شوخی با شاهنامه جنجالی شد
طنزفروشی یا فردوسیستیزی؟
۷ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۳۳
|پیام ما| انتشار ویدئویی از اجرای «زینب موسوی» و شوخی او با شاهنامه، واکنشهای گسترده و متنوعی را در فضای عمومی و رسانهای برانگیخت. منتقدان این اجرا، با تأکید بر جایگاه شاهنامه و فردوسی بهعنوان نمادهای هویت فرهنگی و ملی، محتوای طنز را توهینآمیز و فاقد درک تاریخی دانستند و آن را مصداق عبور از مرزهای اخلاقی و فرهنگی ارزیابی کردند. در مقابل، گروهی دیگر این حساسیتها را نوعی برخورد سلبی با آزادی بیان تلقی کردند و معتقدند طنز، اگر هم تند و نامتعارف باشد، باید بتواند بدون ترس، به نقد یا شوخی با مفاهیم مختلف بپردازد و اعلام جرم دادستانی تهران علیه این کمدین جلوی آزادی بیان را میگیرد. این دوگانه تفسیری، بار دیگر مرز مبهم میان حرمتگذاری به میراث فرهنگی و حق بیان آزاد در جامعه ایران را به چالش کشیده است.
«زینب موسوی» با نام «امپراتور کوزکو» بیشتر شناخته میشود؛ کمدینی که با لهجه قمی و چادر جلوی دوربین مینشست و با مسائل روز شوخی میکرد. او در سال ۱۳۹۶ با حضور در برنامه «خنداننده شو» از مجموعه خندوانه، وارد جریان رسانهای شد و بیشتر کمدی او را با نوعی رکگویی میشناسند که گاهی «بیادبی» تلقی میشود.
حالا مدتی است که برنامه جدید او و شوخی با شاهنامه در قالب «کلیدواژههای جنسی» و «ادبیات تند» جنجال جدیدی به پا کرده و موجی از واکنشها را بهدنبال داشته است. او در یک ویدئو، ابیاتی منسوب به فردوسی شاعر نامدار را خواند و آن را دستمایه شوخی کرد؛ اقدامی که بسیاری، آن را «توهین مستقیم به هویت ملی» دانستهاند.
اما واکنشهای مطرحشده چند دسته بودهاند. بهگمان عدهای، چنین شوخیای در شرایط فعلی کشور پذیرفتنی نیست؛ چراکه شوخی با چنین موضوعاتی، نشانهگرفتن نمادهای ملی و فرهنگی ایران است. از طرفی بهاعتقاد برخی دیگر، نمیتوان از آزادی بیان سخن گفت، اما توان تحمل شوخی با چنین مسائلی را نداشت.
واکنشها چه میگویند؟
از «محمدرضا شفیعی کدکنی» تا وزیر ارشاد نسبت به این موضوع واکنش نشان دادهاند. شفیعی کدکنی، شاعر و استاد دانشگاه تهران، با انتشار بیت «زمانه بس که پلید و پلشت و مسخره شد/ عیارسنجی خورشید کار شبپره شد» واکنش خود را مطرح کرده است.
صفحه اینستاگرام منتسب به «بهرام بیضایی» اقدام به انتشار عکسی از او بههمراه بخشی از فیلمنامه «دیباچه نوین شاهنامه» کرد. بیضایی در فیلمنامه «دیباچه نوین شاهنامه» داستان زندگی فردوسی و نگارش «شاهنامه» را روایت کرده و نیز ماجرای درگیری او با قدرت را بهخاطر این کتاب و مصائبی که فردوسی و خانوادهاش بابت تألیف «شاهنامه» متحمل شدند.
در پست اینستاگرامی منتشرشده چنین آمده است: «فردوسی: بزنید مرا- سنگپاره و تپانچه و تازیانههای شما بر من هیچ نیست. من شما را نستودهام و پدران شما را از گمنامی به درنیاوردم. من نام شما را که بر خاک افتاده بود، دست نگرفتم و تا سپهر نرساندم. شما را گنگ میخواندند و من شما را از هوش و هنر سر برنفراختم و پارسی پدرانتان را که خوارترین میانگاشتند، زبان اندیشه نساختم. ترکههای شما مرا نوازش است و دوالها پر سیمرغ. من چهره شما را که میان توری و تازی گم شده بود، آشکار نکردم و سرزمین ازدسترفته شما را به جادوی واژهها بازپس نگرفتم و در پای شما نیفکندم. بزنید که تیغ دشمنم گواراتر پیش دشنام مردمی که برایشان پشتم خمید و مویم به سپیدی زد و دندانم ریخت و چشمم ندید و گوشم نشنید.»
هنرمندانی چون «شقایق دهقان» هم به نقد این موضوع پرداختهاند. او در یادداشتی در صفحه اینستاگرامش به خاطرهای اشاره کرد که چند سال پیش، مستندی از تلویزیون پخش شد که در آن از مردم درباره هویت کودک نشسته در پای مجسمه فردوسی در میدان فردوسی تهران پرسیده میشد. پاسخها اغلب نادرست بودند و کمتر کسی میدانست که این کودک، شخصیت کودکی «زال» در شاهنامه است و اثر هنری «ابوالحسن صدیقی» محسوب میشود. او این ناآگاهی را بازتابی از ضعف آموزش رسمی در زمینه ادبیات و تاریخ فرهنگی کشور دانسته بود. دهقان اشاره کرده در کنار اینها، کمکاری نسل پیشین در انتقال اصول کمدی و نبود فرصتهای رشد برای استعدادهای جوان، باعث شده بسیاری به فضای مجازی پناه ببرند.
«مهدی تدینی»، نویسنده و مترجم، این اجرا را تمسخر یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی ایران دانسته و آن را صرفاً تلاشی برای جلب توجه در شبکههای اجتماعی توصیف کرده است. در سوی مقابل، «حسین عصاران»، نویسنده، اجرای موسوی را کماهمیت دانسته و یادآور شده که حتی انتقادهای تند شاملو به فردوسی چنین جنجالی به پا نکرد.
«مانا نیستانی»، کارتونیست، نیز با دفاع از آزادی بیان هشدار داده که واکنشهای تند به این طنز، بیشتر از خود اجرا به آزادیهای فردی لطمه میزنند. او تأکید کرده که میتوان از یک شوخی خوشمان نیاید، اما نمیتوان بهبهانه آن، آزادی بیان را زیر سؤال برد.
«تینوش نظمجو»، نویسنده، از زاویهای فرهنگیتر به موضوع نگاه کرده و یادآور شده که در تاریخ، طنز حتی در دل فاجعه نیز ابزاری برای مقاومت و نجات روانی انسانها بوده است. بهگفته او، اگر منتقدان میگویند «الان وقت شوخی با شاهنامه نبود»، درواقع میخواهند بگویند «هیچوقت نباشد» و این دقیقاً آنجاست که آزادی به تقدیس باخته میشود.
«سیدعباس صالحی»، وزیر فرهنگ و ارشاد، هم در نشست خبری هفته گذشته خود با بیان اینکه «توهینها فقط رسوایی بهجا میگذارد»، گفت: «این همان داستانی است که برخی میخواهند با کارهای نادر خود مطرح شوند. فردوسی هزار سال است شناسنامه هویت ایران است و چنین سخنانی چیزی از جایگاه او کم نمیکند. این حرفها نهتنها ارزش ندارد، بلکه بر اشتباه گوینده هم افزوده میشود.»
نبود تناسب میان جرم و مجازات
روز چهارم شهریورماه دادستان تهران علیه «زینب موسوی» اعلام جرم کرد. طبق اعلام قوه قضائیه زینب موسوی در این پرونده با اتهام «بیان مطالب خلاف عفت عمومی» روبهرو شده است. برخی از حقوقدانان در واکنش به این موضوع به نبود تناسب میان جرم و مجازات اشاره کردهاند.
«محمود پوررضائی»، حقوقدان، نوشت: «خدا را شکر که فردوسی و شاهنامه اینقدر «عزیز» شده که برخی کاربران… هم برایش گریبان میدرند؛ خدا را شکر که حساسیت دستگاه «توهینسنج»تان به دقت ساعتهای اتمی رسیده؛ ولی همه حرف ما این است که جواب بیان (ولو از نظر شما توهینآمیز) را با بیان (ولو توهینآمیز) بدهید. حتی اگر دلتان خنک میشود، فحش بدهید.»
او در ادامه نوشته است: اما «مطالبه برخورد قضائی (ورود مدعیالعموم، بازداشت، محاکمه و زندان) ایجاد نکنید»، «بیانکننده را تهدید به قتل، آسیب بدنی، تجاوز و… نکنید» و «دیگران را به برخورد فیزیکی خودسرانه تحریک نکنید».
پارودی، طنزی در تقاطع احترام فرهنگی و آزادی بیان
یکی دیگر از گفتههای مطرحشده در فضای مجازی این است که چنین اجراهایی پارودی است و در تمام دنیا رایج است. اما آیا میتوان اجرای موسوی را نوعی پارودی دانست؟ پارودی بهعنوان شکلی از طنز که با بازسازی اغراقآمیز و بازی با عناصر شناختهشده یک اثر یا شخصیت، به نقد یا شوخی میپردازد، نقشی مهم در حفظ و تحول فرهنگی ایفا میکند و اغلب وسیلهای برای گفتوگو و بازاندیشی در سنتها و ارزشهای فرهنگی است. در این چارچوب، اجرای موسوی را میتوان نمونهای از پارودی دانست که با بازخوانی طنزآمیز شاهنامه تلاش کرده با اسطورههای شاهنامه شوخی کند. اما در جامعهای که حساسیت بالایی نسبت به این نمادها وجود دارد، چنین آثار طنزی با واکنشهای متفاوتی مواجه میشوند و مرز میان نقد هنری و توهین بهسختی تعیین میشود. بنابراین، میتوان گفت پارودی و آزادی بیان در این موارد به چالشی بزرگ تبدیل شدهاند که نیازمند گفتوگوی عمیق و احترام متقابل است.
بااینحال اشاره بسیاری به خدشهدار شدن آزادی بیان را از این جهت میتوان مهم دانست که آزادی بیان یکی از پایههای اساسی هر جامعه دموکراتیک است که به افراد امکان میدهد دیدگاهها، انتقادها و حتی طنزهای تند و چالشبرانگیز را بدون ترس از برخورد یا مجازات بیان کنند. این حق، نه بهمعنای پذیرش یا تأیید محتوای گفتهشده، بلکه بهمعنای تضمین امکان شنیدهشدن صدای متفاوت است. در جوامعی که آزادی بیان محدود یا کنترلشده است، فضای نقد و گفتوگو بسته میشود و این باعث میشود بسیاری از مسائل اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی بدون بحث و بررسی باقی بمانند. در چنین شرایطی، شوخیها و پارودیهایی که مرزهای سنتی را به چالش میکشند، میتوانند بهعنوان نمادهایی از مقاومت و درخواست برای فضای بازتر در بیان دیده شوند.
اما زمانی که آزادی بیان محدود باشد و واکنشها به این نوع شوخیها شدید باشد، نهتنها خالق اثر ممکن است تحت فشار قرار گیرد، بلکه فضای فرهنگی و فکری جامعه نیز محدود میشود. اجرای شوخیها و پارودیها همیشه نیازمند زمان و مکان مناسبی است تا تأثیرگذاری آنها مثبت و سازنده باشد. در شرایطی که جامعه با بحرانها یا حساسیتهای خاصی روبهرو است، انتخاب نادرست زمان برای بیان طنزهای تند ممکن است نهتنها اثر مثبتی نداشته باشد بلکه موجب واکنشهای منفی و سوءتفاهم شود.
شوخی زینب موسوی، چه هزل باشد یا پارودی در شرایط حساس فرهنگی و اجتماعی مانند راه رفتن روی یک لبه تیغ است و کوچکترین لغزش میتواند عواقب جدی بهدنبال داشته باشد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
زن جوان و دریا
روایت نبرد و تابآوری در مسیر تاریخسازی
میراث جهانی ساسانی فارس
هشدار درباره تهدیدهای جدی منظر جهانی ساسانی فارس/ کاوشهای نیمهتمام و فرسایش تزئینات تاریخی
روستای هزارساله «ریاب» گناباد در مسیر ثبت جهانی یونسکو
گزارشی از رونمایی شماره دوم مجله «دوباره» وگفتوگو با «مهراوه فردوسی» درباره جایگاه ناداستان در ادبیات امروز ایران
روایت، تأیید رنج آدمــــــــی
نقد سکوت در برابر تجاوز به میراث فرهنگی
ایران گرینلند یا ایسلند نیست؛ غرامت تمام خسارتهای واردشده به میراث فرهنگی را باید بگیریم
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
مناقشه بر سر حفاظت از «بیابان لوت»
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید