بارگینی در گفت‌و گوی اختصاصی با عرفان زارعی از پیام‌ما: تجربه‌ی سفر در زمان با ماراتن راه ابریشم کرمان

جمعه 16 بهمن 1394

بارگینی در گفت‌و گوی اختصاصی با عرفان زارعی از پیام‌ما:
تجربه‌ی سفر در زمان با ماراتن راه ابریشم کرمان

با عکاس روزنامه به مرکز آموزش زبانی واقع در بلوار جهاد رفتیم و در بدو ورود با جمعی از پسران و دختران جوان روبه‌رو شدیم که گویا منتظر چیزی بودند و حدس زدم به زودی کلاس درس‌شان آغاز می‌شود و می‌روند پی تحصیل علم اما بعد دیافتم که عضو تیمی هستند که با برگزارکنندگان اولتراماراتن جاده‌ی ابریشم همکاری می‌کنند و آمده‌اند در از سطح آگاهی ایشان با زبان انگلیسی مطمئن شوند و نکته‌هایی که نمی‌دانند را به ایشان گوشزد کنند، جوان دیگری به پیشواز ما آمد و راهنمایی‌مان کرد به اتاق مدیریت که در آن چند نفری به همراه پائولو بارگینی منتظر ما بودند، وی به گرمی دست مارا فشرد و هر وقت که خاطره‌ای مشترک با کوشکی و یا افضلی را روایت می‌کرد بلند می‌خندید و با رفتاری که حکایت از دوستی عمیقی داشت حتی یکی‌دوباره ایشان را بغل کرد که اندکی برای من عجیب بود اما گذاشتم پای تفاوت‌های فرهنگی،انگلیسی را با لهجه‌ی شیرین ایتالیایی ها حرف می‌زد و مصاحبه‌را لذت بخش کرده بود، ترجمه‌ی گفت‌و گو با پائولو بارگینی را تقدیم حضورتان می‌کنیم. در آغاز بارگینی بدون هیچ مقدمه‌ای این‌گونه بحث را شروع کرد که:
کار بزرگی در پیش داریم و تا امروز هم کارهای بسیار خوبی را انجام داده‌ایم و با همکاری مردم و ارگانهای دولتی کرمان به شدت کار ما پیشرفت داشته و کاری که در کشورهای دیگر چند ماه طول می‌کشید در کرمان ظرف چند هفته انجام داده‌ایم.
نمی‌دانم که درباره‌ی من چیزی می‌دانید یا خیر، من در مسابقات زیادی شرکت کرده‌ام و در کویرهای مختلفی دویده‌ام، از قطب شمال وجنوب تا چین، نپال، آمریکا، مصر، مراکش، الجزیره و اردن دویده‌ام هرچند در حال حاضر بخاطر مسائل سیاسی در الجزیره، اردن، آفریقای شمالی و مصر مسابقات متوقف شده‌ است و معلوم نیست تا کی این توقف ادامه داشته باشد، در نتیجه مسابقات زیادی به آمریکای جنوبی، شمال آفریقا و نامیبیا منتقل شد و این را هم خاطر نشان کنم که پیدا کردن بیابانی که از هر نظر مناسب برگزاری مسابقات ماراتن و یا اولتراماراتن باشد بسیار سخت و پیچیده‌است.
در ابتدا چیزی درباره‌ی کویر لوت نمی‌دانستم اما وقتی که معین افضلی و محسن کوشکی با من تا کویر همراهی کردند و به این کویر رفتیم، هنوز چند کیلومتری در آن فضا بیشتر حرکت نکرده بودیم که من گفتم حتما باید در این کویر بدوم. خوب پس ماشین را متوقف کردیم تا ببینیم کجا مناسب است و از کجا باید شروع کنیم و تا کجا بدویم که من دیگر طاقت حرف زدن نداشتم و شروع کردم به دویدن (قاه قاه می‌خندد و از یاد آوری همین خاطره هیجان‌زده شود) و از آن روز به بعد هربار که به کویر رفتم همان انرژی را از محیط دریافت می‌کردم و اصلا نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم به هر طرف که نگاه می‌کرد با بی‌نهایتی مواجه بودم و به خودم می‌گفتم چطور تا به‌حال از این کویر بی‌خبر بودم و چه عمری را در بیابان‌های سراسر جهان دویدم و با مشکلات امنیتی دست و پنجه نرم کردیم وقتی چنین جایی وجود داشت و با چنین مردم مهربانی و ما بی‌خبر بودیم و تحت تاثیر تبلیغات رسانه‌ای قرار گرفته‌ بودیم .(با لهجه‌ی شیرینی سعی می‌کند فارسی حرف بزندو تنها این نام‌هارا به فارسی ادا می‌کند گندم بریان، رود نمک) و آبشارهایی که در کویر دیدم مرا شیفته‌ی خود کرد و بدون هیچ بزرگ‌نمایی باید بگویم عاشق این کویر شدم بله واقعا من عاشق این کویر شدم.
امیدوارم که نه برای کار خودم بلکه برای کویرمردم زیادی و دوندگان زیادی مثل من به ایران بیایند و دراین کویر بدوند چرا که واقعا لیاقت این را دارد که همه‌ی مردم جهان با این کویر و این مردم آشنا شوند. قبل از اینکه به سمت ایران حرکت کنم، همه به من می‌گفتند: به کشور خطرناکی می‌روی، احتیاط کن، نرو و یا اگر مجبوری که بروی خیلی مواظب باش.
اما من امروز می‌گویم نه مردم ایران فوق‌العاده هستند و به شدت هم حرفه‌ای عمل می‌کنند، حتی بیشتر از ایتالیای ها من به چشم می‌بینم که کرمانی‌ها برخوردهای خیلی حرفه‌ای تری انجام می‌دهند در مقایسه با ایتالیایی‌ها، خوب پس من امیدوارم که از سراسر جهان به این منطقه بیایند و نه صرفا برای دیدن کویر و یا دویدن در اولترا ماراتن بلکه برای آشنایی با مردمی تا این حد مهربان و مهمان‌نواز. می‌دانید شاید من اصلا نمی‌خواهم درباره‌ی سیاست حرف بزنم اما شاید این آمدن مردم و ورزشکاران به کویر باعث شود که گفت‌و گوهای صلح هم صاحب جریانی سریعتر و با پشتیبانی بیشتر افکار عمومی باشد و در عین حال باید این حقیقت را بگویم که: شاید دولت‌ها باهم مشکل داشته باشند و یا حتی بخواهند با هم بجنگند، اما مردم هیچ‌وقت هیچ مشکلی با هم ندارند و رویکرد مردم با ردیکرد دولت‌شان در سراسر جهان متفاوت است. به هرحال من مردمی را دیده‌ام که در تمام جهان بی همتا هستند و برخلاف تبلیغاتی که علیه‌ایشان انجام شده بسیار هم صلح‌جو و دوست و مهربان هستند.

وقتی که به کلوت رسیدید دقیقا دنبال چه چیزی می‌گشتید و چه شد که به این نتیجه رسیدید که اینجا فوق‌العاده است؟
تا بحال در کویر ندویده‌اید؟ وقتی که در کویر می‌دوید به انرژی که درون خود دارید و محدود هم هست، نگاه نمی‌کنید بلکه بیرون از خودتان به دنبال انرژی می‌گردید، البته همه جا هم به یک اندازه به شما انرژی نمی‌دهد اما در لوت و خصوصا کلوت‌ها همیشه آمپر انرژی شما فول را نشان می‌دهد(باز هم می‌خندد و با انگشتش شکل بالا رفتن آمپر در ماشین را نشان می‌دهد)
ناخواسته پاهای شما شروع به دویدن می‌کنند اما مغز شما غرق در کویر شده و حتی احساس نمی‌کنید که در حال دویدن هستید. و جالب اینجاست که این احساس شخص من‌ تنها نیست و وقتی که ویدیو ها و تصاویری از کویر را فرستادم برای دوستانم و جمعی از دوندگان، آن‌ها هم شیفته‌ی این مکان شدند و باور نمی‌کردند که چطور تا به حال از وجود این چنین مکانی بی خبر بودند.
به هر جا که نگاه می‌کنی انگار کارت پستالی را می‌بینی،‌ و این چیزی است که با خود به خانه‌ات می‌بری و وقتی که دنبال چیز مثبتی در زندگی‌ات می‌گردی با خودت می‌گویی:(باز هم این نام‌ها را به فارسی می‌گوید) وای کلوت، گندم بریان، آبشار.
چیز دیگری که می‌خواهم بگویم این است که از دیروز شروع کردیم به تمیز کردن کویر و از پلاستیک گرفته تا کنسرو خالی و حتی باطری را در آن منطقه پیدا کردیم و این وعده را پیشاپیش می‌دهم که وقتی که ما کویر را ترک می‌کنیم آن منطقه از همین الآن تمیز تر خواهد بود و در واقع تنها چیزی که در آن کویر از ما به جا می‌ماند فقط رد پای ماست.
در همین زمینه باید یاد آور بشوم که مهم‌ترین قاعده‌ای که برای شرکت کنندگان در نظر گرفتیم این است که اگر کوچکترین زباله‌ای حتی کاغذی را یکی ازدونده‌ها در کویر بیاندازد آن دونده فورا از مسابقه اخراج خواهد شد، و این یکی از مسائلی است که ما به شدت روی آن حساس هستیم و پافشاری خاصی می‌کنیم. وظیفه‌ی ما حفظ طبیعت به همانگونه‌ای است که با آن مواجه شدیم و مساله‌ی بعدی هم این است که هیچ دونده‌ای در این مسابقه در راه مانده نخواهد بود، ما با استفاده از تیم‌های پزشکی و همکاری پرسنل هلال احمر و دوستان علاقمند در تمام طول مسیر مراقب سلامت شرکت‌کنندگان هستیم و ما می‌خواهیم همه‌ی آنان پیروز مسابقه باشند، نه کسانی‌که از کویر شکست خورده‌اند و حتی کسانی که آسیب جسمی دیده‌اند و یا به شدت خسته شده‌اند باید به خط پایان برسند، اما اگر کویر راآلوده کنند هیچ وقت پایان مسیر را نمی‌بینند.
برنامه‌ی شما برای مسابقه چطور طراحی شده؟
ما استانداردهایی برای برگزاری این مسابقات داریم، و سعی کردیم از بهترین نفرات استفاده کنیم و با تجربه‌ی من و همکاری‌های کرمانی‌ها همه‌چیز تا امروز به خوبی پیش رفته‌است. ما نشست‌ها و برنامه‌ریزی‌های زیادی داشته‌ایم و از همان روز اول سعی کردیم با تمام دست‌اندر کاران هم فکری کنیم و به گونه‌ای باشد که همه‌ی تیم در جریان چگونگی برگزاری مسابقه باشند،‌ما در هر ۱۰ کیلومتر تیم پزشکی مستقر کرده‌ایم، و آمبولانس و تیم‌های امنیتی هم در مسیر قرارداده‌ایم و در نتیجه‌ی فعالیت‌های زیادی که انجام داده‌ایم و همکاری‌ها و پشتیبانی‌هایی که تمام مسئولینی که به گونه‌ای می‌توانستند در این رخ‌داد تاثیر گذار باشند با ما انجام داده‌اند تقریبا چیزی نیست که در نظر نگرفته باشیم.
چه تعدادی نیروی امدادی و پزشک در منطقه آماده‌ی امدادرسانی به شرکت‌کنندگان هستند؟
نکته‌ی خوب اینجاست که تمام کسانی که حتی زمان را نگه‌می‌دارند و یا برای امنیت در آن منطقه حضور خواهند داشت از بین کسانی انتخاب شده‌اند که دوره‌های صلیب سرخ و یا هلال احمر را دیده‌اند وآمادگی امدادرسانی را به دوندگان دارند، و خود من هم پزشک هستم و حدود ۱۵ سال در اورژانس مشغول ارائه‌ی خدمات درمانی بودم و تجربه‌ی خوبی در این زمینه‌دارم،‌اما به طور رسمی یک پزشک از تیم ایرانی و یک پزشک ایتالیایی با پرستارهایشان در منطقه حضور دارند که تعداد تیم پزشکی را به پنج نفر می‌رساند. اما تقریبا تمام دست‌اندر کاران می‌توانند خدمات امدادی را هم ارائه کنند.
آیا این ماراتن تبدیل به یک مسابقه‌ی دوره‌ای در کرمان می‌شود؟ و شاهد تکرار آن خواهیم بود؟
بله مسلما این ماراتن همه‌ساله تکرار خواهد شد.
برای تبلیغات چه کرده‌اید؟
در ده روز آینده من شخصا با تمام دوندگانی که در تمام طول ده سال دوندگی در کویرهای مختلف آشنا شده‌ام، تماس خواهم گرفت و پانزده شرکت هم در سراسر جهان مشغول تبلغات برای این مسابقه هستند از برزیل، اتریش، ایتالیا و استرالیا گرفته تا فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی، ما مشغول فعالیت همه‌جانبه‌ای هستیم برای به حقیقت پیوستن رویای‌مان و در ایتالیا می‌گویند (ما با صورتمان بازی کردیم). که یعنی تمام ایمان‌مان را روی این کار گذاشته‌ایم و تا حالا ۲۰ نفر از کشورهای مختلف نام نویسی کرده‌اند که در این مسابقه شرکت کنند.
می‌شود بیشتر از این رویا برایمان بگویید؟
معروف‌ترین مسابقه‌ی ماراتن جهان (ماراتن دسابل) نام دارد و امروزه این مسابقه هزارو صد نفر شرکت کننده از بیش از ۶۰ کشور جهان دارد و برای اینکه متوجه بزرگی این مسابقه بشوید اضافه می‌کنم که پنجاه پزشک در این مسابقه آماده‌ی کمک به شرکت کنندگان هستند. آنها از تمام جهان پزشکانی دارند که برای کمک به آنها می‌پیوندند و اگر کمپ مسابقات ماراتن دسابل را ببینید باور نمی‌کنید که چطور کمپی به این عزمت برای یک مسابقه‌ی ماراتن برگزار شده، واقعا یک رخداد عظیم است. وقتی که ماراتن دسابل را آغاز کردند در سی و اندی سال پیش آنها ۲۴ نفر بودند و حالا هزار و صد نفر هستند و امروزه اگر به کسی بگویی که دونده‌ی ماراتن هستی احتمالا از تو می‌پرسند که آیا ماراتن نیویورک را دویده‌ای؟ چراکه ماراتن نیویورک مسابقه‌ای است که به عنوان یک دونده باید در آن دویده باشی. اما اگر دونده‌ی کویر باشی باید حداقل یک‌بار در ماراتن دسابل دویده باشی و رویای من این است که ISRU (Iranian silk road ultra marathon)
تبدیل به ماراتن دسابل آینده شود که مردمی که می‌خواهند در کویر بدوند مجبور باشند همانگونه که در ماراتن دسابل می‌دوند در اولترا ماراتن راه ابریشم هم بدوند و در غیر این‌صورت دونده محسوب نشوند. این رویای من است اما باور کنید همکاران کرمانی من کارهای بزرگی کرده اند چرا که من تجربه‌ی خود را به عنوان دونده گذاشته ام اما پشت این کار تلاش بزرگ و زیاد همکاران من نهفته است و امیدوارم مردم و دولتمردان در کرمان موقعیت مهمی که این دوستان و این مسابقه در مقابل این شهر و کرمانیان قرار داده اند را درک کنند.
چطور شد که تصمیم گرفتید این ماراتن را در ایران برگزار کنید؟
من همیشه وقتی که به مسابقه‌ای می‌رفتم معمولا اشتباهات کوچک و بزرگی را می‌دیدم که معمولا هم از طرف دونده‌ها این اشتباهات رخ نمی‌داد بلکه برگزار کنندگان این اشتباهات را مرتکب می‌شدند حدود یک سال پیش با دوستی آشنا شدم که آژانس مسافرتی داشت و او هم همین رویا را داشت، اولین گزینه‌ی ما مراکش بود اما تیم محلی آنجا مارا ساپورت نکرد و ما شروع کردیم به جست‌و جو برای مکانی دیگر و در ماه ژوئن شخصی به نام رضا با ما صحبت کرد و گفت بیایید تا من کویری را به شما نشان بدهم که برای این کار مناسب است، اما در آن دوره من فکر نمی‌کردم که بتوانیم این مسابقه را برگزار کنیم ولی در همان روز آمریکا تحریم‌ها را علیه ایران لغو کرد و من گفتم به تهران می‌روم و پروژه را بررسی می‌کنم و وقتی که در دوم سپتامبر(۱۲ آذرماه) به کرمان آمدیم با گروهی از خبرنگاران ایتالیایی با بهشت دوندگان جهان مواجه شدیم. در کم‌تر از ۵ روز با همکاری ارگانهای مختلف در کرمان ما کاری را کردیم که در ایتالیا حداقل یک‌سال زمان می‌برد. دقیقا پس از این جلو افتادن کارها بود که من به حرفه‌ای بودن کرمانی‌ها و قصد همکاری‌ آنها پی بردم و فهمیدم که واقعا ما را ساپورت می‌کنند و این حرفها فقط در زمینه‌ی شعار و وعده نیست و اجرایی می‌شود.و من مطمئنم که در چند سال آینده ما میزبان بیش از چند صد دونده برای هر دوره‌ی مسابقه خواهیم بود و همین الآن هم می‌توانم در فیس بوکم به شما نشان بدهم که چه تعدادی از دوندگان اعلام آمادگی کرده‌اند که برای سال آینده در مسابقه شرکت کنند و پیشاپیش هم برنامه‌ریزی کرده‌اند که چطور به کرمان بیایند و چگونه خود را به مسابقه برسانند.
در پایان باید از استاندار کرمان تشکر کنم که با کمک او و دیگر مسولین کرمان من هیچ وقت احساس نکردم که کوچکترین مشکلی داریم و یا کسی نمی‌خواهد به ما اجازه‌ی برگزاری این مسابقه‌را بدهد و همیشه شاهد همکاری و پشتیبانی بی‌پایان دولت‌مردان و مردم کرمان بوده‌ام تا جایی که از استاندار کرمان تا پرسنل هتلی که در آن ساکن هستم مشغول همکاری و ساپورت کردن من و تیم من بوده‌اند.
و این راهم اضافه کنم که دوستانی در ایتالیا دارم که دوچرخه سواران معروفی هستند و آنها وقتی که از این رخداد با خبر شدند اظهار تمایل کردند که تیم‌های دوچرخه‌سواری و کوهنوردی را به کلوت بیاورند و این برنامه را با همکاری استاندار کرمان رزم حسینی گسترش زیادی بدهیم . مسابقه در اردیبهشت‌ماه از کارونسرای شفیع‌آباد آغاز می‌شود و چون راه ابریشم نام دارد مثل سفری در زمان دوندگان از کارونسرایی شروع به دویدن می‌کنند و ۲۵۰ کیلومتر را در ۶ مرحله می‌دوند و تجربه‌ای را کسب خواهند کرد که در جهان بی‌مانند خواهد بود.

کرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.