بحران گازهای فلر در ایران ادامه دارد

شمع‌های پیوسته روشن





شمع‌های پیوسته روشن

۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۱۹

آنچه از دور همچون شمعی فروزان می‌نمایند، آتشی است که سال‌هاست خاموشی ندارد. چرا که سازوکار خاموش‌کردنش، زیرساخت، سرمایه، فناوری و حکمرانی، پیوسته عقب مانده است. فلرینگ، فقط یک سکانس صنعتی نیست، صورتِ بیرونی ناکامی چندلایه است: اتلاف انرژی، تشدید بحران اقلیمی، ازکف‌دادن اقتصادی و انباشت هزینه‌های سلامت در همان استان‌هایی که بار تولید را بر دوش می‌کشند. سوزاندن گاز فلر، با هدردادن منابع محدود انرژی و افزایش آلودگی، سهم آیندگان - آن چیزی که در ادبیات عدالت نسلی، امانت بین‌نسلی نام دارد، را دود می‌کند. گازی که می‌توانست برای تولید انرژی پاک یا صادرات ذخیره شود، اکنون به آلاینده تبدیل شده و میراثی از تغییرات اقلیمی را برای نسل‌های بعدی به جا می‌گذارد.

برای فهم مسئله، باید دو مفهوم را روشن کنیم: «گاز همراه نفت» (associated gas)، گازی طبیعی است که هم‌زمان با نفت از چاه بیرون می‌آید؛ عمدتاً شامل متان، اتان و دیگر هیدروکربن‌ها. این گاز، در حالت عادی، ثروت است: یا به شبکه تزریق می‌شود، یا خوراک پتروشیمی، یا تبدیل به LPG/NGL و فرآورده. اما اگر زیرساخت جمع‌آوری، فشرده‌سازی، شیرین‌سازی و انتقال وجود نداشته باشد، راهِ ساده‌تر و البته ویرانگرتری در پیش است: فلرینگ؛ یعنی سوزاندن عمدیِ گاز در مشعل. فلرینگ به‌ظاهر «کنترلِ ایمنی» است، اما وقتی به عادت تبدیل شود – فلرینگِ روتین – به نمادی از توسعه ناتمام بدل می‌شود: توسعه‌ای که استخراج را جلو می‌برد؛ اما زنجیره ارزش را عقب نگه می‌دارد. سوزاندن گازهای فلر، سالانه معادل انتشار بیش از ۴۰۰ میلیون تن دی‌اکسیدکربن به جو زمین است و سهم ایران از این آلودگی، عددی نزدیک به ۱۲ درصد. یعنی ما که از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز جهانیم درعین‌حال، یکی از بزرگ‌ترین هدردهندگان آن هم به شمار می‌آییم.

اگر بخواهیم عدد را به زبان روزمره ترجمه کنیم: در آخرین برآوردهای بانک جهانی برای سال ۲۰۲۴، فلرینگ ایران در حدود ۲۳ میلیارد مترمکعب در سال گزارش می‌شود. این یعنی متوسط روزانه نزدیک به ۶۳ میلیون مترمکعب در روز. (در برخی سال‌ها یا برآوردهای محافظه‌کارانه‌تر، عدد روزانه در بازه ۵۵ تا ۶۳ میلیون مترمکعب ذکر می‌شود؛ تفاوت معمولاً از تفاوت سال، روش محاسبه یا تغییرات تولید نفت و عملکرد پروژه‌های جمع‌آوری ناشی می‌شود). این مقیاس یک واقعیتِ اقتصادی – اجتماعی است: هر روز، حجمی از گاز در حد مصرف یک کشور متوسط، تبدیل به دود و گرما می‌شود.

البته در این ماجرا، ما تنها نیستیم. بر اساس گزارش “Global Gas Flaring Tracker Report” بانک جهانی (ژوئیه ۲۰۲۵) که داده‌های ماهواره‌ای را تا پایان ۲۰۲۴ پوشش می‌دهد، پنج کشور نخست در تولید گاز فلر عبارت‌اند از روسیه، ایران، عراق، ایالات متحده و ونزوئلا. مسئولیت بیش از ۵۰ درصد فلرینگ جهانی (۱۵۱ میلیارد مترمکعب) با این کشورهاست:

۵۵ میلیون مترمکعب؛ به‌اندازه مصرف گاز یک کشور اروپایی

عدد ۵۵ میلیون مترمکعب در روز را بهتر ببینیم: این حجم از گاز اگر جمع‌آوری می‌شد، می‌توانست نیاز گازی کشوری مانند اسپانیا را تأمین کند. درآمدی که می‌توانست صرف ساخت بیمارستان، مدرسه یا توسعه صنایع تبدیلی شود «با آنکه نه سخت و نه استوار است»؛ دود می‌شود به هوا می‌رود. برای نشان‌دادن ابعاد این هدررفت، به نقل‌قول «مسعود پزشکیان»، اشاره می‌کنم: حقوق ماهانه منِ رئیس‌جمهور حدود ۱۰۰۰ دلار است. یعنی «تنها در یک روز، معادل حقوق ماهانه ۱۷,۰۰۰ نفر مانند رئیس‌جمهوری ایران هدر می‌رود». در اینجا باید از اغراق پرهیز کرد: هیچ کشوری تمام اتلاف را یک‌باره تبدیل به حقوق یا تخت بیمارستان نمی‌کند. اما هدفِ این مثال‌ها، نشان‌دادن مقیاس است – اینکه فلرینگ از جنس «خُرداتلاف» نیست؛ از جنس «ناترازی‌های بزرگ» است.

سرمایه‌گذاری برای جمع‌آوری فلرینگ، می‌توانست دسترسی به خدمات بهداشتی را در مناطق محروم افزایش دهد. هزینه متوسط راه‌اندازی یک تخت بیمارستانی در ایران حدود ۱۰۰,۰۰۰ دلار است که با ۱۷ میلیون دلار روزانه، می‌توان حدود ۱۷۰ تخت بیمارستانی راه‌اندازی کرد. یا آنکه با ۱۷ میلیون دلار، روزانه می‌توان برای حدود ۱۷ مگاوات ظرفیت برق خورشیدی تأمین مالی انجام داد.

بر اساس آمار، ایران حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار کارمند شاغل و ۱ میلیون و ۲۲۰ هزار بازنشسته دارد – مجموعاً ۳ میلیون و ۵۲۰ هزار نفر. با فرض نرخ تقریبی ارز ۱۵۸۷۰۰ تومان به‌ازای هر دلار، ماهیانه حدود ۲۳ میلیون تومان (۱۵۰ دلار) افزایش حقوق برای هر کارمندِ شاغل یا بازنشسته فراهم خواهد شد. برای کارکنان صنعت نفت (با تعداد ۹۴,۱۷۳ نفر در تیرماه ۱۴۰۳)، تخصیص تنها یک‌دهم از این مبلغ، می‌تواند افزایش حقوقی معادل ۸۶ میلیون تومان در ماه ایجاد کند.

در بازار جهانی، هزینه سرمایه‌ای نیروگاه خورشیدی به طور معمول در بازه‌ای است که با چند میلیارد دلار می‌توان چند گیگاوات ظرفیت نصب کرد (با لحاظ اینکه تولید واقعی خورشیدی به ضریب ظرفیت وابسته است و نیاز به مدیریت شبکه و ذخیره‌سازی هم دارد). معنای سیاستی این جمله روشن است: فلرینگ به امنیت انرژی و کیفیت زندگی روزمره هم وصل است.

درحالی‌که ایران همچنان در رتبه دوم جهانی ایستاده، همسایگان حاشیه خلیج‌فارس مسیر متفاوتی پیموده‌اند. عربستان سعودی فلرینگ خود را از ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۵ درصد کاهش داده و به ۴ میلیارد مترمکعب رسانده است. امارات متحده عربی با سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های جمع‌آوری، فلرینگ را به ۱.۵ میلیارد مترمکعب محدود کرده و قطر نیز با ۲ میلیارد مترمکعب، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های منطقه است. این کشورها با بهره‌گیری از فناوری‌های مدرن و سرمایه‌گذاری خارجی، شدت فلرینگ را به کمتر از ۲ مترمکعب در هر بشکه رسانده‌اند – در مقابل ۱۵.۴ مترمکعب در هر بشکه ایران که بیش از سه برابر متوسط جهانی آن است.

فلرینگ «کارخانه آلاینده‌های چندگانه»

هرچند در تصور عمومی، فلرینگ معمولاً در روایت عمومی با «دی‌اکسیدکربن» شناخته می‌شود، اما حقیقت پیچیده‌تر است. فلرینگ، بسته به کیفیت احتراق و نگهداشت، می‌تواند یک بسته چندگانه از آلاینده‌ها تولید کند:
• دی‌اکسیدکربن (CO₂): سهم قطعی در گرمایش جهانی.
• متانِ نسوخته: (Methane slip): اگر احتراق کامل نباشد، بخشی از متان مستقیماً وارد جو می‌شود؛ متان در افق کوتاه‌مدت (۲۰ساله) اثر گرمایش‌زایی بسیار بالاتری از CO₂ دارد.
• سیاه‌کربن (Black Carbon): همان ذرات تیره‌ای که هم بر سلامت ریه و قلب اثر دارند و هم از نظر اقلیمی نقش گرم‌کنندگی دارند.
• NOx و VOCs: که در شکل‌گیری اُزون تروپوسفری و تشدید آلودگی هوا نقش دارند.
بنابراین، فلرینگ یک «مشعل دور» نیست؛ منبع انتشاری است که می‌تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم کیفیت هوا را بدتر کند. به‌ویژه هنگامی که چند منبع آلاینده دیگر نیز هم‌زمان فعال باشند.

چرا پرچم فلرینگ بالاست؟

بانک جهانی در تحلیل خود از ایران یک گزاره کلیدی دارد: افزایش فلرینگ هم‌زمان با افزایش تولید نفت و در کنار آن، تداوم کمبود سرمایه‌گذاری در جمع‌آوری و بهره‌برداری از گاز همراه. این گزاره، تمام داستان را در یک جمله خلاصه می‌کند: اگر تولید پیش برود و زیرساخت عقب بماند، پرچم فلر بالا می‌ماند. اما چرا زیرساخت عقب می‌ماند؟ اینجا نقش تحریم‌ها را باید دقیق و تفکیک‌شده دید، نه به‌عنوان یک برچسب کلی. تحریم‌ها با مسدودکردن دسترسی به فناوری‌های پیشرفته جمع‌آوری گاز، سرمایه‌گذاری خارجی را غیرممکن و هزینه پروژه‌ها را ۳۰-۵۰ درصد افزایش داده‌اند، پروژه‌های جمع‌آوری گاز همراه، سرمایه‌بر هستند (کمپرسور، خطوط لوله، واحدهای نم‌زدایی، شیرین‌سازی، بازیافت گوگرد، DCS. بسیاری از تجهیزات کلیدی (به‌خصوص در کمپرسورها، کنترل‌گرهای صنعتی، توربین‌ها و ابزاردقیق) یا وارداتی‌اند یا به زنجیره تأمین بین‌المللی متکی‌اند. در تحریم، پروژه‌ها یا کند می‌شوند یا با نسخه‌های جایگزین کم‌بازده‌تر پیش می‌روند؛ و «افت راندمان» یعنی بخشی از گاز همچنان راهیِ مشعل می‌شود). نتیجه: تأخیر ۵-۱۰ ساله در NGLها و آماک.

با آنکه در سطح جهانی، ابتکار «صفر کردن فلرینگ روتین تا ۲۰۳۰» (Zero Routine Flaring by 2030) توسط بانک جهانی و با مشارکت بیش از ۵۰ کشور و ۴۰ شرکت بزرگ نفتی مانند «آرامکو»، «شل» و «اکسون‌موبیل» راه‌اندازی شده است، اما ازآنجایی‌که تحریم‌های بین‌المللی دسترسی به فناوری‌های پیشرفته جمع‌آوری گاز و سرمایه‌گذاری خارجی را محدود کرده است، متأسفانه، شرکت ملی نفت ایران به این ابتکار نپیوسته است. وقتی یک کشور به دلایل مختلف (از جمله محدودیت‌های بین‌المللی) از این شبکه‌های همکاری/استاندارد/انتقال تجربه بیرون می‌ماند، هزینه یادگیری بالا می‌رود و مسیر، پرهزینه‌تر و کندتر می‌شود. در پنج سال گذشته، حجم فلرینگ ایران روندی صعودی داشته است، از ۱۷.۴ میلیارد مترمکعب در ۲۰۲۱ به ۲۲.۸ میلیارد مترمکعب در ۲۰۲۴. این افزایش افزون بر عوامل پیش‌گفته، حاصل رشد تولید نفت بدون سرمایه‌گذاری متناسب در زیرساخت‌های جمع‌آوری گاز است.
با وجود چالش‌ها، ایران در سال‌های اخیر برای مقابله با این بحران، سه طرح بزرگ را پیش برده است. طرح آماک، بزرگ‌ترین پروژه زیست‌محیطی صنعت نفت کشور، طرح NGL ۳۱۰۰ در دهلران استان ایلام و طرح NGL ۳۲۰۰ (پالایشگاه گاز هویزه خلیج‌فارس) در غرب کارون خوزستان.

بحران محیط‌زیستی

این محدودیت‌ها، در کنار کند کردن رشد اقتصادی، پایداری محیط‌زیستی را هم دچار مخاطره کرده‌اند. بحران گازسوزی، تنها وجهی اقتصادی ندارد. در واقع، از منظر محیط‌زیست، فلرینگ نقشی دوگانه در تخریب ایفا می‌کند: با انتشار متان – که ۸۰ برابر قوی‌تر از دی‌اکسیدکربن در گرمایش زمین مؤثر است – و با تولید سیاه‌کربن که به ذوب یخچال‌های طبیعی و آلودگی هوا، دامن می‌زند. بیش از ۹۰ درصدِ گازهای فلر، در استان‌های جنوبی سوزانده می‌شود. بر اساس گزارش کمیسیون انرژی در سال ۱۴۰۳، خوزستان با ۳۴ درصد در صدر ایستاده است و بوشهر ۳۰ و هرمزگان با ۱۵ درصد در مکان‌های بعدی قرار دارند. سازمان بهداشت جهانی در توضیح شاخص «مرگ‌های منتسب به آلودگی هوای خانگی و محیطی» به‌روشنی می‌گوید بیماری‌های کلیدیِ مرتبط شاملِ عفونت‌های تنفسی، سکته، بیماری ایسکمیک قلب و سرطان ریه هستند.

خاموش‌کردن یک آتش، روشن‌کردن یک افق

فلرینگ در ایران، فقط یک مسئله فنی یا اقتصادی نیست؛ نمادی از توسعه‌ای است که استخراج را جدی گرفته؛ اما پیوست‌های انسانی و محیط‌زیستی را نیمه‌کاره رها کرده و توسعه‌ای که در آن پایداری بلندمدت جایگاهی ندارد. شاید خاموش‌کردن این شعله‌ها به یکباره ممکن نباشد، اما می‌توان با شفافیت، سرمایه‌گذاری هدفمند و اراده سیاسی، مسیر را تغییر داد. آنچه امروز دود می‌شود و به هوا می‌رود، می‌توانست فردا بیمارستانی باشد در محروم‌ترین نقطه ایران، یا افزایش حقوقی برای کارمندانی که زیر خط‌فقر زندگی می‌کنند یا حتی افزایش حقوق رئیس‌جمهوری که کمترین حقوق را میان همگنانش در کشورهای همسایه دارد. آنچه ضرورت دارد نظام حکمرانیِ خاموش‌سازی مشعل است و مهم‌تر از همه، بازگرداندن «حقِ تنفسِ سالم» به جوامعی که سال‌هاست بهای سنگینی را برای بودن پرداخته‌اند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بـــــــدلِ آتش به ارزش

اهمیت فناوری در تبدیل شعله‌های اتلاف به منابعی بهره‌ور

بـــــــدلِ آتش به ارزش

مدیریت مشارکتی آب؛ عرفی که به حاشیه رفت

مدیریت مشارکتی آب؛ عرفی که به حاشیه رفت

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

اظهارات مدیر مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت در گردهمایی «راویان ایران»

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی کردستان

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

شینا انصاری: یوزپلنگ آسیایی با هویت ملی ما ایرانیان پیوند خورده است

در مراسم امضای تفاهم‌نامه سه‌جانبه برای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی؛

شینا انصاری: یوزپلنگ آسیایی با هویت ملی ما ایرانیان پیوند خورده است

نگاهداری: انقلابی‌گری به معنای بیان حرف‌های شاذ و بی‌قاعده نیست

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس

نگاهداری: انقلابی‌گری به معنای بیان حرف‌های شاذ و بی‌قاعده نیست

آغاز پیش‌فروش ۸ محصول ایران‌خودرو بدون قرعه‌کشی از ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

طرح فروش ایران‌خودرو

آغاز پیش‌فروش ۸ محصول ایران‌خودرو بدون قرعه‌کشی از ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

راه پرچالش تأمین تجهیزات پزشکــی

«پیام ما» از وضعیت تأمین کالاها و اقلام موردنیاز سلامت کشور در شرایط پس از جنگ گزارش می‌دهد

راه پرچالش تأمین تجهیزات پزشکــی

پایان عصر بنزین در «استانبول»

گزارش میدانی «پیام ما» از افزایش خودروهای برقی در ترکیه

پایان عصر بنزین در «استانبول»