تاثیر اشتغال زنان بر زندگی خانوادگی

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 764

تاثیر اشتغال زنان بر زندگی خانوادگی

روابط خانوادگی تحت تاثیر پویایی نهاد‌های اجتماعی با تحول دائم روبه‌رو است. با تحول شرایط زیستی و به تبع آن بروز نیاز‌های جدید پیوسته نقش‌ها در حال تغییرند به طوری که از اعتبار نقش‌های سنتی روز به روز بیشتر کاسته شده و موجبات دگرگونی آن‌ها فراهم می‌شود. همراه با تغییرات ساختاری جامعه و بر اثر تحولات زندگی خانوادگی زن خانه‌دار در عین مسؤلیت‌های متعارف خود بیش ‌از پیش مشغول به کار درخارج از خانه شده است. آثار مثبت مادی و معنوی این اشتغال غالبا علاوه بر وضعیت خود زن که ضمن کسب درآمد به استقلال و اعتبار اجتماعی بیشتری دست می‌یابد متوجه همسر و فرزندان او نیز می‌شود.
تاثیر اجتماعی عمده این تغییر دگرگونی روال سنتی در نقش زنان و تقسیم کار درون خانواده است. به رغم پذیرش وسیع اشتغال زنان از جانب طبقات متفاوت اجتماعی ایران هنوز آن تغییرات فرهنگی که لازمه هماهنگی میان اشتغال زنان و تقسیم وظایف و مسؤلیت‌ها در خانواده است به طور کامل روی نداده است. بررسی روابط و مناسبات درون خانواده چنین نشان می‌دهد که با زیر سؤال رفتن پاره‌ای از ارزش‌ها و هنجار‌های سنتی نقش زنان با تغییر روبه‌رو شده است و حاصل این تغییرات بسط و توسعه زمینه فعالیت‌های اجتماعی است. روی آوردن زنان به اشتغال در خارج از کانون خانواده تاثیری بسزا در ابعاد هویت اجتماعی آنان داشته و این امر به نوبه خود موجب افزایش اعتماد به نفس جامعه‌ی زنان شده است. احراز موقعیت اجتماعی بهتر با تاثیری که از نظر شخصیتی به جای می‌گذارد تا حدودی معضلات ناشی از اشتغال دوگانه را هموار ساخته. وجود فرزند در خانواده یکی از عواملی است که اشتغال زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به بیان دیگر بین میزان اشتغال زنان و شمار فرزندان در خانواده نسبت معکوس وجود دارد؛ یعنی هرچه شمار فرزندان بیشتر باشد میزان مشارکت زنان در بازار کار کمتر است. بدین قرار علاوه بر عوامل مربوط به بازار کار عوامل دیگری مربوط به خود زنان و خانواده‌ی آنان در تصمیم گیری برای اشتغال مؤثر است. از جمله تعداد فرزندان درآمد خانواده میزان مزد و حقوق و همچنین تحصیلات زن در تصمیم گیری برای کار در خارج از خانه نقش مهمی دارند.
در مطالعات جامعه ‌شناختی راجع به « اشتغال زن و خانواده در ایران » اشتغال زنان به طور کلی بیشتر با توجه به نقش‌های سنتی آنان در خانواده در نظر گرفته می‌شود؛ به طوری که با وجود اشتغال زنان خارج از خانه وظایف آنان در داخل خانه نمود بیشتری پیدا می‌کند و فشار مضاعف ناشی از دوگانگی نقش احساس می‌شود. در این تحقیقات مسؤلیت نگهداری و تربیت فرزندان و اداره امور خانه از جمله عواملی شمرده شده که امکان دستیابی زنان به تخصص‌های بالا را محدود می‌سازد و به دلیل ناهماهنگی نقش‌های حرفه‌ای و خانوادگی زنان و خودداری شوهران از همکاری با آنان موجب بروز «تضاد نقش‌ها» می‌گردد.
در مواردی که جمع و تلفیق نقش‌ها میسر باشد کار و خانواده از نظر زنان اهمیت یکسان پیدا می‌کنند و ایفای هر دو نقش با موفقیت همراه و رضایت از شغل و ازدواج و خانواده در بالاترین حد مطلوب است و هیچ تعارضی در نقش‌ها دیده نمی‌شود. تعارض نقش در خانواده از نگرش منفی شوهر به کار همسرش و تلقی سنتی او نسبت به نقش‌های مردانه و زنانه و در نتیجه عدم حمایت دو جانبه و عدم مشارکت افراد خانواده در اجرای وظایف ناشی می‌گردد.

33

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :