تباه‌سازی متقابل در جامعه مخاطره‌آمیز





تباه‌سازی متقابل در جامعه مخاطره‌آمیز

۲۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۵۲

ما هر روز از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها پیام‌های زیادی درباره انواع خطرات دریافت می‌کنیم. بسیاری از آنها مربوط به آب، هوا، غذا و خاک و محیط ما می‌شوند. اینکه یک ماده غذایی را نباید خورد، از آن آب نباید استفاده کرد. آلودگی هوا، گرما، کیفیت آب، پارازیت ماهواره و تشعشعات مراکز هسته‌ای از جمله خطرات زمانه ما هستند.

«اولریش بک»، جامعه‌شناس آلمانی، معتقد است ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که قبل از هر چیز با خطر و هشدارهای مربوط به آن مشخص می‌شود؛ خطرهایی که غالباً از جنس بوم‌شناختی و زیست‌محیطی هستند. در قرن‌های گذشته چنین خطراتی موضوعیت نداشت و بیشتر ترس بشر از ارواح، اجنه، زلزله، سیل، خشکسالی و قحطی و طاعون و وبا بود. با صنعتی شدن جوامع  نوع و شدت خطرها تغییر کرد. درواقع، در همه اعصار خطر وجود داشته است: در عصر ماقبل مدرن (ماقبل صنعتی)، عصر مدرن اول (صنعت‌گرایی) و عصر مدرن دوم (صنعت‌گرایی متأخر). در جامعه سنتی خطرها را به امور ماورای طبیعی و خارج از اختیار انسان نسبت می‌دادند و ازاین‌رو، محاسبه‌ناپذیر قلمداد می‌شدند. اما در عصر مدرن، خطرات بیشتر تولیدات انسانی و ساخته بشر هستند. رشد علم و تکنولوژی در عصر مدرن به کنترل‌پذیری، محاسبه و جبران خطرها کمک کرد. اما در عصر مدرنیته متأخر علم و تکنولوژی بیش از آنکه به محاسبه و کنترل کمک کند، خود ایجادکننده خطرهای جبران‌ناپذیر و شدیدتر شده است. در جامعه خطر، ایده‌ محوری و مرکزی ایمنی است و هر کسی می‌کوشد از مخاطرات ایمن بماند.

پزشکی و مراقبت سلامت که یک دستاورد علمی و تکنولوژیک است، درحالی‌که درباره خطرات محیط‌زیستی برای انسان هشدار می‌دهد و توصیه‌ها و برنامه‌هایی دارد، اما هم‌زمان خود در ایجاد خطرات جدید سهیم و مسئول است. بنابراین، رابطه سلامت و محیط‌زیست رابطه‌ای دوطرفه است؛ یعنی همان‌طورکه محیط‌زیست می‌تواند سلامت انسان را به خطر اندازد، مجموعه اقداماتی که برای سلامت انجام می‌شود، دارای تبعات محیط‌زیستی است.


اثرات محیط‌زیست بر سلامت

براساس داده‌های سازمان بهداشت جهانی ۲۴ درصد از کل مرگ‌ومیرهای جهانی با محیط‌زیست مرتبط‌اند. تغییراقلیم از طرق مختلف بر زندگی و سلامت انسان‌ها تأثیر می‌گذارد. این تغییرات، عناصر ضروری سلامت -هوای پاک، آب آشامیدنی سالم، تأمین مواد غذایی مغذی و سرپناه امن- را تهدید می‌کند و پتانسیل تضعیف دهه‌ها پیشرفت در سلامت جهانی را دارد. انتظار می‌رود بین سال‌های ۲۰۳۰ تا ۲۰۵۰ تغییراقلیم سالانه تقریباً ۲۵۰ هزار مرگ اضافی، تنها ناشی از سوء‌تغذیه، مالاریا، اسهال و استرس گرمایی ایجاد کند.

آلودگی هوا در ایران، به‌عنوان یک کشور درحال‌توسعه، از زمان شروع صنعتی شدن در دهه ۱۹۷۰، به‌تدریج افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۹ میزان مرگ‌ومیر ناشی از آلودگی هوای محیطی در ایران ۴۰.۷۴ مرگ در هر صد هزار نفر گزارش شد. اکنون گفته می‌شود سالانه بین ۴۰ تا ۵۰ هزار مرگ به‌علت آلودگی هوا اتفاق می‌افتد. براساس نتایج مطالعه جهانی بار بیماری‌ها، در سال ۲۰۱۷ سهم عوامل خطر محیطی در کل بار بیماری‌ها در کشور برحسب شاخص تعداد سال‌های ازدست‌رفته به‌واسطه مرگ یا ناتوانی (Disability-adjusted life years) (DALYs) و تعداد موارد مرگ، به‌ترتیب حدود ۸ و ۱۳ درصد بوده است. آنچه گفته شد، فقط اندکی از اثرات منفی آلودگی و تغییرات محیط‌زیست بر سلامت بشر است.

صنعت مراقبت‌های بهداشتی تقریباً پنج درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای را برعهده دارد و این صنعت را به پنجمین تولیدکننده بزرگ در سراسر جهان تبدیل می‌کند. در ایالات متحده، بخش مراقبت‌های بهداشتی حدود ۸ تا ۱۰ درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای ملی را به خود اختصاص می‌دهد و هر تخت بیمارستانی می‌تواند روزانه بیش از ۱۰ کیلوگرم زباله تولید کند. دستگاه‌ها و وسایل پزشکی به‌تنهایی تقریباً ۵-۰ درصد انتشار گازهای گلخانه‌ای در ایالات متحده را تشکیل می‌دهند. برآوردهای فعلی نشان می‌دهد تقریباً نیمی از جمعیت جهان به‌دلیل دفع غیرایمن زباله‌های مراقبت‌های بهداشتی با تهدیدهایی ناشی از آلودگی محیط‌زیست و سلامت انسان مواجه‌اند.

صنعت مراقبت سلامت در سه بخش تولید، حمل‌ونقل و محل دفن پسماند به محیط‌زیست آسیب می‌زند. در بخش تولید، پلاستیک‌های مبتنی‌بر نفت به‌طور گسترده در بسیاری از وسایل یکبارمصرف استفاده می‌شوند. طراحی وسایل بدون توجه به استفاده مجدد یا بازیافت صورت می‌گیرد. در بخش حمل‌ونقل، به تولید گازهای گلخانه‌ای می‌انجامد. در سوزاندن پسماندها مواد سمی تولید می‌شود؛ خاکستر سمی حاصل از زباله‌سوزها ممکن است به آب‌های زیرزمینی نشت کند.

دفن زباله‌های دستگاه‌های الکترونیکی یا زباله‌های الکترونیکی پزشکی، سموم مضر و فلزات سنگین مانند جیوه، آرسنیک و سرب را آزاد می‌کند. با این وصف، مراقبت سلامت خود به تهدیدی برای سلامت انسان و محیط‌زیست تبدیل شده است.


نادیده گرفتن اثرات منفی مراقبت سلامت

پرسش این است که در این رابطه متقابل محیط‌زیست و سلامت چرا کمتر به اثرات منفی مراقبت سلامت بر محیط‌زیست پرداخته می‌شود؟ اولین پاسخ در تسلط دیدگاه استثناگرایی یا معافیت‌گرایی است که انسان را از  بقیه دنیا جدا می‌کند و به انسان حق می‌دهد محیط را برای سلامت و رفاه مورد مداخله و دستکاری قرار دهد. اما این پاسخ کافی نیست. پاسخ اصلی را باید در مشخصات پزشکی سرمایه‌داری پیدا کرد.

با اینکه تعاریف مختلفی از سلامت و اقدامات مختلفی برای تأمین سلامت صورت گرفته است، اما سلامت را باید بیشتر از یک امر بیولوژیک، یک برساخت اجتماعی بدانیم که در دوره‌های مختلف تعاریف مختلفی داشته است. از جمله در پزشکی عصر سرمایه‌داری تعریف سلامت به‌طورکلی متفاوت از سلامت در دوره‌های قبل است.

با ظهور پزشکی مدرن تعریف سلامت به قلمرو اختیارات پزشکی منتقل شد و حرفه پزشکی عهده‌دار تعریف سلامت شد. حرفه پزشکی با استفاده از دانش پزشکی که عموماً بی‌طرف و فارغ از منفعت در نظر گرفته می‌شود، بر بخش سلامت تسلط یافت و انحصار تعریف سلامت را به دست گرفت. فریدسون معتقد بود حرفه پزشکی بر بخش سلامت تسلط دارد، نه بدان دلیل که علمی برتر و انسان‌دوستانه است، بلکه به‌ این دلیل که از لحاظ سیاسی به‌خوبی سازمان یافته است. حرفه پزشکی حق انحصاری یک حرفه شغلی را دارد، انحصاری که از طریق دولت و طبقه حاکم برای آن تضمین می‌شود و از استقلال در کار خویش برخوردار است و برای جامعه وسیع‌تر موضوعاتی را تعیین و مشخص می‌شود که پزشکی بر آنها نظارت دارد.

 در چنین محیط محافظت‌شده‌ای، حرفه پزشکی از قدرت کافی برای کنترل همه جنبه‌های کاری‌اش بدون دخالتی از جانب گروه‌های غیرتخصصی برخوردار خواهد بود. قدرت حرفه پزشکی یک موضوع مهم در جامعه‌شناسی سلامت است. ازآنجا‌که حرفه پزشکی نه‌تنها تعریف سلامت و بیماری را تعیین می‌کند، بلکه می‌تواند بگوید چه کارهایی باید انجام شود و چه مداخله‌ای باید صورت گیرد. بنابراین، قدرت پزشکی را می‌توان کلید توضیح مشکلات مختلف سلامت، از جمله عدم ارتباط بین مراقبت‌های سلامت ارائه‌شده با نیازهای سلامت جمعیت دانست.

البته نباید در قدرت پزشکی و استقلال آن اغراق کرد یا حتی خوش‌بین بود. طبقه مسلط در جامعه سرمایه‌داری (یعنی بورژوازی) بر پزشکی تسلط دارد. دانش، پراتیک و نهادهای پزشکی هر چقدر هم که مستقل به‌نظر برسند، در تحلیل نهایی همگی تحت سلطه سیاسی و هژمونی ایدئولوژیک بورژوازی هستند.

سلطه طبقه حاکم نه‌تنها در نهادها و پراتیک پزشکی سرمایه‌داری، بلکه در تاروپود دانش پزشکی تنیده شده است. دانش پزشکی، مانند سایر علوم تحت سلطه سرمایه‌داری، تحت سلطه یک ایدئولوژی پوزیتیویستی و مکانیکی بوده است که نمونه بارز علمی است که تحت هژمونی بورژوازی ایجاد شده است.

برخلاف تصور رایج، مراکز اصلی قدرت در تأمین مالی، مدیریت، تحقیقات و آموزش پزشکی، نه حرفه‌های پزشکی، بلکه بخش‌هایی از طبقه سرمایه‌دار بوده‌اند. بنابراین، دانش پزشکی را نمی‌توان بی‌طرف و بدون جهت‌گیری طبقاتی تلقی کرد. به‌این‌ترتیب، پزشکی که تحت سلطه طبقه حاکم است، با اتکا به داعیه بی‌طرفی و علمی بودن و انسان‌دوستی، انحصار تولید سلامت و راه‌ها و ابزارهای ارتقای سلامت را به‌عهده دارد. پزشکی مدرن در عصر سرمایه‌داری، سلامت را به مصرف گره زده است و به‌این‌ترتیب، دستورات و شیوه‌هایی را برای رسیدن به سلامت توصیه و تجویز می‌کند که همگی متکی به مصرف بیشتر محصولات بهداشتی و مراقبتی و انواع داروها و مکمل‌ها و وسایلی هستند که حتی اثربخشی آنها برای ارتقای سلامت اثبات نشده است، اما برای شرکت‌ها و طبقه سرمایه‌دار سود هنگفتی به ارمغان می‌آورد. این مصرف‌گرایی بی‌حدومرز که به توصیه و تجویز پزشکی سرمایه‌داری رواج یافته، نه‌تنها به سلامت بیشتر انسان و جوامع منجر نشده، بلکه تبعات محیط‌زیستی شدید داشته است. 

مطالعات نشان می‌دهد پزشکی تحت شیوه تولید سرمایه‌داری و با استفاده از تسلطی که بر تعریف سلامت به‌ دست آورده، به قلمروهای دیگری که تا‌به‌حال تحت کنترل پزشکی نبوده‌اند، نیز نفوذ کرده است. حالا حرفه پزشکی برخی مسائل اخلاقی و اجتماعی را به‌عنوان بیماری معرفی می‌کند و برای آنها راه‌حل و درمان دارویی و مداخلات پزشکی ارائه می‌کند. زشتی، اعتیاد، بارداری و زایمان، تقویت و بهبود، مشکلات قاعدگی حالا تحت نفوذ پزشکی هستند و پزشکی راهکارهای درمانی برای آنها خلق می‌کند که همه این راه با مصرف بیشتر و استفاده بیش‌ازحد از منابع هموار می‌شود.

مثلاً از قاعدگی که وضعیتی طبیعی است، بیماری‌نمایی می‌کنند و با ساختن فوبیای عفونت، راه‌حل‌های متعددی برای پیشگیری از عفونت پیشنهاد می‌کنند. درنتیجه، باید گفت پزشکی عصر سرمایه‌داری بیش از آنکه به سلامت انسان و محیط‌زیست بیندیشد، به‌عنوان ابزار سودآوری برای شرکت و متناسب با شیوه تولید سرمایه‌داری کار می‌کند. حرفه پزشکی با وصل کردن خود به علم‌پزشکی، توانسته است خود را در برابر انتقادات بیرون از پزشکی مصون و از منتقدان سلب اعتبار کند.

در مجموع وقتی به اثرات محیط‌زیست بر سلامت می‌پردازیم، لازم است به عوامل ساختاری تخریب محیط‌زیست توجه کنیم و بدانیم پزشکی سرمایه‌داری خود بخشی از این ساختار ویرانگر است که در تبدیل جامعه معاصر به جامعه خطر دست داشته است.

* سخنرانی در سلسله گفتگوهای تعاملی کنشگران اجتماعی و مردم در مورد بحران آب «کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *