وقتی هنرمند در هم میشکند
۲۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۳:۵۵
«ناصر تقوایی» سالهای زیادی بیکاری کشید و طبعا نسبت به همنسلانش کمتر فیلم ساخت اما خودش میگفت من فیلم کم ساختم اما فیلم بد نساختم و درست هم میگفت.
پیش از انقلاب علاوهبر مجموعه مستندهای درخشان و ماندگارش مثل «اربعین»، حتی در فیلم «آرامش در حضور دیگران» که اولین ساخته او بود هم میبینید تقوایی اساسا از کنار فیلمفارسی هم رده نشده است. یعنی چیزی یا نشانهای از فیلمفارسیهای رایج در آن دوران در این فیلم یا فیلمهای بعدی که ساخت وجود ندارد، جز آنکه از امکانات آنها استفاده میکرد. برای مثل در فیلم «نفرین» که یکی بهترین ساختههای اوست و کمتر شناخته شده از بازی بهروز وثوقی، جمشید مشایخی و فخری خوروش که آن سالها در آن سینما بازی میکردند، بهره گرفت اما میبینیم که کاملا متضاد با فیلمفارسیهای مرسوم آن دوران است.
اما فاصله فیلمها را اگر در نظر بگیریم میبینیم که بسیار طولانی است و دو دلیل وجود دارد. دیدگاه تقوایی نسبت به مسائل رایج اجتماعی با دیدگاه رایج و حکومتی کاملا متضاد است و از طرف دیگر دیدگاه او با تهیهکنندگان و حتی بعضی مخاطبان هم تضاد دارد. به نظر من «کاغذ بیخط» باید پرفروشترین فیلم آن دوره میشد چراکه بازیگرانی چون هدیه تهرانی و خسرو شکیبایی نیز در آن حضور داشتند اما آن فیلمی نبود که عامه تماشاگر آن را ببینید و به خوبی درک کند. دلیل دیگر هم به خود او باز میگردد. تقوایی بعد از «دایی جان ناپلئون» درگیر گرفتاریهایی شد که آن گرفتاریها بخش عمده انرژی و قدرتش را گرفت و به خصوص در دو سه دهه اخیر دچار انزوا شد. همه هم میدانستند و هیچکس هم نمیتوانست کار خاصی برای او انجام دهد ولی شخصیتش را حفظ میکرد و از نظرها نیفتاد. بنابراین آن ماجراها باعث شد کمی روند کار حرفهایاش کند شود. این اواخر هم حافظهاش رو به ضعف رفت و کمتر آدمها را میشناخت و این موضوع از زمانی بیشتر شد که تدریس نکرد. اما تقوایی هم در نوشتارش و هم در شیوه صحبتکردنش آنقدر درست و عمیق بود که نیازی نبود آدم به کتاب دیگری مراجعه کند، فقط کافی بود هفته ای یکبار با او همنشین شد.
بنابراین باید افسوس خورد که سینمای ایران چنین فرد بزرگی را از دست داد. البته سینما او را الان از دست نداد بلکه بعد از کاغذ بیخط از دست رفت. مدیران سینمایی باید حمایت میکردند و شرایط تولید فیلم را برای او ایجاد میکردند نه اینکه فیلمنامههای او مانند «زنگی و رومی» را رد کنند. همه اینها به او لطمه زد. هنرمند وقتی در هم میشکند که از سیستمی که با آن سروکار دارد ناامید شده باشد و تقوایی واقعا ناامید شده بود و فکر نمیکرد دیگر بتواند در این شرایط فیلم بسازد حتی یکبار خودش هم در مراسم تجلیل از خودش گفته بود من فیلم نمیسازم به این دلیل که آن سینمایی که ما دنبالش بودیم سینمایی نبود که الان است. امیدوارم از زندگی او و تجربیاتش درس گرفته شود و یادش فراموش نشود.
*احمد طالبینژاد
منتقد سینما و نویسنده کتاب «به روایت ناصر تقوایی»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
تیــــم مــا
یادمان باشد که این خاک خشک است
مسکن و طبقه متوسط فقیرشده
گاهی بحران تمام میشود، اما سیستم هشدار مغز هنوز خاموش نشده است
ذهن در وضعیت آمادهباش
کوهنوردان راه آزادی
نگاهی به فیلم «اگر پا داشتم لگد میزدم»
فروپاشــــــی بیصدا
وب گردی
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شاهنامه در میان نتها و ماشینها |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید