بایگانی مطالب نشریه

موسم باران‌های سیل‌آسا

|پیام ما| موسم بارش‌های سیل‌آسا در آسیاست. یک سو هند و پاکستان و افغانستان، سوی دیگر آذربایجان و ارمنستان و از طرف دیگر قطر، حوزه خلیج فارس، امارات متحده عربی و عربستان همه درگیر باران و باد شدیدند. در 18 استان ایران هم آماده‌باش اعلام شده و هشدارهای قرمز و نارنجی یکی پس از دیگری به شهروندان نهیب می‌زند که در کنار مسیل‌ها و رودخانه‌ها رفت‌وآمد نکنند و تا وقتی «مونسون» برقرار است، برنامه طبیعت‌گردی‌‌شان را بگذارند برای بعد. مونسون نام پدیده‌ای است که این روزها زیاد شنیده می‌شود؛ پدیده‌ای جوی که باران فصلی، موسمی یا تابستانی خوانده می‌شود. گزارش پیش رو به این سوال‌ها پاسخ می‌دهد: مونسون چیست، از کجا آمده و کی قرار است از این سرزمین برود؟

 

کارشناسان هواشناسی می‌گویند باران‌های موسمی، تقریبا همزمان با بادهای ۱۲۰ روزه سیستان آغاز می‌شوند و حدود 100 روز برقرارند؛ از روزهای پایانی خرداد این سامانه سایه‌اش را بر شهرها و روستاها می‌اندازد و در روزهای ابتدایی مهر به پایان می‌رسد و با چند هفته تاخیر آثار فعالیت آن در جنوب شرقی ایران (سیستان و بلوچستان) نیز مشاهده می‌شود. این بار اما مونسون با قدرت و گسترده وارد شد. چنان که از روز پنج‌شنبه استان‌های سیستان و بلوچستان، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، کرمان، یزد، فارس، بوشهر، سمنان، البرز، قزوین، قم، تهران، زنجان، گیلان، مازندران، گلستان و شمال خراسان شمالی، هرمزگان و خوزستان شاهد بارندگی‌های شدید و گاه سیلابی بودند. این بارندگی‌ها طغیان رودخانه‌ها را در نقاط مختلف کشور به دنبال داشت و خسارت جانی و مالی فراوانی بر جای گذاشت و زندگی بسیاری را در نقاط نزدیک به مسیل‌ها و رودها مختل کرد. این وضعیت اما فقط در ایران تجربه نشده. جریان بارش‌های شدید موسمی پاکستان، افغانستان، امارات و کشورهای حوزه خلیج فارس را تحت تاثیر قرار داده است و همچنان ادامه دارد.
مونسون چیست؟
این اتفاقی است که سبب مونسون یا باران‌های موسمی می‌شود: تغییر بسیار زیاد دما در خشکی‌های بزرگ در مقایسه با سطح اقیانوس‌های همسایه. این اتفاق هر سال تکرار می‌شود و باران‌های فصلی اتفاقی هر سال تکرار می‌شوند. مونسون (Monsoon) برگرفته از واژه «موسم» (به زبان عربی) و به معنی فصل است و مونسون تابستانه هند به بارش ماه‌های ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر گفته می‌شود.
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی به «پیام ما» می‌گوید: «مونسون همان بادهای موسمی است و باران‌های فصلی تابستان. این پدیده هم مانند هر پدیده جوی دیگری شدت و ضعف دارد. ما هر سال شاهد وقوع بارش‌های موسمی هستیم و بیشترین منطقه تاثیر آن شبه قاره هند است، یعنی جنوب رشته‌کوه هیمالیا و در واقع قاره‌های نیمکره شمالی.» او ادامه می‌دهد: «گاهی اثرات مونسون که انتقال رطوبت یا نسیم از دریا به سمت خشکی است، شدت و جایگاهش تغییر می‌کند. امسال نسبت انتقال رطوبت به فلات ایران تا حدودی افزایش یافته و بارش‌های جنوب شرق کشور نسبت به شرایط نرمال قدری فراتر رفته است. این تفاوت مونسون امسال با سال‌های گذشته است.»
رئیس گروه توسعه هواشناسی کاربردی اداره کل هواشناسی یزد به ایرنا چنین توضیحی داده است: ناحیه اقیانوسی حاره‌ای، به ویژه دریای عرب، خلیج بنگال و اقیانوس هند مهمترین منبع دمایی و رطوبتی هستند که انرژی لازم برای ادامه گردش بزرگ مقیاس مونسون و فعالیت پیوسته آن روی شبه قاره هند را فراهم می‌کند. اگر سیستم مونسونی هند بسیار فعال بوده و رطوبت خیلی زیادی داشته باشد، به عرض‌های شمالی و غربی‌تر متمایل شده و در استان‌هایی مانند کرمان، هرمزگان، فارس، یزد و اصفهان نیز بارندگی رخ خواهد داد اما در مواقعی که رطوبت انتقالی کم باشد، در این نواحی با ایجاد ابرهای جوششی کم‌ضخامت‌تر، طوفان گرد و خاک و افزایش نسبی دما پدید می‌آید. به نظر می‌رسد با چاشنی گرمایش زمین و تغییر اقلیم، رفتار مونسون امسال به شکل تقریبا استثنایی تغییر کرده و موجب بارش‌های فراسنگین در قسمت‌های وسیعی از نیمه جنوبی کشور می‌شود. با توجه به خشکی بیش از حد زمین و نبود پوشش گیاهی مناسب در این مناطق، بارش های رگباری شدید می‌تواند منجر به جاری شدن روان‌آب و حتی سیلاب در برخی نقاط شود.
مونسون؛ مخرب یا نجات‌دهنده؟
در پاکستان 5 هفته بارش‌های موسمی شدید و مداوم و وقوع حوادث مرتبط با سیل تاکنون دست کم ۳۵۷ نفر را کشته و بیش از 400 نفر دیگر را زخمی و مصدوم کرده است. اما جدا از خسارت‌های جانی غیرقابل جبران، در شرایطی که زمین‌های تشنه درگیر خشکسالی‌های شدید و مداوم‌اند آیا می‌توان گفت، بارش‌های موسمی دست کم برای زمین نجات‌دهنده‌اند؟ رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی در پاسخ به این سوال که مونسون بیشتر مخرب است یا نجات‌بخش چنین توضیحی می‌دهد: «باران‌های موسمی برای خیلی از کشورها نجات‌دهنده است مثل هند و پاکستان. چنان که بخش عمده‌ای از آبی که این کشورها به‌طور سالانه برای کشاورزی نیاز دارند، از همین باران‌های موسمی دریافت می‌کنند. برای ما هم نعمت است. باران رحمت خداوند است. اما بخشی از مخرب بودن این باران‌ها و سیلاب‌ها به رفتار ما در محیط زیست کشور مرتبط است.» وظیفه ادامه می‌دهد: «ما مساحت رودخانه‌ها را اشغال کرده‌ایم، اطراف آنها را ویلاسازی کرده‌ایم، گذر آب را تنگ کرده‌ایم و رودخانه‌های طبیعی را به کانال تبدیل کرده‌ایم. اینها باعث می‌شود، در زمانی که شدت بارش‌ها زیاد است، آب‌ها دیگر در آن فضای تنگ جا نگیرند و وارد محیط شهری و روستایی شوند. از سوی دیگر بافت قوی خاک با چرای بی‌رویه دام و کشیدن جاده‌های بسیار زیاد در مراتع طبیعی و تغییر کاربری‌ها، از بین رفته و وضعیت طبیعی خاک را بر هم زده‌ایم. خاک تفتیده و خشک به راحتی گل‌آلود می‌شود و باران گل‌آلود هم کمتر به زمین نفوذ می‌کند و باعث چنین خسارت‌هایی می‌شود.»
چه خواهد شد؟
وظیفه به این باران‌ها خوش‌بین است. «پیش‌بینی‌های هواشناسی نشان می‌دهد این هفته که شرایط خوب است و انتقال رطوبت به خوبی صورت می‌گیرد و بارش‌هایی را پیش رو خواهیم داشت اما به نظر می‌رسد از هفته‌های آینده شدت بارش‌ها کمتر می‌شود.» به گفته او مونسون که از اواخر خرداد شروع شده، تا اواخر شهریور ادامه دارد و در همین زمان بیشترین بارش‌ها در شبه‌قاره هند صورت می‌گیرد. بعد که به آخر تابستان یا اوایل پاییز می‌رسیم مونسون قطع می‌شود و علتش این است که اختلاف دمای بین خشکی و اقیانوس کم‌کم ضعیف می‌شود و از بین می‌رود و مونسون فروکش می‌کند. وظیفه با اشاره به این موارد ادامه می‌دهد: «پس این باران‌های موسمی که تجربه می‌کنیم پدیده عجیبی نیست و کاملا طبیعی است.»
سرنوشت همسایه‌ها
صادق ضیائیان رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا درباره وضعیت بارندگی در کشورهای همسایه، به ایسنا گفته است که روز شنبه (۸ مردادماه) در پاکستان، شرق افغانستان به‌ویژه جنوب شرقی افغانستان و همچنین در کشورهای آذربایجان و ارمنستان و در قسمت غربی این دو کشور بارندگی پیش‌بینی می‌شود و همچنین بارش‌هایی در قطر، حوزه خلیج فارس، امارات متحده عربی و کشور عربستان شاهد خواهیم بود. روز یکشنبه (۹ مردادماه) هم بارش‌ها در کشور آذربایجان و ارمنستان ادامه دارد و در عربستان بارش‌ها تقویت می‌شود. همچنین بارش‌هایی در کشور امارات، شمال شرقی پاکستان و شرق کشور افغانستان پیش‌بینی می‌شود.

مردم جهان به گرانی مواد غذایی عادت کنند

تحلیل‌گران خوش‌بین می‌گویند سال 2023 نه تنها سال سختی برای خرید مواد غذایی نیست بلکه شرایط نسبت به 2022 بهبود پیدا می‌کند. با این حال در میانه جنگ اوکراین،‌ خشکسالی‌های گسترده و اثرات تغییر اقلیم بر جنگل‌ها و منابع آبی خوش‌بین بودن صرف قادر نیست ما را برای آینده آماده کند. در همین راستا با در نظر گرفتن فاکتورهایی که باعث گرانی مواد غذایی در سال 2022 شده است می‌توان چنین نتیجه گرفت در سال 2023 سال سخت‌تری را برای تهیه مواد غذایی تجربه می‌کنیم. «فایننشال تایمز» در گزارشی که «ایرنا» آن را به فارسی برگردانده تاکید کرده است «مردم جهان باید به گرانی مواد غذایی عادت کنند».

 

بر اساس این گزارش ترس از رکود اقتصادی، افزایش برداشت محصول در روسیه و امیدواری به ازسرگیری تجارت جهانی غلات باعث شده است قیمت مواد غذایی در بازار رو به کاهش بگذارد. اما این کاهش قیمت بدان معنا نیست که بحران غذایی جهان رفع شده است. تحلیلگران معتقدند همان عواملی که بازار جهانی غلات را به هم ریخته‌اند همچنان وجود دارند. جنگ اوکراین تنها یکی از چندین عاملی است که بر بازار سایه افکنده‌اند و می‌توانند برای سال‌ها نرخ بالای گرسنگی را به کره زمین تحمیل کنند.
جنگ اوکراین وقتی که شروع شد قیمت مواد غذایی تحت تأثیر عواملی مثل خشکسالی و مختل شدن زنجیره‌های عرضه رو به افزایش داشت. در کشورهای فقیرتر که کرونا باعث به هم ریختن اقتصاد شده است جنگ اوکراین، صرفاً عامل وخیم‌تر شدن اوضاع بوده است.
کری فولر، مأمور ویژه آمریکا در امور امنیت غذایی می‌گوید: آن چه بحران غذایی امروزی را با همه بحران‌های مشابه قبل متمایز می‌کند این است که عوامل و فاکتورهای متعددی موجد بحران کنونی بوده‌اند.
به گفته تحلیلگران در سال آینده شاهد ترکیب کامل این فاکتورها خواهیم بود. یک تحلیلگر گفت: من بیشتر از سال ۲۰۲۲ نگران اوضاع در سال ۲۰۲۳ هستم.
افزایش قیمت تولید به دنبال افزایش قیمت انرژی
بدون شک جنگ اوکراین تاثیر منفی شدیدی بر تولید جهانی غذا گذاشته است. در شرایطی که بنادر اوکراین بسته شده‌اند و مسیرهای جایگزین دیگری وجود ندارد صادرات غلات این کشور کاهش قابل ملاحظه‌ای یافته است. این کشور در ماه ژوئن کمتر از یک میلیون تن گندم، ذرت و جو صادر کرد که ۴۰ درصد پایین‌تر از صادرات همین ماه در سال ۲۰۲۱ بوده است.
برداشت محصول اوکراین در ماه جاری آغاز شده است و کشاورزان جایی برای انبار کردن محصولاتشان ندارند. اگر آن‌ها نتوانند محصولاتشان را به بازار جهانی عرضه کنند این موضوع بر تولید محصولات در سال ۲۰۲۳ تأثیر منفی می‌گذارد چرا که پولی برای خرید بذر و کود شیمیایی به دستشان نمی‌رسد. حتی ممکن است که آن‌ها در سال ۲۰۲۳ محصولی را کشت نکنند.
شاید بتوان گفت قیمت‌های بالای کالاها در بهار امسال کشاورزان در کشورهای دیگر را ترغیب کرده است محصول بیشتری بکارند. اما از سوی دیگر باید گفت به همان نسبت، افزایش هزینه‌های تولید، بسیاری از کشاورزان را برای کشت دلسرد کرده است به ویژه گرانی سوخت، کود شیمیایی و تجهیزات کشاورزی.
سیاستگذاران هشدار می‌دهند افزایش قیمت انرژی که انتظار می‌رود در زمستان بیش از پیش افزایش یابد بر تولید کودهای نیتروژنی تاثیر منفی گذاشته است. این کودها عامل مهمی در افزایش برداشت محصول هستند.
عارف حسین، اقتصاددان ارشد برنامه غذای سازمان ملل در این باره گفت: اگر ما مشکلات مربوط به تأمین مواد اولیه مثل کود شیمیایی را حل نکنیم بحران گرانی مواد غذایی به بحران فقدان مواد غذایی در سال آینده تبدیل می‌شود.
در حال حاضر نگرانی اصلی در مورد غذا مربوط به عرضه غلات به ویژه گندم و روغن‌های گیاهی بوده است که اوکراین یکی از صادرکنندگان بزرگ این محصولات است. اما برخی تحلیلگران همچنین نگران رشد قیمت برنج هستند که جایگاه مهمی در رژیم غذایی آسیایی‌ها دارد.
امروز مقادیر زیاد ذخایر برنج در کشورهای بزرگ تولیدکننده مثل هند، تایلند و ویتنام وجود دارد. اما اگر گرانی گندم مصرف برنج در این کشورها را افزایش دهد شاهد اعمال محدودیت‌های صادراتی از سوی دولت‌های آن‌ها خواهیم بود.
تنها حدود ۱۰ درصد از کل تولید جهانی غلات صادر می‌شود. بنابراین حتی اگر یک صادرکننده هم محدودیت‌های صادراتی وضع کند تاثیر زیادی بر روی قیمت‌های جهانی خواهد گذاشت.
در سال ۲۰۰۸ وضع محدودیت‌های صادراتی در هند و ویتنام به همراه وحشت خرید توسط واردکنندگان مثل فیلیپین باعث شد قیمت‌ها دو برابر شود.
تحلیلگر بانک سرمایه‌گذاری ژاپن گفت: ما از نزدیک قیمت برنج را دنبال می‌کنیم. اگر گرانی گندم باعث افزایش مصرف برنج شود، ذخایر برنج کاهش خواهد یافت، صادرکنندگان عمده محدودیت‌های صادراتی در این زمینه وضع می‌کنند و بنابراین شاهد رشد بیشتر قیمت برنج خواهیم بود. کمبود احتمالی کود شیمیایی برای تولید برنج در آسیا نیز موضوع نگرانی دیگر است.
از مدت‌ها پیش از جنگ اوکراین، ناامنی غذایی در جهان بسیار گسترده شده بود. به دلیل شیوع کرونا، خشکسالی ها و درگیری‌های منطقه‌ای در سال ۲۰۲۱ بالغ بر ۷۷۰ میلیون نفر گرسنه شدند که بالاترین رقم از سال ۲۰۰۶ است.
فائو پیش‌بینی کرده است در اثر جنگ اوکراین تعداد افرادی که سوءتغذیه دارند طی امسال ۱۳ میلیون نفر و در سال آینده ۱۷ میلیون نفر افزایش یابد. بر اساس آمار بانک جهانی با هر یک درصد افزایش قیمت مواد غذایی ۱۰ میلیون نفر دچار فقر شدید می‌شوند.
خطر قحطی در آفریقا
در سراسر خاورمیانه، آفریقا و آسیای مرکزی مصرف مواد غذایی بالاتر از تولید غذا در این مناطق است. کشورهایی در این مناطق هستند که بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر رشد قیمت مواد غذایی دارند. بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه علاوه بر افزایش قیمت مواد غذایی با کاهش ارزش پول ملی خود نیز مواجه هستند و فشار مضاعفی را در این زمینه متحمل شده‌اند. مصر مجبور شده است به دریافت کمک از صندوق بین‌المللی پول روی بیاورد. تورم در ترکیه به ۸۰ درصد رسیده است. لبنان نیز یکی از بدترین بحران‌های خود طی ۱۰۰ سال گذشته را تجربه می‌کند.
حتی کشورهایی که از روسیه و اوکراین غله نمی‌خرند اما وارد کننده عمده مواد غذایی هستند هزینه‌های زیادی را متحمل شده‌اند. قیمت نان، پاستا و روغن خوراکی با بالاترین سرعت افزایش یافته است. یک قرص نان در بلغارستان در ماه ژوئن ۵۰ درصد گران‌تر نسبت به ماه مشابه سال قبل شده است. روغن خوراکی در اسپانیا دو برابر گران‌تر از سال گذشته است و قیمت شکر در پرتغال ۴۰ درصد افزایش داشته است.
در کشورهای کم‌درآمد که غذا بخش مهمی از هزینه‌های خانوار را تشکیل می‌دهد تحمل قیمت‌های بالای مواد غذایی بسیار سخت‌تر است. در مصر مواد غذایی بیش از یک‌سوم هزینه‌های خانوار را تشکیل می‌دهد. قیمت مواد غذایی در این کشور ۲۴ درصد رشد داشته است. در اتیوپی که سهم مواد غذایی در هزینه‌های خانوار بیشتر است تورم غذا به ۳۸ درصد رسیده است.
گیلبرت هونگبو، رئیس صندوق توسعه کشاورزی سازمان ملل می‌گوید به ویژه خطر بروز قحطی در آفریقا در سال آینده وجود دارد. قحطی می‌تواند منجر به شورش‌های اجتماعی و مهاجرت گسترده اقتصادی شود.
سال‌های بحرانی در پیش است
تمام تحلیلگران معتقد نیستند که بحران کنونی عمیق‌تر می‌شود. مورگان استنلی اوایل ماه جاری گزارشی خوش‌بینانه در مورد آینده قیمت مواد غذایی منتشر کرد که گفته بود افزایش قیمت‌ها در سال ۲۰۲۳ کمتر از امسال خواهد بود. بر اساس پیش‌بینی این گزارش افزایش تولید غلات باعث تعدیل قیمت‌ها در این سال خواهد شد.
در عین حال اگرچه برخی تجار بین‌المللی امیدوارند با بازگشایی دریای سیاه غلات اوکراین به بازار راه یابد و نوعی آتش‌بس غیراعلامی برقرار شود اما همچنان ابهاماتی در مورد اهداف روسیه وجود دارد. حملات روسیه به بنادر اوکراین ادامه دارد.
حتی اگر جنگ اوکراین فردا پایان یابد زیرساخت‌های کشاورزی و بندری اوکراین نیاز به بازسازی دارد. شاید کشاورزان اوکراینی نتوانند یا نخواهند که سر زمین‌های خود حاضر شوند.
بسیاری از مقامات و تحلیلگران غربی انتظار دارند در اثر عواملی مثل جنگ اوکراین، خشکسالی، کرونا و سایر درگیری‌های منطقه‌ای بحران کنونی غذا در جهان سال‌ها طول بکشد. هر یک از این عوامل که باعث گرانی غذا شده است می‌تواند ادامه پیدا کند.
کشورهایی که به واردات از اوکراین وابسته بوده‌اند اکنون سعی می‌کنند به منابع وارداتی خود تنوع ببخشند و این کار، گرانی مواد غذایی را تداوم خواهد بخشید. وضعیت مشابهی نیز در مورد انرژی رخ خواهد داد. تصویر کلی حاکم بر بازار جهانی مواد غذایی از کاهش عرضه و افزایش قیمت‌ها حکایت دارد بدون هرگونه احتمالی که از توقف این روند در آینده نزدیک خبر دهد.
اقتصاددان‌ها می‌گویند مصرف‌کنندگان باید به قیمت‌های بالای مواد غذایی عادت کنند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند قیمت مواد غذایی در سطوح بالای تاریخی خود باقی بماند چرا که شاهد کاهش کاشت و برداشت در مزارع طی سال‌های اخیر بوده‌ایم.
جنگ اوکراین همچنین نظام تجارت جهانی را به هم ریخته است؛ نظامی که کالاهای ارزان از جمله مواد غذایی را در سراسر نقاط جهان توزیع می‌کرد. آن نظام تجارت جهانی که همه نوع غذا را در اختیار ما می‌گذاشت به این زودی‌ها به شرایط عادی بازنخواهد گشت. این به معنای گرانی بیشتر مواد غذایی و کود شیمیایی، و بازآرایی وابستگی‌های تجاری با تمرکز بر زنجیره‌های عرضه منطقه‌ای خواهد بود.

رای ممتنع ایران به قطعنامه محیط زیستی

مجمع عمومی سازمان ملل حق برخورداری از محیط زیست پاک را به‌عنوان بخشی از حقوق بشر به رسمیت شناخت. اقدامی تاریخی که مهرماه سال گذشته پیرو تصویب این قطعنامه در شورای حقوق بشر سازمان ملل، از سوی این شورا به مجمع عمومی ارائه شد و بالاخره دیروز در حالی با رای قاطع اعضا و بدون حتی یک رای مخالف به تصویب رسید که از ۱۶۹ عضو صاحب حق رای در این مجمع، ۱۶۱ کشور به آن رای مثبت داده و ۸ کشور نیز رای ممتنع دادند. آن‌چه اما دیروز در جریان تصویب این قطعنامه مهم مورد توجه ناظران در ایران قرار گرفت، رای دولت جمهوری اسلامی به آن بود. آنجا که ایران کنار ۷ کشور دیگر به این قطعنامه مهم رای ممتنع داد؛ آن هم در شرایطی که به باور برخی ناظران، آن‌چه کنار دلایل گوناگون، چند ساعت بارش موسمی در نقاطی از کشور را به سیلی خانمان‌برانداز و تخریب‌گر تبدیل کرد، کم‌کاری و کم‌توجهی مسئولان به مسائل محیط‌زیستی در ایران بود.
در چنین شرایطی رای ممتنع ایران به یک قطعنامه مهم محیط‌زیستی در مجمع عمومی سازمان ملل، بار دیگر انتقادهایی را نسبت به دولت و سازمان حفاظت محیط زیست برانگیخته است. انتقادهایی که به‌خصوص وقتی شدت گرفتند که با اعلام خبر تصویب این قطعنامه روشن شد که اکثریت قاطع اعضای مجمع عمومی سازمان ملل به این قطعنامه رای مثبت داده‌اند. قطعنامه‌ای که در حالی بدون حتی یک رای منفی به تصویب رسید که ۸ کشور روسیه، سوریه، چین، بلاروس، کامبوج، اتیوپی، قرقیزستان و البته جمهوری اسلامی ایران به آن رای ممتنع داده و از همراهی تام و تمام با آن خودداری کردند. ایران اما در حالی در این فهرست کنار ۷ کشور دیگری که به قطعنامه اخیر رای ممتنع داده‌اند، قرار گرفته که اغلب اعضای این فهرست را کشورهایی تشکیل می‌دهند که این روزها در اتحادی نانوشته و غیررسمی در موضوعات مختلف، هم‌بسته و همراهند. اتحادی که به‌خصوص پیرو لشکرکشی ارتش روسیه به خاک همسایه غربی خود و بالا گرفتن بحران در اوکراین، با محوریت روسیه و چین و با همراهی کشورهایی چون جمهوری اسلامی و بلاروس مقابل اتحادیه اروپا، بریتانیا، ایالات متحده و در یک کلام کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو صف‌آرایی کرده‌اند.
فارغ از این معادلات و مناسبات دیپلماتیک و آن‌چه روابط سیاسی کشورها را سامان می‌دهد اما آن‌چه حالا سازمان ملل متحد در نشست اخیر مجمع عمومی به تصویب رساند، تاکیدی است بر حق زیستن در «محیط سالم، پایدار و پاک» به‌عنوان یک «حق بنیادی بشری» برای تمامی انسان‌ها. مصوبه‌ای تاریخی که دبیرکل سازمان ملل متحد آن را «نقطه عطفی» در همکاری محیط‌زیستی کشورها و تعهداتی خوانده که هر یک دولت‌های عضو این سازمان نسبت‌به محیط زیست و حق نسل‌های آینده بشر برای زندگی روی این کره خاکی دارند. تا آن‌جا که آنتونیو گوترش در اظهاراتی، تصویب قطعنامه اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد را نشانه آمادگی جامعه جهانی برای مواجهه مشترک با بحران سه‌گانه «تغییرات اقلیمی، آلودگی و از دست رفتن تنوع زیستی» خوانده و گفته است: «این قطعنامه به کاهش بی‌عدالتی‌های ‌محیط زیستی، بستن شکاف‌های حفاظتی و توانمندسازی مردم، خصوصا کسانی چون کنشگران، زنان، جوانان، کودکان و افراد بومی که در موقعیت‌های آسیب‌پذیر قرار دارند، کمک شایانی می‌کند.»
همزمان در حالی که صدور این قطعنامه، طبعا به‌منزله موفقیت عملی و مسئولیت‌پذیری قطعی دولت‌ها نیست، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل با تاکید بر این‌که «صرف تایید حق داشتن محیط‌زیست سالم به هیچ عنوان کفایت نمی‌کند»، گفته این مصوبات وقتی الزام‌آور و موثر خواهد بود و این «الزام‌ها وقتی به بار می‌نشیند» که کشورها ضمن «پایبندی به تعهدات بین‌المللی» خود، تلاش در این راستا را افزایش دهند. میشل باچله که بر این اساس دولت‌ها و صنایع را به جبران مافات فراخواند، همچنین ارتباط انکارناپذیر وجوه مختلف حقوق بشر با سلامت محیط زیست تاکید کرد و گفت: «هرکس حق دارد بدون مسموم کردن بدن خود نفس بکشد، بخورد، بنوشد و بدون ترس از خطرات فروپاشی اکوسیستم و فجایع آب و هوایی زندگی کند.» باچله که مقطع کنونی را بزنگاهی تاریخی برای «پاسخگویی دولت‌ها و شرکت‌ها در قبال آسیب‌های محیط زیستی» خوانده، همچنین گفته که اکنون زمان آن فرا رسیده که از حقوق کسانی که بیش از همه از تخریب طبیعت و محیط زندگی متضرر شده‌اند، حمایت شود.
حال در شرایطی این قطعنامه به تصویب رسیده که اگرچه مفاد آن همچون اغلب موارد مشابه برای کشورهای عضو «غیر الزام‌آور» است، اما به هر تفسیر این قطعنامه «حق دسترسی بشر به محیط‌زیست پاک، سلامت و پایدار را به رسمیت می‌شناسد.» قطعنامه‌ای که پیش‌نویس آن مهرماه سال گذشته و به فاصله چند هفته پیش از برگزاری اجلاس مهم تغییرات آب و هوایی در گلاسکو به تصویب شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد رسید تا برای تصویب نهایی به مجمع عمومی این سازمان ارائه شود. این در حالی بود که متن پیش‌نویس اولیه که مهرماه ۱۴۰۰ با ۴۳ رای موافق و ۴ رای ممتنع به تصویب شورای حقوق بشر سازمان ملل رسید، از سوی کاستاریکا، مالدیو، مراکش، اسلوونی و سوئیس ارائه شده بود و جالب آن‌که در آن مقطع نیز روسیه و چین کنار هند و ژاپن به آن در شورای حقوق بشر سازمان ملل رای ممتنع داده بودند. قطعنامه‌ای که کنار تاکیدِ بند نخست آن بر «داشتن یک محیط امن، پاک، سالم و پایدار به‌عنوان یک حق انسانی»، در بند دوم نیز بر مطابقت این حق مهم بشری با «سایر حقوق به‌رسمیت شناخته‌شده در قوانین بین‌المللی» تاکید شده است. این در حالی است که به‌موجب بند سوم این قطعنامه «از کشورها خواسته شده به‌منظور انجام تعهدات حقوق بشری خود، برای محافظت از محیط ‌زیست ظرفیت‌سازی کرده و با سایر کشورها و همچنین نهادهای سازمان ملل متحد و سایر سازمان‌ها و برنامه‌های مربوطه همکاری کنند.» در این بند همچنین از کشورها خواسته شده که «شیوه‌های مطلوب از جمله تبادل دانش و ایده، هم‌افزایی برای حمایت از حقوق بشر و حفاظت از محیط ‌زیست در راستای برخورداری از محیطی امن، پاک، سالم و پایدار را به اشتراک گذارند.» بند سوم این قطعنامه همچنین از کشورها می‌خواهد سیاست‌های لازم برای بهره‌مندی از حق داشتن محیطی امن، پاک، سالم و پایدار، از جمله تنوع زیستی و اکوسیستم‌ها را به‌کار گیرند و به پایبندی نسبت‌به تعهدات حقوق بشری خود در رابطه با برخورداری از محیطی امن، پاک، سالم و پایدار ادامه دهند؛ تعهداتی که در راستای پیگیری و اجرای اهداف توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفته است.

افزایش ۵ درصدی ورودی آب به سدها

سخنگوی صنعت آب با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۴۷ درصد ظرفیت مخازن سدهای کشور پُر است، گفت: شاهد افزایش ذخیره آب در مخازن سد‌ها در استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان بخاطر بارش‌های اخیر هستیم.
به گزارش تسنیم، فیروز قاسم‌زاده، سخنگوی صنعت آب بیان کرد: بارش‌هایی که از طریق سامانه بارشی کشور در جنوب کشور اتفاق افتاد، در جنوب شرق کشور شامل استان‌های هرمزگان، سیستان و بلوچستان و بخش‌های از استان‌های کرمان و فارس باعث تغذیه برخی سد‌ها شده است.
او افزود: حدود 65 میلیون متر مکعب در مخازن سد‌ها در استان سیستان و بلوچستان ذخیره‌سازی شده است و در استان هرمزگان هم پیش‌بینی می‌کنیم نهایتا حجم مخازن سد‌ها نسبت به روز شروع سامانه حدود 20 میلیون متر مکعب رشد داشته باشد و امیدواریم با ادامه این بارش‌ها در استان خوزستان هم شاهد افزایش مخازن باشیم.
قاسم‌زاده درباره آخرین وضعیت سد‌های کشور هم گفت: ورودی به سد‌های کل کشور از ابتدای سال آبی تا الان حدود 28.8 میلیارد متر مکعب بوده که نسبت به سال گذشته 4 الی 5 درصد رشد نشان می‌دهد و در مجموع، مخازن سد‌ها حدود 47 درصد پرشدگی دارد.
او افزود: پیش‌بینی می‌شود بارش‌ها در بخش‌های عمده دامنه غربی زاگرس، دامنه جنوبی البرز و فلات مرکزی تداوم داشته باشد.
سخنگوی صنعت آب با بیان اینکه بارش‌های مونسون اواخر خرداد از سمت اقیانوس هند با عدم تعادل حرارتی شروع در آسیا فعال می‌شوند و با چند هفته تاخیر از نیمه دوم تیر ماه ایران را نیز فرا می‌گیرد، گفت: باران‌های مونسونی هر تابستان تقریبا به صورت کمیابی در جنوب شرق کشور فعال هستند که امسال نسبت به دهه اخیر با شدت بسیار بیشتر است که پس از پایان این سامانه و فروکش کردن آن، تحلیل‌های لازم انجام می‌گیرد.
قاسم‌زاده بیان کرد: بارش‌های موسمی یا بارش‌های مونسون هند که از جنوب شرق کشور وارد کشور می‌شوند معمولا سامانه بسیار ناپایدار هستند به این معنی که کانون بارش‌ها به شدت متغیر هستند و در پیش‌بینی‌ها هم عدم قطعیت بسیار بالای وجود دارد که همین امر باعث شده در سطح وزارت نیرو برای اینکه بتوانیم از نظر ایمنی‌ساز‌ها و هشدار که به مردم صادر کنیم تمهیداتی لازم اندیشیده شود.
او ادامه داد: در همین راستا ستاد فرماندهی سیل در وزارت نیرو جلسه‌های­ متعددی در هفته‌های اخیر برگزار کرده و سامانه بروزرسانی، موارد پیگیری و رصد می‌شوند و تا الان نیز هشدار‌های لازم به استان‌های درگیر این موضوع به ویژه در آن‌های که شدت بارش‌ها بالا و احتمال سیلاب بالاست صادر شده و در همان استان‌ها با محوریت استانداران محترم، جلسه مدیریت بحران استان فعال شده است.

گرمایی که رکوردها را در انگلیس شکست

بر اساس نتایج مطالعه جدیدی که روز پنج‌شنبه منتشر شد، موج گرمای بی‌سابقه و ثبت رکورد افزایش دمای ۴۰ درجه سانتیگراد برای بریتانیا؛ کشوری که به تابستان‌های سوزان عادت ندارد، بدون تأثیر تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های انسانی «بسیار بعید» بود.
به گزارش ایسنا، گروهی از دانشمندان و کارشناسان برجسته مطالعات آب و هوایی که گرمای بی‌سابقه این ماه در سراسر بریتانیا را بررسی می‌کنند در یک تحقیق تازه به این نتیجه رسیده‌اند که افزایش دمای بی‌سابقه در این منطقه، پیامد مستقیم تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های بشر بوده است.
این کارشناسان مدل‌های پیچیده آب و هوایی را برای تعیین میزان تشدید انتشار گازهای گلخانه‌ای و تاثیر آن بر موج گرما بررسی کرده‌اند.
بنابر گزارش شبکه خبری بی بی سی، آنها می‌گویند که بدون تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت انسان، افزایش دمای هوا به رکورد ۴۰ درجه سانتیگراد نمی‌رسید بلکه حتی تا ۴ درجه سردتر می‌شد.
فریدریک اِتو، دانشمند آب و هوایی در کالج امپریال لندن و یکی از نویسندگان این گزارش، گفت: امروز این یک رویداد طبیعی نادر است و بدون تغییرات اقلیمی، وقوع چنین موج گرمایی در این منطقه بسیار بعید بود.

ماجرای پر فراز و نشیب پروژه احیای ببر در ایران

یک کارشناس ارشد تنوع زیستی احیای جمعیت ببر را داری اهمیت بسیاری دانست که علاوه بر ذخیره بانک ژنی از آنها باعث کمک به شبه جزیره میانکاله نیز می‌شود.
به گزارش ایسنا، به گفته فعالان حفاظت محیط زیست، تعداد ببرها در طبیعت به ۵۵۷۸ رسیده است، اگرچه آنها همچنان یک گونه در معرض خطر انقراض هستند. اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) اعلام کرده این جهش در آمار ببرهای موجود در طبیعت به دلیل بهبود نظارت است و این تصور وجود دارد جمعیت آنها ثابت یا در حال افزایش است.
به گزارش روزنامه گاردین، تخمین زده می‌شود که بین ۳۷۲۶ تا ۵۵۷۸ ببر در طبیعت وجود دارد که ۴۰ درصد بیشتر از آخرین ارزیابی انجام شده در سال ۲۰۱۵ است. به جهت اهمیت ببر در حیات وحش ۷ مرداد ( ۲۹ ژوئیه) را روز جهانی ببر نامگذاری کرده‌اند.ایران نیز در گذشته زیستگاه ببر مازندران بود ولی این گونه منقرض شد اما در سال‌های بعد تلاش برای وارد کردن ببر به ایران و احیای آن در کشورمان صورت گرفت. مهدی نبی‌یان درباره واردات ببر با هدف تکثیر در اسارت به ایسنا گفت: این موضوع هیچ وقت به صورت مشخص در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست نبوده است. او به توضیح هدف طرح احیای ببر در ایران پرداخت و گفت: قرار بود زمانی که ببرهای سیبری وارد ایران شدند محدوده‌ای به وسعت ۱۰۰ هکتار را در شبه جزیره میانکاله فنس‌کشی و منطقه‌ای را به عنوان یک محدوده نگهداری در اسارت برای ببرها ایجاد کنند. ببرها تولیدمثل بسیار خوبی نسبت به دیگر گربه‌سانان دارند و با این روش می‌توانستیم جمعیت پایداری از ببر سیبری را در میانکاله داشته باشیم.این کارشناس تنوع زیستی حفظ بانک ژنی با استفاده از روش تکثیر در اسارت را دارای اهمیت دانست که می‌توانیم با استفاده از این امکان در آینده جمعیت گونه مورد نظر را در زیستگاه خود احیا کنیم.

خسارت سیل نتیجه دستکاری در بستر وحریم رودخانه‌ها

هنوز یک هفته از وقوع سیل در رودخانه «رودبال» استهبان و قربانی شدن ۲۲ نفر در پی آن نگذشته بود که سیل در شمال پایتخت در امام‌زاده داوود و فیروزکوه دستکم موجب مرگ ۳۴ هم‌وطنمان و ناپدید شدن ۲۰ تن دیگر شده است. این در حالی است که با وقوع سیلاب‌های استهبان و مطرح شده پدیده مونسون در جنوب‌شرقی ایران هشدارها جدی‌تر شد تا آنجا که رسانه‌ها ۲ سیل پرتلفات ایران که در ۴ مرداد ۱۳۶۶ و ۲۰ مرداد۱۳۸۰ روی داده بود را یادآوری کردند. اما این یادآوری سبب نشد تلفاتی ندهیم.

 

۱۰۰ شهر و ۳۰۰ روستای ایران در نخستین هفته مرداد ۱۴۰۱ با سیلاب دست و پنجه نرم می‌کنند و این در حالی است که پیشتر در تیرماه و براساس اعلام وزارت نیرو خبر از آن مطرح شده بود که تا پایان تابستان ممکن است شرایط تنش آبی به حدود 600 شهر کشور تعمیم پیدا کند. عددی که نسبت به سال گذشته، بیش از 350 شهر افزایش نشان داده است.
سیل بار دیگر فقدان اطلاع‌رسانی مؤثر و منسجم در بحران را هویدا کرد زیرا با وجود اعلام هشدارهای سازمان هواشناسی کشور وزارت کشور روز بعد از وقوع سیل در امام‌زاده داوود پیامی با این مضمون ارسال کرد:«پیرو هشدار سطح نارنجی اداره کل هواشناسی استان تهران برای تاریخ پنجم مرداد ماه 1401 مبنی بر احتمال بالا آمدن سطح رودخانه‌ها، آب‌گرفتگی معابر و جاری شدن روان آب در مسیل‌ها و احتمال برخورد صاعقه، از شهروندان محترم درخواست می‌شود از هرگونه توقف در بستر و حاشیه رودخانه‌ها و مسیل‌ها اکیدا خودداری کنند.» همچنین روز پنج‌شنبه جمعیت هلال‌احمر نیز پیامکی به این مضمون برای مخاطبان ارسال کرد: « هشدار: هموطن گرامی با توجه به پیش‌بینی وقوع بارش‌های رگباری تا روز دوشنبه ۱۰ مرداد ماه، لطفا ضمن رعایت نکات ایمنی و توجه به هشدارهای صادره، از حضور و قرار گرفتن در حریم رودخانه‌ها مسیل‌ها و نقاط کوهستانی پرهیز فرمایید.‌/ جمعیت هلال احمر ج.ا.ا». این دو پیام را مخاطبان پس از وقوع سیل امامزاده داوود دریافت کردند.

یکی از مهمترین نکاتی که در گزارش ملی سیلاب‌ها به آن اشاره شده حفره‌های حقوقی و نامشخص بودن مسئولیت نهادهای اجرایی مختلف است. به ویژه آنکه در ایران عموما رفتارها جزیره‌جزیره است و دولت هنوز نتوانسته هماهنگی و مدیریت همسو ایجاد کند

گرچه خبرگزاری تسنیم تعداد تلفات سیل در ۴ استان کشور را ۲۷ نفر کشته و ۲۷ مفقودی اعلام کردند اما مشخص نیست دقیقاً تلفات سیل چه تعداد بوده است. تلفات سیل در امام‌زاده داوود ۷ کشته و ۱۴ مفقودی اعلام شد. در همین حال آتش‌نشانی تهران جسد ۳ نفر را در پایین‌دست رودخانه کن در گل و لای کشف کرد. از سوی دیگر در سیل فیروزکوه نیز اعلام شد که ۱۰ نفر کشته و ۱۶ تن مفقود شده‌اند. در چالوس هم دست‌کم ۳ نفر بر اثر وقوع سیل جان باخته‌اند. با این حال براساس گزارش ایسنا مهدی ولی‌پور، رئیس سازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر دیروز از افزایش شمار جانباختگان سیل در سراسر کشور به ۳۴ تن خبر داد و گفت که حدود ۲۰ نفر نیز همچنان مفقودند که جستجو برای یافتن آنها ادامه دارد. رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر درباره خدمات امدادی ارائه شده از سوی این سازمان از ابتدای مرداد ماه تا به این لحظه بیان کرد: در مجموع در ۶۲ شهرستان از ۱۷ استان کشور شامل سیستان و بلوچستان، تهران، فارس، کرمان، هرمزگان، قم، سمنان، مازندران، یزد، آذربایجان شرقی، خراسان جنوبی، گلستان، اصفهان، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و مرکزی عملیات‌های امداد و نجات مربوط به سیل و آبگرفتگی به اجرا در آمد.
وقتی غریب آشنا می‌خروشد
سیل در ایران را می‌توان «غریب آشنا» نام نهاد. غریب است چون مردم به درستی آن را نمی‌شناسند و در عین حال آشناست زیرا اقلیم و موقعیت جغرافیایی ایران سیل‌خیز است و عموما در تابستان‌ها به دلیل پدیده مونسون که از اقیانوس آرام شکل می‌گیرد سامانه‌های مرطوب به سمت جنوب‌شرقی ایران راهی می‌شوند و در این مسیر از خلیج‌فارس هم تأثیر می‌گیرند و در نهایت حال و هوای ایران در تابستان‌های گرم و خشک را حال و هوای عجیبی می‌دهند. بارش‌های سیل‌آسا در زمانی که اصلاً انتظارش را نداریم غافلگیرمان می‌کند. این وضع پرسشی را به وجود می‌آورد که چرا ما هنوز خودمان را با این «غریب آشنا» تطبیق نداده‌ایم و همچنان غافلگیرش می‌شویم. در همه دهه‌های اخیر، مرداد در ایران همراه با سیل بوده است که پیشتر در گزارش «درس‌آموخته‌های سیلاب فراموش شد» در ۵ مرداد ۱۴۰۱ در «پیام‌ما» به آن اشاره کردیم. سیل تجریش با ۳۰۰ کشته و سیل گلستان با بیش از ۴۰۰ کشته هر دو در مرداد روی داده‌ بودند. سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان هر سال در تابستان منتظر وزیدن بادهای مونسون و در پی آن بارش‌های تابستانه هستند. اما عجیب است که ما بی‌توجه به این روند مستمر طبیعت هنوز نتوانسته‌ایم در ذهنمان نکاتی چون «بارش‌های موسمی تابستانه» و «حریم رودخانه» را جا بیندازیم و مدیران شهری سال‌هاست ساخت و ساز در حریم رودخانه‌ها را نادیده‌گرفته‌اند. آنچه در نخستین ساعات بامداد ۶ مرداد برای امام‌زاده داوود در تهران روی داد یادآور سیلی است که در پنجمین روز بهار ۱۳۹۸ در شیراز ۲۱ قربانی گرفت. مسیر سیل دستخوش ساخت و ساز شده بود. سیل ۱۳۹۸ علاوه بر شیراز در استان‌های گلستان، لرستان و خوزستان وسعت بسیاری به خود گرفت و موجب شد تیمی علمی آن را بررسی کند و در نهایت منجر به تهیه «گزارش ملی سیلاب» شد. گزارشی که بالغ بر ۷ هزار و ۶۰۰ صفحه در ۱۵ سرفصل به بررسی چرایی وقوع سیل پرداخته بود. اینک که دست‌کم ۳ سال از زمان وقوع آن سیل سپری شده است به نظر می‌رسد هنوز ما آنچه در شیراز روی داد را مایه درس عبرت قرار نداده‌ایم. گزارش ملی سیلاب به شکلی خلاصه در کتابی منتشر و در اختیار مدیران نهادهای مختلف قرار گرفت. اما گویا نه تنها آن کتاب را هیچ مدیری نخوانده است که حتی با بر سر کار آمده دولت سیزدهم وزیر نیروی جدید مرکز امور اجتماعی آب و انرژی که این کتاب را گردآوری کرده بود، منحل کرد. حالا اظهارنظر مدیرکل دفتر مخاطرات زیست محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی نشانه‌ای است از بی‌توجهی‌ به تاکیداتی که کارگروه مهندسی رودخانه در گزارش ملی سیلاب در مورد وقوع سیل کرده بود. «رضا شهبازی» مدیرکل دفتر مخاطرات زیست‌ محیطی و مهندسی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌ معدنی کشور با اشاره به بازدید میدانی از منطقه سیل‌زده امامزاده داود، گفت: عدم رعایت حریم آبراهه‌ و تخریب کانال انتقال آب موجب شد تا در این رخداد آسیب‌های زیادی وارد شود ضمن آنکه در این مطالعات اولیه ما زمین‌ لغزشی مشاهده نکردم بلکه رسوباتی بوده که به همراه آب ناشی از بارندگی به پایین دست منتقل شده است.
او همچنین تأکید کرده است‌: در این منطقه پوشش گیاهی مناسبی برای جذب آب وجود ندارد.شهبازی به جزئیات تخریب‌های وارد شده به امامزاده اشاره کرد و با بیان اینکه تخریب‌ها بیشتر به صحن امامزاده داود و پیرامون آن بوده است، گفت: این مناطق مناطقی هستند که باید به عنوان آبراهه حریم آن رعایت شود و آب در آن جریان داشته باشد.
او با بیان اینکه با گسترش صحن امامزاده داود، این محوطه در مسیر آبراهه قرار گرفته است، افزود: همه حجم آبی که از بالا دست وارد این منطقه می‌شود از طریق کانالی است که از گوشه صحن، آب را به پایین دست تخلیه می‌کند ولی این کانال ظرفیت کافی برای تخلیه این حجم از آب را نداشته است در نتیجه سرپوش این کانال به دلیل فشاری که سیلاب به آن وارد کرده است، تخریب و موجب شد آب ناشی از بارندگی به همراه گِل و لای و رسوبات همراه آن از طریق صحن شمالی به محوطه اصلی صحن و به صحن جنوبی حرم این امامزاده سَرریز شود. سیل بعد در نهایت وارد دره پایین دست رودخانه شده است.
درسی که از سیل شیراز نگرفتیم
گزارش کارگروه مهندسی رودخانه یکی از ۱۵ کارگروه گزارش ملی سیلاب در تحلیل خود از سیل سال ۱۳۹۸ درباره آنچه در شیراز روی داده آورده است :«محدوده چهارراه هفت‌تنان و کوچه ۳۴ هفت‌تنان و خیابان سما از قدیم به نام سیل‌آباد شناخته می‌شده‌است. عکس هوایی سال ۱۳۴۴ نشان می‌دهد که در محدوده مسیل دروازه‌قرآن ساخت و ساز محدوده وجود داشته است. هم‌اکنون کل این منطقه با آپارتمان‌های چند طبقه پوشیده شده است. البته در محدوده سیل‌آباد عمق آبراهه بسیار کوچکتر از عمق دره دروازه قرآن بوده است اما به علت وجود سیل‌دشت غیرمسکونی خسارت سیل محدود بوده است.»
در بخش دیگری از گزارش ملی سیلاب‌ درباره سیل شیراز آمده است: «در طراحی و اجرای لوله تخلیه و مخزن تخلیه و مخزن تاخیری بالای آن ملاحظات فنی در نظر گرفته نشده است. در‌واقع پیش‌بینی مدیریت سیلاب با دوره بازگشت‌های بزرگ انجام نشده بود».
رودخانه‌ها مرتب مورد تعرض قرار می‌گیرند
گزارش ملی سیلاب در مورد وضعیت سیل ۱۳۹۸ در خوزستان در حوضه آبریز رودخانه کرخه تأکید کرده است: «به دلیل خشکسالی‌های طولانی سال‌های قبل و نیز ساخت سد مخزنی کرخه، کشاورزان به تدریج اراضی بستر رودخانه را تصرف کردند و علاوه بر کشت انواع محصولات کشاورزی تاسیساتی همچون استخرهای پرورش ماهی نیز ایجاد کردند. این روند که دور از دید ناظران حافظان بستر رودخانه در ۱۰ سال گذشته انجام گرفته باعث شده بود که عملاً بستر شاخه‌های از رودخانه هوفل و نیسان در پایین دست کاملاً تصرف شودو عملاً مسیر عبور جریان بسته شود. به طوری که با رهاشدن جریان در حدود ۳۵۰ مترمکعب بر ثانیه در بهمن ۱۳۹۷ عبور آب در این شاخه‌ها غیرممکن بود و موجب خساراتی هم شد.» کارگروه مهندسی رودخانه در گزارش تحلیلی خود از سیل ۱۳۹۸ درباره کرخه همچنین افزوده است: علاوه بر تصرفات زیادی که در بستر و حریم رودخانه کرخه توسط کشاورزان انجام شده است، تصرفاتی هم توسط نهادهای دولتی برای احداث راه، کانال خطوط انتقال، تبدیل به پارک، ساخت واحدهای مسکونی و نظایر آن انجام شده است». گزارش ملی سیلاب در مورد استان لرستان و تعرض به رودخانه‌ها تأکید کرده:«عدم توجه به حریم و بستر رودخانه توسط روستاییان و گاه شهرنشینان هر ساله باعث وارد شدن خسارت زیادی در استان لرستان می‌شود. سهولت اجرای عملیات ساختمانی در نواحی مسطح مجاور رودخانه و همچنین دسترسی آسان به آب، برای مقاصد و مصارف مختلف سبب شده تا پیشروی به سمت رودخانه و احداث و تأسیسات و اماکن مسکونی و تجاری در حریم و حتی در بستر رودخانه کسکان یکی از عوامل سیل‌گیری شهر پلدختر و معمولاً و روستاهای تابعه آن‌ها باشد.» تهیه‌کنندگان گزارش ملی سیلاب در بخش مهندسی رودخانه همچنین تصریح کرده‌اند: در جوامع شهری و روستایی به طور کلی حریم رودخانه‌ها رعایت نشده است. مسیر طبیعی آبراهه‌ها مسدود، تغییر کاربری یا انحراف داده شده است. ضوابط هیدرولیکی در طراحی شبکه جمع‌آوری روان‌آب‌های سطحی داخل شهرها رعایت نمی‌شود. این مسائل خسارات ناشی از سیلاب را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.»
7 خلاء حقوقی در دست‌اندازی به رودخانه‌ها
یکی از مهمترین نکاتی که در گزارش ملی سیلاب‌ها به آن اشاره شده حفره‌های حقوقی و نامشخص بودن مسئولیت نهادهای اجرایی مختلف است. به ویژه آنکه در ایران عموما رفتارها جزیره‌جزیره است و دولت هنوز نتوانسته هماهنگی و مدیریت همسو ایجاد کند. کارگروه مهندسی رودخانه در گزارش تحلیل خود در آسیب‌شناسی بروز سیل ۱۳۹۸ در ایران تأکید کرده است: مشخص نیست موضوع رعایت حد بستر و حریم رودخانه‌ها در محدوده شهرها دقیقاً بر عهده چه نهادی است؟ و تکلیف افرادی که در این محدوده اقدام به ساخت و ساز کرده‌اند و طی سیلاب‌ با خسارت مواجه می‌شوند چیست؟
دیگر خلاء حقوقی که در مورد مسئولیت‌های اجرایی در بروز سیل در قبال رودخانه‌ها مورد تاکید قرار گرفته این است که «دقیقا مشخص نیست مسئولیت اصلی مدیریت سیلاب و سایر جنبه‌های مرتبط در دشت‌های سیلابی با چه دستگاهی است؟»
«متولی احداث، نگهداری و مرمت سیل‌بندها و دایک‌های کنترل سیلاب در رودخانه‌ها دقیقاً مشخص نیست». این نکته دیگری است که گزارش ملی سیلاب بر آن تاکید کرده است.
یکی دیگر از مواردی که بر آن تاکید شده موضوع طراحی و ساخت پل‌ها در مسیر رودخانه‌ها است. این اقدام وظیفه وزارت راه و شهرسازی است و شیوه طراحی، اجرای پایه‌های پل، تعداد آن و شیوه اجرای آب‌شکستگی‌ها بر مورفولوژی رودخانه تأثیر می‌گذارد.
دخالت و دستکاری بعضی از کشاورزان برای استحصال آب و ایجاد دایک و خاکریز موجب تخریب رودخانه می‌شود که قانون مشخصی برای این موضوع وجود ندارد.
مدیران تصمیم‌گیرنده چقدر می‌بینند؟
یکی از پرسش‌های مهم از مدیران تصمیم‌گیرنده که عموما با هلی‌کوپتر به بازدید می‌روند و در طول مسیر‌های زمینی هم فرصت دیدن مناطق را ندارند چگونه می‌توانند از حال دستکاری‌ها در بستر و حریم رودخانه‌ها باخبر شوند. جالب اینجاست که وزیر کشور در حوادث چند ماهه اخیر نظیر فروریختن متروپل، از ریل خارج شدن قطار یزد- مشهد و اینک سیل بلافاصله در محل حادثه حاضر شده است. اما پرسش این است که آقای وزیر و معاونانش چه در وزارت کشور و چه در وزارت جهاد کشاورزی، یا وزارت نیرو و وزارت راه و شهرسازی تا چه اندازه از نزدیک شاهد دستکاری‌های ناشی از ساخت و ساز در بستر و حریم رودخانه‌ها هستند؟
همواره برخوردها با ساخت و سازها هیجانی بوده و مثل فواره به سرعت به یک نقطه اوج رسیده و بلافاصله فروکش کرده است. چند سال قبل ساخت‌ و سازها در باستی‌هیلز لواسان از سوی رسانه‌های اصولگرا برجسته شد. اما نتیجه آن چه شد؟ پرسش مهم این است که آیا مدیران ارشد و تصمیم‌گیرنده مسیر روددره‌های تهران را اخیراً بازدید کرده‌اند؟ ساخت و سازهای شهری را چقدر شهردار تهران رصد کرده است؟ برای مثال تازگی از فشم تا شمشک را بازدید کرده‌اند؟ آیا مدیران ارشد کشور از نزدیک‌دیده‌اند روی که در روددره‌ای که از شمشک تا میگون، فشم و لواسان می‌گذرد دستخوش چه میزان ساخت و ساز بوده است. این پرسش از مدیران مرکزنشین است. دیگر نقاط کشور که عموما از دید مدیران مرکز‌نشین دور است چه سرنوشتی دارد؟ برای مثال حوضچه‌های پرورش ماهی یا نظایر آن پس از صدور مجوز چه موقعیتی پیدا می‌کنند.

احقاق حقابه هیرمند ضرورت و مصلحت تهران-کابل

در حالی که چهارشنبه هفته گذشته رئیس دولت سیزدهم ضمن تاکید بر پایبندی دولت بر احقاق حقوق ایرانیان به‌خصوص در راستای احقاق حقابه ایران از هیرمند، به وزیران نیرو و امور خارجه ماموریت داد که موضوع را پیگیری کنند و وزیر نیرو در سخنانی بلافاصله پس از آن سخنان ابراهیم رئیسی از سفر خود به افغانستان به‌منظور پیگیری این مسئله خبر داد، دیروز نیز وزیر امور خارجه در تماس تلفنی با سرپرست وزارت خارجه هیات حاکمه طالبان، «تحویل حقابه ایران» از جانب طرف افغانستانی را «شاخص مهمی برای سنجش تعهدات هیات حاکمه سرپرستی افغانستان در عمل به تعهدات بین‌المللی این کشور در قبال ایران» عنوان کرده است.

 

وزیر امور خارجه روز گذشته در یک تماس تلفنی با سرپرست وزارت خارجه هیات حاکمه این روزهای افغانستان، «تحویل حقابه ایران» از جانب طرف افغانستانی را «شاخص مهمی برای سنجش تعهدات هیات حاکمه سرپرستی افغانستان در عمل به تعهدات بین‌المللی این کشور در قبال ایران» خوانده است. حسین امیرعبداللهیان که دیروز و پیرو دستور هفته گذشته ابراهیم رئیسی به‌صورت تلفنی با ملامتقی به گفت‌وگو نشست، با اشاره به بارندگی‌های اخیر و جاری شدن آب در رودخانه هیرمند ابراز امیدواری کرد که موانع مصنوعی پیش‌روی رهاسازی و تامین حقابه ایران از میان برداشته شود. رئیس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در حالی با تاکید بر مطالبه جدی مردم و نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس از وزارت امور خارجه، تصریح کرد که «اگر مسئله حقابه ایران از هیرمند با سرعت و جدیت حل و فصل نشود، این کوتاهی طرف افغانستانی بر سایر حوزه‌های همکاری دو کشور آثار منفی بجای خواهد گذاشت» که او در عین حال از اعزام هیات عالی‌رتبه‌ای از وزارت نیروی ایران برای بررسی و رفع موانع موجود و رایزنی با مقامات افغانستانی در آینده نزدیک خبر داده است.
اما وزیر امور خارجه ایران دیروز در حالی در تماس تلفنی با سرپرست وزارت خارجه طالبان در مورد حقابه ایران از هیرمند صحبت کرد که چهارشنبه گذشته نیز وزیر نیرو در سخنانی از سفر خود به این کشور همسایه شرقی خبر داده بود. علی‌اکبر محرابیان که در حاشیه نشست روز چهارشنبه هیات دولت سیزدهم، از تداوم نگرانی ایران در خصوص موضوع هیرمند سخن گفته بود، همچنین تاکید کرد: «طرف افغانی در «حرف» حقابه ایران را پذیرفته اما ما حقابه قانونی را طلب می‌کنیم.» وزیر نیرو در آن سخنان روز چهارشنبه بر ضرورت ورود به مذاکرات سخن گفته و تاکید کرده بود که شخصاً وارد مذاکره خواهد شد؛ آن هم در حالی که ابراهیم رئیسی نیز در سخنانی که در جریان همان نشست روز چهارشنبه هفته گذشته هیات دولت مطرح کرد، با اشاره به بحث رهاسازی حقابه ایران از هیرمند از جانب هیات حاکمه افغانستان، گفته بود: «دولت در پیگیری حقوق ملت به هیچ‌عنوان کوتاه نخواهد آمد.» رئیس دولت سیزدهم بر همین اساس، خطاب به وزیران امور خارجه و نیرو دستور داد که موضوع «رهاسازی حقابه ایران از هیرمند» را پیگیری کرده و سایر راهکارهای موجود برای تامین آب شرب و کشاورزی مردم سیستان و بلوچستان نیز در اولویت کاری وزارتخانه‌های مربوطه قرار گیرد.
اما در حالی که وزیر نیرو بلافاصله پس از آن سخنان روز چهارشنبه رئیس دولت سیزدهم، از سفر به افغانستان برای تحقق حق‌آبه ایران از هیرمند خبر داد و تقویت دیپلماسی آب و انرژی را اولویت سیاست خارجی دولت عنوان کرد، دیروز نیز چنان‌که اشاره شد وزیر امور خارجه در تماس تلفنی با سرپرست وزارت خارجه افغانستان، بر این مهم تاکید کرد. سخنانی که سرپرست وزارت خارجه افغانستان نیز در پاسخ، روابط دو کشور را «برادرانه» و در مسیر کمک به ملت افغانستان توصیف کرد. ملامتقی که در این تماس تلفنی با وزیر امور خارجه ایران، از سفر هیاتی از وزارت نیروی ایران به ریاست شخص وزیر نیرو استقبال کرده، اگرچه تصریح کرده که این کشور «نسبت‌به حقابه ایران متعهد است» اما در عین حال گفته است: «زمانی که آب موجود باشد، آن‌را به سوی ایران روان می‌سازیم.» حال آن‌که امیرعبداللهیان در پاسخ به این سخنان ملامتقی گفته است: «ما می‌توانیم با تشکیل تیم فنی و عملیاتی مشترک مسیر رودخانه را به مجرای درست خود برگردانیم تا مردم دو سوی مرز از هدر رفت آب آسیب نبینند.» این در حالی بود که ملا متقی در ادامه گفت‌وگوی تلفنی با وزیر امور خارجه ایران، از سفر هیاتی از وزارت کشاورزی افغانستان به تهران سخن گفت و خواستار توسعه هرچه بیشتر همکاری‌های دو طرف شد.
این موضع‌گیری طرف افغانستانی اما در حالی انجام گرفته که به‌تازگی انتشار یادداشتی به قلم رئیس اداره ملی آب در دولت پیشین افغانستان و دیدگاه غیرسازنده این مقام پیشین افغانستانی که «گفت‌وگوی ایران با طالبان درباره تقسیم آب» را «خیانت» دانسته بود، با واکنش یکی مقام‌های کنونی افغانستانی مواجه شده است. به این ترتیب در حالی که خان‌محمد تکل با اشاره به سفر قریب‌الوقوع هیات وزارت نیروی ایران به افغانستان، به هیات حاکمه طالبان توصیه کرده که از هرگونه امضای توافق و تفاهم با طرف ایرانی خودداری کند. در همین حال مشاور وزارت انرژی و آب طالبان با این دیدگاه مخالفت کرده است. فاروق اعظم که در دوران حکومت مجاهدین در افغانستان، وزارت آموزش و پرورش را برعهده داشت و هم‌اکنون در قامت مشاور وزارت انرژی و آب طالبان فعالیت می‌کند، در یادداشتی ضمن تاکید بر این‌که خان‌محمد تکل، از باب «وطن‌دوستی» چنین اظهار نظری کرده اما یادآور شد: «ما با ایران معاهده رسمی تقسیم آب داریم و این تنها قرارداد رسمی است که با یک کشور همسایه امضاء کرده‌ایم.» اعظم فاروق که همچنین یکی از اعضای هیئتی بود که خردادماه امسال به نیابت از طالبان به ایران سفر کرد تا درباره اجرای معاهده آب هیرمند با مسئولان دولت جمهوری اسلامی گفت‌وگو کند، با اشاره به «معاهده ۱۳۵۱خورشیدی»، بر «حق معین ایران از آب هیرمند» تاکید کرده است. او همچنین با اشاره به «مذاکرات متواتر» ایران و افغانستان، از «منافع مشترک» دو کشور سخن گفت و یادآور شد: «گفت‌وگو با ایران در خصوص مسائل آبی، نه‌تنها خیانت نیست؛ بلکه ضرورت و مصلحت است.» او همچنین نوشت: «فرار از گفت‌وگو درباره مسائل آب با ایران، ضعف ما بوده و به‌لحاظ حقوقی نیز خود را مقصر معرفی می‌کنیم که در نتیجه، به ضرر منافع ملی تمام می‌شود.»
حال در شرایطی که به نظر می‌رسد به‌رغم برخی مخالفت‌ها در افغانستان با پایبندی هیات حاکمه طالبان نسبت‌به انجام تعهداتی که درباره رهاسازی حقابه هیرمند دارند، صدای غالب و موثر در این کشور نیز صدایی است که گفت‌وگو و مذاکره و پایبندی طالبان به تعهدات بین‌المللی را رفتار منطقی و در راستای منافع ملی این کشور می‌داند. موضعی که به‌خصوص آن‌گاه از اهمیتی دوچندان برخوردار خواهد بود که نگاهی بیندازیم به اقداماتی که در حال حاضر با جدیت از سوی دولت جمهوری اسلامی نسبت‌به حل مشکل حقابه هیرمند دنبال می‌شود. اقداماتی که می‌تواند نشانه‌ای باشد از تغییر اوضاع نامساعدی که سال‌هاست ساکنان سیستان و بلوچستان و دیگر ایرانیان مناطق جنوب شرق کشور را با دشواری و گرفتاری مواجه ساخته است.

دچار جهل مرکب شده‌ایم

وقتی سیل می‌آید روایت‌های عجیب و غریب هم همراهش تولید می‌شود. مثلا اینکه: «این سیل بی‌سابقه است»، «مشکل آب حل شد»، «بستر رودخانه هم جوابگوی این آب نبود» و… اما از نگاه کارشناسان این حرف‌ها باد هواست! بررسی روندهای بلند مدت بارش باران در کشور و الگوهای بارشی نشان می‌دهد که عده‌ای برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت از این بارش‌ها توصیف‌های اغراق‌آمیزی به دست می‌دهند. سید اویس ترابی، رئیس اندیشکده زیست‌پذیری شهری و متخصص مهندسی عمران آب یکی از کارشناسانی است که در سال‌های گذشته بر لزوم مدیریت یکپارچه سیلاب در ایران تاکید کرده است. ترابی در پاسخ به پرسش های «پیام ما» کوشیده با بیانی کارشناسی و روشن ضعف‌های کشور ما را در زمینه مدیریت سیلاب برشمرد و در انتها به اختصار محورهایی از راهکارهای مدیریت یکپارچه سیل را پیش روی سیاست‌گذاران، مدیران اجرایی و مردم قرار داده است.

 

جناب آقای ترابی! یکی از موضوعاتی که در گفت‌وگوهای قبلی همواره شما روی آن تاکید داشتید، لزوم پرهیز از تجاوز به حریم و بستر رودخانه‌ها برای مدیریت بهتر سیلاب‌ها است. به نظر شما چرا این اتفاق نیفتاده و هربار ما شاهدیم با وقوع سیل خسارت‌های جانی و مالی فراوان به مردم وارد می‌شود؟
یکی از اقدامات مهم در سازگاری با پدیده طبیعی سیل و مدیریت ریسک خطرات احتمالی ناشی از آن برای جان و دارایی‌های مردم، رعایت آئین‌نامه بستر و حریم رودخانه‌ها است که ذیل قانون توزیع عادلانه آب تنظیم و به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شده است. اما بنا به دلایل مختلفی این موضوع با چشم‌انداز خود فاصله بسیاری دارد. به نحوی که طی نیم قرن گذشته با وجود بهره‌مندی بیشتر از فناوری و مدرن شدن فعالیت‌ها در همه پهنه‌های سرزمینی کشور، با افزایش تصاعدی خسارت‌های جانی و مالی ناشی از پدیده مکرر سیل در سراسر کشور مواجه هستیم. به عنوان مثال متاخر می‌توان به سیل رودخانه کن در تاریخ 6 مرداد امسال در محل امامزاده داوود اشاره کرد. طی 100 سال گذشته در تاریخ سیل‌های رودخانه کن، بیش از 4 بار خسارت‌های درخور توجه ناشی از پدیده سیل در محل امامزاده داوود را شاهد بوده‌ایم. دلیل این تکرار حوادث ناگوار این است که صحن امامزاده و بازارچه بالادست آن در بستر فعال رودخانه کن ساخته شده است. به نحوی که با ایجاد کالورتی با طول زیاد روی رودخانه، صحن امامزاده روی آن ساخته شده و بازارچه نیز به صورت مسقف در بلافصل بالادست صحن امامزاده شکل گرفته است. به دلیل ماهیت سیل واریزه‌ای رودخانه کن، انسداد آبراهه اصلی رودخانه برای عبور جریان واریزه‌ای باعث خروج جریان سیل و جریان واریزه وارد صحن امامزاده شده و در نهایت با شکست کالورت و تخریب زیاد در سازه‌های ساخته شده روی رودخانه مواجه هستیم.
در واقع دست‌کم درباره سیل امام‌زاده داوود یک بار دیگر تاریخ تکرار شده است.
بله! در سیل سال 1333 امامزاده داوود (که دقیقا در تاریخ 6 مرداد روی داده است) آنگونه که ثبت شده بیش از 1500 تا 2000 تلفات جانی داشته‌ایم که مکانیزم تخریب امامزاده و خسارت جانی زوار دقیقا همان فرایندی است که در سطور بالا تشریح شد. در تاریخ ششم مرداد امسال نیز بارندگی با دوره بازگشت بین 50 تا 100 سال (رگباری به میزان 32 میلیمتر طی 38 دقیقه) در ساعتی پس از نیمه شب روی داده است. مجددا انسداد رودخانه باعث تکرار فرآیند فوق‌الذکر و شکست سقف کالورت در نقاط مختلف از جمله صحن امامزاده و بخشی از بازارچه شده و خسارات سنگین مالی را رقم زده است که به دلیل بالا بودن تعداد مفقودی‌ها، احتمال از دست دادن جان تعدادی از زوار یا ساکنین مغازه‌ها وجود دارد. به دلیل تکرار مکرر این موضوع بارها اهمیت جابجایی صحن و جانمایی آن در محلی خارج از بستر رودخانه گوشزد شده بود. اما به دلیل سهل‌انگاری و عدم توجه به منافع جمعی نسبت به منافع فردی کسب و کار محلی، این حادثه کماکان تکرار شده و آسیب‌های جدی به بار می‌آورد.
به نظر شما دلیل این سطح از بی‌توجهی به هشدارها ریشه در چه چیزی دارد؟
به نظر می‌رسد دلایل عدم اهتمام مجریان قانون و عدم همراهی مردم در اجرایی شدن آزادسازی بستر و حریم رودخانه‌ها را می‌توان در چند بخش دسته‌بندی کرد. وجود استاندارد چندگانه مجریان قانون در برخورد با اجرای قوانین که باعث تضعیف جایگاه پذیرش قانون توسط مردم شده است. جوریدن این موضوع برای خود مقاله مستقلی را می‌طلبد. فراموشکاری انسان و ناآگاهی انباشته در خصوص سازوکارهای طبیعت ایران که ناشی از اهمال در ثبت و مطالعه فراگیر تجارب ناشی از عدم سازگاری با سازوکارهای طبیعت مانند سیل در طول تاریخ تمدن ایران است. فقدان شناخت صحیح جایگاه فناوری نسبت به سازوکارهای پویای طبیعت مانند سیل که باعث شده این جهل مرکب در بطن جامعه مدیریتی و تخصصی کشور ریشه بدواند که فناوری به مانند معجزه‌ای در هزاره سوم می‌تواند بر سازوکارهای پویای عالم آفرینش غلبه کند. نکته‌ای که به کرات و به اشکال مختلف در مصحف شریف به تباهی و نابودی تمدن‌های مختلف تاریخی در روی زمین بر اثر توهم و غرور ناشی از غلبه انسان در طبیعت مورد اشاره قرار گرفته تا برای عبرت‌گیرندگان و متفکران درس‌آموز باشد.
برخی مسئولان معتقدند سیل‌هایی که این روزها شاهد آن هستیم بی‌سابقه است. آیا از نظر علمی این گفته‌ها را تایید می‌کنید؟
خیر! این تفکر اشتباه ناشی از همان جهل مرکب است که به آن اشاره کردم. این سیل‌ها با همین میزان بزرگی با تواتر مشخصی در طول تاریخ سرزمین تکرار شده و خواهد شد. بطور مثال سیل‌هایی را که این روزها شاهدیم، در بازه زمانی 1367 تا 1374 که اوج آن در سال انتهای 1369 بود در کشور روی داده است. لطفا به شواهد ثبت شده در روزنامه‌ها رجوع کنید. پس از گذشت بازه تقریبی 30 ساله اکنون در بازه زمانی 1397 تا 1403 شاهد تکرار همین پدیده در سراسر ایران هستیم و خواهیم بود. شکل وقوع پدیده سیل در ماه‌های مختلف (اسفند تا اردیبهشت یا انتهای تیرماه و ابتدای مرداد) نیز در طول تاریخ مشابه بوده و تکرار می‌شود. همانگونه که در این سرزمین بیقرار، دوره‌های خشک بحرانی نیز با همین تواتر قابل مشاهده است. مانند خشکسالی بحرانی سال 55-1354 که باعث مهاجرت‌های گسترده در کشور شد که پس از گذشت 30 سال در سال 85-1384 هم در سراسر کشور مشاهده کردیم. امیدوارم هر چه زودتر از عناد با آگاهی با دانش سرزمینی دست برداریم و از تکرار این دورهای باطل ناشی از جهل مرکب پیشگیری کنیم تا باشد که درست عبرتی دیگری برای آیندگان در تاریخ تمدن انسان نباشیم. نکته‌ای که توجه به آن اهمیت زیادی دارد این است که تکرار متواتر دوره‌های سیلابی و دوره‌های خشک این سرزمین که مطابق اقلیم محتوم آن است را با بحران از دست دادن منابع آب (ورشکستگی آبی سرزمین) نباید اشتباه گرفت. منبع اصلی آب سرزمین ایران (بیش از 80 درصد)، منابع آب زیرزمینی است که با بی‌تدبیری طی 70 سال گذشته رو به نابودی است. به عبارتی دیگر تکرار دوره های سیلابی نقشی در ترمیم از دست رفتن حجم استاتیک آبخوان‌های کشور ندارد. بسط این موضوع نیز نیازمند مقاله فرصت دیگری است.
با تمام این تفاسیر آیا می‌توانستیم سیلاب را مدیریت کنیم؟ چطور باید این کار را می‌کردیم؟
بله! راهکار در مدیریت یکپارچه سیل است. مدیریتی که ارکان آن در کل شامل موارد مختلفی است. بازیابی اکوسیستم‌های رودخانه‌ای به عنوان زیرساخت سبز-آبی مراکز سکونتگاهی کشور (ژینایی اکوسیستم‌های رودخانه‌ای)، آزادسازی بستر و حریم رودخانه‌ها و مسیل‌ها، ترمیم آسیب‌های وارده به سطح حوضه آبریز رودخانه‌ها. آسیب‌هایی مانند از بین بردن پوشش گیاهی علفی، درختچه‌ای و درختی حوضه‌ها، بارگذاری‌هایی که فرسایش حوضه‌ها را تشدید کرده‌اند مانند ساخت و ساز بی‌ضابطه و بی‌رویه در منابع طبیعی، چرای بی‌رویه و یا عدم رعایت ضوابط کشاورزی در سطوح شیبدار حوضه‌ها و… همینطور ارتباط کامل بارگذاری‌های انجام شده در سطح حوضه آبریز رودخانه با هم و با اجزای اکوسیستم حوضه. یعنی مدیریت مراکز سکونتگاهی و فعالیت‌های خدماتی، کشاورزی، صنعتی در سطح یک حوضه آبریز مشخص باید در ارتباط تنگاتنگ با هم و با سازوکار پویای زیست بوم حوضه باشند.

یک برگ مدرک مستند از ادعاهای خلاف واقع ارائه نشده است

توضیح پیام ما: گفت‌وگوهای تحلیلی روزنامه «پیام ما» با محمد‌صادق‌ فرهادی‌نیا و بهرنگ اکرامی درباره پروژه «تکثیر در اسارت یوز» واکنش علی عمارلویی و ایمان معماریان دو تن دیگر از کارشناسان این حوزه را در پی داشته است. از همین رو جوابیه‌ای بلند را برای انتشار به روزنامه فرستاده‌اند. «پیام ما» به عنوان رسانه تخصصی حوزه توسعه پایدار می‌کوشد به مسایل محیط زیست ایران نگاهی تحلیلی داشته باشد. از همین‌رو از انعکاس همه نگاه‌های کارشناسی استقبال می‌کنیم اما در عین حال حفظ مسئولیت و جایگاه پرسشگری را نیز برای خود به عنوان رسانه لازم می‌دانیم. در چارچوب همین سیاست و برابر قانون مطبوعات پاسخ آقایان عمارلویی و معماریان پیش روی مخاطبان گرامی قرار دارد. فقط ذکر این نکته ضروری است که در چند قسمت از متن جوابیه از آقای علی رنجبران همکار ما به عنوان «نویسنده مقالات» یاد شده و ایشان مورد خطاب و عتاب قرار گرفته‌اند. لازم به توضیح است آقای رنجبران در مقام روزنامه‌نگار و مصاحبه‌کننده با کارشناسان به گفت‌وگو نشسته‌اند و یادداشت و مقاله ننوشته‌اند! وظیفه مصاحبه‌کننده هم روشن است؛ طرح پرسش دقیق و صریح. اگر کارشناسان دیگری از جمله جناب عمارلویی هم امکان گفت‌وگو را فراهم کنند ما برای انتشار دیدگاه‌های ایشان آماده‌ایم.

 

با احترام به استحضار می‌­رساند در شماره 2329 مورخ 14 تیرماه سال 1401 و شماره 2312 مورخ 25 خرداد سال 1401 سه مطلب به ترتیب با عناوین «تکثیر یا حفاظت نداریم تکثیر و حفاظت ضروری است»، «علی‌­رغم همه جوسازی­ها موفق شدیم» و «پردیسان ایراد دارد، می­شود جای بهتری درست کرد» به قلم جناب آقای علی رنجبران درج گردیده که مبتنی بر بیان انواع فرضیات نادرست و اتهامات به شکل نقل مستقیم بوده است. مقتضی است بر اساس قانون مطبوعات و به منظور روشن شدن اذهان عمومی متن ذیل عینا در همان صفحه اول روزنامه «پیام ما» به چاپ برسد و همچنین در صفحه اینستاگرام روزنامه «پیام ما» هم بازنشر شود.

آقای محمدصادق فرهادی‌نیا در گفت‌­وگو با علی رنجبران در حالی جفت‌­گیری یوزها را در پردیسان تهران یک شوخی و فاقد مدرک خوانده که ایشان هیچ‌گونه تخصصی در حوزه دامپزشکی ندارد

1- کلینیک تخصصی حیات وحش پارک پردیسان تهران از خرداد سال 99 در عمل تعطیل شده و مجموعه جایگزین کنونی به هیچ وجه عملکرد پیشین را ندارد و دست‌اندرکاران هم به طور کامل تغییر کرده‌­اند. جای تعجب دارد که خبرنگار پیام ما چگونه از ایرادات این کلینیک و تبدیل آن به جای بهتر سخن می­گوید در حالی که در زمان فعالیت رسمی این مجموعه ایشان حتی یک بار هم در این مرکز حضور نداشته‌‌اند. چنانچه تمایل به مطالعه گزارش‌­ها و اطلاعات رسمی بازپروری حیوانات درشت جثه داشتند؛ می‌­توانستند و البته شایسته‌­تر بود که در زمان فعالیت رسمی این مجموعه در آن حضور یافته و نسبت به موارد و ابهامات مدنظرشان پرسش می‌­کردند. لازم به ذکر است که هم‌­اکنون تمامی دفاتر، صورتجلسات رهاسازی‌­ها و… در کلینیک پردیسان در اختیار دفتر حیات وحش سازمان محیط زیست است و اگر تمایلی به تورق این اسناد وجود دارد؛ نویسنده محترم باید به دفتر حیات وحش مراجعه کنند.
2- در گزارش «علی­رغم همه جوسازی­‌ها موفق شدیم» آقای دکتر بهرنگ اکرامی عنوان کرده‌اند که اطلاعاتی در مورد تکثیر در اسارت یوز در پردیسان در اختیار دارند که نشان می‌دهد اشتباهات بسیاری در این مرکز رخ داده است. ایشان به مواردی مانند بارها هورمون‌تراپی، کاهش توانایی باروری دلبر و درمان‌هایی با ایرادات فاحش و تاکید خانم ایمکه لودرز بر عدم تحرک اسپرم‌های کوشکی اشاره کرده‌­اند؛ حال آنکه نه­ آقای دکتر بهرنگ اکرامی و نه روزنامه پیام ما، حتی یک برگ مدرک مستند از این ادعاهای خلاف واقع را ارائه نکرده و در ادامه گزارش هم صرفا بر این ادعاهای واهی پافشاری کرده‌­اند.
هورمون­‌تراپی تنها یک‌بار و برای القای فحلی (با حضور تیم پردیسان و دکتر ایمکه لودرز) صورت گرفت و این کار بر اساس پروتکلی بوده که توسط موسسه GEOlifes در اختیار سازمان محیط زیست هم قرار گرفته و پس از آن لقاح مصنوعی برای دلبر انجام شد؛ حال اگر تیم تکثیر توران به آن دسترسی ندارد، دلیل دیگری بر اهمال‌کاری این تیم است. تاکید می‌­شود که هیچ بار دیگری استفاده از هورمون توسط تیم پردیسان انجام نشده و عبارت بارها هورمون­‌تراپی دروغ و کذب محض است.
در عین حال باید تاکید کرد که خانم ایمکه لودرز در زمان فعالیت کلینیک پردیسان گزارش‌هایی مستند و مکتوب ارائه کرده و مجموعه این مدارک نه تنها در اختیار دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست بلکه در اختیار اصحاب رسانه هم قرار گرفته است. در مورد کیفیت اسپرم کوشکی توضیحات اشتباهی داده شده و مشخص نیست که هدف از بیان این مطالب کذب چیست! از کوشکی دوبار اسپرم‌‌گیری شده و دفعه دوم کیفیت اسپرم نسبت به دفعه اول افت کرده بود که با توجه به افزایش وزن کوشکی اعلام شد که ممکن است بتوان با کاهش وزن، کیفیت اسپرم را اصلاح کرد اما در هر دو بار کماکان کوشکی به عنوان یک فرد بارور شناخته شده و اسپرم‌­ها هم ذخیره شده است. بار دوم از اسپرم کوشکی برای لقاح مصنوعی هم استفاده شد و هم‌­اکنون به تایید آقای مهندس رجبعلی کارگر نمونه­‌های اسپرم در دفتر پروژه یوز هستند. بدیهی است که این قبیل اتهام‌زنی‌های کذب و بدون مدرک مستند صرفا با هدف بدنامی دست‌اندرکاران پیشین کلینیک حیات وحش پارک پردیسان و ایمان معماریان، دامپزشک حیات وحش بوده و لذا اگر این رویه کماکان ادامه داشته باشد، نامبردگان از حق شکایت رسمی خود نیز استفاده خواهند کرد.
3-آقای بهرنگ اکرامی در این مصاحبه گفته‌اند که «اما دیدید که ما موفق شدیم و کاری که سال‌ها در پردیسان برای آن تلاش ناموفق شده بود را انجام دادیم.» اگر قرار است که جفت‌گیری را در یوزها ملاک موفقیت قلمداد کنیم که جفت‌گیری هم در پردیسان (بین کوشکی و دلبر) و هم در توران اتفاق افتاده؛ سقط دلبر موضوع جداگانه­‌ای است اما مرگ دو توله ایران را به طور قطع نمی‌­توان دلیل بر موفقیت تلقی کرد. این در حالی است که اگر تکثیر در اسارت پردیسان ناموفق بوده، صرفا به این دلیل بوده که ما تنها حضور دو یوز (کوشکی و دلبر) را در این مجموعه داشته‌­ایم و این ذخایر ارزشمند ژنتیکی در عمل در توران کنار گذاشته شده‌­اند! لازم به ذکر است که پروژه تکثیر در اسارت سمنان در طی عملیاتی غیرشفاف که اکثر رسانه­‌های کشور هم آن را پوشش دادند، یک یوز نر را آن‌هم از تنها زیستگاه زادآور حذف کرد!
4- نباید فراموش کرد که در برهه کنونی نگهداری از تنها بازمانده یوز منسوب به ایران را نیز تیم پیشین پردیسان که اتفاقا به زعم مصاحبه‌شوندگان ناموفق بوده، بیش از 60 روز است که برعهده دارد. پرسش اینجاست که دلیل انتخاب مجدد تیم پردیسان ناکامی‌­های گذشته بوده یا عدم صلاحیت و عدم توانایی تیم فعلی در مدیریت ساده‌­ترین مرحله از کار باعث مرگ دو توله و انتقال یک توله به تهران شده است؟
5- آقای بهرنگ اکرامی در حالی به کارنامه سرشار از ابهام و تناقض منتقدان پروژه تکثیر در اسارت توران اشاره کرده­ و روزنامه پیام ما هم این صحبت‌­ها را منتشر کرده که اسامی و سمت‌­های تخصصی منتقدان به این پروژه غیرشفاف در روزنامه­‌های رسمی کشور موجود است. (جهت یادآوری نامه 24 استاد دانشگاه و کارشناس محیط زیست پیرامون اقدامات کارشناسی نشده و غیرشفاف سازمان حفاظت محیط زیست در مورد یوزپلنگ آسیایی مرور شود. http://www.iew.ir/1399/03/13/61641)
6- در مصاحبه دیگری با عنوان «تکثیر یا حفاظت نداریم تکثیر و حفاظت ضروری است» نوشته علی رنجبران و مصاحبه با آقای محمدصادق فرهادی­‌نیا از عدم دستاورد پردیسان و استفاده از یوزها صرفا به عنوان مدل عکاسی یاد شده. این در حالی است که مدارک و مستندات کار بر روی تنها یوزهای آسیایی در اسارت پردیسان بارها در رسانه‌­ها منتشر شده و از آن جمله می‌­توان به نخستین مورد اسپرم­‌گیری از تنها یوزپلنگ آسیایی در اسارت (کوشکی) در آبان سال 96 توسط شخص دکتر ایمکه لودرز که یکی از بهترین دامپزشکان حیات‌وحش بالاخص در زمینه باروری گونه‌های سخت‌بارور هستند؛ اشاره کرد. این نمونه همان زمان در اختیار دفتر پروژه یوزپلنگ آسیایی قرار گرفت و نگهداری از آن هم به عهده دفتر حیات وحش سازمان محیط زیست بوده است و از این بابت کوچک‌ترین مسئولیتی را تیم کلینیک پردیسان برعهده نداشته است.
7- آقای محمدصادق فرهادی‌نیا در همین مقاله به مقایسه دو زمین و ساخت یک ساختمان چهار طبقه اشاره کرده و ماجرای اختلافات مربوط به طرفداران تکثیر یوز در پردیسان و توران را هم مشابه آن عنوان کرده­اند؛ این در حالی است که محمدصادق فرهادی­نیا فارغ­التحصیل دانشگاه آکسفورد انگلستان و همکارانش در مقاله‌­ای که با عنوان «مدیریت برون­زیستگاهی تضمینی در برابر انقراض پستانداران درشت جثه در دنیای متغیر کنونی» در مجله زیست‌شناسی حفاظت (Conservation Biology) چاپ کرده‌­اند؛ می‌­نویسند برنامه­های مدیریت برون زیستگاهی هنوز ضعیف و غیریکپارچه هستند و لذا دشوار است که بتوان ارزیابی کرد به عنوان یک برنامه عمل حفاظتی چقدر موفقیت‌آمیز هستند!
با وجود تلاش بی‌پایان برای اثبات این صحبت که جفت‌­گیری فیروز یوز نر غالب توران با ایران یک موفقیت بوده و ختم به زادآوری شده؛ باید خاطرنشان کرد که فیروز توانایی جفت‌­گیری طبیعی خود را در توران نشان داده و همین مساله یک تفاوت اصلی فیروز با کوشکی است که تعمدا نادیده گرفته می­‌شود! چرا که کوشکی و دلبر یوزهای در اسارت بوده‌­اند و پیش از پردیسان سابقه جفت‌­گیری نداشته­‌‌اند. در ضمن اگر قرار است که جفت‌­گیری را در یوزها ملاک موفقیت قلمداد کنیم که جفت‌­گیری هم در پردیسان (بین کوشکی و دلبر) هم در توران اتفاق افتاده اما سقط دلبر موضوع جداگانه‌ای است.
پرسش اینجاست که آقای فرهادی­‌نیا چگونه از ساخت بدون برنامه یک ساختمان 4 طبقه آنهم به شکل غیراستاندارد که بعد از مرگ توله دوم ویران شد؛ دفاع می‌­کنند؟ بدیهی است که زنده ماندن توله یوز سوم به هیچ وجه ارتباطی با صلاحیت و مدیریت تیم توران ندارد بلکه تنها دلیل زنده نگه داشتن این حیوان تا امروز نتیجه تلاش­های شبانه­‌روزی تیمی است که اتفاقا تیم پردیسان هم جزء اصلی آن است.
8- آقای محمدصادق فرهادی‌نیا در گفت‌­وگو با علی رنجبران در حالی جفت‌­گیری یوزها را در پردیسان تهران یک شوخی و فاقد مدرک خوانده که ایشان هیچ‌گونه تخصصی در حوزه دامپزشکی ندارد. ضمن اینکه چندان عجیب هم نیست که برای اثبات پروژه غیرشفاف تکثیر در اسارت توران که تازه بعد از 3 سال مسئولیت مشاوره دهی به آن را پذیرفته است، امروز مدارک و اسنادی مانند سونوگرافی رحم دلبر را بعد از سقط که اتفاقا در دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست موجود است؛ زیر سوال می­برد!
9- محمدصادق فرهادی‌نیا در ادامه این بخش از صحبت‌­ها می‌­گوید: «یا مثلا، به استناد حرف‌های دکتر کالدول سالانه نباید بیش از 2 بار یوز را بیهوش کرد.»
اول اینکه ایشان هیچ گونه رفرنسی جز حرف‌­های دکتر کالدول ارائه نکرده­‌اند که در مورد یوز تعداد بیهوشی مجاز در سال چند بار است! دوم اینکه بیهوشی برای دلبر به دلیل بیماری انجام شده و این بیماری اگر در گربه‌­سان دیگری اتفاق می‌­افتاد یا باعث مرگ یا از دست دادن رحم و تخمدان­‌ها می‌شد اما در مورد دلبر پروسه درمانی طی شده و دلیل بیهوشی هم این پروسه درمانی بوده نه بازی و تفریح! لذا چاره­ای نبوده و امروز دلبر زنده است اما متاسفانه عدم تخصص و ادعاهای کذب این دستاورد را هم نادیده می‌­گیرد.
نکته قابل تعمق دیگر این است که آقای دکتر پیتر کالدول موضوع بیش از 2 بار بیهوشی در سال را در پارک ملی توران، سمنان مطرح کرده‌­اند اما پرسش این است که این صحبت‌­های دکتر پیتر کالدول در کدام رسانه رسمی منتشر شده است؟ آقای فرهادی‌­نیا که در ایران حضور ندارند؛ پس چگونه است که ایشان از این بخش صحبت مطلع هستند اما از بخش مهم­تر صحبت‌­های دکتر کالدول که گفته‌­اند: «باید توجه داشته باشید که من طرفدار زنده‌­گیری یوزپلنگ‌ها از طبیعت و بردن آن­ها به شرایط پرورش در اسارت نیستم. تکثیر یوزپلنگ‌ها در طبیعت و محیط طبیعی آن‌ها خیلی ساده‌تر از گرفتن‌شان از طبیعت و سعی در تکثیر آن‌ها در اسارت است.»؛ بی‌اطلاع هستند؟ دلیل پرهیز آقای فرهادی‌­نیا از نقل این بخش از صحبت‌­های آقای دکتر کالدول چیست؟!
جالب­تر اینکه آقای دکتر بهرنگ اکرامی هم در مصاحبه خود می‌­گویند: «شایعاتی بر سر زبان افتاد که ایران توانایی باروری را از دست داده و بعد هم با تقطیع و جعل صحبت‌های آقای دکتر کالدول گفتند ایشان گفته ایران نیاز به سزارین نداشت که به هیچ عنوان صحت ندارد.» چطور است که این صحبت‌های جعل و تقطیع شده آقای دکتر کالدول در رسانه‌های رسمی منتشر نشده و چطور است که تیم تکثیر در اسارت سمنان هم تاکنون جسارت نداشته این صحبت‌­ها را به طور کامل منتشر کند اما می‌­آیند و جسته و گریخته تنها بخش­‌هایی را نقل می‌­کنند که به نفع پروژه تکثیر سمنان است؟
10- در ادامه این مقاله به بارها سرکشی، بیهوشی و تجویز دارو برای یوزها در پردیسان اشاره شده؛ اما به جای اینکه این رویکرد مثبت که اتفاقا متضمن سلامتی یوزهای در اسارت بوده، مورد تشویق قرار گیرد؛ از دید مشاور پروژه تکثیر در اسارت توران به زیر سوال رفته. این در حالی است که توله اول ایران به تایید آقای علی رنجبران در مقاله 25 خردادماه، در آشپزخانه آن‌هم در حالی که صدای دو توله دیگر از دور به گوش می‌رسد، کالبدگشایی شده و در مورد جایگاه توله‌ها هم سایت مربوطه یک اتاق بیشتر نداشته است!
مرگ توله دوم و انتقال توله سوم به تهران نشان داد که کلیه این موارد بالاخص امکانات لازم در محل نگهداری توله‌­ها چقدر حائز اهمیت هستند. پرسش اینجاست که آیا اگر دستگاه سونوگرافی در محل می­بود، خیلی سریع انسداد روده توله دوم تشخیص داده نمی­شد؟ بدیهی است که چون آن منطقه تجهیزات و امکانات ندارد؛ توله‌­ها هم از یکسری رسیدگی­‌های تخصصی به طور کامل محروم بوده­اند. امکاناتی که همه برای توله سوم در تهران استفاده شده و توله اول و دوم از آن­ها محروم بوده‌­اند.
11- جالب است که آقای فرهادی‌­نیا به اتکاء به نظرات تخصصی از جمله نظرات دکتر پیتر کالدول اشاره کرده‌­اند؛ اما نه ایشان به عنوان مشاور این پروژه و نه آقای دکتر بهرنگ اکرامی تاکنون حتی یک برگ سند مکتوب از صحبت‌های دکتر پیتر کالدول منتشر نکرده‌­اند. حال آنکه ما به دلیل بازدیدهای چندین روزه دکتر کالدول از توله یوز سوم، فایل‌­های صوتی در اختیار داریم که در آن­ها نکات ظریف و حائز اهمیتی وجود دارد.
12- آقای علی رنجبران نویسنده این مقالات ابتدا مسئله انالاپریل را مطرح کرده و گفتند که این دارو، تاثیر احتمالی بر سقط جنین دارد که اما این مساله را تکذیب کردیم و اتفاقا دامپزشکان مستقل هم پاسخ‌­های دندان‌شکنی داده و اکنون مشخص است که هدف از بیان این موضوع صرفا به زیر پرسش بردن تیم پردیسان بوده است. الان بار دیگر موضوع هورمون را مطرح می­کنند که به تفصیل تشریح شد. به هر حال هدف مشخص است؛ القای موفقیت یک طرح غیرشفاف و پرابهام به خواننده!
13- در خاتمه یادآور می‌­شود که آقای محمدصادق فرهادی‌­نیا در حالی هزینه‌­های نگهداری یوزها در توران و تهران را مقایسه کرده‌­اند که تا به امروز هیچ گونه شفافیت مالی از جانب مسئولان تکثیر پروژه توران نه در بخش هزینه‌­های فنس­‌کشی، نه در بخش قراردادها و‌… وجود نداشته است اما در مقابل کلیه مسایل مالی پروژه تهران شفاف پیش روی منتقدان قرار دارد.

تفکر طراح

این روزها سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف با مشکلات و مسائل پیچیده‌ای مواجه هستند‌. توسعه کسب و کار و سودآوری‌، رضایت مشتریان‌‌، ارائه خدمات جدید که متناسب با نیازهای جامعه باشند و… از جمله این مسائل هستند. در دنیایی که روز به روز رقابت شدیدتر می‌شود شرکت‌ها برای اینکه بتوانند بر رقبای خود پیروز شوند در مواجه با مسائلی از این دست نیازمند راه‌حل‌های خلاقانه و چند‌جانبه‌ای هستند و اینجاست که پای تفکر طراحی به میان می‌آید‌.
شرکت‌های بزرگ و پیشرو مانند اپل‌، نایک ، آی بی ام و… سال‌هاست از تفکر طراح بهره برده‌اند در واقع یکی از راههای موفقیت آنها استفاده از تفکر بوده که آثار آن در خوشحالی مشتریان و رضایت‌مندی آنها خود را نشان داده است‌. در واقع تفکر طراح فرایند ایجاد ایده‌های جدید و نوآورانه برای حل مسائل خاص است که به منظور ارائه خدمات یا محصولاتی که با اقبال عمومی مواجه شده و همچنین باعث هماهنگی بیشتر با تغییرات تدریجی‌، نیاز روز بازار و افزایش انعطاف‌پذیری و پاسخگویی شرکت‌ها در مقابل مشتریان و در نهایت کسب و کار را به سطح موفقیت بالاتری می‌رساند‌. تفکر طراحی در سازمان‌ها حول محور مشتری /کاربر می‌چرخد و سود مالی در درجه بعدی اهمیت قرار دارد‌. نیاز مشتری و تامین آن موضوع اصلی بررسی‌ها‌، ایده‌ها و راه‌حل‌ها است به طوری که در تکنیک تفکر طراح طی چند مرحله بهترین ایده برای حل مسئله انتخاب می‌شود‌. این نوع تفکر با ارائه راه‌حل‌ها و روش‌های متنوع برای تامین نیازهای واقعی کاربران به سازمانها کمک می‌کند تا مسئله را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده ، خوشحالی مشتری را به عنوان مهمترین عنصر ببینند و در نهایت رابطه ی دوسویه و صحیحی را با مشتری برقرار کنند. تفکر طراحی در کنار علم و فناوری‌، زمینه خلاقیت را به گونه‌ای گسترده فراهم می سازد نوآوری برای رفع یک نیاز می تواند به توسعه کسب و کار و کارآفرینی منجر شود‌. این روش تفکر برای کشف و شناسایی مشکلاتی است که نمی توانید آنها را به صورت کلامی و واضح بیان کرده و شرح دهید.
تفکر طراحی در استارتاپ یک روش گام به گام است که به شما کمک می کند مشکل خود را شناسایی کرده و برای آن راه‌حل‌های خلاقانه متعددی بیابید به همین دلیل است که این روش برای شناسایی سریع و مکرر حل مشکلات مناسب است‌. همچنین این روش در استارتاپ از این منظر مفید است که شما در شرکت خود نیازی به وجود طراح ندارید‌، شما فقط باید پذیرای این فرایند باشید‌، نگرشی انسان محور و خلاق داشته باشید و برای پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه جهت حل یک مشکل مشتاق باشید‌. در نهایت تفکر طراحی یک فرایند غیر‌خطی تکراری است که تیم‌ها برای درک کاربران‌، به چالش کشیدن فرضیات‌، تعریف مجدد مشکلات و ایجاد راه‌حل‌های نوآورانه برای نمونه‌سازی اولیه آزمایش از آن استفاده می‌کنند‌. در قلب طراحی تفکر قصد بهبود محصولات از طریق تجزیه و تحلیل نحوه تعامل کاربران با آنها و تعیین شرایطی است که در آن فعالیت می‌کنند‌. به بیان دیگر طراحی تفکر راهی برای کاوش با عمق زیاد برای کشف راه‌های بهبود تجارت کاربر به ما ارائه می‌دهد‌.

طنز تلخ ضرغامی

شوخ و شنگ است و اهل طنازی؛ دست‌کم این سال‌ها سعی کرده این‌طور دیده شود. هرچند زمانی که رئیس صداوسیما بود و پیش از آن، وقتی در قامت سردار سپاهی که به‌قول خودش پوتین‌ها را آویزان کرده‌بود تا به‌عنوان معاون وزیر دفاع در امور مجلس، خود را برای ورود به دنیای سیاست مهیا کند، کمتر این چهره خودمانی را آشکار می‌کرد. اما از اوایل دهه 90 تا به امروز، هر چه جلو آمدیم، زوایای بیشتری از این چهره‌ای عزت‌الله ضرغامی را شاهد بوده‌ایم. چهره‌ای که او از وقتی از خود به نمایش گذاشته که تمایلش برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری آشکار شد. ضرغامی البته در این مسیر، بیش از اعلام داوطلبی و نهایتاً کناره‌گیری از این رقابت انتخاباتی، پیش نرفت اما ظاهراً همین میزان پیش‌روی در رقابت انتخاباتی کنار یکی، دو ویژگی دیگرش همچون پیشینه سپاهی و گرایش سیاسی به جناح راست، برای آن‌که عضوی از هیات وزیران دولت رئیسی باشد، کفایت می‌کرد. پس ابراهیم رئیسی او را برای تصدی یکی از وزارتخانه‌های دولتش به مجلس معرفی کرد و درنتیجه عزت‌الله ضرغامی با رای بالایی که از مجلس انقلابی گرفت، از همان هفته اول شهریورماه 1400 کارش را به‌عنوان وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در دولت سیزدهم آغاز کرد.
اما ضرغامی که این سال‌های پس از ریاست بر صداوسیما را صرف بازسازی برند سیاسی‌اش با چهره‌ای خندان و خودمانی کرده، در عمل بیشتر حاشیه و جنجال و دردسر آفریده و شوخی و خنده‌هایش کمتر بر لب دیگران لبخند نشانده است. چنان‌که در همین آخرین نمونه نیز آن‌چه را که چند روزی به‌عنوان «گاف جدید وزیر میراث» در فضای مجازی دست به دست شد و اعتراضاتی را نیز از جانب کارشناسان تاریخ و باستان‌شناسان برانگیخت، صرفاً «طنز و شوخی» خوانده که از سوی عموم درک نشده است. ضرغامی که دیروز در حاشیه نشست هفتگی هیات دولت، درباره آن‌چه در جریان سفرش به کرمانشاه و بازدید از مجموعه تاریخی بیستون، درباره مجسمه هرکول به زبان آورده و مرتکب اشتباهات فاحش تاریخی درباره این اثر باستانی شده بود، توضیح داد، اگرچه به خطا و اشتباهات صحبت‌هایش اذعان کرد اما در عین حال گفت که صحبتش «طنز» بوده و با تاکید بر لزوم تفکیک قائل شدن میان صحبت «طنز» و «غیرطنز»، خطاب به رسانه‌ها شخصیت‌های مستقل علمی و اجتماعی هشدار داد: «نباید با برخی سخنان، کاری کرد که فضای طنز در کشور بسته شود!» او همچنین درباره یکی از دیگر گاف‌های پرشمارش توضیح داد و البته صرفاً تاکید کرد که آن‌چه با هشتگ «جا نوونی» در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده و حتی بخش خبری 20 و 30 هم با آن شوخی کرده، مربوط سال‌های قبل بوده و ربطی به سوتی‌های دوران وزارتش ندارد. زمانی که او در جریان بازدید از موزه بانک ملی، گفته بود که «اموال ارزشمند موزه را داخل «جا نوونی» گذاشته‌اند.»
اما واقعیت این است که مشکل ضرغامی و منتقدانش، عدم درک شوخی و جدی در کلام آقای وزیر نیست. در واقع صرف‌نظر از آن شعرخوانی‌های عجیب و غریب ضرغامی در جلسه رای‌اعتماد و نیز آن‌چه در شعار انتخاباتی‌اش با تعبیر «زدن زیر میز» آن هم «با کفش کوهنوردی» سوژه شبکه‌های اجتماعی شد، انتقاد اصلی ناظران و کارشناسان به او، ناآگاهی و دانش اندکش نسبت‌به مسائل حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. فاجعه اصلی اما وقتی تکمیل شد که او به‌جای استفاده از مدیران آشنا با این حوزه، دست به انتصاب افرادی زد که اغلب همچون خودش با این فضا بیگانه بودند و حداکثر شناختشان از فرهنگ به تجاربی که در سازمان صداوسیما اندوخته بودند، محدود بود. ناآگاهی و عدم شناختی که تا جایی پیش رفت که او در یکی از نخستین سفرهای استانی که همراه با ابراهیم رئیسی انجام شد، هنگامی که برای بازدید از پاسارگاد در این مجموعه تاریخی حضور یافت، از لزوم حفر چاه برای کشاورزی سخن گفت و تاکید کرد: «امروز مردم پاسارگاد به‌دلیل مقبره کوروش نمی‌توانند کشاورزی کنند، چاه بزنند، باید این مشکلات برطرف شود و قوانین حریم‌ها مقداری انقباض پیدا کند.» اظهاراتی که به‌واقع در حکم تکمیل این طنز تلخ بود. طنزی که تلخی‌اش همچنان ادامه دارد.