«پریسا شوکتی»، زنی که سرمایه‌اش را از بازار کالا به طبیعت برد

از تالار بورس تا حفاظت پرندگان

در یکی‌دو سال اخیر، شاهد افزایش قابل‌توجه تعداد انجمن‌ها و مؤسسات محیط‌زیستی هستیم که نشان‌دهنده افزایش دغدغه‌مندی عموم و افزایش باور به تأثیرگذاری در این حوزه است





از تالار بورس تا حفاظت پرندگان

۲۵ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸

«نباید از چالش‌های مهمی مانند تأمین مالی حفاظت غافل شد. علاوه‌براین، اوضاع اقتصادی و نابرابری‌های اجتماعی و توسعه ناپایدار و افسارگسيخته همچنان باعث تنزل درجه اولویت حفاظت از محیط‌زیست، حیات‌وحش و تنوع‌زیستی در سطح جامعه می‌شود». اینها گفته‌های «پریسا شوکتی»، حفاظتگر، است. او متولد ۱۳۶۰ است. در مقطع کارشناسی آمار خواند و بعد در مقطع ارشد سراغ اقتصاد با گرایش توسعه رفت. ۱۶ سال در بورس کالا کار کرد تا اینکه در سال ۱۴۰۰، در اوج همه‌گیری کرونا، از سمت مدیریت معاملات کالا در کارگزاری استعفا داد و وقتش همه صرف محیط‌زیست شد. در گفت‌وگو با این حفاظگتر از او پرسیدیم چرا محیط‌زیست؟ اولین تجربه حفاظتش به کدام گونه‌ها مربوط می‌شود؟ این روزها درگیر چه پروژه‌هایی است و چشم‌انداز حفاظت را چطور می‌بیند؟

چه شد سراغ محیط‌زیست و حیات‌وحش رفتید؟ آیا تجربه خاصی در کودکی داشتید؟

نمی‌توانم بگویم که تجربه خاص و تأثیرگذاری از کودکی در این زمینه داشتم. کودکی و نوجوانی من در یکی از شهرک‌های اطراف کرج گذشت. به همین دلیل، تجربه ملموسی از تماس با حیوانات اهلی و گیاهان، و سابقه پرورش گل‌وگیاه و کار در باغ و مزرعه در مقیاس بسیار کوچک خانوادگی دارم. با‌این‌حال، علاقه واقعی من به محیط‌زیست پس از آشنایی با ۱۷ هدف توسعه پایدار در دوره تحصیل در رشته اقتصاد شکل گرفت. پس‌ازآن، همه‌چیز در زندگی من تغییر کرد؛ از سبک زندگی و سفرها گرفته تا زمینه‌های مطالعه، نحوه گذران اوقات فراغت و معاشرت با افراد. درنهایت، با توجه به رشته تحصیلی نامرتبط، به توصیه یکی از دوستان تصمیم گرفتم در دوره‌های راهنمای طبیعت‌گردی شرکت کنم تا با چکیده موضوعات مورد علاقه‌ام آشنا شوم. در تمام آن کلاس‌ها، درس پرنده‌نگری بیش از بقیه برایم جذابیت داشت.


بنابراین اولین تجربه‌های حفاظت شما در حوزه پرندگان بود؟

اگر پرنده‌نگری را در امتداد فعالیت حفاظت از پرندگان به‌شمار آوریم، که باید همین‌طور باشد، اولین تجربه من در حوزه حفاظت در ایران به پرندگان مربوط می‌شود. بااین‌حال، پیش‌ازآن نیز سابقه کار داوطلبانه در مراحل مقدماتی پروژه حفاظت از «شنگ» در کشور «تانزانیا» در آفریقا را داشتم.


زنان در ایران، در حوزه حفاظت از پرندگان حضور پررنگ‌تری دارند تا در حوزه حفاظت گوشتخواران و… . چرا؟

به‌نظر من، دلیل اصلی این تفاوت به ماهیت فعالیت‌ها بازمی‌گردد. بخش عمده‌ای از فعالیت‌های حفاظتی برای پرندگان با پرنده‌نگری ارتباط پیدا می‌کند، پرنده‌نگری فعالیتی است که به حضور طولانی‌مدت در یک منطقه خاص محدود نمی‌شود و می‌تواند در مناطق نسبتاً امن‌تر و با دسترسی آسان‌تری انجام شود. اما درباره کار با گوشتخواران چالش‌هایی، چه‌بسا ذهنی، مانند امنیت فردی و موانع فرهنگی در مورد کار میدانی وجود دارد. حضور پررنگ‌تر زنان در حوزه پرندگان، بیشتر به این مسائل مربوط است تا توانایی افراد. اما فراموش نکنیم که بسیاری از زنان متخصص و توانمند در حوزه گوشتخواران در ایران نیز فعال هستند.


شما جزو کسانی هستید که سال‌ها در پشت صحنه حفاظت فعالیت می‌‌کنید، این فعالیت‌ها شامل چه مواردی می‌شود؟

پس از بازگشتم به ایران، همکاری خود را با باشگاه پرنده‌نگری ایرانیان آغاز کردم و در کارگروه سفر، مسئول هماهنگی و برنامه‌ریزی تورهای پرنده‌نگری بودم که این همکاری تا همین ماه پیش ادامه داشت. از اسفند ۱۴۰۲ نیز به مؤسسه «حافظان حیات‌وحش شیردال» دعوت شدم تا در بخش تولید محتوا فعالیت کنم. در «شیردال» همیشه این فرصت برای یادگیری و کار در زمینه‌های مورد علاقه وجود دارد. من در بخش خودم سعی کردم علاوه‌بر کسب دانش و تجربه، به دغدغه شخصی‌ام، یعنی افزایش آگاهی عمومی نیز برسم. به همین دلیل، در کنار معرفی فعالیت‌های مؤسسه، برای تولید محتوای آموزشی عمومی و تخصصی در زمینه محیط‌زیست و حیات‌وحش هم تلاش کرده‌ام. هیچ‌گاه این حس را نداشتم که نقشم در افزایش آگاهی عمومی در مقایسه با فعالیت‌های میدانی از اهمیت کمتری برخوردار است؛ چون معتقدم بدون تولید محتوای آموزشی و اطلاع‌رسانی به عموم مردم نمی‌توان انتظار مشارکت و حمایت جامعه را داشت. این فعالیت‌ها باعث می‌شوند فعالیت‌های میدانی هدفمند، مؤثر و پایدار باشند.

اما باید به این نکته هم اشاره کنم که در کل، حضور پررنگ‌تر زنان در فعالیت‌های پشت صحنه، تنها به محدودیت‌های دولتی و فرهنگی مربوط نمی‌شود بلکه بخشی از آن به کمبود منابع مالی و انسانی هم برمی‌گردد. معمولاً آقایان کمتر تمایل به فعالیت در این بخش‌ها دارند و ما زنان با پذیرش این مسئولیت‌ها به پایداری پروژه‌های حفاظتی کمک می‌کنیم. اگر انجمن‌ها بتوانند از نیروی متخصص برای بخش‌های مالی، روابط‌عمومی و تولید محتوا استفاده کنند، نیروهای حفاظتگر اعم از خانم یا آقا می‌توانند تمرکز خود را بیشتر بر فعالیت‌های میدانی بگذارند.


و شما این موضوع را  دلیل حضور گسترده‌تر زنان در بدنه انجمن‌ها می‌دانید؟

به‌نظر من، یکی از مهم‌ترین دلایل این امر، روحیه‌ همکاری و مشارکت است که زنان به‌طور غریزی و با توجه به تجربیات اجتماعی‌شان دارند. این ویژگی برای فعالیت در انجمن‌ها که دقیقاً به کار گروهی و شبکه‌سازی نیاز دارد، بسیار حیاتی است. علاوه‌براین، زنان به‌واسطه داشتن احساسات قوی‌تر، دغدغه‌های بیشتری نسبت به مسائل محیط‌زیستی دارند و توانایی آنها در انتقال مطالب و آموزش به جامعه، شکل بهتر و تأثیرگذاری بیشتری دارد. این توانایی در برقراری ارتباط با مردم محلی و آموزش آنها، برای پیشبرد اهداف انجمن‌ها و جلب حمایت جامعه بسیار مؤثر است.


آیا در برخورد با سازمان‌های دولتی و یا حتی سایر انجمن‌ها این حس را داشته‌اید که زنان کمتر جدی گرفته می‌شوند؟ و آیا این رویه از گذشته تا کنون تغییر کرده است؟

خوشبختانه من در دوره‌ای وارد این عرصه شده‌ام که این دیدگاه‌ها در حال تغییر است. هرچند که هنوز در برخی از مناطق اعمال برخی محدودیت‌ها بر سر راه حضور زنان تداوم دارد، اما با توجه به عهده‌دار شدن بسیاری از زنان توانمند در سمت‌های کلیدی سازمان حفاظت از محیط‌زیست، این نگاه‌ها رفته‌رفته از بین خواهند رفت و شاهد حضور پررنگ‌تر زنان در تمام سطوح و زمینه‌ها خواهیم بود.


انجمن شما روی دو گونه کار می‌کند،‌ یوز آسیایی و گوزن‌ زر
د ایرانی. به‌نظر شما کدام‌یک دشوارتر است؟ و چرا؟

ابتدا باید تفکیکی انجام دهم. در مورد «گوزن زرد ایرانی» ما روی حفاظت از گونه و معرفی مجدد آن به زیستگاه تاریخی‌اش کار می‌کنیم، اما درباره یوز آسیایی،‌ تمرکز ما روی حفاظت از زیستگاه است نه گونه! هیچ‌کدام از بخش‌های پروژه ما به‌طور مستقیم با یوز در ارتباط نیست؛ بلکه جهان‌بینی ما زیست مسالمت‌آمیز جامعه محلی با یوز در مجموعه تحت حفاظت توران است. عمده فعالیت ما برقراری ارتباط با جوامع محلی، آموزش، پیدا کردن راهکار برای رفع تعارضات و تسهیل روابط بین اهالی روستاهای حاشیه زیستگاه توران، مسئولان دولتی و سایر ذی‌نفعان است.

بااین‌حال، با توجه به اینکه وضعیت بقای یوز خطرناک است و نگرانی از انقراض این گونه، نه‌فقط در سطح کارشناسی که در سطح عمومی و ملی وجود دارد، نمی‌توان از هر پروژه‌ای که نامی از یوز در آن است، انتظار دستاورد و راه‌حل سریع برای نجات این گونه داشت. به‌نظر من دشواری کار، تشریح و توضیح همین مطلب است.


آینده حفاظت را چطور می‌بینید؟

به‌نظر من، آینده حفاظت در ایران با وجود چالش‌های بزرگ، همچنان امیدبخش است. در یکی‌دو سال اخیر، شاهد افزایش قابل‌توجه تعداد انجمن‌ها و مؤسسات محیط‌زیستی هستیم که نشان‌دهنده افزایش دغدغه‌مندی عمومی و افزایش باور به تأثیرگذاری در این حوزه است. همچنین، حضور فعال نسل جوان و تازه‌نفس با نگاهی نو و با روحیه بالای مطالبه‌گری، به این عرصه جانی دوباره بخشیده است. بااین‌حال، نباید از چالش‌های مهمی مانند تأمین مالی حفاظت غافل شد که همان‌طورکه شعار روز جهانی حفاظت از حیات‌وحش در سال ۲۰۲۵ نیز بود، یک چالش همیشگی است. علاوه‌براین، اوضاع اقتصادی و نابرابری‌های اجتماعی و توسعه ناپایدار و افسارگسیخته همچنان باعث تنزل درجه اولویت حفاظت از محیط‌زیست، حیات‌وحش و تنوع‌زیستی در سطح جامعه می‌شود. اما در مجموع، با وجود این موانع، حرکت رو به جلوی جامعه مدنی و فعالان جوان، باعث می‌شود من آینده‌ حفاظت را سبز و روشن‌ ببینم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *