تالاب پریشان قربانی کشاورزی ناپایدار





تالاب پریشان قربانی کشاورزی ناپایدار

۱۴ شهریور ۱۴۰۴، ۱۹:۴۴

دریاچه پریشان، این گوهر طبیعی استان فارس و شهرستان کازرون، روزگاری با وسعت پنج هزار هکتار، یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین دریاچه‌های آب شیرین ایران به‌شمار می‌رفت. این اکوسیستم منحصربه‌فرد، نه‌تنها میزبان گونه‌های متنوع جانوری و گیاهی بود، بلکه نقش کلیدی در تعدیل آب‌وهوا و تأمین معیشت جوامع محلی داشت. اما امروز، این میراث طبیعی به‌دلیل توسعه بی‌رویه و مدیریت ناپایدار منابع آب، به بیابانی خشک تبدیل شده است.
در سال ۱۳۸۹، مجلس نهم با تصویب قانون «تعیین‌تکلیف چاه‌های آب فاقد پروانه بهره‌برداری»، عملاً چراغ‌سبزی به حفر چاه‌های غیرمجاز نشان داد. براساس این قانون، تعداد چاه‌های مجاز در اطراف دریاچه به ۸۱۵ حلقه و با احتساب حدود ۴۵۰ حلقه چاه غیرمجاز، در مجموع ۱۲۶۵ حلقه چاه، همچون تیغی بر رگ‌های حیاتی دریاچه پریشان نشستند. تبصره یک این قانون وزارت نیرو را موظف کرده بود حداکثر طی دو سال با نصب کنتورهای هوشمند، برداشت‌های غیرمجاز را کنترل کند، اما پس از گذشت بیش از یک دهه، حتی یک اقدام عملی در این زمینه انجام نشده است. از سوی دیگر، سازمان آب‌منطقه‌ای فارس نیز در نظارت بر برداشت‌های غیرمجاز قصور کرده و امر باعث شده است آخرین ذخایر آب زیرزمینی را به یغما ببرند. جهادکشاورزی با سیاست‌های نادرست خود، کشاورزان منطقه را به کشت محصولات پرآب‌بر در تمام فصول سال تشویق کرده است. براساس مطالعات دانشگاه تهران، میزان برداشت سالانه آب‌های زیرزمینی برای کشاورزی در این منطقه به ۴۲ میلیون مترمکعب می‌رسد، در‌حالی‌که میانگین ورودی سالانه آب به دریاچه در ۴۰ سال اخیر تنها ۳۰ میلیون مترمکعب بوده است. این یعنی سالانه ۱۲ میلیون مترمکعب کسری آب، که نتیجه آن خشکیدن کامل دریاچه است. جالب اینجاست که جهادکشاورزی، چهار برابر شدن صادرات محصولات کشاورزی را به‌عنوان یک موفقیت عنوان می‌کند، غافل از اینکه این «موفقیت» درواقع به‌معنای صادرات آب مجازی و نابودی منابع آب زیرزمینی است. آیا واقعاً به چنین توسعه‌ای افتخار باید کرد؟ برخی خشکیدن دریاچه پریشان را به نیروگاه سیکل ترکیبی کازرون نسبت می‌دهند، اما واقعیت این است که برداشت سالانه این نیروگاه (حدود ۷۰۰ هزار تا یک میلیون مترمکعب است) که در مقایسه با مصرف ۴۲ میلیون مترمکعبی بخش کشاورزی، رقم ناچیزی است. البته این به‌معنای بی‌تقصیری نیروگاه نیست، اما تمرکز صرف بر آن، تنها باعث انحراف اذهان از مشکل اصلی، یعنی کشاورزی ناپایدار می‌شود.
کمیته محلی تالاب پریشان که زیر نظر فرماندار کازرون فعالیت می‌کند، به‌جای اقدام عملی، به صحنه‌ای برای گفت‌وگوهای تکراری و بی‌نتیجه تبدیل شده است. این درحالی‌است که راهکارهای علمی برای احیای دریاچه، از جمله توقف چاه‌های غیرمجاز، تغییر الگوی کشت و مدیریت منابع آب، سال‌هاست که مشخص شده‌اند. اما گویا اراده سیاسی برای نجات پریشان وجود ندارد. فاجعه خشکیدن دریاچه پریشان، نمونه بارزی از مدیریت ناپایدار و ناهماهنگی نهادهای مسئول است. این تراژدی زیست‌محیطی نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه سال‌ها بی‌تدبیری، قوانین شتاب‌زده و اجرای ناقص سیاست‌هاست. توسعه کشاورزی بدون توجه به ظرفیت اکولوژیکی منطقه، نه‌تنها آینده این زیست‌بوم را نابود کرده، بلکه امنیت آبی و معیشتی نسل‌های آینده را به خطر انداخته است.
امروز دیگر زمان سرزنش یک نهاد خاص یا توجیه اشتباهات گذشته نیست؛ زمان بازنگری اساسی، توقف برداشت‌های غیرمجاز و احیای دریاچه با تکیه بر علم و تعهد جمعی است. اگر مسئولان به‌جای نمایش‌های سیاسی و گفت‌وگوهای بی‌حاصل، به اقدام روی آورند، شاید بتوان امید داشت پریشان بار دیگر نفس بکشد. اما تا آن روز، این فاجعه همچون زخمی بر پیکره محیط‌زیست ایران خواهد ماند؛ هشدار تلخی برای تمام تالاب‌هایی که نفس‌های آخر را می‌کشند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *