نقدی بر فیلم سینمایی جامه دران به مناسبت آغاز اکران اش در سینماهای کشور

جمعه 06 آذر 1394

نقدی بر فیلم سینمایی جامه دران به مناسبت آغاز اکران اش در سینماهای کشور
جامه‌های امروزی در دهه 50

جشنواره فیلم فجر سال گذشته تبدیل به جولانگاه فیلمسازان جوان و فیلم اولی شده بود. هم هیات انتخاب و هم مردمی که به تماشای فیلم ها می نشستند به این عمر که جوانان از پیشکسوتان جلو افتاده اند اذعان داشتند. خلاصه حسابی بخش نگاه نو در سی و سومین جشنواره فیلم فجر پر حرارت و جذاب دنبال می شد. یکی از این فیلم اولی ها حمیدرضا قطبی بود که فیلم جامه دران را به جشنواره فجر آورده بود. قطبی گرچه متولد 1340 است و خیلی هم جوان نیست اما خوب فیلم اولی حساب شده و در کنار بسیاری از جوانان به رقابت پرداخت. او که در کارنامه خود دستیاری کارگردان و بازیگری را نیز به همراه دارد ، فیلم اش جامه دران در جشنواره سی و سوم نامزد بهترین کارگردانی ، بهترین فیلم و فیلمنامه اقتباسی شد،که نهایتا دیپلم افتخار جشنواره را به خاطر بهترین فیلمنامه اقتباسی ازآن خود و همکار نویسنده اش ناهید طباطبایی کرد. فیلم جامه دران که به تازگی اکران خود را آغاز نموده ، بر اساس مجموعه داستانی به همین نام نوشته ناهید طباطبایی توسط حمیدرضا قطبی و خود ناهید طباطبایی اقتباس شده است.ناهید طباطبایی که فیلم چهل سالگی علیرضا رئیسیان نیز از رمان او به همین نام اقتباس شده بود، نوشتن آثاری همچون : بانو و جوانی خویش/ مجموعه داستان ، حضور آبی مینا / مجموعه داستان، جامه دران/ مجموعه داستان، چهل سالگی/ رمان، خنکای سپیده دم سفر/ رمان، آبی و صورتی/ رمان و مجموعه داستان برف ونرگس/ در دست انتشار را در کارنامه خود دارد. فیلم جامه دران قرار است که از سه زاویه مختلف به سرگذشت یک خانواده بپردازد. بدین شکل که سرگذشت خواهر و برادری که پس از 30 سال یکدیگر را یافته اند از زبان و زاویه دید چند شخص مختلف روایت می شود. شیوه ای که براساس کشف و شهود اتفاق می افتد و نمونه های مختلفی نیز در سینما دارد ، مثل نمونه درخشان خارجی، فیلم راشامون ساخته آکیرا کوروساوا که در آن سرگذشت شخصیت ها از زوایای مختلف و توسط افراد مختلف روایت می شود و نمونه ایرانی، فیلم چه کسی امیر را کشت ساخته مهدی کرم پور که سرگذشت شخصیتی به نام امیر را از زاویه دیدهای کوناگون دنبال می کند.
اما یکی از مشکلات فیلمنامه جامه دران در خود اقتباس اتفاق افتاده . یعنی متن هنوز بیش از اینکه نمایشی و سینمایی باشد در قالب داستانی خود باقی مانده است و شبیه به داستان ها و متل های مادربزرگان است که بیشتر شنیدنی هستند تا دیدنی. به عبارت دیگر ما در روند فیلمنامه شاهد آنچنان فضای تصویری و نمایشی نیستیم و بیشتر داستان و روایت نمود دارد. که این ضعف به هیچ عنوان در نمونه ای مثل راشامون دیده نمی شود و کاملا بالعکس است . حتی در نمونه ایرانی چه کسی امیر را کشت نیز این ضعف با بازی درخشان بازیگران و ارتباط شان با دوربین از بین رفته است. جامه دران که قرار بوده درام عاشقانه را به ما نشان دهد در این عمر نیز موفق عمل نکرده و تکلیف اش با خودش روشن نیست. یعنی در فیلمنامه چیزی که نمایان گر عشقی مابین شخصیت های قصه باشد به درستی دیده نمی شود و ما نمی دانیم که واقعیت این خانواده در بین خود عشقی را حفظ کرده اند یا که نه. به جز نقش باران کوثری که قدری مادر بودن اش و مهر مادری اش نسبت به فرزندانش دیده می شود، آن هم به واسطه بازی باران و نه نقش نوشته شده در فیلمنامه. ضمن اینکه قصه دارای کنش آنچنان جزابی نیز نیست . یعنی تاثیر دراماتیک و کاتارسیس گونه ای را هم بر مخاطب نمی گذارد. فقط برای چند دقیقه ای تعلیق نصفه و نیمه ای را به وجود می آورد که آن را هم بسیار سردستی و به بدترین شکل رو می کند. نقش های درون فیلمنامه نیز به درستی به بار ننشسته اند و شخصیت پردازی مناسبی هم در کا نبوده است. یعنی نه تنها مخاطب ارتباطی با نقش ها نمی گیرد خود نقش ها نیز در دل قصه با یکدیگر بیگانه هستند، نه عشق شان به هم معلوم است و نه دلیل نفرت شان از یکدیگر. اینها همگی به خاطر تبدیل نشدن یک متن از وجه داستانی به نمایشی می باشد. اما مشکل اصلی فیلم در کارگردانی و شیوه اجرای فیلمنامه است. از سوتی های متعدد راکوردی که بگذریم، تازه می رسیم به سوتی های زمان سینمایی اثر. یعنی از نوع و مدل ماشین ها گرفته تا نوع و مدل لباس ها که به هیچ عنوان با زمان روایت شده در فیلم سنخیت و همخوانی ندارند. از لهجه تهرانی و شیک امروزی شخصیت ها حتی بچه ای 5 ساله که مثلا 40 سال قبل در یک روستای دورافتاده زندگی می کرده گرفته تا طرز فکر امروزی کارکتر ها در در 40 سال قبل که در آن روستا زندگی می کردند. مثلا نقشی را که پگاه آهنگرانی بازی می کند و در فلاش بکی جوانی افسر اسدی است ، گرچه دختری روستایی در 50سال قبل است ، اما همچون دختران روشنفکر امروزی ساکن تهران فکر می کند ، عمل می کند و حتی لباس می پوشد. حال خارج از تمام این مسائل به لحاظ فکری
و رفتاری با زمان 50 سال بعد اش هم هیچ تفاوتی نکرده است. یعنی پرسوناژ به هیچ تحولی دست نیافته و گویی هیچ زمانی بر او نرفته است. گرچه بازیگران مطرحی همچون : باران کوثری ، مهتاب کرامتی ، پگاه آهنگرانی ، افسر اسدی ، جلال اجلالی و مصطفی زمانی در این فیلم ایفای نقش کرده اند ، اما بازی ها همگی باسمه ای و غیر قابل باور از کار در آمده اند . مصطفی زمانی که چون همیشه بد و غیر قابل قبول ظاهر شده و مابقی نیز بازی خوبی ندارند ، جز لحظاتی باران کوثری که توانسته به واسطه توانایی شخصی اش نسبتا قابل قبول ظاهر شود. فیلم در موسیقی ، قاب بندی و تدوین نسبتا موفق عمل کرده و برای یک فیلم اولی قابل قبول است. جامه دران فیلم خوبی نیست اما در اوضاع این روزهای سینما ایرا ن که آثار قابل تحمل کم پیدا می شوند ، می توان آن را بر روی پرده سینما به تماشا نشست.
* منتقد و سینماگر

زلزلهسینما
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *