عکس نوشت

منتشر شده در صفحه صفحه آخر | شماره 530

غروب جمعه بود، هوا هم ابری، یادم است حیاط را آب و جارو میکرد ولی تفاوتی داشت این بار، انگار دارد تمام خاطرات خوب و بد را جارو میکند تا اثری دیگر از آنها نباشد.
بی خداحافظی رفت و سالهاست که هر غروب که می رسد، درد عمیقی به جانم می افتد.

8

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 80
  • دیروز: 156
  • هفته: 1,096
  • ماه: 5,065
  • سال: 152,940