شهر در روزگارِ جنگ





شهر در روزگارِ جنگ

۲۵ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۱۴

یادداشت شیما وزوایی با عنوان «برنامه‌های روز جهانی زنان که نبود» در روزنامه «پیام ما» را می‌خواندم که از تعلیق فعالیت‌های مختلف مؤسسه‌ها و انجمن‌های مختلف مرتبط با زنان روایت می‌کرد. پیش‌ازاین، قطعی اینترنت در روزهای پسا‌اعتراضات دی‌ماه تجربه‌ای از این تعلیق را داشتیم و قبل‌ازآن، در جنگ دوازده‌روزه با این وضعیت آشنا بودیم؛ اما شرایط امروز متفاوت‌تر است. گستردگی قطعی اینترنت و دسترسی به آن در مقایسه با تجارب گذشته که از همان ساعت‌های ابتدایی حمله برقرار شد، تفاوت الگوی حملات و این جنگ نسبت به جنگ دوازده‌روزه، تغییر شرایط سیاسی کشور منتج از وقایع رخ‌داده، ابهام گسترده شرایط ناشی از نامعلومی نحوه و زمان پایان جنگ، محدودیت‌های ایجادشده برای برخی فعالان مدنی و سیاسی و اجتماعی پس از اعتراضات دی‌ماه که روزنامه «پیام ما» در گزارشی پیرامون مسدودی سیم‌کارت‌ها به آن اشاره کرده بود، وضعیت خانواده‌های درگیر با تبعات اعتراضات دی‌ماه (اعم از خانواده‌های زندانیان، مصیبت‌دیدگان و آسیب‌دیدگان)، گسترده بودن ویرانی‌ها و تلفات جنگ و عدم امنیت ناشی از آن، همگی بر تفاوت این شرایط دامن زده‌اند.
در جنگ دوازده‌روزه با اشکال مختلف امکان‌ها و فرصت‌هایی برای بروز ابتکارعمل‌های مردمی و مدنی برای همبستگی‌ها، رساندن صدای ایران به جهان، کمک و یاریگری، بیان‌های متفاوت مخالفت با جنگ، تهیه گزارش‌های رسانه‌ای مستقل از وضعیت جنگی و قربانیان جنگ مواجه بودیم، اما در شرایط کنونی با وضعیت دیگری روبه‌رو هستیم.بااین‌حال، برای این شرایط باید فکری کرد. وضعیت تعلیق نمی‌تواند وضعیت پایداری باشد و این به‌ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیر و فرودستان و کسب‌و‌کارها بیشتر مسئله‌ساز است.
امید است سایه شوم جنگ هرچه زودتر از میهن رفع شود و حتی امید است این تعلیق زودتر از آنکه نیاز به اندیشیدن داشته باشد، برطرف شود و اصولاً بحث این یادداشت هم سالبه به انتفاع موضوع شود. اما تا آن زمان باید به ابعاد مختلف زندگی در شرایط جنگ فکر کرد و این فکری است که هم مردم و فعالان و هم مسئولان باید داشته باشند.
چنانچه در ابتدای اعلام پاندمی کووید(کرونا) بیان می‌شد «در خانه بمانید»، اما زود مشخص شد این پیام نه می‌تواند فراگیر باشد و نه پایدار و باید برای گروه‌های مختلف اجتماعی و ابعاد مختلف زندگی هم چاره اندیشیدید، اکنون هم نمی‌توان چاره را محدود به جنگ و دفاع و تجمعات و تأمین کالا دانست.
باید فراتر از آن، به ابعاد مختلف زندگی اندیشید. تکلیف روزمزدها چه می‌شود؟ برای گروه‌های تهیدست و نیازمند حمایت چه باید کرد؟ (به‌ویژه اینکه شرایط اقتصادی پیش‌ازآن نیز تأثیرات خود را بر این گروه‌ها داشت) کسب‌وکارهای دیجیتال یا وابسته به آن، چه باید کنند که قبل از آن هم خسارت‌های گسترده‌ای را در قطعی اینترنت متحمل شده بودند و در بسیاری از مجموعه‌ها تعدیل‌های گسترده نیروی کار رخ داده بود؟ مجموعه‌هایی که پرداخت دستمزدشان وابسته به پرداخت توسط دستگاه‌های دولتی و شهرداری و… است، در این شرایط تعلیق باید چه کنند؟(به‌ویژه اینکه معمولاً اسفندماه ماه طلایی دریافتی این مجموعه‌ها بوده است).
برای زندگی اجتماعی و فرهنگی چه باید کرد؟ قبل از جنگ، مجموعه‌های مختلف برای تأثیرات وقایع دی‌ماه، برنامه‌های مختلفی برای تاب‌آوری و تسلی برگزار می‌کردند.
اکنون این گروه‌ها برای افزایش تاب‌آوری مردم در برابر پیامدهای جنگ چه می‌توانند کنند و چگونه می‌توان از این ظرفیت بهره برد؟ چگونه می‌توان از این ظرفیت‌ها برای رساندن صدای متکثر مخالفت ایرانیان با جنگ و تجاوز صهیونی-آمریکایی (نظیر تجربه جنگ دوازده‌روزه) استفاده کرد؟
بخش مهمی از پاسخ ها به دست مسئولان است که زمینه‌ها و تمهیدات آن را فراهم کنند، اما نقش فعالان مدنی و اجتماعی نیز در این زمینه مهم است و باید همه نقش خود را برای ایران را ایفا کنند. مهم‌ترین نقش در این زمینه، فعال بودن تعاملات شهری و چهره‌به‌چهره است. حاکمیت نیز بر همین تعاملات همسایگی تأکید کرده است. فعالان مدنی و اجتماعی و فرهنگی و محلی می‌توانند متناسب با ظرفیت‌ها و شبکه‌ها و سلایق خود از سرمایه اجتماعی خود برای تعاملات بهره گیرند تا بتوان بخشی از مسائل یادشده را که نیاز به رسیدگی دارند، مرهم نهاد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن