بایگانی مطالب نشریه
دولتها از هشدارها درس میگیرند؟
خبرهای شوکهکننده آزار جنسی به کودک هفده ماهه، آزار جنسی به کودکان در ترکمن صحرا و اکنون آزار جنسی به کودکان در شهر فردوس خراسان جنوبی تنها لحظاتی مثل برق جامعه را میگیرد و بعد از چندی به فراموشی سپرده میشود. اما این اخبار همچنان به جامعه و مسئولان کشور هشدار میدهد که آموزش خودمراقبتی باید در مفاد آموزشی کتابهای درسی آموزش و پرورش در مدارس گنجانده شود. قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بهرغم اینکه کودک آزاری جنسی را جرم دانسته است، ولی مجازات تعیین شده با جرم واقع شده همخوانی ندارد و نمیتواند از کودک حمایت کافی و وافی دربرداشته باشد. جامعه کنونی «بیجه» را به یاد دارد، مردی که 27 کودک را به قتل رساند، او بیش از هر عامل دیگری تجاوز در دوران کودکی را علت جنایتهای خود در بزرگسالی اعلام کرد. تحقیقات پزشکی و روانشناسی نشان میدهد که آزار جنسی ماندگارترین آثار مخرب را در شخصیت و آینده کودکان به جا میگذارد.
بر اساس ماده ۱۹ پیماننامه حقوق کودک، دولت موظف است با کودک آزاری مبارزه کند و متعهد شده است کلیه اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورد تا از کودکان در برابر کلیه اشکال خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا آزار، بیتوجهی یا قرار گرفتن در معرض رفتار توام با سهل انگاری، سوءرفتار یا بهرهکشی، از جمله آزار جنسی محافظت کند.
انجمن حمایت از حقوق کودکان با توجه به گزارشهایی که در ارتباط با کودکآزاری و به ویژه آزارهای جنسی دریافت میکند…
بارها و بارها توجه به این موارد را گوشزد کرده است، ولی متاسفانه بازخورد درخوری را از سوی مسئولان دریافت نکرده است. ارادهای برای کاهش و ازبین بردن این پدیده شوم به چشم نمیخورد و گویا تلاش مسئولان پاک کردن صورت مسئله و مخفی کردن مشکلات در این زمینه است. خط اورژانس اجتماعی و خطهای ارتباطی برای کمک به کودکان در این زمینه باید فعالتر شوند و توسط رسانهها به کودکان اطلاع رسانی شود. وظیفه رسانه ملی و همه فیلمسازان و یاران رسانه است که آموزش مهارت خودمراقبتی را در دستور کار خود قرار دهند. کودک آزاری و به ویژه کودکآزاری جنسی ابعاد پیچیده و گستردهای دارد و بدون مساعدت همگانی نمیتوان مبارزه با این پدیده را پیش برد.
ایرج طهماسب آشنای دیرین ما در سرزمین ایران است. ایرج ( از قول بچه) و تیم همراهش سالیان طولانی است که در کار معرفی دنیای کودکان با بزرگسالان و حوزههای عمومی هستند. گروههای سنی مختلف و به ویژه کودکان و نوجوانان با کلاه قرمزی و پسرخاله آشنا شدند و آنها را از جان و دل پذیرفتند. کیست که عاشق پسرخاله مهربان و همدل با آدمهای پیر و در راه مانده و نیازمند نباشد. در « مهمانی»، بچه را داریم که عاشقش هستیم. بچه سختیکشیده کار که در هر حال به فکر فروش گلهایش است و با همه سر این موضوع وارد گفتوگو و تعامل میشود. او پیشاپیش هر مسیر احتمالی به سوی تهدید علیه خودش را با گفتن «مادر نزاییده کسی که بخواد…» میبندد. «ایرج»اش و مدرسه و دیگران را دوست دارد و در هر وضعیتی به فکر بهتر شدن شرایطش است. آقای طهماسب ما هم شما را دوست داریم که کاراکتر اول مهمانیت یک کودک کار است که عضو هیچ باندی نیست، فقط میخواهد زندگی کند و گلیم پارهاش را به پشت گرمی یک بزرگسال مسئول از آب نه، از چاه در آورد. ایرج خان، ما فعالین حقوق کودکان کار از شما سپاسگزاریم که بچه ما را خواستنی کردی. بچه ما در گوش شما نگفته است که چقدر دوست دارد درس بخواند و بازی کند؟ کودکان کار به دلیل شرایطی که به آنها تحمیل میشود بدون کودکی کردن به دنیای بزرگسالی پرت میشوند و انواع محرومیتها از جمله محرومیت از آموزش و مهارتآموزی برای برخورداری از آیندهای بهتر را از دست میدهند. آنها در چرخه فقر قابلیتی گرفتار میشوند و فقری که به ارث بردهاند را به عنوان میراث به نسل بعد از خود منتقل میکنند. بازنمایی شرایط زیسته کودکان کار و دوری کردن از کلیشههای رایج (تعلق این کودکان به باند و…)، کمک شایانی برای تغییر نگرش جامعه و همدلی بیشتر با این کودکان و ترغیب به ایفای مسئولیت اجتماعی آحاد جامعه است.
از ورود نظامی ترکیه به خاک سوریه نگرانیم
24 ساعت پس از روز پر رفت و آمد دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و مجموعه دولت سیزدهم که به میزبانی از روسای جمهور روسیه و ترکیه گذشت، حالا پیرو دعوت حسین امیرعبداللهیان از وزیر خارجه سوریه، فیصل مقداد به تهران آمده است. آن هم در حالی که روز سهشنبه سران، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان پس از دیدارهای جداگانهای که با رهبری داشتند، در نشستی سهجانبه با حضور ابراهیم رئیسی، هفتمین نشست آستانه برای حل بحران سوریه را برگزار کردند.
این در حالی بود که وزیر امور خارجه ایران ظهر روز چهارشنبه در نشست مطبوعاتی مشترک با وزیر امور خارجه سوریه، با اشاره به برگزاری نشست آستانه در روز سهشنبه در تهران با حضور روسای جمهور ایران، روسیه و ترکیه گفت: در این نشست بر اهمیت خروج نیروهای نظامی آمریکایی از سوریه تاکید شد. حسین امیرعبداللهیان با خیرمقدم به فیصل مقداد گفت: «بلافاصله بعد از نشست سران ضامن روند آستانه گفتوگوهای مهمی را با همکارم وزیر خارجه سوریه داشتیم.» اما در حالی که فیصل مقداد که شامگاه سهشنبه و برای گفتوگو با مقامات جمهوری اسلامی وارد تهران شد، امیرعبداللهیان ادامه داد: «هفتمین نشست سران روند آستانه شب گذشته در تهران برگزار شد. با توجه به شرایط حساسی که اکنون سوریه در آن به سر میبرد و احتمال وقوع یک درگیری جدید در مناطق مرزی سوریه متصور است، این نشست تلاش کرد کمک کند که مسیر تحولات سوریه از جنگ و نظامی گری فاصله بگیرد و در مسیر سیاسی، مسائل مورد حل و فصل و توافق قرار بگیرد.» او افزود: «امیدواریم این توصیهها که از زبان سران کشورهای شرکتکننده در اجلاس آستانه مورد تاکید قرار گرفت، مورد توجه مقامات کشور دوست و برادر ترکیه قرار بگیرد و ترکیه و سوریه از این مرحله به خوبی عبور کنند. بیانیه پایانی آستانه حاکی از موفقیت این نشست در شرایط حساس منطقهای و در شرایط حساس بحران در اوکراین و بحران در حوزه امنیت انرژی و امنیت غذایی مورد توجه همه شرکت کنندگان قرار داشت.» او گفت: «در مسئله سوریه حضور مسلحان و گروههای تروریستی در برخی از مناطق این کشور همچنان مایه نگرانی ما و متحدانمان در منطقه است. ما از فرصت نشست سهجانبه فرمت آستانه استفاده کردیم که در موضوع خروج و پاکسازی گروههای تروریستی و مسلح از سوریه و بازگشت امنیت به سراسر مرزهای سوریه با حفظ تمامیت ارضی این کشور به دست ارتش و نیروهای مسلح این کشور گامی به جلو برداشته شود.»
امیرعبداللهیان با تاکید بر لزوم حل بحران سوریه از طریق سیاسی گفت: «مایلم در ادامه گفتوگوهای دیشب و نشست سران تأکید کنم که ما از احتمال ورود نظامی ترکیه به خاک سوریه ابراز نگرانی میکنیم. جمهوری اسلامی ایران به صورت مستمر با ترکیه و سوریه گفتوگو و مشورت دارد. این گفتوگوها را در سفری که به آنکارا و دمشق داشتیم آغاز کردیم و شب گذشته با تدبیر آقای رئیسی تلاش شد متمرکز بر راهحل سیاسی برای رفع نگرانیهای امنیتی مقامات ترکیه در موضوع امنیت مرز مشترک دو کشور، نتیجه گیری شود.»
امیرعبداللهیان در ادامه گفت: «مشارکت در بازسازی سوریه و تشویق آوارگان و مهاجران سوری به بازگشت به منازلشان و شهرها و روستاهای خودشان مورد تاکید نشست تهران و گفتوگوهای امروز من با فیصل المقداد بود. معتقدیم بازگشت آوارگان و سرعت بخشیدن به بازسازی زیرساختهای سوریه باید بدون هیچگونه پیش شرط انجام شود و ذکر پیش شرط برای این دو موضوع مهم و انسانی غیرقابل قبول است.»
وزیر خارجه در پاسخ به سوالی درباره نشست سران روند آستانه در تهران گفت: «در نشست سه جانبه خیلی تلاش شد دیدگاههای ترکیه را نسبت به کمک به حل و فصل بحران امنیتی و احتمال درگیری نظامی که ممکن است منجر به آوارگی هر چه بیشتر مردم سوریه، طرفین ایرانی و روسی جلب کنند. گفتوگوهای مهم، روشن و صریحی در سطح مقام معظم رهبری در دیدار با اردوغان و پوتین انجام شد و در سطح گفتوگوهای دوجانبه روسای جمهور ایران با روسیه و ترکیه و نشست سه جانبه در جلسه بسته مسائل با شفافیت مورد بررسی قرار و عواقب تداوم وضعیت فعلی در سوریه مورد بررسی قرار گرفت.»
زنگ خطر افزایش جهانی موجهای گرما تا ۴ دهه آینده
موج گرمای اروپا ادامه یافته و گفته میشود که تا اواسط هفته آینده تداوم دارد. در همین حال سازمان جهانی هواشناسی (WMO) در هشداری تازه پیشبینی کرده که دستکم تا چهار دهه آینده، بسامد وقوع موج گرما، نظیر آنچه این روزها در اروپا شاهد آن هستیم در نقاط مختلف جهان افزایش خواهد یافت.
ایسنا با انتشار گزارش شینهوا نوشته است: به گفته یکی از مقامات سازمان جهانی هواشناسی، موج گرما در حال حاضر در غرب اروپا به اوج خود رسیده و به سمت شرق در حال حرکت است با این حال دما همچنان بسیار بالاتر از حد نرمال خواهد بود. پتری تالاس، دبیر کل سازمان جهانی هواشناسی نیز در این زمینه گفت: «امواج گرمای بیسابقه به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از گازهای گلخانهای در حال افزایش است.» او همچنین افزود که علاوه بر تحت تاثیر قرار گرفتن سلامتی افراد، امواج گرما بر کشاورزی نیز تأثیر منفی خواهند داشت.
به گفته دبیر کل سازمان جهانی هواشناسی، امواج گرمای شدید میتواند در دهههای آینده به رویدادهای سالانه تبدیل شوند و تأثیرات منفی تغییرات اقلیمی نیز دست کم تا دهه ۲۰۶۰ میلادی ادامه خواهد داشت.
او همچنین هشدار داد که تحت تأثیر افزایش انتشار گازهای آلاینده و دیاکسید کربن در اکثر کشورهای جهان و بهخصوص اقتصادهای بزرگ آسیایی، دوران اوجگیری امواج هوای گرم حتی ممکن است بعد از سال ۲۰۶۰ میلادی نیز ادامه یابد.
چالش تامین انرژی در سایه بحران اقلیمی
مدتهاست که تغییر اقلیم و پیامدهای آن مورد توجه پژوهشگران و بازیگران بسیاری در عرصه بینالملل واقع شده است. ورای علل متعدد طبیعی، فعالیتهای انسانی بهویژه پس از صنعتیشدن در گرمایش زمین و تغییر اقلیم نقش داشتهاند. یکی از دلایل گرمایش زمین و به عبارتی افزایش دمای سطح زمین، افزایش میزان گازهای گلخانهای مانند دیاکسید کربن است.
دیاکسید کربن در اثر مصرف سوختهای فسیلی نظیر نفت و بنزین ایجاد میشود. در نتیجه بدیهی است که نخستین گام در راستای رفع مشکل، توقف تولید سوختهای فسیلی باشد. هرچند تحقق این امر نیازمند اصلاح روشهای موجود و صنایع پیشرفته است که به نوبه خود هزینهبر هستند. تحرک بسیاری کشورهای جهان و اتحادیه اروپا به سمت فناوریهای کمکربن است. توجه به انرژیهای تجدیدپذیر سیاستی است که بسیاری دولتها قصد تعقیب آن را دارند. هرچند انرژیهای تجدیدپذیر یا اصطلاحاً پاک علاوه بر مزایا، معایبی نیز دارند.
خورشید
انرژی خورشید به طور مستقیم از نور خورشید به دست میآید. این انرژی برای تولید گرما و برق و شیرینسازی آب مدنظر است. تابش خورشید، گزینه مناسبی برای ساکنین کشورهای در حال توسعه است. در عین حال هزینههای اولیه خرید سیستمهای خورشیدی تقریباً بالا است و برای ذخیره انرژی بیشتر نیازمند فضای بیشتر است. از سوی دیگر در فرایند تولید این سیستمها، از مواد سمی و فراوری شده استفاده میشود که به طور مستقیم بر پاکیزگی محیط زیست اثر دارند. بهعلاوه در بهترین حالت ده ترا وات انرژی آینده را فراهم میکند.
باد
انرژی بادی هم در سالهای اخیر رشد بالایی داشته است، زیرا فناوری نوین در تلاش برای کاهش هزینههای آن است. توربینهای بادی، انرژی باد را به انرژی الکتریکی تبدیل میکند و مقدار انرژی به اندازه توربینها و پرهها وابسته است. در این روش مسئله نیاز نداشتن به آب برای تولید انرژی حائز اهمیت است. اما وزش باد قابل پیشبینی نیست و همچنین انرژی بادی آلودگی صوتی ایجاد میکند. علاوه بر اینها درباره نصب توربینهای بادی بزرگ که از قضا بسیار آسیبپذیرند، محدودیت وجود دارد و امکان نصب آنها در مناطق مسکونی نیست. تغییرات باد و احتمال برخورد پرندگان از آثار مخرب محیط زیستی این راهکار تولید انرژی هستند.
انرژی برقآبی
انرژی برقآبی از جریان آب حاصل میشود، از راههای مقرونبهصرفه تولید برق است و در صورت وجود شرایط، به سایر روشها ترجیح داده میشود. تولید این انرژی به دو طریق با سدسازی و بدون سد صورت میگیرد. در تولید انرژی برقآبی، روش بدون سد در قیاس با روش مبتنی بر سدسازی با محیط زیست سازگارتر است. برای تولید این انرژی در مسیر رودخانه سد احداث میکنند. این سد مانعی در مسیر زیست عادی زیستبومهای آبزیان بهویژه ماهیها است. بهنحوی که ممکن است زیستبوم حوزه رودخانه در پاییندست به طور کامل تخریب شود. اگر بهترین مکان احداث سد از مناطق شهری دور باشد انتقال انرژی مقرون به صرفه نیست. چه بسا که ساخت نیروگاهها نیز هزینهبر است. از طرفی تغییر اقلیم و پیامدهای آن مانند سیلاب در برخی مناطق میتواند سبب مردود شدن این راهکار تولید انرژی شود. این روش همانند نیروگاههای خورشیدی و بادی معضل ناپایداری منبع اصلی انرژی را دارد.
انرژی زمینگرمایی
انرژی زمینگرمایی بسته به مشخصاتش میتواند برای اهداف گرمایشی و سرمایشی و برق پاک مورد استفاده قرار گیرد. این انرژی از حرارت زیر سطح زمین به دست میآید. نبود آلودگی هوا و نبود نیاز به محدوده وسیع و آلوده نشدن منابع آب زیرزمینی و همچنین استقلال از شرایط جوی و تولید کمتر دیاکسید کربن و دیاکسید گوگرد نسبت به سوخت فسیلی از مزایای این انرژی هستند. اما خروج گاز از درون زمین سبب آلودگی محیط زیست میشود.
انرژی زیستتوده
انرژی زیستتوده نیز پتانسیل زیادی برای تامین انرژی در کشورهای پرجمعیت دارد. میتواند مستقیماً برای گرمایش و تولید برق سوزانده شود. جایگزین مناسبی برای نفت و گاز و بهویژه بنزین در صنعت حملونقل است. مانند سوختهای فسیلی به زمان طولانی برای تولید نیاز ندارد. زیستتوده با وجود توانایی کاهش اثر گلخانهای با کنترل متان مضراتی هم دارد. اگر گیاهان به طور مستقیم سوزانده شوند بهاندازه سوختهای فسیلی آلودگی محیط زیست را در پی خواهند داشت. بهعلاوه مسائلی مانند هزینه بالای تولید و نیاز به فضای زیاد و محدودیت در منابع گیاهان نیز باید مورد توجه باشند.
موج
جزرومد و امواج نیز میتوانند برای تولید انرژی مورد استفاده قرار گیرند. در این روش برای بهدستآوردن انرژی اقیانوس از مبدلهای انرژی استفاده میشود. توان تولیدی در نیروگاههای موجی ثابت نیست و بستگی به شرایط امواج دارد. همچنین هزینه ساخت ژنراتورها بالا است و از طرف دیگر کابلهای مورد استفاده برای اتصال مولدهای موجود برای قایق و کشتیها خطرآفرین است. علاوه بر این موارد، انتقال برق از طریق کابل و ورود جریان به آب زندگی آبزیان را به خطر میاندازد.
فاصله زیاد اتحادیه اروپا تا انرژیهای تجدیدپذیر
اتحادیه اروپا یکی از طرفین توافق پاریس ۲۰۱۵ است و متعهد شده انتشار کربن را تا سال ۲۰۳۰ به میزان پنجاه و پنج درصد در قیاس با سال ۱۹۹۹ کاهش دهد. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۸ طی یک جهش بلندپروازانه مدعی و خواهان کاهش انتشار تا صفر درصد گازهای گلخانهای تا سال ۲۰۵۰ شد. اما تاکنون در راستای دستیابی به این هدف توانسته است به بیست درصد کل موردنیاز دست یابد و 80 درصد باقیمانده مسیر را باید در طول سه دهه پیش رو طی کند.
توانمندی اتحادیه اروپا برای تولید بیشتر برق و انرژی موردنیاز با خروجی انرژی از روشهای فوقالذکر فاصله قابلتوجهی دارد.
از طرفی تقاضای برق آن همچنان روند صعودی را طی میکند. از دید اتحادیه اروپا و همچنین بسیاری متخصصان، تأمین انرژی بهواسطه انرژیهای تجدیدپذیر به دلیل هزینههای بالای آنها و همچنین تعارض با محیط زیست در بخشهایی و برطرفکردن این مشکلات محیط زیستی با تکیه بر فناوری زمان زیادی را میطلبد.
انرژی هستهای پیشنیاز انرژی تجدیدپذیر
باتوجهبه همه موارد مذکور اتحادیه اروپا در ششم ژوئیه گاز و اتم را بهعنوان انرژی پاک پذیرفت و با بیشترین آرا روند سرمایهگذاری در گاز طبیعی و نیروی اتم را با توجه به برخی شرایط هموار کرد. به هر روی اگر هدف صرفاً کربنزدایی از چرخه تولید انرژی باشد، انرژی هستهای گزینه نامناسبی نیست و انرژی گاز، کربن کمتری در قیاس با زغالسنگ دارد.
با به رسمیت شناختن گاز و اتم بهعنوان انرژیهای پایدار از سال ۲۰۲۳ بازار مالی میتواند با استفاده از این مقررات رتبهبندی، سرمایهگذاریهای خصوصی را به سمت اقدامات اقتصادی پایدار در چارچوب حمایت از مبارزه با تغییر اقلیم سوق دهد. به عبارتی اتحادیه اروپا انرژی هستهای را پیشنیازی برای انرژیهای تجدیدپذیر در راستای کاهش کربن میداند.
دو سال است حقابه دریاچه ارومیه را ندادهاند
۲۱ تیرماه بود که درست همزمان با برگزاری نشست وزیران محیط زیست در تهران، نمایندگان مجلس در گوشهای دیگر از پایتخت رای به تصویب طرح تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه دادند. آن هم در شرایطی که این روزها این بزرگترین دریاچه داخلی ایران و بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه حال و روز خوشی ندارد و حدود یک دهه پس از تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه در نخستین سال ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی اوضاع دریاچه بحرانی است. اوضاعی که البته به گواه آمار و اذعان کارشناسان در مقاطعی در این سالها رو به بهبود گذاشت اما امروز دوباره زنگ خطر را در منطقه شمال غرب ایران به صدا درآورده است. این هشدار اما حالا با واکنشی از جانب دولت سیزدهم روبرو شده که برخی ناظران آن را اقدامی صرفاً تبلیغاتی میدانند و واکنشی، شبیه به واکنش به مجلس. به این ترتیب اگر بالا گرفتن اعتراضات به وضعیت دریاچه، نمایندگان را بر آن داشت تا با تصویب تفحص از عملکرد ستاد احیا، بهدنبال یافتن عیب و ایراد عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه باشند، دولت نیز حکم به برکناری کلانتری داده تا مگر با جایگزینی استاندار آذربایجان غربی، این دریاچه نمک را نجات دهد. حال پرسش اینجاست که استاندار آذربایجان غربی که حالا دبیری ستاد احیای دریاچه ارومیه را به عنوان نهاد مسئول در روند احیا بر عهده گرفته، چطور میخواهد به وزرای نیرو، جهاد کشاورزی، کشور، صمت و روسای سازمان برنامه و بودجه و حفاظت محیطزیست و استانداران آذربایجان شرقی و کردستان دستور بدهد. اینکه آیا تعارض منافعی در این میان ایجاد نخواهد شد؟ و مهمتر از این، چرا این مسئولیت خطیر به رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست که در عین حال معاون رئیسجمهوری نیز است، واگذار نشده. پرسشهایی اساسی که برای یافتن پاسخ آن به سراغ نماینده ارومیه در مجلس دهم رفتیم. سیدهادی بهادری که اگرچه امروز بجز کرسی استاد تمامی در دانشگاه تهران، مسئولیتی ندارد اما بهعنوان معاون عمرانی استانداری آذربایجان غربی در ابتدای دولت یازدهم و رئیس ستاد احیای این استان از زمان تاسیس تا اواخر سال ۹۴ با جزئیات بحث آشناست.
آقای بهادری! سخنگوی دولت دیروز از برکناری عیسی کلانتری از ستاد احیای دریاچه ارومیه و انتصاب استاندار آذربایجان غربی خبر داد تا محمدصادق معتمدیان از این پس با حفظ سمت در استانداری، بهعنوان دبیر جدید ستاد احیا، این مسئولیت مهم را نیز برعهده بگیرد. چه اتفاقی در ستاد احیای دریاچه ارومیه افتاد و علت این جابهجایی از نظر شما چیست؟
به نظر میرسد از آنجا که آقای کلانتری از مدیرانی است که از دولت قبل در این سمت حضور داشت، مسئولان در دولت و همچنین نمایندگان مجلس جدید چندان حاضر به همکاری با ایشان نبود و بخش مشکلات این مدت اخیر دریاچه ارومیه ناشی از همین همکاری نکردن و حتی بعضاً کارشکنیهایی بوده که از سوی مسئولان دولتی و بهخصوص نمایندگان کنونی مجلس مانع از پیشبرد پروژهها شده است. متاسفانه از چندماه پیش از آغاز به کار دولت رئیسی و به تعبیری حتی از آغاز مجلس یازدهم و زمانی که دولت روحانی به سراشیبی افتاد، ستاد احیا کارایی خود را از دست داد. میتوان گفت این ستاد از سال ۹۹ به اینسو دیگر ستاد قبلی نبود؛ چرا که نه مجلس همکاری میکرد، نه دولت.
شما در مجلس دهم بهعنوان یکی از نمایندگان ارومیه، پیگیر احیای دریاچه بودید؛ در حال حاضر مهمترین مشکل دریاچه ارومیه کجاست؟
مسئله این است که بنا بود در نوروز ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ ورودی به دریاچه را باز کرده و اجازه ورود حقآبه دریاچه صادر شود اما این اتفاق نیفتاده و علت اصلی هم بهنظرم اولاً توجیه نبودن نمایندگان جدید مجلس بوده و ثانیاً همکاری نکردن دولتیها با آقای کلانتری و ستاد احیا. به نظرم دریاچه ارومیه از این ناآشنایی نمایندگان مجلس بهشدت آسیب دید و نمایندگان، بهخصوص نمایندگان استانهای حوزه دریاچه اساساً با معضلات و چالشهای دریاچه و احیای آن آشنا نبوده و نیستند. بهعنوان مثال نماینده مهاباد از ۲ سال پیش به هر ترفند مانع از گشودن سد مهاباد شده که علت این اقدام هم مشخص نیست و متاسفانه باید بگویم که شاید علت این مسئله آن است که تصور میکنند نام دریاچه، «ارومیه» است و ارتباطی به «مهاباد» ندارد. منتها مسئله همین یک نماینده نیست و حدود ۲۵ نفر از نمایندگان از جمله نمایندگان میاندوآب، تکاب، سقز، سلماس و حتی نمایندگان تبریز و ارومیه که در مجموع حدود ۲۵ نماینده ۳ استان آذربایجان غربی، شرقی و کردستان بهعنوان نمایندگانی که وضعیت حوزههای انتخابیهشان به وضعیت احیای دریاچه ارومیه گره خورده، متاسفانه چندان آشنایی با مسائل احیا و مباحث محیطزیستی ندارند. حال آنکه این حدود ۲۵ نماینده میتوانند تاثیرگذاری بسیاری داشته باشند. چنانکه در مجلس دهم پس از آنکه بنده با همکاری بیش از ۵۰ نفر از نمایندگان اقدام به تاسیس و تشکیل فراکسیون احیای دریاچه ارومیه کرده و از طریق نامهنگاری و پیگیریهایی که داشتیم، موضوع را برای کلیت مجلس جا انداختیم. حتی از طریق همین فراکسیون با دفتر رهبری نامهنگاری کردیم و اتفاقاً ایشان هم کمک شایانی کردند. فراموش نکنیم که دریاچه یک موجود زنده است و نیاز به توجه واقعی دارد و مشکل کنونی ناشی از همین کمکاری و کمتوجهی در ۲ سال گذشته است. حداقل میتوان گفت بحث احیای دریاچه ارومیه اولویت دولت روحانی بود و همین ستاد احیا نیز بهعنوان نخستین مصوبه دولت یازدهم تشکیل شد و برای احیای دریاچه تخصیص اعتبار صورت گرفت. اما امروز متاسفانه امروز تمرکز نمایندگان عمدتاً بر این است که کاسه و کوزه را بر سر دولت روحانی بشکنند.
اما آیا هیچکدام از انتقادهایی را که دولت و بهخصوص مجلس جدید به عملکرد ستاد احیا دارد، وارد نمیدانید؟
البته که اشکالاتی در کار ستاد احیا وجود داشته؛ از جمله میشد با جدیت بیشتر بهنحوی عمل کرد که پروژههای احیا که با تشکیل ستاد احیا کلید خورد و اغلب تا حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد پیش رفت، به سرانجام برسد، حال آنکه میان پروژه صفر درصدی و ۹۰ درصدی تفاوتی نیست و پروژهای که تا ۹۹ درصد پیش رفته باشد هم نمیتواند آبی به دریاچه آورده و به احیایش کمک کند. بنابراین باید بگویم که شاید اگر در همان زمان فشار بیشتری وارد میشد، ممکن بود بخشی از این پروژهها را به مرحله اجرا رساند.
در حال حاضر اوضاع دریاچه چگونه است و کارهایی که در ستاد احیا طراحی شده، چطور پیش میرود؟
متاسفانه اوضاع به هیچ عنوان مساعد نیست. در واقع باید گفت که در شرایطی که سد مخزنی «سیلوه» و سد «چپرآباد» ناتمام است، تونل «کانی سیب» و بحث رود «زاب» وضع مشابهی دارد و همچنین پروژه تصفیه فاضلاب تبریز به نتیجه نرسیده است. دوسال است به مصوبه رهاسازی حقابه دریاچه از سدها عمل نشده و متاسفانه شاهدیم که الگوی کشت نیز دوباره در حال تغییر است و نماینده مهاباد با پیگیریها و لابی قدرتمندی که انجام داد، بزرگترین کارخانه چغندر قند را از خراسان به این منطقه منتقل کرده که منجر به افزایش کشت چغندر بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندههای آب شده و همزمان شاهدیم در بالادست رودخانهها توسعه باغات در دستور کار قرار گرفته و اراضی زیر کشت دیم در حال افزایش است و خلاصه هر آنچه در توانشان هست، انجام میدهند که احیای این دریاچهای که بیصاحب مانده، به سرانجام نرسد. ضمن آنکه این دریاچه هم زبان ندارد که از خودش دفاع کند. درنتیجه تنها واکنشش این است که نمکهایش را میپاشد و همه را از این منطقه فراری میدهد.
با این حساب چه باید کرد؟
راهحل ساده است و کسانی که باید بدانند، میدانند. امروز دیگر سال ۹۲ نیست که تازه بخواهیم طرح پرسش کنیم که آیا اساسا این دریاچه ارزش احیا دارد یا بخواهیم تازه بررسی کنیم که چرا وضعیت دریاچه ارومیه به اینجا کشیده است. وضعیت روشن است و راهکار احیای دریاچه برای اهل فن مشخص شده؛ در نتیجه دولت باید مسئولیت کار را با قدرت برعهده بگیرد و پروژهها را طوری مدیریت کند که کار احیا به اتمام برسد. ضمن آنکه به تعویق افتادن زمان اتمام پروژهها صرفاً به سود پیمانکاران و افرادی است که در این پروژهها ذینفع هستند. پیمانکار تا زمانی که جدیتی از دولت نبیند، زمان میخرد و هر بار زمان تحویل و اتمام پروژه را به تعویق میاندازد تا درآمد بیشتری کسب کند و بودجه بیشتری بگیرد.
اما فارغ از بحث کنار گذاشتن عیسی کلانتری، انتصاب محمدصادق معتمدیان را که با حفظ سمت بهعنوان استاندار آذربایجان غربی بهعنوان دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه منصوب شد، چطور ارزیابی میکنید؟
البته قطعهمکاری با آقای کلانتری به این دلیل که از دولت قبل در این جایگاه فعالیت میکرد، چندان دور از انتظار نبود اما بحث این است که از این پس با سپردن کار به استاندار آذربایجان غربی، استانداران و مسئولان استانی دو استان دیگر یعنی استانهای آذربایجان شرقی و کردستان با آقای معتمدیان همکاری کنند. به هر حال این هم چالشی است. ضمن آنکه با این همه مشغلهای که استاندار دارد، باید دید که آیا میتواند کاری از پیش ببرد یا نه اما آنچه مسلم است این است که ما نباید همچون برخی آقایان با عینک سیاسی به این موضوع نگاه کنیم و باید با تمام توان به آقای معتمدیان کمک کنیم.
نظرتان درباره انتقادها به عملکرد عیسی کلانتری چیست؟ در واقع فارغ از آنچه درباره انگیزه سیاسی برخی منتقدان گفتید، آیا مشکلات امروز دریاچه ارومیه را به هیچ عنوان ناشی از عملکرد آقای کلانتری نمیدانید؟
ببینید، واقعیت این است که آقای کلانتری انصافا تلاش بسیاری کرد و بسیاری از دانشگاهیان را از دانشگاههای مختلف کشور پای کار آورد. اما به هر حال انتقادهایی به ایشان هم وارد است. بههرحال فقط دیکته نانوشته غلط ندارد. میشود راحت حرف زد و انتقاد کرد اما باید به این مسئله هم توجه داشته باشیم که و وقتی تراز آب دریاچه رو به افزایش بود، کسی نمیگفت کلانتری کاری کرده، بلکه میگفتند بهبود وضعیت دریاچه ناشی از افزایش بارندگی است و امروز که آب دریاچه پایین رفته، از کلانتری بهعنوان مقصر همه مسائل نام میبرند که این رویه نادرست است. من شاهد بودم که کلانتری دلسوز بود و خون دل بسیاری خورد. من کاری با سوابق دوران وزارت کشاورزی آقای کلانتری ندارم. شاید در آن زمان توهم پر آبی در کشور موج میزد و همه مدیران پیوسته در پی ساخت و ساز سد و توسعه کشاورزی بودند اما در این مقطع اخیر باید اعتراف کنیم که آقای کلانتری با نگاهی مبتنی بر توسعه پایدار و محیطزیستی وارد گود شد. اما شخصاً منکر برخی ایرادها و ضعفهای ستاد احیا نیستم و معتقدم باید این معایب رفع شود.
چه ضعفهایی؟
شاید یکی از مهمترین ایرادهای ستاد احیا این بود که چندان به معیشت مردم توجهی چندانی نداشتند. به هر حال مردم در این منطقه از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند و وقتی فشار اقتصادی و معیشتی بالا میرود، مردم خواه ناخواه به زمین و آب و محیطزیست فشار مضاعفی وارد میکنند. اما میشد از طریق سرمایهگذاری در حوزههای دیگر همچون گردشگری، صنایع دستی، توسعه معادن و سایر صنایع میشد، بخشی از مشکلات معیشتی کشاورزان منطقه را مرتفع کرد و بههرحال در این زمینه کمکاری صورت گرفته است. اتفاقاً زمانی که بنده بهعنوان معاون عمرانی در استانداری فعالیت میکردم، تاکید ویژهای بر این مسئله داشتیم و سعی کردیم معیشت جایگزین را توسعه دهیم اما این کار، کمتر جلوه پیدا کرد و عملا به نتیجه نرسید. اما مسئله مهم این است که در گذشته سیستم درست کار میکرد و مسیری که کلانتری طی کرده، مورد تایید رهبری بود. چون اکثر بودجه ستاد احیا از محل صندوق توسعه ملی بود و ما هرگز ندیدیم رهبری با این دست تخصیص اعتبارات مخالفتی داشته باشند. متاسفانه باید بگوییم یک جریانی متشکل از تعدادی از نمایندگان و برخی دولتمردان از درون به این دولت آسیب میزنند. ما منتقد دولت هستیم اما نمیخواهیم دولت زمین بخورد. این دولت، دولت همین کشور است و نمیخواهیم زمین بخورد. مگر کسی وقتی روشی جواب میدهد، آن را تغییر میدهند.
حتماً در جریان تصویب طرح تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه در مجلس هستید. آیا انتقادهایی را که نمایندگان کنونی و طراحان این طرح تفحص بهخصوص در بحث تخصیص اعتبارات ستاد احیای دریاچه ارومیه مطرح میکنند، وارد میدانید؟
ابتدا باید تأکید کنم که مهمترین اقدام مثبت در بحث احیای دریاچه، همان توجه جدی دولت روحانی به این موضوع بود و اینکه برای این مسئله بهعنوان یکی از اولویتهای اساسی دولت، تخصیص اعتبار صورت گرفت. اما فراموش نکنیم اعتبارات ۶ هزار میلیارد تومانی برای احیای یک اکوسیستم طبیعی مبلغ چندانی هم نیست. آن هم در حالی که ۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان مختص یک تونل بود که اجرای آن در اختیار قرارگاه خاتم قرار گرفته و همچنین ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار میلیارد تومان نیز مربوط به ساخت دو تصفیهخانه ارومیه و تبریز بود که در مجموع حدود ۴ هزار و ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار میلیارد از مجموع اعتبارات ۶ هزار میلیارد تومانی است. بنابراین قرار است باقی پروژهها از مجموعه پروژههای ۲۵ گانه احیای دریاچه، با اعتبار هزار تا هزار و ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تومان به أجرا برسد. دقت داشته باشیم که وضعیت امروز با ۲۰ سال پیش متفاوت است و هزار میلیارد تومان، هزینه خرید یک برج در تهران نیست. در واقع ما میخواهیم با اعتبار خرید یک برج در تهران، یک اکوسیستم عظیم که ۱۵ میلیون شهروند این مملکت را بهطور مستقیم تحتتاثیر قرار میدهد، نجات دهید! واقعاً در این شرایط زشت است که بگوییم بجای تمرکز بر پیشبرد فوری کار، تمرکزمان را بر این بگذاریم که این اندک اعتبارات کجا هزینه شده است. آن هم در حالی که به هر حال سازمان بازرسی، دیوان محاسبات و ذیحسابی ادارات به این مسائل توجه دارند. ضمن آنکه این اعتبارات جایی نرفته، بلکه عمده این مبلغ یعنی بالغ بر ۸۵ تا ۹۰ درصد آن به دو وزارتخانه نیرو و جهادکشاورزی تخصیص یافته است. اینکه نمایندگان برای اینکه خودی نشان بدهند، وقت بگذارند که ببیند اعتبارات کجا هزینه شده، البته ایراد ندارد اما کمکی به احیای دریاچه نمیکند. هماکنون قرارگاه خاتم تقاضای ۱۸۰۰ میلیارد تومان اعتبارات اضافه کرده تا پروژه را افتتاح کند. یعنی کل اعتباراتی که برای ۲۵ پروژه تخصیص یافته، به اندازه همین یک قلم اعتبار اضافهای که قرارگاه خاتم درخواست کرده، نیست.
امروز به هرحال زمان زیادی را از دست دادیم و تمامی آنچه باید یا نباید صورت میگرفت، انجام شده؛ در حال حاضر توصیه و پیشنهادتان برای ادامه کار احیای دریاچه ارومیه چیست؟
اولویت نخست اتمام پروژههاست. هرچه کار بیشتر به تعویق بیفتد، بیشتر متضرر خواهیم شد و هزینههای سرسامآوری اضافه میشود و اینکه یک کارشناس با هزینه ستاد احیا با یک بلیت ۱۰ میلیون تومانی به یک سفر خارجی رفته، هیچ است. آنهم در حالی که این سفرها بههرحال باید انجام شود و کارشناسان و مدیران ستاد احیا باید با سفر به نقاط مختلف، ببینند دیگر کشورها در وضعیت مشابه چه کرده و مثلاً تجربه اورال و دیگر دریاچهها چگونه بوده است.
فارغ از اشاراتی که به نقش نهچندان مثبت مجلس یازدهم در جریان احیای دریاچه ارومیه داشتید، عملکرد دولت کنونی را چطور ارزیابی میکنید؟
متاسفانه دولت راه اشتباهی را پیش گرفته و امروز حتی درون دولت هم چندان همکاری دیده نمیشد. تا جایی که حتی شنیدم بعضاً حتی وقتی آقای مخبر هم نامه میزند یا آقای رئیسی شخصاً دستوری صادر میکند، دو وزارتخانه ذیربط یعنی وزارت نیرو و کشاورزی پاسخ نمیدهد. مشکل دیگر این است که وزارت نیرو از مدتی پیش حتی اجازه نمیدهد که آمارو اطلاعات دقیقی از وضعیت دریاچه بیرون بیاید و آمار دریاچه را محرمانه کردهاند. تا جایی که حتی تراز دریاچه هم چند صباحی است اعلام نشده است. در واقع ستاد احیای دریاچه که در گذشته به قول معروف شبیه یک آکواریوم و بسیار شفاف عمل میکرد و استادان و پژوهشگران امکان تحقیق و بررسی داشتند، امروز همچون جبهه سیاه کاملاً محرمانه عمل میکند. مگر چه خبر شده است؟! وزیران نیرو و جهاد کشاورزی باید با نگاهی متفاوت با مسئله مواجه شده و به زیردستیهایشان نیز توضیح دهند که مسئله احیای دریاچه ارومیه، یک مسئله امنیتی و نظامی نیست؛ بلکه یک بحث زیستمحیطی است و باید کارشناسان را توجیه و همراه کنند.
واقعیت این است که آقای روحانی در سال ۹۲ دریاچه خشک را تحویل گرفت و با ۵ تا ۶ میلیارد متر مکعب آب تحویل دولت بعد داد اما امروز نتیجه فعالیت حدود ۲ سال گذشته مجلس یازدهم و در ادامه دولت سیزدهم این است که آبی نمانده است. آن هم در حالی که وضعیت آب پشت سد در ابتدای اردیبهشتماه ۱۴۰۱ کاملاً مساعد بود و وضعیت سدها با ۷۵ درصد آب بهمراتب از میانگین کشوری بهتر بود. معلوم نیست چه خصومتی با دریاچه دارند؛ تا جایی که سد مهاباد در فروردینماه سرریز کرد و باز نکردند. اکنون هم اطلاعات دقیقی ارائه نمیدهند و در حالی ادعا میکنند که سدها را باز کردهاند که معلوم نیست چه مقدار آب به دریاچه وارد شده و آمار سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه حدود ۲ برابر میانگین کشوری است.
الان که دولت روحانی بر سر کار نیست. الان آقای محرابیان وزیر نیرو است و من کاری به این مسئله ندارم که ایشان صلاحیت تصدی وزارت نیرو را داشته یا آقای ساداتینژاد تجربه کافی برای تصدی وزارت جهاد کشاورزی را در این مملکت داشت یا نه. لااقل کاری کنند که مشکل بالاخره مرتفع شود. بههرحال روندی از ابتدای دولت روحانی آغاز شده بود و میزان آب دریاچه ارومیه از صفر به ۱۴ هزار میلیارد که احیای کامل باشد، نزدیک میشد. چرا نگذاشتید کار به اتمام برسد. فرض کنید نگذاشتید کار احیای دریاچه ارومیه در دولت روحانی به اتمام برسد. اشکالی ندارد. لااقل اجازه میدادید همین سعید محمد بهعنوان قرارگاه خاتم که خودش کاندیدای انتخابات هم بود، پروژهها را افتتاح میکرد. الان دیگر چرا باید قرارگاه این همه مطالبه داشته باشد.
وقتی متمم قرارداد قرارگاه خاتم ۱۸۰۰ میلیارد تومان است، اینکه دنبال ۱۰ میلیون هزینه بلیت یک سفر خارجی باشیم، مشکوک است. این مبالغ در برابر هزینههای هنگفتی که خدایی ناکرده ۱۰، ۲۰ سال دیگر باید برای جابجایی ۱۵ میلیون شهروند این مملکت و پیدا کردن محل زندگی جدید بپردازیم، هیچ است. بههرحال اگر خداییناکرده طوفان نمک به راه بیفتد، ادامه حیات در این منطقه ناممکن خواهد بود. همین ۵، ۶ سال پیش از کولرهای مردم، قندیل نمک آویزان میشد، اراضی کشاورزی بسیاری از بین رفت و فشار خون شهروندان منطقه بهخاطر غلظت بالای نمک در هوا بالا رفت. آیا دولت محترم به این مسائل هم فکر میکند؟ آیا کسی در این سیستم به این مسائل کلان فکر میکند؟
| پیام ما | دو سال پس از جدی شدن پیشنهاد برخی از هنرمندان تئاتر و مسئولان اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد برای حصارکشی دور تئاتر شهر، شهرداری تهران با این پیشنهاد مخالفت کرد. این خبر را علیرضا نادعلی عضو شورای شهر تهران دیروز به ایسنا اعلام کرد. ایده حصارکشی دور تئاتر شهر که زیر عنوان «ساماندهی مجموعه تئاتر شهر» دنبال میشد، از چند سال قبل مطرح شده اما هر بار با مخالفت فعالان مدنی، معماران و برخی مسئولان پایتخت اجرایی نشده است. پرونده این طرح اما همچنان گشوده است و پس از مدتی دوباره مورد توجه قرار میگیرد.
سال 99 بود که نصرالله آبادیان شهردار منطقه 11 با قادر آشنا مدیرکل وقت هنرهای نمایشی و مدیر تئاتر شهر دیدار کرد. در آن جلسه از «آسیبهای پیرامون ساختمان تئاتر شهر» صحبت به میان آمد و طرفین مقرر کردند که برای ساماندهی این وضعیت طرحی ضربتی اجرا کنند. قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در این جلسه به آنچه «شرایط ناخوشایند پیرامون تئاتر شهر» نامیده بود اشاره کرده و گفته بود: «محیط پیرامونی تئاتر شهر در این سالها اصلاً در شرایط خوبی به سر نمیبرد. بنابراین لازم است هرچه زودتر نسبت به رفع التهابات و اتفاقات دلخراش فضای بیرونی این مجموعه اقدامات لازم را انجام دهند. من مطمئنم در این زمینه تمامی هنرمندان از همه اقدامات حمایت میکنند.»
آشنا مدتی بعد هم در مصاحبه با خبرگزاری مهر از برگزاری جلسات و گفتوگوهایی درباره حصارکشی مجموعه تئاتر شهر خبر داده بود. او گفته بود که این جلسات به خوبی پیش رفته است مصاحبهای که در آن صحبتی از حریم نشد و تنها لفظ حصارکشی چند باری تکرار شد. «هیچ مانعی در روند حصارکشی تئاتر شهر وجود ندارد و شهرداری منطقه و سازمان زیباسازی شهرداری و میراثفرهنگی همکاریهای لازم را در این خصوص دارند.» او همچنین گفته بود: «موضوع حصارکشی مجموعه تئاتر شهر خیلی بدیهی است و این امر هم مورد تایید مدیران و مسئولان و هنرمندان و حتی اصحاب رسانه نیز است، تئاتر شهر نیاز به حصاری دارد که هم به لحاظ بصری زیبا باشد و هم از این مجموعه هنری محافظت کند.»
اکنون رئیس کمیته فرهنگی شورای شهر تهران اکنون از مخالفت شهرداری پایتخت با پیشنهاد برخی هنرمندان برای دیوارکشی در اطراف تئاتر شهر خبر داده است. علیرضا نادعلی در گفتوگو با ایسنا، درباره آخرین وضعیت ساماندهی تئاتر شهر، با اشاره به درخواست برخی از اعضای جامعه هنری کشور درباره ایجاد یک حصار در اطراف این محدوده اظهار کرد: به دلیل وجود آسیبهای اجتماعی در اطراف محوطه تئاتر شهر، برخی هنرمندان درخواست داشتند تا این محوطه توسط چیزی شبیه حصار از اطراف آن، جدا شود. رئیس کمیته فرهنگی شورای شهر تهران ادامه داد: اما تا این لحظه مجموعه شهرداری تهران با این پیشنهاد و ایده برای احداث چیزی شبیه به دیوار در اطراف محوطه تئاتر شهر مخالفت کرده است. به گفته او مدیریت شهری پایتخت به دنبال طرحهایی است که بتواند شرایط اطراف محوطه تئاتر شهر را بهبود ببخشد و آسیبهای اجتماعی این منطقه را از بین ببرد. نادعلی تاکید کرد: ما در عین حال به دنبال آن هستیم که از لحاظ زیبایی نیز فاخر باشد و راهحلی در نظر گرفته شود که متناسب با فضای فرهنگی تئاتر شهر نیز باشد.
پیش از این امید طاهری، منتقد تئاتر و نمایشنامهنویس در گفتوگو با «پیام ما» از این پیشنهاد انتقاد کرده بود. او گفته بود: «دقیقا مشخص نشده که قرار است چه اتفاقی برای تئاتر شهر رخ دهد، یک زمانی بحث حریم تئاتر شهر مطرح بود، از همان زمانی که تئاتر شهر ساخته شد حریم آن در نظر گرفته شد هرچند که این مجتمع فرهنگی کنارش تجاوز به حریم تئاتر شهر کرد، دومین تجاوز مترویی بود که در کنار تئاتر شهر ایجاد شد. آن زمان هرگز بحث حریم تئاتر شهر مطرح نبود، الان هم ما کلمه حریم تئاتر شهر را نمیشنویم و عملا از کلمه حصارکشی نام برده میشود.»
او به صراحت گفته بود: «تئاتر شهر باید حضور بیواسطه در شهر داشته باشد، گیریم که شبانه چند معتاد هم شبانه بیایند و آنجا آتش روشن کنند، یعنی توان دور کردن این افراد وجود ندارد؟ پس چرا در آنجا نگهبان و دوربین مدار بسته وجود دارد؟ حتما باید حصاری که ما نمیدانیم چیست، بتن است یا سیم خاردار در آنجا کشیده شود؟ دسترسی مردم از آنجا قطع شود و آنجا هم مانند تالار وحدت به یک فضای لاکچری تبدیل شود؟ اگر میخواستند میتوانستند امنیت آنجا را حفظ کنند، آنجا کیوسک نگهبانی است، تئاتر شهر نگهبانی دارد، حتی میتوان نور آنجا را تامین کرد. به قول اصغر نوری آنجا میتوان دائم تئاتر اجرا کرد اگر اینجا به یک فضای پویا تبدیل شود، مانند روزهای جشنواره تئاتر شهر فجر در آن مدام تئاتر اجرا شود، اصلا دیگر در آن نگرانی برای وجود کارتن خواب و ایجاد بزه وجود ندارد.» پیش از این شماری از معماران و شهرسازان هم درباره تبعات حصارکشی برای تئاتر شهر هشدار داده بودند.
عبور 17 کشور شمال آفریقا و خاورمیانه از آستانه فقر آب
نیاز به تعادل در هزینههای عمومی و درآمدهای مالیاتی در سطح ملی برای پایداری مالی در بسیاری از کشورها اهمیت بسزایی دارد.رسیدن به چنین دستاوردی حتی در بهترین زمانها نیز چالشبرانگیز است. تغییرات اقلیمی، دولتها را با فشار شدیدی برای افزایش هزینههای عمومی، مانند امدادرسانی به خانوادهها و بازسازی زیرساختها مواجه میکند (پری و سیسکار، 2014). تغییرات آب و هوایی همچنین ممکن است بر زیر بخشهای مختلف اقتصاد مانند کشاورزی و گردشگری نیز تاثیر بگذارد (آهیم و همکاران، 2012؛ سیسکار و همکاران، 2014)، پایه مالیاتی را کاهش دهد و عدم تعادل بودجه را تشدید کند. در صورتی که این تاثیرات گذرا باشند، رشد بدهی عمومیمیتواند با نواوریهای مالی در طول زمان جبران شود اما اگر اثرات تغییرات آب و هوایی دائمیباشد، دولتها و سیاست گذاران نمیتوانند افزایش بدهی عمومی را توجیه کنند.
رهبران و کارشناسان جهان تشخیص دادهاند جدا از عوامل طبیعی، اقدامات انسانی و فعالیتهای صنعتی باعث انتشار دیاکسیدکربن و سایر گازهای گلخانهای میشود که در جو جمع میشوند. گزارشی که توسط هیئت بین دولتی تغییرات آب و هوایی(IPCC ، 2021) انجام شده است، تخمین میزند دمای جهانی به طور متوسط بین 1.3 تا 2.4 درجه سانتیگراد در دوره 2020-2060 و بین 1.9 تا 5.7 درجه سانتیگراد در سالهای 2061-2100 در غیاب سیاستهای کاهش آلودگی و کنترل انتشار گازهای گلخانهای افزایش مییابد. بر اساس گزارش بانک جهانی، با افزایش دمای 1.5-2 درجه سانتیگراد، محصولات کشاورزی میتواند تا 30 درصد و با افزایش دمای 3-4 درجه سانتیگراد تا بیش از 60 درصد کاهش پیدا کند (بانک جهانی، 2016).
با تکیه بر مطالعاتی که به رابطه تاریخی بین تولید منطقهای و دما و بارندگی منطقهای و همچنین پیشبینیهای آینده در ایالات متحده آمریکا میپردازد، تغییرات آب و هوا باعث کاهش 1 درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی (GDP) در سال 2050 میشود. تغییرات دما و بارندگی 0.8 درصد از 1 درصد را دربرمیگیرد، در حالی که خسارت طوفان 0.2 درصد را شامل میشود. این امر نشاندهنده فشار بر بودجه دولت با کاهش مالیات بر درآمد و تخصیص هزینههای اضافی برای کاهش اثرات تغییرات آب و هوایی است (هرنشتات و دینان، 2020؛ دفتر بودجه کنگره، 2021).
رویدادهای آب و هوایی شدید و دماهای بالا و خشکسالی به دلیل تغییرات آب و هوایی، اثرات نامطلوب بر بودجه و بدهی دارد. کارشناسان تخمین میزنند دولت ایالات متحده باید سالانه بین 9 تا 28 میلیارد دلار از مخارج سالانه خود را به مهار آتشسوزی در مناطق حیاتوحش، بیمه محصولات کشاورزی، امدادرسانی به سواحل آسیبدیده، کنترل کیفیت هوا و مراقبتهای بهداشتی اختصاص دهد. این هزینهها ممکن است در دوره 2060-2100 دو برابر شود. Osberghaus و Reif (2010) برآوردهایی در مورد اثرات بودجه و هزینههای سازگاری با تغییرات آب و هوایی در کشورهای اتحادیه اروپا (EU) نشان میدهند که ممکن است به 5.7 میلیارد یورو در سال 2050 و 4 میلیارد یورو در 2060-2070 برسد.
11 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا بیشترین تنش آبی جهان را دارند
دمای بالای هوا در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) پدیدهای متناوب است. در دهههای بعدی، کارشناسان انتظار دارند که این شرایط وخیمتر شود. تغییر در الگوهای بارش، افزایش خشکسالی و کمبود آب، مشکلات اساسی برای توسعه منطقه، به ویژه در کشاورزی، امنیت غذایی و معیشت ایجاد میکند. به طور خاص، منطقه MENA کمآبترین منطقه در جهان است که حدود 6.5 درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده است. 11 کشور از 17 کشوری که بیشترین تنش آبی را در سراسر جهان دارند متعلق به منطقه MENA هستند و 17 کشور از 21 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا از آستانه «فقر/کمبود آب» تعیین شده توسط سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (FAO) عبور کردهاند (بانک جهانی، 2012 ، 2018). بیش از 60 درصد از جمعیت این منطقه در مناطق پر تنش آبی و بسیار بالا زندگی میکنند در حالی که میانگین جهانی 35 درصد است. نواحی دارای تنش آبی بیش از 70 درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه را در مقایسه با میانگین جهانی 22 درصد تولید میکنند (بانک جهانی، 2018). در حالی که اقتصادهای خاورمیانه و شمال آفریقا به ذخایر نفت و صادرات آن متکی هستند، تولید و صادرکننده کالاهای کشاورزی نیز به شمار میآیند. بخش کشاورزی تقریباً 6 درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه را تشکیل میدهد و حدود 13 درصد از جمعیت در استخدام این بخش هستند که بین 1 درصد در بحرین و 33 درصد در مراکش متغیر است.
تاثیر تغییر اقلیم بر گردشگری
گردشگری یکی دیگر از ارکان اقتصادی در این کشورها است و به بخشی استراتژیک از تنوع تولید نفت تبدیل شده است. این منطقه دارای میراث گسترده و داراییهای گردشگری فرهنگی و طبیعی است و امکانات فرهنگی، ورزشی و خرید را ارائه میدهد. در سال 2019 منطقه MENA 5 درصد از جمعیت جهانگردان جهان را تشکیل داده در حالی که درآمدهای گردشگری 6 درصد از درآمد کلی جهان بوده است. به طور متوسط، در سال 2019، گردشگری 9 درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه MENA را تشکیل داده است (سازمان جهانی گردشگری، 2019). با این حال، هر دو بخش کشاورزی و گردشگری به منابع آب متکی هستند. کشاورزی به عنوان بزرگترین بخش مصرفکننده آب در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا با 82 درصد دست بالا را دارد، گرچه تقاضای آب ممکن است تا 67 درصد در سال 2050 کاهش یابد (مولا، 2018).
خشکسالیهای گسترده، افزایش دما و رویدادهای شدید آب و هوایی به تولیدات کشاورزی و بخش گردشگری آسیب میرساند که کاهش تولید ناخالص داخلی را به دنبال دارد. بنابراین، کشورها ممکن است به دلیل کاهش درآمد دولت و درآمدهای مالیاتی شرکتها و افزایش هزینههای اختصاص داده شده کاهش بودجه مالی را تجربه کنند. اثرات غیر مستقیم شامل وخامت بیشتر در سایر بخشها و از دست دادن درآمد خواهد بود.
حال دریاچه ارومیه خوب نیست. از روزی که این خبر منتشر شده رقابت برای میان مسئولان برای آنکه نشان دهند دل نگران دریاچه هستند هم بالا گرفته است. نمایندگان مجلس طرح تحقیق و تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه را مصوب کردهاند و هیات دولت هم دیروز عیسی کلانتری را از دبیری کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه کنار گذاشت و استاندار آذربایجان غربی را جایگزین او کرد. این اقدام دولت از نظر سیاسی قابل فهم است. به هر حال دولت می خواهد با مدیری کار کند که به اصطلاح سیاسیون با خودش همسو باشد. اما پرسش این است دولت چگونه به این نتیجه رسیده که باید استاندار یکی از استان های حوضه آبریز دریاچه ارومیه را به دبیری کارگروه منصوب کند؟ یعنی کسی که خودش جزو ذینفعان است و باید بر عملکردش درباره مصوبهها نظارت شود اکنون در مقام ناظر نشسته است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که برخی از مسئولان استانی و از جمله نمایندگان اساسا به مصوبات کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه تن نمیدادند اکنون آیا به مصوباتی این کارگروه به دبیری یکی از استانداران ذینفع تن میدهند؟ سوال دیگر و چه بسا مهمتر این است که چرا حالا که دولت قصد تغییر داشته معاون رئیس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست را به دبیری این کارگروه منصوب نکرده است؟ مگر نه این است که مسئولیت قانونی حفاظت از تالابها در کشور بر عهده این سازمان است. چگونه است که دستگاه حاکمیتی و نظارتی محیط زیست در این تصمیم مهم کنار گذاشته شده؟ باید پرسید که مرتبطترین مسئول دولت به محیط زیست چگونه نادیده گرفته شده است؟
انتظار میرود روشن شود که آیا رئیس سازمان از پذیرش این مسئولیت امتناع کرده یا در دولت مناسبات دیگری حکفرماست. به هر روی احیای دریاچه ارومیه مسالهای نیست که با رفتن و آمدن یک نفر حل و فصل شود. احیای دریاچه نیازمند اراده کافی مسئولان، مدیریت تعارض منافع، پرهیز از بخشینگری و رعایت الزامات محیط زیستی است. امیدواریم دریاچه ارومیه بیش از پیش به نماد ناکارآمدی و شکست کار بینبخشی بدل نشود.
«نامهای دیگر جهنم: دوزخ، نار، جحیم، لظی، سقر،سعیر،اثام، هاویه، حطمه، امیدیه، آغاجاری، رامشیر، ماهشهر،بندر امام، آبادان، خرمشهر،اهواز، اهواز، اهواز، تاکید سه قلم آخر بیشتر بخاطر اینه که فک نکنین جهنم داغتره» این پیام که با چند استیکر خنده و شعلههای آتش در بین خوزستانها در حال چرخیدن است، سویه طنز خبری است که وزارت نیرو دو روز پیش درباره دمای بالای۵۰ درجه در ۱۰ شهر جنوبی کشور اعلام کرد. بر اساس گزارش سازمان هواشناسی کشور، روز سهشنبه علاوه بر استانهای خوزستان و ایلام دما در برخی نقاط استانهای بوشهر و جنوب فارس نیز به حدود ۵۰ درجه سانتی گراد رسید که در کنار این گرما ساکنان کرانه نشین خلیج فارس در برخی ساعات هوای شرجی را تجربه کردند که همین موضوع باعث شد دمای احساسی بالاتر از ۵۰ درجه حس شود.
دمای بالای 50 درجه و هشدارهای پزشکی برای پرهیز از ترددهای غیرضروری در حوالی ظهر تا غروب برای جلوگیری از گرمازدگی در حالی است که رکوردهای مصرف برق در ایران پیوسته در حال شکسته شدن هستند. در تازهترین اظهارنظرها مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق ایران بیان کرد: پس از ثبت رکورد افزایش مصرف برق در اوج بار روزانه (۱۲ تا ۱۸)، رکورد مصرف در زمان اوج بار شبانه (ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۳) نیز زده شد و با ثبت عدد ۶۵ هزار و ۳۸۶ مگاوات، از رکورد شبانه قبلی که نزدیک ۶۴ هزار مگاوات بود عبور کرد.
به گفته دکتر مصطفی رجبی مشهدی مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق ایران و سخنگوی صنعت برق ،نیاز مصرف برق چهارشنبه ۲۹ تیر ماه به ۶۹۲۷۸ مگاوات رسید و رکورد روز پیش از آن را هم شکست.
او افزود: همچنان از همه مشترکان درخواست میکنم با استفاده نکردن از وسایل پرمصرف برقی، تنظیم دمای کولرهای گازی روی ۲۵ درجه و بالاتر، استفاده از دور کند کولرهای آبی و خاموشی لامپهای اضافه بهویژه در شب، همکاری خوب خود با صنعت برق را ادامه دهند.
به گفته مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق ایران، ما نیروگاههایی داریم که به حرارت حساس هستند و نمیتوانند حداکثر تولید خود را داشته باشند اما آنها با بیشترین توان تولیدی در مدار هستند و در کنار آنها از نیروگاههای برقآبی، تجدیدپذیر و سایر نیروگاههای موجود در شبکه که خود نیز تحتتأثیر دما هستند نیز استفاده کردیم تا توانستیم با وجود شکسته شدن رکورد مصرف، پایداری شبکه سراسری برق کشور را حفظ و برق مشترکان را تأمین کنیم. او ادامه داد: دمای هوا در تیرماه امسال ۲/۱ درجه بیشتر از سال گذشته بود که این خود باعث افزایش مصرف شد اما درعینحال امسال مردم و مشترکان عمده کمک بسیار خوبی به صنعت برق کردند تا بتوانیم از این شرایط سخت عبور کنیم.
مشهدی رجبی درباره شرایط تامین برق صنایع در تابستان امسال گفت: طبق برنامه زمانبندی که از قبل با بخش صنعت انجام دادیم، همکاری خوبی شکلگرفته و صنایع مجاز هستند در ساعتهایی مانند شیفت کاری شبانه بدون محدودیت برق مصرف کنند و در باقی ساعات مطابق یک برنامه زمانبندی مصرف داشته باشند. برخی واحدهای صنعتی نیز تعمیرات و تعطیلات تابستانی را به زمان اوج مصرف موکول کردند که همه این موارد کمک شایانی به صنعت برق کرد و جا دارد از همه این عزیزان قدردانی کنم چون با همکاری خوبی که داشتند توانستیم تا به امروز را بدون بروز محدودیت تابستان را پشت سر بگذاریم.
معاون امنیت شبکه برق کشور نیز در آخرین اظهار نظر خود اعلام کرد: مصرف برق کشور از نخستین ساعت روز چهارشنبه 29 تیر روند افزایشی داشت، بهگونهای که تا ظهر به ۶۷ هزار مگاوات رسیده و در ادامه روز از ۶۹ هزار مگاوات فراتر رفت.
به گزارش شرکت مدیریت شبکه برق ایران، اردشیر مذکور بیان کرد: مصرف برق این روزها نسبت به روزها و سالهای گذشته بهشدت افزایشیافته است، به طوری که اوج تاریخی مصرف برق کشور روز سهشنبه 28 تیر به ۶۸ هزار و ۹۳۷ رسید که نسبت به دوره مشابه پارسال ۹.۴ درصد رشد یافته است
او ادامه داد: چهارشنبه 29 تیر روز بسیار گرم و سختی پیش روی صنعت برق بود به طوری که از ابتدای بامداد آن تا ساعت 12 حدود هزار مگاوات نسبت بهروز سهشنبه افزایش داشت. تأمین این میزان برق برای نیروگاهها بسیار دشوار است.
به گفته «مذکور» اگر همین روند مصرف تداوم یابد که هم اکنون ۶۷ هزار مگاوات است قطعاً به بیش از ۶۹ هزار مگاوات خواهیم رسید که عدد بسیار بزرگی است. او خطاب به مشترکان سراسر کشور گفت: «هموطنان بین ساعت 12 تا ۱۸ از وسایل پرمصرف استفاده نکنند.»
روزهای گرم تیر ماه را در حالی پشت سر میگذاریم و به پایان آن نزدیک میشویم که همچنان گرمای مرداد را در پیش رو داریم، رکوردهای مصرف برق همچنان در حال جابجا شدن هستند و این امر نگرانیهایی را برای قطعی برق به ویژه در استانهای جنوبی ایجاد کرده است. برای همراهی با مردمان خوزستان، هرمزگان، ایلام به نظر میرسد هشتگ زدن کفایت نمیکند. تنها راه ممکن در کوتاه مدت برای عبور از چالش تابستان گرم 1401، کاهش بیش از پیش مصرف برق از سوی دستگاه های دولتی، تجاری و بخش خانگی است.
سنگلج یک از پنج محله قدیمی تهران است که در آن میتوان تاریخ شهر را حس کرد. سنگلج از آن محلههایی است که میتواند هویت را به شهر و شهروندانش ارزانی دهد و الان شما میتوانید با ما همراه شوید و در این محله از تهران قدم بزنید و در ذهنتان مجسم کنید که چه بر سر این محله قدیمی و تاریخی آمده است.
تهران از روزگاری که مورد توجه شاه صفوی قرار گرفت تا امروز همواره شاهد گسترش بوده است. روستای کوچکی در شمال شهرری که شاه طهماسب صفوی در مسیر زیارت شاه عبدالعظیم، نگاهی شاهانه به آن انداخت از آن زمان تا وقتی پایتخت ایران شد تغییرات زیادی به خود دید. پس از آن تا به امروز تهران دیگر پا را از شهربودن فراتر گذاشته و با گذر از مرزهای کلانشهر برای خود ابرشهری شده است. فقط برای جابجایی از یک سو به سوی دیگر آن باید مسافرتی انجام داد.
بناهایی در آن ساخته ولی برای توسعه خراب شدند تا شهر آماده پذیرایی از جمعیت بیشتری شود. محلات یکی پس از دیگری در تهران شکل گرفتند. اما همیشه قدیمیترین محلات جذابیت گردشگری و تاریخی زیادی دارند، مخصوصا در پایتختی که هر روز چهرهای نو به خود میگیرد. اهمیت به تاریخ یک شهر میتواند حس هویت را به آن شهر و شهروندانش ارزانی دهد. این مهم در شهر تهرانی که تغییر جز ثابتی از آن است حفظ بناهای تاریخی دشواری و اهمیت ویژهای دارد.
به بهانه بررسی وضعیت یکی از پنج محله قدیمی تهران سری به محله سنگلج میزنیم که از زمان صفویه جزو تهران بوده و در حصار شاه طهماسبی تهران جا داشته است. گشتی در این محله تاریخی میزنیم تا از تاریخ و وضعیت امروزی سنگلج مطلع شویم. در این سنگلج قدم میزنیم تا ببینیم چقدر حس و حال تهران قدیم را برای بازدید کننده تداعی میکند و حال و هوای زندگی در آن چگونه است.
تاریخچه سنگلج
وقتی صحبت از تهران و محلات آن میشود بیشتر توجه به زمان صفویه و بعد از آن معطوف میشود. از محمدرضا وحدتی، عضو انجمن سنگلج در مورد وضعیت سنگلج در طول تاریخ میپرسیم. او توضیح میدهد: سنگلج جزو پنج محله قدیمی تهران است. تا قبل از دوره ناصری این محله محل زندگی اقشار ضعیف جامعه بود مخصوصا در محوطه پارکشهر کنونی. علاقه به زندگی در این محله کم بود. اما این شرایط در دوره ناصرالدین شاه با ورود تعدادی از وزیران دربان به این منطقه و ساخت خانه باغهای بزرگ تغییر میکند. همچنین نزدیکی سنگلج به ارگ حکومتی در انتخاب این محله توسط درباریان موثر بود. میتوان دوره حکومت ناصرالدینشاه را مبدا تغییری برای بهبود شرایط سنگلج دانست. در این دوران خاندان مهمی از جمله مستوفیالممالکها، معیرالممالکها، رضاقلیخانها و حتی احتساب السلطنه در محله سنگلج ساکن میشوند.
شروع تغییرات سنگلج
حضور افراد صاحب منصب و دارای نفوذ حکومتی وضعیت محله سنگلج را بهبود بخشید. وحدتی، عضو انجمن سنگلج و راهنمای گردشگری دراینباره میگوید: تغییرات در محله سنگلج شروع شد و خانههای ارزشمند زیادی در سنگلج بنا شد. آب انبارها، گذرها و حمامهایی در سنگلج ساخته شد که به آبادانی محله کمک کردند. این اتفاقات در دوره قاجار موقعیت ویژهای به محله سنگلج داد. عمارت باشکوه مستوفیالممالک و معیرالممالک از جمله بناهای ارزشمند دوره قاجاری سنگلج هستند. اما متأسفانه در گذر تاریخ این بناها شاهد بیمهریهای فراوانی بودند. از جمله تخریب بخش عمدهای از باغ عمارت معیرالممالک توسط رضاخان اما این تخریب تا امروز هم ادامه داشته به شکلی که از این باغ بزرگ تنها بخش کوچکی امروز باقی مانده که به نام باغ کیهانی شناخته میشود و چند سالی است قرار است توسط شهرداری تهران مرمت شود که روند پیشرفت آن به کندی پیش میرود. این عضو انجمن سنگلج در مورد بنای ارزشمند مستوفیالممالک هم میگوید: گذر تاریخ با عمارت مستوفیالممالک هم مهربان نبود و از زمان ساخت این عمارت باشکوه تا امروز شاهد کاهش نود درصدی مساحت این باغ هستیم و امروز تنها بخشی از این عمارت پابرجا است که متأسفانه وضعیت خوبی از لحاظ نگهداری ندارد و نیازمند مرمت فوری است. در حال حاضر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مالک این بنا است که در زمینه مرمت و اجازه ورود گردشگران برای بازدید از این بنای ارزشمند همکاری مناسبی ندارد.
اهمیت سنگلج
سنگلج محلهای قدیمی که هنوز زندگی در کوچه پس کوچهها و خانههای آن در جریان است. ولی اگر قصد تهرانگردی داشته باشید شاید کمتر توجهی به آن جلب شود و این با وجود بناهای ارزشمند تاریخی کمی عجیب است. کیفیت زندگی در سنگلج در سایه کمتوجهی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری و شهرداری تهران هر روز کم میشود. با توجه به نزدیکی این محله به بازار تهران، کارگاهها و انبارها به دل این محل رسوخ کردند و گاهی شاهد تبدیل شدن خانههای تاریخی به کارگاهها هستیم. سنگلجی که میتوانست یک قطب گردشگری باشد در سایه بیتوجهی در مسیر تخریب پیش میرود، تخریب بخش مهمی از تاریخ پایتخت ایران. محمدرضا وحدتی در مورد اهمیت سنگلج میگوید: سنگلج بناها و میراثهای ارزشمندی را در خود جای داده است. سنگلج میزبان نخستین تماشاخانه تهران به نام تماشاخانه سنگلج است. پارکشهر، اولین پارک مدرن ایران در تاریخ ۱۳۲۳ در سنگلج احداث شد. کلیسای سورپ گئورگ، دومین کلیسای قدیمی تهران در دل سنگلج جای خوش کرده است. خانه بزرگانی از جمله خانه پدری پروفسور حسابی، خانه پدری جلال آلاحمد، محمد مصدق و شیخ فضلالله نوری در سنگلج قرار دارد. زیباترین زورخانه ایران که متعلق به شعبان جعفری است و امروزه با نام زورخانه شهید فهمیده شناخته میشود در بخش شمالی سنگلج قرار دارد. یکی از قدیمیترین ورزشگاههای تهران که در دوره پهلوی با نام محمدرضا پهلوی ساخته شد هم در شمال محله سنگلج قرار دارد که امروزه خانه کشتی است و نام ورزشگاه شهدای هفتم تیر زینت بخش آن است.
وضعیت زندگی در سنگلج
سنگلج با کوچه و خیابانهای باریک که تردد در آن با دشواری همراه است، در مرکز شهر و نزدیکی بازار بزرگ تهران قرار گرفته است که باعث شلوغی و تردد زیاد در آن میشود، حضور فراوان کارگاهها و انبارها در بخش همجوار بازار و عدم وجود نگاه درست توسط وزارت میراث و گردشگری به سنگلج که تنها شرایط را برای گسترش کارگاهها و انبارها در دل این محله تسهیل کرده است. قرارگیری این منطقه در طرح ترافیک، کمبود فضای ورزشی و سخت بودن حمل و نقل در این منطقه در طرح ترافیک، کمبود فضای ورزشی و سخت بودن حمل و نقل؛ اینها بخش کوچکی از مشکلاتی است که وقتی پای صحبت اهالی این محله قدیمی و ارزشمند تهران مینشینیم خواهیم شنید. محمدرضا وحدتی، راهنمای گردشگری در مورد راهکار افزایش کیفیت زندگی در سنگلج میگوید: سنگلج پتانسیل عالی برای توسعه گردشگری دارد. اما توجه به فعال کردن این پتانسیلها از سوی شهرداری و وزارت میراث فرهنگی و گردشگری نشده است. توسعه گردشگری در سنگلج میتواند فضای این محله را تلطیف کند. حضور گردشگر میتواند اهمیت محله را در نگاه ساکنان محله پر رنگ کند، ساکنانی که زندگی روزمره همراه با سختیهای ناشی از شرایط سنگلج اهمیت این محله را در نگاه آنها کم رنگ کرده است. حضور گردشگر میتواند رونق را به محله سنگلج بازگرداند و سنگلج به جایگاه مناسب و شایسته خود بازگردد. این مهم تنها در صورتی که نگاه ویژه شهرداری و وزارتخانه میراث فرهنگی و گردشگری به سنگلج ایجاد شود عملی خواهد شد. یکی تجربههای خوب در سنگلج برگزاری تورهای گردشگری با دوچرخه است که ما در انجمن سنگلج چندین بار نسب به برگزاری آن اقدام کردیم. این اتفاق علاوه بر آشنایی گردشگر با محله سنگلج، دوچرخه را به عنوان یک وسیله حمل و نقل مناسب برای محله سنگلج به ساکنان معرفی میکند میتواند اثرگذار باشد. یکی تجربههای خوب در سنگلج برگزاری تورهای گردشگری با دوچرخه است که ما در انجمن سنگلج چندین بار نسبت به برگزاری آن اقدام کردیم. این اتفاق علاوه بر آشنایی گردشگر با محله سنگلج، یک وسیله حمل و نقل مناسب هم به شمار میرود.
موانع توسعه گردشگری در سنگلج
سنگلج در نگاه تهرانگردان و برگزارکنندههای تورهای تهرانگردی شناخته شده است. اما گاهی شاهد تعداد کم تورهای گردشگری در آن هستیم. عضو انجمن سنگلج در این مورد میگوید: زیرساختهای گردشگری در محله سنگلج دچار مشکلات فراوانی است. اولین مورد آن بسته بودن در اماکن مهم محله به روی گردشگران است. بنای ارزشمند مستوفیالممالک که تحت مالکیت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است امکان بازدید ندارد. مجموعه معیرالممالک که بازسازی شده و در زمینه توسعه گردشگری بسیار ارزشمند است توسط اداره اوقاف اجازه بازدید ندارد. زورخانه شهید فهمیده برای بازدید پروسه اداری سختی دارد. خیلی از خانهها بسته هستند. این مشکل بزرگی است. در دل محله سنگلج فضایی برای استراحت گردشگر از جمله رستوران یا کافه وجود ندارد. مسیر مشخص گردشگری و نقشه مناسب وجود ندارد. وضعیت کفسازی معابر سنگلج مناسب نیست. محمدرضا وحدتی ضمن بیان مشکلات توسعه گردشگری در سنگلج میگوید: در صورت عدم توجه به گردشگری در سنگلج شاهد تخریب روزافزون خانههای ارزشمند این محل خواهیم بود. خانههایی که در نبود حمایت کسی حاضر به خرید و مرمت آنها نیست.
یکی از جوانهای شهداد چند سال قبل پرسید: «اینکه لوت، ثبت جهانی شده یعنی چه؟ قراره چه اتفاقی بیفته؟» حسن رستگاری که با همسرش نزدیک چهارراه صباغ مغازه صنایع دستی داشت از چهار سال قبل مقیم کرمان شده و کار صنایع دستی را هم تعطیل کرده است. این سوال بسیاری از اهالی شهداد است و کسی به آن پاسخ نداده است.
شش سال از ثبت جهانی بیابان لوت میگذرد. 27 تیرماه 1395 بیابان لوت به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این رویداد به معرفی جاذبههای منحصربهفرد لوت کمک زیادی کرد و روند ورود گردشگر به آن فزونی یافت.
سابقه حضور برنامهریزی شده گردشگران به بیابان لوت به دهه 70 برمیگردد. در دیماه 1379 همایش ملی شناخت بیابان لوت در شهر کرمان و با مشارکت استانداری کرمان، دانشگاه شهید باهنر و دستگاههای مرتبط برگزار شد. پس از 2 روز برگزاری همایش که نگاه تازهای به لوت گشود در روز سوم بیش از 600 نفر از مهمانان همایش با اتوبوس راهی شهداد و بیابان لوت شدند. صدها دانشآموز در مسیر کرمان به شهداد در سیرچ و شهداد در حالیکه دو سوی جاده و خیابان ایستاده و شاخههای گل نرگس در دست داشتند از مهمانان استقبال کردند. مردم شهداد به شکل خودجوش نیز به خیابان و امام زاده زید(ع) آمده بودند. حضور جمعیت و شوق آنها به اندازهای بود که مدیران برنامه بازدید از لوت را بر آن داشت تا در جمع مردم صحبت کنند. محمدعلی کریمی معاون سیاسی استاندار وقت کرمان در سخنانی با لحنی صمیمی و گرم که از حضور فراتر از انتظار مردم لبریز بود، از لوت و لزوم مشارکت مردم در حفظ و معرفی آن و تاثیر گردشگری لوت بر اقتصاد و توسعه شهداد گفت و از آنها تشکر کرد.
در حالی وارد هفتمین سال ثبت جهانی لوت میشویم که مراسم خاصی در این زمینه در بخش شهداد برگزار نشده و مردم محلی با ویژگیهای ثبت جهانی و وظایف خود آشنا نیستند
موج نشاط و امید در چشمان مردم برق میزد و همه امیدوارانه به آینده زادگاه شان میاندیشیدند. مهمانان راهی لوت شدند و شب به کرمان برگشتند. این بازدید به منزله گشودن رسمی دروازههای بزرگترین شهر کلوخی و بیجمعیت جهان «کلوتها» به روی گردشگران بود.
اردیبهشت 80 در مهدیه شهداد مدیرکل سیاسی استانداری برای نخستین بار از راهاندازی خانههای توریست در شهداد خبر داد.
سالها گذشت و با بهرهبرداری از جاده شهداد نهبندان در اسفند 86 سفر گردشگران به لوت تسهیل شد. حالا دیگر شاهد حضور انفرادی و خانوادگی گردشگران و برپایی رویدادهای مختلف از جمله جشنواره شهریور در کمپ کویری در 9 کیلومتری روستای ده سیف بودیم. تردد کامیونها و تریلرها از جادهای که مسیر کرمان به زابل و خراسان جنوبی را کوتاه میکرد نیز زیاد شد و علاوه بر افزایش سوانح جادهای و واژگونی خودروها، حجم زبالهها را در اطراف جاده و لوت افزایش داد.
از همان دی 79 که نخستین گروه گردشگران وارد لوت شدند آسیب دیدن جاذبههای لوت و رها کردن زباله در آن آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
لوت حالا شناختهتر شده بود و تلاش برای ثبت آن شروع و در 27 تیر 95 در ترکیه به نتیجه رسید. شش سال از آن زمان میگذرد. در مجموع بیشترین تاثیر ثبت جهانی و گشودن دروازههای لوت در حوزه گردشگری رقم خورد. بخش شهداد بالاترین تعداد بومگردی در استان را دارد و هتلهای جدید هم در حال ساخت است. بخش شمالی دهستان تکاب چهرهای گردشگرپذیر به خود گرفته و هواپیمایی ماهان در روستای ملکآباد مجموعه عظیم گردشگری احداث و فعال کرده است.
در این میان اما کمترین توجه به محیط زیست منطقه صورت گرفته است. رد لاستیک آفرودسواران و گردشگران تقریبا لوت را پر کرده و لوت دیگر لوت سابق نیست. طبیعتگردان و دوستداران طبیعت قدر لوت را میدانند اما بیشتر گردشگران و آفرودسواران ملاحظات محیط زیستی را رعایت نمیکنند و هنوز هیچ شیوهنامه روشن و دقیقی برای نحوه حضور گردشگران در لوت ابلاغ نشده است. این در حالی است که پس از ثبت ملی و جهانی یک منطقه، شرایط شبیه قبل نیست و سختگیریها افزایش مییابد.
یکی از این جاذبهها «گندم بریان» است که برداشتن سنگ از سطح آن و سایر نقاط لوت رواج دارد. عدهای به دنبال شهاب سنگ لوت را مینوردند و تردد خودروها و گردشگران در اطراف نبکاها یا همان گزها نیز به تل گز که در دهستان تکاب قرار دارد و به ثبت ملی رسیده، آسیب زده است. روشن کردن آتش روی خاک لوت، پهن کردن بساط شام و ناهار و صبحانه و کباب و… حتی روی نقاط مرتفع کلوتها زخمهایی بر تن ظریف و شنی لوت ایجاد کرده که باد و توفانهای شن نیز نمیتواند آنها را ترمیم کند. کلوتهایی که آسیب دیدهاند دیگر به روز اول برنمیگردند و بعید نیست در درازمدت چهره لوت به چهرهای نازیبا تبدیل شود.
پس از گذشت بیش از دو دهه از حضور گردشگران در لوت هنوز تحولی در وضعیت تحصیلی دانش آموزان شهداد و افزودن رشتههای متناسب در هنرستانها یا ادامه تحصیل در رشتههای دانشگاهی مرتبط با ایرانگردی و جهانگردی صورت نگرفته و آموزش زبان انگلیسی و مهارتهای ارتباط با گردشگران به دغدغه جوانها تبدیل نشده است
به جا گذاشتن زباله و پسماند مواد غذایی زیست بوم لوت و حیات جانوری و گیاهی آن را دستخوش تغییر کرده است. حالا روباههای شنی به گردشگران نزدیک میشوند و در عکسهایشان دیده میشوند. خبرهایی از دریده شدن دامهای اهالی شهداد و روستاها در سالهای اخیر منتشر شده که میتواند نشاندهنده تاثیر همین تغییرات و رفتار نامناسب با لوت باشد.
لوت منطقهای بسیار وسیع در بین سه استان سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و کرمان و شهداد نزدیکترین شهر به زیباترین جاذبههای آن: کلوتها، رودشور، گندم بریان و… است. اما هنوز برنامه، ساختار و گفتوگوهای مشترکی بین مدیران و فعالان حوزه لوت در سه استان شکل نگرفته است و شاهد جزیرهای عمل کردن در این زمینه هستیم.
جداکردن بخشی از لوت در محدوده تقسیمات کشوری بخش شهداد و الحاق آن به شهرستان بم که در مصوبات هیئت دولت در سامانههای رسمی منتشر شده است نمونهای از نگاه جزیرهای و سیاستزده به جغرافیای لوت است. پس از گذشت حدود یکسال از اعلام این تصمیم، هیچ مقام دولتی و هیچ یک از نمایندگان استان در مجلس و بهویژه دو نماینده شهرستان کرمان به آن واکنش نشان ندادهاند. اتفاقی که یک علامت سوال بزرگ و بدون پاسخ در ذهن مردم شهداد ایجاد کرد و موجب رنجش خاطر و دلزدگی آنها شد.
لوت امروزه بیشتر به عنوان مقصد گردشگری جذاب و پولساز دیده میشود و همین نگاه اقتصادی و ابزاری به آن آسیبزده است.
در حالی وارد هفتمین سال ثبت جهانی لوت میشویم که هنوز هیچ مراسم خاصی در این زمینه در بخش شهداد برگزار نشده و مردم محلی با ویژگیهای ثبت جهانی و وظایف خود آشنا نیستند. بومگردیها در حال افزایشاند ولی اینکه بومگردی چگونه میتواند حافظ زیست بوم منطقه و فرهنگ آن باشد، به درستی تبیین نشده است. شاید تصریح این موارد موجب شود اقدامات برخی بومگردیها که تلاش میکنند نسخه بدلی رستورانهای بین راهی باشند؛ اصلاح شود.
صنایعدستی و به طور عمده دست آفریدههای حصیری به شکل عمده ارائه میشوند و دلالها سود اصلی را به جیب میزنند. زیرساختهای شهری شهداد بسیار اندک است. در حالیکه این شهر مملو از باغات نخیلات و مرکبات و برای پیادهروی مناسب است و دهها ابنیه تاریخی و محوطه باستانی دارد؛ پیادهرو و کوچههای بهسازی شده و بوستانهای مناسب و کافی در آن وجود ندارد.
روستاهای بخش جنوبی دهستان تکاب، شهر اندوهجرد و روستاهای چهارفرسخ، جهر و پشوئیه از چرخه گردشگری لوت جامانده اند و نگاهها به کلوتها خیره شده است. این وضعیت نشان میدهد گردشگری لوت به برنامه جامع نیاز دارد که کل منطقه و مناطق همجوار را با هم ببیند.
پس از گذشت بیش از دو دهه از حضور گردشگران در لوت هنوز تحولی در وضعیت تحصیلی دانش آموزان شهداد و افزودن رشتههای متناسب در هنرستانها یا ادامه تحصیل در رشتههای دانشگاهی مرتبط با ایرانگردی و جهانگردی صورت نگرفته و آموزش زبان انگلیسی و مهارتهای ارتباط با گردشگران به دغدغه جوانها تبدیل نشده است. گزاف نیست اگر بگوییم این دغدغه نزد مدیران هم چندان دیده نمیشود. عصر 26 تیرماه آیین گرامیداشت ثبت جهانی لوت در شهر کرمان توسط «سارلوت» (یکی از گروه گردشگری کرمانی) برگزار شد. مدیران ارشد شهداد در این مراسم مهمانانی بودند که غریبانه در بین جمعیت نشسته بودند.
اگر جوان شهدادی که حالا وارد میانسالی شده است به این مراسم آمده بود میپرسید: «اینکه لوت، ثبت جهانی شده یعنی چه؟ قراره چه اتفاقی بیفته؟».
