عزراییل و صندلی مسوولیت

عزراییل و صندلی مسوولیت

یاسر سیستانی نژاد

طنزیماتچی

محمدرضا باهنر گفت:«فقط عزراییل باید برخی را از صندلی مسوولیت جدا کند.»

طنزیماتچی نوک قلم را محکم روی کاغذ گذاشت و نوشت:«جناب آقای شاهد عینکی! به موجب این حکم از سمت خود بازنشسته می شوید. پیش از آمدن عزراییل هر چه سریع تر از صندلی مسؤولیت خود جدا شوید.» نامه را داخل پاکت گذاشت و روی آن نوشت:«نشانی: افق، برسد به دست شاهد عینکی» شاهد عینکی به تخته سنگی در انتهای افق تکیه کرده بود و سرخی خورشید را نگاه می کرد. نامه را از دست باد گرفت و خواند. وحشت سراپایش را فراگرفت. نامه را در مشت فشرد و پابرهنه به طرف تغارنیوز دوید. طنزیماتچی از چارچوب به افق خیره شده بود. سایه دراز و لاغری را دید که به تغارنیوز نزدیک می شود. فهمید شاهد عینکی است. دست هایش را در جیب فرو کرد و بی خیال به درخت گلابی تکیه زد. شاهد عینکی نامه را به سمت طنزیماتچی دراز کرد. نفس نفس زنان گفت:«سلام قربان. مرقومه شما به دستم رسید. نوشتین از صندلی مسوولیت جدا بشم. اما تنها کسی که در تغارنیوز صندلی مسوولیت نداره، بنده هستم. شما خودتون شاهدین که بنده دائماً یا از پشت دیوار انجام وظیفه کردم و یا چارچوب تغارنیوز. احتمالاً این نامه مربوط به تغار تحلیلگره که باد با خود به افق آورده!» طنزیماتچی همان طور که پوست تنه درخت گلابی را لمس می کرد، گفت:«درست اومده!» و رویش را برگرداند و گفت:«قانون منع استخدام بازنشستگان شامل من و تغار نمیشه. اما درباره تو لازم الاجراست. یک کلمه زیر نامه بنویس، چشم و قال قضیه را بکن!» شاهد عینکی پشت کله اش را خاراند و گفت:«خُب! اگر بنویسم چشم، دیگه عزراییل کاری بهم نداره؟» طنزیماتچی خاک پاچه شلوارش را تکاند و گفت:«نه!» شاهد عینکی خودکار سر جیب طنزیماتچی را برداشت و پایین نامه نوشت:«چشم!» و امضا کرد.

طنزیماتچی؛ نامه را گرفت. شاهد عینکی به سرعت به طرف افق دوید. طنزیماتچی نامه به دست وارد تغارنیوز شد. تغار تحلیلگر زد زیر خنده! دو نفری خندیدند. قانون در مورد شاهد عینکی با دقت اجرا شده بود.     

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

برخی از مقالات

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 172
  • دیروز: 189
  • هفته: 2,746
  • ماه: 21,636
  • سال: 517,822