بایگانی مطالب نشریه
امروز روز پایان اغتشاشات است؛ دیگر به خیابان نیایید
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شامگاه جمعه (ششم آبان) به همراه سردار ابوالقاسم شریفی مسئول ایثارگران سپاه و سردار حسن حسنزاده فرمانده سپاه تهران بزرگ با خانواده شهید پوریا احمدی دیدار و گفتوگو کرد. به گزارش فارس، سرلشکر حسین سلامی با اشاره به اشراف اطلاعاتی نسبت به دشمنان تصریح کرد: ما به عقبه دشمن دسترسی و از آن اطلاعات داریم و از فکر و نیتهای آنها آگاه هستیم. ما دشمن را به خوبی رصد کرده و اعماق سپاه آن را هم مشاهده میکنیم حتی آرایش سپاهشان را هم میبینیم. دشمنان به معنای واقعی با همه ذخایر و تواناییهای خود به میدان آمده بودند. در واقع، هرچه پسانداز کرده بودند را خرج کردند. اما، نهتنها هیچ نتیجهای نگرفتند، بلکه اقدامات آنها نتیجه عکس داد. سرلشکر سلامی با بیان اینکه هنگامی که مردم ماهیت واقعی آشوبگران را شناختند، از آنها دور شدند، تصریح کرد: ماهیت و چهره واقعی آشوبگران جز آتشسوزی، قتل، تخریب اموال عمومی، ایجاد ناامنی، حرکات مبتذل و غیراخلاقی شرمآور، سخنان رکیک شرمآور و همچنین رفتارهای غیر اخلاقی و غیر دینی نبود. حتی برخی از رفتارها و سخنان این افراد به قدری شرمآور است که نمیتوان آنها را بازگو کرد. او گفت: هنگامی که مردم ماهیتهای آشوبگران را با شهدای خودمان مقایسه کردند، آنگاه مشاهده کردند که میان آنها از خاک تا افلاک و از زمین تا عرش فاصله است. فرمانده کل سپاه تاکید کرد: هرچند غم از دست دادن انسانهای خوب بهویژه شهدایی که همه زندگی آنها با طهارت، ایمان، اخلاق، معنویت و معرفت همراه بوده، بسیار سخت است. اما، اینکه این خانواده دو شهید را به انقلاب اسلامی و نظام تقدیم کرده سعادت بزرگی است. صبر بر این مصیبتها از خود شهادت زیباتر است و خداوند انشاءالله به خانواده شما اجر بدهد.
فرمانده کل سپاه همچنین در مراسم تشییع شهدای حمله تروریستی به حرم شاهچراغ گفت: ما به جوانانمان آن عده قلیل که گول خوردهاند باز هم میگوییم شرارت را کنار بگذارید، امروز روز پایان اغتشاشات است دیگر به خیابان نیایید، از جان این ملت چه میخواهید؟ او گفت: این شیراز و ایران واقعی است که نشاندهنده انقلاب شکوهمند اسلامی است و با شرارت تعدادی معدود فریبخورد هرگز آسیب نخواهد دید. امروز چشم دشمن را کور کردید و وادار کردید شعلههای آتشش خاموش شود، او خفقان گرفت تا فریادهای پرشکوه شما را شنید. سرلشکر سلامی گفت: توطئه و اغتشاشات اخیر محصول رژیم صهیونیستی است، آنها شکستهای بزرگی از ملت در ۴۳ سال گذشته دریافت کردهاند. دشمنان میخواهند دین ما را بگیرند، ما دنیای آنها را خواهیم گرفت. آنها میگویند بر ایران و آرمان اسلامی و آرزوهای بزرگ این کشور نمیتوانیم غلبه کنیم، مگر اینکه بر جوانان غلبه کنیم و رویای آمریکا این است که جوانانمان فقط کشته شوند و فرقی برایشان نمیکند که چه کسی کشته شود؛ جوان انقلابی یا جوان اغتشاشگر؛ میخواهند جوانان ما را مرده ببینند. به دنبال تعطیلی دانشگاهها و مدارس هستند، پس بدانید آنها خواب خوبی برای شما ندیدهاند. سرلشکر سلامی تصریح کرد: آرتین امروز قلب ماست، آرتین عزیزم امروز قلبها خانه توست، ما همه خادم توییم و روی مژههای چشم ما بزرگ خواهی شد و در طول تاریخ این رخداد را برای آیندگان تعریف خواهی کرد.
| پیام ما | انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران با صدور بیانیهای بابت اتهاماتی که در بیانیه وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه نسبت به نیلوفر حامدی و الهه محمدی خبرنگاران روزنامههای شرق و هم میهن نسبت داده شده است، به صراحت انتقاد کردند.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران در این بیانیه نوشته است: «بیانیه مشترک دو نهاد اصلی اطلاعاتی کشور درباره تحلیل رویدادهای اخیر، مضمونی نداشت جز اینکه باید روزنامهنگاری را جرم و ممنوع اعلام کرد، زیرا فعالیت عادی دو نفر از همکاران ما در انجام وظیفه حرفهای را مصداق اتهامی قرار دادهاند که به معنای پایان کار روزنامهنگاری است.»
این نهاد صنفی در بخش دیگری از این بیانیه تاکید کرده است: «دو فعالیت خبری مورد اشاره نهادهای اطلاعاتی، جزو ابتداییترین و بدیهیترین وظایف روزنامهنگاری محسوب میشود؛ این در حالی است که یکی از ریشههای مشکلات کشور، فقدان یا خطیر بودن انجام همین فعالیتهای خبری است. آنچه را این بیانیه درد دانسته، در واقع درمانِ رسانههای داخلی است. به علت فقدان همین فعالیت است که مرجعیت رسانهای از داخل به خارج از کشور منتقل شده و امروز با چنین وضعی مواجهاید، بهطوری که اگر تمام روزِ خود را صرف تکذیب اخباری کنید که غلط و دروغ میپندارید، باز هم وقت کم میآورید، چون رسانه نداریم. از این رو، برخورد با فعالیت ابتدایی دو خانمِ روزنامهنگار حرفهای، ناشی از عصبانیتی است که نسبت به رسانههای برونمرزی وجود دارد. و ضرورت دانستن این نکته که مقابله با آن رسانهها، اتفاقاً به رسمیت شناختن و احترام و دفاع از حرفه روزنامهنگاری است.»
انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران در واکنش به بیانیه دو نهاد اطلاعاتی کشور در نامهای جداگانه به رئیس قوه قضاییه موارد حقوقی بیانیه علیه همکاران روزنامهنگار را بررسی کرده و از حجتالاسلام اژهای خواسته است نسبت به این موارد دستور مقتضی را صادر کند
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران تاکید کرده نباید «انتقام از برنامههای ماهوارههای فارسیزبان خارج ایران از روزنامهنگاران زحمتکش و خدمتگزار مردم» گرفته شود زیرا: «این نه قانونی است، نه اخلاقی و نه حتی مفید و تاثیرگذار. این اتهام که همکاران ما برای آموزش بدیهیات و اصول اولیه روزنامهنگاری به خارج از ایران رفته و در کلاسهای روزنامهنگاری شرکت کردهاند، فارغ از صحت و سقم اصل وجودی چنین برنامههایی، توهین به شعور مخاطب و جامعه روزنامهنگاری محسوب میشود؛ آن هم دو روزنامهنگاری که از حرفهایترین روزنامهنگاران کشور هستند.» این انجمن در بخش دیگری از بیانیه خود تصریح کرده است: «بیانیه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است که همه ما روزنامهنگاران متهم و حتی مجرم هستیم و از آن مهمتر اینکه، حرفه روزنامهنگاری را در داخل کشور منتفی تلقی میکنند. از اینرو معتقدیم باید مجموعه نهادهای مدنی و صنفی مرتبط با رسانه و روزنامهنگاری در این مورد چارهاندیشی کنند و اعتراض خود را به این رویکرد ویرانگر که ریشه تضعیف نهاد رسانه و فرستادن مرجعیت رسانهای به خارج از مرزها را دربردارد ابراز کنند. متأسفانه رویکرد اطلاعاتی مزبور درد خود را از جایی میداند که در واقع درمان و چاره بیماری کشور است.»
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران «رویکرد امنیتی نسبت به حرفهی روزنامهنگاری» را غیرقانونی و در تقابل با آزادی قانونی دانسته و تاکید کرده این رویکرد را «عامل اصلی یا دستکم یکی از عوامل بحرانزای جامعه ایران محسوب میکند. ضمن آنکه شکست آن از پیش قابل مشاهده است. همچنین معتقدیم براساس آنچه در اطلاعیه مزبور آمده، اقدامات حرفهای دو همکار حرفهای ما خانمها الهه محمدی و نیلوفر حامدی جزو وظایف حرفهای هر روزنامهنگاری است. مگر قرار بر این بوده که تصویری از خانم مهسا امینی یا خبر مراسم آن مرحومه منتشر نشود که آنان خلاف آن عمل کرده باشند؟ این حق آنان و از آن مهمتر وظیفه حرفهایشان بوده است، ضمن اینکه مدیران رسانهای آنان نیز در جریان مأموریتکاری آنها بودهاند.»
نامه انجمن صنفی به رئیس قوه قضاییه
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران همچنین در واکنش به بیانیه دو نهاد اطلاعاتی کشور در نامهای جداگانه به رئیس قوه قضاییه موارد حقوقی بیانیه علیه همکاران روزنامهنگار را بررسی کرده و از حجتالاسلام اژهای خواسته است نسبت به این موارد دستور مقتضی را صادر کند.
در بخشی از نامه هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران خطاب به رئیس قوه قضاییه آمده است: «بنا به اطلاعات موجود دو روزنامهنگارِ فوق هم اینک تحت تحقیقات مقدماتی قرار دارند. اقتضای دادرسی منصفانه این است که تحقیقات به شکل بیطرفانه انجام شده و از انتشار نکاتی که قطع نظر از درستی و نادرستی آنها ممکن است به زیان متهم تلقی گردد اکیدا خودداری شود. متاسفانه مشاهده میکنیم در این بیانیه نه تنها این اصل رعایت نشده است بلکه حتی به شکلی قضاوت و حکم نهایی نیز به جامعه القا میشود و این مغایر با دادرسی عادلانه است. نکته مهمتر آن فعلی که به عنوان مستند اتهامی ذکر کردهاند دقیقا انجام وظیفه حرفهای و عادی آنان است و هر روز در حال اجرایش هستند و برای روزنامهنگار فرقی میان انداختن عکس یا تهیه گزارش از مرگ یک نفر یا یک تصادف وجود ندارد آنچه که در پی انتشار خبر میآید مربوط به عوامل اجتماعی دیگر است.» در این نامه تاکید شده که روزنامهنگاران بازداشتی تاکنون در بازداشت چندان از حقوق متهم بهرهمند نبودهاند. هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران در ادامه این نامه تقاضاهای زیر را خطاب به محسنی اژهای مطرح کرده است: «دستور فرمایند نسبت به تخلفی که در خصوص انتشار برخی مفاد پرونده صورت گرفته است رسیدگی عاجل صورت گیرد. حقوق متهمان از حیث ارتباط مستمر و موثر با وکیل رعایت شود. شرایطی تهیه شود تا متهمان در اسرع وقت از بازداشت آزاد شوند و در نهایت ترتیبی مقرر فرمایند تا نمایندگان این انجمن با متهمان ملاقات کرده و از وضعیت عمومی آنان اطلاع حاصل شود.»
واکنش مدیران مسئول «شرق» و «هممیهن»
بسیاری از روزنامهنگاران هم در صفحههای شخصیشان در شبکههای اجتماعی از ادعاهای مطرح شده از سوی دو نهاد اطلاعاتی درباره روزنامهنگاران، انتقاد کردهاند. همچنین مدیران مسئول روزنامههای «شرق» و «هممیهن» هم به این بیانیه واکنش نشان دادند. مهدی رحمانیان مدیرمسئول روزنامه شرق درباره بیانیه مشترک نهادهای امنیتی کشور و اتهام جاسوسی و آموزش نیلوفر حامدی (خبرنگار شرق) در خارج از کشور به نیت اغتشاش، گفت: «اینها خبرنگار هستند و کار خبری خود را کردهاند. میگویند این خبرنگاران توسط بیگانگان آموزش دیدهاند که بروند خبر تهیه کنند! خب چرا بیگانگان آنها را آموزش بدهند؟»
رحمانیان افزود: «هر چه درباره او (نیلوفر حامدی) میگویند دروغ است. ایشان اولین بار عکس مهسا امینی را منتشر نکرده و قبل از او عکسهایی منتشر شده بود. نیلوفر از ابتدا تا انتهای این موضوع با من هماهنگ بود. انتشار عکس و خبر توسط خبرنگار و نشریه ما کار درستی بوده و رسالت خبری خود را انجام دادهایم.» مدیرمسئول شرق همچنین درباره ادعایی مبنی بر اینکه این خبرنگاران در خارج از کشور آموزش دیدهاند، افزود: «مگر برای آموختن کار خبر حتما باید به خارج بروند؟ در همین کشور هم امکانات آموزشی فراوان است. در عجبم چگونه دو جریان مهم امنیتی کشور وقت خود را صرف اینگونه مطالب میکنند.»
غلامحسین کرباسچی، مدیرمسئول روزنامه هم میهن هم به «ایلنا» گفت: «تا آنجا که ما پرسیدیم چیزی به ما اعلام نشده و کاری هم که خانم الهه محمدی انجام دادند این بود که رفتند گزارشی برای روزنامه تهیه کردند و مشابه آن گزارش نیز در خبرگزاریهای فارس و دیگر خبرگزاریها به تفصیل و با جزئیات بیشتر تهیه شده است. از لحاظ کاری چیزی که ما دیدیم همین تهیه گزارش بود. اما غیر از این اگر موضوع دیگری است، باید اسناد و مدارک آن به دادگاه و مراجع قضایی ارائه شود. بعد از آن منتظر باشیم و ببینیم این ادعاهایی که مطرح شده به چه نتایجی خواهد رسید.»
او فضای شکل گرفته علیه روزنامهنگاران را به نفع جریان رسانه در داخل کشور ندانست و گفت: «ما امیدوار هستیم دستگاههای قضایی که این موارد را بررسی میکنند و نظر نهایی را میدهند، واقعیت مطلب را دریابند، قضاوت داشته باشند و نتیجه درست را اعلام کنند. هر خبرنگاری که در یک صحنهای برای تهیه گزارش میرود، آموزش دیده است. به همه خبرنگاران در دانشگاهها و آموزشگاههای رسانهای آموزش میدهند و هر خبرنگاری تلاش میکند اولین خبر را بدهد. برای آنکه انتشار خبر، صحنه رقابت با سایر رسانههای دیگر است. به همین دلیل ما خبر دیگری نداریم و نمیدانیم این ادعاهایی که مطرح شده چیست و باید دید نظر دادگاه چیست.» کرباسچی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: «اگر مرجع خبری با هر سلیقه سیاسی در داخل کشور باشد، بیشتر به نفع کشور است تا اینکه منبع و مرجع بخش اخبار به بیرون از کشور منتقل شود. ما باید تلاش کنیم تا جو سالم برای اطلاعرسانی درست به مردم در داخل کشور را تقویت کنیم. تلاش همه خبرنگارانی که در داخل کشور کار میکنند در همین زمینه است. این بستگی به نگاه مسئولان دارد که این نگاه را چطور درک کنند.»
پزشکان هم بیانیه انتقادی دادند
تجمع اعتراضی که شماری از پزشکان صبح روز چهارشنبه تدارک دیده بودند با برخورد نیروهای انتظامی حاضر در صحنه به درگیری و بازداشت شماری از پزشکان منتهی شد. این اتفاقات در ادامه رئیس و قائممقام ارشد سازمان نظام پزشکی تهران را نیز به کنارهگیری از مقامهایشان واداشت. هرچند دستکم با یکی از این دو درخواست استفعا مخالفت شده است. همزمان سازمان نظام پزشکی تهران در خبری فوری از آزادی همه پزشکانی که توسط فراجا بازداشت شده بودند، خبر داده است.
پزشکانی که صبح روز چهارشنبه میخواستند مقابل ساختمانی که تابلوی سازمان نظام پزشکی را بر سر دارد، گردهم جمع شوند تا مگر به پشتوانه عضویت در این نهاد صنفی و زیر سایه مکانی که خانه خود میپندارند، از خواستههایشان بگویند و انتظاراتی را که از حاکمیت دارند، مطرح کنند؛ انتظار اینکه «امنیت بیماران» و «مصدومان تجمعهای اعتراضی» در این چند هفتهای که گذشت، محترم و محفوظ بماند. حال میخواهد مجروحان و مصدومانی که در تجمعهای این چند هفته آسیب دیده و به همین دلیل هم تحت درمان و مراقبت پزشکی قرار گرفتهاند، از شهروندان معترض حاضر در این تجمعها باشند، چه احیاناً از میان ماموران امنیتی و انتظامی.
سازمان نظام پزشکی تهران نیز در فراخوانی که هفته پیش بهمنظور برگزاری همین تجمع صادر کرد، 8 مطالبه پزشکان را بهطور صریح اعلام کرد و از جمله ضمن «محکومیت و توقف هرگونه خشونت در تمام سطوح جامعه»، خواستار «جلوگیری از آسیب بدنی و روانی وارده به جامعه مخصوصا کودکان و نوجوانان» شده و تاکید کرده بود: هرگونه تغییر کاربری آمبولانس و نمادهای پزشکی را محکوم کرده و جهت ترمیم اعتمادعمومی جامعه، خواستار توقف آن هستیم
این را قائممقام رئیس سازمان نظام پزشکی تهران البته ساعاتی پس از استعفا از مقامش گفته و اضافه کرده است: «حفظ مسائل خصوصی بیمار، عدم استفاده غیرپزشکی از آمبولانس و رعایت امنیت بیماران و مصدومان دولتی و غیردولتی، صدور اجازه به تمامی پزشکان برای دسترسی به مصدومان و مداوای همه آنها» خواسته پزشکان بود. این درحالی بود که سازمان نظام پزشکی تهران نیز در فراخوانی که هفته پیش بهمنظور برگزاری همین تجمع ناکام صادر کرد، 8 مطالبه پزشکان را بهطور صریح اعلام کرد و از جمله ضمن «محکومیت و توقف هرگونه خشونت در تمام سطوح جامعه»، خواستار «جلوگیری از آسیب بدنی و روانی وارده به جامعه مخصوصا کودکان و نوجوانان» شده و تاکید کرده بود: «هرگونه تغییر کاربری آمبولانس و نمادهای پزشکی را محکوم کرده و جهت ترمیم اعتماد عمومی جامعه، خواستار توقف آن هستیم.» این نهاد همچنین با طرح خواسته «ایجاد بستر مناسب برای ارائه خدمات جامعهپزشکـی به همه آسیبدیدگان حوادث اخیر و دخالت نکردن نیروهایامنیتی در پروسه درمان»، در یک کلام خواستار احترام به «استقلال پزشکان» شده بود.
این خواستهها که محمد رازی آن را در یک کلام «صرفاً خواست اجرای قانون» تعبیر کرده مجال ابراز و بیان نیافت. بهگفته این مقام مستعفی در سازمان نظام پزشکی تهران، از آنجا که «هر کس میآمد، به او تعرض میشد و نمیگذاشتند به راهش ادامه داده و وارد نظام پزشکی شود و اگر هم ازسوی فردی حتی اعتراض لفظی مختصری صورت میگرفت، مورد ضرب و شتم قرار میگرفت»، درنتیجه «اساساً تجمعی در کار نبود» تجمعی که البته قائم مقام مستعفی سازمان نظام پزشکی تهران تاکید دارد که قرار بود بهطور مسالمتآمیز برگزار شود اما «به خشونت کشیده شده» تا آنچه را که میشد «نارضایتی» بخش بزرگی از جامعه پزشکی و «اعتراض» پزشکان به خشونت برداشت کرد، حالا علاوهبر اینها، «دلخوری و دلآزردگی» پزشکان بخوانیم.
نارضایتی پزشکان معترض و بهویژه دلآزردگی جامعه پزشکی نسبتبه برخورد خشونتآمیزی که در پاسخ به تجمع مسالمتآمیز صبح روز چهارشنبه صورت گرفت، آخر هفتهای متفاوت را برای آنان رقم زد. روزهایی که بهرغم تعطیلی رسمی، برخی از آنان را به نامهنگاریهای رسمی و اداری واداشت و شماری را نیز به نگارش و امضای بیانیههایی در اعتراض به آنچه برسرشان آمد. چنانکه ابتدا راوی همین روایت عجیب از تجمع ناکام صبح روز چهارشنبه پزشکان یعنی محمد رازی، قائم مقام سازمان نظام پزشکی تهران در نامهای گلایهآمیز در فضای مجازی و روایت آنچه پزشکان معترض از سر گذرانند، از مقام خود استعفا کرد و در ادامه رئیس این نهاد در استان تهران نیز دست به قلم شد و در نامهای رسمی خطاب به هیات مدیره نظام پزشکی تهران بزرگ از سمت خود کنارهگیری کرد. سید موید علویان که بدون هرگونه اشاره مستقیم و غیرمستقیم خواستار کنارهگیری از ریاست هیات مدیره نظام پزشکی تهران بزرگ شد، صرفاً نوشت: «به دلیل اینکه در حال حاضر امکان انجام تکالیف قانونی و محوّله خود را ندارم، ضمن استعفا از ریاست، از عضویت در هیات مدیره هم کنار میروم.» او البته آنطور که در اخبار نیمروز شنبه آمد، فعلاً ناگزیر به ادامه فعالیت است. چه آنکه برخلاف تاکیدی که در خصوص ناممکن بودن انجام وظایفش بهعنوان رئیس هیات مدیره نظام پزشکی تهران داشت، ظاهراً رئیسکل سازمان نظام پزشکی کشور با او همنظر نیست. محمد رییسزاده دیروز از مخالفت خود با درخواست استعفای علویان خبر داد و نوشت: «ضمن ابراز تاسف از حادثه پیش آمده برای شما که با دلسوزی و مجدانه پیگیر حل مشکلات اعضای جامعه پزشکی بودید، استعفای شما را در شرایط فعلی که انسجام و همدلی، نیاز مبرم ارکان مختلف سازمان نظام پزشکی کشور است، به صلاح نمیدانم و امیدوارم در این شرایط حساس کنار همکاران به فعالیت خود ادامه دهید.»
رئیسکل سازمان نظام پزشکی کشور البته در این نامه توضیح روشنی در مورد «حادثه پیش آمده» برای رئیس هیات مدیره نظام پزشکی تهران به دست نداده اما آنطور که محمد رازی در جریان روایت غائله صبح روز چهارشنبه گفته، ظاهراً حادثه پیش آمده، نمونهای از برخوردهایی است که شماری از پزشکان گفتهاند از ماموران سر زده و از آن دلخورند. محمد رازی که در بخشی از روایتش از «ضرب و شتم رئیس هیات مدیره سازمان نظام پزشکی تهران» نیز سخن گفته، در این رابطه توضیح داده که «هنگامی که دکتر علویان در تلاش بوده با ماموران صحبت کند و چند خانم دکتر را عبور دهد تا کسی متعرضشان نشود، از سوی چند مامور مورد تهاجم قرار گرفته و مصدوم شده است.»
رازی که در بخشی از روایتش به موضوع بازداشت احتمالی پزشکان پرداخته، با تایید اصل موضوع بازداشت، تاکید کرده که اطلاعی از اسامی بازداشتشدگان ندارد. روز گذشته اما سازمان نظام پزشکی ایران با انتشار خبری فوری در صفحه رسمی این نهاد در اینستاگرام از آزادی این بازداشتشدگان خبر داده و آورده است: «برابر اخباری که برخی نزدیکان افراد بازداشت شده تاکنون اعلام کردهاند، خوشبختانه با پیگیریهای رئیس کل سازمان نظام پزشکی و قول ناجا، کسانی که در اختیار فراجا بودهاند، همگی آزاد شدهاند.»
دیروز هم شماری از پزشکان فوقتخصص خون و انکولوژی در سراسر کشور با انتشار بیانیهای در 11 بند، از مسئولان کشور خواستند که با «همدلی و واژگانی عاری از تحقیر نشان دهند که عمق و گستردگی خواستههای مردم آگاه هستند.» امضا کنندگان این بیانیه همچنین با پشتیبانی از جریان آزاد اطلاعات، خواستار خودداری از «اعمال محدودیت فاجعهبار در اینترنت» و «آزادی فوری روزنامهنگاران و فعالان مدنی» شدند. آنان همچنین با تاکید بر اینکه «هرگونه اعمال خشونت در برابر معترضان از جمله کودکان و نوجوانان، نقض قانون اساسی» است، خواستار خودداری مسئولان از «جلوگیری از برگزاری اعتراضات مسالمتآمیز»، «بهکارگیری نیروهایی تحت عنوان لباسشخصی» و البته «خودداری از حمله به کلیه مراکز آموزشی و درمانی» شدند و تاکید کردند که «از تجهیزات درمانی استفاده غیردرمانی نگردد و امکان ارائه خدمات درمانی به مصدومان و زندانیان آسیبدیده همواره فراهم شود.»
تلاش برای بازگشت آرامش به زاهدان
شورای تامین استان سیستان و بلوچستان شامگاه پنجشنبه با انتشار بیانیهای درباره درگیریهایی که پس از اتمام نماز جمعه روز هشتم مهرماه زاهدان رقم خورد و به مرگ چندین نفر انجامید، ضمن پذیرش قصور برخی مأموران، از برکناری رئیس وقت کلانتری ۱۶ و فرمانده انتظامی شهرستان زاهدان خبر داده است. همچنین به گزارش خبرگزاریها نماز جمعه اهل سنت دیروز زاهدان، از جهاتی متفاوت از آنچه در این چند هفته شاهد بودیم برگزار شد. ایسنا و برخی دیگر از خبرگزاریهای رسمی از آرامش نسبی حاکم بر فضای مسجد مکی خبر داده و اعلام کردند که دست کم تا پایان اقامه نماز آرامش نسبی بر این مسجد و محوطه اطراف حاکم بود.
۴ هفته از حادثه درگیری و جانباختن شماری از نمازگزاران نماز جمعه زاهدان گذشت. روزی تلخ که غم و اندوه ایرانیان را درپی داشت.
نمازگزاران و شهروندان زاهدان اما دیروز وقتی برای اقامه نماز جمعه راهی مسجد مکی بودند، با حس و حالی متفاوت گام برمیداشتند. پس از ناآرامیهای اخیر در این شهر در مراسم نماز، شهر و مسجد بزرگ اهل این شهر و محوطه اطراف این مسجد، آرامش حاکم بود. آرامشی که در حالی تا نیمروز جمعه بر زاهدان حاکم شد که علت این آرامش، بیانیهای بود که شامگاه پنجشنبه از سوی شورای تامین استان سیستان و بلوچستان صادر شد. در بیانیه ضمن «پذیرش قصور برخی مأموران انتظامی» تاکید شده است: «چنانچه طی بررسی های تکمیلی و مشخص شدن مواردی دیگر از قصور یا تقصیر احتمالی پرسنل و فرماندهان انتظامی جهت رسیدگی و اقدام به مراجع ذیربط ارسال خواهد شد.»
دهها هزار نمازگزار روز گذشته در مسجد مکی زاهدان گرد هم آمده و در آرامش نسبی و فضایی متفاوت از سه، چهار هفته گذشته نماز را ادا کردند. این در حالی بود که یک خبرگزاری دولتی در این رابطه نوشت: برخی نمازگزاران حین ترک عیدگاه تا طی مسافتی حدود ۱۰۰ متری از محل برگزاری نماز جمعه، شعارهایی سر میدادند
شورای تامین استان سیستان و بلوچستان در این بیانیه با اشاره به آنچه حدود ۴ هفته قبل، پس از اتمام نماز جمعه اهل سنت در شهر زاهدان رقم خورد، آورده «گروهی از افراد ضمن یورش به کلانتری ۱۶ در مجاورت مصلای نماز جمعه قصد داشتند حوزه انتظامی مذکور را تصرف کنند.» بنابراین بیانیه، «در جریان این حمله با توجه به درگیری مهاجمان و نیروهای مدافع کلانتری، متاسفانه برخی هموطنان مظلوم و و نمازگزاران جان خود را از دست داده و مجروح شدند.» شورای تامین این استان جنوب شرق کشور همچنین یادآور شد: «به دنبال حادثه غمبار زاهدان طی دستور مستقیم ریاست جمهوری اسلامی ایران، وزیر کشور در زاهدان حضور یافته و با پیگیری مسئولان عالی امنیتی و دفاعی کشور هیاتهای کارشناسی به منظور بررسی علل زمینهها چگونگی و ابعاد این رخداد به زاهدان اعزام و اقدامات جامعی را برای دسترسی به روایتی دقیق و واقعی از حوادث رخ داده در دستور کار قرار دادند.» روایتی که به منظور بازسازی صحنه اغتشاش و نحوه اقدام نیروهای انتظامی و نتیجه گفتوگوی تیم های بررسی و هیاتهای اعزام شده به زاهدان با مسئولان امنیتی و فرماندهان انتظامی، بررسی فیلمهای مداربسته سطح شهر، جمعآوری شواهد میدانی و گفتوگو با شاهدان عینی و مجروحان حادثه و دیدار با سران طوایف و علمای دینی بود و شامگاه پنجشنبه شورای تامین استان سیستان و بلوچستان با تشریح آنچه پس از اتمام نماز جمعه روز هشتم مهرماه در زاهدان گذشت، نتایج جمعبندی تحقیقات انجام شده را اعلام کرد. در بخشی از این بیانیه با تاکید بر اینکه «حوادث روز جمعه ۸ مهرماه زاهدان در ۲ بازه زمانی و محیط متفاوت به وقوع پیوسته که از منظر عناصر حاضر در صحنه، انگیزه و اقدام با هم متفاوت است»، آمده است: «بر اساس مستندات موجود تاکنون تعداد مجموع جانباختگان حوادث هشتم مهر و روزهای بعد از آن در شهر زاهدان، ۳۵ نفر بوده که شامل برخی از نمازگزاران در مصلی، جان باختگان در مرحله اول اطراف کلانتری، کشتهشدگان از افراد مسلح بر اثر درگیریهای سطح شهر و همچنین شهروندان بیگناه به قتل رسیده توسط اشرار در مناطق مختلف است.» شورای تامین در سطور پایانی این بیانیه ضمن تسلیت به مردم اعلام کرد: «جهت تحقق دستور ریاست محترم جمهوری برای اجرای عدالت ضمن پذیرش قصور برخی از ماموران و عزل رئیس وقت کلانتری ۱۶ و فرمانده انتظامی شهرستان زاهدان و همچنین جبران خسارات وارده به جانباختگان بیگناه و خانوادههای آنان اعلام میدارد که پرونده حوادث تلخ زاهدان اعم از محرکان اغتشاشگران و مهاجمان به کلانتری و از طرفی مسئولان ذیربط انتظامی جهت رسیدگی به تخلفات به جرائم تشکیل و به همراه مستندات کامل برای رسیدگی همه جانبه به مرجع قضایی ارسال شده تا به صورت دقیق و بر اساس ضوابط قانونی مورد رسیدگی قرار گیرد. لازم به ذکر است چنانچه طی بررسی های تکمیلی و مشخص شدن مواردی دیگر از قصور یا تقصیر احتمالی پرسنل و فرماندهان انتظامی جهت رسیدگی و اقدام به مراجع ذیربط ارسال خواهد شد.»
مراسم نماز جمعه دیروز زاهدان به گواه آنچه ایسنا و چند خبرگزاری رسمی دیگر از صحن مسجد مکی مخابره کردند، در فضایی امن و آرام برگزار شده و مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان هم در پایان خطبههای خود، از نمازگزاران خواست که با آرامش به منازل خود بازگردند. ایسنا البته به این نکته نیز اشاره کرده که «برخی نمازگزاران حین ترک عیدگاه تا طی مسافتی حدود ۱۰۰ متری از محل برگزاری نماز جمعه، شعارهایی سر میدادند.» این خبرگزاری همچنین با اشاره به آنچه «برخی فیلمهای مبهم در فضای مجازی با عنوان درگیری و ناآرامی در زاهدان»، خواند، تأکید کرد: «این فیلمها مربوط به مسیر خروج از عیدگاه زاهدان است و جمعیت پس از خروج نمازگزاران پراکنده شده و دیگر خبری از درگیری و ناآرامی نیست.» این خبرگزاری دولتی همچنین در واکنش به اخبار متعدد در خصوص وضعیت نامساعد دسترسی شهروندان به اینترنت، اعلام کرد: «با وجود حضور پررنگ نیروهای انتظامی، آرامش برقرار و اینترنت شهر نیز وصل است.» این در حالی بود که ایسنا در خبری دیگر از برگزاری نماز جمعه روز گذشته زاهدان نوشت: «خطیب نماز جمعه زاهدان در سخنان خود ضمن استقبال از بیانیه پنج شنبه شب شورای تامین استان بر رسیدگی به آنچه چند هفته قبل در نماز جمعه زاهدان اتفاق افتاد تاکید کرد و برخورد با عوامل آن را خواستار شد.»
با این حال از زاهدان خبر رسیده که شماری از افراد حاضر در نماز جمعه دیروز، شعارهایی سردادهاند و اوضاع قدری متشنج هم شده است. تسنیم در همین رابطه اطلاعیه شورای تامین سیستان و بلوچستان را منتشر کرد: عدهای افراد فرصتطلب برای ایجاد اغتشاش و ناامنی وارد خیابانهای اطراف شده که در این میان با شلیک افراد ناشناس، تعدادی از شهروندان و نیروهای حافظ امنیت مجروح شدند.
شورای تامین سیستان و بلوچستان در اطلاعیهای ضمن قدردانی از علما، معتمدان و مردم هوشیار استان، خصوصا مجموعه انتظامات مسجد مکی، اعلام کرد: علیرغم تذکرات امام جمعه مسجد مکی زاهدان، متاسفانه عدهای افراد فرصتطلب برای ایجاد اغتشاش و ناامنی وارد خیابانهای اطراف شده که در این میان با شلیک افراد ناشناس، تعدادی از شهروندان و نیروهای حافظ امنیت مجروح شدند.
در این اطلاعیه دبیرخانه شورای تامین استان، با قدردانی از مردم شریف و با بصریت استان و علماء، معتمدان و ریش سفیدان، شرایط استان عادی است و از شما مردم متدین خواهشمندیم هرگونه مورد مشکوک و خرابکارانه را به دستگاههای امنیتی در میان بگذارند. همچنین نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان از برگزاری نشستی گفت که به تازگی با حضور برخی علمای اهل سنت برگزار شده است. آیتالله مصطفی محامی که در بخشی از خطبه های نماز جمعه روز گذشته زاهدان، آنچه را که در این چند هفته در این شهر شاهد بودیم، «جنگی ترکیبی» توصیف کرده، با اشاره به جلسات مکرری که در هفته گذشته همانند هفتههای قبل، با حضور گروههای مختلف برگزار شده و در ادامه با اشاره به نشستی که با حضور علمای اهل سنت برگزار شد، گفت: «در آن جلسه به شدت گلایه کرده و نسبت به مسیری که در التهاب آفرینی دنبال میکنند و سخنان، نکات، توییتها و بیانیههایی که به التهاب و دوقطبی سازی که خواست دشمن است، بیافزاید، هشدار دادم.» او با اشاره به این بیانیه گفت: «می بایست دادگاه نسبت به تخلف افراد مختلف پیگیری کند و با بررسی جامع و منصفانه، برخورد قاطع با متخلف، برخورد بازدارنده، تدبیر پیشگیرانه برای جلوگیری از تکرار این حوادث و تلاش برای احقاق حق همه اطراف و جوانب اعم از نیروی انتظامی، جانباختگان و مجروحان، مال باختگان و مردمی که ناامنی را تحمل کردند، در دستور کار قرار گیرد.»
حمله تروریستی غروب چهارشنبه گذشته در شیراز که هنوز ساعتی از انجام نگذشته، داعش مسئولیت آن را برعهده گرفت، با موجی از واکنشهای داخلی و خارجی مواجه شده است. واکنشهایی گسترده که از مهمترین آنها میتوان به پیام رهبر انقلاب و پیام های جداگانه روسای قوای سه گانه و البته آنچه برخی از عالیترین مقامهای پیشین از جمله روسای جمهوری پیشین و چهرههای شاخص سیاسی و غیرسیاسی در این رابطه گفتند، اشاره کرد. به خصوص آنکه روز گذشته در شرایطی که هنوز 24 ساعت از این فاجعه نگذشته بود، برخی خبرگزاریها از اقدام به بمبگذاری در یکی از دیگر نقاط شیراز خبر دادند. خبرگزاری مهر با تاکید بر اینکه این بمبگذاری در خیابان معالیآباد شیراز انجام شده، از بازداشت یک نفر در جریان خنثیسازی این عملیات بمبگذاری خبر داد و ایرنا نیز به نقل از فرماندار شیراز نوشت: چند شب پیش افرادی اقدام به جانمایی مواد منفجره در این خیابان شلوغ کردند که با حضور به موقع نیروهای امنیتی خنثی شد. این خبرگزاری دولتی در حالی آنچه را که خبرگزاری مهر در ارتباط با بازداشت یک نفر در جریان این بمبگذاری نوشته بود، تایید کرد که همچنین خبرگزاری دانشجو نیز در خبری در این رابطه اعلام کرد: «این اقدام بمبگذاری در روز چهارشنبه همزمان با حادثه دردناک حرم شاهچراغ اتفاق افتاده که با هوشیاری نیروهای امنیتی خنثی شده است.» آن هم در حالی که خبرگزاری فارس نیز اعلام کرد: «فردی که چهارشنبه شب و پس از حادثه تروریستی حرم شاهچراغ(ع) در پوشش زبالهگرد قصد بمبگذاری در خیابان پرتردد معالیآباد شیراز داشت، توسط سازمان اطلاعات سپاه استان فارس دستگیر و بمب نیز خنثی شد.»
رئیس دولت اصلاحات نیز در پیامی ضمن محکوم کردن این حرکت پلید و دردآفرین، از حرکت جامعه ایرانی به سوی آزادی گفت و با ابراز یادآوری کرد: بروز خشونت -از هر طرف که باشد- دلها را آزرده میکند
اما هنوز ساعتی از انتشار اخبار مربوط به نقشه ناکام تروریستی روز گذشته شیراز نگذشته بود که وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران یک بیانیه مفصل مشترک درباره حوادث اخیر کشور و مداخلات آمریکا در این اتفاقات صادر کردند. در بخشی از این بیانیه آمده است: «بر اساس اطلاعات موجود، محرز شده است که زمینهسازی، مقدمهچینی و نیز بخش مهمی از عملیات اجرایی آشوبهای اخیر توسط سرویسهای جاسوسی بیگانه در قالب بستهای طراحی و به واسطه برخی گروهها و شبکههای مرتبط با آنها به روشهای مختلف درون کشور پیادهسازی شده است؛ از سوی دیگر واقعیت مهم دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه این سرویسها در عملیات اخیر خود تلاش کردهاند از بسترها و زمینههای برخی نارضایتیهای موجود در جامعه سوءاستفاده کرده و حتیالمقدور پروژههای اطلاعاتی خود را بر سوءاستفاده از این بسترها و زمینهها استوار سازند.» در این بیانیه مفصل تاکید شده است: «رصدهای دقیق و مستمر اطلاعاتی در بیش از یک سال گذشته، همچنین مستندات موجود از مقطع اغتشاشات اخیر و نیز اطلاعات بدست آمده از سناریوهای دشمن برای مقطع پسا بحران، مصادیق فراوان و استنادات غیرقابل انکاری از نقشآفرینی همهجانبه رژیم تروریستی آمریکا در طراحی، اجرا و استمرار غائله مذکور دارد. بنابراین تمرکز مبنایی بیانیه حاضر بر نقش رژیم مافیایی آمریکا، همپیمانان و پیادهنظامشان در اغتشاشات اخیر کشور، در سه مقطعِ پیش، حین و پسا آشوبهای کشورمان است.
این در حالی بود که معاون امنیتی استانداری فارس با اشاره به حمله تروریستی غروب چهارشنبه به زائران حرم شاهچراغ(ع) در این شهر تاریخی اعلام کرد «مهاجم مسلح در جنایت شاهچراغ، ۶ خشاب سلاح کلاشینکف به همراه داشته که از ۲ خشاب خود استفاده کرده است.» این مقام امنیتی در استان فارس همچنین با بیان اینکه «تروریست یک فرد 30 ساله بحرینی است»، اضافه کرد: «او با قبضه اضافی وارد حرم شده و به صورت انفرادی عملیات خود را اجرا کرده و حدود ۶۰ گلوله به هر فردی که در جلوی خود میدید، شلیک میکرد.»
در این بین اما در حالی که هنوز موج گسترده واکنشها فرو ننشسته بود که خبرگزاری فارس با استناد به شنیدههای خبرنگارانش، نام مهاجم را «حامد بدخشان» معرفی کرد و با اعلام مرگ او که به دلیل جراحات در جریان این حمله تروریستی و پس از چند عمل جراحی صورت گرفته، تاکید کرد که مقامات رسمی هنوز این خبر را تایید نکردهاند. همزمان اما خبرگزاری میزان و متعاقباً دیگر خبرگزاریها در خبری رسمی و مستند به ابلاغیهای که با امضای دادستان کل کشور صادر شده، از دستور این مقام ارشد قضایی به دادستان مرکز استان فارس به منظور بررسی ابعاد مختلف حادثه تروریستی حرم مطهر شاهچراغ(ع) خبر دادند. محمدجعفر منتظری خطاب به دادستان مرکز استان فارس خواستار این شده که مسئولان ذیربط ضمن شناسایی عوامل پشت پرده این حمله تروریستی خونبار، جنایتکاران را به سزای عمل خود برسانند.
همچنین در خبری دیگر که ایرنا به نقل از رئیس دولت سیزدهم مخابره کرد، ابراهیم رئیسی در پیامی با تسلیت شهادت و زخمی شدن جمعی از زائران نوشت: «تجربه نشان میدهد دشمنان ایران، انتقام استیصال و به سنگ خوردن تیرهایشان در ایجاد انشقاق در صفوف متحد ملت و پیشرفت کشور را با خشونت و ترور میگیرند.» در خبری دیگر نیز رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران نیز از برگزاری تظاهراتی خبر داد که روز گذشته در محکومیت جنایت استکبار در حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) در تهران پس از اقامه نماز جمعه از دانشگاه تهران به سوی میدان انقلاب برگزار شد. این در حالی بود که معاون اول رئیس جمهوری نیز با صدور پیامی شهادت جمعی از هموطنان در حادثه تروریستی در حرم شاهچراغ(ع) را تسلیت گفت. محمد مخبر در بخشی از این پیام تسلیت نوشت: پاسخی کوبنده در انتظار حامیان و آمران حادثه تروریستی شیراز خواهد بود.
اما این تنها مقامهای رسمی نبودند که به این حمله تروریستی واکنش نشان دادند. تا جایی که بهجز حسن روحانی رئیس جمهوری پیشین، سیدمحمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات نیز در پیامی ضمن محکوم کردن این حرکت پلید و دردآفرین، از حرکت جامعه ایرانی به سوی آزادی گفت و ابراز تاسف کرد که «بروز خشونت -از هر طرف که باشد- دلها را آزرده میکند.» همچنین در ادامه روز گذشته تولیت حرم امام خمینی(ره) در پیامی در پی حمله تروریستی در حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) را محکوم کرد. سیدحسن خمینی تصریح کرد: «عاملان این جنایت تروریستی امنیت جامعه ما را هدف گرفتهاند که به دنبال ایجاد بستر مناسبی برای اهداف پلید خود بودهاند.»
اما بهجز این چهرههای شاخص سیاسی، برخی احزاب و تشکلها نیز با انتشار بیانیههایی به این رویداد تلخ واکنش نشان دادند. از جمله حزب اصلاح طلب اعتماد ملی با ابراز تاسف و عرض تسلیت به بازماندگان کشتهشدگان در مسجد شاهچراغ شیراز، از آنچه «خشونت عریان» توصیف کرد، ابراز انزجار کرد و در تذکری دوستانه خطاب به برخی مقامهای سیاسی و نظامی تاکید کرد که سوءاستفاده و بهرهبرداری سیاسی و بیان علتهای غیرواقعی از چنین حوادثی نه منجر به حل مسائل اجتماعی و چالشهای امروز کشور و نه موجب کاهش آلام مردم مصیبتدیده میشود.»
تنها بازمانده گله غربی درنای سیبری، دو روز زودتر نسبت به سال گذشته به آبگیرهای شمالی آمد. درنای امید صبح پنجشنبه پنجم آبان ماه برای زمستانگذرانی به تالاب بینالمللی فریدونکنار و سرخرود مهاجرت کرد و موجب خوشحالی علاقهمندان به محیط زیست و حیات وحش شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، این تکدرنا هر ساله از زیستگاه زادآوری خود در سیبری از مسیر روسیه، قزاقستان و آذربایجان به تالاب بینالمللی فریدونکنار در مازندران مهاجرت و حدود چهار ماه از سال را با تغذیه در محدوده دامگاههای سنتی از باران و سرخرود و فریدونکنار زمستانگذرانی میکند.
اداره کل حفاظت محیط زیست استان مازندران با کمک جوامع محلی و بومیان منطقه و با توجه به اهمیت این پرنده به عنوان گونهای در خطر انقراض با انجام اقدامات مختلفی از این پرنده زیبا و با ارزش حفاظت میکند.
این تکدرنا هر ساله از زیستگاه زادآوری خود در سیبری از مسیر روسیه، قزاقستان و آذربایجان به تالاب بینالمللی فریدونکنار در مازندران مهاجرت میکند
«درنای امید» 15 سال است که بهتنهایی مهاجرت میکند. امید سال گذشته هفت آبانماه ۱۴۰۰ در تالاب فریدون کنار فرود آمد و پس از ۱۳۱ روز زمستانگذرانی در این تالاب در تاریخ ۱۷ اسفندماه ۱۴۰۰ به سیبری بازگشت. دُرنای سیبری که امید از گونه آنهاست، پرندهای در معرض خطر انقراض از خانواده درناهاست که قدی نزدیک به یک و نیم متر دارد و فاصله دو بال آن بیش از ۲ متر است. این درنا بدنی یکدست سفید با پاهای بلند سرخ رنگ دارد و منقار بلند سیاهی روی صورت قرمز رنگ آن نشسته است. درنای سیبری به طور تاریخی به سه جمعیت اصلی شرقی، غربی و مرکزی تقسیم میشود. جمعیت مرکزی این گونه منقرض شده است و جمعیت غربی هم به گفته کارشناسان محیط زیست در صورت مرگ امید به طور قطعی منقرض خواهد شد.
جمعیت شرقی درنای سیبری که در واقع تنها گروه باقی مانده از این گونه است، تابستان را در شرق سیبری زادآوری کرده و برای زمستانگذرانی به شرق چین می رود. از اعضای این گروه بیش از سه هزار قطعه باقی مانده است. زیستگاه زمستانی تقریبا تمامی جمعیت این گونه دریاچه «پویانگ» در چین و اطراف آن است.
همه ساله در زمستان ۱۵۰ گونه پرنده زمستان گذران با جمعیتی بالغ بر یک میلیون و ۵۰۰ هزار بال به تالاب و آببندانهای مازندران از جمله تالاب بینالمللی میانکاله میآیند.
|پیام ما| سازمان جهانی هواشناسی پیش از مذاکرات اقلیمی در شرمالشیخ هشدار تازهای داده است: غلظت گازهای گلخانهای در اتمسفر افزایش یافته و در سال 2021 رکورد تازهای ثبت کرده است. این سازمان که تحت مدیریت و نظارت سازمان ملل متحد فعالیت میکند، یک سال پیش هم هشداری مشابه داده بود و چند روز پیش از COP26 در گلاسکو از رکورد افزایش غلظت دیاکسید کربن، متان و اکسید نیتروژن خبر داده بود. حالا گزارش سالانه این سازمان نشان میدهد که جهشی عجیب در افزایش غلظت متان رخ داده است؛ این هشداری برای اختلال در برنامه محدود کردن گرمایش جهانی است.
بر اساس گزارش جدید WMO که نهاد آب و هوایی سازمان ملل است، سطح اتمسفری سه گاز گلخانهای در سال 2021 بهطرز بیسابقهای صعود کرده است. دلایل این افزایش هنوز تحت بررسی دانشمندان است اما گفته میشود درباره افزایش متان، احتمال دارد با افزایش وقوع پدیده لانینا که توام با افزایش بارندگی در مناطق استوایی است، رابطه داشته باشد.
بر اساس گزارش بولتن گازهای گلخانهای سازمان جهانی هواشناسی، در سال 2021، بزرگترین جهش سالانه در غلظت متان رخ داده که از زمان شروع اندازهگیریهای سیستماتیک از حدود 40 سال پیش بیسابقه بوده است. دلیل این افزایش استثنایی روشن نیست اما به نظر میرسد که نتیجه فرآیندهای بیولوژیکی و همچنین ناشی از فعالیتهای انسانی باشد.
افزایش سطح دیاکسید کربن از سال 2020 تا 2021 بیشتر از میانگین نرخ رشد سالانه این گاز در دهه گذشته بود. اندازهگیریهای ایستگاههای شبکه جهانی اتمسفر WMO نشان میدهد که سطح دیاکسید کربن در سال 2022 در سراسر جهان به افزایش ادامه داده است.
پتری تالاس، دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی: افزایش مداوم غلظت گازهای موثر در ایجاد گرمای زمین، از جمله شتاب رکورد در سطوح متان، نشان میدهد که ما در مسیر اشتباهی حرکت میکنیم
بین سالهای 1990 تا 2021، اثر گرمایش بر اقلیم ما به دلیل افزایش گازهای گلخانهای، نزدیک به 50 درصد افزایش یافت که دیاکسید کربن حدود 80 درصد از این افزایش را تشکیل میدهد. اثر گرمایش بر اقلیم، «واداشت تابشی» یا «اجبار اقلیمی» تعریف میشود که به معنی «اندازهگیری تأثیر یک عامل در تغییر تعادل انرژی ورودی و خروجی در سیستم اتمسفری زمین» است و شاخصی از اهمیت این عامل به عنوان یک مکانیسم بالقوه تغییر آب و هوا است.
سازمان جهانی هواشناسی در گزارش سالانه خود آورده است که در سال 2021 غلظت جهانی دیاکسید کربن ۴۱۵.۷ قسمت در میلیون (ppm)، متان ۱۹۰۸ قسمت در میلیارد (ppb) و اکسید نیتروژن ۳۳۴.۵ قسمت در میلیارد (ppb) بود. این مقادیر بهترتیب 149 درصد، 262 درصد و 124 درصد از سطوح ماقبل صنعت را تشکیل میدهند؛ یعنی قبل از اینکه فعالیتهای انسانی شروع به برهم زدن تعادل طبیعی این گازها در جو کند.
دیاکسید کربن (CO2)
دیاکسید کربن (CO2) مهمترین گاز گلخانهای با منشا انسانی شناخته میشود، چون تأثیر قابلتوجهی بر گرمایش جهانی و تغییر اقلیم دارد. غلظت این گاز در اتمسفر در سال 2021 به 149 درصد بیشتر از سطح آن پیش از انقلاب صنعتی رسید. این افزایش بیشتر به دلیل انتشار گازهای گلخانهای ناشی از احتراق سوختهای فسیلی و تولید سیمان است. از مجموع گازهای منتشر شده ناشی از فعالیتهای انسانی طی دوره 2011-2020، حدود 48 درصد در جو، 26 درصد در اقیانوس و 29 درصد در خشکی انباشته شده است.
هنوز نمیتوان گفت که افزایش شدید متان در سال 2020 یا 2021 نشاندهنده یک واکنش اقلیمی بوده یا نه اما میدانیم که اگر تالابهای گرمسیری مرطوبتر و گرمتر شوند، انتشار گازهای گلخانهای بیشتری امکانپذیر است. از سوی دیگر افزایش چشمگیر متان ممکن است به دلیل تنوع رویدادهای آب و هوایی سالانه نیز باشد
متان (CH4)
متان موجود در اتمسفر دومین عامل اصلی تغییر اقلیم است. این گاز برخاسته از منابع مختلف است و به دلیل تنوع منابع، تعیین کمیت انتشار متان بر اساس نوع منبع دشوار است. از سال 2007 تاکنون، میانگین غلظت اتمسفری متان در سطح جهانی، با سرعتی فزاینده در حال افزایش است. افزایش سالانه متان در سالهای 2020 و 2021، به ترتیب 15 و 18 (ppb) اندازهگیری شده که این میزان بیشترین افزایش از زمان شروع ثبت سیستماتیک غلظت این گاز در سال 1983 است.
جامعه علمی جهانی گازهای گلخانهای در حال بررسی دلایل افزایش متان است. بررسیها نشان میدهد که از سال 2007 تا کنون، منابع بیوژنیک مانند تالابها یا شالیزارهای برنج بیشترین نقش را در افزایش مجدد گاز متان داشتهاند. هنوز نمیتوان گفت که افزایش شدید متان در سال 2020 یا 2021 نشاندهنده یک واکنش اقلیمی بوده یا نه اما میدانیم که اگر تالابهای گرمسیری مرطوبتر و گرمتر شوند، انتشار گازهای گلخانهای بیشتری امکانپذیر است.
از سوی دیگر افزایش چشمگیر متان ممکن است به دلیل تنوع رویدادهای آب و هوایی سالانه نیز باشد. سالهای 2020 و 2021 شاهد رویدادهای لانینا بودیم که با افزایش بارندگی در مناطق استوایی همراه بود.
اکسید نیتروژن (N2O)
اکسید نیتروژن، سومین گاز مهم در میان گازهای گلخانهای است. این گاز به میزان تقریبی 57 درصد از منابع طبیعی و تقریبا 43 درصد از طریق منابع انسانی، از جمله اقیانوسها، خاک، آتشسوزی منابع طبیعی، استفاده از کود و فرآیندهای صنعتی مختلف منتشر میشود. افزایش غلظت این گاز که از سال 2020 تا 2021 اندکی بیشتر از میزان مشاهده شده در سال 2019 تا 2020 و همینطور بالاتر از میانگین نرخ افزایش سالانه در 10 سال گذشته بوده است.
زمان اقدام رسیده است
پتری تالاس، دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی گفته است: «بولتن گازهای گلخانهای سازمان جهانی هواشناسی بار دیگر، بر ضرورت انجام اقدامی فوری برای توقف انتشار گازهای گلخانهای و جلوگیری از افزایش بیشتر دمای زمین در آینده تاکید کرده است و این اقدامات را حیاتی دانسته است.»
به گفته او افزایش مداوم غلظت گازهای موثر در ایجاد گرمای زمین، از جمله شتاب رکورد در سطوح متان، نشان میدهد که ما در مسیر اشتباهی حرکت میکنیم. پروفسور تالاس ادامه میدهد: «استراتژیهای مقرون به صرفهای برای مقابله با انتشار گاز متان وجود دارد، بهویژه در بخش سوختهای فسیلی. باید این استراتژیها را بدون تاخیر اجرا کنیم. هرچند، متان عمر نسبتاً کوتاهی دارد، کمتر از 10 سال است که در جو منتشر شده و تاثیر آن بر آب و هوا قابل جبران است.»
از سوی دیگر تا زمانی که انتشار گازهای گلخانهای ادامه داشته باشد، دمای جهانی همچنان افزایش مییابد. این در حالی است که با توجه به عمر طولانی دیاکسید کربن در جو، حتی اگر انتشار گازهای گلخانهای بهسرعت به صفر برسد باز هم سطح دمایی که قبلاً مشاهده شده برای چندین دهه باقی خواهد ماند.
قرار است در کنفرانس اقلیمی سازمان ملل متحد (COP27)، که از 7 تا 18 نوامبر در شهر شرمالشیخ مصر برگزار میشود، سازمان جهانی هواشناسی گزارشی موقت از وضعیت آب و هوای جهان در سال 2022 ارائه کند تا بگوید گازهای گلخانهای چگونه بر تغییر اقلیم و پدیدههای شدید آب و هوایی اثرگذارند. سالهای 2015 تا 2021، گرمترین سالهای ثبت شده در تاریخ است. غلظت گازهای گلخانهای اتمسفر همچنان در حال افزایش است و انتشار سوختهای فسیلی پس از کاهش موقت به دلیل قرنطینههای مرتبط با دوران همهگیری کرونا در سالهای 2020 و 2021 اکنون بالاتر از سطح قبل از همهگیری است.
سازمان ملل سال گذشته هم پیش از برگزاری اجلاس اقلیمی گلاسکو COP26 هشدار مشابهی درباره افزایش غلظت گازهای گلخانهای داده و اعلام کرده بود که غلظت سه گاز اصلی گلخانهای که به گرمایش جو زمین دامن میزند در سال ۲۰۲۰ به بالاترین میزان خود رسید. بر اساس گزارش پیشین سازمان جهانی هواشناسی، میزان افزایش سالانه غلظت گاز دیاکسید کربن، متان و اکسید نیتروژن نیز در سال 2020 از حد میانگین دوره نه ساله ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ فراتر رفت.
گزارشهای سازمان جهانی هواشناسی به دنبال آن است که مذاکرهکنندگان COP27 را به پیگیری اقدامات بلندپروازانهتر ترغیب کند تا به هدف توافق پاریس برای محدود کردن گرمایش زمین به زیر 2 درجه سانتیگراد (تا 1.5 درجه سانتیگراد) در مقایسه با سطوح پیش از صنعتی شدن دست یابند. متوسط دمای جهانی اکنون بیشتر از 1.1 درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین سالهای 1850 تا 1900 (پیش از انقلاب صنعتی) است.
آب نباید قربانی سیاست و منطقهگرایی شود
ویروس مدیریت سیاسی و منطقهگرایی نباید مقوله آب را بیمار کند. این توصیه که اینک «علی شریعت» دبیر فدراسیون صنعت آب ایران در تحلیل وضعیت حیات دریاچه ارومیه بر آن دست گذاشته صرفا به اکوسیستم دریاچه ارومیه محدود نمیشود و میتوان نقص در مدلهای مدیریتی ناشی از منطقهگرایی یا نگاههای سیاسی را در مواجهه با منابع آب به وضوح دید. این در حالی است که آب میتوانست به محور گفتوگویی ملی بدل شود و همه گروههای سیاسی را دور یک میز برای فهمی مشترک بنشاند.
دبیر فدراسیون صنعت آب ایران در حالی آخرین وضعیت دریاچه ارومیه را تحلیل کرده که معتقد است دولت دوازدهم در سالهای پایانی فعالیت خود کمتوجه و دولت سیزدهم نسبت به سرنوشت دریاچه ارومیه بیتوجه بوده است. این در حالی است که «علی سلاجقه» رئیس سازمان حفاظت محیط زیست روز چهارم آبان ۱۴۰۱ در حاشیه جلسه هیئت دولت با تاکید بر اینکه رئیس جمهور به شدت پیگیر وضعیت دریاچه ارومیه است گفت: آب حاصل از تصفیهخانههای تبریز و ارومیه به سمت دریاچه جریان گرفته است و قرار شده تا وزارت نیرو اعتباری بر بهبود وضعیت آب تصفیهخانه تبریز تخصیص داده و از سوی دیگر برای ترمیم تونل انتقال آب زاب اقدام کند تا مابقی تخصیصهای آبی به دریاچه ارومیه روانه این اکوسیستم شود. با این حال هنوز مشخص نیست سیاست کلان دولت سیزدهم در مورد اکوسیستم دریاچه ارومیه چیست.
یکی از بزرگترین عوامل ایجاد منازعات آبی بین استانها و شهرها که امروزه به کرات شاهد آن هستیم تغییر ساختار مدیریت منابع آب کشور از مدیریت حوضه آبریز به مدیریت آب استانی بود که طی دهههای گذشته اتفاق افتاد
در چنین وضعیتی «علیرضا شریعت» مسئول سابق دفتر نظارت و پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه و دبیر فدراسیون صنعت آب ایران با بیان اینکه آب باید دغدغه اصلی دولتمردان باشد، تاکید کرد: موضوع آب را نباید سیاسی و جناحی کنیم بلکه باید گفتمان ملی برای آن شکل بگیرد.
شریعت در گفتوگو با ایسنا، به موضوع دریاچه ارومیه و روزگار نه چندان خوش آن پرداخت و توضیح داد: تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه تجربهای گرانقدر بود که میبایست حتما از آن بهره برد. این ستاد برای اولین بار تلاش کرد تا بسیاری از وزارتخانهها و سازمانهای مرتبط با آب و محیط زیست کشور را دور یک میز و حول یک محور و هدف مشترک جمع کند تا برای یک بار هم که شده همه مجموعهها فارغ از نگاه بخشی و ستادی کار گروهی انجام دهند. هر چند نمیتوان به کارنامه ستاد در انجام این امر نمره بالایی داد ولی بهطور قطع با توجه به مقاومتهایی که ناشی از بخشینگری دستگاههای اجرایی برای انجام ماموریتهای آنها وجود داشت، اگر کمی انصاف داشته باشیم، نسبتا موفق بود و اگر ادامه مییافت بهطور قطع این هماهنگی و همکاری بیشتر و بیشتر میشد.
دبیر فدراسیون صنعت آب علت اصلی بازگشت دریاچه ارومیه به روزهای بد را کمتوجهی دولت دوازدهم به دریاچه ارومیه در سالهای پایانی و بیتوجهی دولت سیزدهم به این دریاچه دانست و توضیح داد: متاسفانه طی دهههای اخیر این روش در کشور مرسوم شده است که گاهی دولتها تمایل ندارند تا اعتبار و موفقیت یک طرح و یا پروژه به پای دولت بعدی منتقل شود و دولتهای بعدی نیز تمایل ندارند که این اعتبار و موفقیت به پای دولت قبل نوشته شود. این قضیه در خصوص احیای دریاچه ارومیه هم صدق میکند. باید بپذیریم که با هیچ موضوعی بهویژه در حوزه آب و محیط زیست نباید سیاسی برخورد کرد و این عرصه جای بازیهای سیاسی و جناحی نیست و باید همه مردم و حاکمیت فارغ از هر سلیقه فکری و سیاسی در کنار هم و با هم برای رفع مسائل و مشکلات این حوزه مشارکت جدی داشته باشند.
مسئول سابق دفتر نظارت و پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه توسعه هر کشوری را نیازمند توسعه مردم آن کشور دانست و گفت: با نگاه غیراصولی به آب نمیتوان هر فعالیتی را توسعه نامید. سرزمین بدون آب هیچ چیزی ندارد. به همین دلیل است که آب باید دغدغه اصلی دولتمردان باشد
این کارشناس آب، توسعه هر کشوری را نیازمند توسعه مردم آن کشور دانست و گفت: با نگاه غیراصولی به آب نمیتوان هر فعالیتی را توسعه نامید. سرزمین بدون آب هیچ چیزی ندارد. به همین دلیل است که آب باید دغدغه اصلی دولتمردان باشد.
شریعت با تکیه بر این گزاره که متاسفانه برخلاف اینکه فرهنگ غنی مردم ایران در خصوص احترام و پاسداشت آب و محیط زیست سالهاست نزد مردم فراموش شده گفت: به عنوان نمونه اگر دریاچه ارومیه را یک موجود زنده در نظر بگیریم، که قطعا بوده است، آنقدر به آن بیاحترامی کردیم و تشنه نگهش داشتیم که باید منتظر انتقام سختی هم از جانب آن باشیم. تجربه ثابت کرده است که هیچ انسانی در برابر انتقام طبیعت و عوارض طبیعی توان مقابله ندارد.
او در همین زمینه به کمآبی منطقه بلوچستان اشاره کرد و گفت: مردم شریف این خطه به علت کمآبی همیشه برای آب احترام زیادی قائل بودهاند و در فرهنگ آنان گاندوها (تمساح پوزه کوتاه) -که وابستگی زیادی به آب دارند- هم دارای احترام هستند. لذا حتی در مقاطعی که گاندوها به علت کمآبی به روستاها و جادهها رو میآوردند، مردم با مشاهده آنها در جاده به محیطبانان منطقه خبر میدهند تا آنها را از مسیر جادهای خارج کنند تا آسیب نبینند این در حالیست که گاندوها در چند سال اخیر با حملهور شدن به چند کودک باعث قطع دست آنها شدند اما مردم منطقه بلوچستان معتقدند به دلیل وابستگی این حیوان به آب، آزار و اذیت گاندوها موجب خشکسالیهای شدیدتر خواهد شد و این فرهنگ سالهای سال است که با این مردم عجین شده است.
شریعت همچنین در بخش دیگری از تحلیل خود درباره روندی که منجر به وخامت احوال دریاچه ارومیه شد افزود: این موضوع به نوعی در رفتار همه ما نسبت به دریاچه ارومیه هم صدق میکند و بیاحترامی به این دریاچه، بیتوجهی به تشنگی آن و رفتار غرور آمیز ما با این موجود زنده موجب خشم آن خواهد شد.
دبیر فدراسیون صنعت آب ایران در ادامه به وضعیت اسفبار منازعات داخلی آب در بسیاری از نقاط کشور اشاره کرد و گفت: به اعتقاد بسیاری از متخصصان این عرصه، یکی از بزرگترین عوامل ایجاد منازعات آبی بین استانها و شهرها که امروزه به کرات شاهد آن هستیم تغییر ساختار مدیریت منابع آب کشور از مدیریت حوضه آبریز به مدیریت آب استانی بود که طی دهههای گذشته اتفاق افتاد.
او افزود: برای نمونه اگر به حال و روز این روزهای دریاچه ارومیه و یا رودخانه زایندهرود نگاه کنیم دقیقا رد پای همین اشتباه مهلک در ساختار مدیریت منابع آب را میبینیم؛ به نحوی که در ارتباط با دریاچه ارومیه، سه استان حاشیه دریاچه یعنی آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان از زمان ایجاد ساختار استانی منابع آب، هر کدام به نوعی برای توسعه کشاورزی و صنعت در محدوده استان خود و رقابت بیشتر، به منابع آب سطحی و زیرزمینی دستاندازی کردهاند و در مسیر رودخانههای منتهی به دریاچه ارومیه به ایجاد سازههای کوچک و بزرگ پرداختند و سهم و حقابه محیط زیستی تالابها و دریاچه ارومیه را غارت کردند. حال آنکه قبل از این تغییر ساختار و به دلیل مدیریت واحد حوضه آبریز هرگز این اتفاق نیفتاد و این موضوع در خصوص رودخانه زایندهرود هم مصداق دارد.
شریعت در ادامه عنوان کرد: هرچند که در سالهای اخیر وزارت نیرو ساختار مدیریت حوضههای آبریز کشور را مجددا راهاندازی کرده ولی قطعا با شرایط فعلی و به دلیل تعارض منافع و مقاومت مسئولان استانی و محلی، امید چندانی به ایجاد این تغییر نیست و میبایست یک همیت و همت ملی در این خصوص ایجاد شود و همه حاکمیت روی انجام آن پافشاری کنند.
مسئول سابق دفتر نظارت و پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه توسعه هر کشوری را نیازمند توسعه مردم آن کشور دانست و گفت: با نگاه غیراصولی به آب نمیتوان هر فعالیتی را توسعه نامید. سرزمین بدون آب هیچ چیزی ندارد. به همین دلیل است که آب باید دغدغه اصلی دولتمردان باشد.
این کارشناس آب به افزایش سطح کشت محصولات کشاورزی بهویژه محصولات پرآب بردر کشور به عنوان یکی دیگر از عوامل خشکی دریاچهها و تالابها اشاره کرد و گفت : تغییر الگوی کشت شاید در عمل ساده به نظر برسد ولی انجام آن مستلزم انجام یک سری اقداماتی است که به آن توجه نشده است، از جمله مهمترین آن جلب اعتماد کشاورزان برای انجام این مهم است. تغییر الگوی کشت بهصورت دستوری و بدون جلب اعتماد، حمایت، آموزش، ترویج و پشتیبانی هیچوقت اتفاق نمیافتد کما اینکه وزارت جهاد کشاورزی علیرغم انجام تحقیقات مفصل و تعیین الگوی کشت برای کل کشور و متناسب با منابع آب و خاک هنوز هیچ دستاورد ملموسی در این خصوص نداشته است.
او ادامه داد: نمونه بارز آن در ممنوعیت کاشت برنج در استان خوزستان و یا اصفهان بهصورت دستوری است که بر اساس اطلاعات واصله کشاورزان این مناطق کماکان و به دلیل سود تضمین شده این محصول و علیرغم خشکسالی بیسابقه یکی دو سال اخیر به کشت برنج ادامه داده و میدهند و این موضوع در حوضه دریاچه ارومیه هم در خصوص کشت چغندر قند و سیب کاملا صادق است.
شریعت همچنین موضوع آب را پیچیده دانست و تاکید کرد: سختترین گفتوگوها در دنیا درباره آب است. این موضوع به زمان نیاز دارد اما وقتی همه دور یک میز با منافع مشترک بنشینند و به فکر حل مشکل باشند حل دیگر مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… بهراحتی رخ میدهد.
قاچاق چوب سرخدار برای قلیان سازی
نامهای متفاوتی دارند: شش رخ، رخ سلطانی، لیلی و مجنون، رخ درویش و اسمهایی مانند اینها. سراغ هر سازندهای هم که بروی برایت داستانهای طولانی از نامگذاری قلیانها و وجه تسمیه آنها تعریف میکنند. مجذوبکننده است مخصوصا وقتی قصهها را در یک کارگاه کوچک خراطی با صدای کشیده شدن مغار بر استوانههای چوبی بشنوی. اما آنچه همه این داستانها را خراب میکند و زیبایی خطوط برجسته خراطی را از چشم میاندازد، داستانی پس و پشت قلیانهاست که تا جایی در قلب البرز و جنگلهای هیرکانی پیش میرود: ذخیرهگاههای سرخداری.
ذخیرهگاههای سرخداری نه فقط به این دلیل که بازماندگانی از عصر اعجابانگیز یخبندان زمین هستند بلکه به این دلیل که بزرگترین منابعِ هنوز مانده از این گونه گیاهی در جنگلهای هیرکانی و ایران قرار دارد دارای اهمیتی دو چندان میشود. مناطقی در البرز شرقی که به واسطه ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی در فهرست میراث طبیعی یونسکو، نه فقط ذیل قوانین ملی بلکه تحت ضوابط بینالمللی نیز باید حفاظت شود. با این حال نه فقط طی سالهای گذشته، قطع این درختان و مصرف چوب آن برای ساخت وسایل تفریح و سرگرمی از جمله قلیان، شطرنج یا وسایلی مانند قندان و نرده منازل کاهش پیدا نکرده بلکه حالا فروش این ادوات، به شکل رسمی در وبسایتهای رسمی و بدون هیچ نظارتی انجام میشود.
علاوه بر اینکه اگر سری به بازارهای سنتی حتی در شهری مانند گرگان و علیآباد، گنبدکاووس، یعنی شهری در مجاورت ذخیرهگاههای سرخداری هیرکانی بزنید خراطیها و مغازههای کوچکی میبینید که از چوب سرخدار اجناس چوبی و منبتکاری درست میکنند حالا فروشگاههای آنلاین و صفحات اینستاگرام هم پر از این محصولات برای فروش پر شده است و با وجود منع قانونی هیچ اقدامی برای جلوگیری از آن رخ نمیدهد
حراج به چوب سرخدار
حامد یکی از فروشندگان قلیان چوب سرخدار از طریق یک وبسایت فروش است. وبسایتش به نظر یکی از وبسایتهای پر بازدیدی است که در صفحه نخست جستوجوی گوگل با نوشتن کلمه قلیان سرخدار نمایش داده میشود. گرچه امکان فروش در این وبسایت وجود دارد اما با شماره تماسی که منتشر کرده تماس میگیریم. او درباره قیمت فروش قلیانهاس سرخدار میگوید: همه اجناس حراج خورده است و قیمت قلیانها بسته به نوع، تراش و طرح خراطی تا یک میلیون تومان هم پایین آمده است.
او اطمینان میدهد که اجناس فروخته شده در وبسایت او همه از چوب سرخدار است و مستقیم از جنگلهای گلستان تهیه میشود. حامد که جوانی در حدود 40 سال به نظر میرسد توضیح میدهد: همه چوبها را خودمان خریداری میکنیم و پس از خشک کردن، در کارگاه خودمان خراطی میشود بنابراین تضمین فروش داریم.
او تلاش میکند ما را به عنوان یک مشتری راضی کند که چوب سرخدار دارای چنان ماندگاری است که ارزش پرداخت پولی چندبرابر را هم دارد.
طرح مدیریت جنگلهای هیرکانی قطع و قاچاق چوب این گونه را به عنوان تهدید اصلی بقای آن اعلام میکند و اعلام میکند با وجود اینکه بخشی از این اتفاق از سوی جامعه محلی حاشیه نشین این مناطق اتفاق می افتد اما درآمد آن در مقایسه با سایر روشهای وابسته و غیر وابسته به جنگل برای اهالی جنگل نشین اندک است و گردش مالی آن به دلالان و فروشندگان میرسد
کسب و کارهای بزرگ و کوچک
یکی دیگر از وبسایتهای فروش بزرگ که محصولات سرخداری در آن به فروش میرسد و تنوع بالایی از محصولات را ارائه میدهد خود را اینگونه تعریف میکند: «فروشگاه اینترنتی […] با بیش از 21 سال سابقه تولید لوازم قلیان و بیش از 3 سال سابقه فروش اینترنتی یکی از بیرقیبترین شرکتها و برندهای فروشگاهی لوازم قلیان در این عرصه است که اصالت اجناس ارسالی، گارانتی بیقید و شرط و ارسال بسیار سریع و خرید بسیار آسان و مطمئن از ویژگیهای مهم مجموعه است…»
این وبسایت درباره اینکه چرا اجناسی از چوب قاچاق در آن به فروش میرسد توضیحی ارائه نمیدهد. همچنین در تماس پیام ما با پشتیبانی این وبسایت امکان برقراری ارتباط به مدیریت وجود ندارد و کارشناسان پشتیبانی، بازاریابی و فروش هم توضیحی در خصوص اینکه آیا ممیزی برای خرید نکردن کالایی که قاچاق و غیرقانونی محسوب میشود در این مجموعه وجود دارد یا خیر نمیدهند.
بیتفاوتی مسئولان
علاوه بر اینکه اگر سری به بازارهای سنتی حتی در شهری مانند گرگان و علی آباد، گنبدکاووس، یعنی شهری در مجاورت ذخیرهگاههای سرخداری هیرکانی بزنید خراطیها و مغازههای کوچکی میبینید که از چوب سرخدار، اجناس چوبی و منبتکاری درست میکنند حالا فروشگاههای آنلاین و صفحات اینستاگرام هم از این محصولات برای فروش پر شده است و با وجود منع قانونی هیچ اقدامی برای جلوگیری از آن رخ نمیدهد.
در تماسهای «پیام ما»، با مدیران کل دستگاههای منابع طبیعی و آبخیزداری به عنوان متولی منابع ملی استان گلستان و میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این استان به عنوان متولی میراث ثبت شده هیچ یک از این نهادها پاسخگو نیستند و فقط دستگاه قضایی اعلام میکند که مسئله را پیگیری میکند.
محمد اسماعیل اسدی، پژوهشگر بینالمللی آب و خاک که در روزهای نخست فیلمی از درختان قطع شده سرخداری در علیآباد کتول منتشر کرده بود در این خصوص میگوید: متاسفانه در بیتفاوتی مسئولان برخی افراد سودجو برای تهیه قلیان و صنایع دستی درختان جوان سرخدار که یادگار دوران عصر یخبندان هستند را در دهنه زرین گل شهرستان علی آبادکتول قلع و قمع کردند. این در حالی است که جنگلهای سرخدار میراث کهن کشور بوده که زنده به دست ما رسیده است. درختانی کهنسال و بادوام که همیشهسبز هستند، این درخت متعلق به دوران سوم زمینشناسی و قبل از عصر یخبندان است.
اسدی ادامه میدهد: درختان سرخدار ۱۹۰ میلیون سال بر روی زمین دوام آوردهاند. پوست تنه درخت سرخ است و احتمالاً به همین علت است که چنین نامی را برای آن انتخاب کردهاند. متأسفانه مدتی است که برخی افراد سودجو برای خراطی و ساخت قلیان به جان این بازماندههای تاریخی افتاده و تیشه و به ریشه آنها میزنند.
چرا حفاظت از هیرکانی مهم است؟
براساس آنچه کتابچه راهنمای طرح مدیریت جنگلهای هیرکانی برنامه عمران ملل متحد میگوید جنگلهای هیرکانی تعــداد قابــلتوجهی از گونههای جانوری و گیاهی را در خود جای داده و شهرت جهانی زیســتگاههای جنگلی و غیرجنگلی منطقه هیرکانی به دلیل تنوع غنی و بومی بودن پوشش گیاهی آن اســت. تاکنون 3234 گونه در آنها به ثبت رسیدهاند که این رقم 44 درصد از کل گیاهان گلدار ایران را در بر میگیرد. جنگلهای هیرکانی دوره یخبندان کواترنری را از سر گذراندهاند، بنابراین یک منطقه بکر و مهم از درختان پهن برگ معتدله را با تنوع زیستی مرتبط، فراهم آوردهاند که قدمت آن حداقل به 25 میلیون سال قبل میرسد که یکی از مهمترین گونههای گیاهی آن سرخدار است.
این طرح قطع و قاچاق چوب این گونه را به عنوان تهدید اصلی بقای آن اعلام میکند و اعلام میکند با وجود اینکه بخشی از این اتفاق از سوی جامعه محلی حاشیهنشین این مناطق اتفاق می افتد اما درآمد آن در مقایسه با سایر روشهای وابسته و غیر وابسته به جنگل برای اهالی جنگلنشین اندک است و گردش مالی آن به دلالان و فروشندگان میرسد.
قانون چه میگوید؟
طبق اصل 45 قانون اساسی، اِنفال و ثروتهای عمومی، از قبیل زمینهای موات یا رهاشده، معادن، دریاها، دریاچهها….جنگلها، نیزارها، بیشههای طبیعی…. در اختیار حکومت اسلامی است تا طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل کند. تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون معین میکند. انفال و ثروت های عمومی به مانند جنگلها، منابع طبیعی و محیط زیست، امانت مردم و حقوق ملت نزد حکومت اسلامی بوده که الزاماً، باید در چارچوب قانون و با رعایت مصالح مردم و شهروندان، مورد حفاظت، نگهداری و استفاده قرار گیرد. همچنین برابر ماده 1 قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور، مصوب 1371.7.5؛ از تاریخ تصویب این قانون، گونههای درختانی از قبیل شمشاد، زربین، سرخدار، سرو خمرهای، سفید پلت، حرا و چندل، ارس، فندق، زیتون طبیعی، بنه ( پسته وحشی)، گون، ششم، گردو (جنگلی)، و بادام وحشی(بادامک) در سراسر کشور جزء ذخائر جنگلی محسوب و قطع آنها ممنوع است. شمشاد هیرکانی با نام علمی بوکسوس هیرکانا (Buxus hyrcana) درختی همیشه سبز و بومی جنگل های هیرکانی در شمال ایران است که در فهرست گونههای گیاهی در خطر انقراض اتحادیه بینالمللی حفظ طبیعت (IUCN) قرار دارد.
نقش دستگاهها کجاست؟
همچنین طبق تبصره 1 آن ماده؛ وزارت جهاد کشاورزی موظف است مناطق استقرار گونه های یاد شده را مشخص و حفاظت نموده و متخلفین را به مراجع قضایی معرفی کند. برابر تبصره 2 ذیل ماده مزبور ؛ « در مواردی که قطع این گونهها بر اساس طرح های مصوب و بنا به ضرورت و مسائل فنی و توسعه گونه های دیگر لازم باشد با تائید وزارت جهاد کشاورزی مجاز خواهد بود.» و برابر تبصره 3 آن ماده، متخلفین از این قانون برای بار اول علاوه بر پرداخت خسارتی که حسب مورد توسط کارشناسان مربوطه وزارت جهاد سازندگی ارزیابیخواهد گردید به حبس از یک ماه تا شش ماه و پرداخت جزای نقدی برای هر اصله درخت معادل یک برابر و نیم قیمت روز آن و در صورت تکرار به اشد مجازات محکوم میشوند. در شرح وظایف سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور نیز آمده است که اهداف آن؛ حفظ و حمایت، احیا، توسعه و بهرهبرداری اصولی از جنگلها، مراتع، اراضی جنگلی، بیشههای طبیعی، اراضی مستحدثه ساحلی، حفاظت و حمایت از آب و خاک کشور از طریق مدیریت علمی بر حوضههای آبخیز و رعایت اصول توسعه پایدار است. علاوه بر این، ترتیبات قانونی مقرر در برنامههای توسعه کشور، از جمله ترتیب مندرج در تبصره ذیل ماده 148 قانون برنامه پنجم توسعه که به موجب آن ( بهرهبرداری از جنگلها فقط در چارچوب مصوبات هیأت وزیران ممکن است و بهرهبرداری از مراتع و زیستگاههای طبیعی تنها بر مبنای توان بومشناختی (اکولوژیک) و ضرورت حفظ آنها مجاز و مازاد بر آن ممنوع است. متخلف از احکام این تبصره علاوه بر جبران خسارت، ملزم به پرداخت جریمهای معادل، تا دو برابر قیمت جنگل و یا مرتع و زیستگاه مورد بهرهبرداری یا تلف شده است) و سایر تکالیف قانونی مقرر برای دولت و سازمانهای متبوعه در خصوص منابع طبیعی و آبخیزداری به مانند ترتیبات قانونی مقرر در قانون برنامه ششم توسعه در جهت توسعه حفاظت از جنگلها و جلوگیری از روند تخریبی آنها.
و در نهایت در مواد محدودی از فصل بیست و پنجم قانون مجازات اسلامی با عنوان «احراق و تخریب و اتلاف اموال و حیوانات»، اقدامات مغایر با بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست، به طور کلی و نوعی، جرمانگاری شده و مجازات مقرر در قانون نیز نه تنها، متناسب با وضعیت تخریب محیط زیست و از بین بردن جنگلها و منابع طبیعی نبوده بلکه بازدارنده نیست.
علاوه بر این، در ماده 686 آن قانون به جرمانگاری قطع یا از بین بردن عالمانه و عامدانۀ درختان موضوع ماده یک قانون گسترش فضای سبز اشاره کرده که مستوجب جبران خسارت وارده و حبس تعزیری شش تا سه سال و یا جزای نقدی از سه میلیون تا هجده میلیون خواهد بود که آن هم ناظر به حریم شهرها و محدودۀ مصوب روستاها بوده و شمولی نسبت به جنگلها و مراتع کشور ندارد و در ماده 687 قانون مزبور نیز به موضوع احراق و تخریب و اتلاف تاسیسات زیر بنایی دولتی، به طور کلی، جرمانگاری نسبت به آن اشاره میکند، نه تخریب محیط زیست.
حالا در این خلاءهای نظام حقوقی کشور و نبود صراحت گفتار قانون نسبت به تخریب محیط زیست و جنگلها یکی از مهمترین گونههای گیاهی و بخش بزرگی از ذخیرهگاه جهانی سرخداری در حال تخریب است و به شکل رسمی و بدون هیچ مشکلی با قیمتی اندک به فروش میرسد.
گازهای گلخانه ای قاتل کودکان جهان
559 میلیون کودک در سراسر جهان در معرض امواج گرما قرار گرفتهاند. این تعداد تا سال 2050 به 2.02 میلیارد کودک در سراسر جهان میرسد. تحقیقات جدید یونیسف نشان میدهد که 624 میلیون کودک در معرض یکی از سه معیار افزایش دما یعنی طول دوره گرما، شدت و تعداد روزهای گرم هستند. هر دوره سه روزه یا بیشتری که حداکثر دمای هوا روزانه بیش از 10 درصد میانگین دمای 15 روزهی محلی یک منطقه باشد، طبق تحقیقات به امواج گرما تعبیر میشود. گرمای شدید برای سلامت کودکان مضر است و همچنین بر تحصیلات و معیشت و آینده آنها تاثیر میگذارد. یونیسف با ارائه این آمار به دولتها برای افزایش بودجه حفاظت از کودکان و افزایش سازگاری آنها با محیط در برابر گرما هشدار میدهد. دولتها باید کودکان را اولویت قرار دهند و اقداماتی فوری برای نجات جان آنها به خصوص جوامع آسیبپذیر انجام دهند.
این یک هشدار است. جان کودکان در خطر است. اگر جهان با همین رویه ادامه دهد، سال 2050 یعنی 30 سال آینده، گرما غیرقابل تحمل میشود. بحران گرمایش زمین و تغییرات آب و هوا سرعت گرفته است. حالا امواج گرما طولانیتر، شدیدتر و همهگیرتر شدهاند. گرمای هوا مثل ماشینی که ترمز بریده و در سراشیبی افتاده باشد، به نظر غیرقابل کنترل میآید. گزارش یونیسف پیشبینی میکند که در سال 2050، اگر دولتها موفق شوند سناریوی کاهش گازهای گلخانهای را محقق کنند، زمین 1.7 درجه گرمتر و اگر در بر پاشنهی افزایش گازهای گلخانهای بچرخد، دمای هوا 2.4 درجه گرمتر میشود. همین حالا هم میانگین دمای کره زمین، 1.1 درجه بیشتر از میانگین دمای هوا پیش از دوره انقلاب صنعتی شده است. اگر تا پایان قرن، سیاستهای فعلی ادامه پیدا کند، پیشبینیها نشان میدهد که گرما به 2.8 درجه سانتیگراد میرسد و اگر اقدام فوری برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و توسعه بر اساس سوختهای فسیلی در همه بخشها انجام نشود، رویای کاهش دما تا 1.5 درجه سانتیگراد بر اساس توافقنامه پاریس دور از دسترس خواهد بود.
تا 30 سال دیگر در سناریوی آلایندگی زیاد، 100 درصد کودکان ایرانی با گرما مواجه میشوند و 6.8 میلیون کودک مجبور به زندگی در گرمترین روزهای عمر خود خواهند بود
شلاق گرما بر تن نحیف کودکان
امواج گرما سالانه نزدیک به یک میلیون انسان را در سراسر جهان میکشد. اما اوضاع برای کودکان وخیمتر است. نوزادان و کودکان زیر 5 سال بیشتر در معرض خطر افزایش مرگ و میر ناشی از گرما و عوارض آن هستند. گرمای شدید بر سلامت جسمانی کودکان به شدت تاثیر میگذارد. افزایش آلرژیها، گرمازدگی و استرس، خطر ابتلا به بیماریهای مزمن تنفسی، خطرات بیماریهای ناشی از پشه از جمله تب دنگی، آسم و بیماریهای قلبی، یبوست، سوءتغذیه و وزن کم در هنگام تولد همگی از خطراتی هستند که در کمین سلامت کودکان در معرض گرما خواهند بود. نوزادان و کودکان خردسال در مقایسه با بزرگسالان کمتر قادر به تنظیم دمای بدن خود هستند و در صورت قرار گرفتن در معرض گرمای زیاد، آنها بیشتر آسیب میبینند. همچنین کودکان زمان بیشتری را نسبت به بزرگسالان در خارج از منزل برای بازی، ورزش و سایر فعالیتها میگذرانند، که آنها را در معرض خطر بیشتری برای آسیب گرما قرار میدهد. گرما، به طور کلی کودکان را با مخاطرات سلامتی، رفاه، اجتماعی و آموزشی روبهرو میکند. همچنین سلامت روحی و روانی کودکان تحت تاثیر گرما قرار میگیرد. به علاوه درجه حرارت بالا و مشکلات سلامت روان در کودکان و نوجوانان، اختلال استرس پس از سانحهای و افسردگی را افزایش میدهد. گرمای شدید دسترسی کودکان به غذا و آب را تهدید میکند. همچنین امواج گرما خشکسالی را تشدید میکند و باعث ناامنی غذایی میشود که تأثیرات شدیدی بر تغذیه کودکان به ویژه در جوامعی که به کشاورزی وابسته هستند، میگذارد. دمای بالا همچنین تقاضا برای آب را افزایش میدهد. در نتیجه کمبود آب، توانایی کودکان برای تنظیم دمای بدن و سیراب ماندن را مختل میکند. به این ترتیب جوامع وادار به تکیه بر منابع آب ناامن میشوند که همین هم زمینه شیوع بیماریهای آبی مانند وبا را فراهم میکند. امواج گرما همچنین خطرات قابلتوجهی برای سلامتی زنان باردار و شیرده به همراه دارد. گرمای شدید برای کودکان داخل رحم مادر مضر است و میتواند منجر به مردهزایی، عوارض دیابت بارداری و زایمان زودرس شود. کودکان جوامع فقیرترین با بیشترین خطرات ناشی از گرما مواجه هستند و در عین حال کمترین حمایت را دریافت میکنند. آنها اغلب به امکاناتهای مقابلهای و محافظتی مانند تهویه مطبوع، سرپناه، آب کافی و مراقبتهای بهداشتی برای درمان، دسترسی ندارند.
گرمای شدید بر تحصیل و معیشت کودکان در آینده تأثیر میگذارد. با افزایش امواج گرما، تغذیه کودکان به خطر میافتد و به دلیل ناتوانی در فراهم کردن آب کافی، توانایی تمرکز کودکان کاهش مییابد. در نتیجه موفقیتهای کمتری در مدرسه به دست میآید و حضور در مدرسه کمتر خواهد شد
آموزش کودکان قربانی گرما
گرمای شدید بر تحصیل و معیشت کودکان در آینده تأثیر میگذارد. با افزایش امواج گرما، تغذیه کودکان به خطر میافتد و به دلیل ناتوانی در فراهم کردن آب کافی، توانایی تمرکز کودکان کاهش مییابد. در نتیجه موفقیتهای کمتری در مدرسه به دست میآید و حضور در مدرسه کمتر خواهد شد. امواج گرما همچنین امنیت کودکان را تهدید میکند. با خشک شدن مراتع و کاهش درآمد خانوارها، جوامع مجبور به جستجو و رقابت بر سر منابع غذایی و آب میشوند. مهاجرت، آوارگی و درگیری حاصل از کمبود منابع غذایی، کودکان را در معرض خطر جدی آسیب فیزیکی و خشونت قرار میدهد. کودکان در سنین مدرسه بیشترین آسیب را از تشدید آسم میبینند. نوجوانان نیز در برابر آسیبهای ناشی از گرما و خطرات آموزشی-اجتماعی آسیبپذیر هستند.
آینده سیاه کشورهای گرمسیری در سال 2050
در سال 2020، حدود 740 میلیون کودک یعنی 1 نفر از هر 3 کودک در سراسر جهان، در کشورهایی که 83.54 روز یا بیشتر در سال را در دمای بیش از 35 درجه سانتیگراد زندگی میکردند، در معرض گرما قرار داشتند. پیشبینیها نشان میدهد که تا سال 2050 اگر انتشار گازهای گلخانهای و آلایندگی بسیار بالا باشد و به دمای تقریبا 2.4 درجه گرمتر زمین برسیم. انتظار میرود این رقم به تقریباً 816 میلیون یعنی 2 نفر از هر 5 کودک، افزایش یابد. به علاوه خاورمیانه، شمال و مرکز آفریقا، جنوب آسیا و بخشهایی از آمریکای لاتین و استرالیا در معرض دمای بسیار بالا قرار دارند. به طوری که در این درجه حرارت، امکان انجام کارهای روزمره در مدت زمان زیاد، غیرممکن میشود. همچنین محصولات و دامها ویران میشوند و اکثر کودکان یا بیمار میشوند و یا میمیرند. کودکان در آفریقا و آسیا در سال 2020 در معرض بالاترین میزان دما بودهاند و احتمالا تا سال 2050، اوضاع در این دو منطقه به همین منوال باقی بماند و باز هم کودکان در هر دو این مناطق بالاترین میزان دما را تجربه کنند. در حال حاضر کودکان در 23 کشور، بالاترین میزان دما را تحمل میکنند و این میزان تا سال 2050 به 33 کشور تحت سناریوی آلایندگی کم و 36 کشور در سناریوی انتشار آلایندگی زیاد خواهد رسید. این در حالی است که بورکینافاسو، چاد، مالی، نیجر، سودان، عراق، عربستان سعودی، هند و پاکستان در هر دو سناریو، بالاترین دمای ممکن را تجربه خواهند کرد. از هر سه کودک در آفریقا یک کودک در سال 2020 یعنی حدود 207 میلیون نفر در معرض گرما بودند و انتظار میرود حداقل 2 کودک از هر 5 کودک در هر دو سناریو تا سال 2050 در معرض این عامل قرار گیرند. به بیان دیگر 42 درصد و حدود 274 میلیون کودک در سناریو کاهش آلایندگی و 44 درصد یا حدود 287 میلیون نفر در بدترین حالت قربانی گرما میشوند.
اوضاع گرما در ایران وخیمتر میشود
طبق گزارش یونیسف، 12.3 میلیون کودک ایرانی زیر 18 سال در سال 2020 روزهای زیادی گرما را تحمل کردهاند و 5.8 میلیون نفر از آنها در معرض گرمای شدید بودهاند. به بیان دیگر 51 درصد کودکان بیش از 15 روز در برابر گرما بوده و 24 درصد آنها در معرض گرمای شدید قرار داشتهاند. بر اساس پیشبینیها برای 30 سال آینده ایران بر مبنای سال 2020 با سناریوی آلایندگی کم، 16.6 میلیون کودک زیر هجده سال یعنی 89 درصد کودکان ایرانی در مدت طولانی در برابر گرما قرار میگیرند. از این میزان 27 درصد آنها تا سال 2050 باید گرمای شدید را تحمل کنند. اما در سناریوی آلایندگی زیاد، 18.3 میلیون کودک زیر 18 سال یا به بیان دیگر 100 درصد کودکان ایرانی با گرما مواجه میشوند و 37 درصد یعنی 6.8 میلیون کودک مجبور به زندگی در گرمترین روزهای عمر خود خواهند بود.
در نهایت یونیسف توصیه کرده است که کشورها همین امروز دست به کار شوند و در درجه اول از کودکان در برابر ویرانی آب و هوایی با تطبیق و ایجاد سازگاری خدمات اجتماعی با محیط زندگی کودکان از آنها محافظت کنند. سپس کودکان را برای زندگی در جهانی که با تغییرات آب و هوایی مواجه خواهد شد، آماده کنند. به علاوه ضروری است که با اولویتبندی کودکان و جوانان در تخصیص منابع مالی و آب و هوایی بکوشند و در آخر همه دولتها از یک فاجعه آب و هوایی با کاهش شدید انتشار گازهای گلخانهای جلوگیری کنند.
ویلیام جی. لایکان یکی از فلاسفۀ زبانی معاصر، سالها پیش کتابی منتشر کرده است به نام philosophy of language: a contemporary introduction. از این کتاب مهم فلسفۀ زبان، در ایران سه ترجمه چاپ و منتشر شده است. یکی از ترجمهها با عنوان «درآمدی تازه بر فلسفۀ زبان» توسط کوروش صفوی ترجمه و در نشر علمی به چاپ رسیده است.
زمان مطالعۀ ترجمۀ صفوی با مسئلۀ بسیار جالبی روبهرو شدم؛ در فصل 12، کتاب آنجا که لایکان به مبحث «کارگفتها و توان غیربیانی» میپردازد، چهارجملۀ مختلف را مثال زده است:
الف. من آزادانه اعتراف میکنم که بارها با متهم گفتوگوهای خصوصی داشتهام.
ب. من آزادانه ولی با اکراه اعتراف میکنم که بارها با متهم گفتوگوهای خصوصی داشتهام.
پ. من با خرسندی و افتخار کامل اعتراف میکنم که بارها با متهم گفتوگوهای خصوصی داشتهام.
ت. من با آگاهی از اینکه آنچه در برابر دادگاه میگویم، اگر دروغ باشد، در حکم فردی دروغگو در پیشگاه خداوند متعال گناهکار خواهم بود و به آتش جهنم گرفتار خواهم شد، اعتراف میکنم که بارها با متهم گفتوگوهای خصوصی داشتهام.
لایکان بعد از ذکر این مثالها توضیح داده که اگر چه در تمام نمونهها همان بند «اعتراف میکنم که بارها با متهم گفتوگوهای خصوصی داشتهام» است که امکان ارزش صدق[1] دارد، اما از نمونۀ الف تا ت هرچه پایینتر و پایینتر میآییم، درگیر اطلاعاتی میشویم که بر ارزش صدق بند آخر تاثیر دارد.
نکتهای که لایکان مطرح کرده، بسیار ساده است. اگر بخواهم گفته او را به زبانی ساده و غیرفلسفی برگردانم، چنین میشود: فهمِ هیچ بخشی از یک متن زبانی، جدا و مجزای از سایر بخشهای آن متن نیست؛ پس و پیش سخن، موجب تغییر فهم میشود.
اگر با این دیدگاه، نگاهی به همه فهمها و دریافتهای خود داشته باشیم، متوجه میشویم که همه فهمهای ما به هم مرتبط هستند و هیچ فهمی بهتنهایی و جدا از سایر فهمها نیست. فهمهای جدید، تحت تأثیر فهمهای پیشین قرار دارند و نمیتوان فهمی خالص، در خلأ و جدا از دیگر فهمها داشت. حالا چه فهمی که از شنیدن و خواندن یک متن و عبارت زبانی داریم، و چه فهمی که از دیدن یک شیء یا واقعه، و… داریم. بهعنوان مثال، صندلی شما که کنار میز تحریرتان قرار دارد و هر روز روی آن مینشینید و مطالعه میکنید، فهمی برای شما دارد، این فهم تحت تأثیر محل قرارگیری صندلی و تجاربی که شما با این صندلی داشتهاید قرار دارد؛ اگر روزی بهترین دوستتان از این صندلی بهعنوان چهارپایهای برای دار زدن خود استفاده کند، فهم شما را از این صندلی تحت تأثیر این تجربه قرار خواهد. برای شما این صندلی بعد از مرگ بهترین دوست، با صندلی قبل از این حادثه، بسیار بسیار متفاوت خواهد بود. فهمهای ما براساس تجارب زیسته روی میدهند. هیچ تجربه و فهمی جدا از فهمها و تجارب پیشین نیست.
اما نمونههایی که لایکان ارائه کرده است، چندان تفاوتی در فهم بند آخر ایجاد نمیکند. تفاوت ارزش صدق نمونهها بسیار کم و ریز است. مترجم نیز هنگام ترجمه، متوجه کمرنگ بودن مثالها شده و در پاورقی مثالی دیگر اضافه کرده است که روشنتر باشد. مثال مترجم، زنگ بسیار قویای دارد؛ زنگی مهیب، برای فهمی مهیبتر. صفوی در پاورقی برای روشنتر کردن گفتۀ لایکان چنین آورده است:
«جملۀ زیر را در نظر بگیرید:
«من به دلیل شکنجههای چند ماه اخیر و تهدید زن و بچههایم، اعتراف میکنم که بارها با متهم گفتوگوهای خصوصی داشتهام» در چنین شرایطی، {…} اساساً تعیین ارزش صدق بند اصلی منتفی است.»
این نمونه بسیار بسیار برایم روشنگر بود. چقدر ملموس و چقدر نزدیک. مثالی که صفوی ارائه کرده، مرتبط با فضا و موقعیت ایرانیان است. فضایی که خوانندۀ ایرانی در آن زندگی کرده است و کاملاً با آن آشناست، فضایی که خوب میفهمیمش. اما نمونۀ الف چقدر برای ما ملموس و فهمیدنی است؟! متنها و کلمهها را میتوان با معادلگذاری زبان مقصد، ترجمه کرد اما تجارب را چگونه میتوان ترجمه کرد؟ چگونه میتوان با چند کلمه، تجربه از سر گذارندهای را از ذهن پاک کرد و با چند کلمه دیگر تجربهای جدید را بهجای آن نشاند. چگونه میتوان نمونۀ الف را بهواقع فهمید و نمونۀ ارائه شده توسط مترجم را نفهمید و از آن دور شد؟
[1] . منظور از ارزش صدق، میزان درستی و مطابقت گزاره و متن با واقعیت است. و منظور از امکان ارزش صدق، امکان مطابقت دادن متن و گزاره با واقعیت است.
farah_abutaleby@yahoo.com
پیام رهبر انقلاب در پی حادثه تروریستی در شیراز
حضرت آیتالله خامنهای در پی حادثهی تروریستی در حرم حضرت احمد بن موسی (شاهچراغ) شیراز در پیامی تاکید کردند: داغ عزیزان و نیز هتک حرمت حرم اهل بیت علیهمالسلام جز با جستجو از سررشتهی این فاجعهآفرینیها و اقدام قاطع و خردمندانه دربارهی آن، جبران نخواهد شد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی رهبر انقلاب، در متن این پیام آمده است: «جنایت شقاوتآمیز در حرم مطهّر حضرت احمد بن موسی علیهماالسلام که به شهادت و مجروح شدن دهها مرد و زن و کودک بیگناه انجامید، دلها را اندوهگین و داغدار کرد. عامل یا عاملان این جنایت اندوهبار یقیناً مجازات خواهند شد ولی داغ عزیزان و نیز هتک حرمت حرم اهل بیت علیهمالسلام جز با جستجو از سررشتهی این فاجعهآفرینیها و اقدام قاطع و خردمندانه دربارهی آن، جبران نخواهد شد. همه در مقابله با دست دشمن آتشافروز و عوامل خائن یا جاهل و غافل او وظائفی بر عهده داریم؛ از دستگاههای حافظ امنیت و قوهی قضائیه تا فعالان عرصهی فکر و تبلیغ و تا آحاد مردم عزیز باید ید واحدهای باشند در مقابل جریانی که به جان مردم و امنیت آنان و مقدسات آنان بیاعتنائی و بیاحترامی روا میدارد. ملت عزیز و دستگاههای مسئول یقیناً بر توطئهی خباثتآمیز دشمنان فائق خواهند آمد، انشاءالله. اینجانب به خانوادههای عزادار این حادثه و به مردم شیراز و به همهی ملت ایران تسلیت میگویم و شفای مجروحان را از خداوند متعال مسئلت میکنم.»
