«مهناز محسنزاده»، تصویربردار حیاتوحش، از فیگور گونههای مختلف جلوی دوربین میگوید
محیطزیست زن و مرد ندارد
قبل از طلوع تا غروب در کومه میمانم تا بتوانم واقعیت طبیعت و حیاتوحش کشورم را ثبت کنم
۲ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۱۳
ساعت ۴:۳۰ صبح مثل همیشه وارد کومه شد، لحظهای بعد در کومه تکان خورد. «مهناز محسنزاده»، تصویربردار حیاتوحش، تعجب کرد؛ طوفان نبود و بادی نمیوزید. صدای کشیده شدن پنجه پلنگ روی کومه را شنید و خاک از سقف روی سرش ریخت! مهناز دستش را روی دهانش گرفت، کاور را آرام روی لپتاپ و دوربین کشید، تلفن همراهش را درآورد، دکمه رکورد را زد و شروع به ضبط کردن صدا کرد. حسرتش تاریکی هوا بود و عدم امکان گرفتن فیلم، دقیقهای بعد پلنگ جستی زد و رفت. طرحی از آن برای همیشه در ذهن مهناز ماند!
مهناز محسنزاده متولد ۱۱ آذر ۱۳۵۸ است. در تهران به دنیا آمده، اما اصالتاً اصفهانی است. برای سالها در خارج از ایران یعنی آمریکا و اسپانیا زندگی کرد. سال ۱۳۹۹ به ایران بازگشت و تجربه گاوبانگی در پارک ملی گلستان او را در به عرصه حیاتوحش کشاند. عکاسی، آغاز راه او در این حوزه بود و بعد سراغ مستندسازی رفت. محسنزاده در گفتوگو با «پیام ما» از دلایل بازگشتش به ایران و چالشهای زنان در حوزه تصویربرداری از حیاتوحش می گوید.
چطور وارد حوزه محیطزیست شدید؟ آیا تجربه خاصی در کودکی داشتید؟
پدرم عاشق طبیعت بود. فرقی نمیکرد چه فصلی باشد؛ تابستان، بهار یا زمستان، تقریباً هیچ جمعهای نبود که به دل طبیعت نرویم. بنابراین، ارتباط مداوم با طبیعت از کودکی در من شکل گرفت.
شغل پدرتان چه بود؟
پدرم فارغالتحصیل مدیریت بازرگانی از آمریکا بود، اما به ایران بازگشت. تعصب و علاقه به میهن را هم او به ما منتقل کرد. من برای چندین سال خارج از ایران زندگی کردم؛ مدتی کوتاه در آمریکا و پس از آن در اسپانیا، اما درنهایت تصمیم گرفتم به ایران برگردم و مهاجرت معکوس داشتم.
چه شد بهطور جدی فعالیت در حوزه محیطزیست و حیاتوحش را آغاز کردید؟
این موضوع خیلی اتفاقی و در سال ۱۳۹۹ افتاد. در آن سال در اسپانیا ساکن و بهواسطه کرونا در قرنطینه بودم. حال روحی خوبی نداشتم و افسردگی شدیدی را تجربه میکردم. یک روز همینطورکه اینستاگرام جستوجو میکردم، وارد گفتوگو با فردی شدم که ساکن گلستان بود. او از من پرسید آیا پارک ملی گلستان را دیدهام یا نه؟ گفتم سالها قبل با پدرم آنجا کمپ زده و یکبار هم در ساختمانهای پارک مستقر شده بودیم. از خاطرهام درباره مشاهده گرازهای پارک ملی هم به او گفتم. از من پرسید میدانم گاوبانگی یعنی چه؟ پاسخ من منفی بود. او مرا تشویق کرد برای تجربه گاوبانگی به پارک ملی گلستان بروم.
و شما تصمیم گرفتید به ایران برگردید و گاوبانگی را تجربه کنید.
بله، بعد از مدتی به ایران برگشتم. آن روزها شرایط روحی مناسبی نداشتم. ماشین را برداشتم و بهتنهایی بهسمت پارک ملی گلستان رفتم. آن سال تنها علی آقای گودرزی یا «دایی علی» را میشناختم، که آنهم بهواسطه همان گفتوگو در اینستاگرام بود. متأسفانه وقتی به گلستان رسیدم، تازه متوجه شدم دایی علی کرونا گرفته و امکان دیدار میسر نیست. او شماره «فرشاد اسکندری»، کارشناس حیاتوحش، را به من داد و بهاینترتیب توانستم در برنامه گاوبانگی شرکت کنم.
آقای اسکندری من را با یک محیطبان به ارتفاعات فرستادند، چند روزی در پارک ماندم. وقتی پایین کوه دوباره آقای اسکندری را دیدم، به من گفت برق خاصی در چشمانت وجود دارد و خبری از آن افسردگی نیست. در همان سفر بود که با آقای امیر چایچی از اعضای انجمن شیردال هم آشنا شدم. او به من گفت اگر اینقدر به طبیعت علاقه داری، آگاهانهتر وارد این حوزه شو و در این زمینه دورهای را بگذران. با این توصیه، دورههای مؤسسه طبیعت و دوره عکاسی را گذراندم و کارم را با عکاسی از مناطق طبیعی شروع کردم. گلستان اولین تجربه من بود،. در ادامه به خوزستان رفتم. سال بعد در کرمان عکاسی کردم و از امسال وارد حوزه تصویربرداری از حیاتوحش شدم.
گفته میشود شما برای گرفتن فیلم از حیاتوحش ساعتهای طولانی، حتی تمام روز، در کومه مینشینید و از آن خارج نمیشوید. چطور این کار را انجام میدهید؟
من عاشق ایرانم. همیشه احساس میکردم باید ایران را آنطورکه هست، به دنیا نشان داد؛ نه آن تصویری که در ذهن مردم سایر کشورها وجود دارد. تصور آنها این است که ایران سرزمینی خشک و بدون تنوع گونهای است. من از چهار صبح یعنی قبل از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب در کومه میمانم تا بتوانم واقعیت طبیعت و حیاتوحش کشورم را ثبت کنم.
نشستن طولانیمدت در فضای کوچک خستهکننده نیست؟
این کار فقط با عشق ممکن است و من عاشق این کار هستم.
آیا همچنان از بازگشت به کشور راضی هستید؟
گاهی دچار تردید میشوم و به خودم میگویم نکند اشتباه کردم. اما وقتی دوربین را دست میگیرم و میبینم گونههای جانوری از پرندهها و خزندگان گرفته تا زوجسمها جلوی دوربینم میایستند و انگار فیگور میگیرند، مطمئن میشوم راهم درست است.
زن بودن در این مسیر برایتان مشکلساز نبوده؟
بیشتر سفرهایم را تنها میروم؛ خوزستان، کرمان، یزد. بارها از سوی محیطبانان با این پرسش مواجه شدهام که با تعجب از من میپرسند تنها هستی؟ میگویم بله. محیطزیست زن و مرد ندارد. این خود فرد است که با رفتار، اعتمادبهنفس و آگاهیاش، فضا را مدیریت میکند.
مهمترین چالشهای تصویربرداری از حیاتوحش چیست؟
ممکن است ساعتها یا روزها در کومه بنشینی و هیچ تصویری ثبت نشود. طوفان باشد و فقط مراقب باشی دوربین نیفتد. یکی از چالشها هم شیوه برخورد با دیگران است؛ اینکه چنان آگاهانه و محترمانه رفتار کنی که در تعامل با محیطبانان و دیگران، حاشیهای نداشته باشید.
خاطرهای دارید که بخواهید آن را نقل کنید؟
ساعت ۴:۳۰ صبح داخل کومه نشسته بودم. آن روز طوفان نبود، باد هم نمیآمد. دیدم در کومه تکان میخورد. تعجب کرده بودم. ناگهان صدای پنجه پلنگ روی کومه را شنیدم که برای قلمروطلبی آمده بود. در آن ساعت روز نور نداشتم، اما متوجه شدم خاک از سقف کومه پایین میریزد. خیلی آرام کاوری روی دوربین و لپتاپ کشیدم. حواسم بود صدای نفسم هم درنیاید. موبایلم را درآوردم و فقط دکمه ضبط صدا را زدم. لحظهای گذشت، پنجه پلنگ وارد کومه شد، بعد جستی زد و رفت. این لحظه برای همیشه در یاد من میماند، هیجان داشتم و از اینکه چنین تجربهای داشتم، خوشحالم.
نگران نشدید که مبادا پلنگ وارد شود و بهواسطه مواجهه ناگهانی، آسیبی به شما بزند؟
آن لحظه برای من تنها عشق به حیاتوحش بود. جلوی دهانم را گرفتم، به ضبط صدا ادامه دادم و آن را برای همکارم فرستادم.
آینده مستندسازی حیاتوحش را با توجه به شرایط اقتصادی چگونه میبینید؟
این مسیر سخت و چالشبرانگیز است و فقط با عشق میتوان آن را ادامه داد. اما بهنظرم ارزشش را دارد. ما وظیفه داریم زیباییهای ایران و تلاش کسانی را که برای حفظ آن زحمت کشیدهاند، از نسل اسکندر فیروز گرفته تا کارشناسان امروز، به نسل آینده نشان دهیم. خاطرم است در سفری به اسپانیا به روستایی رفته بودم تا یک غار را به ما نشان دهند که ما نمونههای بسیار بهتر آن را در ایران داریم. زمانی که به ایران برگشتم و سری به غار کتلهخور زدم، در میانه غار دوربین را کاشتم، جلوی آن ایستادم و شروع به فیلم گرفتن از خودم کردم. از تجربهام در اسپانیا گفتم و زیباییهای ایران. احساس میکنم کار من همین است؛ نشاندادن زیباییهای ایران و حفاظت از داشتههایش.
برچسب ها:
اکوسیستم، توسعه پایدار، حفاظتگر، حیاتوحش، زنان حفاظتگر، محیطبان، محیطزیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید