دشت‌ «بندان» سیستان؛ تعارض میان ذی‌نفعان آب





دشت‌ «بندان» سیستان؛ تعارض میان ذی‌نفعان آب

۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۱۲

طرح اضطراری تأمین آب سیستان در محدوده دشت‌بندان با سرمایه‌گذاری دو هزار میلیارد تومانی و هدف تأمین پایدار آب شرب منطقه اجرایی شد. این طرح براساس آمار سال ۱۴۰۲ شامل  ۲۵ حلقه چاه بهره‌برداری، ۱۶ کیلومتر خط جمع‌آوری و ۹۱ کیلومتر خط انتقال با ظرفیت اسمی ۸۰۰ لیتر بر ثانیه و دو مخزن ذخیره یک هزار مترمکعبی است. طراحی این زیرساخت‌ها بر مبنای کاهش وابستگی سیستان به حقابه هیرمند و ایجاد امنیت آبی شرب پایدار صورت گرفته است.

اخبار واگذاری ۵۰۰ هکتار از زمین‌های این محدوده به شرکت ماهان برای باغات پسته، تعارض اساسی با اهداف اولیه طرح ایجاد کرده است. از منظر اقتصاد مهندسی، سرمایه‌گذاری سنگین روی خطوط انتقال و تأسیسات آب شرب، برای بهره‌برداری کشاورزی توجیه‌پذیر نیست. معمولاً طرح‌های آبیاری از سیستم‌های توزیع ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر بهره می‌برند، درحالی‌که تأسیسات آب شرب به استانداردها و ضوابط فنی بسیار دقیق‌تری نیاز دارند.

از نظر هیدروژئولوژیکی، دشت‌بندان به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی، فاقد حوضه آبخیز فعال با تغذیه سالانه قابل‌توجه است. آبخوان این دشت از نوع آبخوان‌های محدود با ذخیره فسیلی یا تغذیه بسیار کند محسوب می‌شود. برداشت بیش‌ازحد از چنین آبخوان‌هایی منجر به افت سطح آب زیرزمینی، افزایش شوری به‌دلیل نفوذ آب‌های شور اطراف، و درنهایت تخلیه غیرقابل‌برگشت ذخایر آبی می‌شود. تجربه حفر چاه‌های ژرف در زابل، که به آب با شوری بالا و غیرقابل‌استفاده برای مصارف شرب و کشاورزی رسیدند، نشان‌دهنده محدودیت جدی ذخایر آب شیرین در لایه‌های عمیق‌تر منطقه است.

برداشت آب برای توسعه کشاورزی در مقیاس صنعتی از این آبخوان، به‌معنای استفاده از ذخایر استراتژیک است که باید صرفاً برای نیازهای حیاتی مانند آب شرب محفوظ بمانند. براساس اصول مدیریت یکپارچه منابع آب، اولویت استفاده از منابع آب زیرزمینی محدود باید به‌ترتیب، آب شرب، بهداشت و صنعت باشد، و کشاورزی تنها درصورت «وجود مازاد آب و اطمینان از پایداری آبخوان» قابل‌توسعه است.

اگر مطالعات هیدروژئولوژیکی و مدل‌سازی آبخوان دشت‌بندان، پایداری برداشت برای مصارف کشاورزی را تأیید می‌کنند، سؤال اساسی این است که چرا این ظرفیت در اختیار کشاورزان بومی سیستان که دهه‌ها با خشکسالی و کمبود آب مواجه بوده‌اند، قرار نمی‌گیرد؟ مدل‌های موفق توسعه روستایی نشان می‌دهند واگذاری زمین و منابع به بهره‌برداران محلی به‌صورت استیجاری بلندمدت یا واگذاری مشروط، علاوه‌بر توسعه اقتصادی، پایداری اجتماعی و حفاظت بهتر از منابع را به‌همراه دارد.

از منظر بهینه‌سازی مصرف آب، توسعه دامداری نوین با سیستم‌های آبیاری قطره‌ای برای تولید علوفه و کشت گلخانه‌ای، راهکارهای کارآمدتری هستند. این فعالیت‌ها نسبت به باغداری سنتی، راندمان مصرف آب بالاتری دارند و درعین‌حال، ارزش‌افزوده اقتصادی بیشتری تولید می‌کنند. با توجه به زیرساخت خط انتقال موجود، می‌توان از آن برای توزیع کنترل‌شده آب به واحدهای تولیدی کوچک‌مقیاس با مدیریت بومی استفاده کرد.

مدیریت پایدار منابع آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک نظیر سیستان، مستلزم شفافیت کامل در داده‌های هیدرولوژیکی، مدل‌سازی دقیق آبخوان و تصمیم‌گیری براساس اصول علمی است. هرگونه برنامه‌ریزی برای استفاده از آب دشت‌بندان، باید مبتنی‌بر مطالعات جامع هیدروژئولوژیکی، ارزیابی محیط‌زیستی استراتژیک و سنجش ظرفیت تحمل آبخوان باشد. تصمیمات کنونی در مورد نحوه بهره‌برداری از این منبع استراتژیک، نه‌تنها آینده اقتصادی، بلکه امنیت آبی و زیست‌پذیری سیستان را برای نسل‌های آتی تعیین می‌کند. حفظ این منابع برای نیازهای حیاتی و توسعه آنها در چارچوب ظرفیت‌سنجی علمی، تنها راه تضمین آینده پایدار این منطقه است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی