بایگانی مطالب نشریه
اثر تغییر اقلیم بر افزایش گرما
در ژوئن (خرداد) و ژوئیه (تیر) 2022، با افزایش دمای هوا موج گرما مناطق اروپا، شمال آفریقا، خاورمیانه و آسیا را دربرگرفت، بسیاری از رکوردهای دمایی گذشته را شکست و منجر به رخداد آتشسوزیها در جنوب اروپا شد. این شرایط خاص در ایران نیز مشاهده و دمای هوا در اواخر ژوئن پس از رسیدن به 52 درجه سانتیگراد، در ماه ژوئیه همچنان بالا ماند.
با رخداد رویدادهای آب و هوایی حدی همچون موج گرمایی، خشکسالی و غیره این سوال اصلی مطرح است که آیا علت این مخاطرات تغییر اقلیم است؟ همه رویدادهای اقلیمی و آب و هوایی به نوعی قبل از مداخله انسان در سیستم آب و هوایی و در تغییرات اقلیمی طبیعی به دلیل تغییر در الگوهای آب و هوای جهانی رخ داده است.
با این حال، تغییرات اقلیمی انسانی، ما را در مسیری قرار داده که در نقاط مختلف جهان شاهد دماهای حدی هستیم که در شرایط آب و هوایی «طبیعی» بسیار بعید است و بحران اقلیمی نقش آشکاری در تشدید این پارامتر ایفا میکند. دانشمندان معتقدند احتمال رخداد دماهای فرین در شرایط اقلیمی کنونی 10 برابر بیشتر از آب و هوای طبیعی است که تحت تأثیر اثرات فعالیتهای انسان نبوده است.
رخداد امواج گرمایی در دوره گرم سال حاصل فعالیت سیستم پرفشار جنب حارهای عرضهای میانه است که با گسترش حاشیه شمالی آن تا شمال آفریقا و صحرای مربوطه با شرایط آب و هوایی بدون ابر همراه با بادهای گرم و خشک قارهای و تشدید فعالیت آن در طول تابستان سبب افزایش دمای هوا در نزدیکی سطح تا بیش از سطح نرمال میشود. از طرفی در سالهای اخیر مشاهده شده که در سالهای متعدد حدود گستره این سیستم جوی افزایش و تا مناطق جنوبی اروپا نفوذ کرده که گاه با گسترش بیشتر منجر به ثبت دماهای بالا در بیشتر مناطق اروپای غربی و مرکزی نیز شده است. بررسی ارتباط بین رویدادهای آب و هوایی حدی و اثرات تغییر اقلیم انسانی در مطالعات نشان داده که با افزایش انتشار گازهای گلخانهای و متعاقبا افزایش دما و گرمایش جوی، احتمال فراوانی رخداد، تداوم، شدت و گستره جغرافیایی بسیاری از این رویدادها افزایش مییابد و در دهههای اخیر نیز با گرمایش جوی مرتبط بوده است. براین اساس تغییر اقلیم سبب شده که رخداد رویدادهایی همچون امواج گرمایی که ارتباط نزدیکی با دما دارند محتمل تر و شدیدتر و ریسک آنها در مناطق مختلف چندین برابر شود. طبق گزارشهای هیئت بیندولتی تغییر اقلیم (IPCC) نیز «فراوانی» انواع خاصی از رویدادهای آب و هوایی و اقلیمی حدی به دلیل تغییرات اقلیمی در حال افزایش و در سالهای اخیر تشدید یافتهاند. سازمان ملل نیز هشدار داده که مخاطرات بحران آب و هوایی با سرعت یک بار در هفته در حال وقوع است و کشورهای در حال توسعه باید از هم اکنون برای تأثیرات عمیق آماده شوند و برای آمادهسازی این کشورها نیاز به اقدام فوری است.
بنابراین با توجه به چگونگی اثرگذاری تغییر اقلیم بر رویدادهای حدی، اگر کشورها تا سال 2030 انتشار کربن خود را به طور چشمگیر کاهش ندهند و تا سال 2050 به صفر خالص دست نیابند، رکورد گرمای سال 2021 و رویدادهای دمای حدی حداقل تا 30 سال آتی و حتی تا پایان قرن، هر سال به ثبت خواهد رسید و در آینده انتظار رخداد روزهای بسیار گرم و موجهای گرمایی بزرگتر، شدیدتر و طولانیتر است. اما در صورت اقدام سریع برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، امکان جلوگیری از شدیدترین اثرات و پیامدهای تغییر اقلیم ممکن است. همچنین، با توجه به وضعیت اضطراری شرایط اقلیمی باید به موضوع سازگاری با تغییر اقلیم و افزایش تاب آوری به عنوان یکی از ارکان اصلی مقابله با تغییر اقلیم توجه ویژه و سرمایه گذاری لازم صورت گیرد. به طوری که اگر مردم آگاهی لازم در مورد چگونگی سازگاری با تغییر اقلیم را داشته و به هشدارهای اولیه و زودهنگام در مورد رویدادهای آب و هوایی حدی و نیز زیرساختهای مناسب دسترسی داشته باشند و دولت نیز اطلاع و شناخت بیشتری از نقاط پر خطر و آسیبپذیر برای مدیریت ریسک تغییراقلیم داشته باشد، بسیاری از مخاطرات اقلیمی و محیطی با تاثیرگذاری و خسارات جانی و مالی کمتر قابل پیشگیری و کنترل است.
امنیت ترکیه را امنیت خودمان میدانیم
روسای جمهور روسیه و ترکیه که بهمنظور شرکت در هفتمین نشست سهجانبه آستانه برای حل بحران سوریه به تهران سفر کردهاند، در حاشیه این نشست سهجانبه و در دیدارهایی جداگانه با رهبر انقلاب نیز دیدار و گفتوگو کردند. بر این اساس در حالی ابتدا رجب طیب اردوغان در دیدار پیش از نیمروز با حضرت آیتالله خامنهای بر روابط عمیق و دوستانه دو کشور تاکید کرد که در ادامه دیروز ولادیمیر پوتین نیز بعدازظهر سهشنبه با رهبری دیدار و گفتوگو کرد.
حضرت آیتالله خامنه ای در دیدار رئیسجمهور ترکیه و هیئت همراه با تاکید بر اینکه با تروریسم حتماً باید معارضه کرد، بیان کردند: حمله نظامی در سوریه به نفع تروریستها نیز خواهد بود البته تروریستها محدود به یک گروه خاص نیستند. به گزارش دفتر حضرت آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی پیش از ظهر سهشنبه در دیدار آقای رجب طیب اردوغان رئیسجمهور ترکیه و هیات همراه با تأکید بر لزوم افزایش همکاریهای دو کشور بهویژه همکاریهای تجاری، رژیم صهیونیستی را از عوامل اصلی ایجاد اختلاف بین کشورهای اسلامی برشمردند و با تأکید بر اینکه آمریکا و رژیم غاصب نمیتوانند جلوی حرکت عمیق فلسطینیها را بگیرند، در خصوص مسئله سوریه بیانکردند: حفظ تمامیت ارضی سوریه بسیار مهم است و هر گونه حمله نظامی در شمال سوریه قطعاً به ضرر ترکیه، سوریه و همه منطقه، و به نفع تروریستها خواهد بود. حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار، حجم و کیفیت تبادلات و همکاریهای اقتصادی دو کشور را بسیار کمتر از ظرفیتهای موجود خواندند و تأکید کردند: این مسئله در مذاکرات بین رؤسای جمهور حل و فصل شود. ایشان، عزت و عظمت امت اسلامی را در گرو عبور از اختلافات سلیقهای و هوشیاری در مقابل سیاستهای تفرقهافکن، دانستند و گفتند: یکی از عوامل ایجاد اختلاف و دشمنی در منطقه، رژیم غاصب صهیونیستی است که آمریکا نیز از آن پشتیبانی میکند.
رهبر انقلاب با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی امنیت ترکیه و مرزهای آن را امنیت خود میداند، خطاب به رئیسجمهور ترکیه گفتند: شما نیز امنیت سوریه را امنیت خود بدانید. مسائل سوریه را باید با مذاکرات حل کرد و ایران، ترکیه، سوریه و روسیه با گفتوگو این مسئله را تمام کنند
رهبر انقلاب، فلسطین را مسئله اول دنیای اسلام برشمردند و تأکید کردند: با وجود اقبال بعضی دولتها به رژیم صهیونیستی، ملتها عمیقاً با این رژیم غاصب مخالف هستند. ایشان با تأکید بر اینکه نباید به آمریکا و رژیم صهیونیستی تکیه کرد، گفتند: امروز نه رژیم صهیونیستی، نه آمریکا و نه دیگران نخواهند توانست جلوی حرکت عمیق فلسطینیها را بگیرند و عاقبت کار به نفع مردم فلسطین خواهد بود. حضرت آیتالله خامنهای در ادامه، مسئله تمامیت ارضی سوریه را بسیار مهم برشمردند و با اشاره به برخی نقلقولها مبنی بر حمله نظامی به شمال سوریه، تأکید کردند: این کار قطعاً هم به ضرر سوریه هم به ضرر ترکیه و هم به ضرر منطقه است و اقدام سیاسی مورد انتظار از جانب دولت سوریه را نیز محقق نخواهد کرد. ایشان با اشاره به اظهار نفرت رئیسجمهور ترکیه از گروههای تروریستی، گفتند: با تروریسم حتماً باید معارضه کرد، اما حمله نظامی در سوریه به نفع تروریستها نیز خواهد بود، البته تروریستها محدود به یک گروه خاص نیستند.
رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به درخواست رئیسجمهور ترکیه مبنی بر همکاری ایران برای مبارزه با گروههای تروریستی، گفتند: ما در مبارزه با تروریسم مطمئناً با شما همکاری میکنیم. حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه ما امنیت ترکیه و مرزهای آن را امنیت خود میدانیم، خطاب به آقای اردوغان گفتند: شما نیز امنیت سوریه را امنیت خود بدانید. مسائل سوریه را باید با مذاکرات حل کرد و ایران، ترکیه، سوریه و روسیه با گفتوگو این مسئله را تمام کنند. ایشان همچنین با ابراز خرسندی از بازگشت قرهباغ به آذربایجان، گفتند: البته اگر سیاستی مبنی بر مسدود کردن مرز ایران و ارمنستان وجود داشته باشد، جمهوری اسلامی با آن مخالفت خواهد کرد؛ چرا که این مرز یک راه ارتباطی چند هزار ساله است. رهبر انقلاب افزایش همکاریهای ایران و ترکیه در همه مسائل منطقه را مفید و لازم خواندند و افزودند: ما همواره از دولت شما در مسائل داخلی و در مقابل دخالتها دفاع کردهایم و همچنانکه گفتید دوستان دوران سخت یکدیگر هستیم و برای ملت مسلمان ترکیه دعا میکنیم.
رئیسجمهور ترکیه با تأکید بر اینکه این کشور همواره مخالف تحریمهای یکجانبه علیه ایران بوده و خواهیم بود، گفت: از انتظارات مشروع ایران در برجام، حمایت، و شرکتهای ترکیهای را به سرمایهگذاری در ایران تشویق میکنیم
در این دیدار که آقای رئیسی رئیسجمهور کشورمان نیز حضور داشت، آقای اردوغان با تبریک اعیاد قربان و غدیر خم، اتحاد امت اسلامی و افزایش همبستگی ایران و ترکیه را لازم دانست و گفت: ترکیه هیچگاه در مقابل اجحاف علیه ایران ساکت ننشسته و برادری ایران و ترکیه در همه زمینهها باید گسترش پیدا کند. آقای اردوغان با تأکید بر اینکه همواره مخالف تحریمهای یکجانبه علیه ایران بوده و خواهیم بود، گفت: از انتظارات مشروع ایران در برجام، حمایت، و شرکتهای ترکیهای را به سرمایهگذاری در ایران تشویق میکنیم. رئیسجمهور ترکیه با اشاره به درگیری ایران و ترکیه با تروریستها در طول سالهای متمادی، گفت: در سوریه گروههای تروریستی، مورد حمایت تسلیحاتیِ سنگین از طرف کشورهای غربی همچون آلمان، انگلیس، فرانسه و بهویژه آمریکا هستند. آقای اردوغان با بیان اینکه موضع ترکیه در خصوص تمامیت ارضی سوریه مشخص است، افزود: از دولت سوریه انتظار داریم روندهای سیاسی را آغاز کند. در اجلاس آستانه مسئله سوریه بهصورت ویژه در دستور کار است و امیدواریم به نتایج خوبی دست پیدا کنیم.
امید زنان کلپورگان به دستساختههایشان
گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد سیستانوبلوچستان به عنوان محرومترین استان ایران از نظر شاخصهای توسعهای، بهار امسال هم در میان ۹ استان با نرخ بیکاری ۲ رقمی قرار داشت؛ گرچه عدد نرخ بیکاری این استان در بهار امسال 12.8درصد عنوان شده، اما این شاخص به استناد گفته مسئولان محلی و نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی به ۳۰ درصد میرسد.
در شرایطی که مرز، چابهار به عنوان تنها بندراقیانوسی ایران و جاذبههای تاریخی و گردشگری متعدد این استان نتوانسته جوابگوی اشتغالزایی برای جمعیتاش باشد، فعالیت و مشارکت اقتصادی زنان در یک روستای مرزی در 25 کیلومتری سراوان و ساخت سفالینههایی به یادگار از 7 هزار سال پیش یک اتفاق شگرف است؛ جایی که مردان روستا در نبود کارخانه، واحد تولیدی یا صنعتی به سوختبری روی آوردهاند، زنان از خاک روستا دستسازههایی ارزشمند میآفرینند تا چرخ زندگی را طور دیگری بچرخانند و حالا امیدشان به حمایت از سوی مسئولان محلی است.
هنری زنانه
روستای کلپورگان کمتر از هزار نفر جمعیت دارد و پیش از ثبت جهانی به عنوان تنها موزه زنده سفال جهان و تنها روستای جهانی سفال در سال 96، فقط چند نفر از زنان روستا به هنر 7هزارسالهشان اشتغال داشتند. ثبت جهانی اما بهانهای شد تا هم این هنر دیرینه رونق دیگری بگیرد و هم زنان بیشتری آستین بالا بزنند و خاک را به هنر کیمیا کنند.
آنطور که مشاور فرماندار سراوان در امور بانوان میگوید قبلا از رخداد ثبت جهانی، فقط چند نفر از بانوان سالخورده روستا دستی بر خاک داشتند و حالا در هر خانه کلپورگان رد و نشانی از سفال به چشم میخورد:
«12 شرکت خانوادگی در روستا فعال است، اما به جز این 12 شرکت، زنان روستا همه در خانههایشان سفال درست میکنند و برای فروش به کارگاه میراث فرهنگی میآورند.»
کارگاهی که ثنا ارباب اشاره میکند، کارگاهی قدیمی است که از سال 51 در روستا ساخته شده و حالا گرچه چند وقت یکبار مرمت میشود، اما باز هم به دلیل خرابی گاهی سفال زنان را میسوزاند و چه بهتر که برای این هنر جهانی شده کورهای جدید با قابلیت تنظیم درجه ساخته میشد.
گرچه وام و تسهیلاتی به هنر دست زنان کلپورگان تعلق میگیرد، اما دیدگاه مذهبی اهالی این منطقه سنینشین اجازه دریافت وام با سود را نمیدهد و اهالی چاره کار را دادن وامهای بدون بهره و سود بانکی میدانند.
اشتغال زنان به سفالگری گرچه فلسفه خاصی ندارد، اما آموزش نسل به نسل آن موجب شده مردها در کار آوردن خاک، درست کردن گل و به کوره گذاشتن سفالها مشارکت کنند و آنهایی که گل رس را به سفالینههای کاربردی با نقش و نگار کوه خواجه تبدیل میکند، زنان باشند. زنان نانآور هستند و بخشی از معیشت روستا بر عهدهشان است، اما این درآمد آنقدری نیست که همه زندگی با سفالگری بچرخد.
زینت منفرد مدیر کارگاه تازه تاسیس روستای کلپورگان : حالا شرایط طوری است که وارد هر خانه بشوید زنان مشغول سفالگری هستند، اما خاک معدن رس نزدیک روستا یا همان «گل دیگی» تمام شده است و برای برداشت بیشتر خاک باید مسئولان کمکمان کنند. چند بار پیگیر موضوع شدهایم، اما هنوز خبری نشده است
تلاش برای آگاهی
یک سال پیش از ثبت جهانی کلپورگان، لالجین استان همدان به عنوان شهر سفال ایران ثبت جهانی شده بود، اما آنچه موجب شد روستایی در جنوب شرقی ایران هم به این عنوان ملقب شود، نقش زنان بود.
زنان کلپورگان علاوه بر اینکه نانآور خانوار محسوب میشوند، جا پای زنان «سیدبار جدگال» چابهار گذاشتهاند که با سوزندوزی مدرسه روستا را ساختند.
مسئول کارگاه سفالگری روستا که خود نیز از 7سالگی کار سفال را شروع کرده است به این موضوع اشاره میکند: «پیش از اینکه کارگاه راه بیافتد دو سه نفر کار سفال میکردند، اما 8 سال پیش و قبلتر از اینکه روستا ثبت جهانی شود کارگاه را راه انداختیم و با آموزش به زنان روستا همه را سر کار آوردهایم. حالا بیش از ۵۰ نفر از زنان در کارگاه میراث فرهنگی و بیش از ۱۰۰ زن در کل روستا مشغول به کار هستند، خرج خانه میدهند و بخشی از هزینههای زندگی خود را تامین میکنند.»
موضوعی که پروانه دهواری اشاره میکند در روستایی در یکی از محرومترین بخشهای سیستانوبلوچستان که محرومیت و تعصبهای فرهنگی جریان دارد، اتفاقی مثبت تلقی میشود تا آنچه تابستان 5سال پیش در جشن ثبت جهانی کلپورگان درباره تلاش زنان برای معیشت و تلاش برای توسعه منطقه به همت دستهای توانمندشان مطرح شده بود، رنگ واقعیت بگیرد: «در گذشته زنان و دختران کمتر از خانه بیرون میآمدند و در امور مشارکت داشتند، تنها زن روستا بودم که رانندگی میکردم، جلوی دوربین میرفتم و درباره سفال حرف میزدم، حالا اما تعصبات کم شده، دختران میل بیشتری به تحصیل پیدا کردهاند و در رفت و آمد به کارگاه و آشنایی با دیگران میل بیشتری به آگاهی پیدا کردهاند.»
او توضیح میدهد که حتی دبیرستان دخترانه روستا در نتیجه فعالیت همین کارگاه سفالگری و با کمک خیران ساخته شده است و دیگر دختران محدودیتی برای تحصیلات ندارند.
رئیس منطقه آسیا و اقیانوسیه شورای جهانی صنایعدستی در جشن جهانی ثبت روستا گفته بود که کلپورگان بهواسطه کار زنان این روستا، این عنوان را کسب کرده است.
انتظاری که برآورده نشد
کارگاه میراث فرهنگی روستای کلپورگان عمر زیادی دارد. این کارگاه که حالا خانه امید زنان روستاست، سال 51 ساخته شده و کوره آن مدام خراب میشود. دهواری با اشاره به این موضوع میگوید که کوره چند وقت یک بار باید کاهگل شود، اما فقط یک بار بودجه این کار داده شده است در حالی که بعد از ثبت جهانی در یونسکو انتظار میرفت حمایت بیشتری از این هنر زنان کلپورگان شود.
زنان کلپورگان اما با اینکه هر از گاهی سفالهایشان در کوره میسوزد و زحمتشان از دست میرود از پا ننشستهاند و با فروش کارهایشان و ارسال آنها به تهران، شیراز یا شهرهای دیگر تا بیش از 10 میلیون تومان در ماه هم درآمد دارند.
با این همه هنوز فکری برای صادرات این سفال 7هزار ساله نشده است به طوری که مسئول کارگاه سفالگری روستا خود دست به کار شده و قرار است طی ماههای آینده برای بازاریابی و تبلیغات به چند کشور حاشیه خلیجفارس سفر کند.
زنان روستا چه میخواهند؟
«مشارکت علمی و عملی»، «سرمایههای اجتماعی»، «افتخار ملی»، «کمکهای مالی و وامهای مشخصه»، «حفاظت از آثار»، «آموزش»، «باززندهسازی و اصلاح شرایط موجود» و «گردشگری» از مواردی است که بعد از ثبت جهانی ارتقا مییابند، اما کلپورگان هنوز در برخی از این دستهبندیها نتوانسته راه خود را پیدا کند.
زنان روستا بیش از همه حالا پیگیر کمکهای مالی و وام، اصلاح شرایط موجود و همچنین گردشگری روستا هستند.
مدیر کارگاه دوم و تازه تاسیس روستا که زنان سرپرست خانوار را گرد هم آورده به این موضوع اشاره میکند: «حالا شرایط طوری است که وارد هر خانه بشوید زنان مشغول سفالگری هستند، اما خاک معدن رس نزدیک روستا یا همان «گل دیگی» تمام شده است و برای برداشت بیشتر خاک باید مسئولان کمکمان کنند. چند بار پیگیر موضوع شدهایم، اما هنوز خبری نشده است.»
زینت منفرد ارائه تسهیلات برای گسترش کار و همچنین ایجاد یک خانه بومگردی برای اقامت گردشگرانی که به روستا میآیند را هم از دیگر خواستههای اهالی میداند.
آنچه منفرد میگوید تجربهای است که در روستای «سیدبار جدگال» بدون ثبت جهانی اتفاق افتاده است؛ طراحی مدرسه جدید روستا به شکلی است که یک اتاق اقامتگاهی در دل خود دارد تا بتواند به اقتصاد روستا کمک کند و از سوی دیگر یک پروژه درآمدزا باشد و بتواند هزینه نگهداری خود را هم تامین کند.
***
زنان کلپورگان چند سالی است درباره بستهبندی، تبلیغات و بازاریابی و فروش مجازی آثارشان آموزش دیدهاند، اما این هنر زنانه برای افزایش فعالیت گردشگری، جذب منابع مالی و رونق اقتصاد محلی و عامه مردم نیاز به کمک بیشتری از سوی مسئولان دارد.
پالایشگاه آبادان شهر را آلوده میکند
|پیام ما| دودی که شامگاه دوشنبه از پالایشگاه بلند شد و شبیه برفی سفید در سطح شهر آبادان فرود آمد، خاموش شده اما رد گرد صنعتی خطرناک در همه جای شهر پیداست. گرد سبکی که اهالی این شهر در خوزستان در خانهها و کوچه و خیابان دیده و در آن نفس کشیدهاند، دیگر معما نیست. معلوم شده که این گرد، کاتالیست یکی از واحدهای تولیدکننده بنزین در پالایشگاه آبادان است و پالایشگاه بابت پخش شدن این آلودگی از مردم عذرخواهی کرده. اما محیط زیست استان خوزستان میگوید، با اینکه آلودگی شدید روز دوشنبه قطع شده، نخستین شرکت پالایش خاورمیانه که از زمان بهرهبرداری آن 110 سال میگذرد، همچنان صنعتی آلاینده به حساب میآید.
صبح دوشنبه، 27 تیر، مردم آبادان به ویژه آنها که در نزدیکی پالایشگاه زندگی میکنند، دیدند که خیابانها از موادی شبیه گچ ساختمان سفید شده. مونا که یکی از اهالی این شهر است میگوید: «آن روز در بالکن خانه دیدم که لباسهای روی بند رخت خاکی شده و فکر میکردم غبار است. بعد در خیابان و روی ماشینها و همه جای شهر این ماده را دیدم. آن ماده کاتالیست آنقدر زیاد بود که پیادهروها را لغزنده کرده بود و برای همه عجیب بود و ترسناک. همان روز با یک پزشک مشورت کردم و گفت که این مواد شیمیایی و خطرناک است.» بعد از گذشت دو روز هنوز نوع کاتالیست و میزان ضررش برای سلامت مردم معلوم نشده اما همان روز محمد محمدی، سرپرست دانشگاه علوم پزشکی آبادان به مردم توصیه کرده است که «فعلا کمتر در این منطقه تردد کنند و در صورت ضرورت حتما از ماسک به ویژه ماسک N۹۵ استفاده کنند». مسئولان ماجرا را اینطور توضیح دادند: کاتالیست از واحد «کتکراکر» پالایشگاه آبادان که یکی از مراکز تولید بنزین کشور است، انتشار یافته است و این واحد، در حال تعمیرات و راهاندازی دوباره، دچار مشکل شده است.
محمدجواد اشرفی:
در هر صورت با اقداماتی که صورت گرفته شرایط نسبتا بهتر شده، تا روزهای آینده که شرایط تقریبا در حالت نرمال پالایشگاه قرار بگیرد. تاکید میکنم شرایط نرمال پالایشگاه، نه شرایط نرمال قابل قبول. در هر صورت وجود یک پالایشگاه قدیمی در شهر مشکلات خاص خود را دارد. پالایشگاه آلاینده است و مشکلات همیشگیاش را دارد؛ بو، آلایندههای گازی و کاتالیست مستمر
علی فتحینیا، رئیس اداره حفاظت از محیط زیست آبادان به خبرگزاری صدا و سیما گفت است: «واحد کت کراکر پالایشگاه آبادان یا تولید بنزین مدتی است در کمپرسور و سیستم خنککننده دچار نقص فنی شده است. طبق اظهارات مدیرعامل پالایشگاه گروههای عملیاتی در پی وقوع این نقص فنی مجبور به خاموشی چند ساعته واحد شدند که در پی آن مواد کاتالیستی در هوا منتشر شد.» به گفته او مدیرعامل پالایشگاه گفته است که تعمیر کلی واحد کتکراکر حدود ۱۰ روز زمان میبرد، اما انتشار آلایندگی دو سه روز آینده ادامه دارد و سپس رفع خواهد شد. گرد صنعتی شهر را پوشانده. بعضی در خانهها و حیاطها شستوشو را شروع کردهاند. «این پودر آنقدر سبک است که وقتی باد میآید در هوا شناور میشود. و البته آنقدر ریز است که اگر نفس بکشیم داخل ریهمان برود. واقعا نگرانیم.» فضای مجازی پر از شایعه است. هر کس درباره آن دود سفید برخاسته از پالایشگاه چیزی گفته و همه را نگران کرده است. تنها توضیح پالایشگاه درباره این وضعیت، اطلاعیه روابط عمومی پالایشگاه آبادان است که در آن از توقف انتشار دود سفید در آسمان آبادان خبر داد و از مردم به علت مشکلات پیش آمده در یکی از واحدهای بنزین سازی و انتشار آلایندهها عذرخواهی کرد. در اطلاعیه روابط عمومی پالایشگاه آبادان آمده است: «با توجه به انتشار مطالبی در فضای مجازی و رسانههای خبری شهرستان به آگاهی میرساند که گرد و غبار تقریباً سفید رنگ منتشر شده از یکی از دودکشهای پالایشگاه ناشی از عملیات راهاندازی آن واحد بوده و در سالهای گذشته نیز این موضوع به تناوب وجود داشته است و جزو ماهیت واحد و فرآیند راهاندازی است.»
آلودگی رفع شد، اما نه بهطور کامل
همانطور که روابط عمومی اعلام کرده این آلودگی در سالهای گذشته نیز این موضوع به تناوب وجود داشته است و جزو ماهیت واحد و فرآیند راهاندازی است. محمدجواد اشرفی، مدیرکل محیط زیست استان خوزستان هم همین را میگوید. او درباره نتیجه پیگیریهای محیط زیست به «پیام ما» توضیح میدهد: «پالایشگاه به دلیل ترکیدگی لولههای جریان آب فرآیندی دچار مشکل میشود و خاموشی موقت اتفاق میافتد و در اثر آن حجم قابل توجهی از کاتالیستها که غالبا ترکیباتی آلاینده هستند در محیط پیرامونی و شهر آبادان رهاسازی میشود. مسئله دوم اما این است که پالایشگاه آبادان با وجود مشکل فنی در واحد کتکراکر و داشتن نقص فنی مشهود، به تولید ادامه داده و این روند باعث آلودگی تمام محیط اطراف و شهر شده است و این کار اشتباه بوده.» او ادامه میدهد: «در هر صورت با اقداماتی که صورت گرفته شرایط نسبتا بهتر شده، تا روزهای آینده که شرایط تقریبا در حالت نرمال پالایشگاه قرار بگیرد. تاکید میکنم شرایط نرمال پالایشگاه، نه شرایط نرمال قابل قبول. به طور کلی فعالیت پالایشگاه آبادان در این شهر قابل قبول نیست. در هر صورت وجود یک پالایشگاه قدیمی در شهر مشکلات خاص خود را دارد. پالایشگاه آلاینده است و مشکلات همیشگیاش را دارد؛ بو، آلایندههای گازی و کاتالیست مستمر.» پالایشگاه آبادان یا شرکت پالایش نفت آبادان اولین پالایشگاه نفتی است که در خاورمیانه احداث شده است و بزرگترین پالایشگاه ایران با ظرفیت پالایش ۴۰۰ هزار بشکه در روز است. این پالایشگاه در سال ۱۲۹۱ تاسیس شد و در حال حاضر نفت مورد نیاز آن توسط شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و از میادین نفتی آغاجاری، دارخوین و اهواز تأمین میشود. بعد از آلودگی روزهای اخیر، محیط زیست خوزستان به مسئولان پالایشگاه آبادان هشدار داده سلامت و بهداشت مردم را در اولویت قرار دهند و تولید را در مرحله بعد. آنها از سوی دیگر تاکید کردهاند که «سیستمها و تجهیزات مناسب دارای تکنولوژیهای پیشرفته را به کار بگیرند» و مدیران پالایشگاه در جواب گفتهاند که این پروژه تعریف شده و در مرحله مطالعات و طراحی است و ابراز امیدواری کردهاند که حداکثر در سه سال آینده به پایان برسد.
قایق تکانهای نرمی میخورد. شبیه گهواره یک کودک. دریا نه به ساحل که به گِل نشسته است. قایقران پارو میزند و جلو میرویم. پیش رویمان گِل است و پهنهای سبز آبی که عمق کم آن از ریتم آهسته قایق و حرکت دست قایقران معلوم است. در دوردست سَواد جزیره پیداست. آشورِکوچک؛ کوچک و تنهای خزر، آنسوتر از آبسکون افسانهای. کمی پیش میرویم تا آب اجازه روشن شدن موتور قایق را میدهد. جزیره آشکارتر میشود و رخ مینمایاند. انگار میتوانی روبهروی تاریخ خرز بایستی و تصویرها را مرور کنی: فرار خوارزمشاه، قرق شکار عباسی و ناصری، ردپای قاجار و اشغال روسیه. حتی صدای خیانت خِدِرخان ترکمن را هم میشنوی به پچپچی شبانه. رونق شیلات در قرن گذشته، جنبش مادیان و نریان خزری، پرواز پرندگان و هیاهوی بازی کودکان آشور گویی هنوز شنیده میشود. اما جزیره سالهاست متروک مانده است. بینشان از هر آنچه قرنها داشت چون تلی از زباله! انبوه دیوارهای نیم فروریخته و نیم ایستاده، زیر بامهایی که دیگر سرپناه کسی نیست. جزیره تنها مانده است و هر روز خبری ناخوش از احوالش به گوش میرسد. روزی آتشسوزی، روزی شکار غیرمجاز، روزی لایروبی بیقاعده در حوالیاش. اما این همه داستان جزیره نیست.
جزیرهای که امروز بهنام آشوراده میشناسیم در تاریخ معاصر ایران، آشورِ کوچک نامیده شده است؛ جزیرهای کوچک در منتهیالیه شرقی مجمعالجزایر جنوبی خزر. منطقهای که تاریخ آن را با عنوان یکی از مجمعالجزایر میانکاله معرفی میکند، از زمان ناصرالدین شاه قاجار به یکی از مهمترین و استراتژیکترین نقاط شمال ایران و محل مناقشه دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی انگلیس و روسیه تزاری بدل شد؛ اهمیتی استراتژیک که در نهایت به معاهده حقوقی پاریس برای تعیین سرحدات شمال و شرق ایران انجامید. جزیره پیش از آن و در زمان صفویه هم بهعنوان شکارگاه استفاده میشد و براساس آنچه کتابهای تاریخی میگویند در عهد ناصری و استقرار خدر خان ترکمن تا حدود ۳ دهه پیش، هیچگاه خالی از سکنه نبوده است.
کسانی که در جزیره زندگی نکردهاند چیزی از دلبستگی ما به خانهها و محل زندگیمان نمیدانند. وقتی ما ساکن جزیره بودیم، کسی به طبیعت دستدرازی نمیکرد؛ درحالیکه طی ۳۰ سال گذشته در نبود اهالی، بارها این اتفاق افتاد و جزیره جولانگاه قاچاقچیان پرنده و ماهی شد
قصههای جزیره
با لغو «قانون اجاره سواحل و رودخانههای کشور از سوی خوانین به روسها» در سال ۱۲۱۵ هجری شمسی و با فرمان محمد شاه قاجار، زمینه ایجاد شرکت ماهیگیری و صیادی ایران در این جزیره شکل گرفت. در سال ۱۳۳۲ هجری شمسی شرکت صیادی ایران ملی بهعنوان شیلات ایران نامگذاری شد تا سهم بزرگی از اقتصاد شمال داشته باشد. تاسیسات شیلات مانند صیدگاههای رسمی، سولههای ذخیره و توزیع ماهی و همچنین شیلات و سازههای سبک و بیپیرایه اهالی که بیشترشان کارکنان شیلات بودند در جزیره رشد و گسترش پیدا کرد و از دهه ۴۰ شمسی، جزیره در عرصه اقتصادی به شکوفایی رسیده بود. مدرسه، سینما و حتی دکانهای پارچهفروشی، بقالی و قهوهخانه هنوز با بناهایی فروریخته در جزیره وجود دارند و مسجد روستا تنها بنایی است که هنوز کاربریاش را حفظ کرده است. مسجدی که اهالی سابق جزیره میگویند با دست خودشان آجر به آجرش را روی هم چیدهاند.
سکنه سابق جزیره که حالا حدود 3 دهه است به ناچار جلای وطن کردهاند و جمعیتی حدود 300 خانوار داشتند، در منطقهای که نام آن را بارها در طرح طبیعتگردی آشوراده بهنام ۴۸ هکتار مستثنیات خوانده یا شنیدهایم زندگی میکردند. روستایی به نام آشور که مالکانش در قید حیات هستند و میخواهند به خانه بازگردند اما به پایان دهه هشتاد نرسیده، موضوع بازگشت دوباره مردم به خانههایشان فراموش و آنچه فقط از سوی دولت و رسانهها دنبال شد اجرای طرحهای گردشگری در جزیره بود.
کار را به مردم بسپارند
سید را هر بار در اسکله میبینم. این بار هم ساعتی پیش از سوار شدن به قایق با او مینشینم و از جزیره حرف میزنم. در برای او بر پاشنه همیشه میچرخد. میگوید: میخواهیم به جزیره برگردیم. باید برگردیم. اینجا خانه ماست. گفتند طرح گردشگری جزیره را اجرا میکنند تا این منطقه رونق بگیرد. میخواهیم که ما را در اجرا و سرمایهگذاری شرکت دهند.
سید فکر میکند از جزیره فقط صدایی در مخالفت و موافقت اجرای طرح گردشگری مانده است و کمتر کسی به ساکنان آن توجه میکند. او میگوید: من فکر میکنم موافقان و مخالفان طرح نمیدانند مشکل از کجاست چرا که حرف ما را نمیشنوند. اگر میخواهیم جزیره یک بار دیگر رونق پیدا کند باید اجازه دهند مردم به خانههایشان بازگردند. به آمار و ارقام نگاه کنید آیا پیش از متروکه شدن جزیره این حجم آتشسوزی در آشوراده و میانکاله رخ میداد؟ آیا این حجم از شکار غیرمجاز را شاهد بودیم؟ نه تنها من، بلکه آمار به صراحت به شما جواب منفی میدهد. یعنی ساکنان جزیره مدافعان و پاسداران آن هستند. از سویی کدام حق قانونی و حقوقی میتواند کسانی را از زندگی در ملک خود محروم کنند؟
یک مثال بیاورید که سرمایهگذاری در این کشور جایی را آباد کرده باشد. بهتر است اجازه دهند مردم به خانههایشان بازگردند و مدیریت گردشگری این منطقه هم به عهده خودشان باشد. باید جزیره را به مردم پس بدهند وگرنه همه چیز در روستا، ابنیه تاریخی و محیط زیست جزیره از بین میرود
سید معتقد است توسعه گردشگری در جزیره هم موجب توسعه جزیره میشود و هم مناطق اطراف. اما فکر میکند نباید منطقه را به سرمایهگذار غیر بومی سپرد. او میگوید: ما طرح مصوب را میشناسیم و میدانیم که طرح مثبتی است اما مشکل ما با سرمایهگذار است. یک مثال بیاورید که سرمایهگذاری در این کشور جایی را آباد کرده باشد. بهتر است اجازه دهند مردم به خانههایشان بازگردند و مدیریت گردشگری این منطقه هم به عهده خودشان باشد. باید جزیره را به مردم پس بدهند وگرنه همه چیز در روستا، ابنیه تاریخی و محیط زیست جزیره از بین میرود.
آقای محمودی یکی دیگر از قایقرانها و از ساکنان بومی جزیره است. او هم با سید هم عقیده است و میگوید: این شکل از گردشگری که در حال حاضر در جزیره در جریان است فقط جزیره را از بین میبرد، کسی بر آن نظارتی ندارد. ما قایقران هستیم اگر مسافری بخواهد جزیره را به او نشان میدهیم. اگر نه مسیرمان فقط از این اسکله به آن اسکله است. هرکسی بخواهد هر جا میرود. از قلعه روسها و از طبیعت و جانوران جزیره چیزی باقی نمانده است. هر کس هر کجا دلش میخواهد زباله میریزد و آتش درست میکند. دلیل مخالفت برخی را نمیفهمم. گردشگری اگر در این منطقه اصولی انجام شود درآمد هر کدام از ما افزایش پیدا میکند حتی بندرترکمن و روستاهای اطراف هم رونق پیدا میکنند. همین حالا در روزهای پیک چند هزار نفر به جزیره رفت و آمد میکنند اما چیزی گیر مردم محلی نمیآید چون اینجا هیچ سازوکاری برای درآمدزایی وجود ندارد.
درست همان زمان که با سید و دیگر قایقرانها در اسکله گرم صحبت از جزیره بودیم دبیر ستاد مطالبه مردمی آشوراده و از بومیان جزیره که مالکیت بخشی از اراضی و خانهای در آشوراده را هم داراست طی نشستی با عبدالجلال ایری، نماینده شهروندان غرب استان در مجلس شورای اسلامی، برای بازگشت به جزیره تلاش میکرد. نرگس رحمانی در مورد این نشست میگوید: این نشست با حضور جمعی از اعضای کمپین مردمی نجات خلیج گرگان و ستاد مطالبه مردمی آشوراده برگزار شد. در این جلسه نماینده محترم مردم غرب استان از نهادهای مردمی خواست تا در ادامه مسیر هم از مطالبهگری دست نکشند. قرار بر این شد با توجه به تصویب نهایی طرح طبیعتگردی آشوراده در شورای عالی معماری و شهرسازی، منطبق بر ضوابط محیط زیستی، پیگیریها در خصوص اجرای طرح هم انجام شود.
ما مالک زمینهای روستا هستیم، در آن زندگی و رشد کردیم. اگر یک زلزله یا سیل بیاید، دولت خانههای خرابشده را از نو میسازد. چرا این کار را برای ما نکرد؟ فقط اهالی آشوراده باید زندگی خود را رها کنند؟
نرگس رحمانی هم مانند سایر آشوریها سودای بازگشت به خانه دارد. سودایی که از ذهنش نمیرود. او میگوید: کسانی که در جزیره زندگی نکردهاند چیزی از دلبستگی ما به خانهها و محل زندگیمان نمیدانند. وقتی ما ساکن جزیره بودیم، کسی به طبیعت دستدرازی نمیکرد؛ درحالیکه طی ۳۰ سال گذشته در نبود اهالی، بارها این اتفاق افتاد و جزیره جولانگاه قاچاقچیان پرنده و ماهی شد. کدام کارشناسی رأی به این داده که حضور اهالی برای جزیره خطرناک است؟ گردشگران میآیند و میروند، اما چهکسی دلش برای آنجا میسوزد؟ ما مالک زمینهای روستا هستیم، در آن زندگی و رشد کردیم. اگر یک زلزله یا سیل بیاید، دولت خانههای خرابشده را از نو میسازد. چرا این کار را برای ما نکرد؟ فقط اهالی آشوراده باید زندگی خود را رها کنند؟
پیگیری برای بازگشت ساکنان به جزیره درحالی انجام میشود که اردیبهشت سال گذشته، استانداری گلستان اعلام کرد بسیاری از چالشهای حقوقی در این خصوص برطرف شده است و همزمان با انتخابات شورای شهر و روستا در سراسر کشور انتخابات شورای روستا برای آشوراده و چاپقلی هم برگزار میشود. همان زمان هادی حقشناس استاندار وقت گلستان اعلام کرده بود: این مردم مالک زمینها و خانههای خود هستند. تعیین و تکلیف اسناد آنان باید در اداره ثبت اسناد انجام شود. همه کسانی که دارای سند باشند، میتوانند به جزیره بازگردند و کسی نمیتواند این حق را از آنان سلب کند. با اجرای طرح طبیعتگردی در جزیره همین خانههای روستایی موجود میتوانند اقامتگاه و محل پذیرایی گردشگران شوند. وعدهای که بعد از گذشت بیش از یک سال و با تغییر دولت همچنان بینتیجه مانده است.
اگر مردم برنگردند؟
در سال ۱۳۹۳ و پس از سالها مناقشه بر اجرای طرح گردشگری یا طبیعتگردی در جزیره که بهعنوان منطقه نمونه گردشگری و در مرداد ۱۳۸۴ به تصویب هیأت وزیران رسیده بود، یکبار دیگر طرح مطالعاتی با عنوان «مطالعات ارزیابی اثرات محیطزیستی منطقه نمونه گردشگری آشوراده» از سوی سازمان همیاری شهرداریهای گلستان آغاز شد تا اجرای طرح به واسطه این سند در سازمان محیطزیست کشور بررسی شود. در بخشی از این بررسی مشاور طرح یکی از اصلیترین دلایل آسیب گسترده به تنوع زیستی گیاهی و جانوری در جزیره را خالیشدن از سکنه عنوان میکند. نبود سکونت در منطقهای که آب، آن را از دسترسی آسان خارج کرده، جزیره را به محل مناسبی برای شکار بیرویه، صید غیرقانونی ماهیان و آسیبهای حاصل از تردد بیضابطه گردشگران تبدیل کرده است. بر اساس این طرح مطالعاتی، بوتهکنی و آتشزدن درختچهها، سرقت و کشتار اسبها و برخی از گونههای جانوری نیز در نبود سکونت در جزیره با شدت زیادی روبهروست؛ نکتهای که به عمد یا سهو طی سالها حتی از قلم رسانهها نیز جا افتاد. حالا شاید بازگشت به جزیره و سکونت دوباره آدمهایی که دلشان برای حیات آشورِکوچک میسوزد بخشی از این اثرات منفی را از بین ببرد.
همچنین بنا برآنچه نظر مردم محلی نیز هست، مطابق طرح ارزیابی اثرات محیط زیستی جزیره آشوراده، اجرای طرح طبیعتگردی، بیشترین تاثیر و انتفاع اقتصادی را در دو شهرستان بندرترکمن و بندرگز در غرب استان گلستان خواهد گذشت. منطقهای که بنا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی سازمان مدیریت و برنامهریزی استان گلستان طی یک دهه اخیر، پایینترین رتبهها در شاخصهای توسعه را به خود اختصاص دادهاند.
حالا خلاف آنچه مطالبه مردم و رای کارشناسان ارزیاب است گروهی از کارشناسان و فعالان محیط زیست، هم با بازگشت سکنه به جزیره مخالفند و هم با اجرای طرح طبیعتگردی. گروهی که همراهی رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس را هم با خود دارند. «پیام ما» طی تماسهای مکرر با وکیل شبکه ملی سمنهای محیط زیستی و منابع طبیعی کشور خواست تا مستندات علمی و گزارشهای گروه کارشناسی این سمنها را برای مطالعه در اختیار روزنامه قرار دهد. گزارشهایی که مبنای نامهنگاریهای گسترده به مسئولان اجرایی و حتی قضایی کشور شد. با وجود گذشت بیش از 3 هفته از این درخواست هیچ مستندی جز نامههایی منتشر شده در فضای مجازی که فاقد اطلاعات علمی بود، به دست روزنامه نرسید.
روزی 3000 هزار گردشگر
مخالفان اجرای طرح گردشگری آشوراده در حالی از ورود گردشگران به این جزیره ذیل ضوابط طبیعتگردی ابراز نگرانی میکنند که بنابر محاسبه «پیام ما» از ورودی گردشگران به این منطقه در روزهای پیک سفر و به استناد اسناد مالی ورودی اسکله آشوراده، حدود 3 هزار نفر در روز به این منطقه تردد می کنند؛ عددی شگفت آور برای گردشگرانی که رفتار در طبیعت را آموزش ندیده و به دلیل نبود سازوکار مناسب امکان نظارتی بر رفتار آنان وجود ندارد. علاوه بر این گردشگران ورودی به اسکله بندرترکمن و آشوراده به دلیل نبود ساختارهای گردشگری ارزش افزوده قلیلی تولید میکنند.
در مطالعات ارزیابی اثرات محیط زیستی طرح طبیعتگردی آشوراده که به اشتباه گردشگری خوانده میشود گزینهای به نام گزینه عدم اجرا بررسی شده است. در صفحه 67 این مطالعه، بخش پیشبینی عدم اجرا، آمده: «در صورت عدم اجرای پروژه، پیشبینی میشود که روند تخریبی و اثرات منفی ادامه داشته باشد. هر چند فعالیتهای فوق جهت کسب درآمد و یا مایحتاج زندگی توسط افراد بومی صورت میپذیرد و گردشگریهای بدون برنامهریزی تا حدودی درآمد خانوارهای محلی را افزایش میدهد اما اثرات منفی بر کاربری اراضی، گونههای حیاتوحش و آلودگیهای محیطزیستی میتواند اثرات منفی بر اکوسیستم منطقه را در پی داشته باشد و این اثرات با گذشت زمان، حالت تجمعی و روند صعودی خواهند داشت.»
در ادامه این گزارش گفته شده است: «در شرایط حاضر از مهمترین فعالیتهایی که بدون کنترل و مدیریت مناسب در منطقه مطالعاتی انجام میشود میتوان به گردشگری بدون ضابطه، شکار بیرویه حیاتوحش و پرندگان، احتمال آلودگی منابع آبی و خاکی، اثر برچشماندازها و مناظر و کاهش احتمال جذب گردشگران اشاره نمود. در گزینه عدم اجرای طرح طبیعتگردی آشوراده میتوان پیشبینی کرد که بهرهبرداری بدون مدیریت در منطقه انجام خواهد شد بهطوری که تخریب و بهرهبرداری غیراصولی از منابع اکولوژیک به ویژه تنوع گونهای در منطقه انجام گردد. در شرایط حاضر در جزیره آشوراده؛ به ویژه در فصل مهاجرت پرندگان، پرندگان شکاری و ماهیان خاویاری مورد شکار قرار میگیرند و برخی از اهالی بومی منطقه و غیر بومی دو یا سه فعالیت بهرهبرداری از تنوع زیستی را همزمان انجام میدهند. همچنین هر ساله تعداد زیادی شکار پرندگان در این منطقه انجام میشود. از طرف دیگر پرندهنگری و بهرهبرداری غیراصولی در این بخش نیز در منطقه در جریان است و هم ساله تعداد زیادی از بازدیدکنندگان به صورت غیر مدیریت شده به منطقه وارد میشود که محیط زیست منطقه را تحت تاثیر قرار میدهند.»
این بخش نتیجه میگیرد: «اگر طبیعتگردی در منطقه تعریف شده باشد و طبق یک برنامه سازمانیافته انجام پذیرد علاوه بر سرویسدهی منظم و هدفمند به طبیعتگردان به ویژه پرندهنگران، سایر گروههای ذینفع نظیر قایقرانان، از فواید این طرح بهرهمند میگردند. بدین ترتیب و با ارزیابیهای صورت گرفته گزینه اجرای پروژه با مدیریت، برنامهریزی و کنترل مناسب، علاوه بر بهرهبرداری از پتانسیلهای موجود در منطقه، جهت بهبود وضعیت اهالی و پیشرفت کالبد شهری در منطقه؛ میتوان ضمن جلوگیری از استفادههای غیرمجاز و مخرب، به حفظ محیط زیست و گونههای حیات وحش این پناهگاه کمک نماید.»
از سوی دیگر، موضوع گردشگری بیضابطه نه فقط در بررسی گزینه «عدم اجرا» بلکه در بررسی هر ۳ گزینه پیشنهادی برای طرح طبیعتگردی بهعنوان یکی از اصلیترین دلایل آسیب به محیط زیست جزیره عنوان شده است. موضوع مهمی که در امتیازدهی، تراز مثبت اجرای طرح را بالا میبرد. زبالهریزی و بوتهکنی، شناخت نداشتن از منطقه و بیتوجهی به اصول طبیعتگردی بهدلیل نبود آموزش که اکنون در جزیره رایج است در هر ۴مورد بررسی شده در مطالعات سازمان همیاری شهرداریها که به تایید سازمان حفاظت محیط زیست کشور رسیده، معضل مهم جزیره عنوان شدهاند.
آشوراده کجاست؟
آشوراده جزیرهای کوچک در شرق دریای خزر و شمال خلیج گرگان است که از سمت غرب به وسیله کانال خوزینی از شبه جزیره میانکاله جدا شده است. این جزیره طی مصوبهای در تاریخ 11 مرداد سال 1384، به عنوان منطقه نمونه گردشگری به تصویب هیات وزیران رسید و پس از آن به کلید توسعه گلستان شهره شد. موافقتنامه تاسیس منطقه در تاریخ 13 مهر 84 به نام سازمان مناطق گردشگری صادر شد.
در ادامه، قراردادی میان سرمایهگذار و سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور، برای انجام مطالعات طرح جامع در تاریخ 2 بهمن 86 منعقد شد اما به دلیل مشکلاتی که برای سرمایه گذار پیش آمد، عملا اقدام موثری تا سال 89 در این منطقه اتفاق نیفتاد.
سه سال بعد، پس از روی کار امدن دولت یازدهم و با پیگیری مسئولان ارشد استان گلستان، طی جلسهای با حضور معاون اول وقت رئیس جمهوری، وزرا، روسای دستگاههای اجرایی مقرر شد سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، به عنوان مسئول تهیه طرح و بسته سرمایهگذاری در منطقه نمونه آشوراده عملیاتی شود. هم اکنون از نظر این وزارتخانه (در زمان تصویب مصوبات ذکر شده سازمان اطلاق می شد) هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی در آشوراده به عنوان سرمایهگذار شناخته نمیشود. همچنین طرح پیشنهادی دهه 80 برای اجرا در جزیره به دلیل مشکلات محیط زیستی ابطال و پس از انجام مطالعات، طرحی موسوم به طرح 22هکتاری طبیعتگردی در سال 96 موفق به دریافت مجوزهای محیط زیستی شد. با وجود اینکه در این طرح امکان سرمایهگذاری بخشی به سرمایهگذار خرد و محلی مطابق آنچه مطالبه بومیان است؛ هم دیده شده اما تاکنون دولت در اینباره اطلاعرسانی نکرده است.
جدال جاده و جنگل در البرز مرکزی
|پیام ما| در حالی که گاه و بیگاه درباره تصمیم آسفالت کردن جاده جنگلی ماشلک در منطقه کجور نوشهر، که از میان منطقه حفاظتشده البرز مرکزی میگذرد در رسانههای محلی مازندران منتشر میشود، هفته گذشته فعالان محیط زیست این استان از انصراف قطعی مسئولان این شهرستان از آسفالت کردن این جاده خبر دادند. اما این شادی چند روزی بیش نپایید و به نظر، خلاف آنچه فرماندار نوشهر در نشست با مسئولان محیط زیست استان و شهرستان اعلام کرده بود، تصمیم بر ورود قیر و گرانول به یکی از ارزشمندترین مناطق حفاظت شده کشور قطعی است. در این ارتباط رئیس اداره حفاظت از محیط زیست شهرستان نوشهر به «پیام ما» میگوید: «تحت هیچ شرایطی اجازه آسفالت کردن این مسیر را نخواهیم داد.» محمدعلی سلطانی ادامه میدهد: «متاسفانه هر فرمانداری که سر کار میآید آسفالت کردن این جاده را به عنوان یکی از برنامهها اعلام میکند اما این امکان وجود ندارد. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان به صراحت و در همه جلسهها اعلام کردند که اجازه آسفالت شدن این جاده جنگلی را نخواهیم داد. بدون تایید محیط زیست هیچ اقدامی هم در این محدوده قابل اجرا نیست.» همچنین یک فعال محیط زیست در مازندران در گفتوگو با «پیام ما»، علاوه بر تاکید بر ضرورت رعایت ضوابط و قوانین حاکم بر مناطق حفاظتشده، منطقه البرز مرکزی را یکی از منحصرترین مناطق کشور معرفی میکند.
حامد تیزرویان ضرورت آسفالت کردن جاده جدید را زیر سوال میبرد و میگوید: «مسیر دسترسی به منطقه کجور در حال حاضر دو جاده دسترسی دیگر هم دارد؛ یکی مسیر آبپری از نور و دیگری مسیر چالوس به مرزنآباد. بنابراین آسفالت کردن این جاده هیچ نتیجهای جز تخریب منابع طبیعی و آسیب به محیط زیست ما ندارد. متاسفانه ما فکر میکردیم که فرمانداری از تصمیم بر آسفالت منصرف شده است اما گویی همچنان پیگیر این موضوع هستند که عملا هیچ توجیهی ندارد.» منطقه حفاظت شده البرز مرکزی در سال 1346 برابر مصوبه قانونی شورایعالی شکاربانی و نظارت بر صید به عنوان منطقه حفاظتشده اعلام شد. در حال حاضر قسمت جنوبی آن که حدود یک سوم کل منطقه را شامل میشود در حدود 38646 هکتار وسعت دارد و تحت مدیریت استان تهران است. این منطقه از شمال به دریای مازندران، از جنوب به ارتفاعات جنوبی رشته کوه البرز، از شرق به حوزه آبریز آب شیرین حاجی ماهرود و سرشاخههای رودخانه کیاکلا ، لار و نمارستان و از غرب به شاخه اصلی رودخانه کرج محدود میشود. از ویژگیهای بارز این منطقه از جنبه پوشش گیاهی، حدود 1100 گونه گیاهی است که بخش جنوبی آن جزء ناحیه ایرانی – تورانی است که جزء ذخیره گاههای ژنتیکی ایران بشمار میرود. از جنبه حیات وحش به دلیل شرایط خاص اکولوژیک و توپوگرافی این منطقه شرایط مساعد خاصی را برای زندگی انواع وحوش فراهم آورده است و بارزترین زیستگاه خرس قهوهای در استان تهران در منطقه امن سوتک واقع شده است.
ادعاهای واهی بایدن تنشآفرین است
رئیس شورای راهبردی سیاست خارجی ایران بهتازگی در یک مصاحبه گفته که «بر کسی پوشیده نیست که ما توانایی فنی تولید بمب اتم را داریم ولی تصمیمی برای این کار نداریم.» این سخنان کمال خرازی که در گفتوگو با شبکه الجزیره مطرح شد، اگرچه از سوی برخی جریانها با برداشتهای نامتعارف روبرو شد، اما صرفاً واکنشی بود به تهدیدهای اخیر مقامهای آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران. خرازی گفت که ایران تنها طی چند روز میزان غنیسازی اورانیوم را از ۲۰ به ۶۰ درصد رسانده و «بهراحتی» میتواند آن را به ۹۰ درصد برساند. همچنین ساعاتی پس از انتشار اظهارات کمال خرازی درباره توانایی فنی جمهوری اسلامی برای ساخت بمب اتمی، محمدجواد لاریجانی نیز در برنامهای تلویزیونی گفت اگر ایران به این نتیجه برسد که سلاح هستهای بسازد، کسی نمیتواند جلویش را بگیرد. او که از مقامهای سابق وزارت خارجه و قوه قضاییه است، گفت: طبق فتوای رهبر انقلاب «اجازه نداریم دنبال تولید سلاحهای کشتار جمعی از جمله اتمی برویم، منتها اگر بخواهیم یک وقتی این کار را بکنیم طبیعتا هیچ کس جلوی ما را نمیتواند بگیرد. خودشان هم این را میدانند.» لاریجانی که شامگاه یکشنبه در برنامه «گفتگوی ویژه خبری» شبکه ۲ در این رابطه سخن میگفت، در حالی تاکید کرد که این توانایی و دانش هستهای ایران، «چیزی نیست که با بمباران از بین برود» که بهتازگی رئیس ستاد ارتش اسرائیل گفته است: «آمادگی برای واکنش نظامی علیه برنامه اتمی ایران «یک تعهد اخلاقی» است. آویو کوخاوی، رئیس ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی گفته که آماده بودن گزینه نظامی علیه برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران «یک تعهد اخلاقی و یک وظیفه امنیت ملی» برای اسرائیل است. کوخاری همچنین گفت اسرائیل باید برای هر نوع تحول و سناریویی در ارتباط با ایران آمادگی داشته باشد. بهگفته رئیس ستاد ارتش اسرائیل، این آمادگی شامل «انواع طرحهای عملیاتی، تخصیص بسیاری از منابع، دستیابی به سلاح های مناسب، اطلاعات و آموزش» است.
همزمان بنی گانتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز در صفحه توییترش از دیدار با مایکل کوریلا، فرمانده نیروهای آمریکایی در غرب آسیا(سنتکام) خبر داد. گانتس با مطرح کردن ادعاهایی علیه نقش ایران در منطقه، نوشت: گفتوگوهای ما امروز به چالشهای رو به گسترش منطقه از جمله فعالیتهای ثباتزدای ایران از طریق نیروهای نیابتی و در عرصه دریانوردی بود. او افزود: ما همچنین به فرصتهای تعمیق روابط نظامی و تسهیل همکاری با شرکای منطقهای پرداختیم.
در حالی که رئیس شورای راهبردی سیاست خارجی و یک دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی با اشاره به توانایی ساخت سلاح هستهای توسط جمهوری اسلامی تاکید کردند که ایران قصد چنین کاری را ندارد، سخنگوی دستگاه دیپلماسی به ادعاهای واهی رئیسجمهوری ایالات متحده در جریان سفر به عربستان سعودی و اسرائیل واکنش نشان داد و آن را «تنشآفرین» توصیف کرد
همچنین در حالی که به نوشته خبرگزاری «اسپوتنیک»، ایران از نوامبر ۲۰۲۱ در مذاکرات با ایالات متحده و متحدان غربیاش شرکت داشته و به نوبه خود خواستار حذف تمامی تحریمهایی است که مانع اجرای کامل توافق هستهای به عنوان پیش شرط هر توافقی میشود، مشاور وزیر خارجه ایران گفته این خواستهها برآورده نشده است. در عوض، رسانههای غربی مدعی شدهاند که این توافق به دلیل درخواستهای ایران برای حذف نام سپاه پاسداران از فهرست «سازمانهای تروریستی» آمریکا به بنبست خورده است. محمد مرندی توضیح داد: «این موضوع هرگز پیششرطی برای ایران نبوده است. از آن برای توجیه سنگاندازی استفاده شده است. آنچه مطرح بوده سابقه اجرای جزئی و نقض برجام توسط آمریکاست، چیزی که ایران آن را غیرقابل قبول میداند و همچنین بیمیلی واشنگتن برای برداشتن تحریمهایش.» این سخنان در حالی مطرح شده که در خبری دیگر نیز سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به ادعاها و اتهامات منتشر شده علیه ایران در جریان سفر رئیس جمهور آمریکا به منطقه غرب آسیا از جمله اظهارات جو بایدن در نشست جده واکنش نشان داد. ناصر کنعانی این ادعاهای واهی را در راستای تداوم سیاست فتنهانگیزانه و تنشآفرین واشنگتن در منطقه ارزیابی کرد و با اشاره به سابقه آمریکا به عنوان اولین کشور به کارگیرنده بمب هستهای، مداخله مستمر در امور داخلی کشورهای منطقه، اشغال و تجاوز نظامی، فروش انبوه سلاح و ترویج نظامی گری در منطقه افزود: آمریکا بار دیگر با توسل به سیاست شکست خورده ایران هراسی، درصدد تنش آفرینی و بحران سازی در منطقه برآمده است. سخنگوی وزارت امور خارجه با تأکید بر سیاست راهبردی جمهوری اسلامی ایران در بهره برداری از فناوری صلح آمیز هستهای در چارچوب قوانین و مقررات بینالمللی و پایبندی بر استمرار گفتوگوها برای رفع تحریمها، افزود: «اتهامات دروغین آمریکا در خصوص برنامه صلح آمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران و چشم پوشی این کشور از چندین دهه فریبکاری رژیم صهیونیستی به عنوان رژیم غیرعضو در معاهده عدم اشاعه و بزرگترین دارنده زرادخانه تسلیحات هستهای در منطقه، نشانه بزرگی از تزویر و نفاق دولت آمریکاست.» کنعانی در پایان با تأکید بر سیاست اصولی و سازنده جمهوری اسلامی ایران در استقبال از گفتوگو با همسایگان و ابتکارهای درون منطقهای، افزود: «انتظار میرود دولتهای منطقه در پاسخ به دعوت و ابتکارهای جمهوری اسلامی ایران برای گفتوگو و همکاری منطقهای، گامهای سازندهای به نفع امنیت دسته جمعی، صلح و ثبات و توسعه مشترک بردارند.»
هشت ماه پیش بود که باستانشناسان ایرانی در جریان مستندنگاری محوطه پارینهسنگی میانی «چند درخت» در هرمز، مدارکی از سکونت انسان اولیه در این جزیره به قدمت بیش از ۴۰هزار سال را کشف کردند تا برگ دیگری بر کتاب جذابیتهای جزیره رنگینکمانی اضافه شود. اما هنوز شادی این کشف، تازه بود که خبر رسید اثر طبیعی «روزنه دریا» در ساحل جنوب شرقی جزیره با فرسایش آبی فروریخت و موجب شد بار دیگر نگرانیها درباره گرمایش زمین، پیشروی آب دریا، فرسایش آبی و تشدید آن با دخالتهای انسانی مطرح شود. این بار علاوه بر اثر تاریخی قلعه پرتغالیها، خاکهای رنگی موزه کانیهای جهان و شهر هرمز در نیمه شمالی این جزیره استان هرمزگان هم در معرض تهدید قرار دارند و آنطور که بخشدار تاکید میکند باید هر چه زودتر فکری برایشان کرد. این در حالی است که چند هفته پیش هم 50 بادگیر لافت، قلعه تاریخی آل علی و مسجد جامع لافت بر اثر 2 زلزله بالای 6 ریشتر در غرب استان هرمزگان آسیب دید تا بار دیگر ضرورت استحکامبخشی میراث فرهنگی در برابر حوادث طبیعی و غیرطبیعی را یادآوری کند.
روزنه دریا چرا فروریخت؟
جزیره 42 کیلومتر مربعی هرمز در جنوب هرمزگان و در نزدیکی تنگه هرمز قرار دارد و به کلید خلیجفارس شهره است. روزنه دریا نیز صخرهای بسیار بزرگ در ساحل جنوب شرقی این جزیره بود که به مرور زمان و در اثر فرسایش آبی بهصورت دایرهای در وسط صخره ایجاد شده و چشمانداز دلپذیری از دریا را به نمایش گذاشته بود.
روزنه دریا 30-25 سال پیش بهوجود آمده و بهعنوان یک جاذبه طبیعی مطرح بود و امسال در نتیجه همان عوامل شکلگیری از میان رفت. جنس سواحل موجب شده جریان آب در سواحل تخریب بیشتری ایجاد کند و خود روزنه دریا نتیجه همین فرسایش آبی در ساحل شرقی بود.
بخشدار هرمز با بیان اینکه ساخت یک موجشکن معمولی حدود 15 میلیارد تومان هزینه دارد، تصریح میکند: میراث فرهنگی مرمتهایی در حد دیوار قلعه انجام داده، اما برای حفظ این اثر تاریخی نیاز به کار اساسی و جدی و سریع است
فرسایش آبی اما فقط در ساحل شرقی رخ نداده و به طور کلی در سواحل هرمز بهویژه سواحل شرقی و شمالی شاهد پیشروی دریا و بالا آمدن سطح آب نسبت به گذشته در نتیجه گرمایش زمین، ذوب شدنیخها، ساختوساز موجشکن در سواحل بندرعباس و میناب هستیم که موجب شده است روند حرکتی آب به سمت هرمز تشدید شود.
احمد کارگران، مدیر هنری خانه جری پولاک و از هنرمندان جزیره در این باره توضیح میدهد: نوع کار هنری که انجام میدهم در محیط طبیعی است و به همین دلیل رفتوآمد زیادی به ساحل جزیره دارم و طی چند سال اخیر متوجه شدهام که سیر و روند معمول بالا آمدن آب سرعت بیشتری به خود گرفته است و دور تا دور جزیره شاهد پیشروی آب هستیم.
به گفته او این پیشروی طبق نظریه عمومی به دلیل گرمایش زمین و بالا آمدن سطح آب رخ داده است: «تصاویر و نقشههایی مربوط به حدود 300 سال پیش از هرمز موجود است که مقایسه امروز جزیره با آنها به خوبی نشان میدهد پیشروی آب و تخریب سواحل سرعت فزایندهای پیدا کرده.»
کارگران به عنوان فردی ساکن جزیره معتقد است اگر آب دریا با همین سرعت پیشروی کند منابع معدنی و کانیهای جزیره از بین میروند و در عین حال برای زیستبوم دریا و گونههای دریایی به ویژه مرجانهای نزدیک ساحل پیامدهایی خواهد داشت.
او تاکید میکند وجب به وجب جزیره 42 کیلومتری هرمز دارای ارزش و تنوع زیبایی شناختی و معدنی زیادی است: «در حال حاضر هم آثار تاریخی چون قلعه پرتغالیها که در جوار ساحل قرار دارد در معرض فرسایش شدید است و کاری برای مرمت آن صورت نگرفته.»
گرمایش یا عوامل انسانی
گرمایش زمین یک نظریه عمومی است؛ بررسیها نشان میدهد طی 100 سال اخیر دمای کره زمین به طور غیرطبیعی یک درجه گرمتر شده که این گرما آثاری چون آب شدن یخها، بالا آمدن آب دریا و زیر آب رفتن جزایر و سواحل را در پی دارد.
هرچند مسئولان جزیره هرمز تاکید میکنند حیات جزیره در کوتاه مدت در معرض خطر نیست، اما آنچه همه را نگران کرده پیشروی آب دریا در سواحل به ویژه در بخش شمالی که کانون جمعیتی با حدود 6 هزار نفر جمعیت قرار دارد و سواحل شرقی، است.
بخشدار هرمز که خود کارشناس زمینشناسی است با بیان اینکه گرمایش زمین، ذوب یخها و بالا آمدن سطح آب در همه دنیا رخ داده است، میگوید: تصرفات انسانی در سواحل و جزایر، ساخت موجشکنها و سدهای ساحلی این روند طبیعی را تشدید کرده و موجب فرسایش بیشتر در برخی مناطق شده است.
محمد زرنگاری در توضیح بیشتر این اتفاق اظهار میکند: فاصله بین جزیره هرمز و بندرعباس حدود 7کیلومتر است که در واقع آب از دریای عمان از همین تنگه (تنگه هرمز) وارد خلیجفارس میشود و جریان تندی دارد.
بندرسازی و ساختوساز در سواحل بندرعباس عرض این کانال یا تنگه را در سالهای گذشته کاهش داده و موجب شده است جریان آب به سمت دماغه هرمز فشار بیشتری وارد کند.
او ادامه میدهد: اگر همه این فرسایش به خاطر عوامل طبیعی بود باید در نواحی دیگر و جزایر هنگام و لارک هم اتفاق میافتد، اما بیشتر در هرمز چنین چیزی رخ داده که به بندرعباس نزدیکتر است و به ویژه در دو دهه پیش با توسعه ساخت و سازها شدت بیشتری گرفته.
احمد کارگران، مدیر هنری خانه جری پولاک و از هنرمندان جزیره: به دلیل رفتوآمد زیادی که به ساحل جزیره دارم در چند سال اخیر متوجه شدهام که سیر و روند معمول بالا آمدن آب سرعت بیشتری به خود گرفته است و دور تا دور جزیره شاهد پیشروی آب هستیم
آب دریا بیخ گوش قلعه پرتغالیها
گرچه فرسایش آبی در همه سواحل جزیره هرمز به چشم میآید، اما در نزدیکی شهر هرمز و منطقه مسکونی جزیره دریا تا حدی پیش آمده که اگر دیواره ساحلی نباشد آب به مناطق مسکونی نفوذ میکند در حالی که تا 30 سال قبل پهنه ساحلی گسترده بود و با خانههای مسکونی فاصله زیادی داشت.
نکته دیگری که بخشدار هرمز به آن اشاره میکند تخریب دیواره غربی قلعه پرتغالیهاست. زرنگاری در این باره توضیح میدهد: در سالهای گذشته یک موجشکن در ضلع غربی جزیره درست شد که روند طبیعی آب را تغییر داد و موجب فرسایش دماغه ساحل شد. دماغه ساحل در شمال جزیره پیش از این 500 متر پهنا داشت در حالی که حالا به کلی از بین رفته و در نتیجه دیواره غربی قلعه با دریا مماس شده است.
او تاکید میکند اگر یک دیواره مستحکم در این منطقه ایجاد نشود، قلعه تاریخی پرتغالیها تا چند سال دیگر از بین میرود.
بخشدار هرمز با بیان اینکه ساخت یک موجشکن معمولی حدود 15 میلیارد تومان هزینه دارد، تصریح میکند: میراث فرهنگی مرمتهایی در حد دیوار قلعه انجام داده، اما برای حفظ این اثر تاریخی نیاز به کار اساسی و جدی و سریع است.
او از پیشنهاد مطالعات تخصصی درباره فرسایش آبی هرمز خبر میدهد و میگوید: ابتدای سال این پیشنهاد را به استانداری دادیم و به ما قول دادند در نیمه دوم سال این کار انجام شود تا فکری برای ساخت دیواره حفاظتی و تقویت دیوارههای موجود در محدوده منطقه مسکونی و قلعه پرتغالیها شود.
زرنگاری معتقد است هرمز یکی از قطبهای گردشگری کشور محسوب میشود و باید علاوه بر تخصیص اعتبار و اقدامات حفاظتی برای آموزش گردشگران ورودی به آن هم فکری کرد تا هرچه سریعتر جلوی تخریب سواحل زیبای آن گرفته شود.
قلعه پرتغالیها تقریبا در بیشتر مناطق حاشیه خلیج فارس وجود دارد و آثار دوره حضور پرتغالیها در جنوب ایران را میتوان در بندر قشم، کنگ، عمان، رأسالخیمه، جزیره هرمز و حتی سیستانوبلوچستان دید. این قلعهها عموما با پلان چهار ضلعی نامنظم ساخته شدهاند.
قلعه پرتغالیهای هرمز هم یکی از این سلسله آثار به جا مانده از دوران استعمار و شامل انبارهای اسلحه، آب انبار بزرگ، اتاقهای سرباز خانه، زندان، کلیسا، مقر فرماندهی و تالار است که به فرمان آلفونسو آلبرکرک دریانورد پرتغالی در سال 1507 میلادی در محلی موسوم به مورنا ساخته شد و حالا تنها راه نجات آن از فرسایش آبی جزیره ساخت دیوار حفاظتی یا موجشکن است.
|پیام ما|موج گرما قارههای مختلف را طی کرده و در هفته اخیر کمتر کشوری در جهان، از هرم گرما در امان بوده است. با این وجود ایران به دلایل شرایط اقلیمیاش وضعیت سختتری را هم تجربه کرده و آنطور که نقشههای سازمان فضایی آمریکا (ناسا) نشان میدهد، شهر اهواز دو روز پیش گرمترین نقطه جهان در نیمکره شرقی کره زمین شده است. این نقشه، کره زمینی را نشان میدهد با رنگ قرمز که بخشی از مناطق آن به رنگ قرمز تیره درآمده و جنوب ایران از جمله آنهاست. این در حالی است که رییس مرکز خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور به «پیام ما» میگوید این وضعیت جهانی گرما به دلیل تغییرات اقلیمی است اما همه کشورهای دنیا مانند یکدیگر تحت تاثیر این شرایط قرار نگرفتهاند و اگر کل دنیا در صد سال اخیر یک درجه افزایش دما را تجربه کرده باشند، این رقم در ایران دو درجه بوده است.
ناسا در حالی روز یکشنبه شهر اهواز با دمای ۴۶.۵ درجه سانتیگراد را یکی از گرمترین شهرهای جهان معرفی کرده که در آن روز امیدیه با دمای ۵۰.۳ درجه سانتیگراد گرمترین نقطه خوزستان بوده است. اهواز در سالهای گذشته هم چند باری به عنوان گرمترین شهر نیمکره شرقی جهان لقب گرفت. با این حال وضعیت در سالهای اخیر و خصوصا امسال با گذشته فرق دارد. امسال، گرما امان موجودات زنده در بسیاری از کشورها را بریده است. این وضعیت اما در ایران و استان خوزستان وخیمتر از سایر نقاط است. هواشناسی استان خوزستان پیشبینی کرده که تا روز سهشنبه آینده دمای هوا در اغلب نقاط این استان به بیشتر از ۴۹ درجه میرسد. برخی از پایگاههای معتبر پیشبینی هوا میگویند در بعضی از شهرهای این استان دمای هوا دوباره از۵۰ درجه سانتیگراد عبور خواهد کرد.
از سوی دیگر دمای هوا در اوایل هفته گذشته در بخشهایی از عراق، ایران و کویت افزایش یافته است. از دوشنبه گذشته بخشهایی از عراق، ایران و کویت دمای بیش از ۵۰ درجه را تجربه کردند.
ناسا در گزارش اخیر خود گفته که در ماههای ژوئن و ژوئیه ۲۰۲۲، موج گرما اروپا، شمال آفریقا، خاورمیانه و آسیا را در نوردید و دمای هوا در برخی نقاط به بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد رسید و بسیاری از رکوردهای قبلی ثبت شده را شکست.
احد وظیفه، رییس مرکز خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور: دلیل اصلی گرمای حال حاضر جهان تغییرات اقلیمی و افزایش استفاده از سوختهای فسیلی و به تبع آن بالا رفتن غلظت گازهای گلخانهای است. این وضعیت در اکثر کشورهای جهان تبعات سختی ایجاد کرده و حتی قطب هم از آن در امان نبوده است
موج گرما، موج آتش
«چگونه از موج گرما جان سالم به در ببریم؟» رسانهها این روزها مدام درباره روشهای مقابله با گرما مینویسند. افزایش دما تأثیر مخربی بر اروپا و شمال آفریقا داشته و آتشسوزیهای جنگلی از یونان تا مراکش، هزاران نفر را از خانههایشان فراری داده است. موارد وقوع موج گرما شدیدتر و طولانیتر شده و گرما در بسیاری از نقاط جهان در حال فراگیر شدن است؛ در جایی مثل بریتانیا مردم خود را برای تجربه گرمترین روز تاریخ آماده کردهاند و در فرانسه، آتشسوزیهای جنگلی با امواج گرما شدت گرفته و شعلهها در جنگلهای اسپانیا، کرواسی و یونان در حال گسترش است.
با تداوم آتشسوزی در فرانسه، خانههای بیش از 16 هزار نفر از ساکنان مناطق جنوب غربی این کشور تخلیه شده. این در حالی است که پیشتر در اسپانیا هم، بیشتر از 3200 نفر به دلیل آتشسوزی در تپههای میهاس متواری شدند و آتشسوزی پرتغال هم مهار شده است.
اینطور که نیویورکتایمز نوشته برای ششمین روز متوالی، چندین شهر در اسپانیا – از جمله مادرید – «شبی سوزان» را تجربه کردند؛ این اصطلاح زمانی که دمای هوا به زیر 25 درجه سلسیوس نمیرسد، استفاده میشود. شش منطقه در شمال اسپانیا در حالت «هشدار شدید» قرار گرفتهاند و گفته شده که دمای روز دوشنبه به بیش از 40 درجه میرسد.
بیبیسی هم دیروز نوشت: دمای هوای بریتانیا بهسرعت در حال افزایش است. این کشور میتواند گرمترین روز خود را در این هفته داشته باشد و افزایش دمای هوا تا 41 درجه سانتیگراد پیشبینی میشود. اداره هواشناسی هشدار قرمز صادر کرده و گفته در روزهای دوشنبه و سهشنبه گرمای شدید در بیشتر انگلستان، از لندن و جنوب شرق تا یورک و منچستر را در بر خواهد گرفت. از زمان معرفی این سیستم در سال گذشته، این اولین بار است که اداره هواشناسی هشدار قرمز صادر میکند. این هشدار به این معنی است که انتظار میرود گرما تأثیر گستردهای بر مردم و زیرساختها داشته باشد و بر این اساس «تغییرات اساسی در شیوههای کاری و روال روزانه» مورد نیاز است. قرار است برخی مدارس زودتر تعطیل شوند – یا اصلاً باز نشوند. شبکه ریلی هم اعلام کرده که مردم باید فقط «در صورت لزوم» سفر کنند و سفرهای دوشنبه و سهشنبه لغو و محدودیت سرعت در سراسر شبکه اعمال شده است چرا که گرما زیرساختهای راه آهن را تحت «تنش استثنایی» قرار می دهد.
سیمون کینگ از بخش آبوهوای بیبیسی در پاسخ به ادعاهایی درباره اینکه بریتانیا پیش از این شاهد گرمای بدتری بوده است -مانند موج گرمای طولانی در سال 1976- میگوید: «دمای مورد انتظار بسیار گرمتر است، تا 10 درجه سانتیگراد بالاتر از موج گرمای طولانی و خشکسالی شدیدی که در آن زمان تجربه شده است. این وضعیت بر سلامت شما اثرگذار است زیرا چنین دمایی بهطور خطرناکی بالاست.»
در روزهای اخیر بیش از هزار مرگ و میر در پرتغال و اسپانیا به گرمای شدید نسبت داده شده است. موج گرما زمانی در حال وقوع است که میانگین دمای جهان کمی بیش از 1 درجه سانتیگراد نسبت به قبل از صنعتی شدن خود افزایش یافته است. طبق گفته هیئت بین دولتی تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد (IPCC) ما در گرمترین دوره 125 هزار سال گذشته زندگی میکنیم.
ما می دانیم که چه دلیلی پشت این ماجراست: انتشار گازهای گلخانهای ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی مانند زغال سنگ و گاز. بر اساس گزارش IPCC، غلظت دیاکسید کربن (CO2) در جو در بالاترین سطح طی دو میلیون سال گذشته بوده و در حال افزایش است.
در روزهای اخیر بیش از هزار مرگ و میر در پرتغال و اسپانیا به گرمای شدید نسبت داده شده است. موج گرما زمانی در حال وقوع است که میانگین دمای جهان کمی بیش از 1 درجه سانتیگراد نسبت به قبل از صنعتی شدن خود افزایش یافته است. طبق گفته هیئت بین دولتی تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد (IPCC) ما در گرمترین دوره 125 هزار سال گذشته زندگی میکنیم
اگر همه وعدههایی که دولتها سال گذشته در کنفرانس آبوهوایی سازمان ملل متحد (COP26) در گلاسکو دادهاند، عملی شود، شاهد افزایش دمای 2.4 درجه سانتیگراد تا پایان قرن هستیم. اما خبر بد این است که انتشار CO2 همچنان در حال افزایش است. حتی بدون کاهش شدید انتشار دیاکسید کربن تا سال 2030، باز هم افزایش دما اتفاق میافتد.
تمام این روند به چه معنی است؟ شما هم پاسخش را میدانید: به معنای امواج گرمای مکرر و شدیدتر.
متهم اصلی؛ تغییرات اقلیمی
تغییرات اقلیمی در سالهای اخیر روی دیگری از سختی را به ساکنان این کره نشان دادهاند. ساکنانی که خود عامل این تغییرات هستند حالا در حال دست و پنجه نرم کردن با تبعاتش به سر میبرند. احد وظیفه، رییس مرکز خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور هم به «پیام ما» میگوید دلیل اصلی گرمای حال حاضر جهان تغییرات اقلیمی و افزایش استفاده از سوختهای فسیلی و به تبع آن بالا رفتن غلظت گازهای گلخانهای است. «این وضعیت در اکثر کشورهای جهان تبعات سختی ایجاد کرده. حتی قطب هم از آن در امان نبوده، درجه هوای قطب افزایش محسوسی را تجربه کرده و باعث آب شدن یخهای قطبی شده است.» به گفته او وضعیت حال حاضر ناشی از استفاده افسارگسیخته از سوختهای فسیلی، جنگلزدایی و عوامل انسانی دیگر است. «دیاکسید کربن و گاز متان، حجم بزرگی از هوای جهان را متاثر کردهاند و متهم اصلی صنایع آلاینده و استفاده از سوختهایی است که هوا را آلوده میکند. در مناطق قطبی هم با آب شدن یخها، جذب انرژی خورشید افزایش یافته و در نتیجه وضعیت در آن نقاط هم حاد است.»
به گفته وظیفه، جنوب غرب کشور ما یعنی خوزستان به صورت اقلیمی گرمتر از سایر نقاط کشور است و علاوه بر آن در دهههای گذشته وضعیت آب و خاک در ایران به مراتب بدتر از گذشته است و همین هم عامل گرمای بیشتر بوده. او از طرف دیگر میگوید: «حجم جنگلهای ایران در طول سالیان گذشته بسیار کم شده. از سویی خوزستان مجاور زاگرس است و در مناطق زاگرس هوا در هنگام صعود خنک میشود اما در زمان فرونشست که در خوزستان است، گرم میشود. مورد دیگر جغرافیایی این است که خوزستان در ارتفاع پایین و در دشت قرار گرفته است و همین بر افزایش بیش از پیش دما در این منطقه اثر دارد.»
این کارشناس هواشناسی میگوید بر اساس برآوردهای جهانی پژوهشگران، دمای کره زمین به طور متوسط یک درجه به نسبت صد سال گذشته گرمتر شده است اما این وضعیت در همه نقاط زمین یکنواخت نیست، به طوری که اگر دمای هوا به طور متوسط در جهان یک درجه گرمتر شده، در ایران به دلیل اقلیم گرم و خشک و البته نابودی جنگلها در طول سالهای اخیر این گرما دو درجه بوده است.
سیاست محیط زیستی منطقه خصمانه است
۲۱ تیرماه نشست وزیران محیطزیست کشورهای منطقه با هدف تقویت همکاریهای منطقهای در راستای بهبود شرایط محیط زیستی، رفع مشکلات و چالشهای فرامرزی به میزبانی تهران برگزار شد. اجلاسی که با هدف جلب توجه سیاستمداران و تصمیمسازان به موضوعهای محیطزیستی برگزار شد تا با اتکا به اصول دیپلماسی محیطزیستی و گفتوگو و مذاکره سران و مسئولان ارشد دولتهای منطقه، به راهکارهایی پایدار برای حل بحرانها و چالشهای محیطزیستی دست یابد. موضوعی که ما را نیز بر آن داشت تا در گفتوگو با یک کارشناس ارشد روابط بینالملل، ابعاد گوناگون مباحث دیپلماسی محیطزیستی و نقش آن در مسیر دستیابی به توسعه پایدار را مورد بررسی قرار دهیم. حشمتالله فلاحتپیشه که بهدلیل سالها حضور در پارلمان و عضویت در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بهعنوان نماینده یکی از شهرهای مرزی غرب کشور بهخوبی با این چالشها آشناست، معتقد است حل این بحرانها، جز بر پایه همکاریهای دو و چندجانبه و تعهد دولتها به مسئولیتهای محیطزیستی خود در قبال طبیعت و نه صرفاً محدوده مرزهای سیاسی هر کشور، محقق نخواهد شد.
آقای فلاحتپیشه! امروز شاید بیش از هر زمان صحبت از «توسعه» با مباحث محیطزیستی و آنچه بهعنوان «توسعه پایدار» میشناسیم، گره خورده؛ به نظر شما دیپلماسی محیطزیستی چه جایگاهی در دستیابی به توسعه پایدار دارد؟
توسعه، الگوها و شاخصهای مختلفی دارد که در گذر زمان بر حسب آنچه در هر بزنگاه زمانی مورد توجه قرار میگیرد، منجر به ارائه تعاریفی متفاوت از این مفهوم شده است. بر همین اساس در ابتدای هزاره سوم با این استدلال که انسانها تنها یک باز به دنیا آمده و یک بار زندگی میکنند، توسعه بر پایه الگوها و شاخصهایی تعریف شد که زمینه زندگی شاد انسانها را در «سیارهای شاد» فراهم آورد. در قرن ۱۸ مثلث «عقل، طبیعت و پیشرفت» مورد توجه بود و مباحث توسعه به این ترتیب مطرح میشد که «عقل» باید چگونه از «طبیعت» بهرهبرداری کند که زمینهساز «پیشرفت» بشر شود و از آنجا که تمرکز صرفاً بر دستیابی به «پیشرفت» به هر وسیله و در هر اوضاع و شرایطی بود، در نتیجه تاکید و توجه به این مثلث و سهگانه که «انسان» در مرکز آن قرار میگرفت، این بود که برخوردی بیرحمانه و بیملاحظهای با طبیعت صورت گرفت. اما با گذر زمان به تدریج انسان متوجه شد که این رفتار بیرحمانه با طبیعت، به همان میزان که لبخندی بزرگتر را بر لبان تعداد بیشتری از مردم مینشاند و سعادت و رفاه جمعیت بزرگتری از شهروندان را تا سطح و حدودی بیشتر تامین میکند، فشار بیشتری را به طبیعت وارد میآورد و محیط زیست را به خمودگی و حرمانی بیشتر دچار میکند. به همین دلیل نیز در آغاز هزاره سوم مفاهیم توسعه بازتعریف شد و شاخصی که راس شاخصهای توسعه تعریف شد، محیطزیست بود و توسعه پایدار بر پایه اولویتدهی به محیط زیستِ انسان مورد توجه قرار گرفت و در ادامه دیپلماسی محیطزیستی نیز با جدیت و تمرکز بیشتر مطرح شد.
از حدود ۴ دهه پیش شعاری راهبردی مطرح شد که «جنگ آینده، جنگ آب» است. درنتیجه کشورهای منطقه خاورمیانه بیرحمانه اقدام به دستکاری وضعیت آبهای منطقه کردند و این در حالی بود که ترکیه با طراحی و اجرای پروژههای عظیم عمرانی در حوزه آب، بهنحوی اقدام کرد که در حال حاضر ۵ تا ۶ برابر آورد آبی رودخانهها سد سازی صورت گرفته است.
وضعیت منطقه خاورمیانه بهلحاظ محیطزیستی اگر وخیمتر از سایر نقاط جهان نباشد، به هیچ عنوان بهتر نیست؛ روابط کشورهای منطقه خاورمیانه را از این حیث چطور ارزیابی میکنید؟
کشورهای جهان در معاهده پاریس مکلف شدند که در تمامی سازوکارهای توسعهای و عمرانی خود، پیوستهای محیط زیستی را مدنظر قرار دهند؛ غافل از اینکه در برخی نقاط جهان از جمله در منطقه ما در خاورمیانه همواره شاهد جنگ و نزاع بازیگران مختلف بودیم. از حدود ۴ دهه پیش شعاری راهبردی مطرح شد که «جنگ آینده، جنگ آب» است. درنتیجه کشورهای منطقه خاورمیانه بیرحمانه اقدام به دستکاری وضعیت آبهای منطقه کردند و این در حالی بود که شاید اوج این رفتار بیرحمانه با طبیعت از جانب ترکها رقم خورد و ترکیه با طراحی و اجرای پروژههای عظیم عمرانی در حوزه آب، بهنحوی اقدام کرد که در حال حاضر ۵ تا ۶ برابر آورد آبی رودخانهها، سدسازی صورت گرفته است. در واقع از آنجا که ترکیه بالادستترین کشور در میان این کشورهای منطقه است، بخش اعظم مشکلات آبی منطقه ناشی از عملکرد آنها در مدیریت آب است. البته این تنها ترکیه نبود که با چنین نگاهی اقدام به سدسازی کرده و دیگر کشورها نیز هر کدام بهنسبتی در وضعیتی که امروز کل منطقه به آن دچار شده، مقصرند. کما اینکه ایران، عراق، افغانستان و حتی سوریه صرفنظر از اینکه با کدامیک از کشورها روابط دوستانهتر و با کدامیک روابط دیپلماتیک محدودتری دارند و بهرغم اینکه این کشورها در ارتباطات سیاسیشان با همسایگان، روابطی متفاوت از دشمنی تا دوستی در نوسان بود، در موضوع آب همگی برخوردی دشمنانه را پیش گرفته و هر کدام تا حدودی در برافروختن آتش این جنگ دخیل بودند.
به بحث سدسازیهای ترکیه اشاره کردید. به نظر شما چگونه میتواند با ترکیه بر سر لزوم همکاری مشترک و حفظ حقوق کشورهای پایین دست به تفاهم رسید؟
گرد و غبار یا همان ریزگردهای شور بدترین خبر محیطزیستی برای کشورهای منطقه است و بهویژه ترکیه بهنحوی بیش از بسیاری از کشورهای منطقه در معرض این معضل پیچیده محیط زیست است. هیچ کشوری از جمله ترکیه از گزند این معضلات مصون نخواهد ماند. آن هم در حالی که ترکیه با وجود آنکه به هر حال از چند دهه پیش در راستای منافع آبی خود و البته بعضاً علیه منافع آبی ایران و دیگر کشورهای منطقه گام برداشته اما در نهایت بحرانهای محیطزیستی محدود به مرزهای جغرافیایی کشورها نیست و اگر بحرانی در منطقه بهوجود بیاید، دامن همه کشورها را خواهد گرفت. به همین دلیل هم حل این بحرانها نیازمند راهکار مشترک میان همه کشورهای منطقه است. اصل نخست توسعه در هزاره سوم یا همان توسعه محیط زیستی و پایدار به ما میگوید که این سیاره حق دارد که شاد باشد و لبخند بزند. حال آنکه متاسفانه سیاره ما بهخصوص در منطقه خاورمیانه بهشدت مغموم است و بیراه نیست اگر بگوییم که یکی از مهمترین علل شکلگیری این وضعیت که به تشدید غم و اندوهِ عظیم در منطقه انجامیده، سوء مدیریت آب در کشورهای منطقه و سیاستهای خصمانه و دشمنانهای است که کشورهای منطقه در مواجهه با این محیط زیست مشترک، علیه یکدیگر پیش گرفتهاند.
یکی از مشکلات جدی محیطزیستی در منطقه خاورمیانه بحث گرد و غبار ناشی از خشکی و کمآبی است. ارزیابی شما از وضعیت تعاملات دیپلماتیک کشورهای منطقه برای حل این بحران از چه قرار است؟
ببینید تاکنون توافقها و معاهدههای نیمبند دوجانبه و در مواردی معدود و انگشتشمار توافقهایی سهجانبه میان برخی کشورهای منطقه شکل گرفته است. اما این توافقها صرفاً بر سر حقآبه ملی کشورها بوده، نه حقآبه طبیعت. حال آنکه معتقدم اگر بهدنبال حل مشکلات اساسی محیط زیستی هستیم، باید بهسمتی گام برداریم که کشورها بر سر حقآبه طبیعت با یکدیگر به تفاهم و توافق برسند و در انجام وظایف اقلیمیشان در مورد آبهای منطقه کوتاهی نکنند. فراموش نکنیم که مسائل و بحرانهای محیطزیستی همچون خشکسالی، کمبود آب، فرسایش خاک و فرونشست اراضی و گرد و غبار که همگی از تبعات مدیریت ناصحیح و ناپایدار آبهای منطقه است، به تدریج همه کشورها را دربر خواهد گرفت و منحصر و مختص یک کشور نخواهد بود. چنانکه امروز در شرایطی شاهدیم دامنه مشکلاتی همچون گرد و غبار به ایران رسیده که تا یکی، دو دهه پیش، این بحران مختص چند کشور دیگر منطقه خاورمیانه بود و همانطور که امروز دامنه مشکل به ایران رسیده، شاهد خواهیم بود که در مدتزمانی کوتاه ترکیه نیز دچار بحران و مشکلات مشابه میشود.
پیام ما | تقریباً همه ماسکها را از صورت برداشته بودیم که دوباره سر و کله کرونا پیدا شد. دوباره عددی که نشانگر فوت بر اثر ابتلا به ویروس کووید۱۹ بود دو رقمی شد و در بیست و چهار ساعت منتهی به دوشنبه ۲۷ تیر امسال ۱۴ تن از هموطنانمان را از دست دادیم. تعداد شهرهایی که وضعیت بسیار پرخطر یا همان رنگ قرمز نقشه را دارند بیشتر شده است. هنوز یک ماه از ۲۹ خرداد سپری نشده که در آن روز تعداد فوتشدگان بر اثر ابتلا به کووید۱۹ صفر شده بود حالا دوباره این بیماری شروع به گرفتن قربانی کرده است . بر اساس آخرین گزارشها، تعداد شهرهای با وضعیت قرمز از ۴ به ۱۵ و تعداد شهرهای با وضعیت نارنجی از ۱۴ به ۳۵ شهر افزایش یافت.
۱۴ هموطنانمان در بیست و چهار ساعت منتهی به ۲۷ تیر ۱۴۰۱ جان خود را بر اثر ابتلا به کووید۱۹ از دست دادهاند. نقشههای آماری وزارت بهداشت نشان از آن دارد که ۱۵ شهر کشور وضعیت قرمز به خود گرفتهاند. این ۱۵ شهر در استانهای کرمان، مازندران، اصفهان و خراسان قرار دارد. در همین حال دکتر حمید سوری، اپیدمیولوژیست و رئیس کمیته کشوری اپیدمیولوژی کرونا هشدار داده است که استفاده از ماسک به ۱۰درصد کاهش یافته است. در چنین شرایطی بیم آن میرود که بار دیگر این ویروس بتواند در ایران خود را گسترش دهد.
دکتر حمید سوری در عین حال گفته است: عادیانگاریها و عادیسازیها از سوی مسئولان و رسانهها باعث شده که میزان استفاده از ماسک در کشور به زیر ۱۰ درصد برسد. در حالی که هنوز کرونا تمام نشده و احتمال طغیان بیماری و افزایش موارد بستری و آمار مرگها در کشور وجود دارد و نباید این موضوع را نادیده گرفت.
دبیر کمیته علمی کشوری کرونا : هر فرد مبتلا به زیرسویه BA.۵ می تواند ۱۸ نفر را آلوده و مبتلا کند. اگرچه میزان مرگ و میر این زیرسویه نسبت به ویروس دلتا خیلی کمتر است اما با توجه به اینکه تعداد بسیار بیشتری از افراد را گرفتار می کند، میزان مرگ و میر آن به ویژه در افراد واکسینه نشده می تواند بیشتر شو
خیز دوباره کرونا در ایران
نام ۱۵ شهر ایران دوباره فهرستی از قرمزهای کشور ساخته است. شهرهای قلعهگنج، زرند، کرمان، جیرفت، عنبرآباد، کوهبنان، منوجان در استان کرمان، رامسر، فیروزکوه، خلیلآباد، بستک، فردوس، تفرش، خوانسار و نطنز حالا دوباره پیشتاز شیوع کرونا در ایران هستند.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی آمار جدید ابتلا به ویروس کرونا را در ۲۴ ساعت منتهی به ظهر دوشنبه بیستوهفتم تیر اعلام کرد: در این بازه زمانی بر پایه جدیدترین نتایج آزمایشهای کرونا در کشور ۵هزا رو ۶۸۷ نفر مبتلای جدید شناسایی شد که با احتساب این تعداد، مجموع مبتلایان به کرونا در کشور تا این تاریخ به هفت میلیون و ۲۸۴ هزار و ۱۶۵ نفر رسیده است. از تعداد بیماران بستری در کشور تاکنون هفت میلیون و ۶۸ هزار و ۹۹۰ نفر بهبودیافته و از بیمارستان ترخیص شدهاند. همچنین در ۲۴ ساعت یاد شده ۱۴ بیمار مبتلا به کرونا جان خود را از دست دادند و با احتساب این آمار از ابتدا تاکنون ۱۴۱ هزار و ۵۱۳ نفر در کشور بر اثر بیماری کرونا جان باختهاند. از شمار مبتلایان شناسایی شده، ۷۷۴ نفر بستریهای بیمارستان به شمار میروند و ۵۷۹ نفر از مبتلایان کرونا در بخش مراقبتهای ویژه بستری هستند.
نگران بازگشت حجاج باشیم
در همه سالها با بازگشت حجاج از مکه یا در مواقعی که زائران به کربلا و نجف میرفتند بیماریهای مختلفی را که عموما از راه تنفسی انتقال پیدا میکرد با خود به کشور میآوردند. در حال حاضر نیز این نگرانی وجود دارد که با شروع بازگشت حجاج از کشور عربستان و به دلیل اختلاط افراد از کشورهای مختلف احتمال ورود سویههای جدید کرونا یا بیماریهای دیگر تنفسی افزایش یابد.
در همین حال و براساس گزارشی از «وبدا» دکتر حمید رضا جماعتی دبیر کمیته علمی کشوری کرونا تأکید کرد : حجاج و زائران اربعین حسینی حتما علاوه بر تزریق نوبت یادآور واکسن (شش ماه بعد از آخرین نوبت واکسن کرونا)، فاصله گذاری فیزیکی را رعایت و حتما از ماسک به ویژه در تجمعات استفاده کنند.
دوباره آرایش مواجهه با بیماری بگیریم
براساس گزارشی که همشهری آنلاین منتشر کرد طی هفتههای گذشته آمار فوتیها چندین مرتبه به صفر رسید، اما کارشناسان حوزه بهداشت میگویند این موضوع اصلا نویدبخش نیست و نباید فریب آن را خورد و دچار عادیانگاری شد. چراکه آمار صفرمورد کرونا وقتی خوشحالکننده است که این آمار طی چند روز متوالی تکرار شود. نه این که آمار یک روز صفر باشد و روز بعد افزایش یابد و نوسان داشته باشد. ضمن اینکه کنترل کرونا به معنی کاهش موارد مبتلا و بستریها است اما این موضوع در روزهای گذشته در کشورمان روند افزایشی داشته و بر اساس علم وزارت بهداشت، آمار بستری ۳ برابر شده است. به طوری که در هفته نخست تیر امسال تعداد موارد بستری با روندی صعودی به ۳۱۱ نفر رسید. درحالی که این آمار در هفته قبل ۲۴۲ نفر بود.
در حال حاضر تعداد شهرهای آبی کاهش یافته و تعداد شهرهای زرد دچار افزایش شده و از ۹۱ به ۱۰۵ شهرستان رسیده است. البته هنوز هیچیک از شهرهای کشور در وضعیت قرمز و نارنجی نیستند، اما به گفته خود مسئولان و کارشناسان، بیم آن میرود که نقشه کرونایی کشور دوباره مانند زمستان گذشته قرمز و نارنجی شود و آمار فوتیها نیز دورقمی شود.
دکتر حمید سوری دراینباره تأکید کرده است: ما الان حتی نمیدانیم واریانت (سویه) غالب در کشورمان چیست. در حالی که در بعضی از کشورها گزارش داده میشود که واریانت غالب، BA۵ است.
حالا دوباره بحثها درباره شیوع کرونا در کشور بالا گرفته است. یک بحث متوجه شیوع دوباره این ویروس است و بحث دیگر متوجه حاشیهها و شایعاتی که پیرامون تزریق واکسن دوزیادآوری مطرح شده است. در این وضعیت وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی با انتقاد از کمتر شدن جدیت مردم نسبت به رعایت پروتکلهای بهداشتی، گفت: مردم به زدن ماسک مخصوصا در محیطهای بسته و وسایل حمل و نقل عمومی و هواپیما بیتوجه شدهاند.
به گزارش ایسنا، بهرام عیناللهی با اشاره به بیتوجهی نسبی ایجاد شده نسبت به استفاده از ماسک و رعایت پروتکلهای بهداشتی گفت: متاسفانه شاهد این هستیم که در اماکن عمومی نسبت به زدن ماسک کوتاهی میشود. این موضوع به طور خاص در هواپیماها مشاهده میشود که بسیار خطرناکتر است. فضای هواپیما بسته است، ویروس به راحتی جابجا میشود و از محیط هواپیما نیز خارج نمیشود.
او در بخش دیگری از هشدار خود تأکید کرد: استفاده از ماسک مصوبه ماست و باید هواپیماها رعایت شود. البته مردم به علت گذر زمان و خسته شدن از برخی محدودیتها کمی به پروتکلها بیتوجه شده اند و این مورد در برخی پروازها مشاهده میشود.
وزیر بهداشت درباره پروتکلهای بهداشتی در زمینه پرکردن لاین صندلیها در هواپیما گفت: فعلا مصوبه ای در این باره وجود ندارد و تنها چیزی که باید رعایت شود و اجرای آن نیز کار سختی نیست زدن ماسک است.
با پررنگشدن آمارهای مربوط به شیوع دوباره کرونا توصیه به تزریق دوز یادآوری واکسن کووید۱۹ نیز افزایش یافت. در همین حال مراجعه به مراکز واکسیناسیون نیز بیشتر شد و این موضوع در فضای مجازی قوت گرفت که واکسنهای تزریقی تاریخ گذشتهاند.
در این مورد نیز پدرام پاک آیین سخنگوی وزارت بهداشت گفت: شایعه استفاده از واکسن آسترازنکای تاریخ گذشته صحت ندارد و در هیچ یک از مراکز واکسیناسیون از هیچ واکسن تاریخ مصرف گذشتهای استفاده و تزریق نشده است.
به گزارش ایسنا، پاک آیین در این باره گفت: تاریخ انقضای آخرین محموله واکسن آسترازنکا که وارد کشور شده، بر اساس مجوز کارخانه تولید کننده واکسن که آن هم بر مبنای مطالعات پایداری صورت گرفته، از ابتدای تولید شش ماه بعد از زمان تولید تعیین شده بود که برابر بود با ۱۷ جولای ۲۰۲۲ مصادف با یکشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۱ بود.
سخنگوی وزارت بهداشت تصریح کرد: مستندات کامل مربوط به هر واکسن خارجی باید پس از تولید توسط شرکت تولید کننده برای کشور مصرف کننده ارسال شود. در خصوص محموله اخیر آسترازنکا هم این مستندات به طور کامل توسط سازمان غذا و دارو وصول، بررسی و تایید شد.
سخنگوی وزارت بهداشت همچنین گفت: در مورد واکسن های تولید داخل ، سازمان غذا و دارو با کارخانه های تولید واکسن هماهنگ کرده است و این برچسب جداگانه چسبانده نمی شود بلکه در زمان تولید روی لیبل اصلی قرار می گیرد ولی در خصوص واکسن های وارداتی که برچسب اصلی حاوی کد اختصاصی یا همان uid را نداشته باشد، برچسب روی ویال دارو نصب میشود.
به تزریق دوز یادآوری نیاز است یا نه؟
رئیس کمیته کشوری اپیدمیولوژی کرونا با اشاره به این که نیاز به تزریق دوز یادآور توسط مردم هست یا خیر، توضیح داده است : ما تا سطح ایمنی بدن خود را در برابر ویروس ندانیم، نمیفهمیم که آیا دوز بوستر یا همان دوز یادآور واکسن کرونا برایمان لازم است یا نه. چون از سطح ایمنی بدن خود خبر نداریم. اگر ایمنی بدن شما بالا باشد، نیاز به تزریق هر ۶ ماه یکبار واکسن کرونا ندارید. اینجا وزارت بهداشت است که باید بیاید و مثلا بگوید گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال سطح ایمنی بدنشان اینقدر است و پس این گروه در اولویت تزریق واکسن هست یا نیست.
دکتر سوری افزوده است: در حالت عادی ۴ تا ۶ ماه از آخرین نوبت واکسن که گذشت، باید دوز بعدی را تزریق کرد. اما عاقلانهتر این است که اول سطح ایمنی بدن را بسنجیم تا ببینیم اصلا دوز بعدی واکسن برایمان لازم است یا نه. اما همه مردم که نمیتوانند و نمیروند هم این کار را بکنند (از سطح ایمنی بدن خود مطلع شوند). این وظیفه حوزه سلامت است که این اندازهگیریها را انجام دهد.
همچنین دکتر حمید رضا جماعتی دبیر کمیته علمی کشوری کرونا نیز به ایسنا گفت: توصیه میکنیم که مردم استفاده از ماسک را فراموش نکنند و حتما از ماسک استفاده و نوبت یادآور واکسن کرونا را تزریق کنند.
به گزارش ایسنا با اشاره به بررسی وضعیت کرونا و شیوع زیرسویه های اُمیکرون در کشورهای مختلف در هفتاد و سومین جلسه کمیته علمی کشوری کرونا اظهار کرد: در چهار منطقه از شش منطقه سازمان جهانی بهداشت، روند رو به رشد موارد ابتلا و بستری بر اثر شیوع زیرسویه های اُمیکرون مشاهده می شود.
او به افزایش مبتلایان و بستری های کرونا در ایران اشاره و تاکید کرد: پیش بینی می کنیم که به ویژه در یکی دو هفته آینده همچنان موارد ابتلا و بستری های کرونا در کشور رو به افزایش باشد. در بررسی ها، مشخص شده که بیش از ۸۰ درصد از موارد ابتلا به کرونا، مربوط به زیرسویه BA.۵ است که سرایت زایی بسیار زیادی دارد.
دبیر کمیته علمی کشوری کرونا در عین حال توضیح داد : هر فرد مبتلا به زیرسویه BA.۵ می تواند ۱۸ نفر را آلوده و مبتلا کند. اگرچه میزان مرگ و میر این زیرسویه نسبت به ویروس دلتا خیلی کمتر است اما با توجه به اینکه تعداد بسیار بیشتری از افراد را گرفتار می کند، میزان مرگ و میر آن به ویژه در افراد واکسینه نشده می تواند بیشتر شود.
رخدادی که هماکنون در غرب آسیا تجربه میشود، کمتر از 20 روز پیش در غرب اروپا آغاز شد؛ با حاکم شدن امواج حرارتی، در شرایط اقلیمی مداخله شده و افزایش شدید دما در آلمان، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، اسپانیا و یونان خبرساز و حتی به خودسوزی جنگلها منتهی شد. اقلیمشناسان این نوع رخدادهای حدی (Extreme Events) را فقط به دلیل اینکه سابقه مستمری از آن ندیدهاند، بدون تردید علائم دیگری از پدیده گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی میدانند. این در حالی است که نزدیک یک دهه و نیم است که بروز اینگونه رخدادهای حدی در جای جای کره زمین مشاهده میشود. با این همه، در بروز عوارض سوء تغییرات اقلیمی شرایط در غرب آسیا نسبت به میانگین کره زمین وضعیت بحرانیتر است.
اعدادی که مرجع رسمی ما، سازمان هواشناسی اعلام کرده، تصویر ملموستری از بحران نشان میدهد: میانگین دمای سطحی کره زمین طی 170 سال گذشته 1.2 درجه سلسیوس افزایش یافته است، این در حالی است که در طول همین مدت (و حتی کوتاهتر) در غرب آسیا و بهطور مشخص در ایران، افزایش دمای میانگین کمی بیش از 2 درجه سلسیوس را تجربه کردیم. یعنی غرب آسیا معادل 1.5 برابر میانگین افزایش دمای سطحی کره زمین شاهد افزایش دما بوده است.
تجربه حداقل دو درجه سلسیوس ازدیاد دمای سطحی باعث افزایش بیشتر تبخیر منابع آبی، نیاز بیشتر به منابع آبی، بروز صدمات به گیاهان و جانوران و حتی انسانها میشود چرا که تغییر میزان تشعشعات ماورابنفش (UV) در سطح زمین، به یقین عوارض سوء بهداشتی چون انواع سرطان پوست و آسیب به بینایی را در پی خواهد داشت. امواج گرما گرچه ممکن است گذرا باشند اما این فقط پارهای از عوارض آنهاست.
بدون تردید دورنمای مدلهای GCM (General Circulation Model) – که در تلاش است آینده را برای دانشمندان و جامعه تخصصی ترسیم و پیشبینی کند- به ما نشان میدهد که در چه وضعیتی قرار میگیریم و آینده مورد ترسیم این مدلها، آینده خوبی نیست. در حالی که جامعه جهانی برای هدف فراتر نرفتن از دو درجه سلسیوس به عنوان میانگین دمای سطحی کره زمین تا سال 2100 میلادی را دنبال میکند، این افزایش دما اکنون- 78 سال زودتر از انتظار- فرا رسیده است. بنابراین دو درجه میانگین مورد انتظار میتواند به اعدادی نزدیک سه تا سه و نیم درجه سلسیون تا 2100 افزایش یابد که بسیار فراتر از نگرانی و بحران است. به همین دلیل بهطور یقین ضروری است که راهها و روشهای بسیاری را دنبال کنیم، راهبرد و سیاستهای درست را بهکار گیریم و برنامههای اجرایی متناسبی داشته باشیم.
با این همه به نظر من متاسفانه مسئولان کشور با موضوع تغییرات اقلیمی با معیارهای علمی و تخصصی مواجه نشدهاند. اگرچه درون جامعه تخصصی علمی و دانشگاهی به اثرات سوء این پدیده اشارههای قاطعی شده اما در عرصه تبیین و تدوین و دنبال کردن سیاستهای متناسب به عنوان راهکارهای بهرهمندی از دیپلماسی تغییرات اقلیمی، به نظر میآید که کشور دچار یک آشفتگی است. بهطوری که حتی گاهی پارهای از واقعیتها انکار شده و مبانی غیرعلمی از جنسهای تصوری و خیالی وارد شده و همین روند مانع از به وجود آمدن حرکتهای جدی تطبیق و مقابله و عملا مانع تابآوری ملی در مقابل تغییرات اقلیمی شده و هزینه اقتصادی و اجتماعی سازگاری با تغییرات اقلیمی را به مراتب گرانتر و گزافتر کرده است.
