حفاظتگران در گفت‌وگو با «پیام ما» از بیم و امید در این روزهای ایران می‌گویند

حفاظت می‌کنیم،‌ با اندوه

استاد دانشگاه تربیت مدرس: اکوسیستم تخریب‌شده دیگر برنمی‌گردد، گونه حیات‌وحشی که آسیب ببیند یا منقرض شود، قابل‌بازگشت نیست. اگر همه‌چیز را رها کنیم، در آینده حتی اگر اسکندر فیروز هم زنده شود‌، آنچه ازدست‌رفته احیا نمی‌شود





حفاظت می‌کنیم،‌ با اندوه

۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۲۷

«ما به‌عنوان حفاظتگر تلاش می‌کنیم فلان گونه و منطقه و تالاب بماند تا آدم‌ها آسایش بیشتری داشته باشند. ولی وقتی جان‌ها به این راحتی از دست می‌روند،‌ چه می‌ماند جز غم!» اینها گفته «پوریا سپهوند»،‌ حفاظتگر است. این روزها او و دیگر حفاظتگران تلاش می‌کنند؛ تلاشی بی‌امان،‌ برای اینکه از جا بلند شوند و کار کنند برای طبیعت. «محمود قاسمپوری»، استاد دانشگاه تربیت مدرس، یکی از آنهاست. او می‌گوید این روزها باید بیشتر بکوشیم،؛ زیرا آنچه از گونه یا تالاب و... از بین برود، امکان بازگشت ندارد.

بهت، اندوه، بی‌قراری و انتظار، توصیف پوریا سپهوند از وضعیت جامعه است. «در کوچه و خیابان می‌بینم در غیاب شبکه‌های اجتماعی اغلب از تلخی، ابهام و شوک وقایع اخیر می‌گویند.»

جان‌های بسیاری از دست رفته‌اند. جامعه در ماتم این جان‌ها قرار دارد. در این شرایط پرسشی که مقابل ماست، این است که با چه بهانه و شوقی از محیط‌زیست حفاظت می‌کنیم. باور عمومی حفاظت از محیط‌زیست می‌گوید، حفاظت یعنی  کشف بالاترین حد بهره‌برداری از منابع‌طبیعی برای انسان به شرط پایداری! «توجه کنید، پایداری برای بهره‌برداری انسان! پس انسان‌ها هستند که اجزای مهم این نظم را شکل می‌دهند! رفاه، صلح، سلامت آنها و…، اما وقتی موضوع از‌دست‌دادن جان همین انسان‌هاست، آن‌وقت چه؟ گرانبهاتر و بااهمیت‌تر  از جان انسان چه چیز ارزش جمعی ماست؟»

ما ایرانیان به هر دلیل تعداد زیادی جان از دست داده‌ایم. دل همه به درد آمده است. «به‌عنوان حفاظتگر تلاش می‌کنیم فلان گونه، زیستگاه یا تالاب بماند تا همین جان‌ها آسایش بیشتری داشته باشند، ولی انسان‌ها و جوانان از دست می‌روند؛ چه کنیم؟ حقیقتاً این جز تراژدی و سوگ نام دیگری ندارد.»

از سوی دیگر، سرگردانی و انتظاری که این روزها در جامعه ایران به چشم می‌خورد، به این سوگواری اضافه شده است. پوریا سپهوند در غیاب شبکه‌های اجتماعی به منابع خبری داخلی سر می‌زند و می‌بیند گویا همگی منتظر واقعه‌ای مبهم در آینده هستند! «این انتظار برای مردم یک جامعه سم است. جامعه نمی‌تواند مدت زمان زیادی منتظر بماند. این انتظار فرسودگی، یأس و سردرگمی در پی دارد.»

در میانه این تعلیق و انتظار،‌ در بحبوحه این‌همه اتفاق، محیط‌زیست هم قربانی می‌شود. «اگر به هرم نیاز افراد نگاه کنیم، می‌بینیم در وضعیت بحران، تنش و جنگ، اولویت جان به در بردن است. در این شرایط کسی به فکر حفظ تالاب و گونه‌ در حال انقراض نیست.»

او این تجربه را در پارک ملی گلستان دیده است. آن زمان که اپیدمی کرونا فراگیر شد و اقتصاد زمین خورد، بخشی از جامعه محلی روانه جنگل‌ها شدند؛ از درختان ارزشمند تا لاشه چوب را جمع می‌کردند و برای امرار معاش آن را به کارخانه‌ نئوپان می‌فروختند. «منابع‌طبیعی در زمان تشویش،‌ بحران و جنگ اولین قریانی است. با ادامه وضع موجود، فرار از این وضعیت گریزناپذیر است؛ هم‌زمان با اندوه و انتظاری که داریم.»


امیدی ندارم

«کوروش بختیاری» کنشگر محیط‌‌زیست در اراک است. سه‌شنبه‌های بدون خودرو را او مطرح کرد و پس‌ازآن، همراه با سایر فعالان محیط‌زیست در این سال‌ها سه‌شنبه‌های اعتراضی را نسبت به آلودگی هوای شهرشان برگزار می‌کردند. این روزها او خسته از اتفاقات است. «چند روز پیش در جلسه‌‌ای که مربوط به آلودگی هوا بود، شرکت کردم. ما همه این سال‌ها می‌خواستیم مردم در سلامت باشند، دچار بیماری نشوند. اما این اتفاق‌ها رخ‌ داده و من شخصاً امیدی ندارم.»

مازوت‌سوزی‌های بی‌امان در اراک باعث شده بود آنها نتوانند درباره آلودگی خودروی شخصی اطلاع‌رسانی کنند. اما حالا با وضعیت به‌وجود‌آمده، موارد بسیار پایه‌ای‌تری مطرح است. «قبل از این اتفاقات امکان صحبت درباره خیلی‌ چیزها نبود. بارها این موارد را به مسئولان گفتیم و حرف ما را نشنیدند. حالا چه بگوییم؟!»


می‌ایستیم،‌ از پا درنمی‌آییم

«پویا نیکجو» در حوزه کودکان و محیط‌زیست فعالیت می‌کند. او معتقد است گرچه در شرایطی قرار داریم که همه اندوگین‌ هستند و عواطف و روانمان آزرده شده، اما نباید مسئولیتمان را نادیده بگیریم. «نباید از تلاش برای حفاظت ناامید شویم. مگر کسانی که کار اقتصادی می‌کنند، کار‌شان را رها می‌کنند؟ ما هم عزاداریم، اما برای میلیون‌ها نفری که در این کشور زندگی می‌‌کنند، برای همه زیستمندان، نمی‌توانیم دست از کار بکشیم. باید برای حفظ محیط‌زیست بکوشیم.»

به‌گفته نیکجو، ما حق نداریم جاخالی دهیم. «باید در کنار هم باشیم و بگوییم چیزی نمی‌تواند ما را از پا دربیاورد الا..»


ناامید نباش،‌ پیش برو

محمود قاسمپوری استاد دانشگاه تربیت‌مدرس است. او با اشاره به اینکه آینده چندان روشن نیست و ممکن است اتفاقات بدتری بیفتد، به وضعیت محیط‌‌زیست در این زمانه اشاره می‌کند. به‌گفته او، در این وضعیت اولویت‌های حفاظتی چند پله پایین‌‌تر می‌روند و شرایط دشوارتر می‌شود.

در همین ماه‌های اخیر یک تیم که قاسمپوری هم جزئی از آن بود، می‌خواست کارگاه استاندارد کردن شیوه‌های سرشماری را برگزار کند که آتش‌سوزی در جنگل‌ الیت رخ داد. اگر آن زمان کارگاه را برگزار می‌کردند، با این انتقاد مواجه می‌شدند که در شرایط حریق در حال برگزاری کارگاه در جنگل هستند. ناچار شدند زمانش را عقب بیندازند تا آتش خاموش شود. پس از آن برف سنگینی بارید. در ادامه، اعتراضات را شاهد بودیم. درنهایت، کارگاه با تعداد محدودی برگزار شد. «می‌دانم در این شرایط کار آموزشی و حفاظتگری لطمه می‌خورد، اما باید ادامه دهیم.»

قاسمپوری مخالف سرسخت ناامیدی است؛ اینکه حفاظت را در تعلیق بیندازیم. «اکوسیستم تخریب‌شده دیگر برنمی‌گردد. گونه حیات‌وحشی که آسیب ببیند یا منقرض شود، قابل بازگشت نیست. اگر همه‌چیز را رها کنیم، در آینده حتی اگر اسکندر فیروز هم زنده شود‌، آنچه ازدست‌رفته احیا نمی‌شود.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *