نگاهی به اهمیت چوب‌های افتاده در پایداری جنگل با مرور تجربه کشورهای پیشرفته

خشک‌دارها؛ ستون‌های حیات در جنگل‌های هیرکانی





خشک‌دارها؛ ستون‌های حیات در جنگل‌های هیرکانی

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۰۰

در ذهن بسیاری از مردم، جنگل سالم جنگلی است «تمیز»، بدون درختان خشکیده، بدون شاخه‌های افتاده و بدون بقایای پوسیده. سال‌ها این نگاه حتی بر مدیریت جنگل‌ها نیز حاکم بود؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از کشورها، تنه‌های افتاده و درختان خشک را از جنگل خارج می‌کردند تا جنگل ظاهری مرتب و اقتصادی‌تر داشته باشد. اما امروز علم بوم‌شناسی جنگل به نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رسیده است: «چوب افتاده و به‌اصطلاح بی‌جان قلب تپنده جنگل زنده است.»

آنچه ما «خشک‌دار» می‌نامیم – شامل تنه‌های افتاده، شاخه‌های پوسیده و درختان خشک ایستاده – در حقیقت زیرساخت حیاتی تنوع زیستی و چرخه مواد غذایی در جنگل‌هاست. این عناصر خاموش، خانه، غذا، پناهگاه و بستر زایش هزاران گونه‌اند. مرگ در طبیعت، پایان نیست. نگاهی به درختان خشکیده و افتاده در جنگل‌ها، به‌خوبی نشان می‌دهد که یک شاخه افتاده، طی سال‌ها به یک بوم‌سازگان کامل تبدیل می‌شود.
در ماه‌های نخست، قارچ‌ها وارد عمل می‌شوند و لیگنین و سلولز را تجزیه می‌کنند. سپس حشرات چوب‌خوار در آن تونل می‌سازند، دارکوب‌ها برای تغذیه می‌آیند، خزندگان و دوزیستان در شکاف‌های مرطوب آن پناه می‌گیرند و سرانجام، چوب پوسیده به خاکی غنی تبدیل می‌شود که نهال‌های جدید را تغذیه می‌کند. در واقع، در جنگل هیچ‌چیز دورانداختنی وجود ندارد. طبیعت بر پایه بازیافت دائمی حیات بنا شده است.
پژوهش‌های نوین نشان می‌دهد که بین ۲۰ تا ۳۰ درصد تنوع زیستی جنگل‌های طبیعی به‌نوعی به چوب‌های افتاده وابسته است. قارچ‌ها، خزه‌ها، گل‌سنگ‌ها، حشرات، پرندگان، خزندگان، دوزیستان و حتی برخی پستانداران کوچک، بخشی از چرخه زندگی خود را در خشک‌دارها سپری می‌کنند.
در ادامه به مهم‌ترین کارکردهای خشک‌دارها عبارت‌اند از:
۱. حفظ چرخه مواد غذایی: چوب افتاده مخزن عظیم کربن، نیتروژن، فسفر و عناصر معدنی است. فرایند پوسیدگی، این عناصر را به‌آرامی وارد خاک می‌کند و حاصلخیزی جنگل را حفظ می‌نماید.
۲. ذخیره رطوبت: تنه‌های پوسیده؛ مانند اسفنج عمل می‌کنند و آب باران را جذب و تدریجاً آزاد می‌سازند. این ویژگی در دوران خشکسالی اهمیت حیاتی دارد.
۳. تثبیت خاک و کاهش فرسایش: در شیب‌های جنگلی، چوب‌های افتاده مانع حرکت رواناب شده و از فرسایش خاک جلوگیری می‌کنند.
۴. زادگاه نهال‌ها: در بسیاری از جنگل‌های کهن‌سال، بذرها روی تنه‌های پوسیده جوانه می‌زنند؛ زیرا این بستر، مرطوب، غنی و امن است.
۵. پناهگاه جانوران: دارکوب‌ها و سایر پرندگان جنگلی در درختان خشک لانه می‌سازند، سمندرها و خزندگان در زیر تنه‌های پوسیده زندگی می‌کنند و بسیاری از حشرات مفید، چرخه زندگی خود را در چوب‌های افتاده و خشک دار کامل می‌کنند.
باتوجه‌به این کارکردها، تجربه کشورهای پیشرفته در برخورد با درختان شکسته و افتاده متفاوت است؛ از حذف خشک‌دار تا حفاظت از آن.
سوئد و فنلاند؛ تغییر نگرش در جنگلداری نوین
کشورهای اسکاندیناوی مانند سوئد و فنلاند که از پیشرفته‌ترین نظام‌های جنگلداری جهان برخوردارند، در دهه‌های گذشته متوجه شدند که حذف کامل درختان افتاده و خشک دار، موجب کاهش شدید تنوع زیستی شده است. امروزه در بسیاری از جنگل‌های این کشورها، بخشی از درختان خشک و افتاده عمداً در جنگل را باقی می‌گذارند. حتی در برخی طرح‌های جنگلداری، ایجاد «چوب مرده مصنوعی» برای حمایت از گونه‌های وابسته به خشک‌دار انجام می‌شود. دانشمندان فنلاندی نشان داده‌اند که کاهش چوب‌های مرده یکی از مهم‌ترین عوامل تهدید گونه‌های جنگلی در شمال اروپا بوده است.
آلمان؛ بازگشت به جنگل طبیعی
در کشور آلمان بزرگ‌ترین کشور اروپا، پس از دهه‌ها جنگلداری صنعتی، سیاست «بازطبیعی‌سازی جنگل‌ها» موردتوجه قرار گرفت. در پارک‌های ملی و جنگل‌های حفاظتی، اجازه داده می‌شود که فرایندهای طبیعی بدون دخالت انسانی ادامه یابد. در جنگل سیاه آلمان، تنه‌های افتاده پسماند و زباله تلقی نمی‌شوند، بلکه بخشی ضروری از بوم‌سازگان به شمار می‌روند. بررسی‌ها نشان داده که حضور خشک‌دارها موجب افزایش چشمگیر قارچ‌ها، پرندگان حفره‌زی و حشرات مفید شده است.
سوئیس؛ جنگل به‌مثابه سامانه زنده
در کشور پیشرفته سوئیس به‌ویژه در جنگل‌های کوهستانی آلپ، نگاه بوم‌شناختی به جنگل بسیار پررنگ است. مدیران جنگل دریافته‌اند که سلامت روانی و کیفیت زیستی انسان‌ها نیز به پویایی طبیعی جنگل وابسته است. گردشگران برای تجربه «طبیعت زنده» به جنگل می‌آیند، اما این طبیعت تنها از درختان سبز تشکیل نشده است؛ بوی جلبک‌ها و خزه‌های روی تنه خشک دارها، بوی خاک مرطوب، قارچ‌های روی تنه‌های پوسیده، صدای دارکوب‌ها و چرخه آرام تجزیه، بخشی از روح جنگل است.
ژاپن؛ احترام فرهنگی به چرخه طبیعت:
در کشور ژاپن، نگاه سنتی «شینتو» و فلسفه هم‌زیستی با طبیعت، باعث شده است که جنگل نه صرفاً منبع چوب، بلکه موجودی زنده تلقی شود. در بسیاری از جنگل‌های طبیعی ژاپن، فرایند پوسیدگی و بازگشت مواد آلی بخشی مقدس از چرخه حیات به شمار می‌رود.
سرنوشت خشک‌دارها در جنگل‌های هیرکانی
جنگل‌های هیرکانی شمال ایران، موسوم به فسیل زنده ۵۰ میلیون‌ساله، بازمانده جنگل‌های دوران سوم زمین‌شناسی و ثبت‌شده در فهرست جهانی UNESCO، در سال ۲۰۱۹ یکی از ارزشمندترین بوم‌سازگان‌های جنگلی جهان هستند. اما در بسیاری از مناطق و در نگاه برخی مسئولین هنوز نگاه سنتی پاک‌سازی جنگل ادامه دارد. جمع‌آوری هیزم، خروج چوب‌های افتاده و حذف درختان خشک، اگرچه ممکن است ظاهری مرتب ایجاد کند، اما در بلندمدت موجب کاهش تنوع زیستی و تضعیف چرخه طبیعی جنگل می‌شود. در جنگل‌های هیرکانی، خشک‌دارها می‌توانند زیستگاه گونه‌های نادر باشند؛ رطوبت خاک را حفظ کنند، در برابر سیلاب و فرسایش نقش حفاظتی ایفا کنند، ذخیره‌گاه کربن باشند و تاب‌آوری جنگل را در برابر تغییر اقلیم افزایش دهند.
با نگاهی به تجربه دیگر کشورها درمی‌یابیم که شاید زمان آن رسیده که تعریف ما از جنگل زیبا تغییر کند. جنگل واقعی، صرفاً مجموعه‌ای از درختان سبز و مرتب نیست؛ بلکه سامانه‌ای زنده، پویا و در حال بازآفرینی است. درخت افتاده، موجودی مرده نیست؛ این آغاز هزاران زندگی دیگر است. اگر می‌خواهیم جنگل‌های هیرکانی برای نسل‌های آینده باقی بمانند، باید به چرخه‌های طبیعی احترام بگذاریم؛ چرخه‌هایی که میلیون‌ها سال بدون دخالت ما، زمین را زنده نگه داشته‌اند. خشک دارها را عامل آنش سوزی جنگل ندانیم و نگاه صرفاً اقتصادی به آنها نداشته باشیم.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *