داره از ابر سیاه، مرگ می‌چکه!





داره از ابر سیاه، مرگ می‌چکه!

۱۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۵۲

سال‌هاست که مردم تهران پاییز را نه با رنگ‌ زرد برگ‌ها، که با سنگینی هوا و سرفه‌هایی آغاز می‌کنند که پایانشان مشخص نیست. هنوز سرمای جدی نیامده، ماسک‌ها بیرون می‌آیند، پنجره‌ها بسته می‌مانند و والدین با نگرانی از سلامت فرزندان‌شان، صبح‌هایی را آغاز می‌کنند که رنگ آسمانش نه آبی، بلکه سایه‌ای خاکستری و غمناک است.

هرچند آلودگی هوا برای تهرانی‌ها بخشی از حافظه‌ جمعی شده، بخشی تلخ و تکراری، اما گزارش اخیر سازمان حفاظت محیط‌زیست نشان داد این تکرار فرساینده تنها یک «رویداد طبیعی» نیست، بلکه نتیجه انباشتی از اجرا نشدن قانون، تعلل‌های مدیریتی و سال‌ها تلاش برخی دستگاه‌ها برای دور ماندن از مسئولیت است.

این گزارش هرچند مبتنی‌بر داده‌های تهران است، اما تنها درباره‌ پایتخت حرف نمی‌زند. تهران، فقط ویترین پرسروصدای یک بحران ملی است و کافی است کمی چشم‌ها را از پایتخت دور کنیم تا تصویر کامل‌تری دیده شود. اصفهان سال‌هاست در مه آلودگی و ذرات معلق پنهان می‌شود. اهواز با ترکیبی از ریزگرد، آلاینده‌های صنعتی و ترافیک ملتهب، روزهایی را تجربه می‌کند که هوای آن حتی برای افراد سالم هم خطرناک است. تبریز، کرج، اراک و مشهد نیز هر سال هفته‌هایی طولانی در وضعیت هشدار می‌مانند؛ مدرسه‌ها تعطیل می‌شوند، بیمارستان‌ها شلوغ می‌شود و زندگی مردم بار سهمگین بحران را تحمل می‌کند.

اما شاید نگران‌کننده‌تر از همه، ورود شهرهای شمالی به این چرخه است؛ شهرهایی که مردمشان عادت داشتند از مه صبحگاهی، باران‌های ناگهانی و هوای پاک حرف بزنند، حالا با روزهایی مواجه‌اند که شاخص آلودگی از حد استاندارد عبور کرده است و هشدارهای بهداشتی صادر می‌شود. رشت، ساری، بابل، آمل و حتی شهرهای کوچک‌تری که سال‌ها هوای پاک نقطه‌ تمایزشان بود، این‌بار ناگهان با تعطیلی مدارس، محدودیت‌های تردد و نگرانی عمومی روبه‌رو شدند.

این دور از انتظار بودن، خود تأکیدی است بر اینکه آلودگی هوا دیگر یک مشکل «شهری» یا مرتبط با چند کلانشهر صنعتی نیست؛ موضوعی است که اکنون در سراسر کشور سایه افکنده و نشان می‌دهد بحران، حاصل چرخه‌ای معیوب از تصمیم‌ها و بی‌تصمیمی‌هاست.

در چنین شرایطی طبیعی است گزارش سازمان محیط‌زیست برای برخی خوشایند نباشد. برای سال‌ها عادت شده بود هر نهاد، سهم خود از بحران را کوچک‌تر از آنچه هست، جلوه دهد و با پیچاندن صورت‌مسئله، بازخواست را از خود دور کند، اما این‌بار، گزارش به‌جای آنکه از «علل مبهم» سخن بگوید، به ناکارآمدی‌ها در اجرای قانون پرداخته است و به نقش بخش‌هایی اشاره کرده که معمولاً ترجیح می‌دهند در حاشیه امن بمانند. همین صراحت، موجی از تردیدسازی و انکار به راه انداخته است؛ گویی حقیقت اگر بیان نشود، از بین می‌رود.

مردم اما سال‌هاست اثر این انکار را در بدنشان حس می‌کنند. کافی است سری به اورژانس‌ها در روزهای اوج آلودگی بزنیم؛ صف‌هایی از بیماران با سرفه‌های خشک، کودکان با تنگی‌نفس، سالمندانی که نفس‌کشیدن برایشان مانند بالا رفتن از شیب تند شده است. معلمان و والدینی که می‌گویند دانش‌آموزانشان به‌جای رفتن به مدرسه، در خانه محبوس می‌مانند تا ذرات آلاینده کمتر وارد ریه‌هایشان شود. اینها آمار نیستند؛ اینها زندگی روزمره مردمند و درست همین‌جاست که اهمیت گزارش محیط‌زیست دوچندان می‌شود: وقتی حقیقت بالاخره بیان می‌شود، قطعاً راهی هم برای اصلاح گشوده می‌شود.

اما اصلاح تنها با گفتن آغاز نمی‌شود. بحران آلودگی هوا راه‌حل‌های پیچیده علمی نمی‌خواهد؛ نیازمند اراده و اجرای همان وظایفی است که سال‌ها پیش در قانون هوای پاک نوشته شد. نخستین گام، بهبود کیفیت سوخت است؛ مسئله‌ای که سال‌هاست در مرکز بحث‌ها قرار دارد، اما به‌دلایل مختلف یا نادیده گرفته شده یا با توضیحات مبهم از دستور کار جدی خارج شده است. ارتقای کیفیت سوخت، تنها یک گزینه نیست؛ اقدامی حیاتی است که می‌تواند در کوتاه‌مدت تأثیر مستقیم و محسوس داشته باشد.

اقدام بعدی، نظارت واقعی بر صنایع، نیروگاه‌ها و واحدهای تولیدی است. در بسیاری از شهرهای صنعتی، منبع آلودگی مشخص است، اما نظارت یا اجرا نمی‌شود یا با ملاحظه‌کاری‌هایی همراه است که عملاً اثربخشی را از بین می‌برد.

اگر قرار باشد این چرخه متوقف شود، نظارت باید از حالت «کاغذی» به نظارت میدانی، واقعی و بدون تبعیض تبدیل شود؛ نظارتی که سلامت شهروندان را بر سود یا مصلحت کوتاه‌مدت هر نهادی ترجیح دهد.

راه دیگر، توسعه حمل‌ونقل عمومی است. این جمله شاید بارها تکرار شده باشد، اما تا زمانی که اتوبوس‌های فرسوده با دود بسیار در خیابان‌ها تردد می‌کنند و پروژه‌های مترو کند پیش می‌روند، گفتن آن لازم است. اگر باری از روی دوش خودروهای شخصی برداشته نشود، انتظار کاهش آلایندگی انتظاری بی‌پایه خواهد بود.

نوسازی ناوگان اتوبوسرانی، خرید واگن‌های جدید و توسعه خطوط مترو نه‌تنها کیفیت هوا را بهبود می‌دهد، بلکه مختصات زندگی در شهرها را نیز ارتقا می‌بخشد.

از سوی دیگر، معاینه‌ی فنی باید از حالت فرمالیته خارج شود. خودروهای فرسوده و پرمصرف سهم قابل توجهی در تولید آلاینده‌ها دارند و تا زمانی که خروج آنها از چرخه تردد به تعویق می‌افتد، شهرها دوباره به وضعیت هشدار خواهند رسید. در بسیاری از کشورها، این فرایند با سیاست‌های تشویقی و تنبیهی عملی می‌شود؛ در ایران نیز این سیاست‌ها می‌تواند به‌جای شعار، واقعی شود.

در شهرهای صنعتی، انتقال صنایع آلاینده به مناطق مناسب‌تر یا اصلاح فناوری تولید، اقدامی است که اگر امروز انجام نشود، فردا دیر خواهد بود. اصفهان، اراک یا تبریز نمی‌توانند هر سال بخشی از پاییز و زمستان را زیر ابر آلودگی سر کنند و انتظار داشته باشند زندگی مردم مختل نشود. اصلاح فناوری، کاهش مصرف سوخت آلاینده و الزام نیروگاه‌ها و صنایع به رعایت استانداردهای محیط‌زیستی، باید به اولویت‌های فوری تبدیل شوند.

درنهایت، برای شهرهای شمالی پایش دقیق منابع آلاینده نوظهور مانند نیروگاه‌ها، کنترل سوخت مصرفی و جلوگیری از توسعه صنعتی بی‌برنامه ضروری است؛ زیرا این مناطق آخرین مناطقی بودند که مردم به آنها پناه می‌بردند و اگر همین اندک مناطق پاک نیز آلوده شوند، بحران به نقطه‌ای بازگشت‌ناپذیر می‌رسد.

این راه‌حل‌ها معجزه نمی‌کنند، اما هر کدامشان یک پله است برای فاصله گرفتن از چرخه‌ تکراری انکار، تعطیلی و هشدار!

مردم ایران از تهران و اصفهان تا رشت و تبریز، تنها یک خواسته دارند: حق تنفس. حقی که بدیهی به‌نظر می‌رسد، اما سال‌هاست به دغدغه‌ای بزرگ تبدیل شده است. اگر امروز محیط‌زیست با شجاعت بیشتری از واقعیت گفته، گام بعدی باید همان شجاعت در عمل باشد؛ عملی که در خیابان‌ها، در آسمان شهرها و در نفس‌های مردم دیده شود. روزی که کودکان بدون ترس از تنگی‌نفس به مدرسه بروند، خانواده‌ها شب‌ها با ذهن آرام بخوابند و آسمان دوباره آبی دیده شود، همان روزی است که می‌توان گفت راه‌حل‌ها واقعاً اجرا شده‌اند.

تا آن روز، این دادخواهی تنها یک جمله را تکرار می‌کند: نفس‌‌کشیدن حق است، نه امتیاز!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن