گزارش میدانی «پیام ما» از آسیب‌های جنگ در مجموعه تاریخی سعدآباد تهران

لرزه بر تن تاریخ و معماری معاصر





لرزه بر تن تاریخ و معماری معاصر

۱۷ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۳۹

در حمله نیمه‌شب ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۴ به منطقه نظامی مجاور مجموعه تاریخی «سعدآباد» در تهران، موزه‌ها و کاخ‌موزه‌های این مجموعه بر اثر موج انفجار آسیب دیده و در سه بنای نزدیک‌تر به محل انفجار، بناها، تزیینات معماری آنها و آثار و مبلمان موزه‌ای موجود در کاخ‌موزه‌ها آسیب جدی دیدند.

باران بی‌امان می‌بارد. در آسمان تهران صدای انفجارهای پی‌درپی با صدای رعدوبرق درهم‌آمیخته و تمیزدادن صداها کار آسانی نیست. برای سربازی که روی تپه «علی‌خان» نگهبانی می‌دهد هم تشخیص نوای غرش آسمان از صدای انفجارها سخت است. اما وقتی موج مهیبی همراه صدای چند انفجار، تعادلش را به هم می‌زند و گوشش را پر از سوت ممتد می‌کند، معلوم می‌شود که کمتر از صد متر آن‌سوتر از حریم کاخ، جنگنده‌ها، هدفی را با چند بمب سنگرشکن بمباران کرده‌اند.

 

   طوفان جنگ در باغ

صبح چند روز بعد از ۲۶ اسفند و در آخرین روز اسفندماه؛ هوای تهران آفتابی است. خبری از باران و صداهای مهیب آن شب نیست. سکوت فضا را صدای شاتر ممتد دوربین‌ها می‌شکند. فضای سبز پر از شاخه‌های شکسته درختان است. درختان کهن‌سالی که در آن شب بارانی، تاب موج سهمگین انفجار را نداشتند شکسته‌اند. در میان شاخه‌ها و تنه شکسته درختانی که حالا بخشی از روایت آن نیمه‌شب زمستانی شده‌اند، ترکش‌های فلزی خودنمایی می‌کنند. موج سهمگین انفجار اما فقط به گوش سربازان نگهبان آن شب و تن پیر درختان زخم نزده؛ بناهای صد و چند ساله هم از آسیبش در امان نبودند. گواهش شیروانی‌های سبز و سرخ تاب برداشته و شیشه‌های خرد شده و دیوار و سقف فروریخته بناهایی است که روی تپه علی‌خان قرار دارند.

بهار در میان درختان باغ سعدآباد خودنمایی می‌کند؛ اینجا هر سال نوروز در میان بناهای تاریخی کشور رکورددار میزبانی از بازدیدکنندگان بود. مردم برای تماشای تاریخ معاصر ایران پشت در موزه‌هایش صف می‌بستند. حالا اما خلوت‌ترین نوروز خود را تجربه خواهد کرد. نوروزی بدون میهمان و بازدیدکننده. نوروزی پر از زخم بر تن بناها و درختان. نام مجموعه تاریخی سعدآباد حالا دیگر به فهرست بلندبالای بناهای تاریخی آسیب دیده در جنگ اضافه شده و معلوم نیست دوباره چه زمانی درهایش به روی بازدیدکنندگان باز خواهد شد. یکی از مسئولان مجموعه می‌گوید از ۱۵ بنای مجموعه، سه بنا آسیب جدی دیده و دیگر بناها برای تعیین زمان بازدید، نیاز به بررسی‌های دقیق کارشناسی دارد. این یعنی تا اطلاع ثانوی سعدآباد نمی‌تواند میزبان بازدیدکنندگان باشد.

 

  برادران امیدوار

در شمالی‌ترین نقطه باغ سعدآباد؛ روی محوطه شنی، درست کنار گلدان‌های کوچک کنار هم چیده شده شب‌بوهای سفید که قرار بوده محوطه کاخ را خوشبو و زیبا کنند، پر از خرده‌شیشه است. شیشه‌های محفظه‌ای که ابزارهای سفر دو جهانگرد در آن قرار دارد. موتورسیکلت‌ها و سیتروئن عیسی و عبدالله امیدوار سر جایشان هستند، اما حفاظ شیشه‌ای‌شان دیگر نیست. همان‌طور که بخشی از دیوار عمارت درشکه‌خانه (موزه برادران امیدوار) سر جایش نیست. همان‌طور که بخشی از سقف ایوان و لوستر اتاق ورودی و شیشه ویترین‌های موزه، سر جایشان نیستند. موج انفجار آن شب تمام بنا را درنوردیده و بخش‌هایی را با ترکش‌های بزرگی که از محل انفجار به داخل مجموعه پرتاب شده‌اند؛ تخریب کرده است. ایوان پر است از کاهگل و گچ‌بری فروریخته سقف و قاب چوبی درها و پنجره‌ها که از جا کنده شده‌اند. اشیای موزه در ویترین‌ها نبودند و از آسیب آن شب جان به در برده‌اند. اشیایی که در عمارت قاجاری سعدآباد روایت سفر دو برادر جهانگرد به بکرترین نقاط دنیا را نقل می‌کردند. سفری که در بخش‌هایی از آن داستان جنگ در برخی کشورها هم بیان شده؛ حالا اما این موزه خود بخشی از روایت یک جنگ شده است.

 

  شهوندِ سبز

علی‌خان والی آن روزها که سلطنت قاجار هنوز پابرجا بود، مالک زمین‌های مرغوبی در شمال تهران بود. بعدها سردار سپه بخشی از این زمین‌ها را از او خرید و بعد از آنکه سردار سپه، شاه شد، باقی زمین‌ها از سوی علی‌خان به او اهدا شد و سعدآباد شد کاخ تابستانی پهلوی‌ها. رضاشاه عمارت کوچک و نیمه‌کاره علی‌خان والی را به‌عنوان دفتر کار و اقامتگاه اختصاصی در نظر گرفت و دستور داد تا با هنرهای اصیل ایرانی زینت داده شود. از خاتم و تذهیب تا گچ‌بری و آیینه‌کاری و فرش‌های کم‌نظیر و نفیس. از سنگ‌های سبز منحصربه‌فرد معدن خمسه زنجان برای نمای بیرونی‌اش استفاده کردند و کاخ سبز نام دیگر عمارت «شهوند» شد. بنای نقلی اما باشکوهی که خلاقیت معماران دوره پهلوی در تلفیقی هنرمندانه با هنرهای سنتی ایرانی در آن به نمایش گذاشته شده است. از حجاری نمای عمارت تا تزیینات داخلی بنا. تزییناتی که حالا بخش عمده آنها در اثر موج انفجار تخریب شده است. آیینه‌کاری‌های اتاق‌خواب و تالار آیینه، گچ‌بری‌های سقف پلکان ورودی و تزیینات و مبلمان اتاق کار (اتاق خاتم) همه قربانی موج انفجار شده‌اند.

درهای کاخ به دلیل ایمن نبودن بنا، برای دوربین‌ها باز نمی‌شود و آن‌ها فقط اجازه دارند تا از پشت پنجره‌هایی که دیگر شیشه‌ای ندارند و درِ ورودی بنا که فقط چارچوب چوبی آن باقی مانده، به داخل سرک بکشند و تصاویری را ثبت کنند. از میان دوربین‌های رسانه‌های سراسری که خود را به بالای تپه علی‌خان – که نیروهای امنیتی نگران بمباران دوباره حریم آن هستند – رسانده‌اند؛ یکی از دوربین‌ها مجوز ورود به کاخ سبز را پیدا می‌کند. تصاویر ثبت شده در این دوربین، پرده از فاجعه‌ای عمیق‌تر از آنچه از بیرون بنا قابل‌مشاهده بود، بر می‌دارند. سقف اتاق‌های مختلف ریخته و بخش زیادی از آیینه‌کاری دیوارهای اتاق‌خواب تسلیم موج انفجار شده و الوارهای چوبی زیر آن چهره کریه جنگ را در مواجهه با هنر اصیل ایران، نمایان کرده. در تالار خاتم هم مبلمان نفیس اتاق و فرش زیبای آن زیر آوار سقف مانده‌اند.

اما سؤالی که با دیدن وضعیت داخلی کاخ مطرح می‌شود این است که مگر اعلام نشده بود که اشیای موزه‌ای به انبار منتقل شده؟ پس این فرش‌ها و این مبلمان نفیس در اتاق‌های کاخ چه می‌کنند؟ مبلمان کاخ‌موزه‌ها جزو اشیای موزه‌ای محسوب نمی‌شوند؟ اگر اشیا برای نوروز دوباره چیده شده باشند هم باید گفت بمباران حریم سعدآباد حدود ۱۸ روز بعد از آغاز جنگ صورت‌گرفته است. آیا امکان جمع‌آوری دوباره اشیا در این فاصله وجود نداشت؟

میزتحریر؛ کتابخانه، گلدان، صندلی و میزهای اتاق خاتم – که حاصل هنرنمایی استادان بزرگ خاتم‌کاری ایران محمود و محمدحسین صنیع خاتم، هستند – همه زیر آوار سقف، بی‌پناه و بی‌حفاظ مانده‌اند. در اتاق‌خواب هم مبلمان زیر آوار سقف مانده و خبری از حفاظ نایلونی یا پارچه‌ای روی آنها نیست. تصاویر تکمیلی نشان می‎دهد وضعیت در کاخ سفید (موزه ملت) هم همین است؛ فرش‌ها و مبلمان جمع‌آوری نشده و بدون هیچ پوششی رها شده‌اند تا ترکش‌ها و آوار سقف؛ زخمی‌شان کند.

 

   کوشک والی

در بلندای تپه، عمارت آجری بر تمام مجموعه مسلط است. عمارتی که برخی آن را با نام «کوشک» و برخی به نام «عمارت والی» می‌شناسند. بنایی جدا مانده از موزه‌های سعدآباد که سال‌ها در اختیار بسیج خواهران بود و بعد از آنکه میراث‌فرهنگی توانست آن را از این ارگان پس بگیرد، لوکیشن سریال‌های تاریخی شد. اینکه در تمام این سال‌ها چه به سر این بنا آمده مشخص نیست؛ چرا که ورود به آن در تمام این سال‌ها ممنوع بود. حالا اما عکاسان در دوربین‌هایشان ثبت می‌کنند که می‌توان از پلکان نیم‌بند بنا بالا رفت و رسید به کنار بنای آجری قاجاری مجموعه سعدآباد. اینجا هم دوربین‌ها اجازه ورود به بنا را ندارند و باید از پشت پنجره‌ها و در ورودی سرک بکشند و بخشی از تخریب‌های ایوان را ثبت کنند. تخریب‌هایی که مشخص نیست چقدر از آن نتیجه انفجار مهیب آن شب بارانی است و چقدر از آن یادگار گروه‌های فیلم‌برداری و بهره‌برداران قبلی بنا. آنچه مسلم است این است که بنای روی بلندی تپه، حصاری نداشته که از آن محافظت کند و به همین دلیل از موج انفجار آن شب آسیب جدی دیده؛ مثل عمارت شهوند که بی‌پناه و تنها در معرض موج انفجار قرار داشته است.

 

  کاخ شمس

دامنه آسیب انفجارهای حریم مجموعه به بناهای روی تپه محدود نشده است. اغلب بناهای موجود در باغ ۱۱۰ هکتاری سعدآباد زخم برداشته‌اند، شیشه‌هایشان شکسته، شیروانی‌شان تاب برداشته یا کنده شده؛ چراغ‌های محوطه هم از موجی که تمام باغ را زیر پا گذاشته، در امان نبوده‌اند. بعضی بناها بر اثر لرزش شدید، ترک‌هایی در سقف و دیوارها برداشته‌اند. کاخ شمس (موزه پوشاک سلطنتی) که یکی از زیباترین معماری‌ها را در میان بناهای مجموعه سعدآباد دارد، از آن بناهایی است که به‌رغم فاصله از محل انفجار آسیب دیده است.

آشفتگی داخل بنا حکایت از این دارد که موج سهمگین انفجارها تا پایین دره جنی سعدآباد آمده و درست در پایین آن دره پرماجرا؛ درِ چوبی طبقه دوم را از جا کنده و لوسترها را وادار به سقوط کرده و در اتاق‌های مجموعه جولان داده. لباس‌های تاریخی خانواده سلطنتی بر تن مانکن‌ها و زیر حفاظی پارچه‌ای کنار هم در یکی از اتاق‌ها چیده شده و از گزند آوار سقف در امان مانده‌اند. تابلوهای تصاویر مربوط به لباس‌ها اما مانده‌اند زیر گچ‌های فروریخته و لوسترهای سقوط کرده و تصویری عجیب خلق کرده‌اند. انگار که حادثه، تاریخ را شاهد گرفته باشد برای این زخم‌ها. انگار که قاب‌ها حرف می‌زنند در آن آشفتگی بازمانده از انفجارهای شب بارانی ویرانگر سعدآباد.

سعدآباد قرار است تا مدت‌ها فقط در خاطره‌ها حاضر باشد. مسئولان مجموعه می‌گویند این بناها دیگر آن‌قدر امن نیستند که بخواهند اشیای موزه‌ای را در ویترین‌هایشان بچینند با تابلوهای هنری را بر دیوارهایشان نصب کنند و بعد بازدیدکننده‌ای را در آنها بپذیرند. اطلاعات دقیق‌تر را درباره میزان آسیب به بناها، قرار است کارشناسانی که با ابزار مخصوص میزان آسیب‌های سازه‎ای را می‌سنجند، اعلام کنند. اما بدون این ابزارها هم می‌توان گفت بخشی از تاریخ معماری معاصر ایران و همچنین مبلمان شناخته‌شده‌ترین کاخ‌موزه‌های ایران (کاخ سبز و کاخ سفید) آسیب جدی و غیرقابل‌جبرانی در حمله به حریم مجموعه تاریخی سعدآباد دیده است.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *