گفتوگو با روزنامهنگاران درباره توقیف روزنامه «هممیهن» و خطر از دست رفتن اندک مرجعیت باقیمانده در ایران
صدایی که از جامعه کم شد
۳۰ دی ۱۴۰۴، ۲۰:۱۰
دو هفته از قطع دسترسی به شبکه جهانی اینترنت میگذرد و باوجود این شرایط، بسیاری از روزنامهنگاران در داخل ایران در این روزها تلاش کردهاند روایتگران صادق شرایط فعلی کشور باشند. اما درست در همان روزی که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از تلاشهای رسانهها «در انعکاس حوادث و واقعیات» تشکر کرد، روزنامه سراسری «هممیهن» توقیف شد تا صداهای مرجع داخلی محدودتر از گذشته شود. اما چنین اقداماتی چطور موجب فشار مضاعف بر روزنامهنگاران میشود و مرجعیت رسانههای داخلی را به خارج از ایران منتقل میکنند؟ تحریریه این روزنامه و سردبیران سایر رسانهها از خطر افزایش این فشارها و مشکلات آتی برای روزنامهنگاری ایران میگویند.
خبر توقیف روزنامه «هممیهن» با تصمیم هیئت نظارت بر مطبوعات شوک بزرگی برای رسانههای داخلی بود؛ آنهم در روزهایی که قطعی اینترنت هنوز ادامه دارد و رسانههای داخلی بهسختی و با دسترسی محدود قلم میزنند تا صدای جامعه باشند. ساعاتی پس از انتشار خبر توقیف روزنامه هممیهن، وبسایت این رسانه هم از دسترس خارج شد. با قطعی اینترنت، تعداد صفحات این روزنامه از ۱۶ صفحه به ۸ صفحه کاهش پیدا کرده بود، اما همچنان روزنامهنگاران این رسانه، بهویژه در سرویس اجتماعی، تلاش میکردند بازتابدهنده شرایط جامعه باشند. تحریریه این روزنامه در گفتوگو با «پیام ما» از از حالوهوایشان بعد از شنیدن خبر توقیف میگویند.
توقیف روزنامه نمیتواند منجر به توقیفکردن ذهن مردم شود
«یاسمن طاهریان» خبرنگار سرویس بینالملل این روزنامه است که قطعی اینترنت سختی کار آنها را دوچندان کرد؛ چراکه نبود دسترسی به اخبار بینالمللی عملاً امکان ارائه تحلیل را برای آنها از بین برده بود: «در این مدت قطعی اینترنت هیچ دسترسی به اخبار نداشتیم و رویکرد تحلیلیمان را از دست دادیم. درواقع، کار ما این بود که مقالات تحلیلی و نظرات تحلیلگران جهان را بازتاب دهیم تا مردم آگاه شوند جهان به چه سمتی میرود و چه اتفاقاتی در حال رخدادن است. تحلیل اخبار جهانی تمام موضوعات خبری را در یک روزنامه بااهمیت میکند. اما وقتی دسترسی به اخبار جهان نداشته باشی، انگار دیوار دورت کشیدهاند.»
طاهریان میگوید در این روزهای نبود دسترسی به اینترنت بینالملل بازخوردهای زیادی از مخاطبان هممیهن دریافت میکرده: «در این شرایط که هیچکس دسترسی به جایی نداشت، گزارشهای هممیهن خوانده میشد و باعث دلگرمی ما بود. خبر توقیف برای ما شوک بزرگی بود، بهخصوص اینکه کار ما بهگونهای است که هر روز دور هم جمع میشدیم و باهم صحبت میکردیم، اما این اتفاق مزید بر علت افسردگی جمعی میشود که اکنون وجود دارد.»
از دیدگاه او، روزنامهنگاری روایتگری و صدای مردم بودن است: «اما وقتی که قطع میشود، بهنوعی پاککردن صورت مسئله است. الان همکاران سردردگماند. اینجا منبع درآمد بسیاری از افراد بود. باوجود اینکه حقوق مطبوعات ناچیز است، اما با عشق و علاقه به حرفهشان، کارشان را در هر شرایطی انجام میدادند. وقتی که حرفهات را به یکباره از تو میگیرند، انگار زندگیات را متوقف کردهاند.»
«نسیم سلطانبیگی» خبرنگار سرویس اجتماعی این روزنامه است. او درباره خطر ازدسترفتن مرجعیت داخلی رسانهها با توقیف روزنامه میگوید: «مرجعیت باید در داخل کشور باشد. بعد از سالهای طولانی که رسانههای داخلی این مرجعیت را از دست داده بودند، برای مدت کوتاهی این مرجعیت بازگشته بود. درواقع، یکسری از روزنامهها در حال بازپسگیری آن بودند. اما متأسفانه کسانی دلشان نمیخواهند این مرجعیت برگردد. میخواهند روایت خودشان را بسازند؛ کاری که سالهاست انجام دادهاند و جوابی نگرفتهاند.»
بهگفته او، ما روزنامهنگاران صرفاً بازتابدهنده آن چیزی هستیم که در جامعه اتفاق میافتد و سازنده خبر نیستیم: «میخواهند آنقدر ابعادش را گسترده کنند که چشمها و گوشهای مردم را بگیرد. اما درنهایت چنین اتفاقی نمیافتد؛ چراکه جامعه در حال مشاهدهکردن همه اتفاقاتی است که اطرافمان وجود دارد. توقیف هممیهن و هر روزنامه دیگری نمیتواند منجر به توقیفکردن ذهن مردم شود. مردم آن چیزی را که باید لمس میکنند و این رسانهها همه تلاششان فقط این بوده که بازتابدهنده باشند.»
از دیدگاه سلطانبیگی، آسیب این توقیف این است که رسانههای خارج از کشور را به مرجع مردم تبدیل میکنند: «هرچقدر این دسترسی محدودتر شود، فیکنیوز و شایعه بیشتر میشود و صحت و سقم هیچچیز قابلسنجش نیست. همه اینها درنهایت اعتماد جامعه را از بین میبرد.»
«الهه محمدی»، دیگر خبرنگار سرویس اجتماعی این روزنامه، از تیرماه سال ۱۴۰۱ و از شماره صفر این روزنامه همکاری خود را با آن آغاز کرده است. چند ماه بعد بازداشت شد و پس از آزادی و با برداشتهشدن ممنوعیتهای کاری به روزنامهنگاری بازگشت. او تجربه خود از کار روزنامهنگاری را اینطور روایت میکند: «تحریریهها همیشه برای من یک سنگری بود که در آن پناه میگرفتیم تا بتوانیم تنها کاری را که بلد هستیم، انجام دهیم. برای تکتک همه گزارشهای این روزنامه انرژی و شوق گذاشته شده و روزنامهنگارهای شریفی در تمام بزنگاهها سعی کردند روایت دست اول و بیواسطه را به مردم ایران برسانند.»
او میگوید برایشان خوشحالکننده بوده که در روزهای قطعی اینترنت میتوانستند با نسخههای کاغذی به خانه مردم بروند: «سعی کردیم از روایتهای شهرهای مختلف بنویسیم و بازتابدهنده شرایط باشیم. فکر میکنم همین یکی از دلایلی بود که جلوی انتشار این روزنامه گرفته شد.»
محمدی میگوید هر پیام مخاطبان درباره گزارشهایشان، این امید را به آنها میداده که روزنامهنگاری هنوز زنده است: «اما فعلاً با بدسلیقگی و در یکی از مهمترین برههها تریبون روزنامه و قلم را از ما گرفتند. امیدوارم تصمیمگیران آگاه باشند که با هرچه تنگتر کردن فضای رسانه داخلی، مردم را عصبانیتر میکنند. در آخرین دادگاهی که داشتم، دفاعیهای خواندم که ابتدای آن گفتم «به نام قلم». هنوز هم میگویم «به نام قلم» و کار ما تمامشدنی نیست.»
انجمن صنفی هیچ واکنشی نشان نمیدهد
با توقیف این روزنامه سراسری چطور فشار بر رسانههای داخلی بیشتر میشود و مرجعیت خود را بیشازپیش از دست میدهند؟ هنوز انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران واکنشی نسبت به این موضوع نشان نداده است. «شهرزاد همتی»، سردبیر روزنامه شرق، به «پیام ما» میگوید: «واقعیت این است که من گمان میکنم دیگر مرجعیتی وجود ندارد. تا میخواهیم کمی بیشتر بازتابدهنده روایتها باشیم، خبرنگاران به طرق مختلف مورد هجمه قرار میگیرند. انجمن صنفی هم هیچ واکنشی نشان نمیدهد. نمونه آن ماجرای سیمکارت سفید است، که چگونه خبرنگارها گوشه رینگ قرار گرفتند و هیچکس هیچ حرفی نزد. هیچ مدیر رسانهای نگفت ما به خبرنگار گفتیم باید سیمکارتت سفید باشد تا بتوانی کار کنی. در این شرایط خبرنگارها آبرویشان رفت و مجبور به سکوت شدند.»
او از ساکت کردن صداهای مستقل میگوید: «وقتی روزنامهای مانند هممیهن سعی کرد صدای مستقلی باشد، خاموش شد. فارغ از اینکه در دولت پزشکیان این اتفاق افتاده و این موضوع بسیار ناراحتکننده است، حس میکنم چرخهای که مدتها خاموش شده بود، دوباره شروع شده است. بنابراین، صاحبان رسانه که بهسختی چراغ را در این شرایط روشن نگهداشتهاند، باید دستبهعصاتر از گذشته حرکت کنند.»
بهاعتقاد همتی، در شرایطی که اینترنت یکطرفه است، صحبت از مرجعیت، کار بسیار اشتباهی است: «شرایط کنونی ایران، که حرکت روی تیغ دولبه است، بهخاطر محدودکردن صداهای مستقل است. اگر صداهای مستقل در ایران روشن بود و میتوانستند صحبت کنند، چه در ایران و چه در خارج از ایران صدا دست تعدادی از رسانههای ایدئولوژیک نمیافتاد که فقط آنها حرف بزنند و ما تماشاچی باشیم.»
او اضافه میکند یکی از دلایلی که برای توقیف روزنامه هممیهن گفته میشود، گزارش بیمارستان ایلام بوده است: «اگر شرایط بهگونهای بود که وزرارت ارشاد این توانایی و جسارت را داشت تا از همه رسانهها، خبرنگار به ایلام اعزام میکرد و اجازه میداد هرکدام روایت خودشان را بنویسند، چه مشکلی بهوجود میآمد؟ ما در دولت آقای پزشکیان همهچیز را تجربه کردیم. همهچیز از معنا تهی شده است.»
اندک صداهای مخالف هم تحمل نمیشود
«پژمان موسوی»، سردبیر مجله تجربه، به «پیام ما» درباره توقیف روزنامه هممیهن میگوید: «من از توقیف هممیهن متأسفم. این روزنامه یکی از روزنامههایی بود که با امکانات حداقلی، بهخوبی کار میکرد. رویکرد آن، رویکردی نسبتاً مستقل بود و میتوانست کارکرد داشته باشد. در این روزها که دسترسی به اینترنت و سایتهای خبری خارجی امکان نداشت، این روزنامه یکی از معدود صداهایی بود که با وجود قطع اینترنت، بهخوبی کار میکرد.»
از دیدگاه موسوی، این توقیف نشاندهنده آن است که اندک صدای مخالف هم تحمل نمیشود و بیشتر از آنکه خبر تلخی باشد، خبر نگرانکنندهای است: «اندک رسانههایی که میتوانستند هنوز قلاب کوچکی و دلخوشیای باشند که هنوز در داخل عدهای کار میکنند. البته در حال حاضر بخش زیادی از مردم اساساً به رسانههای داخلی اعتماد نمیکنند؛ حالا آن صدایی هم که نسبتاً مستقل کار میکرده است، توقیف شده و اجازه نمیدهند ذرهای صدایی از داخل بلند شود. این موضوع با هیچ منطقی سازگار نیست. آنهایی که دور هم نشستهاند و تصمیم به توقیف گرفتهاند، حتماً چیزهایی که ما دربارهاش صحبت میکنیم را میدانستند. باوجوداین، تصمیم به این کار گرفتند و این خیلی عجیب و حیرتانگیز است.»
مرجعیت همهچیز از ایران رفته است
«اکبر منتجبی»، سردبیر روزنامه سازندگی، هم به «پیام ما» میگوید مطبوعات وضعیت خوبی ندارند و هر فشاری از جمله قطعی اینترنتی و توقیف باعث بدتر شدن این وضعیت میشود: «آنهم در زمانهای که گفته میشود این یک نبرد است و مشخصاً اسم میبرند که اسرائیل و آمریکا با دو بازوی رسانهای خود، ایراناینترنشنال و بیبیسی، دخالت مستقیمی در آن دارند. وقتی مسئولان معتقدند این بازوهای رسانهای در این جنگ نقش مؤثری دارند، پس رسانه میتواند در جهت کنترل وضعیت و تشدید وضعیت کمککننده باشد. وقتی که آن رسانهها در حال فعالیت هستند، در داخل رسانهها را در تنگنا قرار میدهیم، اینترنت را قطع میکنیم، روزنامهنگارها را تحت فشار قرار میدهیم، اخبار را بهصورت بسیار کنترلشده منتشر میکنیم و… . این اتفاق نهتنها به بهبود شرایط کمک نمیکند، بلکه شرایط را بدتر میکند و توقیف روزنامه هممیهن هم ازایندست است.»
او اضافه میکند البته روزنامهنگاران ایران در این شرایط باید بیطرف باشند: «باید وضعیت را بسنجند که از هر چه باعث تشدید وضعیت میشود، پرهیز کنند. معتقدم باید دوره روزنامهنگاری بحران سیاسی را همه ما دوباره بگذرانیم؛ چراکه فکر میکنم روزنامهنگار نباید به یک طرف ماجرا میل داشته باشد؛ چه بهسمت قدرت و چه بهسمت معترض برود، دیگر روزنامهنگار نیست و کنشگر است. باید بیطرف باشیم.»
منتجبی میگوید درباره خطر ازبینرفتن مرجعیت رسانههای داخلی با توقیف میگوید: «سالهاست مدام صحبت از این موضوع میشود که مرجعیت رسانه از ایران رفته است. اما بهاعتقاد من، علاوهبر رسانه، مرجعیت سیاسی و علمی هم از ایران رفته است.»
وقتی عقاید مختلف و مخالف گفته نشوند، چه راهی میتواند باز شود؟
«فاطمه علیاصغر»، سردبیر روزنامه «پیام ما»، درباره اقدام هیئت نظارت بر مطبوعات میگوید باورش سخت است وقتی همه در شوک حوادث اخیر هستیم، ناگهان خبر برسد روزنامهای توقیف شده است: «این اقدام چه بار روانی به جامعه بحرانزده وارد میکند؟ چقدر افکار عمومی تحت فشار قرار میگیرند؟ چقدر دستاندرکاران امر فرهنگی را با درد و خودسانسوری و خفقان روبهرو میکند؟ وقتی عقاید مختلف و مخالف گفته نشوند، چه راهی میتواند باز شود؟»
او توضیح میدهد در تمام سالهای گذشته روزنامههای بسیاری کار کرده که هرکدام به هزارویک دلیل از انتشار بازماندند: «روزنامهنگاران بسیاری از ایران رفتند. روزنامهنگاران بسیاری خانهنشین شدند. بسیاری به کارهای دیگر روی آوردند. این رویه مانع انعکاس بسیاری صداها شد که میتوانستند هر یک برای ایران بگویند. از ایران بگویند. از آینده روشن. ازبینرفتن آنها چه حاصلی داشت، جز ناامیدی بیشتر؟»
از دیدگاه او، ارتباطات یک علم است و ضرورت جریان آزاد ارتباطات برای رسیدن به توسعه و پیشرفت و رفاه در جوامع مختلف واقعیت امروز روی کره زمین: «بسی کارشناسان، فعالان و مردم در صدسال گذشته رنج بردند تا جهان بفهمد جریان ارتباطات نباید یکطرفه باشد و همین اعتقاد باعث برهم خوردن جریان یکسویه اطلاعات از غرب جهان به شرق جهان شد. کشورهای بسیاری متوجه شدند باید صداها را شنید. امروز جهان صداهاست. چرا این اندازه شبکههای اجتماعی با استقبال مواجه شدند؟ اگر بدون قضاوت به حرفهای مخالفانمان خود گوش دهیم، بیشک امیدها را نجات میدهیم. از مرگ انسانهای زیادی جلوگیری میکنیم. دیگر شکی باقی نمانده که بازتاب صداهای مختلف در جهان چندصدایی تنها راهحل هر جامعهای است. یادمان نرود نسل جوانی پایشان به میان است که در دنیای دیجیتال به دنیا آمدند و تحت هر شرایطی و بههرنحوی که شده، صدایشان را بلند میکنند و احتمالاً بهدلیل انرژی و امتیاز جوانی نیمنگاهی هم به رسانههای بسته یا تکصدا ندارند.»
قطع یک صدا از صداهای مردم، پسندیده نیست
«رضا غبیشاوی»، کارشناس رسانه و سردبیر روزنامهنگاری جدید، در گفتوگو با «پیام ما» ابعاد مختلف این توقیف را اینچنین شرح میدهد: «توقیف رسانه، تصمیم و اتفاق بدی است. بهویژه اگر این رسانه، روزنامه کیفی، پرمخاطب و تأثیرگذار «هممیهن» باشد؛ بهویژه اگر این اتفاق در شرایط کنونی رخ دهد، حتماً رخداد بدتری است.»
بهگفته او، در وضعیت فعلی که با بزرگترین و هولناکترین قطع اینترنت و ارتباطات تاریخ کشور روبهرو هستیم، آسیب زدن به رسانههای داخلی نه خردمندانه است و نه هوشمندانه. او چند دلیل را برای این موضوع برمیشمارد: «اول، تعطیلی یک رسانه بهخودیخود اقدام اشتباهی است و مسئولان مرتبط باید از آن خودداری کنند؛ چون قطع یک صدا از صداهای مردم، پسندیده نیست و فضای رسانهای کشور را از تنوع و گوناگونی محروم میکند. حتماً این فضا، باعث نارضایتی مردم، بهویژه مخاطبان این رسانه، و سوق دادن آنها بهسمت ناامیدی و تندروی میشود.»
او دلیل دوم را اینطور شرح میدهد: «مردم را نباید میان انتخاب بین دو گزینه صداوسیما و شبکه ایراناینترنشنال تنها گذاشت؛ چراکه در اینصورت اکثریت مردم بهسمت گزینه مقابل صداوسیما خواهند رفت، فارغ از اینکه این گزینه چیست یا چه عملکردی دارد. عملکرد غیرحرفهای، تبلیغاتی و خارج از چارچوب منطقی صداوسیما آنچنان سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی این سازمان را نابود کرده که هر رقیبی با کوچکترین تحرکی توانایی پیروزی بر صداوسیما را دارد. شبکه ایراناینترنشنال با وجود رفتارها و حرکات غیرحرفهای و غیرقابلدفاع، اما چون مقابل صداوسیماست، توانسته توجهها و نگاهها را به خود جلب کند. بخشی از موفقیت ایراناینترنشنال نه حاصل عملکرد این شبکه، بلکه نتیجه ضعف و عملکرد نادرست و ضدمخاطب رسانههای داخلی و تصمیمات اشتباه مسئولان در حوزه اطلاعرسانی است. نباید این وضعیت را تشدید کرد؛ زیرا نه به سود مردم است و نه کشور.»
غبیشاوی خطر دیگر را اینطور بیان میکند: «در شرایط قطع اینترنت و ضعف بیشازپیش رسانههای داخلی نباید آسیب جدیدی به آنها وارد کرد؛ چراکه از یکسو باعث میشود اعتماد عمومی به سایر رسانههای داخلی از آنچه هست، کمتر شود و از سوی دیگر با افزایش خودسانسوری و احتیاط، رسانههای داخلی از محتوا تهی و به بولتن گفتههای کلیشهای مسئولان تبدیل شوند. این یعنی روی برگردانی مردم و افکار عمومی از رسانههای داخلی و توجه بیشتر بهسمت رسانههای خارج از کشور.»
این روزنامهنگار توضیح میدهد کشور در شرایط بحرانی مثل اکنون بیشازپیش به دریافت اطلاعات و خبر نیازمند میشود: «در اصطلاح، جامعه با عطش خبری مواجه میشود. در این وضعیت باید به رسانههای داخلی برای افزایش تولید و انتشار خبر و گزارش و تحلیل و تفسیر کمک کرد تا مخاطب داخلی از رسانههای داخلی سیراب شود؛ نه اینکه چشم به رسانههای خارجی داشته باشد.»
از دیدگاه او، هممیهن یک رسانه مکتوب حرفهای، مستقل و متعهد به چارچوبهای کاری است: «مخاطبان در شرایط عادی و بهویژه بحرانی، به گفتههای رسانههای خصوصی و مستقل بیشتر از رسانههای دولتی و حکومتی و ارگان، اعتماد میکنند و میپذیرند. با حذف این رسانهها، مخاطبان بهسمت رسانههای محافظهکار دولتی و ارگانها نمیروند، بلکه اعتماد خود را بهطورکامل از دست میدهند.»
غبیشاوی اضافه میکند حذف چنین رسانههایی از صحنه اطلاعرسانی یعنی حمایت از فضای تولید و پرورش خبر جعلی، اطلاعات نادرست، شایعه، محتوای غیرحرفهای و آسیبزا: «یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با این محتواهای بد، حمایت از فعالیت رسانهها و روزنامهنگاران حرفهای است؛ هرچند دچار اشتباه و خطا هم شده باشند. مردم برای دریافت اطلاعات صحیح به رسانههای حرفهای که قبول دارند، مراجعه میکنند. در نبود این رسانهها، فضا برای فعالیت شبهرسانهها و ضدرسانهها باز میشود.»
«پیام ما» تلاش کرد برای ثبت دیدگاههای مختلف درباره توقیف این روزنامه با سردبیران رسانههای اصولگرا هم تماس بگیرد و نظرات آنها را جویا شود، اما دو نفر از سردبیران این رسانهها حاضر به مصاحبه نشدند یا تماس را به دقایقی بعد موکول کردند که در ادامه هم پاسخ ندادند.
برچسب ها:
نظر کاربران
ناشناس
وقتی به مشارکت حداقلی در انتخابات که چند سال پیاپی کمتر و کمتر شد و زنگ خطر نارضایتی مردم را با صدای بلند فریاد می زد به هیچ عنوان توجه نشد باید منتظر آتشفشان خشم مردم بودند. امروز این آتشفشان خاموش فوران کرد و هر روز گسترده تر از دیروز با سیل مذاب خشم خود همه چیز را ویرا می کند.
این سیل به هیچ وجه قابل کنترل نیست. اینجا دیگه آخر خط نظام هست. هرچه زودتر بپذیرن به نفع همه هست.
با قطع کرون اینترنت و توقیف روزنامه فقط بنزین روی این آتش می ریزن که خشک و تر را با هم می سوزاند
محمد
از دیدن همچین سایتی بدون فیلتر واقعا تعجب کردم
مطالبتون بسیار جالب بود و اینکه تو جامعه ای که هیچکس حرف مردمو نمیفهمه واقعا حس خوبیه که حداقل یکی بازتاب صدای ما باشه
من بعنوان یه جوان ایرانی به شما افتخار میکنم
پاینده باشید
Ali
واقعا دمتون گرم کارتون عالیه ممنون
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفهبگیران نیروهای مسلح
واکنش یک نهاد صنفی به سیاستهای دسترسی به اینترنت؛
انتقاد انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز از طرح «اینترنت پرو»
انقلاب خاموش در صنعت دارو
گفتوگو با «ناهید خداکرمی» در روز جهانی ماما
تولـــــــــد در زمانه اضطراب
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




محمد
ببخشید روزنامه شما مخالف نیست معانده