رییس اسبق اداره راهنمایی و رانندگی استان کرمان: کاسه داغ‌تر از آش نبودم

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 741

رییس اسبق اداره راهنمایی و رانندگی استان کرمان:
کاسه داغ‌تر از آش نبودم

اگر از کودکی بپرسید که دوست دارد در آینده چه کاره شود، واژه «پلیس» یکی از پربسامدترین واژه ها خواهد بود. بسیاری از پسران، به لباس نظامی علاقه مند هستند. بسیاری از آنان ابزار و آلات امنیتی از جمله تفنگ و کُلت و… را دوست دارند. اما چرخ زمان می گردد و نظرها تغییر می کند و در آخر تنها گروهی کوچک از جامعه لباس پلیس بر تن می کنند و در کار تأمین امنیت جامعه هستند.
بخشی از نیروهای پلیس به کار عبور و مرور اتومبیل ها و کنترل ترافیک شهرها و جاده ها می پردازند. پلیس راهنمایی و رانندگی با فعالیت های شبانه روزی خود تلاش می کند تا با اعمال سیاست های ترافیکی، زمینه رفت و آمدی سالم و آرام را برای شهروندان فراهم کنند.
برای این شماره پای صحبت های یک پلیس باتجربه نشسته ایم. سرهنگ محمدرضا فروزان در سال 1326 در کرمان به دنیا آمده است. وی در دهه 40 وارد دانشگاه پلیس شده و در نخستین سال دهه 50 پس از دانش آموختگی از دانشگاه پلیس در چهار گوشه ایران انجام وظیفه کرده است. وی بیش تر دوران خدمت خود را در زادگاهش کرمان گذرانده است.
فرزوان در خصوص چگونگی ورود خود به اداره راهنمایی و رانندگی می گوید که در سال 1346 در دانشگاه پلیس پذیرفته شدم. آن زمان به صورت گزینشی پرسنل و دانشجویان را انتخاب می کردند. اغلب کسانی که برای تحصیل در دانشگاه پلیس انتخاب می شدند از نظر علمی در رتبه های اول فارغ التحصیلی دبیرستان بودند. در دانشگاه پلیس علاوه بر تحصیلات علمی، شرایط فیزیکی هم مهم بود. دانش جویان در یک دوره 4 ساله، واحدهای نظامی و حقوقی را می گذراندند و با درجه لیسانس علوم از دانشگاه فارغ التحصیل می شدند. در سال 1350 از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و با درجه ستوان دومی در اهواز خدمت خود را شروع کردم. تا سال 1357 در اهواز به انجام وظیفه مشغول بودم و سال 1357 به زادگاهم کرمان بازگشتم و تا سال 1364 در کرمان کار کردم. سپس به خوزستان و لرستان رفتم. بعد از آن هم مسوولیت راهنمایی و رانندگی منطقه 3 تهران را برعهده گرفتم. ریاست راهنمایی و رانندگی شهرستان بروجرد نیز از دیگر فعالیت های من بود. سرانجام در سال 1385 با درجه سرهنگی و در سمت ریاست راهنمایی و رانندگی استان کرمان بازنشسته شدم. پس از بازنشستگی در بنیاد تعاون نیروی انتظامی به فعالیت مشغول شدم که مجموع خدمتم به 40 سال می رسد.
اولین باری که راهنمایی و رانندگی منطقه 15 در محدوده بارگاه امام(ره) برقرار شد، من مسوولیت آن منطقه را عهده دار شدم و ترافیک مراسم چهلم امام در سال 1368 بر عهده بنده بود.
ساختمان پلیس را
با 2 میلیون تومان ساختیم
وی در ادامه می گوید که در سال 58 کارم در کرمان را شروع کردم. جمعا 3 یا 4 نفر در راهنمایی و رانندگی بودیم. جمع پرسنل 20 نفر هم نبود. 3 دستگاه ماشین داشتیم. اداره راهنمایی و رانندگی چهارراه کاظمی مقابل دادگستری بود. محل فعلی راهنمایی و رانندگی را نیز (بلوار جمهوری اسلامی) بعداً من با همکاری تیمسار هاشمیان رییس شهربانی آن زمان و با لطف مهندس ساوه (استاندار) زمینی را برای احداث ساختمان جدید اداره راهنمایی و رانندگی در نظر گرفتیم و شروع به ساختن آن کردیم. این ساختمان با الگوگیری از ساختمان راهنمایی و رانندگی اهواز ساخته شد. مهندس صاحب قلم نیز در آن زمان مدیر کل مسکن کرمان بود که در این زمینه با ما همکاری کرد. هزینه ساخت این ساختمان 2 میلیون تومان شد.
خیابان شریعتی
را یک طرفه کردم
فروزان در مقایسه وضعیت ترافیک کرمان در سال های اولیه انقلاب با ترافیک امروز ابراز می دارد که ترافیک کرمان قدیم با امروز بسیار متفاوت بود. سال 1358 که من به کرمان آمدم، افسر بودم و همه کارها را خودم انجام می دادم. از صدور کارت گواهی نامه رانندگی گرفته تا کنترل ترافیک، آزمون آیین نامه، امتحان شهر، اجراییات و…
کلاً دو، سه نفر پرسنل افسری بودیم که ترافیک کرمان را اداره می کردیم. کرمان به بزرگی اکنون نبود و به میدان آزادی محدود می شد. عبور و مرور در میدان آزادی بسیار کم بود. سال 64 که به تهران رفتم، کرمان 3 تقاطع های چراغ دار داشت. سال 63 برای اولین بار با هماهنگی فرماندار وقت، خیابان شریعتی(از میدان باغ ملی تا میدان مشتاق) را یک طرفه کردم. بعد از آن به تهران رفتم. سال 70 که برگشتم طرح یک طرفه کردن خیابان شریعتی را ادامه دادم و تا میدان آزادی ادامه یافت.
باید مسأله پارکینگ
را حل کرد
این پلیس بازنشسته در توصیف ترافیک خیابان های اصلی کرمان می گوید که ظرفیت بالایی از خیابان های کرمان توسط کسبه پر می شود. کسبه صبح زود که به مغازه می آیند، بهترین و مناسب ترین مکان ها را برای پارک اتومبیل خود در نظر می گیرند و از همان ساعات ابتدایی روز، حاشیه خیابان ها مملو از ماشین می شود. بنابراین اگر یک شهروند که در مناطق مختلف کار مهمی داشته باشد، نه تنها مکانی برای پارک پیدا نمی کند، بلکه برای تردد در خیابان هم مشکل خواهد داشت. با این حساب، برای حل مشکل ترافیک، ابتدا باید مسأله پارکینگ را حل و فصل کرد. در نیویورک-منطقه منهتن- که تراکم جمعیت زیاد است، برای روانی ترافیک پارکومتر نصب کرده اند و هزینه توقف در آن بسیار گران است و مقرون به صرفه نیست. در این صورت تنها کسانی در آن جا توقف می کنند که کار مهمی داشته باشند. حال یکی از معضلات ترافیک کرمان، قضیه پارکینگ است و تا این مسأله حل نشود نمی توان توقع روانی ترافیک در خیابان های پرتردد را داشت.
پل باید دوربرگردان
داشته باشد
وی ایجاد تقاطع های غیر هم سطح را لازمه کنترل ترافیک می داند و در خصوص نحوه ساخت صحیح این تقاطع ها می گوید که باید تلاش کرد تا چراغ قرمزها از کمربندی ها حذف شوند. این کار در سالیان اخیر با احداث تقاطع های غیرهم سطح پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است. اما هنوز هم در برخی نقاط مانند تقاطع شرف آباد، نیکزاد و الله آباد چراغ قرمزهایی است که با حذف آن ها و سهولت تردد در حاشیه شهر، مشکل گردش اتومبیل ها از شمال به جنوب حل خواهد شد.
تقاطع غیر هم سطح چهارراه احمدی یکی از تقاطع های واجب و لازم شهر بود. منتها نه به این صورتی که اجرا شده است. شهرداری باید اول املاک اطراف را تملک می کرد و یک پل شبدری می ساخت. پلی که دوربرگردان داشته باشد و اتومبیل ها از چهار ظرف امکان گردش داشته باشند. در این حالت چراغ قرمزها حذف می شوند. تقاطع غیر هم سطح چهارراه فرهنگیان نیز همین مشکل را دارد و گردش به چپ آن چراغ قرمز دارد. در مورد چهارراه احمدی و طرح های دیگر شهرداری مشکل تملک دارد. دلیلش هم این است که برخی از همشهریان با شهرداری همکاری نمی کنند. محاسبات مالی مانع از همکاری آن ها می شود. همه چیز که پول نیست. کسانی که می توانند باید به کمک شهرداری بیایند تا شهر هر چه بهتر و زیباتر ساخته شود. نباید منتظر بود که همه کارها را دولت انجام دهد.
رفتار پلیس تأثیرگذار است
سرهنگ فروزان صحبت های خود را با ذکر خاطره ای از دوران خدمت به پایان می برد و می گوید که در سال 1355 اوایل خدمتم در خوزستان افسر موتورسوار بودم. وقتی که مدارس تعطیل می شدند، در خیابان 30متری اهواز با موتور 1200 سی سی می ایستادم و از دور زدن ماشین ها روی خط سفید جلوگیری می کردم. یک روز اتومبیلی روی خط سفید دور زد. آن اتومبیل را متوقف کردم و گواهی نامه و… از او خواستم. گفتم:«شما دور ممنوع زدید و جریمه تان 20 تومان است.» جریمه ها نقدی بود. به این صورت که یک قبض باطل می کردیم و به متخلف می دادیم و جریمه را به صورت نقدی دریافت می کردیم.
راننده اتومبیل به طرف ماشین خود رفت تا مدارک و مبلغ جریمه اش را بیاورد. اما دیدم که پشت فرمان ماشین نشست و شروع به دور زدن کرد. چهار بار روی خط سفید، دور زد. آن گاه اسکناسی صد تومانی را از جیبش بیرون آورد و گفت:«ببخشید من پول خرد نداشتم برای همین چهار دور زدم که جریمه کامل بگیرید.»
من ناراحت شدم. چون می دیدم مقابل چشم پلیس کار خلاف قانون انجام داده است. گفتم:«من شما را جریمه نمی کنم. شما پول دارید نیازی به جریمه ندارید. شما فرهنگتان باید بالاتر برود. من از شما معذرت می خواهم.»
گفت:« من خلاف کرده ام و باید جریمه شوم.» گفتم:«عزیز دلم من شمار را جریمه نمی کنم. شما نیاز به آموزش و فرهنگ دارید.»
گفت:«تا من را جریمه نکنید، از این جا نمی روم.» گفتم:«شما تا صبح این جا بایست. من شما را جریمه نمی کنم.»
کارم تمام شد و محل مأموریتم را ترک کردم. آن راننده پیش تیمسار فتح اللهی رییس شهربانی رفته و گفته بود:«این افسر روی من را کم کرده است.»
تیمسار می گفت:«این رفتار تو آن قدر روی این راننده تأثیر گذاشته که این جا آمده و گله کرده است.»
راننده مذکور هم در خیابان سی متری کاسب سرشناسی بود و در واقع قصد داشت در برابر سکنه و کسبه خیابان ژست بگیرد که ببینید من خلاف کردم و پول دادم و تمام.»
رفتار خوب پلیس تاثیرگزار است. جریمه یکی از ابزارهای پلیس است. اگر بخواهم چهل سال کار خودم را برای پلیس های جوان تشریح کنم، می گویم که چهل سال خدمت و مردم داری کردم. لطف مردم به من نشان دهنده همین است. هرگز با تندی با مردم برخورد نکردم. مأموران نباید کاسه داغ تر از آش نباشند. در برابر تخلف اگر موظف به جریمه هستند، جریمه را با روی خوش و آرامی انجام دهند. هرگز دنبال حاشیه نباشند.

48

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 177
  • دیروز: 233
  • هفته: 1,389
  • ماه: 7,318
  • سال: 380,937