بایگانی مطالب نشریه

به مناسبت دهم مرداد سالروز تولد محمود دولت آبادی خالق« کلیدر» و « زوال کلنل » 76 ساله شد

به مناسبت دهم مرداد سالروز تولد محمود دولت آبادی
خالق« کلیدر» و « زوال کلنل » 76 ساله شد

دهم مرداد 1395 هفتاد و ششمین زادروز محمود دولت آبادی نویسنده شهیر ایرانی است که بیش از هر اثر دیگر به خاطر رمان 10 جلدی «کلیدر» شهرت دارد. اثر سترگی که 15 سال از عمر خود را بر سر آن گذاشت.
رمانی که از آن به عنوان دومین رمان طولانی ترین رُمان جهان (پس از رمان جست و جوی زمان از دست رفته) یاد می شود. در حالی که « در جست وجوی زمان از دست رفته» و « کلیدر» یک داستان را از ابتدا تا به انتها با شخصیت های متعدد پیش می برند. محمود دولت‌آبادی ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در دولت‌آباد شهرستان سبزوار به دنیا آمد.
وی مشاغل مختلفی را تجربه کرده است. کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخ های کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوه کشی، دوچرخه سازی، سلمانی و…
در همین دوران دهه ۱۳۴۰ بود که به صورت جدی با تاتر آشنا شد و ۶ ماه نظری و ۶ ماه هم عملی درس تاتر خواند. در این دوره شاگرد اول شد و پس از آن «شب های سفید» اثر داستایوسکی و کارهای دیگری را بازی کرد .
سپس به گروه هنر ملی پیوست دوره پرباری برای او آغاز شد..درهمین سال ها در کلاس تئاتر آناهیتا به صورت مستمع آزادشرکت می کند……در سال ۱۳۵۳ مهین اسکویی، کارگردان تأتر از او دعوت کرد که در نمایشنامه «در اعماق» اثر ماکسیم گورکی ایفای نقش کند.از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ تأتر و داستان‌نویسی، دوشادوش هم، ذهن دولت‌آبادی را تسخیر کرده بود. او در فیلم گاو هم نقش کوتاهی ایفا کرده‌است .
مشخصه دیگر آثار او عشق به پدر یا خاطره پدری است ونیز ارادت به صادق هدایت.
دولت آبادی به همراه امین فقیری در سال 1376 برنده لوح زرین بیست سال داستان نویسی بر کلیه آثار شد. وی در سال ۱۳۸۲، در نخستین دوره‌ء جایزه ادبی یلدا (به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان)، جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی را دریافت کرد.
دوم هم این که در سال های اخیر نام دولت آبادی بیش از هر اثر دیگر با نام رمان «زوال کلنل» گره خورده که مجال انتشار نیافته است و چون به زبان های دیگر ترجمه شده برگردان غیر قانونی و غیر رسمی آن به فارسی با نثر عادی اسباب رنجش نویسنده شده است.
برخی نیز به دولت آبادی پیشنهاد کرده اند این اثر را برروی شبکه های مجازی قرار دهد و از مردم بخواهد وجه آن را با خرید کتابی دیگر بپردازند اما هنوز نپذیرفته و امیدوار است مجال انتشار از مجراهای رسمی فراهم آید.
در میان تمام مصاحبه ها و گفت و گوهای دولت آبادی یا بستگان و نزدیکان او شاید قابل توجه ترین خاطره این باشد که وقتی رمان به مرگ گل محمد می رسد نویسنده اشک می ریخته و می نوشته است…

صدایی که به هنگام روشن می شود

صدایی که به هنگام روشن می شود
محمد علی ثانی
شعر چشمی بسته است که می بیند
آغاز زیست پیش از تولد
یعنی جیغ هراسی
که هنوز برنیامده
به کاخ ستمگر
به خانه بی خیابان
به کپر هراس خوردگان
فرقی نمی کند
اما صدایی ست که به هنگام روشن می شود،
مصرف کنندگان
شعر را لقمه نانی
در کف نمی نهند
شاعر فریاد می زند
– من گرسنه نیستم
من تشنه ام
و همه آب های جهان
در پیاله مشتم است.
– جرقه های صدایت را
همهمه بادهای موذی محو می کند
من در تاریکی غارها
من به ظلمت هراس از مرگ
سوسوی چشمک هائی بودم
و اکنون نیز
شعله ای هستم
همتای بمب ها.
شعر قد علم می کند
و در روزها و روزنامه ها منتشر می شود
کنار ستون های خرید و فروش.
و غول دریده چشم ها را
که در فشار قیمت ها
زوزه می کشند
با تارهای شنگرف واژه ها
به بند می کشد.
آنها به مرگ فرو می روند.
و شعر به زندگی عروج می کند.
شما که خود را
بر سر دست حلوا حلوا می کنید
سوداگری ندانم
تا خطاب تان کنم
چرا که شعر
حقیقت کشف است
نه به رونق تجارت
یا قیمت گذاری کالا.
شعر درختی ست
نه در منجلاب
که شاخه برویاند
در لوش و لجن
به جنگل می زند شعر
اگر چه تنها بماند
شعر عروج می کند
و بر سریر حوصله می ماند.
من شعرم را
در پیاده روها گفتم
گفتم صدائی ست
اما همهمه ستوه عصر
صدا را کشت
شعرم را که آخته بود
غلاف کردم
و در دم آتش
ماشه رها شد
تا به شلیکی دیگر
شعر پیش از آنکه بمیرد
چونان هوا استفاده می شود
آنگاه می رود به کتاب ها و حافظه ها.
در غروب مرده شهر
به سایه تان که از شما پیش تر می راند
آیا می شود
فرمان ایست داد.
سال 55 کرمان

از سالمندی تا افسردگی تنهایی تلخ

از سالمندی تا افسردگی
تنهایی تلخ

دوباره ساعت را نگاه کرد، فقط ده دقیقه گذشته بود. تلویزیون را روشن کرد. امشب حال عجیبی داشت. هیچ‌وقت در زندگی‌اش از چیزی نترسیده بود، شاید حس امشبش، ترس باشد. حسش غریب بود، غریب و عمیق. یادش آمد، که همیشه به بچه‌ها می‌گفت: تنهایی، ترس ندارد یا هر چیزی که در روشنایی است، در تاریکی هم هست. شاید بچه شده بود، برگشته بود به سال‌ها پیش، اما آن موقع هم هیچ‌وقت تنها نبود، هیچ‌وقت مثل حالا تنها نبود، همیشه کسی بود که با او حرف بزند. بچه که بود، مادر، پدر، خواهر و برادرهای کوچک و بزرگ. عروس که شد، شوهرش هم‌زبان و همراه تنهایی‌اش شد و بعد 4 تا بچه‌ی «قد و نیم قد» مگر لحظه‌ای فرصت داشت که تنها باشد و یا احساس کند که تنهاست.اما حالا! با خودش گفت: کاش بود. وقتی‌که رفت دیگر، توان ماندن نداشت،بیماری خسته‌اش کرده بود. همه می‌گفتند: راحت شد، شاید … ولی تنهایی با رفتنش، وارد خانه شد و نشست دقیقاً جای کسی که رفته بود. روی همان تخت، کنار گلدان و انگاری خیره شده بود به چشم‌هایش. وقتی‌که رفت بچه‌ها بودند، صدا بود، گریه بود،غم بود، اما تنهایی نبود باهم غصه می‌خوردند. اما وقتی رفت، بچه‌ها را هم با خودش برد. انگار بچه‌ها پدر و مادر را باهم باور داشتند و یکی از آن‌ها که نبود، دیگری بی‌مفهوم و بی‌معنی می‌شد.از آن شب، هر چه از رفتنش می‌گذرد او تنهاتر می‌شود. اما امشب، حال عجیبی داشت. با خودش گفت: کاش زنگ بزنم، ببینم کسی از بچه‌ها فرصتش را دارد که اینجا بیاید. اما بازگفت: نه، اگر می‌خواستند حتماً خودشان زنگ می‌زدند، می‌دانند که تنهایم. سراغ پنجره‌ها رفت. پاییز خیلی غم‌انگیزتر از همیشه در حیاط، قدم می‌زد. خش‌خش برگ‌های کف حیاط به گریه‌اش انداخت. چقدر دلش برای دست‌های زبر و زحمت‌کش شوهرش تنگ‌شده بود ، دلش تنگ‌شده بود،برای اینکه برایش داخل سینی، غذا بگذارد و کنار تخت بیاورد و او نگاهش کند و بگوید: حلالم کن. با خودش زمزمه کرد ،چرا رفت، چرا من حلالش کردم که راحت برود و من را تنها بگذارد.«استغفرا…» گفت و نشست پشت رحل قرآن، تنها مونس همیشگی‌اش، آیه‌ها جلوی چشمانش می‌رقصیدند، لبخند زد و با خودش گفت: خدا که هست، خدا را که دارم، «انشا ا…» هر جا هستند، خوش و سالم باشند. من هم باخدایم، راحتم. بعد از خواندن چند آیه فکرها دوباره آمدند. ساعت را نگاه کرد، باید چیزی برای شامش درست می‌کرد با خودش گفت کاش یکی بیاید، داخل این قابلمه‌های بزرگ که برای یک نفر نمی‌شود، چیزی پخت، هنوز بعد یک سال، فرصتی پیدا نکرده بود برای خودش از این قابلمه‌های کوچک یک نفره بخرد یا نخواسته بود شاید فکر می‌کرد به خاطر قابلمه‌ها تنها نماند. چون همه می‌دانند که با این قابلمه‌ها که برای یک نفر نمی‌شود، چیزی پخت.
نگاه:
یکی از حالات روحی آزاردهنده‌ی سالمندان، تجربه‌ی حس «جدا ماندگی» است که می‌تواند به دلیل نبود ارتباط‌های اجتماعی و یا نامطلوب بودن کیفیت روابط به وجود آید و این حس ممکن است در سالمندان به شکل «انزوای اجتماعی» نمود پیدا کند. در «انزوای اجتماعی» امکان دارد، فرد احساس تنهایی کرده و تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد اما به دلایلی قادر به برقراری ارتباط نباشد.
ارتباط کلامی
این حالت در بین سالمندانی که به‌تنهایی زندگی می‌کنند جلوه پررنگ‌تری به خود می‌گیرد. زیرا بسیاری از این گروه سالمندان به لحاظ توانای جسمی در حدی هستند که بتوانند به‌تنهایی از عهده‌ی کارهای شخصی برآیند و نیازهای اصلی خود را برآورده کنند. و چون ازلحاظ ذهنی مشکلی ندارند متوجه ی نیاز خود به ارتباطات اجتماعی هستند وخلا آن را احساس می‌کنند. اگر فرزندی داشته باشند تمام لحظات خود را در انتظار دیدار و یا تماسی از او می‌مانند و این خلأ عاطفی ، ممکن است بر سلامت جسمی سالمندان هم تأثیر بگذارد. نیاز به «شنوده داشتن» و ارتباط کلامی در افراد شدید است وبسیاری از نیازهای روانی در ارتباط کلامی افراد رفع می‌شود.در شرایطی که سالمندی با فرزندان و نوه‌های خود زندگی می‌کند اگر فرزندان به‌اندازه‌ی کافی نسبت به رفتارهای صحیح با والدین سالمند خودآگاهی نداشته باشند، شرایط آن‌چنان بهتر، نخواهد بود، کلماتی که برای رفع تکلیف به زبان جاری می‌شوند هیچ زمانی هم‌صحبتی وهم زبانی نخواهند شد.
افسردگی و آلزایمر در سالمندان تنها
یکی از خطراتی که سالمندان را و به‌ویژه سالمندانی که به‌تازگی همسر خود را ازدست‌داده و تنها زندگی می‌کنند تهدید می‌کند، افسردگی است و این افسردگی بیشتر ریشه در احساس تنهایی است، که سالمندان دارند.
خطر دیگری که این گروه از سالمندان تنها، را تهدید می‌کند. بیماری «آلزایمر» است.تحقیقات نشان داده است: سالمندانی که در تنهایی به سر می‌برند درصد قابل‌توجه ای بیشتر در معرض ابتلا به زوال عقل (آلزایمر) هستند.حتی ادعایی وجود دارد که تنهایی به‌اندازه‌ی سیگار کشیدن برای سلامت عقل افراد، مضر است. اما متأسفانه، تنهایی برای بسیاری از سالمندان اجتناب‌ناپذیر است.
فعالیت‌های دست جمعی
برای کمتر شدن اثرات سو تنهایی بر سالمندان باید راهی را جستجو کرد. می‌توان با ارائه راهکارهایی این مشکل را در سالمندان، کم کرد. وجود کانون‌های بازنشستگان وانجام فعالیت‌های دست جمعی یکی از این راهکار است که نیاز به متولی و برنامه‌ریزی‌های خاص دارد.کانون بازنشستگان آموزش‌وپرورش یکی از این مراکز است که خوشبختانه برای انجام فعالیت‌های دست جمعی بازنشستگان فعال است وهم چنین دلیلی است برای ارتباط برقرار کردن سالمندان با کسانی که شرایط مشابه آن‌ها را دارند. صبح‌ها پارک «مادر» کرمان، میعادگاه تعداد زیادی از بازنشستگان و سالمندان است که به بهانه پیاده‌روی و سلامتی، هم دیگر را پیدا می‌کنند.آن‌ها مسافرت‌های داخل شهری و خارج از شهر برای خود ترتیب می‌دهند و سعی می‌کنند از زندگی لذت ببرند.هر فردی اگر برای بهتر شدن شرایط منتظر کسی نماند، شادتر خواهد زیست. سالمندان که از لحاظ جسمی مشکل حادی ندارند، می‌توانند با پیروی از این قانون نانوشته، خوشحال‌تر زندگی کنند. دیدن چهره‌های شادمان، این پدر و مادرهای پر از تجربه، امید را در وجود هر فردی زنده می‌کند.

سالمندی پویا

سالمندی پویا

معاون امور اجتماعی وزارت بهداشت بر لزوم بازتعریف مفهوم بازنشستگی تاکید کرد و افزود: ۶۰ درصد از هزینه مراقبت‌های پزشکی توسط سالمندان مصرف می شود.
به گزارش ایلنا، سید محمد هادی ایازی گفت: براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، جامعه‌ای که بیش از ۷ درصد جمعیت آن را گروه‌های سنی در رده سالمندی تشکیل دهد، آن جامعه با پدیده سالمندی مواجه شده است.
معاون امور اجتماعی وزارت بهداشت، پیری را یک فرایند مداوم و پیوسته در سراسر زندگی دانست و گفت: کیفیت زندگی و شادابی هر فرد در دهه ششم و هفتم زندگی تا حد زیادی توسط دسترسی و استفاده از خدمات سلامت فردی و عمومی، خدمات سلامت روانی، حمایت‌های اجتماعی، فرصت‌های آموزشی، اشتغال و درآمد در طی دهه‌های قبلی زندگی فرد رقم می‌خورد. به همین دلیل موفقیت برنامه سلامت سالمندان در گرو مدیریت فرایند سالمندی موفق در طی دوران جوانی و به ویژه در دوران میانسالی است.
ایازی با اشاره به نیاز سالمند به غذا و سرپناه بعنوان پایه‌ای‌ترین نیازهای او، افزود: ایمنی در مقابل بیماری، فقر و محرومیت و ترس و آزار و نیز وجود ارتباطات با اعضای خانواده و دوستان سطح‌های بعدی نیازهای یک سالمند است. وی با تاکید بر اینکه بسیاری از مشکلات ایجاد شده در سالمندی قابل پیشگیری است، افزود: اگر بتوان در دوران جوانی بسیاری از مسائل را حل کرد می‌توانیم سالمندی با حداقل ناتوانی داشته باشیم.
معاون امور اجتماعی وزارت بهداشت با تاکید بر لزوم عدالت در برخورداری از مواهب زندگی سالم و رفاه برای همه سالمندان، گفت: سیاست‌های تدوین شده در سند ملی سالمندان ایران بر مبنای اصول و ارزش‌های اسلامی برگرفته از قرآن است.
وی در ادامه ضمن اشاره به گزارش سازمان ملل متحد مبنی بر اینکه جمعیت سالمندان در جهان از ۱۰. ۵ درصد در سال ۲۰۰۷ به 21.5درصد در سال ۲۰۵۰ افزایش می‌باید، گفت: در ایران افزایش امید به زندگی در طی ۵دهه اخیر سبب افزایش جمعیت سالمندی شده است.
معاون امور اجتماعی وزارت بهداشت افزود: پویایی جمعیت سالمندان کشور موید شتاب گرفتن پدیده سالمندی در جمعیت کشور است به طوریکه در طی سال‌های ۷۵ تا ۹۳ رشد جمعیت سالمندان بالای ۸۰ سال (۸ درصد) بیش از رشد جمعیت سالمندان بالای ۷۰ سال (۵ درصد) بوده و رشد جمعیت سالمندان بالای ۷۰ سال (۵ درصد) بیش از رشد جمعیت سالمندان ۶۰ سال به بالا بوده است.
به گفته ایازی، افزایش تعداد و نسبت سالمندان در جامعه، در صورت آماده نبودن زیر ساخت‌های لازم، یک چالش جدی برای نظام‌های رفاه اجتماعی و سلامت ایجاد می‌کند.
وی زوال عقل (دمانس)، زمین خوردگی، بی‌اختیاری ادراری و افسردگی را ۴ بیماری اصلی سالمندان از نظر سازمان بهداشت جهانی بیان کرد و افزود: نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد ۱۵ درصد از مراجعین به مطب پزشکان متخصص و ۳۴ درصد از مراجعات سرپایی در بیمارستان‌ها و ۸۹ درصد از تخت‌های موسسات و سراهای نگهداری را افراد بالای ۶۵ سال به خود اختصاص می‌دهند و به طور کلی ۶۰ درصد از هزینه مراقبت‌های پزشکی توسط این گروه سنی مصرف می‌شود.
معاون امور اجتماعی وزارت بهداشت در ادامه با اشاره به سند ملی سالمندان ایران، افزود: جمعیت هدف این سند سیاستی، همه افراد ۶۰ سال و بالا‌تر در سه گروه سالمندان، سالخوردگان و کهنسالان است.

گرمازدگی در سالمندان

گرمازدگی در سالمندان
یکی از مشکلات شایعی که با شروع فصول گرما ممکن است برای سالمندان ایجاد شود، گرمازدگی است. سالمندانی که در محیط‌های باز تردد می‌کنند یا مشاغلی دارند که مجبور هستند ساعت‌های بیشتری از روز را در هوای گرم باشند بیشتر ممکن است دچار گرمازدگی شوند. با وجود اینکه گرمازدگی می‌تواند برای سالمندان خطرناک باشد، به‌خصوص برای سالمندانی که بیماری‌های مزمن نیز دارند، با رعایت چند نکته ساده به راحتی می‌توان از این مشکل پیشگیری کرد. سالمندان جزو گروهی هستند که نسبت به گرمازدگی حساس‌ترند. به همین دلیل رعایت موارد پیشگیری بسیار کمک‌کننده است. در دوره سالمندی سازوکارهای جبرانی بدن در برابر گرما و توان تطابق با گرما کمتر است و همین مساله باعث می‌شود سالمندان نسبت به گرمازدگی آسیب‌پذیر‌تر از سایر گروه‌های سنی باشند. علاوه بر این، توجه داشته باشید برخی سالمندان به دلیل شرایط ویژه‌شان بیشتر از دیگران امکان دارد گرمازده شوند. اگر جزو این گروه‌ها هستید یا در خانواده‌تان سالمندی دارید که جزو گروه آسیب‌پذیر است، بیشتر دقت کنید.
احتمال گرمازدگی در کدام سالمندان بیشتر است؟
سالمندانی که دچار بیماری‌های مزمنی مانند بیماری‌های قلبی- عروقی، فشارخون، دیابت، بیماری‌های پوستی، بیماری‌های عروق خونی، عفونت، نارسایی کلیوی و کبدی، بیماری‌های گوارشی مانند اسهال، آسم و آفتاب‌سوختگی هستند یا سابقه سکته مغزی دارند و چاق‌اند، بیش از بقیه سالمندان ممکن است به دلیل ضعف بدنشان دچار گرمازدگی شوند. علاوه بر این، برخی داروها مانند داروهای ضد فشارخون، افسردگی و داروهای خواب‌آور نیز می‌توانند علائم گرمازدگی را بیشتر کنند و سالمندانی که از این داروها استفاده می‌کنند، بیشتر امکان دارد گرمازده شوند.
گرمازدگی با چه علایمی ظاهر می‌شود؟
وقتی فردی دچار گرمازدگی می‌شود، به دلیل کم‌آبی بدن، احساس تشنگی شدید می‌کند و همراه آن دچار سردرد، ضعف، بی‌حالی می‌شود و رنگ ادرار او تیره خواهدشد. این حالت‌ها نشانه آغاز گرمازدگی است که باید کمبود آب بدن را جبران کنیم تا علائم بیشتری ظاهر نشود. در مرحله بعد پوست قرمز می‌شود و فرد زیاد عرق می‌کند. تعریق زیاد نشانه خوبی است و بیانگر این است که هنوز گرمازدگی شدید نیست ولی بعد از آن ممکن است حالت سرگیجه، استفراغ، رنگ‌پریدگی و گرفتگی عضلات نیز در فرد گرما‌زده دیده شود. در حالت پیشرفته‌تر گرمازدگی، پوست بدن قرمز می‌شود و فرد اصلا عرق نمی‌کند. این حالت بسیار خطرناک است و فرد ممکن است دچار تشنج و بیهوشی شود. موارد زیادی مشاهده شده که با تشدید علائم گرمازدگی و مراقبت‌ نکردن و رسیدگی‌های لازم، سالمند دچار مرگ شده، بنابراین بسیار اهمیت دارد که سالمندان علائم گرمازدگی را بشناسند و کاری کنند که دچار گرمازدگی نشوند یا اگر گرمازده شدند، بدانند چه اقداماتی انجام دهند.
چگونه باید از گرمازدگی پیشگیری کنیم؟
گرمازدگی نیز مانند بسیاری از بیماری‌هایی که نیاز به رسیدگی اورژانسی دارد، به راحتی قابل‌درمان و پیشگیری است بنابراین اگر با خواندن مطالب بالا، نگران شده‌اید، حتما به این توصیه‌ها توجه کنید که به شما کمک می‌کند دچار گرمازدگی نشوید.
• سالمندان به‌خصوص آنهایی که بیماری‌های مزمن دارند، در مواقعی که دمای هوا بالای 33 درجه سانتی‌گراد است فعالیتشان را در خارج از منزل به حداقل برسانند یا در ساعت‌های اوج گرما یعنی ساعت 10 صبح تا 5-4 بعدازظهر از منزل خارج نشوند.
• اگر عادت به ورزش و پیاده‌روی دارند، ابتدای صبح یا شب‌ها ورزش کنند تا کمتر در معرض گرما قرار بگیرند.
• سالمندان نباید منتظر تشنگی شوند و باید روزانه 8 لیوان مایعات بنوشند و بهترین نوشیدنی، آب است. آن دسته از سالمندان که دچار نارسایی کلیوی، دیابت یا بیماری قلبی هستند، حتما باید از پزشکشان در مورد اینکه روزی چند لیوان آب بنوشند، سوال کنند.
• مصرف مایعات کافئین‌دار هنگام گرمازدگی اصلا توصیه نمی‌شود زیرا باعث دفع ادرار زیاد از بدن می‌شود که اصلا خوب نیست.
• یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که ممکن است در نتیجه گرمازدگی ایجاد شود، آفتاب‌سوختگی است. برای پیشگیری از این حالت به سالمندان توصیه می‌کنیم اگر کار ضروری ندارند، در ساعت‌های اوج گرما اصلا از منزل خارج نشوند و اگر مجبور هستند در هوای گرم تردد کنند، حتما از لباس نخی روشن، کلاه لبه‌دار، عینک آفتابی و کرم ضدآفتاب استفاده کنند. سر و گردن و صورت نقاط حساسی در بدن هستند که باید حتما آنها را در مقابل ‌آفتاب بپوشانیم.‌

روش‌های طبیعی مبارزه با بی‌خوابی در سالمندان

روش‌های طبیعی مبارزه با بی‌خوابی در سالمندان
دمنوش‌ها: می‌توانید یک قاشق چای خوری از گیاهانی که خشک کرده‌اید را در قوری بریزید و به آن آب جوش اضافه کنید و اجازه دهید به آرامی دم بکشد. اسطوخودوس، سنبل‌الطیب، بابونه، گل ساعت، بادرنجبویه، گیلاس زمستانی، ریحان مقدس، رزماری و تخم شوید، گیاهانی خواب‌آور و آرام‌بخش هستند.
عصاره گیاهان: نزدیک به ۶ هزار سال است که از عصاره گیاهان برای درمان برخی بیماری‌ها استفاده می‌شود. عصاره اسطوخودوس برای حفظ آرامش و خواب راحت بسیار مفید است. می‌توانید چند قطره از آن را بر روی بالشتان بچکانید یا در اتاق اسپری کنید. عصاره گیاهان دیگری مانند سنبل‌الطیب، بابونه و مرزنجوش هم برای خواب مفید هستند.
موسیقی آرام: گوش دادن به یک موسیقی آرامش‌بخش زمانی که به رختخواب می‌روید، بسیار مؤثر است. امروزه برنامه‌های زیادی وجود دارند که موسیقی‌های آرامبخش برای کسانی که مشکل بی‌خوابی دارند پخش می‌کنند.
دمای محیط: به گفته محققین کالیفرنیا، گاهی اوقات دمای بالای اتاق است که مانع از خواب فرد می‌شود. پوشیدن لباس سبک، باز گذاشتن گوشه پنجره و استفاده از یک روانداز سبک، می‌تواند کارساز باشد.‌‌‌

محسن تجربه کار؛ مجموعه دار دیرین شناسی: در زمان شهرداری سیف الهی درب موزه را شکستند و فسیل‌ها را به بیابان ریختند

محسن تجربه کار؛ مجموعه دار دیرین شناسی:
در زمان شهرداری سیف الهی درب موزه را شکستند و فسیل‌ها را به بیابان ریختند

نمی دانم موزه دیرین شناسی و تونل وحشت، چه سنخیتی با هم دارند. اما می دانم که در این سال ها دومی جایگزین اولی شده است. این نوشتار را بارها نوشتم و از نو نوشتم. اول از «محسن تجربه کار» مجموعه دار دیرین شناسی دفاع کرده بودم و قصد داشتم به مدیران استان و شهرداری بتازم. اواسط متن بود که یادم آمد خبرنگارم و باید بی طرفانه به قضیه نگاه کنم. دکمه (دلیت) را فشار دادم و دوباره روز از نو روزی از نو. اما خودمانی بگویم آدم نمی تواند پای درد دل تجربه کار بنشیند و غمگین نشود. مخصوصاً اگر فیلم مستند«مردی که فسیل شد» ساخته «حامد سعادت» را دیده باشد. مردی با یک موتور کوه و دشت و دمن را پشت سر بگذارد و دل به سنگ هایی ببندد که دیگران سال های سال بگویند«بی ارزش است.» می دانستم که به کوه می رود؛ اما نمی دانستم که در عمق دریاچه ها و رودخانه ها برای یافتن سنگواره ها، غواصی هم می کند. «دو هفته دو هفته می رود و بر نمی گردد و تمام توشه اش هم چند دانه سیب زمینی خام است و دیگر هیچ.» این ها را همسرش در همان فیلم با صدایی بغض کرده می گفت. به گمانم اشک هم می ریخت. ببخشید من خبرنگارم و نباید احساساتی شوم. بنابراین ژست آدم های بی طرف را به خود می گیرم و شما را به مطالعه گفت و گوی خودم با محسن تجربه کار دعوت می کنم.
جناب آقای تجربه کار! درمورد موزه دیرینه شناسی کرمان توضیح می دهید؟
این موزه مربوط به فسیل های موجوداتی است که میلیون ها سال پیش در مناطق مختلف استان کرمان وجود داشته اند. برخی از این فسیل ها به دوره ای بر می گردد که کرمان پوشیده از گیاه و در واقع جنگل بوده است. این جنگل از نزدیکی های بم شروع می شده و تا بعد از کوهبنان ادامه داشته است. تا کنون از این جنگل بیش از 400 گونه فسیل گیاه جمع آوری کرده ام. قرار بود یک اطلس توسط سازمان زمین شناسی چاپ شود که 2 جلد آن مربوط به گیاهان استان کرمان بود. و همچنین ما در موزه فسیل هایی داریم که نشان می دهد استان فعلی کرمان در طول میلیون ها سال گذشته ، بارها و بارها به زیر آب فرو رفته است. به طور مثال انواع صدف های دوکفه ای در موزه دیرینه شناسی کرمان نگه داری می شود که قدمت آن از حدود یک الی 500 میلیون سال پیش باز می گردد و تا کنون بیش از هزار و سیصد گونه صدف از سطح استان جمع آوری شده است.
چه تعداد قطعه فسیل در موزه دیرین شناسی کرمان موجود است؟
در این موزه بیش از 250 هزار اثر داریم که 2 تا 3 هزار قطعه آن چیدمان شده است. اگر تمام باغ هرندی را هم در اختیار ما بگذارند قادریم تنها 50 درصد این فسیل ها را چیدمان کنیم. بسیاری از این آثار بسیار ریز هستند که در نگاه اول سنگ های معمولی به نظر می آیند. اما وقتی با ذره بین نگاه می کنید خواهید دید که روی این فسیل های ریز آثاری مربوط به 70 الی 550 میلیون سال پیش هست و این در حالی که برخی موزه ها از جمله آستان قدس رضوی صدف های امروزی را در ویترین های مجهز و زیبا نگه داری می کنند و من هنوز نتوانسته ام برای فسیل هایی که بسیاری از آن ها منحصر به فرد است حد اقل یک جای مناسب تدارک ببینم. یکی از نقاط ضعف ما نداشتن فضای مناسب برای نگه داری فسیل هاست. امروز بقالی های این شهر بهترین جایگاه و زیباترین ویترین ها را برای نمایش اجناس خود دارند. ویترین هایی که در این جا هست، مناسب کار من نیست. برای نمایش یک فسیل کوچک نیاز به حداقل 20 سانتی متر مربع فضاست تا فسیل و شناسنامه و عکس آن(شاخه، رده، جنس و…) آن در کنار هم قرار بگیرند و بیننده بتواند به اطلاعات کافی دست یابد. چون ما این فضا را نداریم، مخالفان هم از ضعف نبود فضا استفاده می کنند و می گویند این ها سنگ هایی بی ارزش است هر چند که امروز هیئت علمی دانشگاه بر آثار موزه کتبآ صحه گذارده اند.
جناب تجربه کار! شما سال هاست که در جای جای استان کرمان در حال جمع آوری فسیل هستید. در همه این سال ها نیز گلایه مند بوده و هستید که از شما حمایت نمی شود. در حالی که استان های دیگر از شما دعوت کرده اند، چرا از آن امکانات استفاده نمی‌کنید؟
ببینید! هیأت امنای آستان قدس رضوی از جمله آقای طباطبایی، من را به مشهد دعوت کردند، گفتند که امکانات خوبی در اختیارت می گذاریم. فسیل ها را به آستان قدس بیاور و در آن جا به نمایش بگذار؛ اما اعتقاد من این است که هر فسیل باید در منطقه خودش نمایش داده شود. چون ارزش اصلی فسیل مربوط به منطقه کشف آن است. علاوه بر مشهد، نیاسر کاشان هم از من دعوت کرد. من به آن جا رفتم در همان منطقه جست و جو کردم. چند فسیل برای شان پیدا کردم. کلّی از من تقدیر به عمل آمد.
مسوولان شهرستان بهاباد یزد از من خواستند که برای شان موزه ای از فسیل های کرمان تشکیل دهم. جواب دادم که چرا فسیل های کرمان را به بهاباد بیاورم؟ من فسیل های شهر خودتان را از منطقه شما پیدا می کنم. جست و جو را شروع کردم و قریب 20 هزار فسیل پیدا کردم. فرماندار بهاباد از من خواست که اطلس فسیل شناسی منطقه را برای شان تهیه کنم. تمام مراحل اکتشاف، عکس برداری انجام شده و در حال نام گذاری علمی هستم که «اطلس سنگواره های بهاباد» را تألیف کنم.
در کرمان شرایط به چه گونه ای است؟
از سال 1389 که موزه دیرین شناسی واقع در پارک انقلاب را تبدیل به «تونل وحشت» کردند، تا کنون من نه یک ریال درآمد داشته ام و نه هیچ گونه بیمه ای به من تعلق گرفته است. از عید نوروز هم که موزه را بلیتی کرده ام، تنها 160 هزار تومان درآمد داشته ام. حالا چرا این رفتار را با من دارند؟ دلیلش را می گویم. بعضی از مخالفان مکان پیدا شدن این فسیل ها را می خواهند. چون به آن ها نگفته ام، مخالفت می کنند. مشکل بنده از آن جایی شروع شد که انواع ماهی هایی را کشف کردم که به طور کامل فسیل شده بود. در حالی که تئوری هایی که در دانشگاه ها تدریس می شود، می گوید تنها قسمت های سخت بدن جانوران فسیل می شود.مخالفت ها شروع شد. در سال 1390 همزمان در برخی روزنامه ها، مجلات و تلویزیون به موزه دیرینه شناسی کرمان حمله کردند. در حالی که ما مدتی قبل در سه مرکز آزمایشگاهی از جمله بیمارستان شفای کرمان این ماهی را سی تی اسکن کردیم و درون شکم ماهی مشاهده گردید . حتی اندام های داخلی ماهی نیز در سی تی اسکن دیده شد. این را هم بگویم که برای اولین بار در جهان، ما به این حقیقت پی بردیم که فسیل هم قابلیت سی تی اسکن دارد. تخم هایی که از کوه های کرمان پیدا شده توسط آقایان دکتر صبا، ارسنجانی و آزمایشگاه دکتر طهمورثی سی تی اسکن شده، دانشگاه های تگزاس و لس انجلس تعجب کرده بودند که با دستگاه هایی به مراتب ضعیف تر از دستگاه های آن ها توانسته ایم تصاویری واضح تر از آن ها به دست بیاوریم. تحقیقات اولیه هم در رابطه با فسیل ماهی(گوشت) این نتایج را نشان می دهد که در فسیل ها پروتئین موجود است. البته هنوز جای بحث و تحقیقات بیش تری دارد. من هنوز به دنبال یک سرمایه گذار هستم که حمایت مان کند تا بتوانیم این تحقیقات را انجام دهیم. در سال 2006 هم دانشگاه ماسی در نیوزیلند اقدام به چاپ کتاب فسیل های گوشتی در ایران کرد. مخالفت این ها وقتی شدید شد که نشانی مکان را از من می خواستند؛ اما من نگفتم. رییس پیشین سازمان زمین شناسی استان کرمان از طریق رسانه های سراسری گفته بود:«وجود فسیل در استان کرمان مزیت نیست.» اما اصرار داشت که مکان فسیل ها را بداند. اگر مزیت نیست، چرا این قدر اصرار به دانستن مکان دارند؟!
چرا از جانب مسوولان استان نادیده گرفته شدید؟
باید به سال 1383 برگردم. در آن سال من طرحی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارائه کردم. بر اساس آن طرح پشت کوه های مسجد صاحب الزمان کرمان به پارک ملی فسیل شناسی تبدیل می شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام طرح را به رییس سازمان میراث فرهنگی وقت ایران(آقای مرعشی) ارجاع داد. آقای مرعشی به آقای سام(مدیرکل میراث کرمان) دستور داد. آقای سام بسیار استقبال کرد و نامه به شورای شهر کرمان ارجاع گردید . آقای دکتر زاهدی هم که در شورای شهر وقت حضور داشت نیز از طرح استقبال کرد و طرح به شهرداری رفت. آقای تکلو(معاون وقت شهرداری) به عنوان امین طرح با من به منطقه آمد. چند سال از این مقدمات گذشت. به یک باره این موضوع مطرح شد که قرار است دقیقا در همان نقطه ای که بنده پیشنهاد پارک ملی فسیل شناسی را داده بودم، آرامستان احداث شود. من پی گیری کردم. شهرداری گفت اصلاً طرح آرامستان صحت ندارد. سال بعد لودر به همان منطقه آمد و آن را برای احداث آرامستان، تسطیح کرد.
با این حال باز هم در کرمان دوام آوردید؟ دلسرد نشدید؟
سال 1387 تبریز درخواست کرد که موزه را به کندوان آذربایجان منتقل کنم. مسوولان وقت استان از قضیه مطلع شدند. آقای مهندس کمالی(معاون استاندار) و آقای کارنما(مدیرکل میراث) طی نامه ای که متن آن موجود است با سرمایه گذاری در استان کرمان موافقت و با خروج موزه از کرمان نیز مخالفت کردند. بنا بر این شد که 200 میلیون تومان وام بلاعوض به من پرداخت شود تا بتوانم موزه دیرینه شناسی کرمان را راه اندازی کنم.حتی به سازمان برنامه و بودجه هم معرفی شدم. من بر اساس قول مسوولان استان در تهران، مشهد و کرمان با هزینه شخصی دفتر راه اندازی کردم که فسیل های کرمان را در کشور معرفی کنم تا با وصول 200 میلیون تومان هزینه ها را تأمین کنم. برای راه اندازی این دفاتر و همچنین چاپ پوسترها و کارت پستال های فسیل های موجود در موزه پول قرض کرده بودم. از هر کسی که فکر بکنید پول قرض کردم. در دفتر تهران بودم که خبر شدم شهرداری درب موزه(قلعه دختر) را شکسته و همه فسیل ها را برده است.
شکستن درب موزه در زمان کدام شهردار بود؟
زمان سرپرستی آقای کُردی بود که برق موزه را قطع کردند. دو سال برق نداشتیم و با چراغ بادی روشنایی موزه را تامین می کردیم. سال 1388 دوباره موزه بازگشایی شد. 17 روز باز بود. دوباره برق را به دستور رییس سازمان پارک ها اقای مهندس بابایی قطع کردند. قطع برق در زمان آقای کردی بود و شکستن درب در زمان شهرداری آقای سیف الهی بود. حرف من این است شما که درب موزه را شکستید، یک اخطار به من ندادید. مدیرکل بازرسی استانداری می گوید:«ما درب یک خانه را نمی توانیم بدون اخطار و مجوز بشکنیم.» چه طور درب موزه را بدون اخطار شکستید؟ دوم این که اگر شما نمی خواستید این موزه در کرمان باشد چرا نگذاشتید من این موزه را به تبریز ببرم؟ شما که نامه های شیراز و مشهد و تبریز را دیدید. شما درب موزه شکستید و فسیل هایی را که با زحمت و رنج فراوان کشف کرده بودم، همه را توی گونی ریختید و مثل آشغال بیرون شهر خالی کردید. هنوز که هنوز است بسیاری از فسیل ها کنار کشتارگاه بیرون شهر افتاده اند. خرد و خاکشیر شده اند. ساختمان موزه دیرین شناسی طی یک قرار داد با شورای شهر به صورت دائمی در اختیار من قرار گرفته بود که الآن تونل وحشت شده است. مراحلی را در ادارات کرمان گذراندیم که طبق نظر استادان دانشگاه این مکان جهت موزه دیرینه شناسی انتخاب شد. این مکان صرفا جهت موزه دیرینه شناسی ساخته شد. سوال من از مسوولان، این است که اگر موزه نمی خواستید چرا مرا این همه در دردسر انداختید. چرا من و زن و بچه ام را در فقر کامل در این شهر نگه داشته اید؟
چه پیامی برای مسوولان کنونی استان دارید؟
من می خواهم بگویم این فسیل ها به راحتی به دست نیامده است. در گرمای تابستان و سرمای زمستان به کوه و بیابان رفتن، کار آسانی نیست. زن و بچه را تنها گذاشتن و با موتورسیکلت به کوه زدن کار دشواری است. بارها گرفتار توفان شن شده ام. بارها اشرار مزاحمت برایم ایجاد کرده اند. اما من به عشق شهرم 30 سال طاقت آورده ام. این فسیل ها مال من نیست. مال شهر ماست. مال استان ماست. حالا که جنبه علمی این فسیل ها نیز تایید شده، حمایتم کنید.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش صد و نه
[در تهران یک نمایشگاه فرش راه اندازی می شود که صنعتی زاده در آن غرفه دارد … ]
نمی دانم چه شد یک دفعه مانند کسی که عقده های درونی داشته و اکنون آن ها را می خواهد بازگو نماید اشاره به قالیچه های خوش نقش و نگاری که به دیوارها آویخته شده بود کرده گفتم عرایض مختصر بنده راجع به ظلم و تعدی که به اطفال معصوم در کرمان می شود می باشد. این قالیچه هایی را که ثروتمندان زیب و زینت عمارات و خانه های خودشان می نمایند به دست اطفال معصومی بافته می شود که باید صبح قبل از طلوع آفتاب خود را به کارخانه مرطوب و تاریک رسانده و تا غروب آفتاب مشغول بافندگی شوند. این اطفال رنگ آفتاب را نمی بینند. بیشتر در طفولیت افلیج شده و عمرشان زود به سر می رسد. اگر متمولین می دانستند در مقابل این قالی ها هنگامی که بافته می شود چگونه این اطفال اشک می ریزند. دیگر به آن قالی و قالیچه ها نظر نمی کردند. به واسطه فقر عمومی در کرمان والدین این اطفال آن ها را با مبلغ ناچیزی به مدت چند سال به استادان اجیر می دهند. واضح تر عرض کنم آن ها را به این صورت می فروشند و تا زمانی که انگشت های آنان باریک و کوچک است و از لای تارهای کشیده شده قالی ها که مانند تیغ چاقو تیز و برنده است می گذرد باید قالی ببافند. بنده چه عرض کنم از این که چون این انگلشتان اطفال مجروح می شود با چه مشقت و رنجی باید پودها را در تارها ببافند و بعد اگر جانی به سلامت به در بردند همین که به سن و سالی رسیدند چون انگشتان آن ها کلفت شده و دیگر قادر نیستند قالی ببافند دست از جانشان می کشند. از آن به بعد آن بیچارگان بیکار و سرگردان می مانند. کار دیگری هم نیاموخته اند که به آن کار خود را مشغول دارند و اعاشه نمایند.
این عرایض چنان موثر بود که همه حاضرین را متاثر کرد و همان لحظه آقای سردار سپه به میرزا قاسم خان صوراسرافیل که وزیر کشور بود خطاب کرده گفت این آقا فردا می آید در وزارت کشور تمام این مطالب را می گوید و شما یادداشت کرده به حاکم کرمان (سردار معظم) تلگراف کنید که فوراً به کار خانه ها و طرز رفتاری که با اطفال می شود رسیدگی و آن ها را اصلاح نمایند. سپس مرا مخاطب ساخته گفت آن عکسی را که آن جا گذارده ای بیاور ببینم. در این جا باز من متوجه محمدحسن میرزا شدم. از مشاهده آن عکس و چنان رنگ و روی او نیلی شده بود که اگر کرمانی نبودم حتماً دلم کمی با حوالش می سوخت. چون عکس را به جلوی سردار بردم، انگشت را روی پاهای آن عکس گذارده گفت به نقاشی که این تابلو را کشیده بگو پاهای این عکس را که این طور از هم کشیده اصلاح نماید و پاها باید جفت باشد.
این تابلو و این دستورات صریح آن هم با حضور محمدحسن میرزا و هیئت دولت و رجال مملکت نشان می داد که دیگر آخرین روزهای انقراض قجرها شروع شده و این شعر خواجه حافظ مصداق پیدا کرده بود.
«ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش»
« بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش»
از این جا دیگر هیئت دولت به غرفه نفت رفتند و در غرفه کرمان و بلوچستان کسی به جز خودم و گماشته باقی نمانده بود. در همین موقع شخصی که او را هم نمی شناختم به نزد من آمده وسر در گوشم گذارد و گفت فرموده اند آن عکس را از آن جا بردارید. پرسیدم کدام عکس را؟ گفت عکس سردار سپه را. در جوابش گفتم برای چه این کار را بکنم؟ گفت برای شما عاقبت تولید درد سر می نماید. مجدداً خوابی را که دیده بودم به خاطرم آمد و با اطمینان خاطر به او گفتم ای برادر اگر بنا هست این کار تولید دردسر نماید هرچه باید بشود شده است. اگر پس از نیم ساعت به حرف شما ترتیب اثر بدهم و آن را بردارم به من چه خواهند گفت. باز او اصرار و ابرام کرد و من از انجام چنین عملی معذرت خواستم. یک ساعت بعد که هیئت دولت از سرکشی به تمام غرفه های ایالات و ولایات فراغت یافته بودند مجدداً از جلوی غرفه کرمان عبورشان افتاد و متوجه آن سردار سپه شدم و مشارالیه با چشمان تیزبینی که داشت متوجه غرفه کرمان و عکسی که شرحش را نوشتم بود و می خواست بداند آیا عکسی را که با آن تفصیل به چشم محمد حسن میرزا و همراهانش کشیده شده بود در جای خودش باقی می بیند یا آن را از آن جا برداشته اند. بدون شک اگر اشتباه کرده و به حرف آن مرد ناشناس عمل کرده بودم گرفتار مواخذه شدید می شدم.

کرمان نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه معدن است

کرمان نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه معدن است

رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق کرمان در نشست با سفیر آفریقای جنوبی در ایران با بیان این‌که ایران جزو10 کشور نخست دنیا در حوزه معدنی است گفت: استان کرمان رتبه نخست کشور را در بخش ظرفیت‌های معدنی دارد، عباس جبالبارزی با بیان این‌که سهم معدن در تولید ناخالص داخلی ایران 1.3 درصد است تصریح کرد: در ایران تنها 7 تا 10 درصد پهنه‌های معدنی کشف شده و 90 درصد جای اکتشاف وجود دارد و بایستی بر روی انها کار اکتشافی صورت گیرد.
عباس جبالبارزی گفت: آفریقای جنوبی کشوری با ظرفیت‌های معدنی بالاست و 10 درصد تولید ناخالص داخلی و 40 درصد صادرات این کشور مربوط به حوزه معدن و صنایع معدنی است
جبالبارزی افزود: پس از کاهش قیمت مواد معدنی در جهان، آفریقای جنوبی گروهی را برای سیاستگذاری در این شرایط تشکیل داده تا بتواند معدن را از حالت سنتی خود خارج کند.
رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق کرمان با بیان این‌که ایران جزو 10 کشور نخست دنیا و استان کرمان در این کشور رتبه نخست را در بخش ظرفیت‌های معدنی دارد، تصریح کرد: در ایران تنها 7 تا 10 درصد پهنه‌های معدنی کشف شده و 90 درصد جای اکتشاف وجود دارد و سهم معدن در تولید ناخالص داخلی ایران 1.3 درصد است.
جبالبارزی، افزود: آفریقای جنوبی در معدن دارای تجربه‌های خوبی است و در این زمینه شرکت‌ها و برندهای بزرگ و معتبری در این کشور کار می‌کنند که استان کرمان می‌تواند از این تجربه برای اکتشاف، استخراج و صنایع معدنی استفاده کند و حتی سرمایه‌گذاری‌های مشترکی در این زمینه صورت گیرد.
عضو هیئت نمایندگان اتاق کرمان با تأکید بر این‌که کرمان نیازمند سرمایه‌گذاری در حوزه معدن است، اظهار امیدواری کرد سفیر آفریقای جنوبی در ایران زمینه بازدید گروهی از سرمایه‌گذاران این کشور را به کرمان فراهم کند و در صورت صلاحدید کارگروه مشترک برای پیشبرد اهداف سرمایه‌گذاری در حوزه معدن تشکیل شود.

واکنش اتاق ایران به استعفای رئیس جلال پورهمچنان بر این مسند باقی می‌ماند

واکنش اتاق ایران به استعفای رئیس
جلال پورهمچنان بر این مسند باقی می‌ماند

هیات رئیسه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در پی استعفای محسن جلال پور از ریاست این نهاد بخش خصوصی، با صدور اطلاعیه ای، ضمن مخالفت با این استعفا، اعلام کرد که جایگاه وی را به رسم امانت تا بهبودی و سلامت کامل محفوظ نگه خواهد داشت و در این مدت عهده دار وظایف اتاق خواهند بود.
در این اطلاعیه آمده است: از 24 خرداد سال 94 که دور هشتم اتاق ایران آغاز شد، تلاش مجدانه ای از سوی همه ارکان اتاق در یکی از مهمترین مقاطع تاریخی اقتصاد کشور آغاز شد. همچنین اتاق ایران برای پویایی اقتصاد کشور، همه همت خود را به کار بست و فعالیت های خود را در بهره گیری از بستر جدید کسب و کار کشور متمرکز کرد.
«در این خصوص نقش آقای جلال پور بسیار تعیین کننده و بی بدیل بوده است؛ اقدامات خستگی ناپذیر و مؤثر وی، در کنار احساس مسئولیت و عشق و علاقه به بخش خصوصی ایران بر کسی پوشیده نیست و خدمات ارزنده وی ماندگار خواهد بود.»
این اطلاعیه افزوده است: متأسفانه کسالت پیش آمده و نیاز به استراحت برای مدتی اتاق را از فعالیت آقای جلال پور محروم خواهد کرد. احساس مسئولیت پذیری و اعلام استعفا از جانب وی به هیأت نمایندگان اتاق ایران اقدام متواضعانه ای برای واگذاری تصمیم در چنین شرایطی به هیات نمایندگان به عنوان رکن عالی اتاق ایران بود. هیأت رئیسه اتاق ایران ضمن قدردانی از تلاش های رئیس اتاق، استعفای وی را به رسم امانت تا بهبودی و سلامت کامل محفوظ نگه خواهد داشت و در این مدت عهده دار وظایف اتاق خواهند بود.
در این اطلاعیه آمده است: ان شاء الله با حضور مجدد آقای جلالپور در هیات نمایندگان و تشریک مساعی با وی، تصمیم نهایی اتخاذ می شود؛ امید است اتاق ایران همچنان از وجود وی بهره مند شود.
به گزارش ایرنا، محسن جلال پور دیشب رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران با انتشار پیامی در کانال تلگرامی خود، استعفایش را از این مسوولیت اعلام کرد.
وی نایب رئیس دوره هفتم و رئیس کنونی اتاق کرمان است و از 14 ماه پیش با انتخاب هیات نمایندگان اتاق ایران به عنوان رئیس دوره هشتم اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران انتخاب شد.

اعلام آمادگی اتاق کرمان برای تشکیل میز مشترک کرمان و آفریقای جنوبی

اعلام آمادگی اتاق کرمان برای تشکیل
میز مشترک کرمان و آفریقای جنوبی

عضو هیات رئیسه اتاق کرمان با بیان اینکه موارد مشترک بسیاری از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بین کرمان و آفریقای جنوبی وجود دارد، گفت: آمادگی لازم برای تشکیل میز مشترک کرمان و آفریقای جنوبی و یا یکی از استان های این کشور وجود دارد.
به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی استان کرمان، محسن رشیدفرخی در نشست با سفیر آفریقای جنوبی در ایران، افزود: این میز مشترک با حدود حداقل 20 عضو از بخش خصوصی دو منطقه و با هدف ایجاد ارتباط گسترده‌تر و تسهیل در سرمایه‌گذاری های مشترک تشکیل می شود. وی اظهار داشت: در حال حاضر اتاق مشترک ایران و آفریقای جنوبی وجود دارد اما برای فعالیت بیشتر این اتاق و گسترش روابط تلاش خواهیم کرد.
رشیدفرخی، در ادامه به پتانسیل ها و ظرفیت‌های استان کرمان اشاره کرد و گفت: بین کرمان و آفریقای جنوبی در زمینه های معدن، کشاورزی، گیاهان دارویی، گردشگری و صنایع خودروسازی امکان همکاری های مشترک وجود دارد. وی همچنین در بخش دیگری انتصاب «علی جعفری راد» به عنوان رئیس نمایندگی وزارت امور خارجه در کرمان را تبریک گفت و ادامه داد: صدور روادید در فرودگاه کرمان اقدام بسیار مهم وزارت امور خارجه در کرمان است که امیدواریم این فعالیت ها پررنگ تر شود.
رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق کرمان نیز در ادامه این نشست گفت: آفریقای جنوبی کشوری با ظرفیت‌های معدنی بالاست و 10 درصد تولید ناخالص داخلی و 40 درصد صادرات این کشور مربوط به حوزه معدن و صنایع معدنی است. عباس جبالبارزی افزود: پس از کاهش قیمت مواد معدنی در جهان، آفریقای جنوبی گروهی را برای سیاستگذاری در این شرایط تشکیل داده تا بتواند معدن را از حالت سنتی خود خارج کند. وی با بیان اینکه ایران جزء 10 کشور اول دنیا و استان کرمان در این کشور رتبه اول را در بخش ظرفیت‌های معدنی داراست، تصریح کرد: در ایران تنها 7 تا 10 درصد پهنه‌های معدنی کشف شده و 90 درصد جای اکتشاف وجود دارد و سهم معدن در تولید ناخالص داخلی ایران 1.3 درصد است. جبالبارزی، افزود: آفریقای جنوبی در معدن دارای تجربه های خوبی است و در این زمینه شرکت ها و برندهای بزرگ و معتبری در این کشور کار می کنند که استان کرمان می تواند از این تجربه برای اکتشاف، استخراج و صنایع معدنی استفاده کند و حتی سرمایه گذاری های مشترکی در این زمینه صورت گیرد.
عضو هیات نمایندگان اتاق کرمان با تاکید بر اینکه کرمان نیازمند سرمایه گذاری در حوزه معدن است، گفت: امیدواریم سفیر آفریقای جنوبی در ایران زمینه بازدید گروهی از سرمایه گذاران این کشور را به کرمان فراهم کند و در صورت صلاحدید کارگروه مشترک برای پیشبرد اهداف سرمایه گذاری در حوزه معدن تشکیل شود. وی همچنین با بیان اینکه ایران جزء 10 کشور برتر دنیا از نظر تولید سیمان با کیفیت و با حجم بالاست، افزود: کارخانه های سیمان خوبی در کرمان وجود دارد و همکاری های خوبی در این زمینه می تواند شکل گیرد.
در ادامه این نشست سفیر آفریقای جنوبی در ایران، از کرمان به عنوان استانی مهم، اساسی و شناخته شده در ایران یاد کرد و گفت: کرمان می توان استان هدف آفریقای جنوبی در ایران باشد. ویلیام مکس فلمن وایتد، افزود: حوزه‌های فعالیت مشترک در معدن، کشاورزی، منابع انسانی، مطالعات و تبادلات علمی و پژوهش ها بین کرمان و آفریقای جنوبی وجود دارد. وی با بیان اینکه ظرفیت های معدنی روزی در آفریقا به پایان می رسد و کشاورزی می تواند جایگزین آن شود، تصریح کرد: یکی از شرکت های معدنی آفریقا همکاری خوبی با مس کرمان دارد و همچنین با توجه به وجود اقتصاد سبز در آفریقای جنوبی زمینه فعالیت در حوزه باغداری وجود دارد.
فلمن وایتد، اظهار داشت: شرکت های آفریقای جنوبی تمایل بسیاری برای کار در معادن مس، سنگ آهن، تیتانیوم، منگنز و… کرمان دارند زیرا کار در معادن روباز کرمان آسان تر است و نیاز به حفاری در زیر زمین وجود ندارد. سفیر آفریقای جنوبی در ایران تصریح کرد: آفریقای جنوبی در ساخت قطعات هواپیما، احداث هتل در برخی کشورها مانند امارات، احداث استادیوم های ورزشی، صنعت خودروسازی فعال است و در این زمینه ها می تواند همکاری های خوبی را با ایران و کرمان داشته باشد.
وی به برگزاری نشست هایی در استانداری و دانشگاه شهید باهنر کرمان اشاره کرد و گفت: در استانداری کرمان بحث خواهر خواندگی کرمان با استان کیت شمالی آفریقای جنوبی مطرح شد که این موضوع بررسی می شود. فلمن وایتد بیان کرد: آفریقای جنوبی می تواند به رفع مشکل کمبود نیرو و تولید برق استان کرمان کمک کند و در زمینه تولید برق از انرژی خورشیدی مذاکراتی با وزارت نیرو انجام شده است.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از محصولات تولید ایران در کشور آفریقای جنوبی وجود دارد، تصریح کرد: اما محصولات آفریقای جنوبی در ایران کمتر دیده می شود در حالی که در حال حاضر به دلیل افت پول آفریقا بهترین موقعیت برای خرید از این کشور است.
در پایان این نشست نیز رئیس نمایندگی وزارت امور خارجه در کرمان گفت: امیدواریم سفر سفیر آفریقای جنوبی به کرمان مقدمه‌ای برای حضور بیشتر هیات های تجاری و برقراری ارتباطات دو جانبه باشد. علی جعفری راد، اظهار داشت: به برپایی نمایشگاه‌هایی از محصولات آفریقای جنوبی در کرمان و همچنین محصولات کرمان در آفریقای جنوبی، امید داریم. وی از سفیر آفریقای جنوبی در ایران درخواست کرد برای توسعه اقدامات اقتصادی، شرکت‌های آفریقایی را با اتاق کرمان ارتباط دهند و ادامه داد: از هفته آینده صدور روادید در فرودگاه بین المللی کرمان انجام می شود.

یادداشت

گارنت سبز
ابوذر شهدادنژاد/کارشناس زمین شناسی
گارنت یا به عبارتی گروه گارنت کانی های هم ساختار با فرمول ساختاری عمومی.
3 (sio4)A3B2 و با سختی 6/5-7/5 وجلای شیشه ای تا صمغی که بسته به ترکیب شیمیایی متغییر است نام آن از واژه لاتین به معنی دانه سان یا granatus گرفته شده است .گارنت ها بر اساس رنگ ظاهری که ناشی از عناصر فلزی متعدد که در قالب(A ,B) فرمول ساختاری عمومی آنها جایگزین میشوند و ضریب شکست نور و سختی (مقاومت در برابر خراشیدگی) به انواع پیروپ، آلماندین، اسپسارتین، گروسولار،آندرادیت و اواروویت تقسیم بندی میشوند.
پیروپ وآلماندین رنگ عمومی قرمزشفاف تا سرخ سیر وقرمز تیره تا سیاه را دارندکه ناشی از وجود عناصر آهن کلسیم وآلومینیوم در ترکیب شیمیایی آنها میباشد، رودولیت نامی ایست که به گارنت گل سرخی کمرنگ ارغوانی داده شده وترکیب آن دوقسمت پیروپ ویک قسمت آلماندین است.
اسپسارتین با جانشینی منیزیوم و آلومینیوم در ترکیب شیمیایی به رنگ قهوای تا سرخ میباشد و این گارنت اولین بار در منطقه اسپسارت المان دیده وشناسایی شد
گروسولار یا سنگ دارچین با رنگ قهوای دارچینی سفید وسبز که ناشی از جانشینی آهن در ترکیب شیمیایی این گارنت میباشی شناسایی میشود و نام آن از انگور فرنگی سبزرنگ روشن گرفته شده است.
آندرادیت گارنت نسبتا رایجی است که جانشینی آلمینیوم ومنگنز در ترکیب آن موجب رنگ وسایه های رنگی گوناگون زرد ،سبز ،قهوای میشود . دمانتویید نوع سبز با جلای درخشان آن است که به عنوان یک گوهر کاربرد دارد .
اواروویت با رنگ سبز زمردی وبا جانشینی کرومیت در ترکیب آن وسختی پایین نسبت به کانی های دیگر گروه گارنت دراین گروه جای دارد از همه گونه های گارنت به جز اواروویت به عنوان گوهر سنگ استفاده میشود وبا ارزشترین آن آندرادیت سبز یا دماتتوییداست که در محیطهای زمین شناسی شبیه به گروسولار که بیشتر دردگرگونی های ناحیه ای وهمبری سنگ آهک های نا خالص یافت میشود. اما اواروویت کمیابترین عضو گروه گارنتها در سرپانتین ها همراه با کرومیت یافت میشود با توجه به زمین شناسی استان کرمان و وجود مجموعه های افیولیتی وملانژهای جنوبی استان در مناطق اسفندقه و فاریاب استحصال واستخراج این نوع گارنت به جای نوع مرغوب و اقتصادی آن دمانتویید بدون هیچ نظارت وکنترلی از جانب ادارات زی ربط در منطقه به صورت سنتی رواج دارد .وعدم آگاهی کافی در این زمینه باعث بروز مشکلاتی برای بخشهای تولیدی که در این زمینه فعالیت میکنند میگردد