امروز در تاریخ

منتشر شده در صفحه تاریخ | شماره 393

نوشیروان کیهانی زاده

سالروز درگذشت اسکندر مقدونی
مورخان معاصر بر پایه محاسبات تقویمی و نصف النهار بابل (جنوب غربی بغداد) سه روز را در ماه ژوئن (خرداد) به عنوان سالروز درگذشت اسکندر مقدونی معروف به اسکندر بزرگ به دست داده اند: یک دسته از آنان دهم ژوئن، دسته دیگر (اکثریت) غروب یازدهم ژوئن و دسته سوم (شماری کم) 13 ژوئن (23 خرداد). بنا به نوشته اکثریت، اسکندر 11 ژوئن در سال 323 پیش از میلاد در 32 سالگی (یک ماه مانده به 33 ساله شدن) در بابل درگذشت. وی که از همدان و از طریق شوش به بابل رفته بود در این شهر دچارعارضه تب شده بود که دیگر وی را رها نساخت. مورخان برای مرگ زودرس اسکندر (در حقیقت اسکندر سوم) نیز سه «علت» ذکر کرده اند. گروهی از آنان مرگ اورا نتیجه بیماری مالاریا که در سفر هند به آن دچار شده بود قلمداد کرده، دسته ای دیگر نوشته اند که کاساندر قائمقام او در مقدونیه نوعی زهر (که باعث مرگ تدریجی می شود) فرستاده بود تا آشپز اسکندر که از دوستانش بود در غذای او بریزد و اسکندر با خوردن این غذا ظرف چند روز درگذشت و گروه دیگر مرگ اورا نتیجه تب روده نوشته اند که از همدان به آن مبتلا شده بود و پرهیز نمی کرد. در آخرین روز حیات، هنگامی که به زنده ماندن اسکندر امیدی نبود، ژنرالهایش از او پرسیدند که چه کسی را به جانشینی معرفی می کند و انتظار داشتند که بگوید برادرش، و یا فرزندی را که رکسانا ـ همسر ایرانی اش ـ در شکم داشت، ولی اسکندر گفت که «شایسته ترین فرد» را برگزینید. اسکندر برای جلب دوستی ایرانیان و این که اورا بیگانه ندانند و از بستگان خود بدانند و از پشت خنجر نزنند با سه دختر از بزرگان ایران ازدواج کرده بود ولی تنها از رُکسانا (روشنک = رُخسانه) دارای فرزند شده بود و این فرزند که پسر بود و نامش را اسکندر چهارم گذارده بودند پس از مرگ پدر به دنیا آمد.

سیبویه ایرانی برای زبان عربی
صرف و نحو نوشت
دائره المعارف ادبیات و زبانها، ماه ژوئن سال 840 میلادی (و دو قرن پس از شکست امپراتوری ایران باستان از عرب) را پایان تلاش سیبویه ایرانی برای تنظیم صرف و نحو و دستور زبان عربی ذکر کرده است که وی این قواعد را در تالیف خود «الکتاب» به دست داده است. تا آن زمان، زبان عربی صرف و نحو مدون (گرامر =دستور زبان) نداشت و کار سیبویه ایرانی خدمت بزرگی به همه اعراب بشمار می آید. سیبویه که با این اقدام، از تاریخ لقب «نحوی» گرفته است در ایالت فارس به دنیا آمده بود. وی که از فارس به شهر ساوه رفته بود در 40 سالگی در این شهر وفات یافت. طبق برخی نوشته ها 38 ساله بود که فوت شد.

زادروز دو بانوی انگلیسی
داستان نگار
امروز زادروز دو بانوی داستان نگار است.
– بانو فرانسیس برنی فانی داستان نگار انگلیسی در سال 1752 به دنیا آمد و معروفترین داستانهای او «اولینا« سسیلیا و «آواره» هستند. او که 88 سال عمر کرد، داستانهایش را به صورت خاطرات افراد (خیالی) می نوشت.
– بانو دورتی سایرز داستان نگار دیگر که او هم انگلیسی بود در 1893 به دنیا آمد و 64 سال عمر کرد. وی که روزنامه نگاری هم می کرد در کتاب خاطراتش نوشته است: به زبان داستان هرچه آن چه را که نمی شود به زبان خبر نوشت می توان بیان کرد. هدف یکی است؛ آگاهی دادن و تاثیر مثبت گذاشتند.

جرّاح بی سواد در قرن 21!
نیکلاس کریستف روزنامه نگار آمریکایی که برای یافتن مطلب به کشورهای دیگر سفر می کند در مقاله ای که در شماره 12 ژوئن 2005 نیویورک تایمز انتشار یافته نوشته بود: در شهر آدیس آبابا با زنی 55 ساله به نام «مامیتا گاشه» آشنا شدم و با او مصاحبه کردم که سواد خواندن و نوشتن نداشت ولی ماهر ترین جرّاح بیمارستان شهر بشمار می رفت و تخصص او عمدتا در عمل فیستولا بوده است. کریستف نوشته بود: شهرت جهانی «گاشه» در عمل جراحی به قدری زیاد است که از سراسر جهان جرّاحان مربوط برای ملاقات با او و اطلاع از طرز کارش به آدیس آبابا می شتابند. بانو «گاشه» به کریستف گفته بود که در یک روستای دور افتاده کشور اتیوپی به دنیا آمده، رنگ مدرسه را ندیده، در 16 سالگی حامله شده، هنگام زاییمان به فیستولا مبتلا شده، بعدا برای درمان به آدیس آبابا آمده و پس از درمان در همان بیمارستان استخدام شده ، در اطاق عمل کار کرده و جراح شده است!

22

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :