متوقف کند و به اساسنامه خود پایبند باشد. اسلامی که در این رابطه با شبکه الجزیره گفتوگو میکرد، در بخشی از سخانش تاکید کرد: «اراده جدی نزد مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای قانعکننده اعلام کردن پاسخهای ما وجود ندارد.» او با تاکید بر اینکه «سلاح هستهای هیچ جایی در استراتژی ما نداشته و آنچه که در این رابطه گفته میشود، فقط اتهاماتی مغرضانه است»، تصریح کرد: «سهم ما از انرژی هستهای فقط ۳ درصد است اما ۲۵ درصد از فعالیت بازرسان در خاک ما انجام میشود.» اسلامی در رابطه با غنیسازی در سطح ۹۰ درصد نیز گفت: «این امر منوط به تصمیم مسئولان ذیربط است، ما تصمیمات خود را در رابطه با غنیسازی اورانیوم برای اهداف تحریکآمیز نمیگیریم.» رئیس سازمان انرژی اتمی ایران که در رابطه با احتمال دسترسی آژانس به تصاویر دوربینها، این مسئله را به سرنوشت توافق مربوط دانست و تاکید کرد: «صرفنظر از سرنوشت توافق ما فعالیت صلحآمیز هستهای خود را ادامه میدهیم.» اسلامی در عین حال خاطرنشان کرد که جمهوری اسلامی آمادگی دارد در برابر تعهد طرف مقابل خود نیز به همان اندازه به تعهدات توافق بازگردد.
همزمان بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی نیز در توضیحاتی در ارتباط با اطلاعیه اخیر این سازمان درباره توقف فعالیت تعدادی از دوربینهای فراپادمانی آژانس در ایران، تاکید کرد: «۸۰ درصد از دوربینهای آژانس پادمانی هستند و ما متعهد به پادمان هستیم و آنها کماکان فعالیت خود را انجام میدهند. دوربینهایی که قرار است فعالیتشان قطع شود و امروز از بعضی سایتها شروع کردیم، دوربینهای فراپادمانی است و اطلاعاتی ضبط میشد که بعدا میتوانست توسط آژانس استفاده شود و ما این اطلاعات را دیگر در اختیار آژانس نمیگذاریم و امیدواریم با اقداماتی که انجام میشود اینها به خودشان بیایند و روش و منش خود را عوض کنند.»
حال در شرایطی که به نظر میرسد هنوز باید چند ساعتی بیشتر منتظر تصمیمگیری نهایی شورای حکام آژانس باشیم تا مشخص شود که آیا قطعنامهای از سوی این نهاد علیه ایران صادر میشود یا برخلاف آنچه تروئیکای اروپا با حمایت ایالات متحده پیشنهاد کردهاند، خبری از قطعنامه نیست، آنچه مسلم است این است که طرفین هماکنون بیش از هر زمان دیگر از یکدیگر دور شده و در این اوضاع، فارغ از آنکه فعالیت هستهای جمهوری اسلامی چه سرنوشتی دارد، آنچه مسلم است تحریمهای اقتصادی علیه ایران دشواریهای زندگی و معیشت ایرانیان همچنان پابرجاست.
او کاشف اسرار فرهنگ و تمدن سرافراز ایران بوده است. و اگر ایرانیان امروز قدردان اویند، دلیل همین مدعای من است. زیرا وجدان آگاه او از دیرباز راه گرانسنگ و گرانقدری را پیشِ گامهایش نهاد که هرگز به جز ایران به هیچ نیندیشد.
شیرین بیانی، شب محمّدعلی اسلامی نُدوشَن 3 مهر 1398
در همۀ عمر، آنی و دمی از نام و یاد ایران عدول و قصور نکرد. در هر مجلس و محفلی حاضر میشد، دربارۀ ایران سخن میگفت، و فرهنگش، و هنرش، و ادبیاتش، و تاریخش، و جغرافیایش، و شخصیتهای بیهمتایش.
هرگاه قلم به دست میگرفت تا بر کاغذ بلغزاند و چیزی به رشتۀ تحریر درآورد، محال بود از فرهنگ مام وطن چیزی قلمی نکند. او که برکشیدۀ دوره و دوران درخشان فرهنگ ایران معاصر بود و از آخرین طلایهداران آن نسل طلایی، هفتاد سال برای ایران پویید و جویید، و در شوق و ذوقش بود، و ماند تا لحظه آخر. محمّدعلی اسلامی نُدوشَن (۳ شهریور ۱۳۰۳، نُدوشَن – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، تورنتو) فرزند راستین ایران بود اما هیچگاه گمان نمیکرد، سفرِ ششسال پیشش برای دیدار فرزندان، بیبازگشت باشد اما درد و دریغ که با آرزوی آرام گرفتن در میهن، اما در غربتِ غرب، غریبانه جان سپرد، وقتی نودوهفت سال داشت.
آنچه میخوانید، یادکردیست از برای چهلمینروز وداع با این فرزانۀ فرهیخته. کسی که هیچگاه ایران را فراموش نکرد و ایران نیز هیچزمان از یادش نخواهد برد و اعصار و ادوار سپسین از او به خوبی و خوشی خواهند گفت.
*عنوان یکی از آثار محمّدعلی اسلامی نُدوشَن دربارۀ فردوسی و شاهنامه
| سید جواد میرهاشمی |
| فیلمساز و پژوهشگر |
هزار اضطراب برای هستیام ایران
به خاطر ایراندوست پایانناپذیر عالیجناب محمدعلی اسلامی ندوشن
نخستین: «جوان امروزی که علیالأصول طالب کسب آموزش پیشرفته است، اگر تخصص و مهارتی به هم نزند، آزرده و پژمرده خواهد بود، و نخواهد توانست در جامعه سامانی بر وفق توقّع خود بیابد. حتّی آن عدّه که با زحمت زیاد اقبال ورود به دانشگاه مییابند، بیدرنگ با این سوال روبرو میشوند که با چه مقدار توانائی و دانندگی از آن بیرون خواهند رفت، و چه آیندهای در انتظار آنان خواهد بود .از قدیم اصطلاحی بوده است که میگفتند: «نیمخواندگی بدتر از ناخوانده» است، زیرا عنوان با مدرک تحصیلی، توقعی بر میانگیزد که دارنده آن به هر کار سر فرود نیاورد، و بخصوص مشکل افزون میشود، آنگاه که آنچه وقت بر سر تحصیل آن گذارده شده، کاربرد عملی نداشته باشد.» (فصلنامه هستی، تابستان 1372)
روایت اول: گاه خاطرات دور چنان تو را در آغوش میفشارد گویی در همین لحظه آن رویداد اتفاق افتاده است. دوره فصلنامه هستی را هدیه گرفتن از عالیجناب اسلامیندوشن چنان لذتبخش است که زمانش را دوستتر میدارم فراموش کنم و به نفس دیدار خوش باشم تا شاید غم نبودن ایشان تسکین یابد و به کتابهایش دلخوش باشم!
حاصل ما ز عزیزان سفر کردۀ خویش
مشت آبی است که بر آینۀ دیده زدیم
صائب تبریزی
اگر چه ترجیعبند کلامش «ایران را از یاد نبریم» بود ولی در تورنتو، چشم از جهان فرو بست! پیش از او دیگرانی نیز هر یک به دلیلی در غربت آخرین خاطرات ایران را مرور میکردند. ایران را دوست میداشتند و بر ایران عاشق بودند، معشوقهای با خاطرات چهل تکه و در جهان تکثیر شده! پیران شناسنده و آینۀ ایراناند، حال آن میراث به تاراج رفته است و “ملک ویران گشته را اندیشۀ تاراج نیست” چه باید کرد!؟
خوانده و شنیدهایم «پیران مایه خیر و برکت زندگی بوده و وجودشان در میان جمع و خانواده، همچون پیامبری در میان امت است.» و این کلام پیامبر ختمیمرتبت (ص) است: «البَرکه مَعَ اکابِرِکم» و «الشّیخُ فی اَهْلِهِ کالنّبیِ فی اُمّتهِ» و ای کاش این حدیث گهربار را نصب العین میکردیم.
اسماعیل خویی درگذشته ۴ خرداد ۱۴۰۰ در لندن انگلستان
ایرج پزشکزاد درگذشته بیست و دوم دی ۱۴۰۰ در لسآنجلس آمریکا
یعقوب یادعلی درگذشته سوم اسفند 1400 در بوستون آمریکا
رضا براهنی درگذشته پنجم فروردین ۱۴۰۱ در تورنتو کانادا
پرویز قاضیسعید درگذشته اول اردیبهشت 1401 در سنخوزه آمریکا
سید حسین ابراهیمیان (حسین ملاقاسمی) درگذشته پنجم اردیبهشت 1401 در آمستردام هلند
و در آخر محمدعلی اسلامی ندوشن درگذشته پنجم اردیبهشت 1401 در تورنتو کانادا
گویی ایران آینهای است شکسته شده در جهانِ هستی؛ شاید اگر از هر یک از درگذشتگان، در دم آخر «دلبستگیشان به ایران» را سراغ میگرفتید، بر آینه دلشان، ایران نقش میبست و میگفتند:
از دل خسته من گر خبری میگیری
برسان آینه را تا نفسی میآید
صائب تبریزی
دوستی به طعنه و مطایبه گفت: آدم شک میکند، این همه از وطن و ایران گفتند در آخر در جای دیگر آرمیدند، شوخی روزگار نیست که او را به امانت در تورنتو خاک کردند؟ باقی اجساد به امانت خاک شده مگر به ایران برگشتند؛ از جمالزاده که دوستتر میداشت کنار زندهرود اصفهان به خاک سپرده شود تا دکتر محمد مصدق که به امانت در قلعه احمدآباد به امانت خاک شد؟ مگر ننوشت «وصیت میکنم که فقط فرزندان و خویشان نزدیکم از جنازۀ من تشییع کنند و مرا در محلی که شهدای ۳۰ تیر مدفونند، دفن نمایند … احمدآباد، ۲۰ آذر ماه هزار و سیصد و چهل و چهار هجری شمسی»
برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
سعدی
در پاسخش گفتم: بهتر است مقاله آقای دکتر را بخوانی؛ «چگونه میتوان ایرانی بود؟ چگونه میتوان ایرانی نبود؟» متن مبسوط سخنرانی اسلامیندوشن در دانشگاه UCLA لوسآنجلس در برابر گروهی از ایرانیان مقیم آن شهر به تاریخ 22 آوریل 1995 (سوم اردیبهشت). متنی که در آن از دلبستگی به وطن و دل کندن از وطن سخن میگوید. از انگیزه و اجبار مهاجرت، از دشواری غربت و بریدگی فرهنگی. از موجبات سستی علایق به وطن و «1. جدائی مردم از دولتها 2. حزب توده 3.چپ ناراستین 4. اکنون بینی 5. غربگرائی و اصالت پول 6. موضوع آموزش». در همین متن مبسوط اشاره میکند:
«… اگر مردم کشور خود را نشناسند، نخواهند توانست به آن دلبستگی پیدا کنند، و قائل شوند. در این صورت به آن به چشم یک کانون روزیآور نگاه خواهند کرد ، نه بیشتر. دست سرنوشت آنها را در آن به دنیا آورده، و اگر روزی بخت یاری کند، رخت به جای خواهند کشید. این شعر از قدیم در گوش ایرانی بوده است:
وطن آنجاست کآزاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد
… دیر یا زود ، برای روبرو شدن با این گرداب ، که دنیای متلاطم کنونی باشد، هیچ راهی جز آنکه کشور در مرکز توجه مردمش قرار گیرد، و آنان سرنوشت او را چنان وابسته سرنوشت خود بیابند ، که بدانند جز با تامین نفع عموم ، نفع فرد تامین نخواهد شد .وطن خواهی در دنیای امروز، تا اندازهای حفظ نفس است. اگر به زندگی خود و آن فرزندانمان علاقهمندیم، باید این مفهوم را جدی بگیریم. این حالت شانه بالا اندازی، پوزخند با نفی، باید تغییر کند. وطن هم خاک است و هم یک کل تاریخی، احترام به مرتبه انسانی، قدرشناسی از کسانی که در این آب و خاک زندگی کردند، و حق انسانیت خود را ادا نمودند .بدیهی است که سوءتفاهم نخواهد شد. از آنچه گفته شد، نه منظور وطنپرستی کورکورانه افراطی Chauvinism است و نه بریدگی از جهان.» (فصلنامه هستی، تابستان 1374)
ماجرای پایانناپذیر وطندوستی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن که به معنای دقیق کلمه تمام هستیاش ایران بود، در این کوته نوشته نگنجد و بایستی رسالهای در باب ایراندوستی از نگاهش نوشت.
روایت دوم: در پژوهش فیلمهای مستند شخصیتنگاری که تاکنون تهیه کرده و ساختهام بر این باورم «اَفضَلُ المَعرِفَهِ مَعرِفَهُ الاِنسانِ نَفسَهُ» بهتر آن دیدم شخصیت حاضر را از زبان همقطارانش و خود شخص معرفی کنم و نه بیش.
صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه هستی (در زمینۀ تاریخ، فرهنگ و تمدن) محمدعلی اسلامیندوشن در بهار 1373 در پاورقی شعر “همه هستی” مینویسد:
«همکار ارجمند ما آقای دکتر جلال خالقیمطلق، این قطعه شعر را برای فصلنامه «هستی» فرستادهاند. ما نمیدانستیم که ایشان طبعآزمائی هم میکنند . خط اصیل تاریخ ایران که ابر آلود است، چون با ابرهای دریای شمال و هامبورگ همراه گردد، دور از انتظار نیست که در سرودن به باریدن آید
طی نامهای که همراه این شعر بود، نوید دادهاند دفتر چهارم شاهنامه زیر چاپ است و اکنون در کار دفتر پنجم هستند.»
همه هستی …
شب و روزی به سر کردم ، همه در رنج و سودنها
جز این سودن نمیبینم، دگر سودی ز بودنها
به راه آزمودنها، تنم فرسود و جانم سود
همه رنج است بهر من، ز گنج آزمودنها
همه افسانههای دوستیها، دشمنیها بود
از آن یک کاستنها و ، براین دیگر فزودنها
همه دینارِ پیمانها و پشیزی بیش کی باشد؟
اگر شام نهفتنها ، شود روز نمودنها
نپاید زندگانی دیر و در این رهگذر بهتر
به اندیشی نهادنها ، بداندیشی زُدودنها
همه هستی یکی گفت و شنودی بود و گاه آمد
که از گفتن زبان بندیم و هم گوش از شُنودنها
جلال خالقیمطلق
دوره مجلد شده به سالهای 1372 و 1373 و 1374 هدیهای است گرانبها از استاد به تاریخ سهشنبه 29 دی ماه 1394. شمارۀ نخست فصلنامه در بهار 1372 به طبع میرسد با هیات مشاوران “شیرین بیانی، عبدالحسین زرینکوب، محمدرضا شفیعیکدکنی و فتحالله مجتبائی” به نشانی ایرانسرای فردوسی در تهران به طبع رسیده است.
آیا واقعا “پرسیدن از پاسخ مهمتر است.”؟ کافی است در شماره نخست فصلنامه نگاهی بیاندازیم و آن را تورقی بزنیم و به پرسشهای “فرهنگ گذشته و نیازهای امروز” رجوع کنیم و سپس به پاسخ پاسخگویان. آیا میشود برای این پرسشها تاریخ مصرف صادر کرد؟ فارغ از پاسخ پرسششوندگان این پرسشها را هماکنون نیز بنا به اقتضای حال میشود در همین روزنامه هم دوباره مطرح کرد. در ارزیابی صادقانه در مقدمه نظرخواهی میخوانیم: “فرهنگ دوران بعد از اسلام ایران برای این کشور به مثابه «حرز جواد» بوده است، و هم اکنون نیز همان نیرو را دارد. هروقت نسبت به آن غفلت شده است در ازایش بهای گرانی پرداخت گردیده، چنانکه در مورد نظام گذشته دیدیم. این اشتباه بزرگی است که کسانی بخواهند تاریخ ایران باستان را به تخطئه یا فراموشی بسپارند. این تاریخ ریشههای ما را در گذشتهای محکم میکند که بادهای تند نتوانند آن را بیفکنند.”
فصلنامه هستی مانند مجلات حاضر کشکول و تعارفخانه یا اوراقخانه ارزاق و نان نیست و داعیه همهچیزدانی را ندارد و مدیر مسئول بر قلۀ «همه چیز دانی و دانم دانم» ننشسته است. ملاکش ایراندوستی در همه اعصار است و تاریخ برایش “پیش از … و پس از …” نیست؛ شاهین ترازوی سنجش ایشان ایران است و بس. فعل گذشته به کار نمیبرم، چون سخت است در رثای مردی که آثارش تا ایران و زبان فارسی زنده است، حیات خواهد داشت. بگذاریم افعال ماضی مصروف اهلش شود!
و اما “صورت سئوالها”
1. ارزیابی شما از فرهنگ گذشتۀ ایران بطور کلی چیست؟
2. آن را دارای چه مقدار نیروی مثبت در ارتباط با نیازهای امروز میبینید؟
3. چه عوامل نامساعدی در آن یافت میشود که با سیر پیشرفت زندگی کنونی سازگاری نداشته باشد؟
4. برای بهرهوری مطلوب از این فرهنگ باید چه عواملی به کار افتند؟
5. چگونه با ادب گذشته فارسی که رکن عمده فرهنگ کشور را تشکیل می دهد، باید روبرو شد؟
6. آیا نوعی که این ادبیات به دانشجویان، و در «رسانههای گروهی» به مردم عرضه میشود، رضایتبخش است؟
7. فرهنگ ایران در ارتباط با فرهنگهای دیگر، باید چه جهت و روشی در پیش بگیرد؟
8. نحوۀ روبروئی با فرهنگهای فائق امروز را چگونه میبینید؟
9. فرهنگ به عنوان ماهیت دهنده تفکر مردم، چه راهی باید در پیش داشته باشد؟
بر لبۀ «درّۀ تصمیم» نشسته است تا مجله را به طبع برساند و در یکسالگی مجله «هستی» از نوسفر بودن و دراز بودن ره مقصد با تاسی از طایر قدس مینویسد: “نشریهای چون «هستی» در کشورهایی که این امور به درجۀ بلوغ رسیدهاند ، قاعدتا به کمک یک گروه ثابت و موظف، و دبیرخانه مجهزی اداره میشود، ولی ما هیچ یک از اینها را نداشتیم و میبایست یک تنه رو به راه نهیم. دایرهای که برای خود اختیار کردهایم، ادب و فرهنگ و تاریخ است و این خود نیز بار سنگینی است. این سه ، ادب و فرهنگ و تاریخ، به هم وابستهاند . فرهنگ ایران بیش از هرچیز بر ادبیات تکیه دارد، و هر دو اینها مایه گرفته از تاریخ ایران هستند. این مثلث عجیب باز خود لایه لایه است، و در ترکیب پیچاپیچش شخصیت گذشته و حال این کشور را در خود منعکس دارد. دوران ما دورانی است که میباید در آن تصمیم گرفت. ما بر لبۀ «درّۀ تصمیم» قرار داریم.” (فصلنامه هستی، زمستان 1372)
روایت سوم: در پیشانینوشت فصلنامه به تاریخ بهار 1372 با اشاره به سوره رعد آیه یازده ” إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ ؛ پروردگار به یقین سرنوشت هیچ قومى (و ملّتى) راتغییر نمىدهد مگر آنکه آنان نهاد (وجود) خودشان را تغییر دهند.” مقاله “همۀ راهها بسته است، مگر یک راه: «تغییر از پایه» را چنین تحریر میکند:
« … سرعت سیر حوادث در دوران ما به حدی است که هیچ تخیلپرانی نمیتواند آن را دنبال کند … جمعیت کشوری چون ایران که تا بیست سال پیش در حد اعتدال بود، اکنون در آستانه آن است که به صد میلیون نزدیک شود (ده تا پانزده سال دیگر)، و این امری غافلگیرکننده و سخت مسئله آفرین خواهد بود. چه، چنین جمعیتی باید در همان مساحت و در دایره همان امکانات زندگی کند که در آغاز قرن بیش از دوازده میلیون را در بر نمیگرفت. اگر افزایش سطح توقع مردم را هم به حساب آوریم که همگی بهداشت و آموزش و غذای مکفی و سرگرمی و تحرک میخواهند، باید این عدد را در مقایسه با گذشتگان کم تکلف لااقل پنج برابر کنیم و به پانصد میلیون برسانیم.
اکنون این سؤال پیش می آید که چه باید کرد و چه چیز باید تغییر کند؟ مساحت کشور همان است که بوده، تنها راهی که باقی میماند افزایش میزان بهرهوری و بازدهی آب و خاک و منابع است. این کار جز با توسل به علم و فن جدید میسر نیست. علم و فن هم باید آموخته شوند، و برای آموختن وسایل کار و آمادگی روانی لازم است. ای کاش قضیه به همین جا ختم می شد . تنها وجود عدهای متخصص و دانشمند کافی نیست که کشوری را در مسیر اقتضای روز بیندازد ، زیرا بار یک مملکت بر دوش همه مردم آن مملکت است، و در نتیجهگیری نهایی جز با دگرگونی در روحیه همه مردم کاری از پیش نخواهد رفت.»
اسلامیندوشن یک ربع قرن پیش (دقیقتر28 سال پیش) پرسشی را مطرح کرد که زمامداران امور برای آن پاسخی نخواهند داشت؛ مساحت ایران که اضافه نشد است اما توقعها فزونی یافته … ملت و دولت از هم جدا شدهاند. میخواهیم بر بام جهان بنشینیم چرا که به جعل گفتهاند “هنر نزد ماست و بس!”
تو بر اوج فلک چه دانى چیست
که ندانى که در سرایت کیست
روایت چهارم: سال 1333 سال بد، سال اشک و شک، سال روزهای دراز و استقامتهای کم؛ پنجشنبه ۲۷ خرداد روز وصال بود و لباس سپید عروس بر تن پوراندخت و رخت دامادی را مرتضی کیوان پوشیده بود. اما سه ماه بعد عروس و داماد دستگیر شدند و مرتضی کیوان، سهشنبه ۲۷ مهر ۱۳۳۳ اعدام شد. کیوان چنان ستارهای بود که خبر خاموش شدنش تا پاریس نیز رسید! اسلامیندوشن مینویسد در دسامبر 1954 روح ملتهب ایران سبب سرودن شعر «خیمۀ سبز» برای کیوان شد و این تنها کاری بود که میتوانستم بکنم.
بنازم خیمۀ سبز تو ای دوست
که خیزد چون عروسی بر سر کوه
تو آنجا در حریر خرّم اوج
من اینجا در پلاس ابر انبوه
تو را بینم که چون یک خرمن صبح
به بالا میروی آرام و آرام
من اینجا دیر ماندم دور ماندم
به زنجیر امید ناسرانجام
از آن پیغام چون یکدانه شبنم
که لرزد بر لبت حیران و خاموش
دو گوش آرزومندم به راهست،
وز آن شبهای شیرین با تو بیدار
هنوزم خواب در چشم سیاهست
در این آیندۀ پیچیده در دود
در این بگذشته آکنده از یاد
عزیز رفته و بنشسته بر کوه
بدان شادم که میدانم توئی شاد
ز حسرت خون مرا در سینه غلطد موج بر موج
که با تو دم زنم در خلوت اوج
سحر از بام زندان میکشد سر
هزاران دست کوبد حلقه بر در
میان خیمههای رنگی در رنگ
بنازم خیمۀ سبز تو ای دوست
که لرزد چون چراغی بر سر سنگ
پاریس، دسامبر ۱۹۵۴
انجامه: و در پایان اذعان میدارم این سیاهه رونویسی از یادداشتهای ایراندوستی است که خواستش فراموش نکردن ایران بود و بس. سایهدستی از استاد ندوشن به یادگار دارم؛ برنوشتی از مقدمه کتاب “روزها، سرگذشت”
« … ما پیامآور قرن هستیم، نسلی هستیم که گذشتههای دور در وجود ما به دوران جدید پیوند خورده است، سری به گذشته داشتهایم و سری به آینده. هیچ نسلی- نه پیش از ما و نه بعد از ما این امتیاز بیبدیل را نیافته است و نیابد که آنچه ما دیدهایم . آنچه ما از اکنون دیدیم، گذشتگان ما ندیده بودند، و آنچه از گذشته دیدیم، کسانی که چندی بعد از ما آمدهاند امکان دیدنش را نیافتهاند.
علاوه بر این ما بر سر راه شرق و غرب نشستهایم، مای ایرانی در این دوره خاص؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، مرد دو مردهایم؛ هم از شرق نصیب داریم و هم از غرب، نیمیم ز ترکستان، نیمیم ز فرغانه … و حال آنکه یک مرد مغرب زمینی تنها می تواند از غرب خود خبر داشته باشد.
پس این گوینده هر که باشد و با هر درجه از اعتبار، از آنجا که راه نشین “چهار مرز”، است: شرق و غرب و قدیم و جدید، به حرفهایش گوش دهیم … حدیث بشر، حدیث زندگی و مرگ است. هر کس برای خود حکایتی دارد، بشنویم …»
هر کس که در این زمانه آبـی دارد
دانــست که هر آب سرآبی دارد
ایران که به زلف خویش تابی دارد
خود را به هزار اضطرابی دارد
محمدعلی اسلامیندوشن
بامداد چهارشنبه بیستم اردیبهشت ماه 1401
اختیاریه، تهران
| نادره جلالی |
| مدیر پژوهشهای راهبردی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی |
رازِ جاودانگیِ پیرِ ندوشن
مقدمه
یکی از ویژگیهای تاریخ علم، بررسی خصوصیات شخصیت اجتماعی و علمی سازندگان علم است. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده، منتقد، مترجم، استاد پیشکسوت دانشگاه تهران، یکی از مفاخر علمی و فرهنگی و چهرههای ماندگار ادبی ایران است که سخن گفتن دربارۀ او سهل و ممتنع است. استادی که در ندوشن، یکی از روستاهای یزد، در منطقهای کویری که به قول خودش از هر نقطهای پرمعناتر است متولد شد و در ایرانشهر، جایی که مردمانی اهل فرهنگ و هنر را در دل خود پرورش داده و سهم بسزایی در تمدن و فرهنگ بشری داشته و مایۀ مباهات و نازش ایرانیان است زندگی کرد، بالید و با تألیف آثار متعدد تاریخ و فرهنگ و ادبیات آن را روایت کرد. آثاری که حاوی حکایاتی از روزهای خوش و ناخوشِ گذشته این مرزوبوم، عملکرد ایرانیان در برابر تهاجمات اقوام بیگانه، نگاه آنان به تاریخ، فرهنگ و هویت خود است و حضور آنها موجب بهجتِ خاطر و خواندن آن سبب گشایش افقِ خیال و فرو نشاندن عطشِ کنجکاوی. زیرا به قول خودش کتاب «زبان گویای تاریخ، ردپای کاروان گمشده بشریت در بیابان زندگی، نشاندهندۀ راه و بیراه است که انسان را از حقارتهای جسمانیش برمیکشد، هستِ او را به ثبت میرساند و کشتزار ذهن او را آبیاری میکند».
عشق و علاقۀ وصفناپذیر او به ایران و فرهنگ و تمدن آن سبب شد تا زندگی خود را صرف آن کند و نشان دهد جوهرۀ تاریخ ایران چیست که چه در انحطاط و چه در شکوفایی، چه در اشغال و چه رهایی توانسته تداوم خود را تا به امروز حفظ کند. نقش زبان فارسی در طی قرون پر حادثه و در شرایط نا آرام، مردمش را چگونه با زندگی، در حال آشتی نگه داشته است. سرانجام راز آمیختگی و وابستگی ادب و تاریخ چیست و آگاهی تاریخی و شناخت عناصر هویتساز چه تاثیری در زندگی امروز ایرانیان دارد.
به راستی چرا نام او در دفتر تاریخ، ادب و فرهنگ ایران جاودانه است؟ چرا دغدغۀ فرهنگ ایران و زبان فارسی را داشته و تا چه حد و در چه زمینههایی توانسته بر مخاطب خود تأثیر بگذارد؟. و چگونه برای خود هویتیابی کرده و در آثارش به مخاطب خود کمک میکند تا به عناصر هویتساز ایرانی خویش دسترسی پیدا کند؟
برای پاسخ به سؤالات مذکور بایستی ابتدا به ساختاری توجه کرد که او به لحاظ اجتماعی و فرهنگی در آن میزیسته است. بعد با استفاده از نظریۀ تفسیرگرایی و توجه به متن و تحلیل محتوای کیفی درباره آراء فرهنگی ـ اجتماعی او به جستوجوگری پرداخت تا نشان داد اولاً چه عواملی در شکلگیری شخصیت علمی او مؤثر بوده و این استاد فرهیخته چگونه در عرصۀ دانش ایرانی شکوفا شده است. از سوی دیگر، چه نشانههایی در آرای اوست که دلالت بر توجه او به خودِ ملی و دیگری دارد. از اینرو ضروری است ابتدا نگاهی به ویژگیهای روانشناختی این روشنفکرِ معناشناس داشته باشیم و سپس به تفسیر مفاهیم حساس و مهم اندیشه فرهنگی ـ اجتماعی او توجه کنیم.
ویژگیهای روششناسانۀ اسلامی ندوشن
مهمترین ویژگی روشی او، «هستیشناسی» است که در این باره تعقیب میکند و به خوبی میداند که چیستی و چگونگی پدیدههای مورد علاقهاش از چگونه ساختاری برخوردارند.
ویژگی دوم روشی او، «خودنگاری» است که آن را در دو سطح فردی و ملی به خوبی مورد توجه قرار میدهد.
ویژگی سوم روشی او، توجه به «نسبیگرایی» است. نسبیگرایی عامل مهمی در فهم حقیقی عالم است. پس از این، او به معناشناسی توجه میکند که این معناشناسی از نشانههای گوناگونی تبعیت میکند که به لحاظ ملی و دینی در جامعه وجود دارد.
آخرین ویژگی روشی او، «انتقادگرایی» است که هم متوجه متن و هم کنشگران است.
اسلامی ندوشن با بهرهگیری از عناصر یادشده وارد دو شاخه از مهمترین زیرمجموعههای ادبیات تحت عنوان «ادبیات تطبیقی» و «نقد ادبی» شده است. زیبایی کار او، استفاده از روشهای مذکور در مطالعات نقادانه و یا تطبیقیاش در ادبیات است به نحوی که با بررسی آثارش میتوان دریافت به دنبال شناخت و سپس تحول حیات بشری است. همانگونه که اشاره شد متغیر ثابت مطالعات او همیشه واژۀ «ایران» بوده است بهطوریکه در نگارشهای خود همیشه از واژۀ «ایران» به علاوه یک متغیر دیگر استفاده کرده مانند ایران و یونان باستان. این نگاه او در مطالعات ادبی ـ نظری نگاهی بدیع است که از این حیث میتوان به این پژوهشگر توجه خاصی داشت. زیرا ادبیات تطبیقی، شاخهای است که در لابهلای مطالعات هنری، به مقایسه تولیدات میپردازد و تفاوتها و شباهتها را نمایان میکند و نقد ادبی نیز همانگونه که از نامش پیداست کم و کاستیهای محصولات تولیدشدۀ ادبی را مورد مطالعه قرار میدهد و به نحوی در پیکرۀ توسعۀ علم گام بر میدارد. بدین ترتیب لازم است به ویژگیهای روشی این محققِ نامدار توجه داشته باشیم. زیرا
آنچه گفته شد انگارههای روششناسانهای است که پیکرۀ تفسیرگرایی در آثار او را جان میبخشد.
شرح متن و معنا
اسلامی ندوشن در آثار خود از طریق ادبیات به مسائل تاریخی و فرهنگی ایران توجه داشته است و فرهنگ را مهمترین موضوع روز و عامل توازندهنده و سلامت اجتماع میدانست و معتقد بود «فرهنگ ایران به تاریخ آن پیوند خورده و مهمترین عاملی است که این کشور را در طول تاریخ سرپا نگه داشته است. اما این تاریخ پرتموج و عبرتانگیز نیاز به نگرش آگاهانهتری از آن دارد. زیرا اگر تاریخ خود را درست نشناسیم، نخواهیم توانست راه کنونی خویش را روشن پیش گیریم.» از اینرو، عمر خود را بر سر تجربه، فهم و درک فرهنگ و سنتهای ایران گذاشت و قلم خود را در دو خط افقی و عمودی حرکت داد. افقی یعنی به مسائل روز ایران و عمودی یعنی گذشته این کشور. او معتقد بود برای شناخت زندگی توجه به روند تاریخی رخداد پدیدهها از گذشته تاکنون ضروری است. بنابراین، در تمام آثار خود به دنبال گمشدههای تاریخ ایران بوده ولی در این راه از دو چیز پرهیز داشته است: «یکی جلب نظر خواننده یا حرفزدن بر وفق خوشایند او، دیگری جلب عنایت ارباب قدرت.» زیرا اعتقاد داشت «قدرت، امروز را به راه می برد و فکر فردا را». بنابراین به شیوهای هوشمندانه با هریک از آثار خود به هستیشناسی و جهاننگری پرداخت.
این ادیب برجسته در آثار خود همواره بر هدف از خواندن تاریخ یا تاریخنگاری تأکید میورزید و معتقد بود «باید بدانیم آیا بازگشت به گذشتههای دور را به قصد شمایلی میسازیم که به یادگار نگه داریم و یا چیزی به دیگران بیاموزیم… آیا میخواهیم با ایرانِ فرهنگی که قلمرو آن بسیار گستردهتر از ساحت جغرافیایی آن بوده است وداع کنیم یا وفادارانه در یاد نگه داریم. به هر چشمی که به او بنگریم، حکایت از شخصیت امروزی ما خواهد داشت و نشان میدهد که ما چه اندازه از آگاهی تاریخی برخورداریم و چه اندازه دیدِ بیدار داریم». او در قعر ضمیر خود احساس میکرد «رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی به او باز خواهد گشت و یقین داشت ایران میتواند قد راست کند و آنگونه که درخور فرهنگ تمدن و سالخوردگی اوست نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد».
باید به این نکته توجه کرد که اینگونه آراء ادبی و فرهنگی این پژوهشگر توانا و نامدار مانند اندیشههای جهانشناسانۀ هابر ماس بوی مدرنیته را میدهد، اما هابر ماس مدرنیته را منهای تاریخ میخواهد ولی او از مدرنیته سخن میگوید به همراه تاریخ. بنابراین دغدغۀ ایراندوستیِ او، دغدغه فرهنگی ـ اجتماعی از گذشته تا حال است و متوجه جامعیت فرهنگی ایران میشود.
اسلامی ندوشن اندیشمندی ژرفنگر است که از طریق ادبیات و تفسیرهای خود به شناخت جامعۀ ایرانی و مسائل دیگر رسیده و زبان و ادبیات فارسی برای او و ایران پرچم اصلی هویت بوده است. او به هویت ایرانی خود میبالید و زبان فارسی را در احیاء ایران بعد از اسلام و کسب هویت و احترام برای قوم ایرانی مهم میدانست. زیرا معتقد بود «زبان فارسی نه تنها وسیلۀ تفهیم و تفهم است، بلکه نگهبانی قومیت، استقلال، آزادی و فرهنگ را هم بر عهده داشته است» و دنیای باستانی را به دنیای مدرن ارتباط میدهد.
پیرِ ندوشن دلبستۀ فردوسی، حافظ، سعدی و مولانا بود و سخنان و آثار خود را به آنان مستند میکرد. بنابراین میتوان گفت نوشتههایش نیز ریشه در فرهنگ سنتی ایران دارد. او شیفتۀ فردوسی بود و این شیفتگی سبب شد تا در تحقیقات و پژوهشهای شاهنامهپژوهی جریانساز شود. به اعتقاد او فردوسی نمایندۀ یک ملت بود و آنچه باید انجام بدهد، داده است. زیرا با سرودن شاهنامه که آن را «سروِ سایهفکن» نامیده نه تنها نام خود را زنده نگه داشت، بلکه درس مردمی، بزرگمنشی و حقطلبی را به مردم نیز داده است.
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین
نمیرم از این پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام
اسلامی ندوشن از اینکه در سالهای اخیر پژوهشگران و دانشجویان توجه بیشتری به شاهنامه کردهاند، خشنود بود و باور داشت توجه به این اثر سترگ تا بدین پایه، جای تأمّل دارد. «شاید باید آن را چنین تصور کرد که ایرانی در دنیای پر آشوب امروزی، که از هر سو سنگ فتنه میبارد، به سوی این کتاب خرد، داد و دهش، پیروزی نیکی بر بدی میرود و به دنبال گمشدهای است که نشانی آن را در کتاب فردوسی گرفته است و میخواهد به جستوجوی سرچشمه برود و حسرت دوران سربلندی ایران را دارد».
چنان که اشاره شد استاد به حافظ نیز ارادت ویژهای داشت و دیوان او را«شاهنامه دوم» برمیشمرد. از اینرو در حافظ همان را میجست که در شاهنامه جسته بود. به اعتقاد او سعدی و حافظ مکمل یکدیگر بودهاند، زیرا حافظ بیشتر به لایۀ زیرین اندیشۀ ایرانی حرکت کرده و سعدی بر لایۀ رویی آن. از سوی دیگر، سعدی داعیۀ اصلاح جامعه دارد و حافظ ماهیت جامعه را هویدا میسازد که هر دوی این مفاهیم از زیرساختهای لازم و مهم برای پی بردن به چیستی و چگونگی هویت جامعه ایرانی در گذشته و حال است.
باید توجه داشت که این اندیشۀ اسلامی ندوشن برخاسته از اعتقادش به فرافکنی فعالیتهای ادبیات دربارۀ چگونگی زندگی انسان است و بهویژه ادبیات فارسی که در این زمینه از غنای لازم برخوردار است. زیرا تاریخ را بر پشت خود حمل میکند، ظرافتها و نازکخیالیهای فکر ایرانی را ثبت و ضبط میکند و از همه مهمتر فکر و هنر ایرانی را به جهان معرفی میکند. از سوی دیگر، وقایع خاصی که «در ایران بعد از اسلام جاری بوده سبب آمیختگی و وابستگی ادب و تاریخ را فراهم کرده تا آنجا که ادب فارسی تأثیر گرفته از جریانهای تاریخی است و تاریخ ایران باید به دستیاری ادب بخصوص شعر فارسی به روشنی نزدیک شود». بنابراین سعدی و حافظ برای بازشناخت هویت ایرانی میتوانند محور قرار بگیرند یعنی این فرآیند ادبی ـ فرهنگی به خوبی فرآیند هویت ایرانی را جان میبخشد و روایتگری تفسیری در لایههای هنری از زندگی ایرانیان میشود.
استاد سه خصیصۀ «دانستن، آزاد بودن و حق داشتن» را برای هر انسانی با هم مهم میدانست. چنان که خود در کتابش گفتهها و ناگفتهها نوشته: «از لحاظ معنی، انسان و انسان ایرانی برایش مطرح بوده و در هیچ مکتب و ایسمی متوقف نگشته و هیچ طریقتی بیچون و چرا او را دربر نگرفته حتی کسانی که نسبت به آنها احترام داشته چون مولوی، تولستوی، نهرو تنها قسمتی از اندیشههایشان را دوست داشته است. هم مادیاندیش و هم معنیگرای بوده، هم مقداری از دکارت را قبول داشته، هم مقداری از شیخ اشراق را، هم چیزهایی از مارکس را پذیرفته و هم اجزایی از عرفان مولانا جلالالدین را، هم قدری آرمانگرا (ایدهآلیست) بوده و هم قدری واقعپسند (رئالیست). هم به قدرت و حقانیت علم معتقد بوده و هم بیم داشته از این که علم سرنوشت بشر را به تنهایی به دست گیرد.» اما از آنجا که نوعی حکمت و فرزانگی، نگاه دوستانه و نقادانه به انسانها نیز داشته است ولی نقدهای جدی هم به سبک زندگی ایرانیان وارد کرده است. از اینرو باید گفت این نویسنده در نگاه نظری خود مقید و مسلط به اندیشۀ نسبیگرایی (Relativism) بوده است.
اسلامی ندوشن سیاست را از طریق فرهنگ دنبال میکرد، زیرا فرهنگ پایۀ سیاست است و اعتقاد داشت رفتار و جهانبینی مردم است که سیاست را میسازد و اگر جهانبینی نادرست در آنان رسوخ کند، همانگونه میشود که یاختهها از غذای نادرست تغذیه کنند و بدن از کارکرد سالم باز بماند. بنابراین خشنود بود که بیش از هر کس دیگر، دو کلمۀ «ایران» و «فرهنگ» بر قلم اش رفته است. چنان که مینویسد «منظورش وطنپرستی خام و احساساتی نیست. منظور قدرشناسی نسبت به یک دفینۀ تمدن است». اما در باب فرهنگ «مفهوم وسیع و عام آن را در نظر داشته، یعنی جهانبینی و رهیافت زندگی، یعنی آنچه هویت قومی و شخصیت انسانی یک ملت را تشکیل میدهد».
در پایان باید گفت اسلامی ندوشن روشنفکری اخلاقگرا، واقعگرا و ایراندوست بود که تأکید بر فرهنگ و تمدن ایرانی داشت که این میراث را فراموش نشود. از این رو با نگاه به کارنامۀ زرین فرهنگی او و تأثیراتی که بر خودشناسی و هویت ایرانیان دارد میتوان دریافت چرا از زندگی خود خشنود بود و میگفت «هرچه میخواستم خیلی بیش از آنچه سزاوار بوده از خوانندگان خود و از مردم ایران گرفتهام و چیزی طلبکار نیستم» و سرانجام مفهوم واقعی این سؤال را درک کرد و بدان پاسخ داد که «چه چیز را میتوانیم دست پُر بنامیم؟»
نتیجه
از آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت اسلامی ندوشن، ادیبی است روششناس که با استفاده از روشهایی که گفته شد ادبیات را به سمت معناشناسی سوق داد و برای کارکردهای آن، بعد اجتماعی را هم در نظر میگرفت. زیرا معتقد بود به باروری شخصیت ملی نیز منتهی میشود. او به سنت و دوران گذار از آن به مدرنیته ـ که همراه با تغییرات شدید هویتی و یکی از مهمترین چالشهای فرهنگی زمانه ما است ـ توجه ویژه داشت و بیشتر در پی آن بود تا با شناساندن خصایص فرهنگی و پرداختن به زبان و ادبیات فارسی، نشانههایی از هویت ایرانیان را برای آنان بازشناسی کند. از این رو، دقت هویتکاوانهای در کارهای پژوهشی خویش داشت. زیرا معتقد بود هویت ملی یکی از عوامل مؤثر بر وفاق و انسجام اجتماعی و پیوند بین نسلها است و استحکام و استقرار و تقویت آن میتواند افراد را در برابر تغییرات سریع جهان امروز تا حدی حفظ کند. بنابراین در آثار خود با کمک ادبیات و تاریخ، مخاطب را به شناخت عناصر هویتساز رهنمون میساخت و از آنجا که شخصیت علمی او تدقیقگرا و انتقادی بود، به خوب و بد عناصر مندرج در ادبیات نیز توجه داشت. همچنین یادآوری این نکته ضروری است که معناشناسی او سیمایی فرهیخته از فرهنگ ایرانی به نمایش میگذارد. بنابر این میتوان نتیجه گرفت که توجه او به این عناصر به معرفی هویت جامعه ایرانی انجامیده است. از سوی دیگر، دریافت چرا معتقد بود جوانان را باید بیشتر با هویت ملی خود آشنا کرد و جلوی بیاهمیتی یا کمتوجهی آنان را به ارزشهای ملی و تخریب ذهنیتشان را در برابر تهاجمات فرهنگی گرفت. بنابراین باید گفت این ادیبِ دانا، ملیگرایی است که به عناصر هویت ایرانی توجه کرده و کوشیده به بالندگی این عناصر فرهنگی دامن بزند. زیرا به نظر او هیچچیز با ارزشتر و ثمربخشتر از میراث غنی تمدنی برای یک ملت نیست. از اینرو برای شناسانیدن هویت ایرانی دست به قلم برد و کتابهای متعددی نوشت. او به راستی عاشق ایران و ایرانی بود و گواه این مدعا سروده اوست:
آن دخت پریوار که ایران من است
پیدا و نهان بر سر پیمان من است
هم نیست، ولی نهفته در جان من است
هم هست ولی دور ز دامان من است
| حامد ایرانشاهی |
| مدیرکل خدمات آرشیوی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران |
اسلامی ندوشن در جغرافیای ناسیونالیسم ایرانی
ناسیونالیسم ایرانی در دو حوزۀ قابل تحلیل است: نخست در حوزۀ روشنفکری که با انقلاب مشروطیت بروز و ظهور یافت، سپس در حوزۀ سیاستورزی، که با روی کار آمدن حکومت پهلوی در فضای سیاست ایران مطرح شد، که البته خود در دو قالب قابل تحلیل است: ۱- در قالب حاکمیت سیاسی (گفتمان غالب) ۲- در قالب ایدئولوژی مبارزه (یا به تعبیر میشل فوکو گفتمان مقاومت).
رضاشاه با استقرار گفتمان مدرنیسم مطلقۀ پهلوی، بیش از همهچیز به عنصر ایرانیت تأکید میورزید و این میراث او تا پایان عصر پهلوی، کم و بیش تداوم یافت. در مقابل آن، مصادف با جنبش ملی شدن صنعت نفت، ناسیونالیسم ایرانی در قالبی دیگر بروز و ظهور یافت و این بار توأم با دموکراسیخواهی در فضای ایران پدیدار شد. یعنی از اواخر دهۀ ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب اسلامی، ایران شاهد رویارویی دو تفسیر از ناسیونالیسم با یکدیگر بود. (یکی توأم با سلطنت مطلقه، و دیگری توأم با دموکراسیخواهی).
به این ترتیب تا پایان عصر پهلوی رد ناسیونالیسم ایرانی را در هر دو حوزۀ سیاسی جامعه، میتوان رهگیری کرد، اما پس از وقوع انقلاب اسلامی، این اندیشه در سیاست، به محاق رفت و نه در قالب گفتمان غالب، و نه در قالب گفتمان مقاومت، نشان جدی و مؤثّری از آن در سپهر سیاست ایران باقی نماند.
با این حال ناسیونالیسم ایرانی در حوزۀ روشنفکری، پس از انقلاب اسلامی به جد تداوم یافت و همچنان نیز تأثیرگذار است. مفهوم ایران همواره در فضای روشنفکری پس از انقلاب از مفاهیم پرتکرار و پرطرفدار بوده و بدون تردید مرحوم دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن را میبایست مهمترین پرچمدار این اندیشه دانست و آثار وی را باید در این چارچوب تحلیل کرد.
مخرج مشترک تمامی آثار وی، ایراندوستی و ایرانخواهی است و شاید هیچ اندیشمندِ پرکاری را نتوان همچون او یافت که تا این اندازه بر این مسئله تاکید ورزیده باشد.
او اگر بر دموکراسی تأکید دارد در درجۀ اوّل آن را برای ایران میخواهد، و به همین ترتیب اگر فردوسی را ارج مینهد و سوژۀ بسیاری از تألیفات خود قرار میدهد نه به جهت ارائۀ یک تحقیق ادبی، و یا انجام یک پروژۀ علمی در حوزۀ ادبیات فارسی است، بلکه مراد او برجسته کردن مفهوم ایران است.
به زعم نگارنده آثار مرحوم دکتر اسلامی ندوشن در پنج دسته به شرح زیر قابل تفکیک هستند:
۱- آثار ادبی که شامل مجموعۀ اشعار، ترجمههای ادبی، داستانها و تحلیل آثار شاعران ایرانی است که آثاری چون چشمه، آواها و ایماها، پنجرههای بسته، و افسانه و افسون نمونۀ آن است.
۲- خاطرات و زندگینامۀ خودِ استاد که «روزها» اصلیترین اثر در این حوزه است.
۳- آثار ایرانشناسی که شامل کتبی چون ایران را از یاد نبریم، جام جهانبین، چهار سخنگوی وجدان ایران و صفیر سیمرغ نمونۀ آن است.
۴- آثار فرهنگی و هویتی همچون فرهنگ و شبهفرهنگ، گفتیم و نگفتیم، ایران چه حرفی برای گفتن دارد، هشدار روزگار، گفتن نتوانیم و نگفتن نتوانیم، که مسئلۀ آنها توجه به مسئلۀ هویت است.
۵- و آثار سیاسی همچون در کشور شوراها، ذکر مناقب حقوق بشر در جهان سوم، آزادی مجسمه و… که توجه به مفاهیمی همچون دموکراسی، حقوق بشر و مواردی از این دست دارد.
به رغم این تقسیمبندیها، محال است حتی به شکل اتفاقی میان هر یک از آثار دکتر ندوشن را باز کنی و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم نشانی از ایران نیابی.
وی تمام عمر علمی خود را وقف ایران کرد همۀ فضیلتهای ارزشمند را برای ایران میخواست و معتقد بود که مفهوم ایران ترکیبی از همۀ اینهاست.
او قویاً معتقد بود که خود مفهوم ایران، موجودیت ایران را همیشه حفظ کرده و حفظ خواهد کرد. او در کتاب گفتن نتوانیم و نگفتن نتوانیم میگوید: ما در روزگاری زندگی میکنیم که دنیا نشانههای بحران از خود نشان میدهد. بنابراین هر اقدامی که بتواند آگاهی ملی را در مردم بیدار کند باید از آن غافل نماند. هر کشوری قائمههایی دارد که برای ادامۀ حیات خود بر آنها تکیه میکند. قائمۀ ایران فرهنگ اوست. (گفتن نتوانیم و نگفتن نتوانیم: ۱۱۳-۱۱۴)
ایران در اندیشۀ مرحوم دکتر ندوشن یک جغرافیا و یا یک موجودیت سیاسی نبود، بلکه مجموعهای از اندیشههای انتظام یافته بود که هم باید از آنها محافظت کرد و هم این اندیشهها این قابلیت را داشتند که از موجودیت ایران محافظت کنند.
وی در گفتهها و ناگفتهها میگوید: در مورد آنچه تهاجم فرهنگی خوانده میشود تنها ما طعمهاش نیستیم. هندی، چینی، روسی، مصری و یمنی هم هست. منتها هرکس ضعیفتر باشد این ویروس زودتر به سوی او هجوم میبرد. موضوع به این سادگی نیست که فلان فیلم باشد یا نباشد، یا ماهواره بیاید یا نیاید. موضوع ربط پیدا میکند به مسائل بنیادی از نوع اقتصاد، و انتظام اجتماعی و آموزشی. (گفته و ناگفته ها: ۸۷- ۸۸)
و یا در بخش دیگری از همین اثر میگوید: استعمارزدایی فرهنگی در نظر من یعنی شخصیت و استقلال فکری به مردم ایران دادن و روح او را به دانش، هنر، و فلسفه باز نهادن. استقلال فرهنگی معنیاش این نیست که ما به جای آنکه در خلوت و در قلب خود دیندار باشیم آن را ببریم به جمع و با تظاهر همراه کنیم و باز مفهومش این نیست که در هر مطلبی که میگوییم یک کلمۀ اسلامی دنبالش بگذاریم تا کارمان پیش رود. (گفتهها و ناگفتهها: 23)
او همۀ اینها را می گوید که ایران معاصرش را پالایش کند، و ایرانِ تاریخی را مطرح میکند تا به مدد آن، این پالایش اصولیتر صورت پذیرد.
او به روشنی میداند که اگر ملتی از حداقل سطوح اخلاقی خودش تنزل کند برگرداندن آن به طرف اصول اخلاقی مشکل است. (زندگی عشق و دیگر هیچ: ۵۳۵) و به همین جهت تلاش میکند تا با تکیه بر عناصر فرهنگ ایرانی جلوی این سقوط را بگیرد.
او در جای دیگری میگوید: آنچه بیش از هرچیز در شاهنامه بر آن تاکید شده انسانیت انسان است، به این معنا که به هر قیمتی زندگی را نخواهد. بلکه برای آن ارزش قائل شود. روح شاهنامه این است. در شاهنامه نه رویۀ پهلوانی مورد ستایش است، نه برتری نژاد، بلکه باید به کسی حق داد که انسانتر است. (دیروز، امروز، فردا: ۲۸۰- ۲۷۹)
او باز در جای دیگری میگوید: زنان شاهنامه هنوز میتوانند بهترین الگو برای زنانی باشند که بخواهند در همین آغاز قرن بیستویکم، به جایگاه واقعی خود دست یابند.(از رودکی تا بهار: ۱۱۰)
سقوط از انسانیت در اندیشۀ او بدترین سقوطی است که بشر میتواند تصور کند و از نظر او توجه به فرهنگ ایرانی میتواند جلوی این سقوط را بگیرد.
دکتر ندوشن هرگز شاهنامه، مثنوی، و حافظ را تحلیل نمیکند که فردوسی و مولوی و حافظ را معرفی کرده باشد و به تعبیری کار علمی کرده باشد، بلکه او آنها را بهعنوان خادمان فرهنگ ایران معرفی میکند، که همواره تلاش داشتهاند که این مفهوم (ایران) را اعتلا دهند. حتی نگاه او به کلیت زبان فارسی نیز همچنین است. او می گوید: چرا ادبیات فارسی در زمان سامانیان با آن سرعت رو به گسترش نهاد، آیا نه آن بود که بارویی بود برای تأمین استقلال و ایستادگی (ایران) در برابر خلافت بغداد. ( هشدار روزگار: ۱۵۶)
مرحوم دکتر اسلامی ندوشن یکی از پرکارترین اندیشمندان روزگار ما بود و در مقیاس او هیچکس را نمیتوان یافت که به اندازۀ او دلباختۀ ایران باشد و در این سطح ایران را معرفی کرده باشد.
در انتها باید گفت با توجه به تعاریفی که از مفهوم ناسیونالیسم مطرح شده، بدون تردید مرحوم دکتر اسلامی ندوشن را میبایست یک روشنفکرِ ناسیونالیست دانست و او را در این چارچوب تحلیل کرد.
و نتیجه آنکه اگر رضاشاه پهلوی را باید نماد ناسیونالیسم ایرانی در حاکمیت سیاسی دانست و مرحوم دکتر مصدق را نماد ناسیونالیسم ایرانی در گفتمان مقاومت، مرحوم دکتر اسلامی ندوشن را نیز باید نماد ناسیونالیسم ایرانی در حوزۀ روشنفکری تحلیل کرد و او را بزرگ پرچمدارِ آن دانست.
| یدالله جلالی پندری |
| استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد |
خاطرهای از «محمّدعلی اسلامی ندوشن»
مدیونگریزی در میان دو اردیبهشت
یکی از فواید فرهنگی دوران اصلاحات، اشتیاقی بود که در مردم برانگیخته شده بود تا به نکوداشت مفاخر شهر و دیار خود بپردازند به گونهای که اگر به فهرست فعالیتهای فرهنگی آن دوران نگریسته شود عبارت «همایش برای نکوداشت…» بسیار به چشم میخورد. این اشتیاق در میان اهل فرهنگ یزد هم به وجود آمده بود و ابتدا قرار شد از استاد ایرج افشار درخواست شود تا با مراسم بزرگداشت خود موافقت کنند اما ایشان با اشاره به برخی حواشی و ماجراهای جانبی، نصیحتوار گفته بود که به کارهای جدیتر بپردازید! با این ناکامی، اهل فرهنگ یزد به سراغ دکتر اسلامی ندوشن رفتند. ایشان گفته بود که موضوع نکوداشت و بزرگداشت لوث شده است و اجازه بدهید که این جریانها فروکش کند تا بعد تصمیم بگیرم. اما دوران اصلاحات رو به پایان بود و این اطمینان وجود نداشت که در دورۀ بعد بتوان با شور و اشتیاقی که در این دوره وجود داشت، مراسمی برگزار کرد آن هم برای کسی چون دکتر اسلامی که چهرۀ مغضوب همه دولتها و حکومتها بود.
باری، در اسفند 1383 آقای علی غیاثی ندوشن که همولایتی دکتر اسلامی بود و در آن زمان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد هم بود اهل فرهنگ یزد را تا خانۀ دکتر اسلامی در تهران همراهی کرد برای مذاکرۀ مجدد. دلایل گفته شد،پاسخها شنیده شد و نهایتاً دکتر اسلامی با این موضوع موافقت کرد که عنوان مراسم چیزی شبیه به دیدار دوستانه باشد نه همایش و بزرگداشت و نکوداشت و مشروط به آنکه هیچ نهاد دولتی در این موضوع مداخله کند چون نمیخواهد اسیرِ سیاستِ مدیونسازی آنها باشد. به این ترتیب اولین مشکل بزرگ ظاهر شد چون مدیر کل ارشاد با ما بود. اما او با واقعبینی به درخواست دکتر اسلامی توجه کرد و قول داد که بهعنوان یک دوستدارِ دکتر اسلامی در این مراسم حضور خواهد داشت نه بهعنوان مدیر کل ارشاد یزد و دوایر تحت امر او نیز در این مراسم مداخله نخواهند کرد. ما دیدارکنندگان خوشحال از این موفقیت به یزد بازگشتیم و آقای مسرت برای این مراسم کمیتههایی را طراحی کرد و قرار شد که مراسم در یزد و ندوشن برگزار شود آن هم در 3 روز یعنی چهار جلسۀ صبح و بعدازظهر و یک جلسه بهصورت سفر به ندوشن. همۀ کسانی که در آن کمیتهها حضور داشتند از حضور مخاطب لازم برای این تعداد جلسه تردید داشتند اما قرار شد که با امیدواری کارها صورت گیرد.
مراسم دیدار دوستانه با دکتر اسلامی در روزهای 21 تا 23 اردیبهشت 1384 در یزد و ندوشن برگزار شد و به این مناسبت کتابی با عنوان رهاورد دیدار نیز انتشار یافت. حضور انبوه دوستداران دکتر اسلامی در جلسات صبح و عصر نشان داد که هنوز هم شوقها کاملاً نخشکیده است هرچند در خشکاندنِ آن بیدریغ کوششها کردهاند، و برای نخستینبار دیده شد که دکتر اسلامی در برابر انبوه مشتاقان خود اشک میریزد که گزارش دیدار او با مردم ندوشن در مقالۀ آقای دکتر جلالی ندوشن در روزنامۀ اعتماد درج شده و میتواند بار دیگر تجدید چاپ شود.
این مراسم در نوع خود بینظیر بود زیرا هیچکدام از بزرگداشتهایی که برای مفاخر کشور برگزار شده بود به 3 روز نرسیده بود آن هم با این جمعیتی که شگفتانگیز بود.
باری، آنچه در اردیبهشت 1384 از دکتر اسلامی دیده شد پرهیز او از مدیون شدن بود و این خواستۀ او کاملاً تحقق یافت چون بر اوضاع مراسم نظارت داشت. اما در اردیبهشت 1401 او دیگر در میان ما نیست که از مدیون شدن پرهیز کند امّا شگفتا که اوضاع روزگار گاه چنان مددرسانِ درگذشتگان میشود که خواستههای آنان، بیآنکه خود در میان باشند، تحقق مییابد، و اینچنینها شد که کالبد او، از ایران، که آن همه به آن عشق میورزید، دور ماند و در واقع از مدیون شدن دور ماند امّا آزادگیِ او کاملاً محفوظ ماند.
اپوشکرداران ایران را به تباهی میکشانند
در باورهای کهن ایرانی، نیروهای نیک و بد همواره در ستیزند و سرانجام سپیدی، روشنایی، نیکی، و راستی بر سیاهی، تیرگی، بدی و ناراستی پیروز خواهند شد. یکی از نمودهای این باور کهن را در استوره نبرد تیشتر و اپوش میتواند بازیافت و در دنیای امروز اپوش تمثیلی است از افراد بدخواه و کژاندیشی که با اندیشه، کردار و گفتار ناشایست خود، ایران و جهان را به سوی تباهی میکشانند. در استورههای ایرانی، اپوش، دیو خشکسالی است که با تیشتر، ایزد باران در نبرد است. اپوش نام پارسی ستاره قلبالعقرب است. قَلبالعَقرَب(کژدمدل)، یا سَدویس یا (Antares یا Alpha Scorpii) درخشانترین ستارهٔ صورت فلکی کژدم و یکی از درخشانترین ستارههای آسمان است.
تیشتر درخشانترین ستارهٔ آسمان شب است. تیر یا تِشتر در فارسی، تیشتر در پهلوی و تیشتریه در اوستا، در زبان فارسی به نامهای دیگر همچون شباهنگ، کاروانکُش، وَراهنگ، شبکش، ستاره خُنُک، ستاره سحری هم نامیده شده و به عربی شِعرای یمانی یا شِعری العَبور گویند و همان سیریوس(Sirius) است.
واژه اوستایی اپوش به معنی «از میان برنده یا پوشاننده آب» و صفتی برای دیو خشکسالی و بیبارانی و نماد تابستانهای خشک و سوزان در بیشتر سرزمینهای ایرانی است. اپوش، در اوستا به اسبی سیاه تشبیه میشود. تیشتر نیز در اوستا (تیریشت) به اسبی سپید تشبیه میشود. تیشتر، ایزدستارهای سپید، درخشنده و دور پیدا، آبسرشت و سرور همه ستارههاست. طلوع او همزمان با تازش دوباره چشمههای آب است. تیشتر مهمترین ایزدِ بارانساز است. تیشتر، در ابتدای آفرینش، در نبرد آب با اهریمن نقش اساسی داشت و به سه پیکر بسیار نیرومند شد: مرد پیکر، گاوپیکر و اسبپیکر و به هر پیکری ده شبانهروز باران سیلآسا باراند (در مجموع یک ماه یا ۳۰روز) و از این طریق در هفت کشور، چندین دریا و دریاچه و رودخانه پدید آمد. سپس به شکل اسب زیبای سپیدِ زرینگوش درآمد و در دریای فراخکرت با دیوِ اَپوش (دیوِ خشکسالی) که به شکل اسب سیاهی بود بر سرِ بارشِ باران نبرد کرد و سرانجام از کارزار پیروز به در آمد و آبها توانستند بیمانع به سراسر گیتی پخش شوند. بین تیشتر و اپوش دو نبرد در میگیرد. در نخستین نبرد تیشتر از اپوش شکست میخورد و نالان از چیرگی خشکسالی بر ایران زمین، می گریزد. اما در دومین نبرد، تیشتر بر اپوش پیروز میشود و سرزمینهای ایرانی را نوید باران و آب و آبادانی میدهد. در گاهشماری ایرانی، سیزدهمین روز هر ماه و چهارمین ماه هر سال به نام تیر خوانده میشود و به فرخندگی همنامی روز و ماه به نام ایزد تیر و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان، روز سیزدهم تیرماه، جشن تیرگان یا تیرو جشن برگزار میشود. به خجستگی ایزد باران و ترسالی، آبپاشی از آیینهای شاد این جشن است که آن را به نام جشن آبریزگان یا آبپاشان نیز مشهور کرده است.
منابعی برای مطالعه بیشتر:
اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، ج۲، مروارید، تهران، ۱۳۷۵، ص۹۰۳ و۹۶۶.
بندهش، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، توس، تهران، ۱۳۸۵، ص۶۷-۶۳.
فرهنگ اساطیر ایرانی، خسرو قلیزاده، کتاب پارسه، تهران، ۱۳۸۷، ص۶۱و۱۷۰.
درختان مشهد قربانی تفاهمنامه شهرداری با ارتش
درختان را در مشهد سر بریدند. درختانی که تا همین چند روز پیش میدان مشق و میدان تیر پادگان 77 لشکر را به چشم خود میدیدند، حالا دیگر به ریشه بند نیستند. دیروز، 17 خرداد گروهی برای دادخواهی از درختان سر بریده راهی پادگان شدند. درهای پادگان را بسته بودند. توضیحات مسئولان مختصر و رسمی بود. حاضران میگویند، درختان قربانی تفاهمنامهای 17 ساله میان شهرداری و ارتش شدند، تفاهمنامهای که میخواهد پادگان از شهر فاصله بگیرد و فضای خالی پارکی سرسبز شود. تفاهمی که خون بهای درختان را نادیده گرفته است.
اردیبهشت امسال سطح شهر مشهد از بنرهای تبلیغاتی پر شد. بنرهایی که خبر از توافقی بزرگ میداد، توافقی که بعد از گذشت 17 سال محقق شده بود. از شهرداری مشهد هم خبر رسیده بود که برای توافق 17 ساله که قرار بود در هفته کرامت رونمایی شود، قرار است به کارمندان شهرداری پاداش هشتاد و هشت هزار تومانی داده میشود. بنرها میگفتند که پادگان ثامن الائمه لشکر 77 مشهد سرانجام از داخل شهر خارج میشود. طرح خروج پادگانها از داخل شهر از سال 87 آغاز شده بود و در مشهد سرانجام، 19 اردیبهشت امسال در جلسه علنی شورای شهر مشهد نهایی شد. در شورای شهر مشهد، تفاهمنامه مشترک شهرداری با آستان قدس رضوی و ارتش به تصویب رسید. تفاهمی که میگفت، فضای داخلی پادگان باید به سطح شهر برگردد و بخشی از زمینهای پادگان که متعلق به آستان قدس رضوی بود به شهر متصل شود.
پادگان بیش از 180 هکتار است، قرار بود 43 درصد آن به شهرداری داده شود، در 50 هکتار از این فضا قرار است، پارک و بوستان سبز شود و 22 هکتار هم قرار بود، معابر شهری ایجاد شود. شهروندان در انتظار تحقق وعدههای شهرداری بودند که تصاویر سربریدن درختان در فضای مجازی منتشر شد
همان زمان، جواد خدایی، معاون استاندار خراسان رضوی به خبرنگاران گفته بود: در طرح مصوب مزبور، علاوه بر حفظ فضاهای سبز موجود و ایجاد امکان بهرهبرداری عمومی از آنها به عنوان فضای سبز شهری، بر صیانت از عناصر یادمانی موجود اعم از سولهها و بناهای تاریخی و میادین مشق تاکید شده است. ایجاد مسیر سبز ممتد از هسته مرکزی پادگان به سمت ارتفاعات جنوبی شهر و برقراری هم پیوندی میان عناصر سبز موجود شهر با پس کرانههای طبیعی از دیگر موارد انعکاس یافته در این طرح است.
او تاکید کرده بود: بازگشایی معابر و اتصال معابر شرقی، غربی و شمالی، مبتنی بر شبکه معابر موجود پادگان از دیگر موارد لحاظ شده در طرح مذکور است که این مهم گشایشی در مسیر تردد مردم و ساکنان و دستیابی بهینه شهر به مراکز خدماتی موجود در جوانب پادگان از جمله بیمارستانهای مقیاس شهری را در پی دارد.
پادگان بیش از 180 هکتار است، قرار بود 43 درصد آن به شهرداری داده شود، در 50 هکتار از این فضا قرار است، پارک و بوستان سبز شود و 22 هکتار هم قرار بود، معابر شهری ایجاد شود. شهروندان در انتظار تحقق وعدههای شهرداری بودند که تصاویر سربریدن درختان در فضای مجازی منتشر شد.
کاربران مجازی تاکید داشتند که بیش از 1000 اصله درخت را قطع کردند، درختانی که قرار بود، بخشی از فضای سبز باشند و شهرداری بدون توضیح اضافهای و صرفا برای باز کردن راه قطعشان کرده است. دیروز 17 خرداد، گروهی از فعالان مدنی به بهانه خونخواهی از درختان راهی محل پادگان در میانه شهر شدند.
فرشته تقی زاده، عضو هیات مدیره شبکه سمنهای محیط زیستی خراسان رضوی و مدیرعامل انجمن دیدهبان آب، هوا و زمین خراسان رضوی یکی از حاضران در تجمع اعتراضی دیروز است. او در گفتوگو با روزنامه پیام ما، وقایع را بازگو میکند: «مسئولان میگفتند که براساس نظریه کمیسیون ماده 7 تعدادی از درختان مجوز هرس و روت بال گرفتند اما تصاویر گویای قلع و قمع درختان توسط شهرداری است. مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز میگوید، تنها 50 اصله درخت قطع شدند، همین تعداد هم کم نیست که به راحتی اعلام میشود.» او ادامه میدهد: «هر طرحی باید پیش از اجرا، پیوستهای محیط زیستی و اجتماعی داشته باشد. درختان در حکم ریههای شهر هستند، نمیشود آنها را به بهانه ساخت سازه قطع کرد.»
او میگوید که فعالان محیط زیست و فعالان مدنی با قطع درخت به هر دلیلی مخالفند و این مخالفتشان را قرار است حتی به گوش شهردار هم برسانند. سروش باغبان، شهرساز و مدیرعامل بنیاد چهارطبقه نیز از دیگر اعضای حاضر در جلسه دیروز بوده است. او در گفتوگو با روزنامه پیام ما از وجود ساختمانهای تاریخی در محل پادگان خبر میدهد، ساختمانهایی که باید ثبت ملی شوند و به فضای شهری باز گردند: «در واقع این فضا خط سیر تاریخی قاجار و پهلوی است و بسیار به هویت مشهد متصل است.»
به فعالان حاضر در تجمع اجازه ورود به پادگان و کنکاش بیشتر ماجرا را ندادند. آنها میگویند که تمام روزنههای اضافه هم برای دیدن فضای داخلی پادگان بسته شد تا مبادا چشمی به فضایی که هنوز نظامی است بیفتد. فضایی که گفته میشود امروز و فردا به شهرداری واگذاری نهایی میشود.
این اولین بار نیست که توافق شهرداری و ارتش با حواشی همراه میشود، خاطره بنرهای شهرداری تهران در خیابان پاسداران برای انتقال پادگان 06 هم در ذهن پایتختنشینان تازه است. توافقی که به سرانجام نرسید و در نهایت ارتش عقب نشست. عقبنشینی که مشهدیها امیدوارند نصیب شهر آنها نشود.
آب و خاک ماهشهر دارد از بین میرود
اولین روز همایش محیط زیست دریایی و تالابها و همایش ملی علوم و فنون دریایی که 17 خردادماه در ماهشهر برگزار شد، نمایی از کشاکش نیروهای مختلف توسعه و حفاظت بود. در سخنرانیهای این روز هر کدام از سخنرانان گاه در لفافه و با چشم و زمانی به عیان یکدیگر را مورد خطاب قرار میدادند، یک گروه برای گرفتن مجوز برای توسعه فعالیتها و گروه دیگر در انتقاد از عملکرد شرکتهایی که گرچه امروز داعیهدار ایجاد اشتغال هستند اما مولفههای توسعه پایدار یا آنطور که علی سلاجقه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مایل است عنوان کند «پایداری توسعه» را رعایت نکردهاند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان به عنوان اولین فرد و تنها سخنرانی که حادثه متروپل را به حاضران در این مراسم تسلیت گفت در خوشامدگویی خود به مهمانان این مراسم، مجموعهای از عوامل تهدیدکننده محیط زیست در ماهشهر را برشمرد. به گفته محمد جواد اشرفی، پسابهای صنعتی ناشی از فعالیتهای پتروشیمی و پالایشگاهی، پسابهای شهری حاشیه نقاط ساحلی خرمشهر، آبادان، شادگان و بندر امام و ماهشهر، پسابهای کشاورزی که خوریات را تحت تاثیر خود قرار داده است، فعالیت و تردد کشتیها، قاچاق سوخت و تخلیه ناگهانی سوخت در نوار ساحلی و خوریات از جمله مواردی که باید برای آن ها اقدامات اساسی و چارهجویی داشته باشیم.
معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری خوزستان سخنران بعدی این مراسم به نظر میرسید در سخنان خود به نوعی تلاش کرد قرعه را بار دیگر به نفع پتروشیمی برگرداند. او در ابتدا با اشاره به اینکه زمانی بحث سدسازی در کشور داغ بود و در حال حاضر پتروشیمی رونق گرفته است، به این نکته اشاره کرد گرچه کسی نیست علیه محیط زیست حرف بزند اما باید عملیاتی و بر اساس شاخص ها فعالیت کنیم و ملاحظات گونههای گیاهی و جانوری و تالاب ها و… در نظر بگیریم
اشرفی در عین حال به این نکته اذعان کرد که اقدامات مثبتی هم در راستای کاهش تخریبها صورت گرفته و برخی پتروشیمیها که حجم زیادی جیوه وارد خور میکردند با استفاده از تجهیزات مدرن این میزان را کاهش داده و حتی در مواردی از پتروشیمی آلاینده به صنایع سبز تبدیل شدهاند. با این وجود به گفته اشرفی همچنان درصد جیوه در خوریات بسیار بالاست و شرکتهایی هستند که بدون توجه به مسائل محیط زیست در راستای منافع اقتصادی خود در منطقه ماهشهر فعالیت میکنند. نمونه این پتروشیمیها «شیمی بافت» است که پساب با غلظت اسید 70 تا 80 درصد وارد خور میکند و پرونده این شرکت هم در مراجع قضایی موجود است یا پتروشیمی رازی علاوه بر اینکه آلودگی هوا ایجاد میکند، پسابهای آلوده را به خور میریزد و علیرغم پیگیریهای محیط زیست همچنان برخورد مناسبی با این پتروشیمی صورت نگرفته است.
حجتالاسلام امیر محمدیپور امام جمعه شهرستان ماهشهر نیز در این مراسم ضمن برشمردن اهمیت محیط زیست به مساله اشتغال در منطقه ماهشهر توجه نشان داد و از درخواستهای متعدد محلیها برای یافتن شغل برای جوانانشان گفت که به معضلی در منطقه بدل شده است.
مدعیان محیط زیست
در ادامه این همایش پیام برزگر مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر سخنان خود را چنین آغاز کرد: «دوستداران محیط زیست که هر کدام ید طولایی در ادعا دارید ولی اینکه در عمل چقدر هستید نمی دانم، همه فکر میکنیم دوستدار و وفادار به محیط زیست هستیم و علاقه داریم که کمتر محیط زیست را خراب کنیم و تحویل آیندگان دهیم من به شما سلام عرض می کنم. این سلام خوبی است به دوستداران محیط زیست!» او در ادامه ضمن تبریک هفته کرامت و گفتارهایی درباره فرزند امام موسی بن جعفر و نقل احادیثی از امام هشتم شیعیان به مساله اهمیت پتروشیمی در زندگی روزمره مردم پرداخت.
مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر با اشاره به اینکه از لباسی که میپوشیم تا کفش و سایر وسایل زندگی همه به پتروشیمی وابسته است، گفت: اگر پتروشیمی نبود باید از چوب بیشتری استفاده میکردیم و اساسا زندگی امروز با پتروشیمی عجین شده است.
به گفته این مقام مسئول استانداردهایی که برای پتروشیمی در نظر گرفته میشود سختگیرانه است. برزگر در ادامه گامهایی که پتروشیمی در راستای حفاظت از محیط زیست برمیدارند را برشمرد که از جمله آن ها نهال کاری و ایجاد فضاهای سبز است. او با این مقدمه درخواست خود را از علی سلاجقه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مطرح کرد که همان اجازه توسعه پتروشیمی در ماهشهر و راه اندازی فازهای جدید است تا در مقابل آن ها فضای سبز را توسعه دهند و بتوانند محصولات متنوع تولید کنند.
به گفته برزگر «ظلم به طبیعت ظلمی است ماندگار و خوشبختانه در وزارت نفت وزیر عاقل، اندیشمند و حکیم بر سر کار است تا الزامات توسعه یک صنعت رعایت شود». او تاکید کرد که فریبکاری ممنوع است و طرحی در پتروشیمی مورد تایید قرار نمیگیرد مگر اینکه الزامات محیط زیستی در آن رعایت شده باشد.
او با طرح درخواست خود برای احداث واحدهای جدید در جنوب، سراغ شمال کشور رفت و به سفری به این منطقه اشاره کرد که در آن یک مدیر پتروشیمی متدین به او گفته بود محیط زیست نفس آن ها را گرفته و با وجود فعالیتهای متعددشان باز هم این سازمان اشکالات فراوانی به آن ها میگیرد. او گفت من از این مدیرکل نام نمیبرم مبادا که سلاجقه او را از کار برکنار کند و در ادامه بار دیگر به مساله توسعه پرداخت و افزود: برای اینکه در مسیر توسعه صنعتی قرار بگیریم باید به سرعت حرکت کنیم. کشورهای صنعتی صنایع آلایندهشان دهها برابر کشورهای توسعه نیافته یا جهان سوم یا هر چیزی است که خودشان اسم میگذارند. البته آن ها خودشان عقب افتاده ذهنی هستند و از این رو به دوره بربریت برگشتهاند. بشر چند هزار سال پیش به حریم انسانی قائل بود و بهترین پوشش را ایرانیان سه هزار سال پیش داشتند و بشر امروز برهنگی و وحشیگری و ارتجاع مدرن را مد کرده است. در مقابل مردمان مناطق اسلامی متمدن و بافرهنگ هستند. غربی ها دستاوردهای دانشمندان ما را بردند و روی ریلی که ما گذاشتیم کشورهای صنعتی شدند ولی بعد این دانش را از ما دریغ کردند.
به گفته برزگر ما باید هاب جدیدی داشته باشیم تا با طرح های توسعه تکمیلی محصولاتی با ارزش ده ها تولید کنیم اما این امر با همکاری سلاجقه و همکاران او در سازمان حفاظت محیط زیست تسهیل میشود. او در این بخش مقوله اشتغال را مدنظر قرار داد و گفت با چنین اقدامی است جوانها سر کار میآیند، یعنی همان معضلی که پیشتر به آن پرداخته شده بود حل میشود.
آوارگی صیادان ماهشهر
حبیب آغاجری نماینده مردم شهرستان ماهشهر و بندر امام خمینی به عنوان سخنران بعدی این مراسم، سخنان خود را با تاکید بر ارزشهای محیط زیستی منطقه آغاز کرد. به گفته او در این منطقه خورهای متعددی وجود دارد که هر کدام میتواند یک بندر باشد. در عین حال این خورها زیستگاه غنی برای آبزیان منطقه است و تا پیش از ورود پتروشیمی به ماهشهر معاش اغلب مردم از راه صیادی تامین میشد اما با تخریب زیستگاه به واسطه فعالیت های پتروشیمی به مرور آبزیان منطقه نیز کاهش یافتند. همین موضوع باعث شد اگر در گذشته مردم برای ماهیگیری به ماهشهر میآمدند در سالهای اخیر مردم این منطقه باید برای صیادی به سایر مناطق بروند.
او با ذکر چنین پیشینهای از ماهشهر تاکید کرد که توسعه باید همراه با محیط زیست باشد و شکل تبلیغاتی به خود نگیرد. به گفته این نماینده مجلس در حال حاضر پساب بسیاری از پتروشیمی ها به دریا وارد میشود و این معضل نیز با چند تصفیه خانه حل نمیشود، علاوه بر آسیب پساب برای آبزیان، چالش دیگر این منطقه آلودگی هوا است که مردم را دچار مشکل کرده است.
آغاجری در همین رابطه داشتن پیوست محیط زیستی را برای هر طرحی خواستار شد و تاکید کرد که باید اولویت را به محیط زیست بدهیم زیرا در این صورت توسعه داریم.
سد مارون 2 از دیگر نکاتی بود که این نماینده مجلس در این همایش به آن پرداخت. به گفته او منشا ریزگردها در منطقه به واسطه سدهایی است که احداث شده است. پیش از این سدها آبی که از رودخانه ها طغیان میکرد تالاب ها و… را مشروب میساخت اما در حال حاضر آبی در رودخانهها نداریم که طغیان کند و همین موضوع به خشک شدن تالاب ها و خورها و تبدیل آن ها به منشا ریزگرد منجر شده است. در حال حاضر رودخانه جراحی آب ندارد و در ماهشهر با مشکل آب مواجه هستیم و کشت محصول نیز ممنوع شده است اما در چنین شرایطی برخی قصد دارند سد مارون 2 را هم احداث کنند. علاوه بر این سد چمشیر که خبر از آبگیری آن به گوش میرسد نیز ممکن است شرایطی به مراتب بدتر از گتوند داشته باشد و رهاسازی آب آن تنها به بدل کردن زمین های کشاورزی به شورهزار منجر شود.
مانع اشتغال نباشیم
آقارضا فتوحی معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری خوزستان سخنران بعدی این مراسم به نظر میرسید در سخنان خود به نوعی تلاش کرد قرعه را بار دیگر به نفع پتروشیمی برگرداند. او در ابتدا با اشاره به اینکه زمانی بحث سدسازی در کشور داغ بود و در حال حاضر پتروشیمی رونق گرفته است، به این نکته اشاره کرد گرچه کسی نیست علیه محیط زیست حرف بزند اما باید عملیاتی و بر اساس شاخصها فعالیت کنیم و ملاحظات گونههای گیاهی و جانوری و تالاب ها و… در نظر بگیریم.
او ابتدا با نقد به پتروشیمی و آسیبهای آن به مثال برزگر برگشت که در آن از قول یک صاحب پتروشیمی نقل کرده بود محیط زیست نفس آن ها را گرفته است و گفت که سلاجقه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز میگوید پتروشیمی نفس مردم را گرفته است. فتوحی اضافه کرد: ما نباید تنها از فضای سبز حرف بزنیم. ما چرا در این منطقه پارک آبی نداریم یا در زمینه گردشگری کاری نکردهایم و باید در این زمینه اقدام کنیم. به گفته او استانداری خوزستان از هر پیشنهاد اقتصادی سازگار با محیط زیست حمایت میکند هر چند که از رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز میخواهیم توسعه پتروشیمی را در نظر بگیرد و منطقهای که آقایان گفته و نقشهبرداری کردهاند را لحاظ کند. معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری خوزستان در آخرین جمله خود تاکید کرد علیرغم اینکه اولویت محیط زیست است ولی مانع اشتغال هم نباشیم.
آب و خاک در ماهشهر در حال از بین رفتن است
آخرین سخنران این همایش علی سلاجقه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بود که باید با در نظر گرفتن تمام نکات اصلی و حاشیه به درخواستهایی که مطرح شده بود در هفته محیط زیست پاسخ میداد. او ابتدا به این نکته اشاره کرد که قرار بود سخنان دیگری را مطرح کند اما سخنرانیها او را از این کار منصرف کرد و افزود: در خوزستان اگر در سایر مناطق با گرد و خاک دچار مشکل هستیم در بندر ماهشهر آب و خاک در حال از بین رفتن است.
او در ادامه به رتبه ایران در موضوع تنوع زیستی اشاره کرد و کشورمان را جزو 20 کشور برتر در جهان در این زمینه دانست. به گفته رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گرچه ما با فرستادن یک لوله گاز ارزش افزوده ایجاد میکنیم اما همزمان با یک لوله پساب تمام منطقه را از بین میبریم.
سلاجقه با تاکید بر دانش بومی و آموزههای دینی در کشور به این موضوع اشاره کرد که بر اساس این موارد از 1400 سال قبل آب و خاک در ایران جزو مطهرات بودهاند و نیازی نیست که ما در قید و بند کنوانسیونهای جهانی باشیم: «اگر دنیا 50 سال است که به این نتیجه رسیده که تشکیلات محیط زیست داشته باشد ما پیشتر این تشکیلات را داشتهایم.» رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه به مساله توسعه و محیط زیست برگشت و با اشاره به جلسه شورایعالی محیط زیست به گفته رئیس جمهور استناد کرد که در آن به او گفته بود فارغ از تعامل هر جا نیاز است در برابر هر موضوع مخالف با محیط زیست موضع تقابل را حفظ کرد و محکم بایستد.
در همین رابطه سلاجقه به واحدهای پتروشیمی اشاره کرد. به گفته او گرچه منطقه ویژه ماهشهر در حال ترمیم اقتصاد کشور است اما آیا مردم ماهشهر پیش از آن شغلی نداشتند؟ در یکی از استانها از معدن سربی بازدید کردم که 40 تن خاک را به هم میزد و قیمت یک تن آن در بهترین حالت 1600 دلار بود این در حالی است که قیمت یک جانور در همان منطقه 40 هزار دلار است. از این روست که باید ببینیم چه چیزی را از دست داده و در مقابل چه چیزی دریافت کردهایم.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هزاران هکتار فضای سبز را هیچ افتخاری برای پتروشیمیها ندانست زیرا اگر این فضا را ایجاد نکنند پرسنل خودشان هم دچار مشکل میشوند. سلاجقه خطاب به مدیران استانیاش هم گفت: «مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان و معاونان او باید ارزشگذاری اقتصادی انجام دهند تا بسنجند تنوع محیط زیست منطقه چه بوده و اکنون چطور است زیرا فقط در این صورت است که میتوان ارزیابی درستی داشت. پتروشیمی رازی در ماهشهر آلودگی جوی و آبی ایجاد کرده و در نشستی که با رئیس قوه قضاییه داشتم عنوان شد که پرونده شرکتهایی که به تعهدات محیط زیستی خود عمل نکردهاند سریعا به قوه قضاییه ارسال شده و در خوزستان بررسی آن ها صورت نگیرد».
سلاجقه با بیان اینکه دولت سیزدهم کلنگ هیچ طرح جدیدی را به زمین نزده و تنها در حال ساماندهی پروژههای نیمه کاره است؛ بر امنیت محیط زیستی به عنوان یکی از مقولههای مهم در دنیای پسا کرونا اشاره کرد. به گفته او همه دستگاهها باید وظایف خود در راستای حفاظت از محیط زیست را انجام دهند. البته ما به دنبال فضای صفر و یک نیستیم و قرار گرفتن صنایع و محیط زیست در کنار هم ما را به پایداری توسعه میرساند.
چرا قانون هوای پاک 5 سال خاک میخورد؟
همزمان با فرارسیدن هفته محیط زیست رئیس سازمان محیط زیست در نشستی با رئیس و مسئولان ارشد قضایی در حالی خواستار شناسایی محیطبانان بهعنوان ضابطان قضایی شد که همزمان رئیس قوه قضاییه نیز در این نشست ضمن انتقاد نسبت به عدم اجرای قانون هوای پاک در حدود 5 سالی که از تصویب آن در مجلس دهم میگذرد، خطاب به مسئولان سازمان حفاظت از محیط زیست توصیه کرد که برگزاری جلسات شورایعالی حفاظت از محیط زیست را با جدیت دو چندان مورد توجه قرار دهند.
رئیس قوه قضائیه که دیروز به بهانه فرا رسیدن هفته محیط زیست در نشستی میزبان رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست بود، در بخشی از سخنانش با تاکید بر اینکه قانونگذار مجازاتی سنگین برای هرآنکه دست به تخریب زمین و محیط زیست بزند، در نظر گرفته، تاکید کرد که این مجازات حتی میتواند به صدور احکام سنگین قضایی بیانجامد؛ احکامی جهت مجازات جرایمی که بسته به میزان و شدت، حتی ممکن است مصداق «افساد فیالارض» باشد. این در حالی بود که همزمان رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست نیز در بخشی از سخنانش در این نشست، محیطبانان را بهعنوان گروهی خاص از ضابطها مورد اشاره قرار داد که عمده ماموریتهایشان مسلحانه است و خطاب به ریاست دستگاه قضایی گفت که سازمان حفاظت از محیط زیست این انتظار را دارد که گزارش ماموران این سازمان بهعنوان گزارش ضابطان قضایی مورد بررسی قرار بگیرد. این دو موضوع و البته نکته دیگری که بار دیگر رئیس سازمان محیط زیست خطاب به ریاست قوه قضائیه پیش کشید و با اشاره به تعداد بالای پروندههای محیط زیستی در کشور، خواستار ایجاد شعب تخصصی و ویژه جهت رسیدگی به این پروندهها شد، برخی از مهمترین موضوعات نشست روز گذشته بود.
غلامحسین محسنی اژهای گفت: «برای کسانی که زمین و محیط زیست را تخریب و آلوده سازند، مجازات سنگینی در نظر گرفته شده است و بر مبنای دستورات شرعی و قانونی، چنانچه این تخریب به حد مشخصی برسد، عنوان «افساد فیالارض» بر آن صدق میکند.»
با این همه اما در روزها و هفتههایی که بار دیگر آلودگی ناشی از گرد و غبار و دیگر انواع آلودگی هوا، به یکی از مهمترین معضلهای محیط زیستی کشور تبدیل شده، بحث در رابطه با چند و چون اجرای قانون هوای پاک، احتمالاً مهمترین موضوع بحث در این نشست بود و فراتر از دیگر موضوعات مهم نشست دیروز، مورد تاکید قرار گرفت. قانونی مجلسدهمیها تیرماه 1396 یعنی درست 5 سال پیش به تصویب رساندند اما نه تنها در همان زمان و یکی، دو سالی بعد یعنی تا وقتی مجلس دهم فعال بود، بلکه حتی پس از آن، بهرغم جابجایی دولت و مجلس، نه دولتمردان دولت اعتدالی دوازدهم و نیروی به اصطلاح انقلابی دولت سیزدهم، اقدامی درخور در راستای اجرای تام و تمام و بیکم و کاست آن به انجام رساندند و نهتنها نمایندگان مجلس سه فراکسیونی و میانهروی دهم، بلکه متعاقباً نمایندگان اصولگرای حاضر در مجلس انقلابی نیز _ حتی اگر شده از حیث نظارت _ ورود نکرده و گامی در راستای تحقق و اجرای این قانون برنداشتند.
قانونی که البته نه به این معنا که به تمامی کنار گذاشته شده باشد اما آنطور که باید و شاید اجرایی نشده و از قضا به همین دلیل غلامحسین محسنی اژهای در بخشی از نشست روز گذشته خطاب به مدیران سازمان حفاظت محیط زیست حاضر در این نشست این پرسش را مطرح کرد که «چند درصد از قانون هوای پاک _ که در تیر ۱۳۹۶ تصویب شد _ اجرایی شده است؟» رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه «پس از حدود ۵ سال از تصویب «قانون هوای پاک» باید بررسی شود که چه میزان از مفاد این قانون عملیاتی شده»، گفت: «چنانچه بسیاری از بخشهای این قانون بر زمین مانده و اجرایی نشده، ضرورت دارد یک آسیبشناسی در این رابطه از سوی سازمان حفاظت محیط زیست صورت گیرد.» محسنی اژهای همچنین در حالی تاکید کرد راساً نیز دستورهایی را در راستای اجرایی شدنکامل این قانون، خطاب به ریاست سازمان بازرسی کل کشور صادر کند که همین کوتاهی 5 ساله در اجرای تام و تمام قانون هوای پاک باعث شده که پایتخت در تمامی این سالها حدود یک دهم روزها را از هوای پاک برخوردار باشد و مجموع روزهای پاک در طول سال در تهران نهایتاً چیزی در حدود تعداد روزهای یک ماه باشد. آن هم در شرایطی که تعداد روزهایی که تهران هوایی ناسالم و خطرناک داشته نیز کم نبوده و طنز تلخ ماجرا آنکه دیروز و همزمان با برگزاری نشست مشترک قوه قضاییه و سازمان حفاظت از محیط زیست، آسمان تهران نه تنها یکی از آن روزهای ناپاکش را پشت سر میگذاشت، بلکه این بار در پی هک شدن سامانههای شهرداری پایتخت، اساساً امکان سنجش آلایندههای هوای تهران و تصمیمگیری در خصوص تعطیل یا غیر تعطیل بودن ادارات و مدارس و دانشگاهها فراهم نبود. آن هم در شرایطی که ساعتی از اتمام جلسه روز گذشته قوه قضاییه و سازمان محیط زیست نگذشته بود که طوفان گرد و خاک نیز آغاز شد و آسمان تهران را از آنچه بود، تیرهتر کرد و نفس شهروندان را نیز تنگتر.
به هر تفسیر اما آنطور که خبرگزاری میزان به نقل از مرکز رسانه قوه قضائیه از این نشست و آنچه از سوی رئیس قوه قضاییه، دادستان کلکشور، رئیس سازمان بازرسی و معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه و همچنین رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت از محیط زیست، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور و مدیران کل محیط زیست استانهای سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و اصفهان مطرح شد، گزارش داد، تاکید بر تعامل و لزوم همکاری دو طرف مورد تاکید طرفین قرار گرفته است. این در حالی بود که غلامحسین محسنی اژهای در بخشی از سخنانش با بیان اینکه «برای کسانی که زمین و محیط زیست را تخریب و آلوده سازند، مجازات سنگینی در نظر گرفته شده است و بر مبنای دستورات شرعی و قانونی، چنانچه این تخریب به حد مشخصی برسد، عنوان «افساد فیالارض» بر آن صدق میکند.» رئیس قوه قضائیه در ادامه این نشست با اشاره به تاریخچه، ساختار و اعضای شورایعالی حفاظت از محیط زیست، به مدیران سازمان حفاظت محیط زیست توصیه کرد که برگزاری مستمر جلسات شورایعالی حفاظت از محیط زیست و اضافه شدن اعضای حقوقی و اختیارات بیشتر به این شورا در صورت نیاز را با اهتمام و جدیت بیشتری پیگیری کنند.
فرمانده یگان حفاظت از محیط زیست کشور در پاسخ به پرسش ریاست قوه قضاییه گفت: از ۱۵۰ شهید و جانباخته دفاع از محیط زیست، ۳۷ تن با گلوله کشته شدند و ۲۰ درصد از این میزان نیز با سلاح مجوزدار شهید شدند.
رئیس قوه قضائیه همچنین با اشاره به سخنان فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور مبنی بر طولانی شدن روند رسیدگی به یک پرونده در این حوزه، به مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد تا نمونههایی از این دست پروندهها که رسیدگی به آنها با اطاله همراه بوده را برای بررسی و پیگیری ارائه کنند.
«آیا با اصلاحاتی که در قوانین مرتبط با محیط زیست صورت گرفته، جایگاه و اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست ارتقاء یافته یا خیر؟» این سؤال مهم دیگری بود که رئیس قوه قضائیه از مدیران سازمان حفاظت از محیط زیست پرسید و در همین رابطه با اشاره به اصلاح قانونی که در حوزه محیط زیست در سال ۱۳۷۱ صورت گرفت و به موجب آن، اختیار سازمان حفاظت محیط زیست در متوقف کردن فعالیت شرکتهای آلاینده سلب شد، گفت: «آن مقداری که حافظه من از قوانین مرتبط با محیط زیست و اصلاحات آن، یاری میدهد، باید بگویم که در طول زمان، جایگاه سازمان حفاظت محیط زیست ارتقاء پیدا نکرده است؛ حال آنکه با توجه به اینکه مسائل حوزه محیط زیست نسبت به گذشته تغییر کرده و نوع و ابزار آلایندهها متفاوت شده است، لذا باید به تناسب این تغییرات، جایگاه سازمان حفاظت محیط زیست نیز ارتقاء یابد و قوانین این حوزه نیز بهروز شود.»
«از ۱۵۰ شهید و جانباخته دفاع از محیط زیست، ۳۷ تن با گلوله کشته شدند و ۲۰ درصد از این میزان نیز با سلاح مجوزدار شهید شدند»؛ این پاسخی بود که فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور در پاسخ به پرسش دیگر محسنی اژهای در این خصوص داد و این در حالی بود که پیش از آن نیز معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در سخنانی با بیان اینکه سازمان حفاظت از محیط زیست انتظار دارد که گزارش ماموران این سازمان بهعنوان گزارش ضابطان قضایی مورد بررسی قرار گیرد، گفت: «محیطبانان ضابطهای خاصی محسوب میشوند که عمده ماموریتهایشان مسلحانه است و لازم است که دستگاه قضایی در رسیدگی به پروندههای محیطبانان و ماموران اجرایی سازمان حفاظت محیط زیست، با توجه به اقتضائات و شرایط موجود عمل کند.» علی سلاجقه که با اشاره به تعداد بالای پروندههای محیط زیستی در کشور، خواستار ایجاد شعب تخصصی و ویژه جهت رسیدگی به این پروندهها شد. در ادامه موضوع پرداخت هزینههای دادرسی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست را نیازمند تقنین در مجلس شورای اسلامی دانست و خواستار کمک دستگاه قضایی در این زمینه شد. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین از آمادگی این سازمان جهت ارائه آموزشهای محیط زیستی به قضات سراسر کشور خبر داد و همچنین خواستار آن شد که قوه قضائیه در ادامه بیش از پیش پیگیر مسائل مرتبط با این سازمان باشد و توجه ویژهای را برای حل مسائل و مشکلات محیط زیستی صَرف کند. سلاجقه با اشاره به مشکلات کمبود آب در کشور نیز تصریح کرد: «نباید شرایط به گونهای باشد که توسعه بدون هدف و برنامهریزی قبلی، منجر به کاهش منابع آبی کشور شود.»
چراغ سبز به اقامت چند ساعته در هتلها
اقامت بخش مهمی از هزینههای سفر را تشکیل میدهد. این هزینه زمانی برای مسافران گرانتر میشود که میداند تنها برای چند ساعت در اتاق هتل قرار است اقامت کند و بقیه روز را یا به تفریح بیرون از هتل میرود یا برای انجام مأموریت هتل را ترک میکند. خبرگزاری مهر در گزارشی نوشت: بسیاری از مسافران هتلها به خصوص در شهرهایی که مسافران زیادی برای کارهای کوتاه مدت دارد اقامت چند ساعته در مراکز اقامتی متداول است. این اقامتهای چند ساعته در مراکز اقامتی شهرهای گردشگری نیز در زمان غیر پیک متداول است اما بیشتر در خارج از کشور.
اقامتهای چند ساعته در دنیا با اصطلاح Hourly hotel یا DAYUSE مشهور است یعنی اقامتی چند ساعته برای مسافرانی که تنها قصد استراحت کوتاه مدت را دارند.
به گزارش مهر، این راه در واقع یکی از راههای جذب مسافران، بازاریابی و تخفیف ویژه برای مسافران است. این طرحی است که در دنیا برای مسافران جا افتاده و هتلدار برای ساعتی از شبانه روز، اتاق را به مسافر اجاره میدهد اما بیشتر هتلدارانی این کار را میکنند که میدانند در طول روز هم مسافر دارند. گاهی اگر مسافری در طول شب به هتل مراجعه کند هتلدار یا رزروشن اتاق را با تخفیفی مناسب در حد اقامت چند ساعته شب اجاره میدهد این کار با طرح اقامت چند ساعته متفاوت است. این ایده از آنجا شکل گرفته که خیلی از مسافران زمان زیادی را در اتاق هتل نبودهاند اما مجبور بودند هزینه یک شبانه روز را بابت یک اتاق بپردازند بنابراین این ایده از سال ۲۰۱۰ شکل گرفت و رواج پیدا کرد. به خصوص در هتلهای فرودگاهی که مسافران تنها چند ساعت نیاز به استراحت داشتند تا دوباره سفر بعدی خود را با هواپیما آغاز کنند. اکنون نیز هتلهای فرودگاهی از زمان تأسیس چنین خدماتی را به مسافران ترانزیت میدهند. در ایران نیز چنین تخفیفهایی به خصوص برای مسافران شب وجود دارد. در ایران هم اگر کسی به هتلی مراجعه کند که مسافری ندارد و تنها برای چند ساعت شب اتاق بخواهد ممکن است تخفیف بگیرد اما این به منزله طرح چند ساعته اتاق نیست. چون هنوز خیلی از هتلداران با وجود نداشتن مسافر حاضرند اتاق خالی داشته باشند تا آن را برای چند ساعت اجاره دهند. شاید یکی از دلایلش این باشد که به هر حال آن اتاق برای چند ساعت نیز به نظافت و هزینه نیاز دارد و این اقامت چند ساعته مقرون به صرفه نخواهد بود. که البته چنین چیزی برای هتلهای ۴ و ۵ ستاره ممکن است وجود داشته باشد و هتلهای با ستاره بالا اقامت چند ساعته را نپذیرند.
در مراکز اقامتی غیر رسمی نیز یکی دو سالی است که اقامت چند ساعته متداول شده است. با این تفاوت که نرخ اقامت ساعتی در آنها گرانتر یا برابر با نرخی است که در روزهای کم تقاضا برای یک شبانه روز از مسافر دریافت میشود
با آنکه اقامتهای چند ساعته در هتلها به صورت روتین همیشه وجود داشته و مسافران برای بیشتر ماندن و یا زودتر تحویل گرفتن اتاق هتل مبلغ بیشتری را میپرداختند اما رواج آن در دو سه سال اخیر آن هم در اقامتگاههای رسمی و غیر رسمی ایران چند سالی است آغاز شده و فراگیرتر شدن آن میتواند ریشه در چند اتفاق هم داشته باشد.
یکی آنکه تعداد معدودی از هتلداران بر این باور هستند که میتوانند با این کار حداقل اتاق خالی خودشان را برای چند ساعت بفروشند و این اتفاق میتواند برای زمانی باشد که مطمئن هستند آن شب یا آن ساعت از شبانه روز اتاق خالی دیگری هم دارند یا مسافری نخواهند داشت.
از سویی خواب دو ساله هتلداران در اثر شیوع ویروس کرونا موجب شد تا هتلداران از عدم انجام سفرها متضرر شوند و اقامتهای چند ساعته نیز میتواند بخشی از هزینههای آنها را جبران کند. از سوی دیگر مسافرانی که بعد از دو سال قصد سفر دارند با نرخهای نجومی هتلها مواجه شوند آنها نیز توان پرداخت هزینههای گزاف هتلها را ندارند به خصوص اگر با خانواده سفر کنند اما میتوانند با پرداخت نرخ کمتری، ساعاتی از شبانه روز را در هتل باشند. در واقع تغییر معیشت مردم و بالا رفتن نرخ هزینه هتلها نیز میتواند علت دیگر درخواست مسافران از هتلها برای در اختیار داشتن موقتی اتاق هتل باشد. در ایران قانونی برای اجاره ساعتی مراکز اقامتی وجود ندارد از طرفی منعی هم برای آن نیست. اما هنوز این فرهنگ جا نیفتاده تا هتلداران بتوانند از این طریق ضررهایشان را جبران کنند یا تخفیفی برای بازاریابی خود به مسافر بدهند. اما هنوز برای بسیاری از هتلها این اتفاق ناشناخته است و هتلداران حاضرند اتاق خالی داشته باشند اما چنین تخفیفی به مسافرانشان ندهند. چون در عمل این اتفاق یک تخفیف است و نه یک طرح یا رسم برای فروش بیشتر اتاق. اما در مراکز اقامتی غیر رسمی نیز یکی دو سالی است که اقامت چند ساعته متداول شده است. با این تفاوت که نرخ اقامت ساعتی در آنها گرانتر یا برابر با نرخی است که در روزهای کم تقاضا برای یک شبانه روز از مسافر دریافت میشود.
نرخ اقامت برای اقامتگاههای غیر رسمی شاید برای یک اتاق معمولی شبی ۵۰۰ هزار تومان باشد اما صاحب اقامتگاه با فروش اتاق خود در سایتهای فروش آنلاین آنها را تا ۳۰۰ هزار تومان نیز برای سه ساعت در نظر میگیرد. این اقامتگاهها کمتر به نظافت و رسیدگی میپردازند و همین موضوع موجب میشود تا سود بیشتر و هزینه کمتر را بپسندند.
به همین دلیل برای جذب مشتری به صورت غیر واقعی اعلام میکنند که نرخ ارزان برای سوئیت یا اتاق در نظر گرفتهاند و زمانی که مسافر به پای اقامتگاه میرسد، اعلام میکنند که این هزینه تنها برای نصف روز یا ساعتی از شبانه روز است در حالی که قاعده درست این ماجرا آنجا است که به مسافر قبل از هر سوالی اعلام شود نرخ تخفیف داده شده به چه علت است.
برگزاری نخستین جلسه دادگاه واژگونی اتوبوس خبرنگاران
وکیل شاکیان اتوبوس خبرنگاران گفت: اولین جلسه دادگاه کیفری اتوبوس خبرنگاران در راستای اعتراض به قرار منع تعقیب که تیرماه سال گذشته در جاده نقده واژگون و منجر به فوت دو خبرنگار و زخمی شدن سایر خبرنگاران شده بود، در ارومیه برگزار شد. محمد داسمه روز سهشنبه در گفتوگو با خبرنگار محیط زیست ایرنا افزود: دادگاه امروز چند ساعت طول کشید که اولیای دم ریحانه یاسینی (خبرنگار متوفی ایرنا در حادثه) و مهشاد کریمی (خبرنگار متوفی ایسنا در حادثه) نیز حضور داشتند. او گفت: من هم به عنوان وکیل خبرنگاران در جلسه حضور داشتم، دلایل خود را مطرح کردیم، همچنین مباحث فنی را هم گفتیم اینکه اتوبوس معیوب بود و سیستم “ریتاردر” اتوبوس خراب بود، همچنین مباحث حقوقی در زمینه اسباب مسئولیت و اشتراک در مسئولیت را از باب فقهی و قانونی بیان کردیم و تمامی حاضران در جلسه اعم از اولیای دم و خبرنگاران اعلام کردند که خواسته ما عدالت و تعقیب، محاکمه و محکومیت مدیرانی است که در این حادثه کوتاهی و قصور کردند و مسبب این تصادف بودند.
پیشنویس قطعنامه ضد ایرانی به شورای حکام ارائه شد
خبرگزاری فرانسه گزارش داد که پیشنویس قطعنامه علیه ایران به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه شده است. به گزارش ایسنا، خبرگزاری فرانسه به نقل از دیپلماتها در خبری فوری گزارش داد که پیشنویس قطعنامه انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا علیه ایران دیروز (سهشنبه) به نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه شده است. نشست فصلی شورای حکام آژانس روز دوشنبه در وین، مقر این سازمان آغاز شده است که ایران، اوکراین، موضوعات پادمانی، اجرای پادمانها در کره شمالی و همکاریهای فنی از موضوعات مورد اصلی در این دور از نشست است. خبرگزاری رویترز هفته گذشته در گزارشی اعلام کرد که آمریکا و تروئیکای اروپا پیشنویس قطعنامهای را برای ارائه به نشست آتی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی تهیه کردهاند که از ایران درخواست میکند به سوالات پادمانی آژانس فورا پاسخ دهد. بنا بر گزارش رویترز، پیشنویس این قطعنامه از ایران میخواهد به سوالات باقیمانده آژانس درباره ذرات اورانیوم پیدا شده در سه مکان هستهای توضیح دهد. در پیشنویس این قطعنامه آمده است: شورای حکام از ایران میخواهد که هرچه فوری برای اجرای تعهدات قانونیاش اقدام و بدون اتلاف وقت به پیشنهاد مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای همکاری بیشتر جهت شفافسازی و حلوفصل مسائل باقیمانده پادمانی عمل کند.
بالاترین میزان دی اکسید کربن در طول تاریخ
میزان انتشار دی اکسید کربن در جو زمین در ماه می، رکورد زد. دانشمندان میگویند میزان آن هماکنون ۵۰درصد بالاتر از میانگین دوران ماقبل از صنعتی شدن جهان است؛ قبل از آنکه که سوخت گسترده نفت، گاز و زغالسنگ در اواخر قرن ۱۹ آغاز شود.
مقامات اداره ملی اقیانوسی و جوی یا NOAA اخیرا اعلام کردند که میزان دی اکسید کربنی که هماکنون در جو زمین وجود دارد به بیشترین حد خود نسبت به هر زمانی در ۴ میلیون سال گذشته رسیده است.
همانطور که نیروگاهها، خودروها، مزارع کشاورزی و دیگر منابع آلاینده در جهان به انتشار میزان بسیاری از دی اکسید کربن در جو زمین ادامه میدهند، غلظت گاز CO2 در ماه گذشته به پیک خود و ۴۲۱ قسمت در میلیون نزدیک شد. انتشار آلایندهها در سال ۲۰۲۱ به بالاترین سطح خود در طول تاریخ و ۳۶.۳ میلیارد تن رسید.
هر چه میزان انتشار دی اکسید کربن بیشتر میشود، کره زمین گرمتر میشود. گرمتر شدن جهان عواقبی مانند افزایش وقوع سیل، گرمای شدید، خشکسالی و بدتر شدن آتشسوزیهای جنگلی را دارد که تاکنون میلیونها نفر در سراسر جهان یکی از آنها را تجربه کردهاند. میانگین دمای امروز جهان حدود ۱.۱ درجه سانتیگراد یا ۲ درجه فارنهایت بالاتر از دوران ماقبل از صنعتی شدن جهان است.
اندریا داتون، دانشمند اقلیم از دانشگاه ویسکانسین-مدیسون میگوید که تماشای افزایش تصاعدی اما پایدار سالیانه دی اکسید کربن مانند تماشای قطاری است که با حرکت آهسته به سمت شما حرکت میکند
جهان اقدامی نمیکند
افزایش سطح دی اکسید کربن، مدرک محکمتری است که نشان میدهد کشورها پیشرفت بسیاری کمی برای رسیدن به اهداف معاهده پاریس در سال ۲۰۱۵ دارند که در آن متعهد شدند گرمایش زمین را تا ۱.۵ درجه سانتیگراد محدود کنند؛ دمای آستانهای که به گفته دانشمندان فراتر رفتن از آن، رخدادهای فاجعهبار تغییر اقلیم را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
انتشار دی اکسید کربن همچنان ادامه دارد
به گزارش نیویورک تایمز، پیتر تانس، دانشمند ارشد در آزمایشگاه مانیتورینگ اداره ملی اقیانوسی و جوی در گفتوگویی اعلام کرد با اینکه سطح دی اکسید کربن در سال ۲۰۲۰ در میانه کاهش فعالیتهای اقتصادی به دلیل همهگیری کرونا کمتر شد، اما هیچ تاثیری روی روند طولانیمدت آن نداشت. تانس میگوید که افزایش نرخ غلظت دی اکسید کربن «همچنان ادامه دارد و با همان سرعتی که سال گذشته داشت، پیش میرود». سطح دی اکسید کربن منتشر شده در طول سال متفاوت است. از بین رفتن و پوسیدگی پوشش گیاهی در پاییز و زمستان میزان آن را افزایش میدهد و در بهار و تابستان با جذب گاز بهوسیله گیاهان از طریق فتوسنتز، کاهش پیدا میکند. سطح دی اکسید کربن در ماه می هر سال به بالاترین سطح خود میرسد؛ قبل از آنکه رشد گیاهان در نیمکره شمالی تسریع شود. اثرات نیمکره شمالی بسیار بیشتر از نیمکره جنوبی است چون وسعت زمین و پوشش گیاهی در آن بیشتر است.
منحنی کیلینگ
تانس و دیگر همکارانش در آزمایشگاه اداره ملی اقیانوسی و جوی، اوج غلظت این گاز را در سال جاری ۴۲۰.۹۹ قسمت در میلیون اعلام کردند. این میزان بر اساس دادههای ایستگاه آب و هوایی NOAA واقع در بالای آتشفشان ماونا لوا در هاوایی است. چارلز دیوید کیلینگ، دانشمند موسسه اقیانوسشناسی Scripps مشاهدات خود را در این کوه آتشفشان در اواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز کرد و ثبت نمودار انباشت دی اکسید کربن در جو زمین به منحنی کیلینگ معروف شد. دانشمندان اسکریپس تحت برنامهای که بوسیله رالف کیلینگ، پسر کیلینگ دانشمند اداره میشود، همچنان به مشاهدات خود در ماونا لوا ادامه میدهند. دانشمندان با استفاده از دادههای کیلینگ که مشابه دادههای اداره ملی اقیانوسی و جوی است، میزان غلظت گاز را ۴۲۰.۷۸ اعلام کردند. هر دو رقم اعلام شده حدودا ۲ قسمت در میلیون بالاتر از میزان ثبت شده در سال گذشتهاند. این اوج غلظت، ۱۴۰ قسمت در میلیون بالاتر از غلظت میانگین آن در دوران ماقبل از صنعتی شدن جهان است. در آن دوران میزان غلظت حدودا ۲۸۰ قسمت در میلیون بوده است. از آن زمان، بشر ۱.۶ هزار میلیارد تن دی اکسید کربن در جو زمین منتشر کرده بود.
جذب دی اکسید کربن به وسیله اقیانوسها و گیاهان
برای رسیدن به اهداف ۱.۵درجه سانتیگراد درج شده در معاهده پاریس، باید میزان انتشار آلایندهها تا سال ۲۰۵۰ به «صفر خالص» برسد؛ یعنی میزان انتشار به شدت کاهش پیدا کند و باقیمانده آن با جذب دی اکسید کربن بوسیله آب اقیانوسها و گیاهان خنثی شود. اگر دنیا به این هدف نزدیک شود، نرخ افزایش دی اکسید کربن کاهش پیدا میکند و منحنی کیلینگ به خطی صاف تبدیل میشود. تانس میگوید که اگر انتشار آلایندهها به طور کامل متوقف شوند، نمودار کیلینگ نزولی میشود. اقیانوسها و گیاهان دی اکسید کربن باقیمانده را از هوا جذب میکنند. کاهش غلظت در جو زمین صدها سال دیگر ادامه دارد هر چند به گفته تانس روندی کند داشته باشد.
آب دریاها بالا میآید و توندراهای قطبی جنگل میشوند
تانس میگوید که میزان دی اکسید کربن در مقطعی از زمان به نقطه تعادل میرسد اما غلظت آن در جو زمین و اقیانوسها بیشتر از سطح آن در دوران ماقبل از صنعتی شدن جهان میشود و برای هزاران سال همین شکلی باقی میمانند.
در چنین مقیاس زمانی طولانی، با آب شدن یخهای قطبی سطح آب دریاها به طور چشمگیری افزایش مییابد و تغییرات دیگری رخ میدهد؛ مانند تبدیل توندراها یا سردشتهای قطبی به جنگلها. تانس میگوید: «این همان دنباله طولانی است که برای من بسیار نگرانکننده است. این پتانسیل وجود دارد که اقلیم را واقعا تغییر دهد».
هیچ تغییری دیده نمیشود
به گزارش سیتیوی نیوز تانس میگوید: «دنیا تلاش میکند میزان انتشار را کاهش دهد ولی شما آن را نمیبینید». به عبارت دیگر، اگر جو زمین را اندازهگیری کنید هیچ تغییری نمیبینید.
اندریا داتون، دانشمند اقلیم از دانشگاه ویسکانسین-مدیسون میگوید که تماشای افزایش تصاعدی اما پایدار سالیانه دی اکسید کربن مانند تماشای قطاری است که با حرکت آهسته به سمت شما حرکت میکند. اگر روی ریل باقی بمانیم تا دقیقه ۹۰ از سر راه کنار برویم ممکن است قبل از رسیدن قطار از گرمازدگی از بین برویم. اداره ملی اقیانوسی و جوی میگوید سطح دی اکسید کربن امروز به سطح آن در ۴.۱ میلیون تا ۴.۵ میلیون سال پیش در دوران پلیوسن (دوران سوم زمینشناسی) رسیده؛ زمانی که دما ۳.۹ درجه سانتیگراد گرمتر بود و سطح دریاها ۵ تا ۲۵ متر بالاتر از الان بود. در آن زمان فلوریدای جنوبی کاملا زیر آب قرار داشت. تمدن بشر با این شرایط کاملا ناآشناست. به گفته دانشمندان دلیل آنکه میلیونها سال پیش با وجود همین سطح از دی اکسید کربن، هوا بسیار گرمتر ولی سطح دریاها بسیار بالاتر بوده این است که در آن زمان افزایش طبیعی سطح دی اکسید کربن بسیار تدریجی رخ داده است. کربن صدها سال در هوا باقی ماند و دمای هوا در مدت زمان طولانیتری بالاتر رفت و در همان سطح ماند. یخهای قطبی گرینلند و قطب جنوب در طول زمان آب شدند، سطح آب دریاها به شدت بالاتر رفتند، دنیا تاریکتر شد و از کره زمین گرمای کمتری ساطع شد.
هک سامانههای شهری و سردرگمی شهروندان
پیام ما | دو روز مانده به سالگرد درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، دوربینهای جنوبی منتهی به بهشت زهرا هک شد و تصاویر موهونی جایگزین شد. اتفاقی نادر که 5 روز ادامه پیدا کرده است. مسئولان شهرداری میگویند حمله سایبری، سایتهای خدماتی شهرداری را هم دچار اختلال کرده و برطرف کردن این اختلال احتمالا تا چند روز آینده به طول بیانجامد. شهروندان حالا چند روزی است که دسترسیهای خود را به سامانه تهران من از دست دادند و کانالهای خبری نیز به نقل از کارمندان شهرداری اعلام کردند که تا مدتی نباید سیستمهای خود را روشن کنند.
ابتدا دوربینهای منتهی به بهشت زهرا هک شد. تصاویر موهون از دوربینها منتشر شد و در ادامه حمله سایبری به سایتهای شهرداری تهران رسید. سیستمها یک به یک هک میشدند و دسترسی کاربران هم به حسابهای شخصی در سامانههای خدماتی نظیر تهران من قطع میشد. شهرداری تهران چند ساعت بعد از حادثه رخ داده، اطلاعیهای منتشر کرد. در این اطلاعیه روی واژه اختلال عمدی تاکید شده بود: اختلال عمدی در صفحه داخلی سامانهی اینترانت (داخلی) شهرداری تهران، برای دقایقی این سامانه را با انتشار تصویری موهن از دسترس همکاران خارج کرد. فرآیند رفع این اختلال محدود، به سرعت به انجام رسید و در حال حاضر سامانههای خدمترسانی شهرداری تهران برای بررسیهای بیشتر فنی توسط سازمان فاوا، موقتاً از دسترس خارج شده است.
اختلال مدتی ادامه پیدا کرد و تعدادی از اعضای شورای شهر تهران هم به موضوع واکنش نشان دادند. احمد صادقی، عضو شورای شهر تهران که پیشتر هم تذکراتی به سازمان فاوا داده بود، بعد از اختلال سایبری شهرداری از سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات بازدید کرد. او در جریان این بازدید گفت: دشمنان بار دیگر نشان دادند که مشکل آنان مردم هستند چرا که اختلال در سامانههایی که مردم به طور روزمره با آنها سر و کار دارند هدفی جز مخدوش ساختن روند زندگی شهروندان ندارد. او همچنین تاکید کرد: همکاران ما در شهرداری تهران و سازمان فاوا در تلاش شبانهروزی هستند تا سامانههای شهرداری در دسترس قرار گیرد تا وقفهای در خدماترسانی به شهروندان ایجاد نشود.
این اولین بار نیست که سامانههایی چون سامانههای الکترونیکی شهرداری تهران دچار اختلال میشوند. آبان سال گذشته که حدود 4 هزار و 300 جایگاه سوختی در ایران دچار اختلال شد
15 و 16 خرداد اما شهرداری تهران بار دیگر بیانیهای صادر کرد، اطلاعیههایی که به صورت شفاف مشخص نکرد، منشا این هکها از کدام کشور بوده و اختلال دقیقا در کدام بخش فاوا رویت شده است. در اطلاعیه اول تاکید شد که شهروندانی که قصد ورود و تردد در محدوده طرح ترافیک را دارند، نیازی به رزرو و الزامی به ثبت اطلاعات خود در سامانه تهران من ندارند و عوارض ورود به محدوده طرح ترافیک و کنترل آلودگی هوا، مانند گذشته با توجه به شرایط و زمان تردد، محاسبه و در حساب شهروندی لحاظ میشود و فقط رزرو جهت ورود به محدوده طرح ترافیک الزامی نیست.
اطلاعیه بعدی اما یک روز بعد یعنی 16 خرداد صادر شد. اینبار مرکز ارتباطات شهرداری تهران در اطلاعیهای اعلام کرد: «در روزهای اخیر حملات خرابکارانه به برخی سامانههای خدماتی شهر تهران با هدف ایجاد نارضایتی و اختلال در خدمترسانی به مردم عزیز صورت گرفت که در همان لحظات ابتدایی توسط کارشناسان فنی، تشخیص و کنترل بر فرآیندها و سامانهها ایجاد شد.
با این حال در حال حاضر برخی از این سامانهها برای اطمینان بیشتر از پایداری و خدمترسانی حداکثری به صورت موقت محدود شده است. به محض اطمینان کارشناسان سازمان فناوری اطلاعات و نهادهای مسئول، این سامانهها به فرآیند خدمت رسانی به مردم شریف تهران ادامه پیدا میکند.»
دیروز هم علی اصغر قائمی، عضو شورای شهر تهران و رئیس اسبق سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران هم در گفتوگو با یکی از سایتهای خبری به موضوع واکنش نشان داد و گفت: نقاط آسیبپذیری در سامانه وجود داشته که سبب چنین اتفاقی شده است.
او تاکید کرد: این حساسیت با ارتقا تجهیزات فنی و به کارگیری نیروی انسانی متخصص و رصد مستمر سرویسها امکانپذیر است چرا که سرویس ها باید به طور مداوم کنترل شوند. باید به صورت مداوم سطح امنیت افزایش پیدا کند. هر روز که امنیت خود را ارتقا دهید کسانی که قصد خرابکاری دارند روش جدیدی پیدا میکنند و آسیبپذیری افزایش پیدا می کند بر همین اساس معتقدم ارتقا سطح امنیت و رصد باید به طور مداوم صورت گیرد.
او در پاسخ به این پرسش که آیا دادههای شهروندان آسیبی دیده است یا نه نیز تاکید کرد: مدیران فعلی عنوان میکنند دادهای لو نرفته و در دسترس کسی نیست. در فضای مجازی ممکن است ادعاهایی بیش از حد تصور باشد و در دسترس نبودن سرویسها به این شایعات دامن میزند باید صبر کنیم کارهای تخصصی که صورت میگیرد به نتیجه برسد و پس از آن وضعیت مشخص میشود.
این اولین بار نیست که سامانههایی چون سامانههای الکترونیکی شهرداری تهران دچار اختلال میشوند. آبان سال گذشته که حدود 4 هزار و 300 جایگاه سوختی در ایران دچار اختلال شد. دبیر شورای عالی فضای مجازی کشور همان زمان در گفتوگویی این موضوع را تایید کرده بود. اتفاقی که تنها مختص تهران نبود و در پمپ بنزینها در شهرهایی چون اصفهان و اراک و قزوین و ساری هم مشاهده شدند. حمله سایبری که موفق بود و بعدها هک تشخیص داده شد و البته برطرف شد.
اوایل دهه 90 بود که معاون سابق شرکت ارتباطات زیرساخت اعلام کرد که زیرساختهای کشور روزانه بین 7 تا 8 میلیون بار هدف حمله سایبری قرار میگیرند. براساس آمارهای جهانی بیشترین میزان حمله هم در حوزههای مالی، صنعت و شبکههای حساس بودند.
در روزهای اخیر اما در فضای مجازی چند پرسش برای شهروندان ایجاد شده است.مدتی پیش علیرضا زاکانی، شهردار تهران مجوز سازمان نوآوری که سازمانی موازی با فاوا در شهرداری تهران بود را از شورای شهر تهران گرفت. سازمانی که ایجاد آن همان زمان مخالفانی داشت. کارشناسان اکنون میگویند چرا با وجود سازمانی موازی فاوا، بازهم سامانه دچار اختلال شده است. پرسش دیگر این است که چرا بعد از گذشت 5 روز همچنان سامانههای خدماتی شهرداری تهران در دسترس نیست. کارشناسان آی تی، یکی از معایب اینترانت را امنیت پایینتر آن نسبت به سامانههای دیگر میدانند، موضوعی که دسترسی هکرها به اطلاعات سازمان را بالا میبرد. با گذشت 6 روز از اختلال شهرداری هنوز منشا هک و حملات سایبری را روشن نکرده است. به نظر میرسد پاکسازی سامانهها هم همچنان ادامه داشته باشد، موضوعی که با بلاتکلیفی شهروندان هم همراه است.
