آدمکشِ فرم گرا

جمعه 13 آذر 1394

آدمکشِ فرم گرا

نقدی بر فیلم آدمکش ((assassian)) به بهانه انتخاب اش از سوی مجله سینمایی سایت اند ساوند بعنوان برترین فیلم سال 2015
پایان سال میلادی هست و مجلات و سایت های سینمایی معتبر دنیا دست به کار شده و فیلم های برتر سال 2015 را از نگاه نویسندگان و منتقدان شان معرفی می کنند. نشریه سینمایی «سایت اند ساوند» که یکی از معتبرترین نشریات سینمایی انگلیسی‌زبان است، هر سال دست به نظرخواهی درباره انتخاب بهترین فیلم سال می‌زند. این بار نیز فهرست بیست فیلم برتر 2015 را منتشر کرده. این انتخاب بر اساس رای‌های 168 منتقد از سراسر دنیا صورت گرفته است. در این فهرست فیلم آدمکش محصول سینمای تایوان با پشت سرگذاشتن «کارول» و «مکس دیوانه، جاده خشم» بهترین فیلم سال لقب گرفت. در این نظرسنجی فیلم «شب‌های عربی» به کارگردانی میگوئل گومز پرتغالی در جایگاه چهارم ایستاد و «گورستان شکوه» به کارگردانی اپیچاتپونگ ویراستاکول پنجم شد.به گفته بنیاد فیلم بریتانیا (ناشر سایت اند ساوند) درهفت فیلم از ده فیلم برتر سال 2015 از جمله «آدمکش» بازیگران زن ایفاگر نقش اصلی فیلم هستند. آدمکش بر اساس یک داستان کوتاه ساخته شده و ماجراهای آن در جریان حکومت سلسلۀ «تانگ» رخ می‌دهد. این فیلم روایت‌گر داستان زندگی یک زن آدمکش است که وفاداری‌اش به خاندان سلطنتی زیر سؤال می‌رود. آدمکش ساخته کارگردان صاحب نام تایوانی هوشیائو-شین است. او که برای ساخت این فیلم هفت سال وقت و مایه صرف کرده ، آخرین فیلم اش پرواز بادکنک قرمز نام داشت. هو شیائو-شین کارگردان ، بازیگر و تهیه‌کنندۀ 68 سالۀ تایوانی، از پیشروان جنبش موج نوی سینمای تایوان است. 4 فیلم از این سینماگر در میان 100 فیلم برتر سینمای چین در قرن بیستم قرار دارند و آثارش همواره محبوب جشنواره‌های کن ، برلین و ونیز )دریافت شیر طلایی ونیز 1989 برای شهر غم(بوده‌اند. آدمکش ششمین حضور این کارگردان شهیر تایوانی در جشنوارۀ کن(2015 )بود. او در سال 1993 بابت فیلم استاد خیمه‌شب‌بازی The Puppetmaster) )جایزۀ هیأت داوران کن و در سال 2001 برای میلنیوم مامبو جایزۀ بزرگ تکنیکی کن را دریافت کرد. آدمکش در شصت و هشتمین دوره از جشنواره کن(2015 )جایزه بهترین کارگردانی را برای هو شیائو-شین به ارمغان آورد. آدمکش که یک درام -رزمی است ، محصول سال 2015 تایوان بوده و از بازیگران مطرحی همچون ساتوشی سوما بوکی ،شو کی و چانگ چن بهره برده است. این فیلم را می تواند به لحاظ فرمی نمونه شاخصی از بازسازی سینمای کلاسیک عنوان کرد . گرچه فیلم دارای قصه و کنش محوری عجیب و غریبی نیست و دارای طرح داستانی پیچیده و گمراه کننده ای هست ، تا جایی که مخاطب به سختی و با دقت زیاد می تواند از روایت سر دربیاورد، اما در فرم یک اثر قابل قبول و سرپاست. به قدری فرم فیلم درست است که مخاطب خود را در میان اتفاقات و رویدادهای قرن نهم میلادی احساس می کند. همان گونه که عنوان شد فیلم دارای فیلمنامه آنچنانی نبوده و تمام جذابیت خود را در فرم و کارگردانی بنا کرده است. تمامی عناصر دراماتیکی که می بایست از دل فیلمنامه خارج شوند به وسیله فرم به خوبی ساخته می شوند. شخصیت پردازی در این فیلم به بهترین شکل از طریق میزانسن ها و دکوپاژ به دست آمده ، اگر قرار بوده شخصیتی را ترسو و یا ضعیف به بینده معرفی کند ، با استفاده از زوایا و حرکات دوربین، نور پردازی و آکساسوار صحنه بدون استفاده بی خودی از دیالوگ به این مهم دست یافته است. آدمکش که فیلم بسیار کم دیالوگی است ، تمامی عناصر دراماتیک و ساختارشناسانه خود را مدیون فرم صحیح و کارگردانی مسلط هوشیائو-شین می باشد. قطعنا می توان فیلم آدمکش را یک نمونه عالی برای این نظریه که محتوا از دل فرم ساخته شده و ارائه می شود ، دانست. تمامی فضای کلاسیک و شرقی فیلم در پرتو عناصری همچون : قاب بندی،نورپردازی،زوایای دوربین،حرکات دوربین،میزانسن،لباس و دکور و دیگر ابزارهایی که در دست کارگردان بوده اند به درستی و با کمترین استفاده از قصه و فیلمنامه ساخته شده است. آدمکش ادای دینی تمام عیار به سینمای شرق آسیا و خاور دور می باشد که با ظرافت و تیز بینی در کارگردانی به خوبی نمونه ای بازسازی شده از سینمای کلاسیک آن دیار است. کشف راز و رمز موجود در فضای فیلم گرچه کار دشواری به نظر می آید ، اما حضور در دنیای خلق شده توسط فیلم بسیار جذاب و خوشایند می باشد. هوشیائو-شین استادانه از عناصر بصری بهره برده و به بهترین شکل ممکن از آنها در ساختار و فرم فیلم استفاده مفید کرده است. فیلم که متشکل از نماهای بلند و بدون قطع بوده ، با استفاده از این نماهای بلند به فضای رمزآلود و تعلیق آور کمک می کند و ریتم کند که مختص این نوع سینما است را به ارمغان می آورد . استفاده به اندازه و به جا از نماد و نماد پردازی به واسطه حرکات دوربین و میزانسن ها از دیگر خصوصیات درخشان این فیلم است.
مثلا درخت، جنگل و بافت گیاهی درخت ها در کنار استفاده از لنز تله استعاره و نمادی از فضای بسته و محسور را در دل طبیعت گسترده به مخاطب القا می کند . از این نوع استفاده های تماتیک از المان ها در دل فیلم فراوان است که به خوبی نیز به ثمر نشسته اند، مانند : نور و سایه،دود ومه،پرده،جواهرات،گندم زار،حرکت و سکون و ترکیب درست حرکات دوربین با این المانها. البته شاید این فیلم توقع دوستداران سینمای رزمی را برآورده نکند ، چون الارغم اسم و قصه اش از حرکات رزمی زیادی استفاده نکرده و اگرهم صحنه های رزمی در دل فیلم جای گرفته بسیار سریع و با ریتم تندی پردازش شده اند. آدمکش را می توان درامی – رزمی ،عاشقانه در پاسداشت انسانیت دانست. شاید هوشیائو-شین بیشترین دین را به منتقدین نشریه کایه دو سینما که در دهه1940و 1950 پرچمدار سینمای فرم گرا و کارگردان مولف بودند ، ادا کرده باشد . چون فیلم یک نمونه درخشان از سینمای باب میل آنها به شمار می آید که با کمترین استفاده از قصه و فیلمنامه فضای خود را از دل فرم و کارگردانی خلق می نماید.به هر روی آدمکش نقطه عطفی در کارنامه هوشیائو-شین و سینمای فرم گرا محسوب می شود و قطعنا عشاق و دلداده گان سینما تا سالها از دیدن این فیلم لذت خواهند برد. آدمکش به تازگی در مراسم جوایز فیلم اسب طلایی تایوان پنج جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از آن خود کرده است.
* منتقد و سینماگر

بافتزلزلهسینما
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *