سرقت دستبند فراعنه و طلای پاریس، تداعیگر ماجرای تلخ لوح زرین هخامنشی
ویترینهای ناامن، حافظان خائن
۲۸ شهریور ۱۴۰۴، ۱۵:۵۴
|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزههای قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزهها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعیکننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهتهایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابلتأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوبکردن آن، بیشباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سالها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعیاش هنوز در ابهام است.
دو سرقت بزرگ در یک هفته، هر دو دستبرد به آثاری زرین در دو موزه، در دو نقطه جغرافیایی مختلف؛ یکی در پاریس و دیگری در قاهره. در پاریس سارقان ناشناس نمونههایی نادر از طلا را از موزه ملی تاریخ طبیعی به سرقت بردهاند. موزه تاریخ طبیعی اعلام کرده است: «ارزش این نمونهها براساس قیمت خام طلا حدود ۷۰۰ هزار دلار برآورد شده، اما از نظر میراث علمی و فرهنگی، ارزش آنها غیرقابلمحاسبه است.» بهگفته مدیر این موزه، «نمونههای بهسرقترفته طلای بومی (native gold) هستند؛ یعنی طلاهایی که در طبیعت بهشکل فلزی خالص یافت شدهاند، بدون نیاز به ذوب یا فرآوری شیمیایی. این نوع طلا بسیار نادر است و هیچ دو قطعه آن شبیه هم نیست.» این موزه اعلام کرده تلاش پلیس برای دستگیری سارقان که بسیار حرفهای و دقیق اقدام به دستبرد بخش خاصی از موزه کردهاند، ادامه دارد.
در موزه قاهره اما یک کارمند موزه و سه همدستش پس از سرقت یک دستبند طلای باستانی آن را به قیمت حدود چهار هزار دلار آمریکا فروختهاند. شواهدی از دوربینهای مداربسته منتشر شده که نشان میدهد تبادل دستبند در یک مغازه در ازای دستهای پول نقد صورت گرفته؛ در همان مکان، خریدار دستبند را به دو نیم بریده است. این دستبند که قدمتی حدود سه هزار سال دارد، نواری از طلاست که با مهرههای لاجورد تزئین شده و به دوره سلطنت یکی از فرعونهای مصر تعلق دارد. سارقان این دستبند را در جریان بررسی آثار تاریخی، برای ارسال به نمایشگاه بینالمللی «گنجینههای فراعنه» در رم از موزه خارج کردهاند. سرقت آثار فرهنگی پدیده جدیدی نیست، قوانین متعددی برای برخورد با آن وجود دارد و راههای حفاظتی برای پیشگیری از وقوع آن، هرچند سختگیرانه بودهاند، اما در تمام این سالها نتوانستهاند میزان سرقت آثار تاریخی را بهویژه از موزهها به صفر برسانند. اما انتشار خبر این سرقتها هرگز برای علاقهمندان به فرهنگ و تاریخ عادی نمیشود و هر بار آه از نهادشان بلند میکند.
سرقت از موزهها در هر حالتی و با هر وسعتی که باشد، خسارتی بزرگ برای فرهنگ یک کشور محسوب میشود. اما این خسارت زمانی که توسط یکی از کارکنان صورت میگیرد، علاوهبر ابعاد فرهنگی، ابعاد اخلاقی هم پیدا میکند و نگرانکنندهتر است؛ زیرا کسانی دست به چنین سرقتهایی میزنند که مسئول حفاظت از این آثار هستند و مردم یک جامعه به آنها اعتماد دارند. سال گذشته گاردین در گزارشی به سرقت گسترده از موزه بریتانیا پرداخت و فاجعه فرهنگی بزرگی را روایت کرد که بهگفته «رنه آلونژ»، بازرس ارشد واحد ویژه جنایات هنری پلیس برلین، موضوع تازهای نیست. او از پروندههایی که در آنها کارکنان موزهها دست به سرقت زده بودند، به گاردین گفته بود: «در سال ۲۰۰۴، یک کتابدار ارشد در کتابخانه ملی سوئد پس از آنکه مشخص شد کتابهای نایاب میدزدیده، خودکشی کرد. در سال ۲۰۰۷، مردی روس پس از آنکه دادگاه مشخص کرد او با همسرش -که متصدی موزه آرمیتاژ در سنپترزبورگ بود- تبانی کرده تا بیش از ۲۰۰ قطعه عتیقه را بدزدد، به زندان افتاد.» رسانههای روسیه این سرقت را «دزدی قرن» نامیدند، بی آنکه بدانند شاید سرقتی حتی بزرگتر در لندن و در موزه بریتانیا در جریان بوده است.
سرقت بزرگ از موزه بریتانیا
در آگوست ۲۰۲۳، موزه بریتانیا اعلامیهای منتشر کرد مبنیبر اینکه «برخی اقلام از مجموعه موزه گم شده، دزدیده یا آسیب دیدهاند» ابعاد این جرم هنوز مشخص نبود، اما شرح مختصری از اشیای گمشده در اعلامیه بود: «جواهرات طلایی و سنگهای نیمهقیمتی و شیشهای متعلق به ۱۵۰۰ پیشازمیلاد تا قرن نوزدهم میلادی» علاوهبراین،به اخراج یکی از کارکنان موزه هم اشاره شده بود. با گذشت زمان جزئیات تکاندهندهای آشکار شد. کارمند اخراجشده «پیتر هیگز» بود که سالها در بخش آثار باستانی یونانی و رومی موزه فعالیت داشت و موزه از او شکایت کرده بود. او اما هرگز اتهامات را نپذیرفت. «جورج آزبورن»، رئیس هیئتمدیره موزه، اعلام کرد حدود دو هزار شیء گم شده یا آسیب دیده است. ماجرا تا جایی بالا گرفت که «هارتویگ فیشر»، مدیر این موزه، و معاون او استعفا دادند. این سرقت جنجالی باعث بلند شدن صدای منتقدانی شد که معتقد بودند این موزه و موزههای مشابه از جمله لوور، خود به غارت آثار تاریخی فرهنگها و تمدنهای مختلف میپردازند و چندان دغدغهای برای حفاظت از این آثار ندارند.
داستان تلخ لوح زرین داریوش اول
ایران هم تجربه تلخی از سرقتهای موزهای دارد؛ سرقتی که مرور آن هنوز هم میتواند غمانگیز باشد. وقتی دستیار «ارنست هرتسفلد» چهار لوح را زیر پایههای کاخ آپادانا کشف کرد؛ دو لوح زرین و دو لوح سیمین در دو جعبه سنگی بزرگ. الواحی حاوی اطلاعاتی ارزشمند که به سه خط پارسی باستان، بابلی و ایلامی نوشته شده بود. الواح پس از استخراج به رضاشاه تحویل داده شد. دو لوح به موزه ملی رفت و دو لوح دیگر نزد رضاشاه و در کاخ مرمر نگهداری میشد. سالها بعد دو لوحی را که در کاخ مرمر بود، به برج شهیاد منتقل کردند تا در معرض دید عموم قرار گیرد. بعد از سال ۵۷ این الواح را به مخزن موزه ملی ایران تحویل دادند. از این الواح تا اواسط دهه ۷۰ سخنی به میان نیامد، تا اینکه «شاهرخ رزمجو» مسئول ساماندادن به کتیبههای موزه ایران باستان شد و اینجا بود که جای خالی کتیبهها نمایان شد. مکاتبات و اسناد نشان میداد دو کتیبه کاخ مرمر در سالهای پس از ۵۷ به موزه ایران باستان تحویل داده شده، اما اثری از آنها در مخزن موزه نبود. «نصرتالله معتمدی» که اوایل دهه ۶۰ مدیر موزه ملی ایران بود، یکی از مظنونان پرونده بود. بررسیهای قانونی روشن کرد معتمدی این دو لوح را سالها پیش از موزه بیرون برده است. او لوح نقره را تحویل داد، اما درباره لوح زرین ادعا کرد که آن را ذوب کرده، به قیمت یک میلیون تومان فروخته و با پول آن یک پیکان خریده است. اما برای جامعه فرهنگی ایران در آن سالها باور این اتفاق ساده نبود؛ یک باستانشناس که زمانی مدیریت موزه مادر ایران را بهعهده داشت، بتواند چنین کتیبه ارزشمندی را ذوب کند و بفروشد! کتیبهای که پهلوی اول آن را شناسنامه ایران خوانده بود و حاضر نشده بود حتی برای مطالعه و بررسی به مؤسسه شرقشناسی شیکاگو تحویل دهد. همین است که هنوز هم برخی معتقدند این کتیبه سرنوشت دقیق و روشنی ندارد و همچنان ابهاماتی درباره سرنوشت آن پس از سرقت از موزه ملی وجود دارد.
مرور این سرقتها نشان میدهد امنیت موزهها، در بسیاری از کشورها و بزرگترین موزههای دنیا، هنوز هم چالشی جدی است. در چنین شرایطی باز هم لازم است ضرورت ابزارهای حفاظتی از جمله تهیه لیست قرمز برای آثار تاریخی و موزههای کشور را یادآور شد. نبود چنین ابزارهایی بهسادگی میتواند منجر به بروز بحرانی بزرگ شود؛ بحرانی که گویا تا تبدیل به فاجعه نشود، چندان جدی گرفته نمیشود.
برچسب ها:
آثار باستانی، آثار تاریخی، سرقت آثار تاریخی، سرقت از موزه، کتابخانه ملی، مصر، موزه ایران، موزه بریتانیا، موزه ملی ایران، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید