فناوری در کدام سوی زندگی ایستاده است؟
بدنهای خستــــــه در عصر نوآوری
۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۹
در یکی از مشهورترین صحنههای سینمای قرن بیستم، «چارلیچاپلین» در فیلم «عصر جدید» کنار خط تولید ایستاده است. کار او در ظاهر ساده است، باید پیچها را روی تسمهای متحرک سفت کند. اما تسمه تندتر و تندتر میشود، بدن او از ریتم انسانی خود جدا میافتد، دستهایش حتی پس از توقف کار همچنان در هوا دنبال پیچ میگردند، و سرانجام خودِ آدم در دل ماشین فرومیرود. این صحنه فقط شوخی با کارخانه نیست، تصویری است از لحظهای که گرماگرم سرعت و تولید، بدن انسان فراموش میشود. روایت رسمی بنیاد چاپلین نیز شخصیت او را کارگری در عصر پرشتاب کارخانه معرفی میکند که کارش سفت کردن مکانیکی پیچها روی تسمه متحرک است و یکنواختی کار او را از پا میاندازد.
اما امروز، ماشینهای ما فقط آن چرخدندهها و خطوط کنترل نیستند. «ماشین» میتواند در شکل الگوریتم باشد، در شکل سامانههای هوش مصنوعی، پلتفرمهای سلامت، تجهیزات پزشکی، شبکههای اطلاعرسانی، ابزار جنگی، سامانههای نظارتی یا هر محصول دانشبنیان جدیدی. به تصور من شکل ماشین دیگر عوض شده است. به همین خاطر پرسشی در ذهنم شکل میگیرد که وقتی فناوری وارد زندگی میشود، با بدن ما انسانها چه میکند؟ آیا بدنهایمان را آزادتر میکند یا بیشتر در مدار فشار، اضطراب و مصرف و کنترل قرار میگیریم؟
به نظرم جامعه ایران این پرسش را با پوست و گوشت و استخوان تجربه کرده و زیسته. سالهای سال بحران و فشار اقتصادی، تهدید، جنگ، مهاجرت و سوگ جمعی و آینده نامطمئن و مبهم با بدن مردم کاری کردهاند که در آمارهای رسمی بهسادگی دیده نمیشود. از این رهگذر باید گفت جامعه فقط با تورم، عدم توسعه، بیکاری یا تولیدات سرسامآور صنعتی آسیب نمیبیند، بلکه با تنهایی آسیب میبیند که مدام در حالت انتظار، اضطراب، بیخوابی، خستگی، خشم فروخورده و بیحسی زندگی میکنند. بخشی از ویرانی اجتماعی همینجاست، جایی که بدنها آنقدر مشت خورده و در معرض فشار قرار میگیرند که کمکم یاد میگیرند کمتر حس کنند.
در چنین وضعی، سخنگفتن با ادبیات و زبان قدیمی در حوزه نوآوری که فقط متمرکز بر محصول، بازار و شرکت باشد کافی نیست. در ادبیات تخصصی، نوآوری، ایدهای خام یا تنها اختراعی جدید نیست. راهنمای اسلو که یکی از منابع اصلی سنجش نوآوری است، نوآوری را محصول یا فرایندی تازه یا بهبودیافته در نظر میگیرد که تفاوت معناداری با گذشته داشته باشد و در اختیار کاربران بالقوه قرار گیرد یا در عمل به کار گرفته شده باشد.
از این منظر، «بازار» مهم است. چراکه بازار یکی از راههایی است که محصول یا خدمت تازه را به مردم میرساند. میتواند نیازها را آشکار کند، موجب رقابت شود، کیفیت را بالا ببرد، هزینهها را کاهش دهد و مسیر گسترش و توسعه فناوری را باز کند و این حرف غلط نیست که بیتوجهی به بازار، در بسیاری از موارد، یعنی تولید ایدههایی که تنها در گزارشها، نمایشگاهها و جلسات باقی میمانند و هرگز به زندگی واقعی مردم نمیرسند.
اما بازار همیشه واسطهای بیطرف نیست. مسئله این است که بازار معمولاً نیازی را زودتر میبیند که قدرت خرید دارد. مسئلهای را جدیتر میگیرد که بتواند به تقاضای سودآور تبدیل شود. در نتیجه ممکن است از دیدن حاشیهها، بدنهای خسته، کمتوانان، انسانهای دور از مرکز، آسیبدیده یا بیصدا غافل شود. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم، آیا هر محصولی که فروش دارد، واقعاً زندگی را بهتر میکند؟ آیا هر فناوریای که به بازار رسیده، لزوماً به معنای عمیق کلمه فراگیر است؟
این پرسشها نه بر نفی نهاد بازار که بیشتر بر مخالفت با سادهسازی مقوله تجاریسازی استوار است. دغدغههای سیاستگذار علموفناوری معمولاً این است که چند شرکت دانشبنیان ایجاد شده؟ یا کدام برنامه و سیاست چند محصول را بیشتر تجاریسازی کرده و به بازار رسانده؟ میزان سرمایه جذب شده و بازگشت آن چقدر بوده؟ چند اختراع ثبت شده؟ یا فلان مشوق چه حجمی از صادرات را ارتقا داده است؟ این البته که پرسشهایی مهم و لازماند، اما کنار آنها باید پرسشهای دیگری هم بنشیند. اینکه این نوآوری با تجربه زیسته مردم چه میکند؟ با بدن بیمار، کودک، سالمند، کارگر، خانواده کمبرخوردار، شهروند بیخواب و جامعه فرسوده چه نسبتی برقرار میکند؟
برای طرح چنین پرسشهایی، شاید اندیشه «دانا هاراوی» بتواند تا حدودی راهگشا باشد. اهمیت هاراوی برای این بحث در افزودن اصطلاحات دشوار نیست. نکته اصلی او این است که هیچ دانشی، هیچ فناوریای و هیچ تصمیمی از جایی کاملاً خنثی و بیطرف صادر نمیشود. هر فناوری، از دل یک نوع نگاه، یک موقعیت منحصربهفرد، یک نهاد ویژه و یک زبان و پیشفرض خاص از آفرینندگان آن بیرون میآید. هاراوی در بحث دانش موقعیتمند (situated knowledge) از دانشی سخن میگوید که جایمند و محدود است، نه دانشی که وانمود میکند از هیچ جا به همه چیز نگاه میکند و رویکرد و نگاهی خالی از ایدئولوژی یا خنثی دارد.
حالا اگر این نگاه را وارد سیاست نوآوری کنیم، پرسشها دقیقتر هم میشوند. مثلاً وقتی میگوییم یک فناوری «نیاز جامعه» را پاسخ میدهد، باید بپرسیم کدام جامعه؟ وقتی میگوییم بازار به محصولی پاسخ مثبت داده، باید بپرسیم کدام بازار؟ وقتی میگوییم مردم از یک خدمت نوآورانه استقبال کردهاند، باید بپرسیم کدام مردم دیده شدهاند و کدام مردم بیرون ماندهاند؟
بگذارید برایتان مثالی بزنم، بیایید یک دستگاه جدید در حوزه تجهیزات پزشکی را در نظر بگیریم. مثلاً دستگاه لیزر موهای زائد بدن، ممکن است آن دستگاه از نظر دقت طولموجهای ارسالی، خنککنندگی و… از نمونههای قبلی پیشرفتهتر، کاراتر و کممصرفتر باشد و فروش خوبی هم داشته باشد و در کل نمونه موفقی از یک تولید دانشبنیان هم بهحساب بیاید. اما هنوز چند پرسش باقی است، اینکه این دستگاه برای چه بدنی طراحی شده است؟ آیا فقط بیمارِ شهریِ برخوردار را پیشفرض گرفته، یا بیمار مناطق محروم را هم میبیند؟ آیا هزینه استفاده از آن خانوادهها را زیر فشار میبرد؟ آیا رابطه کاربر و پزشک و بیمار را انسانیتر میکند یا بدن بیمار و متقاضی دریافت خدمت را صرفاً بهعنوان عدد، تصویر و داده میبیند و ارزیابی میکند؟
بر این باورم که طرح این نوع پرسشها مانع توسعه و نوآوری نیستند. برعکس، نوآوری را جدیتر میگیرند؛ چراکه نوآوری فقط در لحظه تولید یا فروش رخ نمیدهد؛ بلکه نوآوری زمانی کامل میشود که وارد زندگی مردم شود. در آن لحظه است که فناوری با تن و جان آدمها، با عواطف و جهان پیرامونی بشر چون ترس، امید، هزینه، اعتماد، خانواده، محیطزیست و آینده پیوند میخورد.
این مسئله در زمانه بحران حساستر هم میشود. باید فراموش نکنیم که فناوری همیشه در هیئت درمان، آموزش، رفاه یا پیشرفت ظاهر نمیشود. بخشی از توان فناورانه جهان همواره در خدمت جنگ، تخریب زیرساختها، عملیات روانی، جاسوسی، هدایت افکار عمومی، اختلال در زندگی روزمره و فرسودن جامعه مخاطب به کار گرفته شده و میشود؛ بنابراین همان توان نوآورانهای که میتواند پزشکی را دقیقتر، آموزش را گستردهتر و ارتباط را آسانتر کند، میتواند اضطراب را پخش کند، ترس را سازمان دهد، بدنها را در وضعیت انتظار نگه دارد و جامعه را پیش از ویرانی فیزیکی، از درون خسته کند.
پس پرسش از نوآوری، فقط پرسش از محصول و بازار نیست. پرسش از این هم هست که فناوری در کدام سمت زندگی ایستاده است؟ در سمت ترمیم بدن، یا در سمت تخریب و زوال آن؟
هاراوی در آثار متأخر خود، بهویژه در «ماندن با دردسر» (Staying with the Trouble: Making Kin in the Chthulucene) ما را از خیال راهحلهای ساده بیرون میکشد. او به جهانی توجه دارد که در آن انسان، فناوری، حیوان، طبیعت، زمین و آینده از هم جدا نیستند. معرفی ناشر کتاب (انتشارات دانشگاه دوک) نیز بر همین نکته تأکید دارد که هاراوی در میانه ویرانیهای زیستمحیطی، راههایی تازه برای بازآرایی رابطه انسان با زمین و ساکنان آن پیشنهاد میکند و دوران ما را وضعیتی میفهمد که در آن انسان و غیرانسان بهگونهای جداییناپذیر درهمتنیدهاند.
بنابراین برای جامعهای مثل ایران که سالها با بحرانهای پیدرپی زندگی کرده، فقط دستیابی به فناوریهای سریعتر و بازار بزرگتر نیاز نیست؛ بلکه به نوآوریای نیاز دارد که تجربه زیسته مردم را هم بفهمد، بدنهای خسته را هم ببیند، اعتماد، دسترسی، کرامت و ترمیم اجتماعی را هم بخشی از مسئله تعریف کند. به نظرم اگر فناوری فقط به بازار برسد؛ اما به بدنهای آسیبدیده نرسد، اگر محصول بسازد؛ اما توان ترمیم زندگی را نداشته باشد، اگر داده تولید کند؛ اما رنج را نفهمد، نامش هرچه باشد، نوآوری فراگیر نیست.
در ذهن من، صحنه چاپلین در عصر جدید هنوز تمام نشده است. فقط ماشینها عوض شدهاند. با این تفاوت که گاهی ماشین، خط تولید است، گاهی الگوریتم، گاهی مکانیزم بازار، گاهی جنگی که از فناوری برای فرسودن جامعه استفاده میکند. پرسش این نیست که آیا باید نوآور بود یا نه؟ چرا که پاسخ روشن است، بله، باید نوآور بود. اما پرسش دشوارتر این است که نوآوری در کدام سوی بدن میایستد؟ در سمت تخریب، بیحسی و زوال، یا در سمت مراقبت، ترمیم و امکانِ دوبارهٔ ساختنِ زندگی؟
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آسمان که میسوزد، کسی به دود فکر نمیکند
جنگ و شکستن پیونـــــد کودکان با طبیعت
نگاهی به نقش کشاورزی و صنایع غذایی ایران در معادله تأمین غذای لبنان
امنیت غذایی در سایه بحران
چگونه مردمانـــــی هستیم؟
انسان گـــرگِ انسان است
زیستــــــــن به روایــــــــت
علیـــــــه خاموشـــــــی
نگاهی به اهمیت چوبهای افتاده در پایداری جنگل با مرور تجربه کشورهای پیشرفته
خشکدارها؛ ستونهای حیات در جنگلهای هیرکانی
تابآوری شهری و چالشهای مفهومی در زمان جنگ
به بهانه نودمین سالمرگ «شیخ خزعل»
محبوب و منفــورِ بریتانیا
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید