آینده‌ای نامعلوم برای کودکان

منتشر شده در صفحه جامعه | شماره 830

آینده‌ای نامعلوم برای کودکان

بسم الله خرمی

خیابان های شهر را نیم نگاهی که بیندازی می بینیدشان، دست های خود را از سوز سرما به زور درون جیبهای سوراخشان جای داده اند و به این طرف و آن طرف نگاه می کنند. عده ایشان گل در دست دارند و تعدادی از آنها فال هایی که گاهی نه از سر اینکه به آنها باور داریم، بلکه برای خوشحالی کودکان، از آنها می خریم. چقدر صحنه های دردناکی است وقتی زاری و التماس می کنند تا خودمان را وزن کنیم، اما گاهی اوقات چقدر ساده و بی تفاوت از کنار آنها می گذریم.
ﻃﺒﻖ ﻣﺎده ﯾﮏ ﭘﯿﻤﺎنﻧﺎﻣﻪ ﺣﻘﻮق ﮐﻮدک، «ﮐﻮدک، ﺷﺎﻣﻞ ﻫﺮ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺸﺮی اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ از ﻫﺠﺪه ﺳﺎل داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﮕﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﻦ ﺑﻠﻮغ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮای ﮐﻮدک ﻻزم‌اﻻﺟﺮاﺳﺖ، ﮐﻤﺘﺮ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ.»
ﮐﻮدﮐﺎنﮐﺎر، ﻫﻤﮥ ﮐﻮدﮐﺎن زﯾﺮ ﻫﺠﺪه ﺳﺎل را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﮐﺴﺐ درآﻣﺪ ﺑﺮای ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﻌﺎش ﺧﻮد ﯾﺎ ﺧﺎﻧﻮاده در ﺧﯿﺎﺑﺎنﻫﺎ و ﯾﺎ ﮐﺎرﮔﺎهﻫﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﮐﺎر ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﻔﺼﻞﺗﺮﯾﻦ ﻣﻌﺎﻫﺪه ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ در ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺣﺪاﻗﻞ ﺳﻦ ﭘﺬﯾﺮش ﮐﻮدک ﺑﻪ ﮐﺎر در ﺳﺎل 1352ش.1973 /م. در ﺑﯿﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻋﻀﻮ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ رﺳﯿﺪ. اﯾﻦ ﻣﻌﺎﻫﺪه ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎی در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ اﺟﺎزه ﻣﯽداد ﺗﺎ در ﯾﮏ ﻃﯿﻒ ﺳﻨﯽ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪه، ﺣﺪاﻗﻞ ﺳﻨﯽ ﮐﻪ در آن ﻧﻤﯽﺗﻮان، ﻫﯿﭻ ﮐﻮدﮐﯽ را ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺷﺮاﯾﻂ و ﻣﻘﺘﻀﯿﺎت ﮐﺸﻮر ﺧﻮد ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮاﺳﺎس اﯾﻦ ﻣﻌﺎﻫﺪه ﺣﺪاﻗﻞ ﺳﻦ ﮐﺎر ﺑﺮﺣﺴﺐ ﺳﻄﺢ رﺷﺪ ﮐﻮدک و ﻧﻮع اﺷﺘﻐﺎل او ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽﺷﻮد. ﻃﺒﻖ اﯾﻦ ﻣﻌﺎﻫﺪه ﺣﺪاﻗﻞ ﺳﻦ اﺷﺘﻐﺎل ﻧﺒﺎﯾﺪ ﮐﻤﺘﺮ از ﺳﻦ اﺗﻤﺎم ﺗﺤﺼﯿﻼت اﺟﺒﺎری ﭘﺎﻧﺰده ﺳﺎل ﺑﺎﺷﺪ، اﻣﺎ در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ از ﻟﺤﺎظ اﻗﺘﺼﺎدی ﺿﻌﯿﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﻮدﮐﯽ ﮐﻪ ﺳﻦ او ﭼﻬﺎرده ﺳﺎل ﺗﻤﺎم ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻼﻣﺎﻧﻊ اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﯾﻦ ﻣﻌﺎﻫﺪه ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻋﻀﻮ اﯾﻦ اﻣﮑﺎن را ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﻮدﮐﺎن ﺑﯿﻦ ﺳﻦ ﺳﯿﺰده ﺗﺎ ﭘﺎﻧﺰده ﺳﺎل را ﺑﺮای اﻧﺠﺎم «ﮐﺎرﻫﺎی ﺳﺒﮏ» ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﺑﻪ ﺷﺮط آن ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ و رﺷﺪ و ﺣﻀﻮر ﮐﻮدک در ﻣﺪرﺳﻪ ﻟﻄﻤﻪ وارد ﻧﺸﻮد، اﻣﺎ ﺳﻦ اﺷﺘﻐﺎل ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ و ﺧﻄﺮﻧﺎک را ﺣﺪاﻗﻞ ﻫﺠﺪه ﺳﺎل اﻋﻼم ﮐﺮد و در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ «اﯾﻤﻨﯽ»، «ﺳﻼﻣﺖ» و «اﺧﻼﻗﯿﺎت» آﻧﺎن ﺣﻔﻆ ﺷﻮد، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ «ﺗﻌﻠﯿﻤﺎت ﺣﺮﻓﻪای ﮐﺎﻓﯽ» داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺷﺎﻧﺰده ﺳﺎل ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ وﺟﻮد اﯾﻦ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﮐﻮدﮐﺎن زﯾﺎدی در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن، ﺑﻪوﯾﮋه در ﮐﺸﻮرﻫﺎی در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﺑﺮای ﮐﺴﺐ درآﻣﺪ، ﻣﺸﻐﻮل ﮐﺎرﻧﺪ. ﭘﺴﺮان و دﺧﺘﺮان از ﺳﻨﯿﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻪ ﮐﺎر در ﻣﺰارع، ﮐﺎرﮔﺎهﻫﺎ، ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎ، دﺳﺘﻔﺮوﺷﯽ، ﭘﺎدوﯾﯽ، ﮐﺎر در ﺧﺎﻧﻪﻫﺎ و … ﮔﻤﺎرده ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
«ﯾﻮﻧﯿﺴﻒ»، ﺳﺎزﻣﺎن ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﮐﻮدﮐﺎن در ﺳﺎل 1365ﻫ.ش ﮐﺎرﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﺑﺮای ﮐﻮدک ﺟﻨﺒﮥ اﺳﺘﺜﻤﺎری ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮد: .1 ﮐﺎر ﺗﻤﺎم وﻗﺖ در ﺳﻨﯿﻦ ﮐﻢ؛ .2 ﺳﺎﻋﺎت ﻃﻮﻻﻧﯽ ﮐﺎر؛ .3 ﮐﺎری ﮐﻪ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻓﺸﺎر ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺟﺴﻤﯽ، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﯾﺎ رواﻧﯽ ﺑﺮ ﻃﻔﻞ ﺑﺎﺷﺪ؛ .4 ﮐﺎر و زﻧﺪﮔﯽ در ﺧﯿﺎﺑﺎنﻫﺎ در ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب؛ .5 ﻣﺰد ﻧﺎﭼﯿﺰ؛ .6 ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ؛ .7 ﮐﺎری ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ از ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺷﻮد؛ .8 ﮐﺎری ﮐﻪ ﺷﺮف و ﻋﺰت ﻧﻔﺲ ﮐﻮدک را ﻧﺎﺑﻮد ﺳﺎزد؛ .9 ﮐﺎری ﮐﻪ ﺑﺮای رﺷﺪ ﮐﺎﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و رواﻧﯽ زﯾﺎن آور ﺑﺎﺷﺪ.»
با همه این قوانین و مقررات بین المللی اما باز شاهد رشد هرروزه کودکان به اصطلاح کار هستیم، کودکانی که تحصیل آنها طبیعتا می تواند مفیدتر از بی سواد یا کم سواد بودن آنها باشد. طبق آمار وزارت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بیش از 700 هزار کودک در کشور مشغول بکارند، اما به نظر می رسد آمار باید بیش از این ها دانست، چرا که امروزه حتی در خیاط خانه ها، لباس فروشی ها و … هم افراد زیر سنین کار هم دیده می شوند. بریا ساماندهی و کمک به آنها بیش از دو دهه است که سازمان های خیریه به نام های متفاوت شکل گرفته اند تا معضل کار برای کودکان کاهش یابد. به آنها یک وعده غذای گرم می دهند، مراسم ها و جشن های متنوع برایشان برگزار می کنند و آموزش نسبتا متوسطی به آنها ارائه می دهند. اما باید در نظر داشت که مشکل با این نوع خدمات قابل حل نیست، چرا که اگر قابل حل بود دیگر تا الان شاهد اینهمه گل فروش و فال فروش و …. نبودیم. مشکل اصلی در وضع رفاه، اقتصاد خانواده ها و ریشه کن کردن باندهای تبهکاری است که کودکان را وادار به کار می کنند.
شاخص توسعه انسانی یکی از شاخص های توسعه یافتگی در سال 1991 توسط سازمان ملل متحد معرفی شد که بر اساس این شاخص‌ها محاسبه می‌گردد: درآمد سرانه واقعی (بر اساس روش شاخص برابری خرید)، امید به زندگی (در بدو تولد)، و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال‌های به مدرسه‌ رفتن افراد است)، بدیهی است که بی توجهی به معضل کار کودکان، باعث پایین آمدن رتبه ایران در میزان توسعه یافتگی می شود. باید تمامی نهادهای ذی ربط مثل، وزارت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت کشور، وزارت آموزش و پرورش، نیروهای امنیتی و انتظامی و سازمان های خیریه یکی از وظایف اصلی و مشخص خود را حل این معضل بزرگ قرار دهند تا بتوان راه حلی برای آن پیدا کرد. تازمانی که باندهای تبهکار خانواده های فقیر را با اندکی پول فریب دهند و کودکان آنها را مجبور به کارهای سخت و طاقت فرسا کنند، تا زمانی که خانواده ها از توانایی مالی برای تامین حداقل معیشت خود برخوردار نباشند و تا وقتی که جامعه از تبعات ناگوار آن آگاهی کافی پیدا نکنند نمی توان امید داشت که برخی کودکان مجبور به کار شوند. همه اینها مستلزم برنامه ای مدون، مشخص و برنامه ریزی شده است که همتی همه گیر را می طلبد. برخی از عوامل اقتصادی آن را می توان از طریق وجوهات شرعی که در دین سفارش اکید به آن شده است، حل کرد ولی ظاهرا در این حوزه هم توجه جدی را شاهد نبوده ایم.
امید که در آینده شاهد کاهش معضل کار برای کودکان دلبندمان باشیم.

6

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 147
  • دیروز: 260
  • هفته: 1,509
  • ماه: 3,738
  • سال: 89,292