اصیلترین هنر ایران با چالشهای جهانیشدن و تلاش برای حفظ هویت فرهنگی روبروست
فرش ایرانی، از کارگاههای عملی تا گفتمان جهانی
۱۴ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۳۹
در بازهای کوتاه، دو نشست تخصصی با دو نگرش متمایز اما تکمیلکننده درباره فرش ایرانی برگزار شد. نشست نخست در بنیاد قمپژوهی با عنوان «بازآفرینی فرشهای بزرگ»، با دعوت از یک فعال عملی حوزه فرش، به طور ملموس بر چالشهای فنی، اجرایی و مدیریتی تولید فرش در مقیاس بزرگ و کاربرد آن در کشورهای عربی متمرکز شد. نشست «فرش ایرانی در مجموعه جهانی» نیز در موزه فرش ایران برگزار شد و با تمرکزی کلان، جایگاه این هنر را در نهادهای بینالمللی هنر و بازارهای جهانی مورد واکاوی قرار داد. تحلیل همزمان این دو رویداد که هر یک مستقل و برآمده از دغدغههای خاص خود بودند، تصویر جامعتری از وضعیت پیچیده و چندلایه فرش ایران در زمانه حاضر به دست میدهد.
دانش فنی بهمثابه میراث زنده
نشست بنیاد قمپژوهی، با بررسی چالشهای بافت، حمل و نصب فرشهای بزرگ، وجه کاربردی و تجربی فرش را برجسته کرد. این نگاه، فرش را نه صرفاً بهعنوان یک شیء موزهای، بلکه بهعنوان محصولی پیچیده و معاصر میدید که باید پاسخگوی نیازهای مشخصی مانند استحکام، دوام و هماهنگی با معماری بنا باشد. تأکید این نشست بر حل مسائل عملی، نشان از زندهبودن و انطباقپذیری دانش فرشبافی داشت. بااینحال، پرسش ضمنی این بود که آیا این دانش فنی ارزشمند، تنها در خدمت ابعاد و مقیاس است، یا میتواند حامل همان عمق نمادین و بیان فرهنگی باشد که هویت اصیل فرش ایرانی را میسازد؟
نشست موزه فرش ایران، با بررسی حضور فرش در موزههایی مانند لوور، به کارکرد سیاسی و فرهنگی موزه در جهان معاصر پرداخت. پرسش اصلی اینجاست که وقتی یک اثر در نهادهای جهانی نمایش داده میشود، آیا روایت و هویت مستقل خود را حفظ میکند یا به بخشی از یک روایت بزرگتر و غالباً تحمیلی تبدیل میشود؟ صحبت از «اهمیت آثار ایران در موزههای اروپا» ناخودآگاه این ابهام را ایجاد میکند که این اهمیت، بر اساس کدام چارچوب ارزشی و به نفع چه کسی تعریف شده است؟ تأکید سخنرانان بر نقش حیاتی موزهها در ارتباط با مردم، پرسشهای مهم را مطرح میکند: «این ارتباط با کدام مردم و با کدام هدف برقرار میشود؟ آیا موزه محلی برای گفتوگوی فعال و دوسویه فرهنگهاست، یا صحنهای برای نمایش اقتدار فرهنگی و تعریف یکسویه از «امر زیبا»؟» به نظر میرسد موزه در این نقش، تنها یک نگهدارنده نیست، بلکه بازیگری است که قدرت تعریف و تفسیر میراثفرهنگی را در اختیار دارد.
اشاره مستقیم در نشست دوم به تأثیر شبکههای مالی و حراجیهای بزرگ بر سرنوشت آثار هنری، از نقاط برجسته آن بود. بازار بینالمللی هنر، صرفاً یک عرصه مبادله نیست؛ یک سامانه پیچیده معناساز است که ارزش مالی را به ارزش فرهنگی و اعتبار تاریخی گره میزند. قیمت بیسابقه یک فرش در یک حراجی معتبر، تنها یک رقم نیست، بلکه نوعی تأیید و اعتباربخشی نهادی به یک دوره، سبک یا منطقه است. این منطق تا جایی پیش میرود که پدیدهای مانند تقلب و جعل را نیز توضیح میدهد؛ جعل در اینجا اعترافی تلخ به هژمونی سبکی خاص است که بازار آن را ارزشمند ساخته است و مثال آقای «تورج ژوله» درباره بیتوجهی به فرش هرات و همچنین بافت قالیهای کپی شده صفوی در کشور ترکیه نمونه خوبی برای این توضیح است.
همچنین یکی از خبرهای امیدوارکننده مطرح شده در این نشست، اشاره به امکان کشف فرشهایی با قدمتی حتی بیشتر از فرش معروف «پازیریک» در سالهای آینده بود. اگرچه این خبر میتواند از نظر باستانشناسی بسیار هیجانانگیز باشد، اما از منظر نقد فرهنگی حاوی ابعاد دیگری است. این وعده، در عمق خود، درگیر یک رقابت روایی بر سر تقدم و اصالت است. «پازیریک» دههها بهعنوان نماد کهنسالی فرش ایرانی شناخته میشد. حال، سخنگفتن از پیشینیان برای آن، ناخودآگاه تلاشی برای پسزدن مرزهای تاریخ و دستیابی به یک برتری نمادین در صحنه روایت تمدنها به نظر میرسد. این نگرش، ممکن است ما را به دام اهمیتدادن افراطی به قدمت بیندازد، بهگونهای که «کهن بودن» به اصلیترین معیار ارزشگذاری تبدیل شود و ابعاد زیباییشناختی، اجتماعی و انسانی پیچیدهتر اثر تحتتأثیر آن قرار گیرد.
حضور فیزیکی در برابر غیاب معنوی
این نکته دارای اهمیت است که اگرچه امروزه فرش ایرانی بهعنوان نمادی از هنر ملی، زینتبخش سالنهای مهم سیاسی و دیپلماتیک در داخل و خارج است، اما این حضور فیزیکی لزوماً به معنای ارتقای عمقی اهمیت هنری آن نیست. چنین حضوری اغلب در خدمت روایت سیاسی یا نمایشی از هویت ملی است و ممکن است حتی به انحراف از ارزش ذاتی اثر بینجامد، آنجا که فرش به یک «دکور» یا «پسزمینه قدرت» تقلیل پیدا میکند. ارزش واقعی هنر ایران نه در مکان فیزیکی که آن را به نمایش میگذارد، که در خود هنر نهفته است.
در تقابل با این نگاههای ابزارگرایانه باید بار دیگر بر ارزش اصلی هنر تأکید کرد. ارزش اصیل یک فرش را نه در قدمت، ابعاد یا قیمت حراجی آن، که در نوع نگاه و برداشت بافنده آن که از جهان ارائه میدهد، باید جست. این هنر، تجسم دیدگاه انسان ایرانی به هستی، طبیعت و اسطوره است. ارزش آن در عمق نمادها، در لایههای پنهان معنا که از باورهای کهن تا مفاهیم عرفانی را در هم میتنند، و در قدرت بیانی است که یک فرهنگ را بهمثابه پدیدهای زنده و پیچیده بازمینمایاند.
جایگاه خالق در حاشیه گفتمان
در میانه مباحث تخصصی حول نهادهای جهانی، مکانیسمهای بازار و صحنههای سیاسی، نقش اساسی بافنده بهعنوان خالق اثر، کمرنگ به نظر میرسد. بافنده امروز مجری طرحی است که اغلب دیگران طراحی کردهاند؛ اما در گذشته و در بسیاری موارد، طراح هم بوده است و دانش فنی، تجربه و مهارت عملی اوست که یک نقش را از روی کاغذ به یک اثر ملموس و بادوام تبدیل میکند. بااینحال، در گفتمانهای غالب، این نقش حیاتی کمتر به رسمیت شناخته میشود و بافنده عمدتاً بهعنوان نیروی کار دیده میشود، نه بهعنوان یک هنرمند مشارکتکننده در فرایند آفرینش. این نادیدهگرفتن، تأثیر مستقیمی بر حفظ و انتقال دانش سنتی، انگیزه نسل جدید و در نهایت، کیفیت خود آثار دارد.
موزهداری کهنه در برابر اشتیاق پژوهش
در همین بستر، یک تعارض داخلی قابلتأمل است. از یک سو، در جامعه موزهداری ایران علاقهمندان و متخصصان زیادی وجود دارند که مشتاقاند در حوزه فرش، پژوهشهای نوین انجام دهند و خوانشهای تازهای را به مردم عرضه کنند. از سوی دیگر، موزههای مهمی مانند مجموعه سعدآباد، بهرغم نگهداری از گنجینهای بینظیر از فرشهای بزرگ و تاریخی، در عمل همچون انبارهایی بسته عمل میکنند. قوانین دستوپاگیر و محدودیتهای زیاد، دسترسی پژوهشگران و حتی علاقهمندان جدی را به این آثار ناممکن یا بسیار دشوار میسازد. نماد بارز این رویکرد، پروژه عکاسی از تمامی فرشهای بزرگ سعدآباد در سال ۹۹ است که نتیجه آن – با وجود هزینه و زحمت انجام شده – هرگز در قالب یک آرشیو تصویری در دسترس عموم یا پژوهشگران قرار نگرفت و در حال حاضر گفته میشود که تمامی تصاویر پاک شده است! این تناقض آشکار نشان میدهد که مشکل تنها مواجهه با نهادهای جهانی نیست؛ مبارزه با بیتفاوتی و انحصار در داخل نیز جنبهای حیاتی از چالش حفظ و احیای این میراث گرانبها است.
این دو نشست، آینهای روشن از چالشهای پیچیدهای بود که یک هنر سنتی و غنی مانند فرش ایرانی در عرصه جهانی با آن روبروست. موفقیت اصلی رویداد شاید نه در ارائه پاسخهای نهایی، که در برانگیختن پرسشهای انتقادی ضروری بود: «حفظ میراث در عصر جهانیسازی به چه قیمتی انجام میپذیرد؟ آیا معیارهای ارزشگذاری هنر باید از منطق بازار تأثیر بپذیرد؟ و آیا در بازخوانی تاریخ هنر، جایی برای قدردانی از آفرینشگر گمنام اثر باقی میماند؟»
نقد حاضر بر این باور است که یک درک کامل از آثاری مانند فرش، تنها زمانی ممکن است که کانون توجه را از انحصار موزه و بازار، بهسوی کارگاه آفرینش نیز معطوف کنیم. شاید زیباییشناسی واقعی فرش، در تقاطع همین سه فضا – خلاقیت شخصی بافنده، داوری تخصصی پژوهنده و صحنه نمایش جهانی – معنا پیدا میکند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
چرا ثبت روستاهای ایران در فهرست روستاهای برتر گردشگری جهان منجر به توسعه محلی نشده است؟
جهانیشدن بیاثر روستاهای ایران
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید