از هفت‌خوان سفر تا فسنجانی بر سفره

پرندگان مهاجر همچنان قربانی!





پرندگان مهاجر همچنان قربانی!

۵ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۷

هر سال با فرارسیدن فصل پاییز، آبگیرهای شمال و غرب و جنوب ایران میزبان هزاران پرنده‌ مهاجر از سیبری، آسیای میانه و اروپای شرقی می‌شوند؛ پرندگانی که با هزار امید و تحمل مسیرهای طولانی، خود را به تالاب‌ها و دشت‌های کشور می‌رسانند تا زمستانی امن را در ایران بگذرانند. اما درست در همین زمان، کارزار تلخ و تکراری صید بی‌ضابطه و کشتار این مهمانان ارزشمند و زیبا آغاز می‌شود.

در گذشته صیادان محلی تورهایی را در برخی برکه‌های مشخص در مسیر پرواز پرندگان نصب می‌کردند و تعدادی پرنده‌ در آنها به دام می‌افتادند. این کار که به دوماچال معروف است، بیشتر جنبه‌ معیشتی داشت و ابعاد آن محدود به صید تعدادی کمی از پرندگان می‌شد، اما به‌مرور زمان و با ورود دلالان و افزایش تقاضای بازارهای محلی و رستوران‌های لاکچری شهرهای بزرگی، چون تهران، این روش، از سنتی بومی به تجارتی سودآور و ویرانگر بدل شد. تورهای چندکیلومتری که به آنها کرس می‌گویند در اطراف تالاب‌ها برپا شد و پرندگان در مقیاسی بی‌سابقه هدف صید و کشتار قرار گرفتند.

آنچه در تجربه‌ میدانی دیده می‌شود، این است که در روش‌های جدید صید و شکار، انواع گونه‌ها، حتی پرندگان شکاری و حرام‌گوشت هم گرفتار می‌شوند. بخش حلال‌گوشت این پرندگان کشته و برای فروش در بازارهای محلی و زیرزمینی عرضه می‌شوند و مابقی اجساد برای تولید و فروش تاکسیدرمی مصرف می‌شوند. اما بخش زنده نیز به برخی باغ‌وحش‌های خانگی غیرقانونی فروخته می‌شوند و این شبکه‌ سازمان‌یافته، خود چرخه‌ای پنهان از سود و سوءاستفاده ایجاد کرده که نه‌تنها به کاهش جمعیت گونه‌ها می‌انجامد، بلکه توزیع غیرقانونی و روند قاچاق حیوانات زنده را هم تشدید می‌کند.

در یک دهه‌ اخیر با افزایش اقدامات رسانه‌ای و آگاهی‌بخشی گسترده همراه با تلاش‌های فعالان محیط‌زیست و بالارفتن حساسیت عمومی، موضوع شکار غیرقانونی پرندگان مهاجر به مسئله‌ای ملی بدل شده است و سازمان حفاظت محیط‌زیست با ایجاد ممنوعیت، طرح‌های جمع‌آوری تورها و قفس‌ها را آغاز می‌کنند و حتی برخی متخلفان سرشناس تحت پیگرد قضائی قرار گرفتند. اما واقعیت این است که قوانین به‌تنهایی نتوانسته‌اند جلوی این چرخه‌ سودآور و غیرقانونی را بگیرند و همچنان هر سال بازارهای زیرزمینی پرندگان مهاجر در برخی شهرهای شمالی و غربی فعال‌اند.

درنتیجه همچنان شاهد تکرار سالانه‌ این تخلفات هستیم؛ چرا که سود بالا، ضعف نظارت و نبود معیشت جایگزین برای مردم محلی سه عامل اصلی این چرخه‌اند. درعین‌حال، باید پذیرفت که یکی از چالش‌های اصلی، بازارهای محلی و رستوران‌هایی هستند که همچنان علاوه‌بر فروش گوشت گرم، غذاهای محلی با گوشت پرندگان مهاجر عرضه می‌کنند و این یعنی تقاضای همیشگی برای صید بیشتر.

شاید در شرایط فعلی، بهترین مقابله با روند تخلفات همین باشد که این چرخه‌ تقاضا متوقف شود. یعنی مسافران‌ و گردشگران و حتی مردم محلی از خرید پرندگان در بازارچه‌های غیرمجاز پرهیز کنند و رستوران‌هایی را که با استفاده از گوشت شکار پرندگان غذا طبخ می‌کنند، کنار بگذارند. وقتی بازار از رونق بیفتد، انگیزه برای ادامه‌ صید و شکار نیز تا حد زیادی کاهش می‌یابد.

بنابراین، حل این معضل نیازمند رویکردی جامع است: رسانه‌ها باید همچنان به فرهنگسازی توجه کنند، دولت و نهادهای محلی باید زمینه‌ ایجاد مشاغل جایگزین پایدار مانند اکوتوریسم یا کشاورزی بومی را فراهم کنند، اقدامات انتظامی، حمایت‌های قضائی در حمایت محیطبانان قرار گیرد و مهم‌تر از همه، مشارکت مردمی باید در قالب تحریم بازار و رستوران‌های مرتبط جلوه‌ای عملی پیدا کند.

اگر این مجموعه اقدامات هم‌زمان اجرا شود، می‌توان امیدوار بود که فصل مهاجرت از یک تراژدی تلخ به جشنواره‌ای ارزشمند بدل شود و پرندگان مهاجر بار دیگر بی‌هراس از تور و قفس و در آرامش، بر آسمان ایران بال بگشایند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *