منافع؛ کلیـــــــــد پایان جنگ
۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ۲۳:۴۱
آیا برای این جنگ پایانی قابل ترسیم است. بیش از یک ماه از جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی – صهیونی علیه مردم ایران میگذرد و کارشناسان حوزههای مختلف از زوایای گوناگون به این سؤال پرداختهاند و هر کدام شروطی را برای پایان آن بر میشمارند. فارغ از فضای گفتمانی مرسوم؛ در این یادداشت این سؤال را از دریچه علم مدیریت تعارض مطرح و مورد بررسی قرار میدهیم.
در ساحت علم، تعارض به حالتی دلالت دارد که طی آن یک طرف به طور عمدی یا غیرعمدی مانع از دستیابی طرف مقابل به اهداف خود میشود. درنتیجه طرفین برای دستیابی به اهداف خود به شکل فعالانه یا غیر فعالانه کنشها و واکنشهایی را شکل میدهند که از آن بهعنوان تعارض یاد میشود. به بیان دیگر وقتی بازیگران اصلی و فعال حول یک یا چند موضوع مشخص، احساس کنند منافعی از کنترلشان خارج گردیده یا در معرض تهدید جدی است و یا اینکه به منابع و امکاناتی نیاز داشته باشند که در اختیار طرف دیگر باشد؛ درگیر فرایندی میشوند که از آن به تعارض تعبیر میشود.
تعارض چهار نقطه عطف اصلی دارد که بیانگر چهار مرحله پیدرپی است. شکلگیری فضای تعارض؛ ورود به تعارض؛ واکنش به تعارض و در نهایت مدیریت تعارض و خروج از تعارض. بر همین اساس گذری کوتاه بر مراحل تعارض پیرامون بازیگران اصلی خواهیم داشت.
فضای تعارض یعنی رخدادها و روندهای موجود آیا پروسه ورود به تعارض را تشدید و شرایط لازم برای بروز تعارض را فراهم میسازد. به عبارتی قبل از شکلگیری تعارض ضروری است شرایط و رخدادهای وقوع آن را تسهیل یا تشدید کنند. این پیشرانها میتوانند در هر سطح و موضوعی اعم از اقتصادی، تکنولوژی، ژئوپلیتیک، سیاسی و یا حتی ایدئولوژیک نمو یابند.
در جنگ اخیر فضای تعارض تحتتأثیر کنشگران فعال آن شامل ایران، آمریکا، چین، روسیه، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس و محور مقاومت بود. اسناد امنیتی و اطلاعاتی کشورهای درگیر در بیش از دو دهه اخیر بیانگر آن بود که فضای تعارض نهتنها در پس مذاکرات متعدد التیام نیافته؛ بلکه با مرور زمان تشدید و پیچیدهتر نیز شده تا جایی که به تعبیری وقوع تعارض را اجتنابناپذیر میکرد. در نتیجه طرفین اصلی درگیر باید مشخص میکردند که مایل به ورود به تعارض هستند یا اینکه سعی میکنند به هر دلیل از آن اجتناب کنند. اتخاذ این تصمیم در گرو پاسخ به دو سؤال اساسی بود. نخست اینکه منافع ناشی از این تعارض برای هر یک از طرفین به چه میزان است و دوم اینکه هر کدام از طرفین تا چه میزان قادر به اثرگذاری روی طرف مقابل برای تصاحب منافع ناشی از تعارض بودند. پاسخ به سؤال برای طرفین مشخصکننده نوع راهبردی بود که مایل یا قادر به ایفای آن بودند. این انتخاب باید از بین سه راهبرد سازش، رقابت و یا ورود از موضع قدرت؛ انتخاب میشد. واضح است هرقدر منافع مورد تعارض از اهمیت بالاتر و سطح راهبردیتری برخوردار و قدرت اثرگذاری یک طرف بالاتر بود، انتخاب راهبرد ورود از موضع قدرت منطقیترین گزینه و در نقطه مقابل نیز انتخاب راهبرد اجتناب، محتمل مینمود. چنانچه تحلیلها شرایط متوازنی را نشان میداد؛ طبیعی است که رقابت محتملترین گزینه باشد.
در ایران تفکری شکل گرفته بود که معتقد به تأخیر در ورود به تعارض و اجتناب از آن بود. این گروه قدرتمند و اثرگذار معتقد بودند در حال حاضر ورود به تعارض به نفع ایران نخواهد بود؛ اما گذر زمان این شرایط را به نفع کشور تغییر خواهد داد. این گروه استنباط میکردند که در حال حاضر جبهه مقابل از نظر نظامی در لبه تکنولوژی قرار دارد و ایران برای ایجاد توازن در این بخش به حدود پنج سال زمان نیاز دارد. از سوی دیگر معتقد بودند باید با استفاده از ظرفیتهای مذاکره و تلاشهای دیپلماتیک شرایطی را ایجاد کرد تا دوره ریاستجمهوری ترامپ پایان پذیرد و بهاینترتیب فضای تنش و تعارض تا حدودی از بین برود. در همین گفتمان است که اقدامات ایران در عملیاتهای وعده صادق یک، دو و سه تداعیگر انتخاب راهبرد اجتناب و پرهیز از برخورد بود.
اگر این راهبرد موفق میشد بلاشک برنده این تعارض ایران بود و بیشترین آسیب را رژیم اشغالگر میدید. پس طبیعی بود سران رژیم دستبهکار شوند و برای ورود به تعارض به ایالات متحده آمریکا چراغسبز نشان دهند. همین تلقی و انعکاس آن در رفتارهای ایران بهطرف درگیر باعث شد تا بازیگر ضعیف این تعارض یعنی رژیم اشغالگر، اتخاذ این راهبرد را بهعنوان یک خطر جدی برای بقا و دوام خود درک کند؛ لذا با برانگیختن حس قدرت و القای این حس بهطرف آمریکایی که ورود به این تعارض میتواند به روند تخریب هژمونی آمریکا در منطقه پایان دهد، اسباب درگیری را تسریع و آمریکا را وادار به اتخاذ رویکرد قدرتمحور در این تعارض کرد. استنباط غالب این است که سران رژیم غاصب پای آمریکا را به جنگ باز کردند؛ البته این سناریویی محتمل و آشکار است. اما سناریوی دیگر این است که این ایالات متحده بود که در گام نخست رژیم غاصب را به طور مستقیم به سمت جنگ با ایران سوق داد و پس از اینکه مطمئن شد توان این رژیم برای مقابله با ایران کافی نیست، لاجرم خود به طور آشکار و مستقیم وارد این جنگ شد و هدایت آن را در دست گرفت.
بههرحال جدای از اینکه کدام سناریو واقعی است، ورود به تعارض اجتنابناپذیر شد و حال باید نوع و سطح واکنش طرفین تعیین میگردید و طرفین باید مشخص میکردند که با چه راهبردی قصد واکنش به تعارض را دارند و چه تدبیری برای مدیریت آن در نظر گرفتهاند. از همین رو باید دو مؤلفه اثرگذار و کلیدی را مورد بررسی قرار میدادند. مؤلفه نخست سطح اجتنابپذیری از تشدید تعارض بود که شواهد و روندهای پیشآمده بیانگر گریزناپذیری از تشدید آن بود. سپس باید میزان امکانپذیری توافق بین طرفین مورد آزمون قرار میگرفت. سیگنالهای مداوم از سوی آمریکا، مبنی بر تمایل به مذاکره و تحرکات اخیر دیپلماسی هرچند بیانگر تلاش طرفین برای مذاکره حول موضوعات اختلافی بود لیکن عدم عدول از درخواستها و نبود راهکارهای مورد توافق باعث میشد هیچکدام از طرفین مذاکره و توافق را بهعنوان یک گزینه محتمل در نظر نداشته باشند و صرفاً پیامدهای عمومی و رسانهای آن را مدنظر داشته باشند.
موفقیت در مدیریت تعارض به درک واکنشهای مختلف و انتخاب استراتژی مناسب برای حل تعارض بستگی دارد. همانطور که گفتیم فرایندها به نحوی بود که از بین تمام راهبردهای تعارض اتخاذ راهبرد اجتناب یا اتخاذ رویکرد قدرت محور بیش از هر راهبردی ممکن بود و اتخاذ رویکرد اجتناب از سمت ایران منجر به اخذ رویکرد اجتناب در طرف مقابل نشد و آنها تصمیم به ورود به تعارض آنهم با اتخاذ رویکرد قدرت محور شدند. استفاده از زبان تهدید و تحقیرآمیز؛ تحت فشار قرار دادن ایران و زورگویی های پی در پی و عصبانیت های وقت و بی وقت ترامپ همه از شواهد اتخاذ این رویکرد است.
در واقع ایران با انتخاب راهبرد اجتناب، انتظار داشت طرف مقابل نیز همراهی موثری نشان دهد؛ اما شرایط به آن گونه که تصور می شد پیش نرفت و با ترور رهبر شهید انقلاب و فاجعه اسفناک مدرسه میناب، عملاً دشمن تمام خطوط قرمز موجود را رد کرد و شرایط فعلی را پیش آورد. در چنین شرایطی استفاده از زبان قاطعانه برای بیان نیازها و خواستههای ایران ضروری بود. در واقع ایران در این مدت تمام تلاش خود برای مدیریت این تعارض را به کار گرفت و مهم است این موضوع در سطحی گسترده اطلاع رسانی شود تا همگان بدانند ایران نه تنها مایل به ورود به این جنگ نبود بلکه تا این لحظه نیز در عمل تمام تلاش خود برای خروج از این جنگ را به کار بسته است و این طرف مقابل است که به هیچ وجه مایل به حل و فصل این موضوع نیست و دائم تلاش می کند تا به بهانه های واهی چرخه خشونت علیه ملت ایران را تشدید کند.
در این شرایط برای مدیریت و خروج از این تعارض یک فرصت و یک راهکار محتمل است. فرصت پیش روی بر اساس مدل “حل تعارض مبتنی بر منافع” (Interest-Based Conflict Resolution) است. این مدل بر این اصل استوار است که تعارض زمانی حل میشود که طرفین درگیر به نیازها و علایق یکدیگر توجه کنند و راهحلهایی ارائه کنند که به نفع همه باشد. این مدل راهبردی متفاوت از شرایط فعلی میدان است. این نه یک عقبنشینی یا قبول آتشبس، بلکه یک راهکار عاقلانه و بخردانه است که میتواند در عین تأمین منافع طرف مقابل، منافع عظیمی برای کشور به ارمغان داشته باشد. البته این رویکرد نیازمند یک تدبیر هوشمندانه و ترسیم نقشه ذینفعان این درگیری است که در صورت اتخاذ و تدبیر صحیح؛ به برندهشدن تمام بازیگران اصلی این تعارض منجر میگردد. حل تعارض مبتنی بر منافع ادبیاتی جدید ارائه میکند که بر اساس آن برندهشدن یک طرف ضامن پایانبخشیدن به این جنگ نیست؛ بلکه برای پایانیافتن این جنگ هر دو طرف این مخاصمه بایستی به شکلی آشکار برنده و پیروز شوند. در فضای گفتمانی موجود همه طرفین سعی دارند خود را برنده و طرف دیگر را بازنده این جنگ معرفی کنند. درحالیکه گفتمان جایگزین کمک میکند تا همه طرفین این نزاع برنده جنگ معرفی شوند و منافع بهگونهای ایجاد و مدیریت شود که بازندگان این جنگ کشورهایی باشند که بیشتر نقش منفعل را ایفا نمودهاند. هر چند این راهکار ریسک بالا و تغییر رویکرد در سیاستهای کلان را مطالبه میکند، اما درعینحال میتواند بهعنوان یک فرصت بینظیر مطرح باشد، چرا که در شرایط کنونی این بهترین انتخاب برای طرفین این درگیری است. آمریکا از کشورهای اروپایی و کشورهای عضو ناتو به سبب انفعالشان در موضوع تنگه هرمز عصبانی است و ایران همکاری کشورهای همسایه بر علیه خود را نمیتابد و رژیم اشغالگر نیز در معرض تهدیدهای ویرانگر متعددی است و وجهه خود را بیش از هر زمان دیگری ازدسترفته میبیند. این شرایط بستر شکلگیری پیمانهایی است که در آن هدف همکاری مشترک نیست، بلکه ایجاد فرصتهایی است که میتواند بدون همکاری مؤثر منافع جایگزین منحصربهفردی را برای هر طرف ایجاد کند.
در غیر این صورت مواجهه سخت تا حذف کامل منشأ تهدید و رفع تمام محدودیتها، تحریمها و حقوحقوق در تمام بخشها تنها راهکار پیش رو است. صحبت از مذاکره و یا قبول شرایط آتشبس در این مرحله از تعارض نهتنها با منافع ملی و سرزمینی در تعارض است که حتی با اصول علمی مدیریت تعارض نیز در تضاد است. زمانی که تلاشهای مستمر برای اجتناب از ورود به تعارض و در ادامه تشدید تعارض با پرخاشگری، تعرض، بمباران و تهدید و ارعاب مداوم توأم میشود؛ یا باید ابتکار عمل در الگوی مبتنی بر منافع جستجو کرد، یا با اتخاذ رویکرد تهاجمی معادلات قبلی را تغییر داد. در این مرحله، کاهش تشدید یعنی شکست و مذاکره یعنی عملیات فریب. ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است، اما مهم است که بدانیم نوشدارو بعد از مرگ سهراب هیچ ثمرهای برای کشور و مردم ایران نخواهد داشت.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
انتقال و درک مفاهیم در کلاسهای غیرحضوری دانشگاهها مختل شده است
استاد و دانشجو، بازنده آموزش آنلاین
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید