گزارش «پیام ما» از امدادرسانی دو همیار و محیط‌بان «پارک ملی گستان» در مرز «سولگرد» و «لهندر»

نجات‌یافته از نبــــــــرد تن‌به‌تن با خرس

رئیس سابق پارک ملی گلستان:«صمد برکی تجلی» با ۱۰ سال سابقه حفاظت در پارک ملی گلستان هنوز وضعیت قراردادی مشخصی ندارد





نجات‌یافته از نبــــــــرد تن‌به‌تن با خرس

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۰۳

تمام بدن «صمد برکی تجلی» غرق خون بود. از صورت، پا و دستش که بر اثر حمله خرس پاره‌پاره شده بود، خون می‌رفت، نای حرف‌زدن نداشت، با خودش فکر کرد این آخرین ساعت‌های زندگی‌اش است، برای همین از همکارش «حامد تابش» خداحافظی کرد. خوشبختانه مدیران استان خراسان شمالی کار سخت را در این شرایط جنگی انجام دادند، با دستور آنها ساعتی بعد هلیکوپتری بلند شد و در پارک ملی گلستان فرود آمد تا اعجوبه حفاظت پارک ملی گلستان زنده بماند.

ساعت ۴ صبح شنبه ۵ اردیبهشت «محمد ممشلی» مسئول پاسگاه سولگرد به همراه «مختار احمدیان»، صمد برک تجلی و حامد تابش در دو گروه عازم گشت و پایش شدند. صمد تجلی و حامد تابش در یک گروه بودند. حوالی هشت، محمد ممشلی تماس گرفت و گفت برای زدن نعل اسب برمی‌گردند. بقیه ماجرا را صمد با صدای رنجور که به‌سختی از پشت تلفن به گوش می‌رسد این‌طور تعریف می‌کند: «گفتم برگردید، من مسیر شما را می‌روم. کمی گشت زدیم و بعد جایی نشستیم که صدای تیر آمد. به بچه‌ها زنگ زدم، آنها گفتند صدا را شنیده‌اند و برمی‌گردند. به بچه‌های پاسگاه لهندر هم زنگ زدم و گفتم برای کمک بیایید. آنها گفتند در ارتفاعات هستند. آدرس را دادم.»

برکی تجلی نفس می‌گیرد، زخم‌هایی که به جانش نشسته نمی‌گذارد بتواند مثل همیشه آن‌طور محکم حرف بزند «دوربین کشیدم و گروه لهندر را دیدیم. به آنها گفتم ما به سمت صدا حرکت می‌کنیم، ۵۰۰ متر که جلوتر رفتیم بوی سیگار را گرفتم. به رفیقم گفتم دوروبر ما شکارچی است، حواست را جمع کن. جلوتر آمدیم و لاشه مرال را دیدم. نزدیک مرال شدم، یک‌متری آن فهمیدم خرس زیرش خوابیده. چشم‌هایش را باز کرد و به سمت من آمد. پای راستم را چنگ زد، رفیقم تیر هوایی انداخت، خرس من را رها کرد و به او رسید. سروصدا کردم، ولش کرد و به من چسبید، ران من را گاز گرفت و پنجه زد. بلندم کرد و به زمینم زد، دماغم شکست، ولم کرد و رفت.»

امدادرسانی و پیگیری‌های مسئولان خراسان شمالی از نظر برکی تجلی عالی بود «سنگ تمام گذاشتند، اگر هلیکوپتر نمی‌آمد تلف می‌شدم.»

از من خداحافظی کرد و گفت رفتم

حامد تابش، محیطبان پارک ملی گلستان، آدم دقیقی است، حساب زمان را دارد. شش ماه و پنج‌روز از محیطبانی‌اش می‌گذشت که گرفتار حمله خرس شد. او اهل روستای «بش اویلی» از توابع بخش «لوه» شهرستان «گالیکش» است که در هشت‌کیلومتری پارک ملی گلستان قرار دارد. تابش هم ماجرا را مشابه برکی تجلی تعریف می‌کند، با جزئیات بیشتر. به گفته او ساعت ۹ صبح همان وقت که در سربالایی برای نفس تازه کردن نشسته بودند، صدای تیر را گرفتند. «بدون هماهنگی جلو نرفتیم. با بچه‌های واحد سولگرد تماس گرفتیم که گفتند به سمت ما برمی‌گردند. با واحد لهندر و مسئول آن آقای مهرداد محمدی هم تماس گرفتیم و گفتند برای کمک می‌آیند. دوربین کشیدیم و بچه‌های لهندر را دیدیم و برای هم از دور دست تکان دادیم. گفتیم دوربین بکشید و اگر شکارچی را دیدید گزارش دهید.»

در همین حین بود که صمد برکی تجلی بوی سیگار را گرفت. آنها پایین‌تر آمدند و شروع به جستجو کردند تا به ۱۰ متری لاشه مرال رسیدند. «همکارم آقا صمد به یک‌متری لاشه رسید و گفت خرس، فرار کن. دیدم که خرس بلند شد و دست و پایی زد، آقا صمد ۵ متر پایین نرفته بود که خرس به او چنگ زد.»

تابش در این وقت یعنی در ساعت ۱۰:۳۵ دقیقه گَلَنگِدن را کشید و تیر هوایی را زد. خواست برای دومین بار گَلَنگِدن را بکشد که خرس به ران پایش چسبید. «من را تکان می‌داد. می‌خواست گردن و کله‌ام را بگیرد که دست راستم را بالا آوردم. پاوربانکم که در آرنجم بود خرد شد. من را رها کرد و همکارم را گرفت. پای چپ و دست راستش را گاز زد.»

خرس برکی تجلی را رها کرد و رفت، حالا دو همیار و محیطبان پارک با بدن‌های زخمی روی زمین افتاده بودند، برکی تجلی زخم‌های عمیق و خونریزی شدیدی داشت. تابش اول پای همکارش و بعد پای خودش را بست. با محمدی تماس گرفت، در دسترس نبود، برکی تجلی با همان حال گَلَنگِدن را کشید و شلیک کرد تا با رد صدا به آنها برسند. تابش دوباره تماس گرفت و این بار محمدی جواب داد. یک ربع بعد از حمله سه محیطبان پاسگاه سولگرد بالای سرشان بودند. «ساعت ۱۲ و یک بودند که بچه‌های هلال‌احمر به ما رسیدند. ساعت ۲:۱۰دقیقه هلیکوپتر رسید. خواست فرود بیاید که نتوانست. یک جای بازتر پیدا کرد و فرود آمد و ما را با برانکارد جابه‌جا کردند.»

توصیف تابش از آن حمله تنها یک کلمه است؛ «ترسناک». درعین‌حال او هم از هماهنگی‌ها راضی است. «همکارم اوضاعش خیلی خراب بود. با صورت به زمین خورده و خونریزی داشت، از دست‌وپایش هم خون می‌آمد. امید نداشت زنده بماند. از من خداحافظی کرد و گفت که من رفتم. اگر قرار بود زمینی او را به بیمارستان برسانیم، نمی‌ماند.»

حمله در مرز لهندر و سولگرد

«احمد رادمان» رئیس پارک ملی گلستان وضعیت جسمی دو همیار و محیطبان را پس از یک هفته از حمله خرس خوب توصیف می‌کند. به گفته او این حمله در مرز دو منطقه لهندر و سولگرد اتفاق افتاده است. «بینی آقای تجلی باید عمل شود، پاهایش بخیه خورده، زخم‌های عضلانی هم طول می‌کشد تا خوب شود.»

به گفته باید از همه مسئولان استان خراسان شمالی تشکر کرد، از استاندار گرفته تا رئیس دادگستری، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست، مدیر بحران، رئیس اورژانس، هلال‌احمر، دادستان و همه کسانی که تلاش کردند در این شرایط هلیکوپتر بلند شود و برکی تجلی را به بیمارستان برساند.

همه پای کار آمدند

«رضا شکاریان»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان خراسان شمالی آن روز برای نجات صمد برکی تجلی تلاش کرد. به گفته او همه در استان پای کار آمدند از استاندار تا نماینده مجلس، رئیس دادگستری، دادستان قضایی، مدیرکل دیوان محاسبات، مدیرکل بحران، رئیس دادگستری و… «در این سال‌ها با کارهای انجام شده، محیط‌زیست برای مسئولان مهم شده است.»

شنبه ۵ اردیبهشت ساعت از ۱۰ گذشته بود که رادمان با شکاریان تماس گرفت و خبر داد که برکی تجلی دچار مشکل شده است. او برای اعزام هلیکوپتر دست‌به‌کار شد؛ اما در کنار آن با هلال‌احمر برای اعزام آمبولانس به پارک ملی گلستان هم هماهنگ کرد. «ما اتاق عمل را هم در بیمارستان امام علی بجنورد آماده کرده بودیم تا به‌سرعت کارها انجام شود. خدا رو شکر که اتفاق خوبی افتاد و همیار ما سلامت است.»
به خیر گذشت

«طاهر سعدی زاده»، فعال محیط‌زیست، این رخداد را بهترین سناریویی می‌داند که می‌توانست اتفاق بیفتد. «حیوان در یک پوشش متراکم در گردنه سولگرد سر لاشه بوده، این زمان بدترین موقعی است که ناخواسته به خرس حمله شود. خدا رحم کرد که خرس در رفت. شانس آوردیم که صمد پشتش کوله‌ای داشت که پر از بطری آب بوده و حالت ضربه‌گیر را ایجاد کرده، خرس کوله را تکه‌پاره کرده بود.»
سعدی زاده وضعیت را در یک جمله این‌گونه بیان می‌کند «به خیر گذشت.»

صمد اعجوبه حفاظت است

«مهدی تیموری»، رئیس سابق پارک ملی گلستان از همان روزهای اول به‌عهده‌گرفتن مدیریت این پارک، متوجه صمد برکی تجلی و توانمندی‌هایش شد. «پیش من هم صمد در پارک و در منطقه تنگه گل و… خدمت کرده بود. او تخلف‌های زیادی را گرفته بود و مظاهر کاوردوین معاون پارک اعتقاد عجیبی به صمد داشت.»

برکی تجلی از اولین کسانی بود که با رسیدن تیموری به ریاست پارک، سراغش رفت و اعلام کرد آمادگی هر گونه کمک و همکاری است. «می‌گویند یکی مرد جنگی به از صدهزار، صمد در حفاظت میدانی مصداق این گفته است. من سال‌ها کار حفاظت کرده و آدم‌های مختلفی را دیده‌ام، همه‌جا هم نگاهم این بوده که با کمک مردم و گزینش درست به پایداری حیات‌وحش می‌رسیم. از نظر من صمد برکی تجلی، اعجوبه حفاظت است.»

اعجوبه‌ای که تیموری از آن حرف می‌زد، هم شامل گشت و پایش است و هم پاک‌دستی او. «محیطبانی شغل سختی است، همیشه احتمال حادثه وجود دارد. واقعیت این است که در تاریکی ظلمات، در مه و بارندگی پارک ملی گلستان اگر برای یک نفر چه محیط‌بان، چه گردشگر و… اتفاقی بیفتد تنها کسی که می‌تواند به دادش برسد صمد است. او مثل جی‌پی‌اس تمام نقاط را می‌شناسد و می‌تواند در نیمه‌شب بدون نگرانی به‌سرعت خودش را برساند.»

کمک‌رسانی برکی تجلی یک‌بار شامل رئیس سابق پارک هم شده. آنها برای آتش‌سوزی رفته بودند که در یک نقطه بدون آب و غذا گیر افتادند. «تنها امید ما صمد بود. دو یا سه نیمه‌شب خودش را به ما رساند.»
برای سال‌ها صمد در پارک گشت سیار بود. گشت سیار سختی زیادی دارد، باید به شکل نامحسوس در همه‌جا باشد و به همه سرکشی کند. «اوایل کار منطقه سولگرد مثل میدان جنگ بود، با عشق و علاقه برای حفاظت گشت می‌زد و حضور می‌دانی‌اش تأثیرگذار بود. اگر ۱۰۰ پرونده تخلف داشتیم در ۸۰ پرونده صمد تأثیر مستقیم داشت.»

پارک ملی گلستان توانست به‌عنوان یکی از روایت‌های موفق در حفاظت مشارکتی از سوی اتحادیه جهانی حفاظت باشد، به گفته تیموری یکی از دلایل این موفقیت حضور صمد برکی تجلی و سایر همیاران بود، بااین‌حال همچنان وضعیت قرارداد او مشخص نیست و نتوانسته عنوان محیط‌بان را به دست آورد. «بدون اغراق می‌گویم اگر سازمان صمد را به کار بگیرد، من این تعهد را می‌دهم که هر پاسگاهی حتی در بدترین شرایط را با چند مأمور به او بدهند، می‌تواند شرایطش را بهبود دهد. من این تعهد را می‌دهم که اگر بعد از مدتی از مسئولیت صمد هر طور می‌خواهند ارزیابی و نتیجه کار را مقایسه کنند، شاهد بهبود وضعیت باشند.»

برکی تجلی جزو معدود کسانی است که نگاهش به حفاظت از روز اول تا امروز تغییر نکرده است. بسیاری در مواجهه با شرایط، سختی کار، بوروکراسی پیچیده، کم‌لطفی‌ها و هزار مشکل دیگر خسته و دل‌زده شده و انگیزه و عشق و علاقه‌شان کم می‌شود. «صمد نزدیک به ۱۰ سال است که کار می‌کند و هنوز همان انگیزه را برای حفاظت دارد که از روی اول داشت.»

در این سال‌ها بارها این فرصت برای این همیار پارک ملی گلستان پیش‌آمده که سراغ کار دیگری برود، بااین‌حال او بهترین شرایط، بیمه و… را قبول نکرده و در دوراهی حفاظت و معیشت، پای کار حفاظت مانده است. «حتی می‌گفت حاضرم مجانی کار کنم، صمد علاقه عجیب‌وغریبی به پارک و حفاظت دارد.»

«قدیر حسن‌زاده»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان کسی است که می‌تواند صمد برکی تجلی را تغییر وضعیت دهد و او را قراردادی کند. «از آقای حسن‌زاده خواهش کردم که صمد را جزو نیروهای قراردادی قرار دهد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ

سنبل آبی چگونه به تهدیدی برای تالاب‌های گیلان و مازندران تبدیل شد؟

تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ

بارندگی‌های پربازده کرمانشاه، تهدیدی خاموش برای تابستان شد

هشدار نسبت به بحران آتش‌سوزی در زاگرس

بارندگی‌های پربازده کرمانشاه، تهدیدی خاموش برای تابستان شد

هشدار جدی به شرکت‌های حمل‌ونقل؛ قاچاق حیات‌وحش جرم است و مجازات سنگین دارد

مقابله با قاچاق حیات‌وحش

هشدار جدی به شرکت‌های حمل‌ونقل؛ قاچاق حیات‌وحش جرم است و مجازات سنگین دارد

پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان

پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان

دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بی‌ضابطه بر نگین فیروزه‌ای زاگرس

دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بی‌ضابطه بر نگین فیروزه‌ای زاگرس

اصلاح ساختاری حمایت از محیط‌بانان؛ از وعده تا برنامه عملیاتی

اصلاح ساختاری حمایت از محیط‌بانان؛ از وعده تا برنامه عملیاتی

ریشه‌ها شهر را می‌بلعند

گزارشی درباره «کنوکارپوس»؛ درخت محبوب مدیران شهری و کابوس تأسیسات و زیرساخت‌های جنوب

ریشه‌ها شهر را می‌بلعند

جنگل‌فروشــــــــی با نام موقوفه

دفتر کسانی که به اسم موقوفه، عرصه‌های جنگلی هیرکانی را می‌فروختند، پلمب شد

جنگل‌فروشــــــــی با نام موقوفه

پزشکیان: فاصله میان ظرفیت‌های طبیعی کشور و نحوه بهره‌برداری از آن‌ها باید اصلاح شود

پزشکیان: فاصله میان ظرفیت‌های طبیعی کشور و نحوه بهره‌برداری از آن‌ها باید اصلاح شود

حمایت از محیط‌بانان | اصلاحات ساختاری در سازمان حفاظت محیط‌زیست

محیط زیست

حمایت از محیط‌بانان | اصلاحات ساختاری در سازمان حفاظت محیط‌زیست