روایتی تاریخی از خانه ای که دیگر نیست درخت انار پیر شاهد سوگواره‌های کهن

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 675

روایتی تاریخی از خانه ای که دیگر نیست
درخت انار پیر
شاهد سوگواره‌های کهن

شاید کمتر کرمانی نام کوچه «سنگاب چوبی» را شنیده باشد. اگر هم سن و سال های من چنین نام هایی را نشنیده اند بر آنان حرجی نیست. نسلی که با خیابان فلان کوچه شماره 1 تا بی نهایت بزرگ شده است نباید هم این اسم ها را شنیده باشد. این نام ها مال نسلی است که شاعرانگی در زندگی های ساده و بی پیرایه شان جاری و ساری بوده است. نسلی که اعداد و ارقام در زندگی شان نقش چندانی نداشته است و از کوچه شماره فلان و بهمان مبرّا بوده اند.
در کوچه سنگاب چوبی، خانه ای بوده که اکنون از پس دهه ها تنها یک زمین خالی از آن باقی مانده است و یک درخت انار پیر که حکایت گر آدم هایی است که سال ها در این خانه آمده اند و رفته اند و یک بار هم رفتند برای همیشه …
خانه عرب زاده کرمان متعلق به«سید کاظم عرب زاده» یکی از روحانیون کرمانی است. روضه خوانی هایی به سبک قدیم در همین خانه برگزار می شده و کرمانی های علاقه مند را به خود جذب می کرده است.
نوه این روحانی که اتفاقاً همنام پدر بزرگش است از وجود چنین خانه ای باخبرم کرد. گرچه خانه در گذر زمان و در دست ورثه رو به خرابی رفته و نابود شده است. اما همین قطعه زمین روزگاری محل آیند و روند روحانیون کرمان و دیگر نقاط ایران بوده و هنوز هم در کنج خاطرات پیران کوچه سنگاب چوبی جایگاه خود را حفظ کرده است.
علی نور الهی از کاسبان بازار سرپوشیده کرمان که آن سال ها را به یاد دارد، می گوید:«بسیاری از منبری های معروف کرمان از جمله آقایان نیشابوری، موحدی، کافی(حوزه علمیه کرمان)، سید یوسف موسوی، سید حسن تاج آبادی معروف از جمله کسانی بودند که برای وعظ و منبر به این خانه می آمدند. این را هم بگویم که خانه عرب زاده به «خانه سیدها» معروف بود.»
وی ادامه می دهد:«جمعیت زیادی به عزاداری می آمدند. هیات ها نیز از تکایای خود راه می افتادند و به روضه خوانی می آمدند. ماشاالله لطفی هم از جمله همین مداحان بود.»
نورالهی می گوید:«پذیرایی مجالس عزاداری که در صبح ها برگزار می شد با پذیرایی در مجالس عصر تفاوت داشت. صبح ها نان پنیر و صبحانه بین عزاداران توزیع می شد و عصرها هم با چای پذیرایی صورت می گرفت. جمعیت هم در مجالس عزاداری قدیم در حیاط و داخل اتاق ها می نشستند و همسایگانی هم که بام های خانه شان به بام خانه روضه خوانی راه داشت، روی پشت بام ها می نشستند و از بالا سینه زنی دسته های عزاداری را تماشا می کردند.»
بانو عصمت صمدانی از دیگر ساکنان کوچه سنگاب چوبی است که روضه خوانی های قدیم را این گونه روایت می کند:«در آن زمان روضه خوانی منزل« آقا سید احمد علاقه بند» و«آقا سید کاظم عرب زاده» برگزار می شد که من در هر دو مجلس شرکت می کردم.» بانو صمدانی علاوه بر واعظانی که نورالهی یاد کرد از واعظان و منبری های دیگری هم نام می برد. وی می گوید:«سید جعفر مهدوی، آقای فقیه واعظان خانه عرب زاده بودند. علاوه بر این ها آقای فلسفی و آقای مکارم شیرازی هم که در سنین جوانی بودند و هنوز معروف نشده بودند به وعظ و سخنرانی می پرداختند. در منزل عرب زاده یک منبر چوبی سه پله کوچک بود که واعظان برای سخنرانی روی آن قرار می گرفتند.» وی در خصوص آداب و رسوم پذیرایی در مراسم های روضه خوانی اظهار می کند:«در جلسات روضه خوانی قلیان هم به کسانی که اهل آن بودند تعارف می کردند. مجالس، قلیان چی داشتند و یک نفر مأمور آماده کردن و چاق کردن قلیان بود. معمولاً ده، پانزده عدد قلیان در آبدار خانه بود که برای میهمانان تدارک دیده می شد. به مردان علناً قلیان می دادند؛ اما زنان، اگر می خواستند قلیان بکشند باید به اندرونی می رفتند و در آن جا پذیرایی قلیان می شدند.»
صمدانی در توصیف خانواده عرب زاده می گوید:«این ها خانواده مؤمن و معتقدی بودند. همه اعضای خانواده هر سه نوبت(صبح و ظهر و شب) برای نماز جماعت به مسجد می رفتند و از خانواده های خوب محل به حساب می آمدند.»
به هر حال در کرمان، کم نیستند خانه هایی که بخشی از تاریخ معاصر را در گنجه خود پنهان دارند و افراد گمنامی که وقتی لب به سخن می گشایند تازه می فهمی که سینه هایشان«مخزن الاسرار» ناگفته های این شهر زیبا و پر از شگفتی است.

78

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :