علیـــــــه خاموشـــــــی
۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۰۴
ما مرگ آنها را تبدیل به خبر میکنیم، اما هیچگاه در مورد زندگی آنها سؤالی از خود نمیپرسیم. (کارتپستالهایی از گور، امیر سولیا گیچ، فعال سیاسی و نویسنده بوسنیایی)
دبیر پرونده برای نوشتن یادداشتی درباره ضرورت روایتکردن علیه قدرتهایی که اقلیتها را به سکوت وامیدارند تماس میگیرد. به شوخی میگوید: «عنوان را هم برایت تعیین کردم “علیه خاموشی”». تردید نمیکنم، همین عنوان را برای یادداشت انتخاب میکنم. تقریباً اطمینان دارم اگر دیگر دوستان و همکاران روزنامهنگار، نویسنده و کنشگر هم بودند همین کار را میکردند. دلیلش روشن است. همه ما روزهای طولانی است که احساس میکنیم صدایمان ربوده شده، گُم شده، یا مسکوت شده است. شاید هم گاهی خودمان ترجیح داده باشیم در هیاهوی روایتهای مسلط، و در خاموشی تحمیلشده بر فضای مجازی، حرفی نزنیم. در عوض عقاید و ایدههایمان را، با شکل زندگیکردنمان، با عواطفمان، با حضور داشتنمان در فضاهای متفاوت، یا حتی با مراقبت و شکلدادن به جمعهای کوچک نشان دهیم. در واقع سعی کردیم ایدههایمان را زندگی کنیم. درست است که میتوانیم بهجای در افتادن به یاسِ یک دوران، امیدهای کوچک را زندگی کرد. اما تنها روایتکردن و تکرارکردن و واقعیت و حقیقت را کشفکردن و بیانکردن است که میتواند روایتهای مسلط از جنگ را بشکند. اگر ما نگوییم، پس شجاعت و مسئولیت روایتکردن با کیست؟
تعارفی نداریم، و این جنگ چهلروزه و کشاکش ادامهاش هم استثنایی در تاریخ نیست. در جنگ، روایت ساختن و روایتکردن ابزار و سلاح است و به دستان دو سو یا چند سوی درگیر در جنگ میافتد. آنها شرکتهای بزرگ و قدرتمند روابطعمومی را به کار میگیرند، رسانههای جریان اصلی را به خدمت میگیرند و رسانههای دیگر را کنترل و محدود میکنند، حوزه عمومی مجازی را مملو از ادبیات برساخته میکنند، و در واقع با استفاده از کلمات و گفتمانها و روایتها با هم میجنگند. به همین دلیل است که آنقدر بر طبلها میکوبند و صداهای بعضاً نامرتبط، در اصطلاح علوم ارتباطات «نویز» یا سروصدایی که مملو از اخبار جعلی و گمراهکننده است میسازند که صدای هیچ روایت دیگری نتواند بلند شود. از طرف دیگر، در چنین شرایطی، حتی اگر محدودیتها و سانسورها را در نظر نگیریم، خود افرادی که نظرگاهی متفاوت دارند هم احساس میکنند جایی یا گوشی برای روایتکردن ندارند. شاید هم میخواهند «صلح» موقت در متفاوتبودن شدیدِ روایتها را برهم نزنند و به مخالفانشان احترام بگذارند و حساسیتها و احساسات بیقدرتان را در نظر بگیرند.
روایتکردن شجاعت میخواهد. از آن مهمتر، ضد – روایت ساختن است که جسارت میطلبد. اول، روایتکردن از «زندگی» علیه جنگ، ناچار است روایتهای مسلط را تبیین کند، نقد کند و بشکند. دوم، راویان و نهادهای مدنی تضعیفشدهشان، باید تلاش کنند شرایطی بسازند تا فضای روایتکردن برابر و عادلانه باشد. برای هرکس که این یادداشت را بخواند، بدیهی است برای این کار اینترنت بهعنوان فضای اصلی سازنده حوزه عمومی مجازی باید همگانی و قابلدسترس باشد. سوم، از ساز مخالف زدن و ضدحال بودن نباید ترسید. این روزها کلمات در دست قدرتها بیاعتبار و بیمعنا شدهاند. هرکسی میتواند از مردم و وطن و آزادی و جنگوصلح و روایت و خیابان و… بگوید. جملهها میتوانند شبیه هم باشند، اما بسته به اینکه از کدام سو روایت شوند، میتوانند معنای کاملاً متفاوتی داشته باشند.
باید روایتهای اقلیت و مخالف را از ابهام و خطابهگرایی درآورد و به تجربیات مادی و واقعی افراد و گروهها و شهرها و جوامعی که تحتتأثیر جنگ قرار میگیرند متصل کرد. آنها هستند که حق دارند در تمامی تصمیمگیریهای سیاسی که بر زندگی و البته مرگشان تأثیر میگذارند مشارکت کنند. تصمیمهای بزرگ این روزها، داخل مرز باشد یا خارج از آن و یا حتی در فضای مجازی، به نظر اتصالی معنادار با این افراد و گروهها ندارد. فرقی هم ندارد که خیر آنها را بخواهد یا شر. شاید همین است که میگویند جنگ دموکراسی را به عقب میبرد.
راویان، روزنامهنگاران، کنشگران و نویسندگان نباید مغلوب غلبه روایتهای مسلط و گفتمانهای جنگ بر فضای مجازی شوند و آنها را لزوماً بازنما و نماینده افکار عمومی بدانند. نباید فراموش کنیم که الگوریتم سازنده فضای حاکم به شبکههای اجتماعی، سالهاست که دیگر از پایینبهبالا نیست و برعکس، قدرتهای سیاسی و اقتصادی با صرف هزینه، بهراحتی میتوانند گفتمان و هشتگی را بالا بیاورند و یا صدایانی را خاموش کنند. مردمان بهخوبی میتوانند با هم کنار بیایند و مخالف باشند و روایت کنند و یکدیگر را دوست داشته باشند، اگر به قول «رابرت جونز»، نویسنده سیاهپوست آمریکایی «مخالفت تو ریشه در سرکوب من، نادیدهگرفتنم، و انکار حقوق انسانی من نداشته باشد.»
برای ازدستندادن امیدمان، بسیار کمککننده است که فکر کنیم نه ما ملتی استثنایی هستیم، نه جنگی که بر سرمان آمده در تاریخ استثناست. هرچند که هر دو ویژگیهای مشخص و متفاوت خود را داریم. اما تاریخ را لزوماً ارادهها نمینویسند. در روزهای جنگ کتاب «یادداشتهایی از گور» را میخواندم که نویسنده بوسنیایی آن، سالها بعد از نسلکشی در «سربرنیتسا»، گزارش مهم عدالتخواهانه «جنگوصلح» را برای سازمان مللی نوشت که اتفاقاً سکوتش در رخداد نسلکشی بومیان بوسنی توسط ارتش صربها مستقیماً اثرگذار بود. امیر سولیا گیچ مینویسند: «آدمهای دوروبر ما، مات و مبهوت این واقعیت بودند که چگونه یکشبه به موجوداتی بیارزش بدل شدهاند و بهسختی با این قضیه به کنار میآمدند. آنها نمیتوانستند درک کنند که چطور باید بهسرعت بپذیرند که نمیتوانند هیچچیز از دنیای قدیم را با خود به دنیای جدید بیاورند. دنیای قدیم به شکل غیرقابل برگشتی ازدسترفته.»
راویان ارزش و انسانیت را به «موجودات بیارزش» شده در جنگ باز میگردانند. آنها روح سرزمین هستند، وقتی که سرزمین محکوم به نداشتن روح شده است.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
زیستــــــــن به روایــــــــت
نگاهی به اهمیت چوبهای افتاده در پایداری جنگل با مرور تجربه کشورهای پیشرفته
خشکدارها؛ ستونهای حیات در جنگلهای هیرکانی
تابآوری شهری و چالشهای مفهومی در زمان جنگ
آقای پزشکیان، کنار ما باشید برای حفظ هیرکانی
شهــرکُــشــــــی
به مناسبت ۵ ژوئن روز جهانی محیطزیست
زخمهای خاموش؛ طبیعت ایران در سایه جنگ
ستایش زمین؛ از شعــــــر تا مسئولیت
گذار از آب به توسعه در پساجنگ
زنگ خطر برای تابآوری اقتصاد ایران
فمینیسم برای همه
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید