بایگانی مطالب نشریه
فعال شدن 11 درصد واحدهای صنعتی راکد در کرمان
فعال شدن 11 درصد واحدهای صنعتی راکد در کرمان
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان گفت: 375 واحد صنعتی کوچک و متوسط راکد و تعطیل را در استان شناسایی کردیم که 11 درصد این واحدها تاکنون به چرخه تولید بازگشته اند.
به گزارش ایرنا، محمود سلطانی زاده در همایش گرامیداشت روز صنعت و معدن و تجلیل از حامیان حقوق مصرف کننده در سالن اجتماعات اتاق بازرگانی کرمان افزود: واحدهای صنعتی کوچک و متوسط در زمان تحریم ها دچار مشکلات زیادی شدند به گونه ای که 30 درصد واحدهای استان کرمان به وضعیت رکود رفتند.
وی بیان اینکه بیشتر واحدهای ما با مشکل نقدینگی مواجه هستند ادامه داد: از خردادماه سال 95 جلسات متفاوتی برای بررسی مشکلات واحدهای صنعتی تشکیل و بیش از یکهزار واحد صنعتی کوچک و متوسط در پایگاه اینترنتی بهین یاب ثبت نام شد.
وی تصریح کرد: تا این لحظه تعداد 300 واحد صنعتی مورد بررسی قرار گرفته و میزان تسهیلات آنها به بانک ها ابلاغ شده است.
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان گفت: هنوز خروجی مناسبی را از بانک ها دریافت نکرده ایم.
وی بیان کرد: 90 واحد را به بانک ها معرفی کرده ایم که از این تعداد فقط سه قرارداد منعقد شده است.
سلطانی زاده اضافه کرد: درخواستی که از سیستم بانکی داریم این است که با همکاری و همدلی ترتیبی دهند که بتوانیم مبلغ 4 هزار میلیارد ریال را در اختیار واحدهای کوچک بگذاریم.
وی گفت: با پرداخت این نقدینگی 12 هزار شغل پایدار شده و بیش از یکهزار و 200 شغل جدید ایجاد خواهد شد.
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان ادامه داد: با تزریق این 4 هزار میلیارد ریال در مجموع، 15 هزار و 200 شغل پایدار ایجاد می شود.
وی با اشاره به اینکه استان کرمان بیشترین جلسات کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید را داشته است عنوان کرد: بیش از 60 جلسه را طی 10 ماه برگزار کردیم و بیش از 350 مصوبه داشتیم که تاکنون بیش از نیمی از مصوبات اجرایی شده است.
سلطانی زاده با اشاره به برخی از مشکلات معادن استان اظهار کرد: به دلیل افت قیمت های مواد معدنی دچار مشکلات فراوانی هستیم اما کمپانی های بزرگ کرمان به دلیل مدیریت قابل قبولی که دارند توانستند سال 94 را پشت سر بگذارند.
وی گفت: با وجود این مشکلات، در بخش بهره وری و استخراج نتایج خوبی داشتند و اجازه ندادند که این شرکت ها با بیش از 20 هزار نیروی کار، معیوب شوند.
در این همایش با حضور نمایندگان مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی، معاون هماهنگی امور اقتصادی و منابع استاندار کرمان و جمعی از مدیران استان از برترین های بخش صنعت و معدن استان کرمان و حامیان حقوق مصرف کننده تجلیل شد.
10 تیرماه روز صنعت و معدن و 19 اسفندماه روز رعایت حقوق مصرف کننده است که در استان کرمان گرامیداشت این 2 روز با هم برگزار شد.
رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از مردم استان کرمان: با تدبیر می توان موانع دشمن را برطرف کرد
رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از مردم استان کرمان:
با تدبیر می توان موانع دشمن
را برطرف کرد
صبح دیروز 500 نفر از مردم استان کرمان همراه با جمعی از مردم استانهای آذربایجان غربی، اردبیل، سیستان و بلوچستان، لرستان و کرمانشاه با رهبر انقلاب دیدار کردند.
برجام، بینتیجه بودن مذاکره با آمریکاییها
را ثابت کرد
آیتالله خامنهای در این دیدار مشکلات معیشتی مردم را دغدغه عمیق و مستمر خود خواندند و با تأکید بر تکیهبر ظرفیتهای داخلی بهعنوان تنها راهحل مشکلات مردم افزودند: «برجام، بهعنوان یک تجربه، بینتیجه بودن مذاکره با آمریکاییها، بدعهدی آنها و ضرورت بیاعتمادی به وعدههای امریکا را بار دیگر ثابت کرد و نشان داد راه پیشرفت کشور و بهبود وضع زندگی مردم، توجه به داخل است نه دشمنانی که مدام در منطقه و جهان در حال مانعتراشی برای ایران هستند.» به گزارش پایگاه اطلاعرسانی مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامی، حضور قشرهای گوناگون مردم از استانها و مناطق مختلف کشور را در این دیدار، نشاندهنده این واقعیت دانستند که مردم ایران باوجود زبانها، قومیتها و مذاهب مختلف، یکپارچه و متحد در تلاشند ایران عزیز را بهعنوان الگوی معنوی و مادیِ یک کشور اسلامی به جهان معرفی کنند تا دیگر ملتهای مسلمان با ایستادگی در مقابل سیاستهای اختلاف انگیز و استثماری استکبار، همین مسیر پرافتخار را طی کنند. ایشان، پیشرفتهای علمی سیاسی و اجتماعی کشورمان را پس از پیروزی انقلاب، در یک ارزیابی منصفانه تحسینبرانگیز خواندند و خاطرنشان کردند: «ایرانی که در دیکتاتوری پهلوی، «وابسته، عقبافتاده و ذلیل امریکا و انگلیس» بود، اکنون به کشوری عزیز و مقتدر تبدیلشده که قدرتهای بزرگ به چشم یک هماورد منطقهای به او مینگرند و در تلاشند بر ظرفیتها و امکانات او در منطقه مسلط شوند که البته نمیتوانند.» آیتالله خامنهای با استناد به تجربه تاریخیِ ایجاد و شکوفایی تمدن اسلامی افزودند: «مسیر تبدیل ایران عزیز به یک کشور اسلامی الگو، البته زمانبر است و نیازمند همت و تلاش بیوقفهی مسئولان و ملت میباشد.»
در هیچ شرایطی نباید به دشمن اطمینان کرد
رهبر انقلاب اسلامی تنها راه تبدیل ایران به یک کشور نمونه را تکیهبر ظرفیتها و امکانات داخلی برشمردند و تأکید کردند: «تحقق این هدف، نیازمند راهبرد و برنامهریزی صحیح، کار و تلاش بیوقفه و پرهیز از تنبلی و بیکارگی، و اعتماد و اطمینان به دشمنان است.» ایشان خاطرنشان کردند: «گاه دشمن موانعی بر سر راه ایجاد میکند که میتوان باعقل و تدبیر این موانع را برطرف کرد اما در هیچ شرایطی نباید به او اطمینان کرد.» آیتالله خامنهای، «تجربه برجام» را نمونهای روشن از درستی ضرورت بیاعتمادی به دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: «امروز حتی مسئولان دیپلماسی و کسانی که در مذاکرات حضورداشتهاند، این واقعیت را تکرار میکنند که امریکا نقض عهد میکند و در ورای زبانچرب و نرم خود، به مانعتراشی و تخریب روابط اقتصادی ایران با دیگر کشورها مشغول است.» رهبر انقلاب افزودند: «البته چندین سال است موضوع بیاعتمادی به آمریکاییها را تکرار میکنیم اما برخی، سختشان بود این واقعیت را قبول کنند.» ایشان با اشاره به مذاکرات هفته گذشته با پنج بهعلاوه یک در اروپا گفتند: «در این جلسه، مذاکرهکنندگان ایرانی به طرفهای مقابل گوشزد کردند که نقض عهد میکنید، به تعهدات عمل نمیکنید و همچنان مشغول مانعتراشی هستید.» آیتالله خامنهای، گذشت بیش از ۶ ماه از آغاز اجرای توافق هستهای را یادآور شدند و سؤال کردند: «مگر بنا نبود تحریمهای ظالمانه رفع شود تا در زندگی مردم اثر بگذارد آیا پس از ۶ ماه هیچ تأثیر ملموسی در زندگی مردم دیده میشود؟ اگر نقض عهد آمریکاییها نبود آیا دولت نمیتوانست در این مدت کارهای فراوانی انجام دهد؟» رهبر انقلاب با استناد به سخنان مسئولانی که قبل از اجرای برجام میگفتند پس از اجرای تعهدات ایران، تحریمها یکباره برداشته میشود افزودند: «اما اکنون، بحث رفع تدریجی تحریمها مطرح میشود، چرا؟»
باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم
ایشان با اشاره به ابراز ارادت و همراهی آمریکاییها در نامههای ارسالشده قبلی افزودند: «حدود ۲ سال پیش گفتیم ملت بهعنوان یک تجربه به مذاکرات هستهای نگاه خواهد کرد تا ببیند آمریکاییها در عمل چهکار خواهند کرد و حالا مشخصشده که آنها برخلاف وعدههای خود، همچنان به توطئه و تخریب مشغولند.» آیتالله خامنهای با تأکید بر تجربهاندوزی ملت ایران از رفتار امریکا در قضیه برجام گفتند: «آنها میگویند بیایید در مسائل منطقه هم مذاکره کنیم، اما تجربه برجام به ما میگوید این کار سمّی مهلک است و در هیچ مسئلهای نمیتوان به حرفهای آمریکاییها اعتماد کرد.» رهبر انقلاب افزودند: «اگر دشمنِ انسان، حداقل به حرفش پایبند باشد میشود در برخی موارد با او گفتگو کرد اما اگر مثل آمریکاییها، نابکار باشد و برخلاف لبخندِ ظاهری، از نقض عهد ابایی نداشته باشد، نمیتوان و نباید با او مذاکره کرد و این واقعیت، علت مخالفت مستمر بنده با مذاکره با آمریکاییهاست.» ایشان، مشکلات و چالشهای منطقهای ایران و امریکا را با مذاکره، غیرقابلحل دانستند و تأکید کردند: «باید با عزم راسخ درراه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آنوقت همه خواهیم دید که دشمن به دنبال ما میدود نه ما به دنبال دشمن.» رهبر انقلاب با استناد به سخنان مسئولان دیپلماسی خاطرنشان کردند: «آمریکاییها میخواهند همهچیز را بگیرند و هیچچیز ندهند و مذاکره با چنین دولتی به معنای «انحراف از راه صحیح پیشرفت کشور، دادن امتیازهای پیدرپی و تحمل عملی زورگویی، تخلف و نقض عهد» آنهاست.» آیتالله خامنهای با اشاره به تعبیر فوقالعاده امام خمینی (رض) که امریکا را شیطان بزرگ مینامید، افزودند: «بر اساس آیات قرآن، شیطان در قیامت به پیروانش میگوید باید خود را سرزنش کنید که چرا به وعده دروغین من اعتماد کردید و امروز نیز بیتوجهی به دروغین بودن وعدههای امریکا و اعتماد به او، مصداق همین مسئله خواهد بود.» آیتالله خامنهای، جوانان و فرهیختگان کشور را به تأمل در سیاستهای کشور در قبال امریکا دعوت کردند و افزودند: «این سیاستها بر اساس تجربه، شناخت دشمن، شناخت واقعی اوضاع کشور و منطقه و جهان، شکلگرفته است.»
مسئولان برای حل بیکاری و رکود اقدام کنند
آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان با تأکید مجدد بر لزوم تکیه نظری و عملی مسئولان بر ظرفیتها و استعدادهای فراوان داخلی کشور، احیای واحدهای کوچک و متوسط و توجه به اقتصاد دانشبنیان را باعث کاهش ملموس مشکلات موجود خواندند. ایشان با دعوت از مردم برای مصرف کالاهای داخلی ازجمله لوازمخانگی افزودند: «متأسفانه باوجود تأکید بر ضرورت ممنوعیت واردات کالاهای دارای مشابه داخلی، بازارها پر از کالاهای خارجی است و تولید داخلی در فشار قرار دارد.» آیتالله خامنهای برخورد قاطع با قاچاقچیان عمده و از بین بردن اجناس کلان قاچاق را، کاملاً ضروری برشمردند و افزودند: «ادامه وضع فعلیِ تولید داخلی، یعنی بیکاری جوانان، رکود بیشتر وزندگی دشوار مردم، اینها را که دیگر نمیشود با ارتباط با امریکا و اروپا حل کرد، بلکه باید مسئولان اقدام کنند.»
راه حل مشکلات تکیهبر ظرفیتهای داخلی است
آیتالله خامنهای، مشکلات معیشتی مردم را دغدغه عمیق و مستمر خود خواندند و افزودند: «همه مشورتها با صاحبنظران نشان میدهد راهحل این مشکلات تنها درگرو توجه و تکیهبر ظرفیتهای داخلی است.» ایشان رفتوآمد ماههای اخیر تجار خارجی را، حداقل تاکنون بینتیجه خواندند و افزودند: «هدف آنها، تسلط بر بازار مصرف داخلی است درحالیکه این مراودات باید به سرمایهگذاری واقعی و انتقال فناوری جدید بینجامد.»
مسئولان صریحاً اعلام کردهاند جلوی حقوقهای گزاف را میگیرند
رهبر انقلاب، جلوگیری از فساد داخلی را، از مهمترین مسائل برشمردند و افزودند: «مسئولان، الحمدالله صریحاً اعلام کردهاند که جلوی حقوقهای گزاف و زیادخوری ها را میگیرند و در برخی بخشها هم اقداماتی شده است که باید گسترش یابد و دنبال شود.» ایشان مسئولان را در رفتار و گفتار به ضدیت و مقابله با اشرافی گری فراخواندند و افزودند: «وقتی اشرافی گری در قلههای جامعه به وجود آمد، سرریز آن به بدنه مردم هم کشیده میشود، بنابراین باید با فرهنگ اشرافی گری کاملاً مقابله کرد.» آیتالله خامنهای با اشاره به سال «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» افزودند: «البته کارهایی شده است اما باید نتیجه این کارها، برای مردم محسوس و ملموس باشد.»
علنی کردن ارتباطات دولت سعودی با رژیم صهیونیستی؛ خنجری بر پشت امت اسلامی
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به مسائل و شرایط پر غاغوی امروز منطقه پرداختند و در تحلیلی کلان خاطرنشان کردند: «در این مسائل نیز پای امریکا در میان است.» آیتالله خامنهای، علنی کردن ارتباطات دولت سعودی با رژیم صهیونیستی را خنجری بر پشت امت اسلامی خواندند و افزودند: «این کار سعودیها گناه و خیانتی بزرگ است اما در این غلط بزرگ نیز آمریکاییها نقش دارند، زیرا دولت سعودی تابع و مسخّر و چشم به دهان دولت امریکاست.» ایشان، تجاوز به یمن، بمباران بیوقفه «خانهها، بیمارستانها، مدارس» و کودک کشی مستمر را جرم بزرگ دیگر دولت سعودی برشمردند و گفتند: «این جنایات نیز با تسلیحات آمریکایی و چراغ سبز آنها صورت میگیرد.» رهبر انقلاب افزودند: «متأسفانه حتی وقتی سازمان ملل پس از مدتها قصد محکوم کردن این جنایتها را دارد، با پول، تهدید و فشار، دهان آن را میبندند.» ایشان خاطرنشان کردند: «دبیر کل روسیاه سازمان ملل به این فشارها اعتراف کرد، اما باید بهجای اعتراف کنار میرفت، نه آنکه بماند و به بشریت خیانت کند.» آیتالله خامنهای، قضیه بحرین و ورود لشکر نظامی بیگانه برای اعمال فشار بر مردم این کشور را نمونه دیگری از اقدامات موردحمایت امریکا خواندند و تأکید کردند: «امروز دولت سعودی در دست افراد نابخرد است اما تحلیل دقیق مسائل نشان میدهد که دست امریکا در تمام این قضایا وجود دارد.» ایشان همچنین به نقش آمریکاییها در ایجاد و تقویت گروههای تکفیری باهدف اختلافافکنی در امت اسلامی، ترویج «اسلام اموی و مروانی» و بدنام کردن «اسلام حقیقی» اشاره کردند و افزودند: «آمریکاییها ادعا میکنند که علیه گروههای تکفیری ائتلاف تشکیل دادهاند، درحالیکه کار مؤثری علیه آنها انجام نمیدهند و طبق برخی گزارشها به این گروهها کمکهایی نیز میکنند.»
هر که باد بکارد، طوفان درو میکند
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: «البته گروههای تکفیری امروز دامن حامیانشان را هم گرفتهاند، زیرا به قول ما ایرانیها، هر که باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد.» آیتالله خامنهای در نوعی جمعبندی از این بخش سخنانشان، امریکا را به وجود آورنده یا تشدیدکننده مشکلات منطقه دانستند و تأکید کردند: «ملتهای منطقه قادر به حل این مسائل هستند و ما ضمن دعوت دولتهای منطقه، به آنها خاطرنشان میکنیم امریکا قابلاعتماد نیست و به دولتهای عرب به چشم ابزاری برای حفظ رژیم صهیونیستی و تحقق منافع استکباری خود در منطقه نگاه میکند.» ایشان، راهحل مسائل منطقه را «اتحاد ملتها و دولتهای مسلمان» و «ایستادگی در مقابل اهداف استکباری امریکا و برخی دولتهای اروپایی» خواندند و افزودند: «باید این اهداف را شناخت و در مقابل آنها ایستاد و ملت ما نیز در همین مسیر، محکم ایستاده است.» رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند باوجود همه تلاشهای آمریکاییها نقشهها و برنامههای آنها افشاشده و امریکا در منطقه روزبهروز، رو به ضعفِ بیشتری است. آیتالله خامنهای دخالت و دشمنی امریکا را منحصر به جمهوری اسلامی ایران ندانستند و افزودند: «در قضایای اخیر ترکیه اتهامی قوی وجود دارد که کودتا باتدبیر و تدارک آمریکاییها انجامشده که اگر این مسئله ثابت شود، رسوایی بزرگی برای امریکا خواهد بود.» ایشان با اشاره به روابط خوب ترکیه با امریکا بهعنوان متحدی منطقهای، خاطرنشان کردند: «آمریکاییها با اسلام و گرایش اسلامی مخالفند، بنابراین در ترکیه نیز که گرایشهای اسلامی وجود دارد، کودتا به راه میاندازند.» رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: «البته این حرکت سرکوب، و امریکا در چشم مردم ترکیه نیز منفور شد و آمریکاییها در عراق، سوریه و نقاط دیگر نیز به همین شکل، رو به ضعف هستند.»
تقدیر وزیر بهداشت از پرسنل شرکت آبفای کرمان
اکبر کرمی از کارکنان امور آبفای کرمان با اهداء مستمر خون (نزدیک به 100 بار) بهعنوان اهداءکننده مستمر و طلایی خون در سطح کشور شناخته شد که به همین مناسبت تقدیرنامه زرین از سوی سید حسن هاشمی وزیر بهداشت به وی اهداء شد.
تفکیک 75 درصد آبیاری فضای سبز بروات از آب شهری
با اجرای 30 کیلومتر شبکه، 75 درصد آبیاری فضای سبز بروات از آب شهری تفکیک شد. حسین قربانی رئیس اداره آب و فاضلاب بروات با اعلام این خبر افزود: «در حال حاضر کنتور گذاری مابقی فضاهای سبز توسط اداره آبفای بروات در حال انجام است.» بروات با 6500 اشتراک در 5 کیلومتری بم قرار دارد.
پایان عملیات آبرسانی
به ارزوئیه
عملیات آبرسانی به ارزوئیه بافت به پایان رسید. عباس رحیمپور ناظر عالی شرکت آب و فاضلاب استان کرمان با اعلام این خبر افزود: «در این عملیات 27 کیلومتر خط انتقال 400 و 450 از محله قادرآباد به ارزوئیه اجرا گردید.» وی افزود: «همچنین دو حلقه چاه به عمق 200 متر حفر، تجهیز و بهرهبرداری شد که دبی آنها 25 لیتر بر ثانیه است.»
ناظر عالی شرکت آبفای استان در ادامه بیان داشت: «همچنین دو مخزن به حجمهای 2000 و 3000 متر مکعب نیز ساخته شد و در مدار بهرهبرداری قرار گرفت.» عملیات آبرسانی به ارزوئیه توسط شرکتهای پیمانکاری مهراب صنعت کویر، زرنگار شیراز، اشکان سازه جیرفت و ساخن بااعتباری بالغبر 10.5 میلیارد تومان اجرا گردید.
همچنین عملیات آبرسانی به قلعه گنج با 90 درصد پیشرفت در حال انجام است. عباس رحیمپور ناظر عالی شرکت آب و فاضلاب استان کرمان در این رابطه گفت: «عملیات آبرسانی به قلعه گنج از یک ماه قبل آغازشده و تاکنون 3700 متر لولهگذاری انجامشده است.» وی افزود: «در همین زمینه یک حلقه چاه نیز به عمق 120 حفر گردیده که دبی آن 30 لیتر بر ثانیه هست.» رحیمپور در ادامه بیان داشت: «این پروژه با 90 درصد پیشرفت در حال انجام است و بهزودی به بهرهبرداری میرسد.»
بازسازی شبکه فرسوده شاهرخآباد کرمان
بیش از 10 کیلومتر از شبکه فرسوده شاهرخآباد واقع در زنگیآباد کرمان بازسازی شد. حمید صمدانی مدیر مناطق امور آب و فاضلاب شهرستان کرمان در این رابطه گفت: «با توجه به فرسودگی شبکه آبرسانی روستای شاهرخآباد ، بازسازی این شبکه در دستور کار قرار گرفت.» وی افزود: «در طول سه ماه، بیش از 10 کیلومتر از شبکه آبرسانی با لولههای 63،90 و 110 پلیاتیلن بااعتباری بالغبر 450 میلیون تومان توسط شرکت پیگذار بازسازی شد.» صمدانی در ادامه بیان داشت: «همزمان با اجرای این عملیات، 280 فقره انشعاب مشترکین نیز بازسازی شد.» روستای شاهرخآباد با 730 فقره انشعاب از توابع شهر زنگیآباد کرمان است.
تکمیل باند دوم
بم – کرمان در گروی تأمین قیر
مدیرعامل شرکت راهسازی گلومک سازه گفت: «در صورت تأمین 4 هزار تن قیر، محور دوم بم – کرمان تا 60 روز دیگر تکمیل میشود.» به گزارش خبرگزاری فارس غلامرضا دارش در دیدار با فرماندار بم اظهار داشت: «شرکت گلومک سازه از شرکتهای اقماری شرکت جهاد نصر بوده که پروژه اجرای باند دوم جاده بم – کرمان توسط این مجموعه در حال احداث است.» وی افزود: «تقریباً 17 کیلومتر از این جاده باقیمانده که بیس کار پایانیافته و در هفت کیلومتر آن نیز زیرسازی انجامشده و آماده آسفالت است.» دارش عنوان کرد: «70 هزار تن آسفالت برای تکمیل جاده نیاز است که امیدواریم با کمک فرماندار و شهردار بم این مشکل برطرف شود.» در ادامه این دیدار رضا اشک فرماندار بم با تشکر از تلاش پیمانکار پروژه و حمایت مسئولان گفت: «آمار تصادفات و کشتهها در این محور پرتردد زیاد است و مردم ما از تکمیل نشدن این پروژه بسیار گلایه دارند.» وی عنوان کرد: «ما آماده هرگونه همکاری برای تکمیل جاده بم – کرمان هستیم و امیدواریم بهزودی جشن پایان پروژه را داشته باشیم.»
مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی:
آمار واحدهای تعطیل صنعتی استان
باید پایین بیاید
مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی بابیان اینکه با حمایت از صنایع خرد و کوچک میتوان علاوه بر بالا بردن تولید از پیامدهای اجتماعی ناشی از بیکاری نیز جلوگیری کرد، واحدهای تعطیل مستقر در شهرکها و نواحی صنعتی استان را 14 درصد از کل واحدهای به بهرهبرداری رسیده عنوان کرد و گفت: «این درصد تعطیلی کمتر از نرخ آمار کشوری میباشد و در دست بررسی است که با توجه به بحث اقتصاد مقاومتی این آمار پایینتر هم بیاید.» مجید غفاری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی گفت: «خط مقدم اقتصاد مقاومتی صنعت است و باید برای تحقق تولید درونزا وبرون گرا به توسعهی صنایع کوچک، افزایش اشتغال توجه کرد.» وی افزود: «یکی از بحثهایی که وزارت صنعت و معدن و تجارت در سال جاری در دستور کار قرار داده است احیای واحدهای تعطیل و نیمه تعطیل است که در این رابطه کارگروهی با مدیریت سازمان صنعت معدن تجارت استان تشکیلشده است.» وی بابیان اینکه در این کارگروه وضعیت بنگاه متقاضی تسهیلات توسط نماینده شرکت شهرکهای صنعتی، سازمان صنعت معدن و تجارت و نماینده بانکها ازنظر مالی موردبررسی قرار میگیرد، اظهار کرد: «پس از تائید، به بانک مربوطه معرفی میشود و اگر واحد مربوطه ازنظر بانک صلاحیت دریافت را داشته باشد تسهیلات را دریافت خواهد کرد.» مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی کرمان یکی از مشکلات اساسی واحدهای تعطیل و نیمه تعطیل را توسعه بازار دانست و گفت: «یکی از راهکارهای در حال اجرا توسط شرکت شهرکهای صنعتی کرمان ایجاد شرکتهای توسعه صادرات است که در این خصوص اولین شرکت توسعه صادرات تشکیل و صادرات محصولات چند واحد تولیدی دنبال میشود.» وی اضافه کرد: «امیدواریم در سال جدید محصولات واحدهای تولیدی دیگر نیز به بحث صادرات اضافه شود.»/ شیرین دهنوی
مخالفت نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس با دو نرخی شدن بنزین
نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گفت: «مجلس مخالف حذف کارت سوخت و دونرخی شدن است در این راستا نیز منتظر تصمیمگیری کمیسیونها هستیم تا ببینیم نتیجه چه خواهد شد.» به گزارش ایسنا حسین امیری خامکانی درباره حذف کارتهای سوخت اظهار کرد: «این طرح موافق و مخالفهایی دارد که هر دو استدلالهایی دارند اما از اواخر دولت هشتم بحث کارتهای سوخت مطرح شد که در ابتدا صرفاً استفاده از کارت برای بهینهسازی مصرف و کنترل مصرف بود اما اجرای این کار در دولت هشتم انجام نشد و درنهایت در دولت نهم و دهم بحث هدفمندی یارانهها و سهمیهبندی اجرا و کارت سوخت رسماً وارد نظام سوختگیری کشور شد.» وی در ادامه با اشاره به اینکه بنده با دونرخی شدن قیمت سوخت مخالف هستم، تصریح کرد: «اقتصاد ما مدتها درگیر چند نرخی و ایجاد واسطهگری و دلالی بود و در دولت قبل که اوج استفاده از کارتهای سوخت بود، گزارشهایی داشتیم که چندین هزار کارت در یک شهر مرزی کشف و سهمیه قاچاق میشد و همه این مشکلات مربوط به بحث چند نرخی و سهمیهبندی بود.»
رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از مردم استان کرمان: با تدبیر می توان موانع دشمن را برطرف کرد
رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از مردم استان کرمان:
با تدبیر می توان موانع دشمن
را برطرف کرد
صبح دیروز 500 نفر از مردم استان کرمان همراه با جمعی از مردم استانهای آذربایجان غربی، اردبیل، سیستان و بلوچستان، لرستان و کرمانشاه با رهبر انقلاب دیدار کردند.
برجام، بینتیجه بودن مذاکره با آمریکاییها
را ثابت کرد
آیتالله خامنهای در این دیدار مشکلات معیشتی مردم را دغدغه عمیق و مستمر خود خواندند و با تأکید بر تکیهبر ظرفیتهای داخلی بهعنوان تنها راهحل مشکلات مردم افزودند: «برجام، بهعنوان یک تجربه، بینتیجه بودن مذاکره با آمریکاییها، بدعهدی آنها و ضرورت بیاعتمادی به وعدههای امریکا را بار دیگر ثابت کرد و نشان داد راه پیشرفت کشور و بهبود وضع زندگی مردم، توجه به داخل است نه دشمنانی که مدام در منطقه و جهان در حال مانعتراشی برای ایران هستند.» به گزارش پایگاه اطلاعرسانی مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامی، حضور قشرهای گوناگون مردم از استانها و مناطق مختلف کشور را در این دیدار، نشاندهنده این واقعیت دانستند که مردم ایران باوجود زبانها، قومیتها و مذاهب مختلف، یکپارچه و متحد در تلاشند ایران عزیز را بهعنوان الگوی معنوی و مادیِ یک کشور اسلامی به جهان معرفی کنند تا دیگر ملتهای مسلمان با ایستادگی در مقابل سیاستهای اختلاف انگیز و استثماری استکبار، همین مسیر پرافتخار را طی کنند. ایشان، پیشرفتهای علمی سیاسی و اجتماعی کشورمان را پس از پیروزی انقلاب، در یک ارزیابی منصفانه تحسینبرانگیز خواندند و خاطرنشان کردند: «ایرانی که در دیکتاتوری پهلوی، «وابسته، عقبافتاده و ذلیل امریکا و انگلیس» بود، اکنون به کشوری عزیز و مقتدر تبدیلشده که قدرتهای بزرگ به چشم یک هماورد منطقهای به او مینگرند و در تلاشند بر ظرفیتها و امکانات او در منطقه مسلط شوند که البته نمیتوانند.» آیتالله خامنهای با استناد به تجربه تاریخیِ ایجاد و شکوفایی تمدن اسلامی افزودند: «مسیر تبدیل ایران عزیز به یک کشور اسلامی الگو، البته زمانبر است و نیازمند همت و تلاش بیوقفهی مسئولان و ملت میباشد.»
در هیچ شرایطی نباید به دشمن اطمینان کرد
رهبر انقلاب اسلامی تنها راه تبدیل ایران به یک کشور نمونه را تکیهبر ظرفیتها و امکانات داخلی برشمردند و تأکید کردند: «تحقق این هدف، نیازمند راهبرد و برنامهریزی صحیح، کار و تلاش بیوقفه و پرهیز از تنبلی و بیکارگی، و اعتماد و اطمینان به دشمنان است.» ایشان خاطرنشان کردند: «گاه دشمن موانعی بر سر راه ایجاد میکند که میتوان باعقل و تدبیر این موانع را برطرف کرد اما در هیچ شرایطی نباید به او اطمینان کرد.» آیتالله خامنهای، «تجربه برجام» را نمونهای روشن از درستی ضرورت بیاعتمادی به دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: «امروز حتی مسئولان دیپلماسی و کسانی که در مذاکرات حضورداشتهاند، این واقعیت را تکرار میکنند که امریکا نقض عهد میکند و در ورای زبانچرب و نرم خود، به مانعتراشی و تخریب روابط اقتصادی ایران با دیگر کشورها مشغول است.» رهبر انقلاب افزودند: «البته چندین سال است موضوع بیاعتمادی به آمریکاییها را تکرار میکنیم اما برخی، سختشان بود این واقعیت را قبول کنند.» ایشان با اشاره به مذاکرات هفته گذشته با پنج بهعلاوه یک در اروپا گفتند: «در این جلسه، مذاکرهکنندگان ایرانی به طرفهای مقابل گوشزد کردند که نقض عهد میکنید، به تعهدات عمل نمیکنید و همچنان مشغول مانعتراشی هستید.» آیتالله خامنهای، گذشت بیش از ۶ ماه از آغاز اجرای توافق هستهای را یادآور شدند و سؤال کردند: «مگر بنا نبود تحریمهای ظالمانه رفع شود تا در زندگی مردم اثر بگذارد آیا پس از ۶ ماه هیچ تأثیر ملموسی در زندگی مردم دیده میشود؟ اگر نقض عهد آمریکاییها نبود آیا دولت نمیتوانست در این مدت کارهای فراوانی انجام دهد؟» رهبر انقلاب با استناد به سخنان مسئولانی که قبل از اجرای برجام میگفتند پس از اجرای تعهدات ایران، تحریمها یکباره برداشته میشود افزودند: «اما اکنون، بحث رفع تدریجی تحریمها مطرح میشود، چرا؟»
باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم
ایشان با اشاره به ابراز ارادت و همراهی آمریکاییها در نامههای ارسالشده قبلی افزودند: «حدود ۲ سال پیش گفتیم ملت بهعنوان یک تجربه به مذاکرات هستهای نگاه خواهد کرد تا ببیند آمریکاییها در عمل چهکار خواهند کرد و حالا مشخصشده که آنها برخلاف وعدههای خود، همچنان به توطئه و تخریب مشغولند.» آیتالله خامنهای با تأکید بر تجربهاندوزی ملت ایران از رفتار امریکا در قضیه برجام گفتند: «آنها میگویند بیایید در مسائل منطقه هم مذاکره کنیم، اما تجربه برجام به ما میگوید این کار سمّی مهلک است و در هیچ مسئلهای نمیتوان به حرفهای آمریکاییها اعتماد کرد.» رهبر انقلاب افزودند: «اگر دشمنِ انسان، حداقل به حرفش پایبند باشد میشود در برخی موارد با او گفتگو کرد اما اگر مثل آمریکاییها، نابکار باشد و برخلاف لبخندِ ظاهری، از نقض عهد ابایی نداشته باشد، نمیتوان و نباید با او مذاکره کرد و این واقعیت، علت مخالفت مستمر بنده با مذاکره با آمریکاییهاست.» ایشان، مشکلات و چالشهای منطقهای ایران و امریکا را با مذاکره، غیرقابلحل دانستند و تأکید کردند: «باید با عزم راسخ درراه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آنوقت همه خواهیم دید که دشمن به دنبال ما میدود نه ما به دنبال دشمن.» رهبر انقلاب با استناد به سخنان مسئولان دیپلماسی خاطرنشان کردند: «آمریکاییها میخواهند همهچیز را بگیرند و هیچچیز ندهند و مذاکره با چنین دولتی به معنای «انحراف از راه صحیح پیشرفت کشور، دادن امتیازهای پیدرپی و تحمل عملی زورگویی، تخلف و نقض عهد» آنهاست.» آیتالله خامنهای با اشاره به تعبیر فوقالعاده امام خمینی (رض) که امریکا را شیطان بزرگ مینامید، افزودند: «بر اساس آیات قرآن، شیطان در قیامت به پیروانش میگوید باید خود را سرزنش کنید که چرا به وعده دروغین من اعتماد کردید و امروز نیز بیتوجهی به دروغین بودن وعدههای امریکا و اعتماد به او، مصداق همین مسئله خواهد بود.» آیتالله خامنهای، جوانان و فرهیختگان کشور را به تأمل در سیاستهای کشور در قبال امریکا دعوت کردند و افزودند: «این سیاستها بر اساس تجربه، شناخت دشمن، شناخت واقعی اوضاع کشور و منطقه و جهان، شکلگرفته است.»
مسئولان برای حل بیکاری و رکود اقدام کنند
آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان با تأکید مجدد بر لزوم تکیه نظری و عملی مسئولان بر ظرفیتها و استعدادهای فراوان داخلی کشور، احیای واحدهای کوچک و متوسط و توجه به اقتصاد دانشبنیان را باعث کاهش ملموس مشکلات موجود خواندند. ایشان با دعوت از مردم برای مصرف کالاهای داخلی ازجمله لوازمخانگی افزودند: «متأسفانه باوجود تأکید بر ضرورت ممنوعیت واردات کالاهای دارای مشابه داخلی، بازارها پر از کالاهای خارجی است و تولید داخلی در فشار قرار دارد.» آیتالله خامنهای برخورد قاطع با قاچاقچیان عمده و از بین بردن اجناس کلان قاچاق را، کاملاً ضروری برشمردند و افزودند: «ادامه وضع فعلیِ تولید داخلی، یعنی بیکاری جوانان، رکود بیشتر وزندگی دشوار مردم، اینها را که دیگر نمیشود با ارتباط با امریکا و اروپا حل کرد، بلکه باید مسئولان اقدام کنند.»
راه حل مشکلات تکیهبر ظرفیتهای داخلی است
آیتالله خامنهای، مشکلات معیشتی مردم را دغدغه عمیق و مستمر خود خواندند و افزودند: «همه مشورتها با صاحبنظران نشان میدهد راهحل این مشکلات تنها درگرو توجه و تکیهبر ظرفیتهای داخلی است.» ایشان رفتوآمد ماههای اخیر تجار خارجی را، حداقل تاکنون بینتیجه خواندند و افزودند: «هدف آنها، تسلط بر بازار مصرف داخلی است درحالیکه این مراودات باید به سرمایهگذاری واقعی و انتقال فناوری جدید بینجامد.»
مسئولان صریحاً اعلام کردهاند جلوی حقوقهای گزاف را میگیرند
رهبر انقلاب، جلوگیری از فساد داخلی را، از مهمترین مسائل برشمردند و افزودند: «مسئولان، الحمدالله صریحاً اعلام کردهاند که جلوی حقوقهای گزاف و زیادخوری ها را میگیرند و در برخی بخشها هم اقداماتی شده است که باید گسترش یابد و دنبال شود.» ایشان مسئولان را در رفتار و گفتار به ضدیت و مقابله با اشرافی گری فراخواندند و افزودند: «وقتی اشرافی گری در قلههای جامعه به وجود آمد، سرریز آن به بدنه مردم هم کشیده میشود، بنابراین باید با فرهنگ اشرافی گری کاملاً مقابله کرد.» آیتالله خامنهای با اشاره به سال «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» افزودند: «البته کارهایی شده است اما باید نتیجه این کارها، برای مردم محسوس و ملموس باشد.»
علنی کردن ارتباطات دولت سعودی با رژیم صهیونیستی؛ خنجری بر پشت امت اسلامی
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به مسائل و شرایط پر غاغوی امروز منطقه پرداختند و در تحلیلی کلان خاطرنشان کردند: «در این مسائل نیز پای امریکا در میان است.» آیتالله خامنهای، علنی کردن ارتباطات دولت سعودی با رژیم صهیونیستی را خنجری بر پشت امت اسلامی خواندند و افزودند: «این کار سعودیها گناه و خیانتی بزرگ است اما در این غلط بزرگ نیز آمریکاییها نقش دارند، زیرا دولت سعودی تابع و مسخّر و چشم به دهان دولت امریکاست.» ایشان، تجاوز به یمن، بمباران بیوقفه «خانهها، بیمارستانها، مدارس» و کودک کشی مستمر را جرم بزرگ دیگر دولت سعودی برشمردند و گفتند: «این جنایات نیز با تسلیحات آمریکایی و چراغ سبز آنها صورت میگیرد.» رهبر انقلاب افزودند: «متأسفانه حتی وقتی سازمان ملل پس از مدتها قصد محکوم کردن این جنایتها را دارد، با پول، تهدید و فشار، دهان آن را میبندند.» ایشان خاطرنشان کردند: «دبیر کل روسیاه سازمان ملل به این فشارها اعتراف کرد، اما باید بهجای اعتراف کنار میرفت، نه آنکه بماند و به بشریت خیانت کند.» آیتالله خامنهای، قضیه بحرین و ورود لشکر نظامی بیگانه برای اعمال فشار بر مردم این کشور را نمونه دیگری از اقدامات موردحمایت امریکا خواندند و تأکید کردند: «امروز دولت سعودی در دست افراد نابخرد است اما تحلیل دقیق مسائل نشان میدهد که دست امریکا در تمام این قضایا وجود دارد.» ایشان همچنین به نقش آمریکاییها در ایجاد و تقویت گروههای تکفیری باهدف اختلافافکنی در امت اسلامی، ترویج «اسلام اموی و مروانی» و بدنام کردن «اسلام حقیقی» اشاره کردند و افزودند: «آمریکاییها ادعا میکنند که علیه گروههای تکفیری ائتلاف تشکیل دادهاند، درحالیکه کار مؤثری علیه آنها انجام نمیدهند و طبق برخی گزارشها به این گروهها کمکهایی نیز میکنند.»
هر که باد بکارد، طوفان درو میکند
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: «البته گروههای تکفیری امروز دامن حامیانشان را هم گرفتهاند، زیرا به قول ما ایرانیها، هر که باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد.» آیتالله خامنهای در نوعی جمعبندی از این بخش سخنانشان، امریکا را به وجود آورنده یا تشدیدکننده مشکلات منطقه دانستند و تأکید کردند: «ملتهای منطقه قادر به حل این مسائل هستند و ما ضمن دعوت دولتهای منطقه، به آنها خاطرنشان میکنیم امریکا قابلاعتماد نیست و به دولتهای عرب به چشم ابزاری برای حفظ رژیم صهیونیستی و تحقق منافع استکباری خود در منطقه نگاه میکند.» ایشان، راهحل مسائل منطقه را «اتحاد ملتها و دولتهای مسلمان» و «ایستادگی در مقابل اهداف استکباری امریکا و برخی دولتهای اروپایی» خواندند و افزودند: «باید این اهداف را شناخت و در مقابل آنها ایستاد و ملت ما نیز در همین مسیر، محکم ایستاده است.» رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند باوجود همه تلاشهای آمریکاییها نقشهها و برنامههای آنها افشاشده و امریکا در منطقه روزبهروز، رو به ضعفِ بیشتری است. آیتالله خامنهای دخالت و دشمنی امریکا را منحصر به جمهوری اسلامی ایران ندانستند و افزودند: «در قضایای اخیر ترکیه اتهامی قوی وجود دارد که کودتا باتدبیر و تدارک آمریکاییها انجامشده که اگر این مسئله ثابت شود، رسوایی بزرگی برای امریکا خواهد بود.» ایشان با اشاره به روابط خوب ترکیه با امریکا بهعنوان متحدی منطقهای، خاطرنشان کردند: «آمریکاییها با اسلام و گرایش اسلامی مخالفند، بنابراین در ترکیه نیز که گرایشهای اسلامی وجود دارد، کودتا به راه میاندازند.» رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: «البته این حرکت سرکوب، و امریکا در چشم مردم ترکیه نیز منفور شد و آمریکاییها در عراق، سوریه و نقاط دیگر نیز به همین شکل، رو به ضعف هستند.»
محسن تجربه کار؛ مجموعه دار دیرین شناسی:
در زمان شهرداری سیف الهی درب موزه را شکستند و فسیلها را به بیابان ریختند
نمی دانم موزه دیرین شناسی و تونل وحشت، چه سنخیتی با هم دارند. اما می دانم که در این سال ها دومی جایگزین اولی شده است. این نوشتار را بارها نوشتم و از نو نوشتم. اول از «محسن تجربه کار» مجموعه دار دیرین شناسی دفاع کرده بودم و قصد داشتم به مدیران استان و شهرداری بتازم. اواسط متن بود که یادم آمد خبرنگارم و باید بی طرفانه به قضیه نگاه کنم. دکمه (دلیت) را فشار دادم و دوباره روز از نو روزی از نو. اما خودمانی بگویم آدم نمی تواند پای درد دل تجربه کار بنشیند و غمگین نشود. مخصوصاً اگر فیلم مستند«مردی که فسیل شد» ساخته «حامد سعادت» را دیده باشد. مردی با یک موتور کوه و دشت و دمن را پشت سر بگذارد و دل به سنگ هایی ببندد که دیگران سال های سال بگویند«بی ارزش است.» می دانستم که به کوه می رود؛ اما نمی دانستم که در عمق دریاچه ها و رودخانه ها برای یافتن سنگواره ها، غواصی هم می کند. «دو هفته دو هفته می رود و بر نمی گردد و تمام توشه اش هم چند دانه سیب زمینی خام است و دیگر هیچ.» این ها را همسرش در همان فیلم با صدایی بغض کرده می گفت. به گمانم اشک هم می ریخت. ببخشید من خبرنگارم و نباید احساساتی شوم. بنابراین ژست آدم های بی طرف را به خود می گیرم و شما را به مطالعه گفت و گوی خودم با محسن تجربه کار دعوت می کنم.
جناب آقای تجربه کار! درمورد موزه دیرینه شناسی کرمان توضیح می دهید؟
این موزه مربوط به فسیل های موجوداتی است که میلیون ها سال پیش در مناطق مختلف استان کرمان وجود داشته اند. برخی از این فسیل ها به دوره ای بر می گردد که کرمان پوشیده از گیاه و در واقع جنگل بوده است. این جنگل از نزدیکی های بم شروع می شده و تا بعد از کوهبنان ادامه داشته است. تا کنون از این جنگل بیش از 400 گونه فسیل گیاه جمع آوری کرده ام. قرار بود یک اطلس توسط سازمان زمین شناسی چاپ شود که 2 جلد آن مربوط به گیاهان استان کرمان بود. و همچنین ما در موزه فسیل هایی داریم که نشان می دهد استان فعلی کرمان در طول میلیون ها سال گذشته ، بارها و بارها به زیر آب فرو رفته است. به طور مثال انواع صدف های دوکفه ای در موزه دیرینه شناسی کرمان نگه داری می شود که قدمت آن از حدود یک الی 500 میلیون سال پیش باز می گردد و تا کنون بیش از هزار و سیصد گونه صدف از سطح استان جمع آوری شده است.
چه تعداد قطعه فسیل در موزه دیرین شناسی کرمان موجود است؟
در این موزه بیش از 250 هزار اثر داریم که 2 تا 3 هزار قطعه آن چیدمان شده است. اگر تمام باغ هرندی را هم در اختیار ما بگذارند قادریم تنها 50 درصد این فسیل ها را چیدمان کنیم. بسیاری از این آثار بسیار ریز هستند که در نگاه اول سنگ های معمولی به نظر می آیند. اما وقتی با ذره بین نگاه می کنید خواهید دید که روی این فسیل های ریز آثاری مربوط به 70 الی 550 میلیون سال پیش هست و این در حالی که برخی موزه ها از جمله آستان قدس رضوی صدف های امروزی را در ویترین های مجهز و زیبا نگه داری می کنند و من هنوز نتوانسته ام برای فسیل هایی که بسیاری از آن ها منحصر به فرد است حد اقل یک جای مناسب تدارک ببینم. یکی از نقاط ضعف ما نداشتن فضای مناسب برای نگه داری فسیل هاست. امروز بقالی های این شهر بهترین جایگاه و زیباترین ویترین ها را برای نمایش اجناس خود دارند. ویترین هایی که در این جا هست، مناسب کار من نیست. برای نمایش یک فسیل کوچک نیاز به حداقل 20 سانتی متر مربع فضاست تا فسیل و شناسنامه و عکس آن(شاخه، رده، جنس و…) آن در کنار هم قرار بگیرند و بیننده بتواند به اطلاعات کافی دست یابد. چون ما این فضا را نداریم، مخالفان هم از ضعف نبود فضا استفاده می کنند و می گویند این ها سنگ هایی بی ارزش است هر چند که امروز هیئت علمی دانشگاه بر آثار موزه کتبآ صحه گذارده اند.
جناب تجربه کار! شما سال هاست که در جای جای استان کرمان در حال جمع آوری فسیل هستید. در همه این سال ها نیز گلایه مند بوده و هستید که از شما حمایت نمی شود. در حالی که استان های دیگر از شما دعوت کرده اند، چرا از آن امکانات استفاده نمیکنید؟
ببینید! هیأت امنای آستان قدس رضوی از جمله آقای طباطبایی، من را به مشهد دعوت کردند، گفتند که امکانات خوبی در اختیارت می گذاریم. فسیل ها را به آستان قدس بیاور و در آن جا به نمایش بگذار؛ اما اعتقاد من این است که هر فسیل باید در منطقه خودش نمایش داده شود. چون ارزش اصلی فسیل مربوط به منطقه کشف آن است. علاوه بر مشهد، نیاسر کاشان هم از من دعوت کرد. من به آن جا رفتم در همان منطقه جست و جو کردم. چند فسیل برای شان پیدا کردم. کلّی از من تقدیر به عمل آمد.
مسوولان شهرستان بهاباد یزد از من خواستند که برای شان موزه ای از فسیل های کرمان تشکیل دهم. جواب دادم که چرا فسیل های کرمان را به بهاباد بیاورم؟ من فسیل های شهر خودتان را از منطقه شما پیدا می کنم. جست و جو را شروع کردم و قریب 20 هزار فسیل پیدا کردم. فرماندار بهاباد از من خواست که اطلس فسیل شناسی منطقه را برای شان تهیه کنم. تمام مراحل اکتشاف، عکس برداری انجام شده و در حال نام گذاری علمی هستم که «اطلس سنگواره های بهاباد» را تألیف کنم.
در کرمان شرایط به چه گونه ای است؟
از سال 1389 که موزه دیرین شناسی واقع در پارک انقلاب را تبدیل به «تونل وحشت» کردند، تا کنون من نه یک ریال درآمد داشته ام و نه هیچ گونه بیمه ای به من تعلق گرفته است. از عید نوروز هم که موزه را بلیتی کرده ام، تنها 160 هزار تومان درآمد داشته ام. حالا چرا این رفتار را با من دارند؟ دلیلش را می گویم. بعضی از مخالفان مکان پیدا شدن این فسیل ها را می خواهند. چون به آن ها نگفته ام، مخالفت می کنند. مشکل بنده از آن جایی شروع شد که انواع ماهی هایی را کشف کردم که به طور کامل فسیل شده بود. در حالی که تئوری هایی که در دانشگاه ها تدریس می شود، می گوید تنها قسمت های سخت بدن جانوران فسیل می شود.مخالفت ها شروع شد. در سال 1390 همزمان در برخی روزنامه ها، مجلات و تلویزیون به موزه دیرینه شناسی کرمان حمله کردند. در حالی که ما مدتی قبل در سه مرکز آزمایشگاهی از جمله بیمارستان شفای کرمان این ماهی را سی تی اسکن کردیم و درون شکم ماهی مشاهده گردید . حتی اندام های داخلی ماهی نیز در سی تی اسکن دیده شد. این را هم بگویم که برای اولین بار در جهان، ما به این حقیقت پی بردیم که فسیل هم قابلیت سی تی اسکن دارد. تخم هایی که از کوه های کرمان پیدا شده توسط آقایان دکتر صبا، ارسنجانی و آزمایشگاه دکتر طهمورثی سی تی اسکن شده، دانشگاه های تگزاس و لس انجلس تعجب کرده بودند که با دستگاه هایی به مراتب ضعیف تر از دستگاه های آن ها توانسته ایم تصاویری واضح تر از آن ها به دست بیاوریم. تحقیقات اولیه هم در رابطه با فسیل ماهی(گوشت) این نتایج را نشان می دهد که در فسیل ها پروتئین موجود است. البته هنوز جای بحث و تحقیقات بیش تری دارد. من هنوز به دنبال یک سرمایه گذار هستم که حمایت مان کند تا بتوانیم این تحقیقات را انجام دهیم. در سال 2006 هم دانشگاه ماسی در نیوزیلند اقدام به چاپ کتاب فسیل های گوشتی در ایران کرد. مخالفت این ها وقتی شدید شد که نشانی مکان را از من می خواستند؛ اما من نگفتم. رییس پیشین سازمان زمین شناسی استان کرمان از طریق رسانه های سراسری گفته بود:«وجود فسیل در استان کرمان مزیت نیست.» اما اصرار داشت که مکان فسیل ها را بداند. اگر مزیت نیست، چرا این قدر اصرار به دانستن مکان دارند؟!
چرا از جانب مسوولان استان نادیده گرفته شدید؟
باید به سال 1383 برگردم. در آن سال من طرحی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارائه کردم. بر اساس آن طرح پشت کوه های مسجد صاحب الزمان کرمان به پارک ملی فسیل شناسی تبدیل می شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام طرح را به رییس سازمان میراث فرهنگی وقت ایران(آقای مرعشی) ارجاع داد. آقای مرعشی به آقای سام(مدیرکل میراث کرمان) دستور داد. آقای سام بسیار استقبال کرد و نامه به شورای شهر کرمان ارجاع گردید . آقای دکتر زاهدی هم که در شورای شهر وقت حضور داشت نیز از طرح استقبال کرد و طرح به شهرداری رفت. آقای تکلو(معاون وقت شهرداری) به عنوان امین طرح با من به منطقه آمد. چند سال از این مقدمات گذشت. به یک باره این موضوع مطرح شد که قرار است دقیقا در همان نقطه ای که بنده پیشنهاد پارک ملی فسیل شناسی را داده بودم، آرامستان احداث شود. من پی گیری کردم. شهرداری گفت اصلاً طرح آرامستان صحت ندارد. سال بعد لودر به همان منطقه آمد و آن را برای احداث آرامستان، تسطیح کرد.
با این حال باز هم در کرمان دوام آوردید؟ دلسرد نشدید؟
سال 1387 تبریز درخواست کرد که موزه را به کندوان آذربایجان منتقل کنم. مسوولان وقت استان از قضیه مطلع شدند. آقای مهندس کمالی(معاون استاندار) و آقای کارنما(مدیرکل میراث) طی نامه ای که متن آن موجود است با سرمایه گذاری در استان کرمان موافقت و با خروج موزه از کرمان نیز مخالفت کردند. بنا بر این شد که 200 میلیون تومان وام بلاعوض به من پرداخت شود تا بتوانم موزه دیرینه شناسی کرمان را راه اندازی کنم.حتی به سازمان برنامه و بودجه هم معرفی شدم. من بر اساس قول مسوولان استان در تهران، مشهد و کرمان با هزینه شخصی دفتر راه اندازی کردم که فسیل های کرمان را در کشور معرفی کنم تا با وصول 200 میلیون تومان هزینه ها را تأمین کنم. برای راه اندازی این دفاتر و همچنین چاپ پوسترها و کارت پستال های فسیل های موجود در موزه پول قرض کرده بودم. از هر کسی که فکر بکنید پول قرض کردم. در دفتر تهران بودم که خبر شدم شهرداری درب موزه(قلعه دختر) را شکسته و همه فسیل ها را برده است.
شکستن درب موزه در زمان کدام شهردار بود؟
زمان سرپرستی آقای کُردی بود که برق موزه را قطع کردند. دو سال برق نداشتیم و با چراغ بادی روشنایی موزه را تامین می کردیم. سال 1388 دوباره موزه بازگشایی شد. 17 روز باز بود. دوباره برق را به دستور رییس سازمان پارک ها اقای مهندس بابایی قطع کردند. قطع برق در زمان آقای کردی بود و شکستن درب در زمان شهرداری آقای سیف الهی بود. حرف من این است شما که درب موزه را شکستید، یک اخطار به من ندادید. مدیرکل بازرسی استانداری می گوید:«ما درب یک خانه را نمی توانیم بدون اخطار و مجوز بشکنیم.» چه طور درب موزه را بدون اخطار شکستید؟ دوم این که اگر شما نمی خواستید این موزه در کرمان باشد چرا نگذاشتید من این موزه را به تبریز ببرم؟ شما که نامه های شیراز و مشهد و تبریز را دیدید. شما درب موزه شکستید و فسیل هایی را که با زحمت و رنج فراوان کشف کرده بودم، همه را توی گونی ریختید و مثل آشغال بیرون شهر خالی کردید. هنوز که هنوز است بسیاری از فسیل ها کنار کشتارگاه بیرون شهر افتاده اند. خرد و خاکشیر شده اند. ساختمان موزه دیرین شناسی طی یک قرار داد با شورای شهر به صورت دائمی در اختیار من قرار گرفته بود که الآن تونل وحشت شده است. مراحلی را در ادارات کرمان گذراندیم که طبق نظر استادان دانشگاه این مکان جهت موزه دیرینه شناسی انتخاب شد. این مکان صرفا جهت موزه دیرینه شناسی ساخته شد. سوال من از مسوولان، این است که اگر موزه نمی خواستید چرا مرا این همه در دردسر انداختید. چرا من و زن و بچه ام را در فقر کامل در این شهر نگه داشته اید؟
چه پیامی برای مسوولان کنونی استان دارید؟
من می خواهم بگویم این فسیل ها به راحتی به دست نیامده است. در گرمای تابستان و سرمای زمستان به کوه و بیابان رفتن، کار آسانی نیست. زن و بچه را تنها گذاشتن و با موتورسیکلت به کوه زدن کار دشواری است. بارها گرفتار توفان شن شده ام. بارها اشرار مزاحمت برایم ایجاد کرده اند. اما من به عشق شهرم 30 سال طاقت آورده ام. این فسیل ها مال من نیست. مال شهر ماست. مال استان ماست. حالا که جنبه علمی این فسیل ها نیز تایید شده، حمایتم کنید.
کرمان نیازمند سرمایهگذاری خارجی در حوزه معدن است
کرمان نیازمند سرمایهگذاری خارجی در حوزه معدن است
رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق کرمان در نشست با سفیر آفریقای جنوبی در ایران با بیان اینکه ایران جزو10 کشور نخست دنیا در حوزه معدنی است گفت: استان کرمان رتبه نخست کشور را در بخش ظرفیتهای معدنی دارد، عباس جبالبارزی با بیان اینکه سهم معدن در تولید ناخالص داخلی ایران 1.3 درصد است تصریح کرد: در ایران تنها 7 تا 10 درصد پهنههای معدنی کشف شده و 90 درصد جای اکتشاف وجود دارد و بایستی بر روی انها کار اکتشافی صورت گیرد.
عباس جبالبارزی گفت: آفریقای جنوبی کشوری با ظرفیتهای معدنی بالاست و 10 درصد تولید ناخالص داخلی و 40 درصد صادرات این کشور مربوط به حوزه معدن و صنایع معدنی است
جبالبارزی افزود: پس از کاهش قیمت مواد معدنی در جهان، آفریقای جنوبی گروهی را برای سیاستگذاری در این شرایط تشکیل داده تا بتواند معدن را از حالت سنتی خود خارج کند.
رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق کرمان با بیان اینکه ایران جزو 10 کشور نخست دنیا و استان کرمان در این کشور رتبه نخست را در بخش ظرفیتهای معدنی دارد، تصریح کرد: در ایران تنها 7 تا 10 درصد پهنههای معدنی کشف شده و 90 درصد جای اکتشاف وجود دارد و سهم معدن در تولید ناخالص داخلی ایران 1.3 درصد است.
جبالبارزی، افزود: آفریقای جنوبی در معدن دارای تجربههای خوبی است و در این زمینه شرکتها و برندهای بزرگ و معتبری در این کشور کار میکنند که استان کرمان میتواند از این تجربه برای اکتشاف، استخراج و صنایع معدنی استفاده کند و حتی سرمایهگذاریهای مشترکی در این زمینه صورت گیرد.
عضو هیئت نمایندگان اتاق کرمان با تأکید بر اینکه کرمان نیازمند سرمایهگذاری در حوزه معدن است، اظهار امیدواری کرد سفیر آفریقای جنوبی در ایران زمینه بازدید گروهی از سرمایهگذاران این کشور را به کرمان فراهم کند و در صورت صلاحدید کارگروه مشترک برای پیشبرد اهداف سرمایهگذاری در حوزه معدن تشکیل شود.
از سالمندی تا افسردگی تنهایی تلخ
از سالمندی تا افسردگی
تنهایی تلخ
دوباره ساعت را نگاه کرد، فقط ده دقیقه گذشته بود. تلویزیون را روشن کرد. امشب حال عجیبی داشت. هیچوقت در زندگیاش از چیزی نترسیده بود، شاید حس امشبش، ترس باشد. حسش غریب بود، غریب و عمیق. یادش آمد، که همیشه به بچهها میگفت: تنهایی، ترس ندارد یا هر چیزی که در روشنایی است، در تاریکی هم هست. شاید بچه شده بود، برگشته بود به سالها پیش، اما آن موقع هم هیچوقت تنها نبود، هیچوقت مثل حالا تنها نبود، همیشه کسی بود که با او حرف بزند. بچه که بود، مادر، پدر، خواهر و برادرهای کوچک و بزرگ. عروس که شد، شوهرش همزبان و همراه تنهاییاش شد و بعد 4 تا بچهی «قد و نیم قد» مگر لحظهای فرصت داشت که تنها باشد و یا احساس کند که تنهاست.اما حالا! با خودش گفت: کاش بود. وقتیکه رفت دیگر، توان ماندن نداشت،بیماری خستهاش کرده بود. همه میگفتند: راحت شد، شاید … ولی تنهایی با رفتنش، وارد خانه شد و نشست دقیقاً جای کسی که رفته بود. روی همان تخت، کنار گلدان و انگاری خیره شده بود به چشمهایش. وقتیکه رفت بچهها بودند، صدا بود، گریه بود،غم بود، اما تنهایی نبود باهم غصه میخوردند. اما وقتی رفت، بچهها را هم با خودش برد. انگار بچهها پدر و مادر را باهم باور داشتند و یکی از آنها که نبود، دیگری بیمفهوم و بیمعنی میشد.از آن شب، هر چه از رفتنش میگذرد او تنهاتر میشود. اما امشب، حال عجیبی داشت. با خودش گفت: کاش زنگ بزنم، ببینم کسی از بچهها فرصتش را دارد که اینجا بیاید. اما بازگفت: نه، اگر میخواستند حتماً خودشان زنگ میزدند، میدانند که تنهایم. سراغ پنجرهها رفت. پاییز خیلی غمانگیزتر از همیشه در حیاط، قدم میزد. خشخش برگهای کف حیاط به گریهاش انداخت. چقدر دلش برای دستهای زبر و زحمتکش شوهرش تنگشده بود ، دلش تنگشده بود،برای اینکه برایش داخل سینی، غذا بگذارد و کنار تخت بیاورد و او نگاهش کند و بگوید: حلالم کن. با خودش زمزمه کرد ،چرا رفت، چرا من حلالش کردم که راحت برود و من را تنها بگذارد.«استغفرا…» گفت و نشست پشت رحل قرآن، تنها مونس همیشگیاش، آیهها جلوی چشمانش میرقصیدند، لبخند زد و با خودش گفت: خدا که هست، خدا را که دارم، «انشا ا…» هر جا هستند، خوش و سالم باشند. من هم باخدایم، راحتم. بعد از خواندن چند آیه فکرها دوباره آمدند. ساعت را نگاه کرد، باید چیزی برای شامش درست میکرد با خودش گفت کاش یکی بیاید، داخل این قابلمههای بزرگ که برای یک نفر نمیشود، چیزی پخت، هنوز بعد یک سال، فرصتی پیدا نکرده بود برای خودش از این قابلمههای کوچک یک نفره بخرد یا نخواسته بود شاید فکر میکرد به خاطر قابلمهها تنها نماند. چون همه میدانند که با این قابلمهها که برای یک نفر نمیشود، چیزی پخت.
نگاه:
یکی از حالات روحی آزاردهندهی سالمندان، تجربهی حس «جدا ماندگی» است که میتواند به دلیل نبود ارتباطهای اجتماعی و یا نامطلوب بودن کیفیت روابط به وجود آید و این حس ممکن است در سالمندان به شکل «انزوای اجتماعی» نمود پیدا کند. در «انزوای اجتماعی» امکان دارد، فرد احساس تنهایی کرده و تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد اما به دلایلی قادر به برقراری ارتباط نباشد.
ارتباط کلامی
این حالت در بین سالمندانی که بهتنهایی زندگی میکنند جلوه پررنگتری به خود میگیرد. زیرا بسیاری از این گروه سالمندان به لحاظ توانای جسمی در حدی هستند که بتوانند بهتنهایی از عهدهی کارهای شخصی برآیند و نیازهای اصلی خود را برآورده کنند. و چون ازلحاظ ذهنی مشکلی ندارند متوجه ی نیاز خود به ارتباطات اجتماعی هستند وخلا آن را احساس میکنند. اگر فرزندی داشته باشند تمام لحظات خود را در انتظار دیدار و یا تماسی از او میمانند و این خلأ عاطفی ، ممکن است بر سلامت جسمی سالمندان هم تأثیر بگذارد. نیاز به «شنوده داشتن» و ارتباط کلامی در افراد شدید است وبسیاری از نیازهای روانی در ارتباط کلامی افراد رفع میشود.در شرایطی که سالمندی با فرزندان و نوههای خود زندگی میکند اگر فرزندان بهاندازهی کافی نسبت به رفتارهای صحیح با والدین سالمند خودآگاهی نداشته باشند، شرایط آنچنان بهتر، نخواهد بود، کلماتی که برای رفع تکلیف به زبان جاری میشوند هیچ زمانی همصحبتی وهم زبانی نخواهند شد.
افسردگی و آلزایمر در سالمندان تنها
یکی از خطراتی که سالمندان را و بهویژه سالمندانی که بهتازگی همسر خود را ازدستداده و تنها زندگی میکنند تهدید میکند، افسردگی است و این افسردگی بیشتر ریشه در احساس تنهایی است، که سالمندان دارند.
خطر دیگری که این گروه از سالمندان تنها، را تهدید میکند. بیماری «آلزایمر» است.تحقیقات نشان داده است: سالمندانی که در تنهایی به سر میبرند درصد قابلتوجه ای بیشتر در معرض ابتلا به زوال عقل (آلزایمر) هستند.حتی ادعایی وجود دارد که تنهایی بهاندازهی سیگار کشیدن برای سلامت عقل افراد، مضر است. اما متأسفانه، تنهایی برای بسیاری از سالمندان اجتنابناپذیر است.
فعالیتهای دست جمعی
برای کمتر شدن اثرات سو تنهایی بر سالمندان باید راهی را جستجو کرد. میتوان با ارائه راهکارهایی این مشکل را در سالمندان، کم کرد. وجود کانونهای بازنشستگان وانجام فعالیتهای دست جمعی یکی از این راهکار است که نیاز به متولی و برنامهریزیهای خاص دارد.کانون بازنشستگان آموزشوپرورش یکی از این مراکز است که خوشبختانه برای انجام فعالیتهای دست جمعی بازنشستگان فعال است وهم چنین دلیلی است برای ارتباط برقرار کردن سالمندان با کسانی که شرایط مشابه آنها را دارند. صبحها پارک «مادر» کرمان، میعادگاه تعداد زیادی از بازنشستگان و سالمندان است که به بهانه پیادهروی و سلامتی، هم دیگر را پیدا میکنند.آنها مسافرتهای داخل شهری و خارج از شهر برای خود ترتیب میدهند و سعی میکنند از زندگی لذت ببرند.هر فردی اگر برای بهتر شدن شرایط منتظر کسی نماند، شادتر خواهد زیست. سالمندان که از لحاظ جسمی مشکل حادی ندارند، میتوانند با پیروی از این قانون نانوشته، خوشحالتر زندگی کنند. دیدن چهرههای شادمان، این پدر و مادرهای پر از تجربه، امید را در وجود هر فردی زنده میکند.
محمد علی ثانی شاعر پیشکسوت کرمانی در گفتگوی اختصاصی با شهرام پارسا مطلق:
شعر، چشمی بسته است
که می بیند
محمد علی ثانی شاعر پیشکسوت کرمانی ، دانش آموخته مدیریت و از اولین شاعرانی ست که در کرمان شعر آزاد کار کرده و در دهه های 40 و 50 به دلیل حضور در تهران از نزدیک با بزرگان شعر معاصر حشر و نشر داشته است. ثانی بازنشسته سازمان ثبت اسناد و املاک است و سال هاست که در قزوین زندگی می کند و بیش از نیم قرن شعر، نوشته و با شعر زیسته است .نشر فرهنگ عامه خرداد ماه امسال مجموعه شعر ازاد « عطر صدای تو » را از این شاعر چاپ و منتشر و مراسم بزرگداشت او را با همکاری موسسه فرهنگی هنری هوای تازه امروز برگزار کرد . اوایل مرداد ماه امسال استاد ثانی سفری به کرمان داشتند که در ضمن آن مراسم نقد و بررسی مجموعه شعر « عطر صدای تو » در فرهنگ سرای کوثر برگزار شد به همین بهانه از او تقاضای گفتگویی کردم که با لطف و فروتنی خاص خود پذیرفت آن چه در پی می آید گفتگوی من با محمد علی ثانی در دفتر « پیام ما » است.
جناب ثانی شما از شاعران قدیمی کرمان هستید در ابتدا مایلم از خود و سابقه ادبی تان بگویید؟
من در دی ماه 1321 در محله چارسوق کهنه کرمان پشت بازارمظفری به دنیا آمدم و دوران دبستان تا دبیرستان را در کرمان گذراندم. درهمان دوران دبیرستان بود که با شعر نو آشنا شدم قبلا هم کم و بیش شعر کلاسیک کار می کردم و آقای علی اطهری کرمانی تصحیح می نمودند . بعد آقای خسروی نامی که دبیر ما بود و از تهران آمده بود در این راه به من کمک و مرا تشویق کرد. من و آقای مرادی کرمانی و برادرم مهدی ثانی همکلاس بودیم. آقای مرادی به قصه نویسی ، برادرم مهدی به تئاتر و من به شعر روی آوردیم آقای خسروی کتاب « هوای تازه » شاملو را به ما معرفی کرد و ما این کتاب ها را در کتابخانه صنعتی پیدا می کردیم و می خواندیم و یا با یک ریال با آقای مرادی کرمانی اجاره می کردیم و میخواندیم. برادرم مهدی تئاتر کار می کرد ولی کرمان آن زمان محیط چندان مساعدی برای تئاتر نبود. ولی ایشان در منزل یا محله تئاترهایی را با لهجه محلی کرمانی مینوشت و اجرا می کردیم . بعد یک کتاب جیبی شعر آزاد امروز که از نیما و شاگردانش بود به من کمک کرد و این سال 1338 بود و بعد از آن من اولین شعرهای عاشقانه ام را نیمایی کار کردم. بعد از دبیرستان در سپا ه دانش بودم در آن جا نیز شعر را دنبال می کردم و چند شعر و قصه روستایی هم نوشتم که یکی از آنها به نام «توتم» بود که برادرم این را به در قالب نمایشنامه کار کرد که مورد تشویق و جایزه قرار گرفت و پس از آن در دی ماه 1345 اولین شعر آزاد من در مجله فردوسی آن زمان چاپ شد که مسئول صفحه شعرش آقایان نوری علا و سپانلو بودند در بهمن همان سال فروغ فوت کرد و من درمراسم تشییع جنازه فروغ در میدان مخبرالدوله شرکت کردم و اکثر بزرگان شعر معاصرحضور داشتند.
چه شد که به تهران رفتند؟
برای شرکت کلاس های کنکور و ادامه تحصیل من در سال 1345 به تهران رفتم.
در تهران با محافل شعری ارتباطی داشتید؟
در تهران از لحاظ سنی هنوز خیلی جوان بودم ولی به کافه نادری و کافه فیروز می رفتم که بسیاری از بزرگان شعر و ادبیات ایران را در آن جا دیدم و از حضور آنها استفاده کردم شاعران و نویسندگان بزرگی چون شاملو، فروغ، نصرت رحمانی، براهنی ،آل احمد و… در سال 1351 دکتر کیومرث منشی زاده را در مجله فردوسی دیدم.
چه عواملی در گرایش شما به سمت شعر موثر بودند ؟ ضرورت و کارکرد شعربرایتان چیست؟
از کودکی چون پدرم مثنوی و فردوسی برای ما میخواند در خانه ، شب های فرهنگی داشتیم و همه اعضای خانواده ما به هنر علاقه مند بودند حتی مادرم دوبیتی های فولکلور کرمانی برای مان می خواند و این شب ها در روستای کوهپایه کرمان که ما خرده ملکی داشتیم ادامه داشت . شب های مهتابی و پرستاره روستا به من خیلی کمک می کرد که شاعرانه فکر کنم. اولین بار فکر کردم مثل شعرهایی که می خواندم ؛ می توانم بنویسم و پس از آن در مدرسه ، زنگ انشاء به جای آن شعر می خواندم. بعدها احساس کردم که شعر یک تعهد اجتماعی است. در سال 1352 که دانشجوی مدیریت بازرگانی مدرسه عالی مدیریت کرمان شدم به واسطه ی مطالعه و برخورد با شعر امروز جهان و ترجمه ها به این نتیجه رسیدم که شعر یک ضرورت اجتماعی است و در دانشکده یک گروه ادبی تشکیل دادیم.
شما شعر کلاسیک و سپید ،کار می کنید برخی معتقدند امروزه ظرفیت های شعر کلاسیک و به خصوص غزل پر شده و این قالب شعری، شعر زمانه ما نیست نظر شما چیست؟
من فکر میکنم غزل هنوز کاربرد دارد و هیچ وقت کارکرد آن به پایان نمی رسد و حتی خود آقای شاملو که معتقد بود غزل به پایان رسیده است در روزهای آخرعمرش به گفته آقای دکتر جوادمجابی که برای من تعریف کرد ؛ تقریباً نظرش عوض شده بود و یک بیت را مدام می خواند «نگاه کن که نریزد دهی چون باده به دستم / فدای چشم تو ساقی به هوش باش که مستم»
از سابقه ادبی و شعرتان در کرمان بگویید؟
چون آن زمان در انجمن شعر خواجوی کرمانی بیشتر شعر کلاسیک کار می شد ما کمتر می رفتیم و به جز دانشگاه کرمان و مجله فردوسی در تهران ارتباط آن چنانی با محافل شعری کرمان نداشتم مجله فردوسی در سال 1352 صفحه کارگاه شعر امروز را به شعر من اختصاص داد مرا معرفی کرد و به شعر من پرداخت.
چه شد که از کرمان رفتید؟
من از سال 1346 تا 1350 در اداره کشاورزی قزوین کار می کردیم. سال 1350 چون می خواستم به مدرسه عالی مدیریت کرمان برای ادامه تحصیل بروم به اداره ثبت اسناد رفسنجان آمدم و حدود دو تا سه سال در رفسنجان بودم. در این سال ها هم چنان شعر می گفتم و با نشریاتی مثل فردوسی در تهران مرتبط بودم در همین زمان آقای مهرداد شکوری شعری از من گرفت در مجله «این هفته» در تهران چاپ کرد این شعر با معیارهای آن زمان شعری اجتماعی و تند بود که شروع آن این بود: «رگبار تند فاجعه می بارد» به خاطر این شعر گویا آن شماره را جمع کرده بودند و به مجله تذکر داده بودند.
و بعد تا سال 1357 که درسم در مدرسه عالی مدیریت کرمان به اتمام رسید در اداره ثبت اسناد کرمان بودم و در سال 1357با اتمام تحصیلاتم در کرمان به اداره ثبت اسناد قزوین برگشتم . مهرماه 1357 و در روزهای اوج انقلاب درست روز چهلم شهدادی 17 شهریور مسجد جامع کرمان مرکز ارائه اندیشه های گروه های مختلف از چپ و راست، مذهبی و … بود هر گروهی چندمتری از فضای مسجد و اطراف آن را گرفته بودند و روزنامه ها ، عکس ها و تبلیغاتشان را عرضه می کردند. عده ای هم ایستاده بودند و در مورد نظریاتشان بحث و صحبت می کردند. دور روز قبل از این واقعه من با مهدی برادرم رفتیم داخل مسجد جامع وبرادرم گفت امروز و فرداست که این جا را به آتش بکشند . در همان روز شعری از خودم را دیدم که بر تارک یکی از گروه های ساکن در مسجد ، نوشته بودند. دو روز بعد از این حضور من دوباره به مسجد جامع کرمان رفتم ولی برادرم آن روز با من نبود ؛ همان روز به مسجد حمله کردند. ناگهان پشت بام ها و رواق ها پر از مامور شد در پایین هم لباس شخصی ها با چوب، چماق و آجر به مردم حمله کردند . من در حال بیرون آمدن از مسجد بودم که آجری از پشت بام به سرم خورد و زخم عمیقی برداشتم.
چه سالی ازدواج کردید؟
من در سال 1348 در قزوین ازدواج کردم و موقعی که کرمان بودم دو فرزند داشتم.
قبل از انقلاب در قزوین کار ادبی هم انجام می دادید؟
ما درسال 1347 در قزوین ، انجمن ادبی« آوا» را داشتیم که مدیر آن آقای دکتر صناعتی اهل کاشان و از دوستان آقای سپهری بود در این انجمن جلسات شعرخوانی داشتیم مخصوصاً شعر امروز ایران و همایش هایی که برای برگزاری آنها از بزرگان شعر و قصه دعوت می کردیم مراسم بزرگداشت سالروز درگذشت فروغ را هم برگزار کردیم.
تاکنون چند کتاب چاپ کردید و شامل چه شعرهایی بودند؟
کتاب اولم شامل شعرهای نیمایی و سپید سال های 1367 تا 1370 به نام «آتش بر آب» در انتشارات بحرالعلوم قزوین چاپ شد و کتاب دومم «عطرصدای تو» که شامل شعرهای نیمایی و سپید سالهای 1350 تا 1357 بود که توسط نشر فرهنگ عامه به همت آقای حسین سبزه صادقی مدیر این نشر در سال 1395 چاپ و متنشر شد که در همین جا از اوتشکر می کنم .
وضعیت ادبیات و به خصوص شعر ما از نظر مخاطب وضعیت مطلوبی نیست آینده شعر ما به کجا می رود؟
شعر در همه زمان ها و مکان ها بیشتر مخاطبین آن خواص جامعه بوده اند و الان دوره رکود نوشتار در سطح جهان است و طبیعتا شعر هم از آن بی نصیب نمانده است و این به دلیل غلبه رسانه های تصویری، الکترونیکی و فضای مجازی است. یکی از بزرگان می گفت من آرزو دارم که در 20 سال آینده نشریه کاغذی بخوانم که فکر می کنم در آن زمان وجود نداشته باشد.
شعر، الهام وجوشش است یا تکنیک و کوشش؟
اول شعر آمدنی است .شاملوی بزرگ در گفتگویی میگفت : شعر ، مثل رگبار بارانی است که من ظرف هایم را زیرآن می گذارم تا پر شوند (نقل به مضمون) و حتی یک روز صبح آیدا همسر شاملو وقتی در خانه مادر آیدا زندگی می کردند می بیند روی دیوار با زغال یا گچ نوشته شده است «آیدا در آینه» و این شعر شاملو هم در ادامه روی دیوار نوشته شده است . بعد از شاملو می پرسد که ماجرا چیست؟ شاملو گفت : من نیمه شب بیدارشدم و قلم و کاغذ در دسترس نداشتم ؛ شعر آمد و مجبور شدم روی دیوار بنویسم. بعد از جوشش شعر ، تکنیک و دانش هم لازمه آن است و این ها لازم و ملزوم یکدیگرند.
مخاطب شعر شما چه کسی است و به طور کلی مخاطب در شعر شما چه جایگاهی دارد؟
من به جد به مخاطب اهمیت می دهم و مسئله «هنر برای هنر» را قبول ندارم و معتقدم که هنر باید برای مردم و در خدمت جامعه باشد و در شعر شماره 70 کتاب «عطر صدای تو» به این موضوع پرداخته ام که می گوید:
« شعر ، چشمی بسته است که می بیند
آغاز زیست پیش از تولد
یعنی جیغ هراسی
که هنوز برنیامده
به کاخ ستمگر….»
فرصت ها و آسیب های فضای مجازی برای شعر ما کدام است؟ با توجه به این که این روزها هر متن بی ارزش و بی ربطی در شبکه های اجتماعی به نام شاعران و نویسندگان معروف گذاشته می شود…
خواننده امروز باید حرفه ای و آن قدر دانش داشته باشد که سره را از ناسره تشخیص دهد. همان طور که گفتم شعر بیشتر جانب خواص جامعه است. مسلماً فضای مجازی محاسنی دارد که سرعت برقراری ارتباط و انتشار در سطح وسیع از جمله آنهاست و یکی از مهم ترین معایب آن این است که بی مایه ها و کم مایه ها کارهای سطحی را به نام شعر یا هر هنری به خورد خلق الله می دهند.
روزهایتان در قزوین چگونه می گذرد؟
بیشتر با شعر … من حتی وقتی که در پیاده رو راه می روم یک کاغذ و قلم همراهم است و می نویسم. شاید خالی از لطف نباشد که بگویم به پیشنهاد برادرم مهدی اوایل دهه 80 به روستای یوش زادگاه نیما یوشیج رفتیم و در منزل نیما اسکان یافتیم و در همان جایی که نیما می نشست در همان اتاق غذا خوردیم و استراحت کردیم در بازگشت به چشمه ای رسیدیم که عده ای آنجا بودند از پیرمردی سئوال کردیم که نیما را می شناسی؟ گفت من اهل یوش هستم و موقعی که نیما این جا بود من 14-13 ساله بودم و می دیدم که نیما همیشه کاغذ و قلم دستش بود و چیزهایی می نوشت که ما نمیفهمیدیم چیست و یک تفنگ داشت و سگی همیشه همراهش بود.
حرف آخر؟
من در شعر و ادبیات مشکلی برای کار کردن نمی بینم و مسئله شعر باید این قدر جدی گرفته شود که لزوماً ارائه و شهرت درآن نباشد. شعر خوب در هر زمانی جای خودش را پیدا می کند مثلاً مولانا از قونیه خارج نمیشد و امروز در تمام جهان مخصوصاً در آمریکا ترجمه شعر مولانا 16 میلیون نسخه می فروشد . یا حافظ که شکسپیر در موردش می گوید «حافظ، شاعر، شاعران جهان است، همه ی شاعران زمینی اند و حافظ آسمانی است » من درباره شعر و اهمیت آن در همان شعر شماره 70 کتاب «عطرصدای تو» به تفصیل سخن گفته ام .در پایان لازم و واجب می دانم که از همسر دومم و خانواده اش بی نهایت سپاسگزاری کنم که مهربانی ،محبت و توجه او بود که مرا از افسردگی ،رنج و ناامیدی که ناشی از وقوع حوادث ناگوار در زندگی ام بود نجات داد و بدون این که قصد قیاس داشته باشم به قول شاملوی بزرگ که می گوید « آیدا ، فسخ عزیمت جاودانه بود » او به راستی فسخ عزیمت جاودانه ام بود.
مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی: آمار واحدهای تعطیل صنعتی استان باید پایین بیاید
مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی:
آمار واحدهای تعطیل صنعتی استان
باید پایین بیاید
مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی بابیان اینکه با حمایت از صنایع خرد و کوچک میتوان علاوه بر بالا بردن تولید از پیامدهای اجتماعی ناشی از بیکاری نیز جلوگیری کرد، واحدهای تعطیل مستقر در شهرکها و نواحی صنعتی استان را 14 درصد از کل واحدهای به بهرهبرداری رسیده عنوان کرد و گفت: «این درصد تعطیلی کمتر از نرخ آمار کشوری میباشد و در دست بررسی است که با توجه به بحث اقتصاد مقاومتی این آمار پایینتر هم بیاید.» مجید غفاری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی گفت: «خط مقدم اقتصاد مقاومتی صنعت است و باید برای تحقق تولید درونزا وبرون گرا به توسعهی صنایع کوچک، افزایش اشتغال توجه کرد.» وی افزود: «یکی از بحثهایی که وزارت صنعت و معدن و تجارت در سال جاری در دستور کار قرار داده است احیای واحدهای تعطیل و نیمه تعطیل است که در این رابطه کارگروهی با مدیریت سازمان صنعت معدن تجارت استان تشکیلشده است.» وی بابیان اینکه در این کارگروه وضعیت بنگاه متقاضی تسهیلات توسط نماینده شرکت شهرکهای صنعتی، سازمان صنعت معدن و تجارت و نماینده بانکها ازنظر مالی موردبررسی قرار میگیرد، اظهار کرد: «پس از تائید، به بانک مربوطه معرفی میشود و اگر واحد مربوطه ازنظر بانک صلاحیت دریافت را داشته باشد تسهیلات را دریافت خواهد کرد.» مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی کرمان یکی از مشکلات اساسی واحدهای تعطیل و نیمه تعطیل را توسعه بازار دانست و گفت: «یکی از راهکارهای در حال اجرا توسط شرکت شهرکهای صنعتی کرمان ایجاد شرکتهای توسعه صادرات است که در این خصوص اولین شرکت توسعه صادرات تشکیل و صادرات محصولات چند واحد تولیدی دنبال میشود.» وی اضافه کرد: «امیدواریم در سال جدید محصولات واحدهای تولیدی دیگر نیز به بحث صادرات اضافه شود.»/ شیرین دهنوی
ماجرای دیلمقانی و قتل او (2)
سردبیر: آنچه در ادامه میخوانید یادداشت دنبالهداری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سالها پیش و در اولین انتخابات پس از کودتای 28 مرداد 1332 در هفتهنامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشتها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامهنگاری آن دوران بهتفصیل پرداختهشده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح میدهد، برای عموم کرمانیها و علیالخصوص روزنامهنگاران و محققین میتواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربهفردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمتهایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.
کاظمی برای سخنرانی آمد کرمان و با عده ای از مردم این جا تماس گرفت و یک روز هم نتوانست زیان خودش را نگه دارد و شاید به یاد مبارزات زبان جوانی خودش افتاد که دیگران را دم چک می داد و خود در سایه آب خنک می خورد نطقی کرد و خودش را وکیل ملی خواند.
هنوز حرف های او تمام نشده بود که باد مخالف تمام حرف های او را به گوش شاه رساند و یک دفعه دستور رسید که لازم نیست او وکیل باشد و در نتیجه آقای کاظمی را از لب جوی آب تشنه برگرداندند.
ولی ضمنا این کار به کرمانی ها خیلی برخورد و مخصوصاً مرحوم حاج زین العابدین خان از این قضیه متاثر شد. زیرا خیلی مایل بود که آقای کاظمی حتما وکیل بشود.
باری این قضیه گذشت تا این که شهریور 1320 شد و باز یک بار دیگر اوضاع مملکت ماجور دیگر شد و باز احزاب و دار و دسته های مختلف مثل قارچ از هر گوشه و کنار زمین روییدن گرفتند.
در این موقع همین سرکار آقای فعلی یعنی آقای ابوالقاسم خان ابراهیمی کاغذی با آقای کاظمی نوشت که حالا پاشو بیا کرمان و خود را کاندید انتخابات بکن تا من هم بتوانم دینی را که مرحوم پدرم به تو داشت و نتوانست ادا کند بلکه موفق شوم و ادا کنم و اضافه کرد که پدر من نسبت به وکالت شما خیلی علاقمند بود و بارها در این مورد سفارش کرد و من تمام سعی و کوششم این است که آمال او را برآورم و حتما تا آن حد که از دستم برآید در این مورد کوشش خواهم کرد.
کاظمی هم معطل نشد. برای دوره چهاردهم خود را کاندید وکالت کرمان کرد. ولی نمی دانم در کار این آقای کاظمی چه سری است که همیشه دچار یک طلسم مرموز می شود. زیرا همان موقع از تهران تلگرافاً دستور توقیف انتخابات رسید و باز نزدیک بود داغ وکالت به دل آقای کاظمی بماند ولی این دفعه ابراهیمی ها به دستور آقای ابوالقاسم خان سخت همت کردند و پول و پله زیادی مایه رفتند و دست به یک سلسله اقدامات فوری زدند که شرحش مفصل است. همین قدر هست که آن تلگراف وزارت کشور دوازده ساعت دیرتر به دست گیرنده رسید و در این داوزده ساعت، آرایی که اخذ شده بود به عجله خوانده شد و صورت جلسه را همه امضا کردند و نتیجه هم به مرکز مخابره شد. به رادیو هم تلگراف کردند که فوری به اطلاع عموم رسید و در نتیجه دولت در مقابل عمل انجام شده قرار گرفت و این طور وانمود شد که تلگراف دیر رسیده و کار از کار گذشته و دیگر توقیف انتخابات مثمر ثمری نیست و در نتیجه آقای کاظمی به مجلس رفت و در سال 22 روی یکی از صندلی های دوره چهاردهم مجلس جلوس کرد.
در آن موقع به واسطه ورود قوای اجنبی مملکت دچار قحطی و گرانی شده و مردم از همه حیث سخت در مضیقه بودند و از این رو همه جا صحبت از کوپن قند و شکر و گندم و سایر خوار و بار در میان بود و مردم نان سیلو را به زحمت به چنگ می آوردند. از این موقعیت سخت و وضع اسفناک هم عده ای مفتخور و رند و پاچه ورمالیده استفاده کرده و شب و روز به خرید و فروش کوپن پرداخته بودند و از این راه جیب های خودشان را پر می کردند.
در کرمان آن موقع یک قالی باف بیسوادی بود به نام دیلمقانی که از همه کرمانی ها کرمانی تر بود. شاید از اسم دیلمقانی خنده ات بگیرد که چطور می شود دیلمقانی کرمانی باشد یا کرمانی دیلمقانی! مثل این که به یک نفر بگویند رشتی تبریزی یا اصفهانی خراسانی ولی به جان تو نه این چیزها در این مملکت تعجبی ندارد. همین الان هم در تهران آگاه یزدی انجمن کرمانی های مقیم مرکز را درست کرده و با همه یزدی بودن درست و حسابی کرمانی الاصل شده است.
ولی آن دیلمقانی از همه اینها زرنگتر بود و از این اسم استفاده ها کرد خود دیلمقانی اصلا یک تاجر بزرگ قالی بود که این دیلمقانی مورد بحث ما که اسمش اصلا دیلمقانی نبود در کرمان نماینده خرید و فروش تجارتخانه و از طرف او در اینجا کارهای او را انجام می داد. اما نمی دانم چه طور شد که کار آن دیلمقانی اصل درست نچرخید و این آقا توانست اینجا تمام سرمایه را او بالا بکشد و حتی اسم آن بیچاره را هم دزدید و روی خودش گذاشت و خود یکی از تجار قالی در کرمان شد ولی انصافا باید گفت آدم زرنگ و با هوشی بود و دوندگی خاصی داشت و هیچ وقت از کار خسته نمی شد و از قضا آدم فحاش و بددهنی هم بود و همه کس را به جای خودش نشانده بود و کسی جرئت نمی کرد با او حرفی بزند و او هم سخت یکه تازی می کرد.
عاقبت شکایت های فراوان از او شد و متجاوز از دویست پرونده شکایت از او در دادگستری کرمان جمع شد ولی خود مانیم این پرونده های کاغذی کجا قدرت آن داشتند که با قالیچه های ابریشمی و یا قالی های ابریشمی و یا قالی های کرمانی برابری کنند و مقابل آنها دوام بیاورند؟ بیچاره مردم ستمدیده هی کاغذ به شکایت می دادند ولی آن بابا هم در مقابلش قالی و قالیچه می داد. حالا خودت حساب کن ببین قدرت برد و ظفر با کدام یکی بود. مملکت هم که اشغال شده و هرج و مرج هم در همه جا حکمفرما همه پریشان، صاحب و فریادرسی که در بین نبود. در نتیجه کاغذها یکی یکی آب شدند و پرونده ها به دست فراموشی و گردوغبار سپرده شدند.
در نتیجه این آقای دیلمقانی بلایی بدون درد و سر و زحمت صاحب میلیونها ثروت شد. در آن موقع همه کس فکر می کرد که این ثروت بی پایان را چه شخصی خواهد خورد. زیرا این آقای دیلمقانی زن و بچه نداشت و هیچ کس وارث او نبود توی همین فکرها و در این حیص و بیص بود که در یکی از روزهای ماه آخر بهار نمی دانم. سال 22 بود یا 23 این آقای دیلمقانی داشت از زرند به کرمان می آمد در بین راه چند نفر ریختند روی سرش و حسابش را در بیابان رسیدند و به دیار عدم روانه اش کردند. عده ای گفتند کار یک امیر نامی است شیرازی که گوسفند می آورد کرمان می فروخت. عده ای گفتند سارقین مسلح بودند خیال کردند پول نقد همراه دارد. هر چه بود قضیه لوث شد و یک روز جسد بی جان آن بیچاره را در حالی که می گفتند انگشتش توی دهانش بود به کرمان آوردند و به خاک سپردند.
ولی نفهمیدم چه آتشی زیر خاکستر بود که در این جا حرارت پس داد و یک دفعه داد و فریاد و صدای آقایان هرندی و آگاه و ارجمند که شرحشان را برایت گفتم و هر سه در آن موقع از تجار قالی بودند به فلک رسید و برای دیلمقانی یقه درانی کردند و برای این مرد متعدی که خون مردم را به شیشه کرده بود نوحه سر دادند و برای کسی که دائم الخمر هم بود و تمام عمرش را با عرق زندگی کرد و آن قدر به مردم این سامان ظلم و ستم کرد که مگر خدا با آن لطف و کرم بی پایانش از سر تقصیرات او بگذرد. مجالس ختم و تعزیه برپا کردند دسته راه انداختند و کاه بر سر ریختند و تعزیه داری کردند و اشعار فراوانی در مرثیه او خواندند که حقیقاً فقط از امثال آنها برمی آمد که برای چنان کسی چنین ندبه و زاری راه بیندازند و بعدهم شهرت دادند که این قتل زیر سر ابراهیمی ها است و از آنجا که خدا همیشه حق را از باطل زود مشخص می کند قاتل دیلمقانی پیدا شد و قبل از آن که کار غلیظ تر بشود سروصداها خوابید.
در این میان یک دفعه آبی بر همه این آتش ها پاشیده شد و حرارت ها خوابید و آن هم در اثر کاغذی بود که آقای کاظمی در این موقع از خودش درآورد. ارائه داد که طبق این سند رسمی که قبل از سفر آمریکا مرحوم دیلمقانی به من داده مرا در حیات خودش وکیل و در مماتش وصی قرار داده و اختیار تمام اموال و دارایی و زندگی او با من است و البته چون تمام این ثروت بی پایان که متجاوز از چهل میلیون تومان می شد ممکن نبود به او برسد، یک دفعه یک نفر را که خانواده اش معلوم پدرش معلوم و مادرش معلوم حتی اسم فامیلش هم معلوم بود تراشیدند و او مدعی شد که پسر دیلمقانی است و با آن که حیدرآبادی نام داشت وراث دیلمقانی شد هرکس هم که از این ماجرا تعجب می کرد جوابش می دادند که چه مانعی دارد وقتی که کرمانی دیلمقانی باشد از کار دربیاید و آقای کاظمی هم که خود را وکیل و وصی اموال دیلمقانی می دانست به طرفداری از این شخص کوشید- برادرهای دیلمقانی دیدند ثروت بی پایان را دارد یک نفر دیگر می برد آن ها هم به تکاپو افتادند در این میان یکی از زن های مطلقه دیلمقانی هم اصلا منکر طلاق شده حق خودش را طلبید. کارمندهای دیلمقانی هم هر کس هرچه دستش رسید بالا کشید.
بعضی ها که سی هزار تومان و چهل هزار تومان به او بدهکار بودند و اغلب قبض داده بودند به کلی منکر قرض خودشان شدند و مضحک آن که قبض های آنها هم در این گیرو دار گم شد. بالاخره یک نفر هم زرنگ تر از همه پیدا شد و شاید هم با انصاف تر بود بنام محمدعلی یاسایی که الان هم هست و این شخص کارهای دیلمقانی را در راور سرپرستی می کرد و سمت رنگرز رسمی او را داشت او هم که دید اوضاع این طور است درآمد گفت تمام متعلقات دیلمقانی در راور به من می رسد و پیشنهاد کرد که همه آنها را به سیصد هزار تومان می خرد و حال آن که این پول شاید عشر قیمت اصلی آن متعلقات هم درآن روز نبود تازه فقط سی هزار تومان را نقد داد که بقیه را به اقساط سالیانه بدهد برادرها و زن و پسر ساختگی و سایر وراث و وکیل و وصی هم چنان گیج و سردرگم شده بودند که سیلی نقد را بهتر از حلوای نسیه دانستند و به همان سی هزار تومان قانع شدند و تمام زندگی دیلمقانی در راور نصیب یاسائی شد و چون ابراهمیی ها در این ماجرا ابتدا متهم به قتل شده بودند و پس از پیدا شدن قاتل حقیقی که این لکه هم مانند این لکه ها به آنها نچسبید. با این تاراج اموال آن بدبخت روی خوش نشان ندادند و وکالت و وصایت خلق الساعه آقای کاظمی را با نظر شک و تردید نگاه کردند. در نتیجه در این ماجرا دو دسته متشکل و متمایز علنا در کرمان به وجود آمد هرندی و آگاه و ارجمند و دار و دسته به پشتیبانی کاظمی در مقابل ابراهیمی ها صف بستند و چون از حیث تعداد حرفشان در رو نداشت به حربه دین و مذهب متوسل شدند و باز آتش قدیمی شیخی و بالا سری را تجدید و این آتش را مرتباً هر دفعه در موقع انتخابات تشدید کردند و مرتب در این مواقع یک عده آخوند و چاقوکش و لوطی و بیسواد تراشیدند و به جان مردم انداختند. اولیاء امور وقت هم به قدری به درد بی درمان خودشان در مرکز گرفتار بودند که اصلا فرصت رسیدگی با این آتش خانمان سوز را در کرمان نداشتند. هر ماموری هم که می آمد اول به فکر پرکردن جیب خودش بود واگر اولاد صاحب خیری بود و اقلا انگشتی در تشدید این اختلافات نداشت قطعا آبی هم بر این آتش نمی پاشید.
سهم کاظمی در این ماجرا مقابله با ابراهیمی ها و شرکت با یزدی ها شد و آن قدر با این ها اشتراک منافع پیدا کرد که حتی در تجارت و خرید و فروش هم سهیم و شریکشان شد و یک بار در سال 25 که امریکائی ها با لباس های وارداتی خود مجانا به شهرستان ها کمک می کردند. یک سهمیه مفصل به اسم شهرستان کرمان گرفتند و آن وقت از این لباس ها اگر یکی را تو دیدی مردم مفلوک کرمان هم دیدند بلکه آنها آن را درسته به یکصد و پنجاه هزار تومان به اردکانی فروختند و او هم به هشتصد و پنجاه هزار تومان به دیگران قالب کرد. خدا بدهد برکت:
هزار کار دیگر هم کردند ارز گرفتند، زمین خریدند، زمین فروختند خلاصه با هزار کار و کسب حلال دیگر روزی خود را تامین کردند.
به هرحال من ضامن صحت و سقم همه این مطالب نیستم. کاری هم ندارم که صحیح است یا غلط البته بچاپ بچاپ بود. هر کس هرکاری خواست کرد و هرچه دستش رسید چاپید فرمان غارت عمومی بود که داده بودند.
هرکس هر چه می توانست می برد و می خورد ولی در این میان آنکه زجر می کشید و بیچاره می شد و روز بروز در آتش می سوخت و بر خاکستر سیاه می نشست کرمان و کرمانی بود.
خلاصه دیلمقانی کشته شد و خاک شد اموالش را هم دیگران خورد دوره وکالت کاظمی هم تمام شد ولی دشمنی سخت او با خانواده ابراهیمی مخصوصا شخص ابوالقاسم خان ابراهیمی از همان جا شروع شد و کار به متارکه و قطع رابطه کشید تا آنجا که در هوای گرم تابستان هم که او را با اتومبیل خراب در راه شمیران دید سلام و علیک نکرده گذاشت و رفت. پس از این قضایا و آن دوره وکالت کاظمی در تهران و سرگرم کارهای دیگرش بود و باز مدتی خبری از او درکرمان نبود جای او را دفعه بعد دکتر بقایی گرفت. این دفعه برای دوره پانزدهم ورق برگشته بود و یک روز کرمانی ها شنیدند که کاندید وکالت آنها دکتر بقایی و مهندس رضوی هستند دستور هم از دوست مقتدر قوام السلطنه است و اینها ماموریت دارند که در اینجا حزب دموکرات ایران درست کنند مردم ستمدیده کرمان هم که هر روز در انتظار و امید فرج گشایش بودند این امر را فوز عظیمی دانستند و گفتند اقلا این دفعه کارها به دست آدم های تحصیل کرده و آزادیخواه واقعی افتاده است و در نتیجه در دوره پانزدهم اینها وکیل شدند. البته در آن دوره هیچ کاری برای کرمان نکردند و کرمانی ها با آن همه انتظار که از وکالت آنها داشتند روی خیری ندیدند. ولی باز خود را قانع کردند و گفتند تازه کار بودند و هنوز وارد به کارها نشده اند باید قدری دوام بیاورند تا بتوانند مصدر خیری بشوند. یک دوره هم این طور گذشت تا دوره شانزدهم شد. این دفعه دکتر بقائی طرفدار قوام السلطنه مصدقی از آب درآمد و قبلا هم اختلافی بین او و مهندس رضوی پیش آمده بود و همه مردم کرمان غصه می خوردند که چرا بین دو نفر تحصیل کرده اختلاف افتاده است. ولی باز گرسنگی خوردند و دم نزدند و دلخوش بودند که وکلای آنها بالاخره یک روز به درد آنها خواهند رسید. ولی سیاست گویا اقتضا کرده بود که مهندس رضوی از میدان برود و دکتر بقائی باشد غافل از این سیاستی که دکتر بقائی را نگهداری می کرد و او باز می آمد. اینجا چنان به مدح و ثنای مصدق پرداخت که همه مات و مبهوت شدند که این وکیل قوام السلطنه چطور حالا این طور مصدقی شده دکتر بقائی اینجا در همین مسجد جامع که امروز اعوان و انصار ارجمندها و هرندی ها سنگ او را به سینه می زنند نطق مفصلی کرد و گفت ای مردم این مصدق همه چیز دارد دیگر آرزوی هیچ مقامی را نمی تواند داشته باشد. او الان مقامی را در دنیا احراز کرده است که مافوق همه مقامها است و دیگر آرزویی جز خدمت به کشور ندارد و ما همه باید دعا کنیم که خدا از عمر ما بردارد و به عمر دکتر مصدق بیفزاید.
دکتر بقائی این حرفها را زد مردم هم غافل از آنچه در زیر پرده می گذشت شنیدند و پایداری کردند و باز او را به مجلس فرستادند ولی از بدبختی کرمانی ها اختلافات ابراهیمی و اسفندیاری ها و بعد اختلاف یزدی ها و ابراهیمی ها کم بود که یک اختلاف شدیدتر به میان آمد و باز در کرمان دو دسته به وجود آمدند که این دفعه دسته دکتر بقائی و دسته مهندس رضوی بودند و اینها که در مدت وکالت خودشان نتوانسته بودند کاری برای کرمان انجام بدهند. در عوض آتش نفاق دیگری در کرمان روشن کردند ولی در دوره هفدهم به هر بدبختی بود عقلای قوم نشستند و باز صلاح اندیشی کردند و بین این دو نفر را آشتی دادند به شرطی که اختلافات را کنار بگذارند و دو نفری از کرمان انتخاب بشوند آنها هم همین کار را کردند و انتخاب شدند ولی از همان قدم اول در همین کرمان که بودند اختلاف سلیقه و عقیده بین این دو نفر در کمال شدت واضح و مشهود بود و اثر آن در همان قدم اول در مجلس هفدهم ظاهر شد و به آنجا کشید که در سیاست کلی کشور از هم جدا شدند و فتوای خون یکدیگر را دادند. در این جا بود که این دو سه نفر یزدی و چند نفر طماع کرمانی که از ترس و برای فقط منافع خودشان به اینها چسبیده بودند. این اختلافات را بهانه ساختند و خودشان را به دکتر بقائی نزدیک کردند دکتر بقائی هم که می گفت در زندگی خودش یک هدف عالی دارد (که هنوز رای ما معلوم نشده این هدف عالی چیست) و از هر تکیه گاهی برای رسیدن به این هدف عالی استفاده خواهد کرد و برای پیشرفت مقصود پا روی همه چیز خواهد گذاشت. با آنها دست به یکی شد و کرمان و کرمانی را در حقیقت نادیده گرفت که در این میان قربانی امیال و آرزوهای نفع پرستی عده ای و حرص و شهوت جاه طلبی عده ای دیگر می شدند.
حامیان دکتر بقائی و حامیان هر وکیل بی گند و خاصیت کرمان که همان نفع پرستان ملیونر باشند از این گربه رقصانی های مختلف فایده بردند و در نتیجه هر روز بازی تازه ای درست کرده اند و چون این بازیها برای آنها دو فایده داشت هر کس نفسش درآمد گفتند در بازی جر نمی شود زد و کار به آنجا رسید که در مرکز یک استان که یک روز بزرگترین شهر یکی از بزرگترین ایالات چهارگانه ایران بود مردم از شدت فقر و پریشانی کاسه بر می دارند و می روند سلاخ خانه که خون گوسفند بگیرند و بخورند و سر این خون که به همه آنها کفاف نمی دهد با هم دعوا می کنند و خون خودشان را می ریزند و قاطی خون گوسفند می کنند.
در چنین وضعی و در چنین شهری در میان این همه مصیبت و بلا و در بحبوحه این همه رنج و ناکامی و محرومیت بود که خبر استانداری کاظمی به مردم کرمان رسید و این خبر چنان که گفتم برای مردم ستمدیده و محروم و بیچاره این شهر خیلی ناراحت کننده شد.
تکمیل باند دوم بم – کرمان در گروی تأمین قیر
تکمیل باند دوم
بم – کرمان در گروی تأمین قیر
مدیرعامل شرکت راهسازی گلومک سازه گفت: «در صورت تأمین 4 هزار تن قیر، محور دوم بم – کرمان تا 60 روز دیگر تکمیل میشود.» به گزارش خبرگزاری فارس غلامرضا دارش در دیدار با فرماندار بم اظهار داشت: «شرکت گلومک سازه از شرکتهای اقماری شرکت جهاد نصر بوده که پروژه اجرای باند دوم جاده بم – کرمان توسط این مجموعه در حال احداث است.» وی افزود: «تقریباً 17 کیلومتر از این جاده باقیمانده که بیس کار پایانیافته و در هفت کیلومتر آن نیز زیرسازی انجامشده و آماده آسفالت است.» دارش عنوان کرد: «70 هزار تن آسفالت برای تکمیل جاده نیاز است که امیدواریم با کمک فرماندار و شهردار بم این مشکل برطرف شود.» در ادامه این دیدار رضا اشک فرماندار بم با تشکر از تلاش پیمانکار پروژه و حمایت مسئولان گفت: «آمار تصادفات و کشتهها در این محور پرتردد زیاد است و مردم ما از تکمیل نشدن این پروژه بسیار گلایه دارند.» وی عنوان کرد: «ما آماده هرگونه همکاری برای تکمیل جاده بم – کرمان هستیم و امیدواریم بهزودی جشن پایان پروژه را داشته باشیم.»
