فراموش‌شدگان جنگ سالمندان در حاشیه روایت‌ها





فراموش‌شدگان جنگ سالمندان در حاشیه روایت‌ها

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۲۸

صفحه تلویزیون غرق در تصاویر و اخبار درهم‌تنیده است؛ هجوم بی‌وقفه‌ای از رنگ و صدا که فرصتی برای مکث به جا نمی‌گذارد. مردی روی مبل فرورفته، چشمانش به‌جای دنبال‌کردن خبرها، روی تصاویر خیره شده است. هر چند دقیقه، با حرکتی ناخودآگاه، به جلو خم می‌شود، گویی می‌خواهد از میان این هیاهو، ذره‌ای آرامش را بیرون بکشد. اما فاصله او با آنچه در جریان است، بیش از یک اتاق است؛ فاصله‌ای بین سکون خانه و سرعت رویدادهای بیرون!
در روایت‌های رسمی، جنگ معمولاً با تصویرهایی از تحرک و تصمیم‌گیری تعریف می‌شود؛ از کسانی که جابه‌جا می‌شوند، واکنش نشان می‌دهند و خودشان را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند. اما این روایت، همه واقعیت را نشان نمی‌دهد. در حاشیه همین تصویرها، گروه‌هایی هستند که اساساً امکان چنین واکنشی را ندارند.
سالمندان یکی از همین گروه‌ها هستند؛ کسانی که نه در خط مقدم‌اند و نه در اولویت روایت‌ها. برای آن‌ها، جنگ بیشتر از آنکه یک‌لحظه ناگهانی باشد، مجموعه‌ای از تغییرات تدریجی در یک زندگی آشناست. تغییر در صداها، در رفت‌وآمدها، در تماس‌هایی که کمتر می‌شود و در اطمینانی که آرام‌آرام از بین می‌رود. بخش قابل‌توجهی از سالمندان به‌تنهایی زندگی می‌کنند. در شرایط عادی، این تنهایی می‌تواند قابل‌مدیریت باشد، اما در موقعیت‌های ناپایدار، به یک عامل خطر تبدیل می‌شود. نبود یک شبکه حمایتی ساده مانند کسی که خبرها را توضیح دهد، پیگیر وضعیت باشد یا حتی حضور فیزیکی داشته باشد، می‌تواند آسیب‌پذیری را چندبرابر کند. از سوی دیگر، زندگی بسیاری از سالمندان بر پایه یک نظم مشخص شکل گرفته است؛ زمان مصرف دارو، مراجعه به پزشک، یا حتی انجام کارهای روزمره. هر اختلال در این نظم، پیامدهایی فراتر از یک بی‌نظمی ساده دارد. برای کسی که به مراقبت مستمر وابسته است، کوچک‌ترین اختلال می‌تواند به یک مسئله جدی تبدیل شود. در سیاست‌گذاری‌های مرتبط با بحران، معمولاً یک «تصویر عمومی» از جامعه در نظر گرفته می‌شود؛ جامعه‌ای که می‌تواند حرکت کند، تصمیم بگیرد و خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. اما این تصویر، همه واقعیت را در بر نمی‌گیرد. گروه‌هایی مانند سالمندان، بیماران یا افراد تنها، اغلب بیرون از این چارچوب قرار می‌گیرند و نیازهایشان به‌صورت مشخص دیده نمی‌شود.
مسئله فقط کمبود امکانات نیست؛ مسئله دیده‌نشدن است. این‌که در طراحی پاسخ به بحران، فرض بر این گذاشته می‌شود که همه افراد از حداقلی از توانایی و دسترسی برخوردارند، درحالی‌که چنین نیست.
جنگ، اگرچه در سطح کلان با تصمیم‌ها و درگیری‌ها شناخته می‌شود، اما در سطح زندگی روزمره، اثراتش از مسیرهای دیگری بروز می‌کند؛ از جمله در خانه‌هایی که ساکنانشان امکان همراه شدن با سرعت تغییرات را ندارند. این بخش از واقعیت، کمتر دیده می‌شود، اما به همان اندازه تعیین‌کننده است.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق