آنچه خشکسالی هامون بر سر تختکنشینها آورد
آبنشینها یا تختکنشینهای اطراف هامون
۲۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۲۳
«تختکنشینها»، آرامآرام با خشکیدن هامون ناپدید شدند. روزگاری زمینهای سیستان سبز بود و پرآب، اما حالا فقط در خاطرهها باقی مانده است. کاهش بارندگی و سدسازیهای بالادست رود هیرمند، این دریاچه بزرگ را به پهنهای از خاک و نمک تبدیل کرده؛ دریاچهای که با بیابانشدنش، زندگی را در جزیرههای کوچکش و میان مردمانی که روزی بر آب میزیستند، خاموش کرد. آنها خانههایشان از گل و نی بود و قایق تنها راه ارتباطشان با دنیا. صیاد، کشاورز و دامدار بودند و زندگیشان با آب گره خورده بود. «کلثوم بزی»، نویسنده و تسهیلگر اجتماعی، خود از میان همین مردم تختکنشین آمده است. او در کتاب «آبنشینها» از قصه زندگی روزمره زنانی گفته که در گذشتهای دور در میان آبهای هامون میزیستند؛ قصههایی که نشان میدهد چگونه جامعهای کوچک، با سختیها و امیدهایش، در پهنه آب و نیزار هامون شکل گرفته بود. قصه، بخش پررنگی از فرهنگ آنها بود و شاید اگر این قصهها نبودند که نسلبهنسل نقل شوند، همین یک قطره کوچک از زندگی آنها نیز باقی نمانده بود.
«مادرم قالی میبافت و من هم کارهای دیگری را که او میگفت، انجام میدادم تا برایم قصه بگوید. در دوران کودکی قصهها و اسطورهها بخش مهمی از زندگی و علاقه من بودند.» این را «کلثوم بزی» درحالیکه به یاد مادرش «سبزپری» افتاده است، میگوید. «توتن را میکشد و تا کمر از آب بیرون میآورد. بافته موهایش زیر روسری آبی پنهان شده و گِل از گالشهای سیاه میتکاند. همیشه روز قبل از طوفان باد سرد، نیهای بلند را تکان میداد و امروز از آن روزهایی بود که موج آب هامون در هوا یخ میزد و ترمه این را میدانست. بهسرعت طول تختک را طی میکند. نمیتوانست با خودش حرف نزند. به یک و دو و سه باید برگردم، مادر بداند نیستم، دیوانه میشود در این هوا.» این شروع ماجرای «ترمه» بود: زنی از سیستان در دنیای قصه «آبنشینها».
سفر آغاز میشود. سفری در مسیر شرق ایران، سیستان و دریاچه هامون. سفری به گذشته، به سالهای خیلی دور، آن زمان که هامون آب داشت و زندگی جاری بود؛ زندگیای که با دریاچه هامون نفس میکشید. زنان و مردانی که غرق در زندگی ساده خود بودند و هر آنچه را که داشتند، این دریاچه به آنها داده بود. هامون بخشنده بود: محلی برای پرورش دامها، خانهای برای زندگی و پناهی برای در امان ماندن از بیگانگان. زندگی آنها بر روی آب بود، اما ذهنهایشان محکم و استوار. دریاچه هامون زمانی بزرگترین منبع آبشیرین سیستان بود. آب هامون به زندگی مردم منطقه جان میداد. کشاورزان از آن برای آبیاری زمینها استفاده میکردند، صیادان ماهی میگرفتند و دامداران حیواناتشان را سیراب میکردند. نیزارهای اطراف دریاچه برای ساخت خانه و صنایعدستی حیاتی بودند. اما با کاهش بارندگی و سدسازی در بالادست رود هیرمند، سطح آب هامون بهشدت کاهش یافت. خشکی گسترده، نیها و گیاهان مردابی را نابود کرد و بسیاری از گونههای جانوری و پرندگان مهاجر مجبور به ترک منطقه شدند.
تختکنشینها مردمانی بودند که روی جزیرهها و تپههای کمارتفاع میان آب زندگی میکردند. خانههایشان از گل و نی ساخته میشد و قایق تنها راه ارتباطشان با دنیا بود. زندگی آنها ساده، اما دشوار بود. با خشکیدن دریاچه، این جزیرهها و خانهها دیگر قابلسکونت نبودند و بیشتر تختکنشینها ناچار به مهاجرت به حاشیه روستاها و شهرها شدند. بهدنبال آن، شیوه زندگی سنتی و بومی سیستان عملاً از میان رفت.
قصه «سبزپری»، «رُخَک» و «ترمه»
در این زندگی ساده و سخت، قصههای زیادی خلق شدند. قصه زنان و مردانی که در کنار هم پیش میرفتند. در دل این آدمها، یک نفر تصمیم میگیرد این قصهها را بازگو کند. قصه آدمهایی که فراموش شدهاند؛ چون دیگر خبری از هامون و سرسبزیاش نیست. «شاید بزرگترین شانسی که من آوردم، این باشد که خانوادهای هنرمند و قصهگو داشتم. آنها در دریاچه هامون زندگی میکردند، با طبیعت بزرگ شدند و عاشق آن بودند.» این را بزی در نشست رونمایی و گفتوگو درباره رمان «آبنشینها» در هفدهم مهرماه که در مجموعه فرهنگی «کافکتاب» برگزار شد، مطرح میکند. قصهاش با «سبزپری»، «رُخَک» و «ترمه» آغاز میشود. قصه زنانی که در میان تختکها به زندگی نور میتاباندند. آنها اسطوره زمان خود بودند. سختیای که از آن گفته میشود، برای آدمهای شهرنشین امروزی بسیار دور از ذهن است. زندگیای که ابتداییترین چیزها وجود نداشت و فقط آب و برکاتش بود که چرخ آن را میچرخاند. بزی میگوید: «زندگی آنها باشکوه بود و اسطوره من بودند. آنها زندگی روزمره خود را انجام میدادند و پیش میبردند. امروزه هم انجام زندگی روزمره و پیش رفتن همانقدر ارزشمند است. نباید فکر کنیم حتماً باید کار خیلی مهمی انجام دهیم. همین کارهای کوچک و روزمرهای که در طی روز انجام میدهیم، خودش یک نبرد است و به همان اندازه باشکوه.»
او ادامه میدهد: «اتفاقاتی که در سال ۱۴۰۱ رخ داد، به من نشان داد هنوز هم زنانی قدرتمند مانند «فضه» و «صغرا» وجود دارند و نسل آنها منقرض نشده است؛ زنانی که در همه عرصهها پابهپای مردان پیش میروند.» هر قصهای را که آغاز میکنیم، جایی به حضور زنها برمیخوریم؛ زنهایی که خیلی دیده نشدهاند، ولی همیشه حضور داشتهاند. قصه «آبنشینها» هم از همین قرار است. ترمه زنی از آبنشینها، در قایقی میان هامون و در دل سرما مانده بود. بااینحال ادامه میداد؛ چون در این سرزمین، توقف معنایی ندارد و باید ادامه داد.
منزل چقدر گم شده بود!
امروز دیگر خبری از تختکنشینها نیست. هامون خشکیده و بیابانی خالی برجا گذاشته. ترمهها و رخکها حالا در جایی دیگر به خلق زندگی ادامه میدهند. با ازبینرفتن آبنشینها دنیایی از فرهنگ و تجربه نیز از بین رفته و همین قصهها هستند که آنها را کمی زنده نگهمیدارند.
وقتی دریاچه هامون پر از آب بود، زندگی در سیستان جریان داشت. آب در سطح وسیعی از دشت پخش میشد و سه بخش اصلی هامون، یعنی هامون پوزک، صابری و هیرمند، به هم متصل بودند و یک پهنه آبی بزرگ را تشکیل میدادند. در اطراف دریاچه نیزارهای بلند روییده بود که پناهگاه پرندگان مهاجر و محل زندگی جانوران بسیاری بود. هزاران پرنده، از فلامینگو گرفته تا اردک و لکلک، هر سال به این منطقه میآمدند و جلوهای زنده و پویا به آن میدادند. در فصل بهار که آب بیشتر میشد، رفتوآمد با قایق انجام میگرفت. نیها و گیاهان مردابی هامون هم برای مردم ارزش اقتصادی داشتند؛ از آنها برای ساخت حصیر، سبد، سقف خانهها و حتی قایقهای سبک استفاده میکردند. دریاچه آب مورد نیاز دامها را تأمین میکرد و بسیاری از گلهداران سیستانی یا همان آبنشینها در نزدیکی آن زندگی میکردند. وقتی آب بود، هوا خنکتر بود، زمین حاصلخیزتر و مردم آرامتر. هامون برای سیستانیها فقط یک دریاچه نبود، بلکه نشانه زندگی، امید و پیوند انسان با طبیعت بود.
طی چندین سال اخیر با تغییرات اکولوژیک در منطقه بهویژه خشکسالی و مهاجرت افراد به شهرها، روزبهروز این قشر تولیدکننده کوچک و کوچکتر و تختکها از انسان خالی شدند. در حال حاضر بستر خشکیده هامون تحتتأثیر حرکت باد، به محلی برای گردوغبار و ماسه تبدیل شده است.
اگرچه شرایط جوی و تغییراقلیم عامل مهمی برای خشک شدن هامون است، اما عامل اصلی جای دیگریست. با احداث سدهای بیرویه در افغانستان بر روی رودخانه هیرمند، حیات زیستی در هامون بهسمت نابودی رفته است. کتابهایی مانند «آبنشینها» یادآور آن زندگی سنتی و شیوه سازگاری با طبیعتاند. این داستانها یادآوری میکنند حفاظت از منابع آب و ثبت فرهنگ و تاریخ مردم محلی چقدر اهمیت دارد؛ تا چیزی از دست نرود و فراموش نشود. «توتن مثل نگینی در یخ جا خوش کرده بود، پیش نمیرفت. این وقتها پدر با تبر یخ را میشکست و دیگران توتن را هول میدادند به جلو تا بار به راه نماند و جماعت سالم به منزل برسند.» سفر دیگر به پایان رسیده است: «منزل چقدر دور شده بود، منزل چقدر گم شده بود!»
برچسب ها:
افغانستان، پرندگان مهاجر، تغییراقلیم، خشکسالی، رودخانه هیرمند، گردوغبار
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آلودگی هوا، کودهای شیمیایی و قارچکشها زبان شیمیایی طبیعت را دگرگون میکنند
حمله به زبان بویایی ساکنان زمین
چهار داوطلب از دشواری اطفای حریق در جنگلهای زاگرس در استان فارس میگویند
شعلهها از داوطلبان جلو میزنند
در نشست احیای دریاچه ارومیه با حضور پزشکیان مطرح شد
احیای ارومیه در گرو حکمرانی علمی آب
سازمان حفاظت محیطزیست:
هوشمندسازی، راهبرد نوین حفاظت از حیاتوحش ایران
گامی مهم برای نجات گونههای در معرض خطر انقراض
احیای نسل «فسیلهای زنده» دریای خزر در رودخانه تجن؛ ایجاد ذخیرهگاه ژنتیکی ماهیان خاویاری در دستور کار
حضور پرندگان مهاجر در شمال غرب کشور
استقرار هزاران سار صورتی در زیستگاههای طبیعی شهرستان انگوت
بحران در زیستگاههای حساس حیاتوحش
چرای غیرمجاز دام در خراسان شمالی؛ تهدیدی جدی برای بقای یوزپلنگ آسیایی
گامی مؤثر در جهت حفاظت از تنوع زیستی استان تهران
بازگشت حیاتوحش به طبیعت؛ ۳۵ گونه جانوری در مناطق حفاظتشده تهران رهاسازی شدند
وضعیت نگرانکننده تراز آب بزرگترین دریاچه جهان
کاهش یکمتری تراز آب دریای خزر در ۵ سال اخیر
حفاظت از تالابهای کشور
لاهیجانزاده: حفاظت پایدار از تالابها بدون مشارکت جوامع محلی ممکن نیست
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ورود یوزپلنگ «هلیا» و سه تولهاش به شرق سمنان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید