کجای بحران آب ایستاده‌ایم؟





کجای بحران آب ایستاده‌ایم؟

۱۵ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۱۴

شاید یکی از خردمندانه‌ترین و ضروری‌ترین دانسته‌ها در برخورد با هر مسئله‌ای، تعیین موقعیت خود نسبت به آن باشد. بحران آب در سرزمین ما از جمله همان مسائلی است که بدون فهم جایگاه کنونی‌مان، هر تحلیل و سیاستی بی‌ثمر خواهد ماند.

(Simple Catastrophe) به نظریه‌ای در ریاضیات و فیزیک اشاره دارد که به بررسی چگونگی تغییرات ناگهانی و غیرخطی در سیستم‌های پیچیده می‌پردازد. این نظریه بخشی از نظریه فاجعه (Catastrophe Theory) است که توسط ریاضیدانی به‌نام «رن تام» (René Thom) در دهه ۱۹۶۰ توسعه داده شد. نظریه فاجعه به توصیف موقعیت‌هایی می‌پردازد که در آنها تغییرات تدریجی و پیوسته در شرایط یا پارامترهای یک سیستم می‌توانند منجر به تغییرات ناگهانی و چشمگیر در رفتار یا حالت کلی آن سیستم شوند.


فاجعه ساده چگونه عمل می‌کند؟

در سیستم‌هایی که به‌شکل غیرخطی عمل می‌کنند، برخی شرایط ممکن است به‌تدریج تغییر کنند، اما وقتی سیستم به یک نقطه بحرانی یا مرزی خاص می‌رسد، یک تغییر ناگهانی و عمده رخ می‌دهد که به آن «فاجعه» گفته می‌شود. این تغییر ممکن است به‌صورت یک تغییر جهشی یا یک گسست اساسی در رفتار سیستم بروز کند. به‌عبارت دیگر، سیستم در یک نقطه خاص از حالت قبلی خود جدا و به یک حالت جدید منتقل می‌شود.

رشد نمایی(Exponential Growth) فرایندی پیوسته است که در آن مقدار یک پارامتر با نرخ متناسب با خودش افزایش می‌یابد. ویژگی اصلی رشد نمایی این است که تغییرات در ابتدا کند و تدریجی به‌نظر می‌رسند، اما با گذر زمان شتاب فزاینده‌ای پیدا می‌کنند.

نمونه‌ها، جمعیت انسانی با افزایش جمعیت و نرخ تولد ثابت یا رو به رشد، جمعیت در طول زمان به شکل نمایی افزایش می‌یابد.

و نیز انتشار گازهای گلخانه‌ای، میزان CO₂ و متان در جو، به‌علت رشد صنعتی و مصرف انرژی، به‌صورت نمایی بالا می‌رود.


وضعیت سرزمین ما با بحران آب

سال‌هاست که ما در سرزمین خود با کمبود آب بسان یک شوخی خطرناک رفتار می‌کنیم؛ گویی بحران، تنها یک هشدار دور است، درحالی‌که بی‌توجه به نقطه‌ی فاجعه و فاصله‌ اندک خود با آن، همچنان به همان مسیر نادرست ادامه می‌دهیم. در این میان، دو مفهوم «رشد نمایی» و «فاجعه‌ ساده» می‌توانند تصویری دقیق‌تر از ماهیت این بحران ارائه دهند.

رشد نمایی فشار بر منابع: کاهش بارش‌ها در کنار افزایش برداشت بی‌رویه از منابع سطحی و زیرزمینی، همچون یک روند نمایی عمل می‌کند؛ به این معنا که هر سال فشار بر ذخایر آبی، سریع‌تر و سنگین‌تر از سال قبل می‌شود. این روند، بیش از همه متوجه آب‌های زیرزمینی و استراتژیک است که ذخیره‌ای دیرینه و غیر قابل جایگزین دارند.

*آستانه‌های شکننده

کاهش نفوذپذیری خاک، فروریزش و تخلیه‌ آبخوان‌ها، نشانه‌هایی از نزدیک‌ شدن به مرزهای تحمل این سیستم است. درست مانند یک زنجیره‌ به‌ظاهر مقاوم که تنها با شکستن یک حلقه‌اش فرومی‌ریزد، سامانه‌ آب نیز پس از عبور از این آستانه‌ها، بازگشت‌ناپذیر می‌شود.

چهره‌ فاجعه‌ ساده: در چنین شرایطی، فاجعه نه به‌صورت یک حادثه‌ پیچیده، بلکه به‌شکل ساده و بی‌واسطه پدیدار می‌شود: خشک‌شدن چاه‌ها، فروپاشی چرخه‌های طبیعی، از کار افتادن کشاورزی و سرانجام ظهور نقاط صفر آبی در شهرها. این همان لحظه‌ای است که بحران انتزاعی به تجربه‌ ملموس روزمره بدل می‌شود.

مدل‌سازی و عینی‌کردن این فاجعه برای سیاستمداران، تصمیم‌گیران و نیز مردمی که از زوایای گوناگون درگیر آن هستند -از کشاورزی گرفته تا صنعت و زندگی روزمره- می‌تواند زمینه‌ همگرایی اجتماعی و اندیشیدن مشترک درباره‌ راه‌حل‌ها را فراهم کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن