حفاظتگران و کارشناسان حیات‌وحش منبع درآمد ثابت و قابل‌اتکایی ندارند

شغل ناپایدار حفاظتگر بودن

سازمان محیط‌زیست به‌جای تمرکز بر رشد اقتصادی خود و اجرای حفاظت مشارکتی مؤثر، از افراد یا گروه‌هایی حمایت می‌کند که مجانی کار می‌کنند





شغل ناپایدار حفاظتگر بودن

۱۳ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۲۷

رقابت با دانشگاه‌ها، انجمن‌ها و افرادی که طرح‌ها و پروژه‌ها را با هزینه‌های پایین یا به‌صورت رایگان انجام می‌دهند. همچنین، شرکت‌های مشاوره‌ای و دانش‌بنیان دارای روابط گسترده، کار را برای حفاظتگرانی که می‌خواهند به‌صورت خصوصی از راه حفاظت حیات‌وحش و مدیریت تنوع‌زیستی درآمد کسب کنند، بسیار دشوار کرده است.

سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌دلیل کمبود نیرو، فقدان تخصص در بسیاری از حوزه‌ها و وظایف متعدد، برخی طرح‌ها و پروژه‌های مدیریتی، مطالعاتی و اجرایی را برون‌سپاری می‌کند که هزینه‌های آن را خود سازمان یا اسپانسرهای حقیقی یا حقوقی پرداخت می‌کنند. تعداد اندک طرح‌ها، کمبود شدید بودجه، قوانین پیچیده و سختگیرانه و دشواری در جذب اسپانسر داخلی یا خارجی باعث شده است نهادها، مؤسسات و شرکت‌های خصوصی فعال در این حوزه که از آن کسب درآمد می‌کنند (به‌جز انجمن‌ها)، به تعداد انگشتان دو دست هم نرسند. 

به‌جز اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها که حقوق مشخصی دارند و گاه در قالب قراردادهایی با سازمان همکاری می‌کنند، سایر حفاظتگران و کارشناسان این حوزه هیچ منبع درآمد ثابت و قابل‌اتکایی ندارند. درواقع هیچ حفاظتگری نمی‌تواند به‌صورت خصوصی برای خود فعالیت یا محصولی ارائه کند؛ بلکه باید سازمان محیط‌زیست یا به‌ندرت، یک اسپانسر دیگر طرح یا پروژه‌ای را حمایت کند تا کارشناسان حیات‌وحش بتوانند از طریق آن فعالیت و درآمدی داشته باشند.

در این میان، نقش روابط و آشنایی‌های شخصی نیز در واگذاری همین طرح‌ها و تخصیص بودجه‌های اندک پررنگ است. تمایل سازمان حفاظت محیط‌زیست در اجرای پروژه‌ها بیشتر به‌سمت دانشگاه‌هایی است که اعتبار علمی بالاتری دارند و پیش‌تر با آنها همکاری داشته‌اند تا افراد یا گروه‌های جدیدی که ناشناخته‌اند. همکاری‌های مادی و معنوی با سازمان در اخذ پروژه‌ها بسیار مؤثر است؛ به‌گونه‌ای که صرف داشتن تخصص، تجربه و توانایی فعالیت در زمینه طبیعت و حیات‌وحش، تضمینی برای اشتغال نیست.

یکی از اولویت‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، پرداخت حق‌الزحمه اندک به‌دلیل کمبود بودجه است. این امر موجب می‌شود متقاضیانی که با اعتبارات کمتر طرح ارائه می‌دهند، شانس بیشتری برای اجرا داشته باشند. تقویت رزومه کاری، فعالیت داوطلبانه یا نداشتن هزینه‌های اداری، لجستیکی، تجهیزاتی و نیروی انسانی (اغلب در دانشگاه‌ها) سبب می‌شود برخی نهادها بتوانند طرح‌ها را با مبالغ اندک تصاحب کنند. درنتیجه، کیفیت و وجود چرخه مالی عادلانه قربانی کاهش هزینه‌ها می‌شود.

اکنون اغلب حفاظتگران به این نتیجه رسیده‌اند این روند اشتباه سبب افت کیفیت مطالعات، نبود فعالیت میدانی جامع و دقیق و جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات نادرست شده است. متأسفانه نه‌تنها سازمان حفاظت محیط‌زیست، بلکه حتی بسیاری از مراجع علمی و دانشگاه‌ها (در داخل و خارج کشور) برای فعالیت‌های میدانی ارزش چندانی قائل نیستند و خروجی‌های نرم‌افزاری و همایش‌پسند را ترجیح می‌دهند.

رقابت با دانشگاه‌ها، انجمن‌ها و افرادی که طرح‌ها و پروژه‌ها را با هزینه‌های پایین یا به‌صورت رایگان انجام می‌دهند. همچنین، شرکت‌های مشاوره‌ای و دانش‌بنیان دارای روابط گسترده، کار را برای حفاظتگرانی که می‌خواهند به‌صورت خصوصی از راه حفاظت حیات‌وحش و مدیریت تنوع‌زیستی درآمد کسب کنند، بسیار دشوار کرده است. دانشگاه‌ها امکانات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و لجستیکی مطلوبی دارند و از نیروی کار ارزان‌قیمت (دانشجویان) با حمایت اداری، مالی و حقوقی برخوردارند. البته اگر سازوکاری برای مشارکت دانشجویان و کارشناسان در این طرح‌ها تعریف شود که هم از نظر مادی منصفانه باشد و هم به تجربه آنان بیفزاید، قطعاً بهتر خواهد بود.

در برخی موارد فعالان انجمن‌ها و مؤسسات اصلاً به موضوع حفاظت به‌عنوان شغل نگاه نمی‌کنند و به همین دلیل، با اعتبارات اندک از طریق سازمان یا منابع مالی دیگر فعالیت دارند. اما حفاظتگران غیردولتی یا فارغ‌التحصیلان رشته‌های مرتبط باید تمامی هزینه‌های وسایل، تجهیزات، حمل‌ونقل، مالیات، حسابداری و حقوقی را شخصاً پرداخت کنند (مشابه آزمایشگاه‌های معتمد محیط‌زیست که در حوزه آلودگی فعالیت دارند).

امروزه حتی پروژه یا طرحی برای انجام تعریف نمی‌شود. شرایط کنونی با دهه‌های گذشته که توان اقتصادی دولت‌ها بیشتر بود و کمک‌های مالی داخلی و بین‌المللی فراهم می‌شد، قابل‌مقایسه نیست؛ به‌ویژه آنکه در آن زمان هزینه‌های میدانی و لجستیکی کمتر بود. اکنون افراد باید سال‌ها برای جذب اعتبارات از سازمان یا اسپانسرها پیگیری کنند، مرحله‌به‌مرحله پیش بروند و درنهایت هم هیچ درآمدی نداشته باشند. علاوه‌براین، مشکلات مالیاتی، نحوه پرداخت قراردادها، بروکراسی‌های اداری و پیگیری‌های خسته‌کننده سبب می‌شود بسیاری از متخصصان از ادامه فعالیت منصرف شوند.


امرار معاش از راه حفاظت، ناممکن شده است

تقریباً هیچ شغل و درآمد پایداری در کشور از راه حفاظت حیات‌وحش وجود ندارد، مگر در موارد استثنایی که فرد یا گروهی با شانس یا موقعیت خاص بتواند چنین کاری انجام دهد. در این شرایط تنها کسانی می‌توانند در عرصه حفاظت فعال بمانند که منبع مالی مستقل و وقت آزاد و کافی داشته باشند.

بسیاری از فعالان این حوزه بیش از علاقه به حیات‌وحش، به مسائل اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی علاقه‌مندند و برای تفریح و دیده‌شدن وارد این عرصه شده‌اند؛ فعالیت در حفاظت از طبیعت و حیات‌وحش می‌تواند موجب شهرت، جذب مخاطب و حتی منافع مادی اندک اما پر بازده شود.

اکثر فعالیت‌هایی که تحت‌عنوان «حفاظت مشارکتی» انجام می‌شود، عملاً دورهمی علاقه‌مندان است و درآمدی برای افراد یا نهادها ندارد. آنچه امروز در برنامه‌هایی مانند سرشماری، گاوبانگی یا همکاری در حفاظت مناطق می‌بینیم، اغلب فعالیتی داوطلبانه و خیریه‌محور است. همین امر یکی از دلایل اصلی شکست حفاظت در ایران است. حفاظت مشارکتی واقعی باید برای همه مشارکت‌کنندگان منافع مادی و معنوی داشته باشد. در کنار علاقه‌مندان و داوطلبان، مدیریت برنامه­ها باید در دست گروه­های متخصص و کارشناسی باشد که این مسیر را برای همه حفاظتگران درآمدزا کنند.


کار مجانی، مطلوب سازمان محیط‌زیست

سازمان محیط‌زیست به‌جای تمرکز بر رشد اقتصادی خود و اجرای حفاظت مشارکتی مؤثر، از افراد یا گروه‌هایی حمایت می‌کند که مجانی کار می‌کنند. در مواردی حتی کسانی که کمک مالی به مناطق می‌کنند، خود را مالک آنجا می‌دانند و در امور سازمانی دخالت می‌کنند. هیچ‌کس مخالف فعالیت داوطلبانه نیست، اما انجام پروژه‌های حفاظتی با اعتبارات پایین یا رایگان، کمکی به حفاظت حیات‌وحش نخواهد کرد. فعالیت داوطلبانه باید زیر نظر تیم مدیریتی متخصص و کارشناس انجام شود. 

متأسفانه در ایران این فعالیت‌ها اغلب به حرکات نمادین و خودنمایانه تبدیل شده‌اند، بدون آنکه به نتایج واقعی توجه شود. سازمان محیط‌زیست نیز از فعالیت‌های داوطلبانه برای نمایش دستاوردهای خود استفاده می‌کند و طبیعتاً از گروه‌هایی حمایت می‌کند که در این زمینه مهارت دارند؛ یعنی کسانی که عکس و فیلم زیاد منتشر می‌کنند و در فضاهای عمومی بیشتر دیده می‌شوند.

مدیریت زیستگاه‌ها و حیات‌وحش زمانی ارزشمند است که فعالیت در آن ارزش‌گذاری واقعی داشته باشد. حفاظتگران در ایران معمولاً حق‌الزحمه‌ها را به‌خاطر علاقه به طبیعت در پایین‌ترین سطح در نظر می‌گیرند که اشتباهی بزرگ است؛ سپس گلایه می‌کنند که چرا حفاظت اهمیت ندارد.


کارشناسان دلسوز عقب کشیده‌اند

در دو دهه اخیر، سطح آگاهی عمومی درباره حیات‌وحش و محیط‌زیست در فضای مجازی افزایش یافته، اما باید پرسید: آیا وضعیت زیستگاه‌ها و گونه‌ها بهتر شده است؟ آیا تخریب زیستگاه، شکار غیرمجاز، تلفات جاده‌ای و حضور سگ‌های ولگرد کاهش یافته است؟

قوانین محیط‌زیستی، نیروهای سازمانی، حفاظت فیزیکی و فعالیت‌های مطالعاتی و اجرایی، بسیار مهم‌تر از آموزش‌ها و فرهنگسازی‌های سطحی است. هر زمان در زیستگاه‌های کشور مشارکت واقعی و حفاظت مؤثر اتفاق افتاده، نتیجه مدیریت اصولی و فعالیت‌های میدانی هدفمند بوده است.

درون جامعه حفاظتگران نیز مشکلاتی چون ناتوانی در کار گروهی، خودخواهی، رقابت ناسالم و درک نادرست از تخصص وجود دارد. حفاظت فیزیکی و فعالیت‌های میدانی کاربردی همراه با پژوهش‌های علمی دقیق، اکنون از ضروری‌ترین نیازهای حفاظت در ایران است. بااین‌حال، سازمان و بسیاری از فعالان به‌دنبال نتایج نمایشی هستند. نفوذ فضای مجازی نیز باعث شده است اغلب حفاظتگران، از استاد دانشگاه تا محیطبان، درگیر رقابت نمایشی «من بیشتر کار کردم» شوند.

برخی کارشناسان دلسوز به‌دلیل همین فضای ناسالم کنار کشیده‌اند و نتیجه آن، میدان‌داری افراد کم‌دانش در تصمیم‌گیری‌های حفاظتی است.


شش راهکار برای برون‌رفت از وضع موجود

یک) تمرکز سازمان حفاظت محیط‌زیست و فعالان این حوزه بر افزایش درآمد سازمان و گروه‌های وابسته به حفاظت حیات‌وحش و مطالبه صرف بخش اعظم بودجه‌ها در همین زمینه؛ همچنین تسهیل جذب اعتبارات از صنایع، معادن، اسپانسرها و مراکز بین‌المللی با رعایت اصول زیست‌محیطی.

دو) اختصاص بخش عمده بودجه‌ها به حفاظت فیزیکی، مطالعات میدانی و فعالیت‌های کاربردی مؤثر و حمایت از کارشناسان و متخصصان در قالب تیم‌ها یا شرکت‌های تخصصی برون‌سپاری‌شده.

سه) کاهش بروکراسی‌های پیچیده و خسته‌کننده اداری و مالی با حفظ چارچوب قانونی، تا حفاظتگران بتوانند تمرکز خود را بر کار میدانی بگذارند.

چهار) پرهیز سازمان و فعالان از فعالیت‌های سطحی و نمایشی و تمرکز بر اقدامات اساسی برای همه گونه‌های در خطر و زیستگاه‌های حساس.

پنج) تأکید بر تخصص‌گرایی و کار گروهی در فعالیت‌های حفاظتی، پرهیز از رقابت ناسالم، ساخت داده و فعالیت‌های خیریه‌محور به‌جای حفاظت مشارکتی واقعی.

شش) بهتر است سازمان حفاظت محیط‌زیست یا ادارات کل استانی، شورایی متشکل از نمایندگان شرکت‌ها، گروه‌های حفاظتی و فعالان این حوزه تشکیل دهند و به بررسی مشکلات و ارائه راه‌حل‌های اجرایی بپردازند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *