گردشگری بدون ضابطه چالش نوظهور جنگل‌های هیرکانی





گردشگری بدون ضابطه چالش نوظهور جنگل‌های هیرکانی

۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۰۹

نقش مستندسازان در افشاگری، ایجاد فشار اجتماعی و تولید شواهد قابل استناد غیرقابل‌انکار است. تیم‌‌های مستندساز می‌توانند برداشت‌های غیرقانونی، آثار تخریب، مسیرهای انتقال و پیامدهای اکولوژیک را به‌صورت دقیق و قابل‌استناد ثبت کنند. اینها سخنان «لیلا فولادوند»، مستندساز حیات‌وحش و مدیرعامل انجمن مستندسازان حیات‌وحش، تنوع‌زیستی و محیط‌زیست است. او در گفت‌وگو با «پیام ما»، انواع حریق به‌واسطه عامل انسانی‌، گردشگری ناپایدار و تأخیر آن بر اکوسیستم جنگلی را شرح می‌دهد.

چند مدل آتش‌سوزی با عامل انسانی داریم؟

با توجه به شواهد میدانی و گزارش‌های منتشرشده، وقتی مسئولان اعلام می‌کنند عامل انسانی در آتش‌سوزی جنگل‌های هیرکانی دخیل بوده، معمولاً منظور مجموعه‌ای از رفتارهایی است که منشأ آنها انسان است؛ از اقدامات عمدی گرفته تا سهل‌انگاری. الگوی گسترش آتش در این حادثه با شروع حریق در نقاط دسترس‌پذیر، چندکانونی بودن و تکرار شعله‌وری این نوع مداخلات همخوانی دارد.


منظور شما از منشأ انسانی صرفاً فقط روشن‌کردن آتش است یا عوامل دیگر را نیز شامل می‌شود؟

به‌نظر من، عامل انسانی فقط یک دلیل واحد نیست، بلکه طیفی از کنش‌ها را شامل می‌شود. آتش‌افروزی عامدانه برای دسترسی به چوب یا تغییر کاربری زمین، سوزاندن بقایای کشاورزی بدون کنترل، بی‌احتیاطی گردشگران مثل رها کردن آتش یا ته‌سیگار و حتی تصمیمات مدیریتی نادرست که باعث انباشت مواد قابل‌اشتعال شده، در ایجاد حریق مؤثر است. برای تشخیص دقیق، بررسی لحظه شروع، مسیر پیشروی و شهادت‌های محلی ضروری است. نوع گسترش آتش در این منطقه نشان می‌دهد نقش انسان چه از سر عمد، چه بی‌احتیاطی در این حادثه قابل چشم‌پوشی نیست.


وجود گردشگر در طبیعت با عناوین اکوتوریست یا طبیعت‌گرد که اغلب در قالب تورهای طبیعت‌گردی در صفحات مجازی تبلیغ می‌شود، چه مشکلات
ی برای طبیعت به‌ویژه جنگل‌ها در بر داشته است؟

گردشگری پایدار می‌تواند به حفظ طبیعت کمک کند، اما حضور گردشگران بدون آموزش یا بدون مدیریت و ضابطه، یکی از جدیدترین چالش‌های جنگل‌های ایران است. در بسیاری از مناطق هیرکانی، افزایش ورود بازدیدکنندگان، فشار اکولوژیک قابل‌توجهی ایجاد کرده است. رهاکردن زباله‌های پلاستیکی و غذایی نه‌تنها منظر جنگل را مخدوش می‌کند، بلکه وارد چرخه حیات‌وحش می‌شود و به آن آسیب می‌زند. روشن‌کردن آتش در نقاط شیب‌دار یا نزدیک لاش‌برگ‌ها یکی از خطرناکترین رفتارهاست. 

در فصل خشک، حتی یک ته‌سیگار یا جرقه می‌تواند آغازگر یک فاجعه باشد. ورود خودروها یا حتی پیادهروی خارج از مسیرهای مشخص، پوشش گیاهی را می‌کَند و فرسایش خاک را تشدید می‌کند؛ موضوعی که در جنگلهای هیرکانی بسیار حساس است. شست‌وشو، رهاکردن مواد شوینده یا ورود زباله به چشمه‌ها و نهرها، کیفیت آب را برای حیات‌وحش و روستاهای پایین‌دست تهدید می‌کند.

 

یکی از موضوعاتی که باعث چالش شده، عکاسی بدون آموزش یا بهتر بگویم عکاسی غیرحرفه‌ای در طبیعت است. به‌عنوان یک مستندساز که با دوربین و طبیعت تعامل دارد، این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سروصدا، جمعیت زیاد و کنجکاوی گردشگران حریم حیوانات را می‌شکند؛ گاهی تا حدی که گونهها محل تغذیه یا زادآوری خود را ترک می‌کنند. گردشگران ناآگاه برای گرفتن عکس یا تجربه نزدیک از طبیعت، وارد زیستگاههای حساس می‌شوند، روی گیاهان نابالغ راه می‌روند، به لانه‌ها نزدیک می‌شوند یا حتی برای «دیدهشدن» سوژه‌ها را دستکاری می‌کنند. این رفتارها زنجیرهای از آسیبهای اکولوژیک ایجاد میکند که گاهی ماهها یا سالها جبران نمیشود.


چگونه از طبیعت لذت ببریم و درعین‌حال، از آن مراقبت کنیم. راهکارهای عملی و قابل‌اجرا در این زمینه کدامند؟

قبل از هر چیز آگاهی‌رسانی خیلی مهم است. در مرحله بعد آموزش میدانی و منظم برای راهنمایان محلی و گروه‌های طبیعتگردی، تعیین مسیرهای مشخص، نصب تابلوهای هشدار و ایجاد سکوی بازدید، اعمال محدودیت ورود در فصلهای پرخطر و مناطق حساس، افزایش حضور محیطبانان و گشت‌های حفاظتی و الزام گروه‌ها به ثبت و دریافت «مجوز ورود» تا نظارت مؤثرتر شود. در بحران اخیر نیز ممنوعیت موقت ورود گردشگران به برخی جنگلها، یکی از تصمیماتی بود که به کاهش ریسک و کنترل وضعیت کمک کرد.


بهره برداران و قاچاقچیان چوب
از عوامل اصلی تخریب جنگل‌ها و نابودی درختان هستند. نظر شما در‌این‌باره چیست؟

کاملاً درست است. برداشت غیرمجاز چوب از قطع تنه‌های بالغ تا شاخه‌بری و باز کردن مسیرهای عبوری ساختار جنگل را تضعیف می‌کند و عملاً آتش‌پذیری اکوسیستم را افزایش می‌دهد. حذف درختان و سایهاندازها باعث خشکیدگی لایه‌های زیرین، انباشت مواد سوختنی و نفوذپذیری بیشتر انسان به عمق جنگل می‌شود؛ این ترکیب، در فصل‌های گرم به یک «سینرژی خطر» تبدیل می‌شود.

 

راه‌حل‌های معیشتی جایگزین برداشت چوب که به‌نفع جنگل و مردم بومی باشد، در‌این‌باره کمک‌کننده است؟

حتماً کمک‌کننده است. گردشگری پایدار و تحت مدیریت جوامع محلی، صنایع‌دستی، کشت محصولات بومی سازگار با اقلیم منطقه، زنبورداری جنگلی و ایجاد زنجیرههای ارزش جدید که بریدن چوب را از نظر اقتصادی کم‌صرفه کند، ریشههای اجتماعی و اقتصادی قاچاق را تضعیف میکند.

 

توصیه شما به مسئولین چیست؟

شفافیت و پیگرد قضائی از موضوعات مهمی است که باید در هر موضوعی انجام شود، به‌ویژه در مسئله محیط‌زیست که این روزها با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. ردیابی زنجیره تأمین چوب از برداشت تا فروش، برخورد قضائی با شبکه‌های سازمان‌یافته، نه صرفاً عاملان خرد، انتشار عمومی داده‌ها و گزارش‌ها برای افزایش مطالبهگری این بخش، حلقه‌های اصلی سودآور را هدف قرار می‌دهد.


در این میان نقش رسانه و مستندسازان در حفظ طبیعت چیست؟

نقش رسانه و مستندسازی نیز بسیار مهم است؛ تولید محتوای آموزشی درباره رفتار ایمن در طبیعت و روند گسترش حریق می‌تواند هم آگاهی عمومی را افزایش دهد و هم مطالبه‌گری برای تجهیز و هماهنگی بیشتر سازمان‌ها را تقویت کند. تیمهای مستندساز میتوانند برداشت‌های غیرقانونی، آثار تخریب، مسیرهای انتقال و پیامدهای اکولوژیک را به‌صورت دقیق و قابل‌استناد ثبت کنند. این تصاویر و داده‌ها علاوه‌بر کمک به نهادهای نظارتی، در سطح جامعه نیز شوک آگاهی ایجاد می‌کند و مطالبه‌گری عمومی را افزایش می‌دهد. در بسیاری از کشورها، مستندسازی دقیق نقطه شروع اصلاحات ساختاری بوده است.

تجربه جهانی نشان می‌دهد تنها زمانی کاهش واقعی در قاچاق چوب رخ می‌دهد که سه محور بازدارندگی قضائی همراه با معیشت جایگزین و پایش میدانی محلی هم‌زمان فعال شوند و نقش مستندسازان در افشاگری، ایجاد فشار اجتماعی و تولید شواهد قابل‌استناد در این میان غیرقابل‌انکار است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *