گفت و گوی «پیام ما» با دکتر پورامیری متخصص ارتوپدی: پزشکان باید مورد اعتماد مردم باشند

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 703

گفت و گوی «پیام ما» با دکتر پورامیری متخصص ارتوپدی:
پزشکان باید مورد اعتماد مردم باشند

زهرا پهلوانی

دکتر علی پورامیری متخصص ارتوپدی است. وی در کلینیک نیمه شعبان کرمان به طبابت مشغول است. پورامیری چهار سال ریاست نظام پزشکی را بر عهده داشته و در دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز کرسی تدریس دارد.
وی معتقد است که پزشکان باید مانند حکیم باشی های قدیم، مورد اعتماد مردم و جامعه باشند تا مردم بتوانند با خیال آسوده با آنان مشورت کنند. توصیه او به دانشجویانش این است که با رفتار خود دیدگاه مردم را همواره نسبت به حرفه پزشکی مثبت نگه دارند.
به مناسبت اول شهریورماه که به نام پزشک مزین شده، گفت و گویی با وی انجام داده ایم که در ادامه می آید؛

ما خانواده مرفهی نبودیم
در سن ۹ سالگی پدر خود را از دست دادم و مادرم با چهار فرزند قد و نیم قد بار زندگی را به دوش کشید. پدرم کشاورز بود. پس از فوت او، مادرم مثل یک مرد کار و تلاش کرد تا بتواند فرزندان خود را بزرگ کند. یکی از برادرانم مهندس کشاورزی است و دیگری دکترای اقتصاد دارد. تنها خواهرم نیز خانه دار است.
ما خانواده مرفهی نبودیم. ولی با تلاش و کوشش توانستم به هدف خود برسم.
در سال ۱۳۲۸ در شهرستان رفسنجان به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی و سیکل اول را در شهرستان رفسنجان گذراندم. تا کلاس دهم در مدرسه سعادت کرمان درس خواندم و تحصیلاتم را تا دیپلم در دبیرستان هدف تهران ادامه دادم.
طبابت در پادگان
در سال ۱۳۴۷ وارد دانشکده شدم و در سال ۱۳۵۴ پزشک عمومی شدم. در همان سال۵۴ به خدمت سربازی رفتم. ۲ ماه آموزش دیدم و مابقی خدمتم را در نیروی هوایی پایگاه یکم شکاری به طبابت پرداختم. پس از سربازی در رشته تخصصی ارتوپدی در«شفای یحیائیان تهران» بزرگترین مرکز ارتوپدی ایران در خیابان ژاله پذیرفته شدم.
نوروز ۱۳۵۸ ازدواج کردم. سه فرزند دارم. ۲ دختر که هر دو خانه دار هستند. پسرم نیز پزشک عمومی است. از سال ۶۰ در بیمارستان راضیه فیروز کرمان که موقوفه «سرلشکر فیروز» مشغول به کار شدم.
چهار دوره رییس نظام پزشکی کرمان بودم. قریب ۲۰ سال مدیریت گروه ارتوپدی کرمان را بر عهده داشتم. در طول دوران مدیریتم توانستم تعدادی پزشک فوق تخصص را در بیمارستان جمع کنم و یک بخش فوق تخصص در بیمارستان شفا راه اندازی نمایم.
در زمانی که رییس نظام پزشکی بودم یک پروژه ۲۴۰ واحدی در بلوار پزشک برای پزشکان ساخته شد و در اختیار آنان قرار گرفت. همچنین یک دهکده پزشکی در میدان آخر هفت باغ برای تفریح پزشکان ساخته شده است. یکی دیگر از کارهای سازنده ای که توانستم انجام دهم، خریداری ساختمان نظام پزشکی در خیابان شفا کوچه شماره ۱۹ می باشد.
هر روز صبح برای تدریس به دانشگاه علوم پزشکی می روم و روزهای پنجشنبه به اتفاق برخی از همکاران، کنفرانس هفتگی برگزار می کنیم.
دختران؛ به پزشکی بیش تر علاقه دارند
انگیزه دختران برای تحصیل در رشته پزشکی مثل همیشه بالاست. ولی پسرها انگیزه کم تری دارند. پسران دغدغه شغل پس از فارغ التحصیلی دارند. وقتی که می بینند، جامعه از نظر پزشکی تقریبا اشباع شده، این سوال برای شان پیش می آید که آیا پس از فارغ التحصیلی می توانند برای خود کار پیدا کرده و مخارج ازدواج و همسر و فرزند را تأمین کنند.
چند سال پیش پسر بچه بیماری از اطراف کهنوج نزد من آوردند. صدمه خیلی زیادی دیده بود. وضع مالی خوبی نداشتند. پایش از لگن تا نوک انگشت له بود. پوست پایش تمام تکه تکه شده بود. من خودم شخصاً به تهران رفتم و از بیمارستان تهران وسیله ای به نام «مش گراف» را قرض گرفتم و به کرمان آوردم.
عمل های جراحی زیادی روی پای این بچه انجام شد. از طریق پیوند پوست بدن مادر به کودک توانستم پای کودک را درمان کنم. چندین سال از این عمل می گذرد. آن پسر، مَرد شده، ازدواج کرده و فرزند هم دارد. با این حال هر سال با فرزند خود برای قدردانی به مطب من می آید و تشکر می کند.
بیماران؛ قدردان تخصص من هستند
همچنین در درمان در رفتگی لگن زنان تجربه خاصی دارم. به طوری که در منطقه جنوب شرق ایران کسی نمی تواند این عمل را انجام دهد. پای بسیاری از زنان را درمان کردم.
همه این بیماران قدردان تخصص من هستند و به مناسبت های مختلف به دیدنم می آیند.
نصحیت من به عنوان پزشکی که سال ها در نظام پزشکی خدمت می کنم، این است که پزشکان باید در ارتباط با بیمار مثل حکیم باشی های قدیم باشند. یعنی این که پزشکان، علاوه بر طبابت مورد مشورت مردم قرار گیرند. نباید کاری کنیم که نگاه جامعه به پزشکان تغییر کند و ما پزشکان رفتاری را انجام ندهیم که دید جامعه نسبت به ما عوض شود.

35

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :