گفت‌و گویی با دکتر محمد نیرومند درباره‌ی اعتیاد به غذا در کرمان فست‌فود تفریح کرمانی‌ها

منتشر شده در صفحه کرمان زمین | شماره 820

گفت‌و گویی با دکتر محمد نیرومند درباره‌ی اعتیاد به غذا در کرمان
فست‌فود تفریح کرمانی‌ها

دل‌مون پوسید پاشو بریم بیرون یه چیزی بخوریم/حوصله‌مون سر رفته بریم پیتزایی بزنیم به بدن
امشب برنامه‌ات چیه ؟ یه فست فود تازه باز شده بریم ببینیم جریان چیه؟
این‌ها حرف‌هایی هست که تقریبا هر هفته از اطرافیان می‌شنویم و متاسفانه هر وقت صحبت گردش و بیرون رفتن می‌شود ما کرمانی‌ها اول می‌گوییم خوب چی بخوریم، پرسش اینجاست که چرا غذا خوردن آن هم فست‌فود تبدیل به تفریح ما کرمانی‌ها شده و سرمایه‌ای که در زمینه رستوران‌ها و فست‌فودها در کرمان گذاشته شده اگر در تولید و اشتغال هزینه شده بود آیا رتبه‌ی بیکاری و جرم در استان تغییری نمی‌کرد؟
کافی‌است سری به بلوار جمهوری اسلامی بزنید تا به قول یکی از دوستان به این حقیقت پی ببرید که ما بیشتر از ایتالیا پیتزا فروشی داریم و جالب اینجاست که تعدد انتخاب برای مشتری کار را برای پیتزا فروشان دشوار نکرده و کماکان همگی تعداد قابل توجهی مشتری دارند و هر شب سهم زیادی از مردم کرمان را می‌شود در این مکان‌ها مشاهده کرد.
از دوتن از همکاران جوان پرسیدم که ماهانه چند بار فست‌فود می‌خورند؟ خانم ب جواب داد: هر از چندی برای غذا خوردن سری به فست فود می‌زنیم… حدودا ماهی ۱۰ شب و آقای خ هم گفت: من چون مجردم و آنچنان هم دستی به آشپزی ندارم بیشتر از ماهی ۲۰ وعده غذای فست فود می‌خورم.
جواب‌ها آنقدر دردناک بود که مرا وا داشت تا با متخصصی در این زمینه هم‌کلام شوم، دکتر محمد نیرومند دانش‌آموخته‌ی مطالعات اعتیاد و یکی از معدود پژوهشگران ایرانی‌است که در زمینه‌ی اعتیاد به غذا فعالیت می‌کند وی درباره‌ی اهمیت این مشکل گفت: اعتیاد به غذا تمام نشانه‌های اعتیاد به دیگر مواد را دارد اما متاسفانه به علت نقص در سیستم آگاه سازی عموم مردم مشکلی با این ماجرا ندارند و گاهی حتی فرزندانشان را تشویق را هم می‌کنند غافل از اینکه در واقع صدمه‌ای که به بدن فرد می‌رسدآنچنان تفاوتی با صدمه‌ای که تحت تاثیر اعتیاد به مواد دیگر به بدن می‌رسد نیست.
بگذارید یک مثال بزنم: در آزمایشگاه وقتی که در قفس یک موش یک ظرف محلول گلوکز و یک ظرف محلول کوکایین قرار می‌دهند، موش همیشه محلول گلوکز را انتخاب می‌کند نه به دلیل شیرین بودن آن چرا که حتی وقتی هر دو محلول یک طعم را دارند بازهم میل آزمایش‌شونده به محلول گلوکز است و جالب اینججاست که تمام فرآیندهای اعتیاد مثل تحمل پیدا کردن برای موش پیش می‌آید و اگر امروز ۵ سی‌سی گلوکز بخورد فردا ۸ سی‌سی می‌خورد و آنقدر این روند ادامه پیدا می‌کند تا به علت چاقی و یا دیابت تلف می‌شود.
مکانیزم اعتیاد به غذا چیست؟
ما سیستمی در بدن داریم که به خاطر یک‌سری از فعالیت‌ها، مغز به انسان پاداش می‌دهد( با ترشح هرمون‌های شادی و خوشبختی)این فعالیت‌ها زمینه‌ی تکاملی دارند مثلا غذا خوردن، ارتباطات، کار کردن و تولید مثل و غیره (که در بقای نسل انسان و تکامل ما نقش کلیدی دارند). در حال حاضر بشر راه‌هایی را پیدا کرده که بتواند سیستم پاداش را فریب بدهد، تا جائی که با استفاده از مواد، بیشتر از فعالیت‌های دیگر این سیستم مغز را تحریک می‌کنند و اعتیاد به مواد شکل می‌گیرد.
حالا برای مثال خوردن یک کلم بروکلی تقریبا این مدار را فعال نمی‌کند اما یک شکلاتی به شدت روی کار کرد این سیستم تاثیر می‌گذارد که آن هم به نظر من ریشه‌ی تکاملی دارد چرا که کلم بروکلی نمی‌تواند انسان را از سوهاضمه نجات بدهد و یا در بلند مدت در مقابل سرما و وضعیت سخت زیستی حفظ کند اما خوراکی لبریز از مواد قندی و یا کربوهیدراتی به بدن امکان کار و فعالیت و درکل جان‌بدر بردن بیشتری می‌دهد و در نتیجه مغز پاداش بیشتری به فرد می‌دهد(به نسبت پاداش خوردن کلم).
از جنبه‌ی بیولوژیک اعتیاد به غذا هیچ فرقی با اعتیاد به مواد دیگر ندارد،‌دقیقا همان مدارها فعال می‌شوند و یادگیری اتفاق می‌افتد و همانطور که شخصی در آغاز مصرف مواد از دوز پایینی شروع می‌کند و کم‌کم مصرف وی بیشتر می‌شود در مواد غذایی هم بعد از مدتی همین اتفاق می‌افتد و مثلا یک چیزبرگر دیگر برای فرد کافی نیست و دیگر از خوردن یک ساندویچ آنچنان احساس لذتی نمی‌کند و باید غذای بیشتری را بخورد تا احساس رضایتمندی به او دست بدهد.
از طرفی وقتی که فرد غذا نمی‌خورد دقیقا همان علائم ترک و خماری را نشان می‌دهد، کلافه و عصبی می‌شود، احساس می‌کند نمی‌تواند طبق معمول کارهایش را انجام بدهد دچار اضطراب و بی‌تابی می‌شود و باید خودش را به منبعی از کربوهیدرات برساند تا بتواند این مشکلاتش را حل کند.
این اعتیاد هم مثل اعتیاد به دیگر مواد به زندگی فرد صدمه می‌زند و باید همان هزینه و پشتکاری را که در مبارزه با اعتیاد به دیگر مواد به کار می‌گیریم در مبارزه با اعتیاد به غذا هم بکار بگیریم چرا که مکانیزم‌ها هیچ فرقی ندارند.
در کرمان چرا با این مشکل دست‌و پنجه نرم می‌کنیم؟
بر اساس آخرین تحقیقات ژن‌هایی در بدن مسول این کنش‌ها هستند که تا وقتی که مطالعه‌ی میدانی در کرمان انجام نشده در این زمینه نمی‌توان نظری داد اما به نظر من به عنوان یک کرمانی، این بحث به جامعه شناسی و روانشناسی اعتیاد برمی‌گردد، یکی از چیزهایی که سیستم پاداش مغز را فعال می‌کند این است که فرد بتواند در اجتماع باشد و شادی کند و به کارهای گروهی مشغول بشود و خلاقیت خود را شکوفا کند و با جامعه در ارتباط سالمی باشد که متاسفانه در کرمان حتی بچه‌های طبقه‌ی مرفه تنها تفریح‌شان رانندگی در خیابان یک کیلومتری شفاست و مسلما در محیطی که شادی نیست اعتیاد وارد می‌شود و چه چیزی بهتر از ماده‌ی شادی آوری که منع اخلاقی و اجتماعی هم ندارد و خانواده‌ها هم با کمال میل از این ماجرا استقبال می‌کنند که مثلا: پسرم برو شام با دوستان بیرون. چرا که در واقع با خود می‌گویند خدارا شکرکه کار دیگری نمی‌کند. و تفریح تعداد زیادی از جوانان ما هم همین شده.
بحث بر سر این نیست که چهار جوان بروند و گوشه‌ای با هم صحبت کنند و از مصاحبت هم لذت ببرند مساله اینجاست که آن کربوهیدارت بالا وظیفه‌ی شاد کردن و انتقال حس خوب به ایشان را به گردن گرفته نه حس دور هم بودن و به نظر من چون جای دیگری برای مردم نیست که بتوانند خودشان را خوشحال کنند و تجربه‌ی احساس خوبی را داشته باشند این همه رستوران و فست فود در کرمان مشغول به کارند و متاسفانه کسی حساسیتی روی غذا ندارد و همه‌ی تمرکز روی مواد دیگر است و از این بدتر به نمادی از تجمل هم تبدیل شده و عده‌ای هم به لطف رستوران‌نشینی به خود می‌بالند و فخر می‌فروشند.
این مسائل منجر به بالا رفتن شیوع چاقی در کودکان می‌شود چرا که بچه‌ای که از کودکی با این طعم‌ها آشنا شده،‌کلا سلیقه‌ی وی در این راستا تغییر می‌کند و همین چیزها را خوشمزه می‌داند و مساله‌ی بعدی هم آموزش است چرا که مردم‌ما نسبت به رژیم غذایی مناسب نا آگاه هستند و این وظیفه‌ی علوم‌پزشکی است که با توجه به کشاورزی و امکانات شهر پزشکان تغذیه رژیم عمومی و سالمی را منتشر کنند که مردم واقعا بدانند با توجه به مواد غذایی که در استان تولید می‌شود و فراورده‌های گیاهی و دامی تولید خودمان چطور می‌توانیم غذایی سالم مصرف کنیم که متاسفانه جای این امر در استان به شدت خالی‌است چرا که ما تنوع غذایی داریم ولی پایه‌ی اکثر غذاهای ما یک چیز است، کربوهیدرات بالا.
و دانشگاه باید رژیم بومی شده‌ای را ارائه کند مثل همه‌جای دنیا که بر اساس منطقه‌ی زیستی خود رژیم غذایی درستی را ارائه می‌دهند و با همکاری صدا و سیما و رسانه‌ها در راستای مبارزه با این شکل اعتیاد عملی را انجام بدهند. شوربختانه حتی صدا و سیما در برنامه‌های آشپزی تاکید را بر این می‌گذارند چقدر می‌توان غذایی را خوشمزه و خوش‌طعم پخت و هیچ تاکیدی بر سالم بودن غذا ندارند.
دکتر نیرومند در ادامه افزود: شیوع دیابت در کرمان بیداد می‌کندفقط به دلایلی که گفته شد یکی از مهم‌ترین علائم اعتیاد این است که از فرد می‌پرسند آیا می‌دانی که این مواد برای تو ضرر دارد؟ و او هم می‌گوید بله می‌دانم اما نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم خوب فرد دیابتی هم در جریان هست که قند می‌تواند او را خدای ناکرده کور کند و حتی بکشد اما نمی‌تواند کاری بکند چرا که همان مکانیزم اعتیاد اینجا هم اتفاق می‌افتد و همینطور برای فردی که از چاقی مفرط رنج می‌برد او هم می‌بیند که دچار تنگی نفس شده و در انجام امور روزمره مشکل دارد و حتی زندگی جنسی‌اش تحت تاثیر قرار گرفته اما بازهم خویشتن‌داری برایش سخت‌تر است.
اداره‌ی بهداشت ما فست فود به فست فود و رستوران به رستوران را چک می‌کند و هزینه‌های آنچنانی می‌کنند که مبادا مگسی به آشپزخانه‌ی رستورانی نفوذ کرده باشد اما نیمی از همین سرمایه‌ها در زمینه‌ی پیشگیری هزینه نمی‌شود.

68

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :