بازسازی امید؛ پیش‌شرط بازسازی ایران پس از جنگ





 بازسازی امید؛ پیش‌شرط بازسازی ایران پس از جنگ

۱۶ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۳۰

این روزها بسیاری از ما با نگرانی و دلهره اخبار را دنبال می‌کنیم. امید آن می‌رود که این جنگ هرچه زودتر پایان یابد و نیروهای دفاعی ایثارگر کشورمان بتوانند از تمامیت ارضی میهن در برابر تجاوز دشمنان دفاع کنند.

بی‌تردید این جنگ خسارت‌های سنگینی بر کشور تحمیل کرده است. بخشی از صنایع پایه آسیب‌دیده‌اند، برخی زیرساخت‌ها صدمه دیده‌اند و شمار زیادی از کسب‌وکارها تعطیل یا نیمه‌تعطیل شده‌اند؛ کسب‌وکارهایی که معلوم نیست چه زمانی بتوانند دوباره جان بگیرند. بسیاری از هم‌وطنان شغل خود را ازدست‌داده‌اند و تلخ‌تر از همه، خانواده‌هایی هستند که عزیزانشان را ازدست‌داده‌اند یا با جراحت‌های جسمی و روحی عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ زخم‌هایی که بی‌تردید پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای برای جامعه ما به همراه خواهد داشت.

در چنین شرایطی پرسشی اساسی پیش روی ما قرار می‌گیرد:  ایران چگونه می‌تواند دوباره برخیزد؟

آن هم درحالی‌که علاوه بر پیامدهای این جنگ، با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی روبه‌رو هستیم و شکاف‌هایی نیز در طی دهه‌های گذشته میان جامعه و حاکمیت شکل‌گرفته است. به گمان نگارنده، پیش از هر برنامه اقتصادی، سرمایه‌گذاری یا طرح بازسازی، ما به یک عنصر بنیادین نیاز داریم: امید.

هیچ جامعه‌ای بدون امید نمی‌تواند پس از جنگی چنین فرساینده، دوباره به حرکت درآید. امید همان نیرویی است که سرمایه اجتماعی را احیا می‌کند و زمینه را برای بازسازی اعتماد میان مردم و همچنین میان مردم و نهادهای حاکمیتی فراهم می‌سازد.

در این میان، طبقه متوسط و نهادهای اجتماعی می‌توانند نقشی تعیین‌کننده ایفا کنند؛ اهالی فرهنگ و هنر، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی و محیط‌زیستی، تشکل‌های مدنی، رسانه‌های مسئول و مستقل و همه معتمدانی که از سرمایه اعتماد عمومی برخوردارند. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که دلسوزان و تصمیم‌گیران کشور، این ظرفیت‌های اجتماعی را به میدان فراخوانند و مأموریتی روشن بر عهده آنان بگذارند: تقویت امید و بازسازی سرمایه اجتماعی کشور.

 

در کنار این رویکرد، توجه به یک ملاحظه مهم نیز ضروری است. در چنین مقطعی، هر صدایی که به سمت انتقام‌جویی، تسویه‌حساب، پرونده‌سازی و گسترش فضای بگیروببند حرکت کند، ناخواسته به تضعیف امید و اعتماد عمومی و تعمیق شکاف بین مردم و حاکمیت خواهد انجامید. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر به همدلی، اعتماد و ترمیم روح جمعی نیاز دارد.

ایران در طول تاریخ بارها از دل بحران‌های سخت عبور کرده و دوباره سر برآورده است. آنچه این سرزمین را بار دیگر برپا داشته، تنها منابع و برنامه‌ها نبوده، بلکه عشق به ایران، امید به آینده و پیوند میان مردم بوده است.

 

فردوسی بزرگ چه نیکو سروده است:

 

«چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم‌وبر زنده یک تن مباد

 

همه سربه‌سر، تن به کشتن دهیم

از آن بِه که کشور به دشمن دهیم»

 

به امید روزی که بار دیگر صدای زندگی، کار و امید در سراسر ایران طنین‌انداز شود و همه ایرانیان، در هر کجای جهان که هستند، فرصت آن را بیابند که در آبادانی و اعتلای این سرزمین سهیم باشند.

 

 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن