مشاهده تجربه تلخ انقراض





مشاهده تجربه تلخ انقراض

۸ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸

شانزده سال پیش، در چنین روزهایی که نتایج کنکور اعلام شد، هرگز تصور نمی‌کردم که پس از گذشت این سال‌ها، به‌عنوان یکی از افراد مطلع و متخصص در زمینه یوزپلنگ آسیایی مورد پرسش و مصاحبه قرار بگیرم. از همان ابتدا، با حضور در کلاس‌های استاد ضیایی، به دنیای حیات‌وحش علاقه‌مند و خیلی زود با انجمن یوزپلنگ ایرانی آشنا شدم. به‌تدریج، سفرهای تحقیقاتی به زیستگاه‌های یوز آغاز و تحقیقات درباره این گونه خاص و جذاب، به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی من تبدیل شد.

در گذشته هرگز تصور نمی‌کردم که شاهد آخرین زیستگاه‌ها، خانواده‌ها و افراد یوزپلنگ باشم. زمانی که در سال ۱۳۹۰، در پناهگاه حیات‌وحش میاندشت، همراه با محیطبانان، تصویری از یک یوز ماده ثبت کردیم، تصور انقراض نه‌تنها در ذهنم شکل نگرفته بود، بلکه حتی جایی در افکارم نداشت. در بازدید بعدی نیز، هرگز گمان نمی‌بردم که میاندشت این‌گونه از من تازه‌وارد استقبال کند و تصاویر متعددی از همان مادر و سه توله‌اش در دوربین‌ها ثبت شده باشد. مادری که خود و فرزندانش قرار بود سال‌ها نقش کلیدی در تعریف واژه «جمعیت» در شمال‌شرق ایران ایفا کنند.

در تمامی عرصه‌های علمی، شناخت دقیق از موضوع، همواره نخستین و مهم‌ترین گام بوده و است. بااین‌حال، در تمام این سال‌ها برای من جای تعجب داشت که چرا شرایط لازم برای دستیابی به این شناخت، آن‌هم درباره گونه‌ای که گفته می‌شد در مسیر انقراض قرار دارد، فراهم نمی‌شود. تجربه‌های جهانی به‌روشنی نشان داده‌اند که استفاده صرف از دوربین‌های تله‌ای، تنها تصویری تار و نامفهوم از جمعیت ارائه می‌دهد. برای شناخت دقیق‌تر رفتار گونه، عادات، ترجیحات زیستگاهی و غذایی، بهره‌گیری از فناوری گردنبندهای ماهواره‌ای ضروری است. این فناوری می‌توانست اطلاعاتی متفاوت و حیاتی از زندگی این گونه در اختیار ما قرار دهد. شاید اگر وارد این بخش از تحقیقات می‌شدیم، امروز با چنین وضعیتی مواجه نبودیم. تأسف‌برانگیز است که هیچ‌گاه شرایط لازم برای استفاده از این فناوری برای این گونه ارزشمند فراهم نشد.

مرور خاطرات تلخ و شیرین این ۱۶ سال، به‌روشنی نشان می‌دهد که ما در مسیری نادرست گام برداشتیم. گویی از ابتدا، اراده‌ای جدی برای حفظ و حراست از این گونه، در دشت‌های کشور وجود نداشت. ما تلاش کردیم با کمترین امکانات و منابع، اما با بیشترین انگیزه و تعهد، نقشی مؤثر در روند جمعیتی یوزپلنگ آسیایی ایفا کنیم؛ اما کور بودیم و شناخت کافی نداشتیم.

امروز، حفظ آخرین افراد باقیمانده، همچون جراحی بسیار خطرناک و با خون‌ریزی شدید شده است که نه‌تنها کار هر جراح و متخصصی نیست، بلکه کمتر جراح حاذق و مجربی نیز جرئت دست به تیغ شدن را دارد. البته، ذکر این نکته ضروری است که در تمام این سال‌ها، هیچ تلاشی برای تربیت جراحانی حاذق برای چنین روزی صورت نگرفت. ازدست‌دادن سریع‌ترین گربه‌سان روی کره زمین، تلخ‌ترین و گران‌بهاترین تجربه برای یک حفاظتگر است؛ حفاظتگری که خود نیز در حال انقراض است. شاید معجزه‌ای در انتظارمان باشد…

بازگشت یوز

میاندشت؛ الگوی موفق حفاظت

نجات یوز می‌تواند رؤیا نباشد

بازگشت به ابتدای راه

لذت حفاظت، کمرنگ و کمرنگ‌تر شد

افول مشارکت مردم، مرگ یوز

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق