نقد سکوت در برابر تجاوز به میراث فرهنگی

ایران گرینلند یا ایسلند نیست؛ غرامت تمام خسارت‌های واردشده به میراث فرهنگی را باید بگیریم





ایران گرینلند یا ایسلند نیست؛ غرامت تمام خسارت‌های واردشده به میراث فرهنگی را باید بگیریم

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۱

حکمت‌الله ملاصالحی، اندیشمند و استاد باستان‌شناسی، با هشدار درباره ماهیت بی‌سابقه جنگ‌ها و فناوری‌های عصر جدید تأکید کرد که مواریث تاریخی صرفاً اشیای موزه‌ای نیستند، بلکه «امتداد وجود انسان» محسوب می‌شوند و تخریب آن‌ها به‌معنای ضربه به انسانیت است. او با انتقاد از سکوت نهادهای مسئول و «ناظران منفعل» در برابر تهدید میراث بشری، خواستار محکومیت جدی این تخریب‌ها، پیگیری حقوقی بین‌المللی و دریافت غرامت تمام خسارت‌های واردشده به مراکز فرهنگی ایران شد.

به گزارش پیام ما، حکمت‌الله ملاصالحی، اندیشمند و استاد باستان‌شناسی، در نشستی تخصصی با عنوان «تجاوز به میراث بشری؛ از کنوانسیون‌های ناتوان تا نظاره‌گران منفعل» که از سوی خانه اندیشمندان علوم انسانی ایران برگزار شد، به تشریح ابعاد تهدیدهای نوین علیه میراث فرهنگی و سکوت نهادهای مسئول در این زمینه پرداخت.

او با توصیف دوره کنونی به‌عنوان یکی از متفاوت‌ترین و استثنایی‌ترین دوره‌های تاریخ بشر گفت: نحوه زندگی، دانش، دانشگاه‌ها، فناوری‌ها، تشکیلات اجتماعی و نهادهای امروز به‌طور بنیادین با گذشته تفاوت دارند و به‌ویژه فناوری‌های این عصر به هیچ‌وجه قابل قیاس با فناوری‌های دوران‌های پیشین نیستند. به گفته وی، همین تحول در فناوری، ماهیت جنگ‌های امروز را نیز به‌طور کامل دگرگون کرده است؛ جنگ‌هایی که دیگر با اسب و ارابه، تیر و کمان و شمشیر پیش نمی‌روند، بلکه بر پایه سلاح‌هایی بنا شده‌اند که دست انسان را برای کشتار جمعی، تخریب‌های گسترده و نسل‌کشی به‌شدت باز گذاشته‌اند.

ملاصالحی افزود: انسان امروز در برابر این سلاح‌ها به‌غایت آسیب‌پذیر است و همان‌گونه که جان انسان‌ها در معرض تهدید قرار دارد، مواریث فرهنگی بشر و جغرافیای طبیعی نیز هدف آسیب‌های جدی هستند. او با اشاره به تجربه جنگ جهانی دوم در ژاپن و نیز تعرض و تجاوز نظام‌های یاغی و سلطه‌طلب به ایران، یادآور شد که در این حملات، از مناطق مسکونی و مدارس گرفته تا مراکز حیاتی و فرهنگی هدف تخریب قرار گرفته‌اند و خسارات سنگین جانی و مالی بر جای مانده است. به باور او، همان‌طور که جان از دست‌رفته انسان جایگزین‌پذیر نیست، هیچ اثر تاریخی نابودشده یا آسیب‌دیده‌ای نیز قابل جایگزینی با نمونه‌ای دیگر نیست و حتی بازسازی نیز نمی‌تواند آن گذشته را بازآفرینی کند، بلکه فقط امکان صیانت از بقایای آن را فراهم می‌کند.

این استاد باستان‌شناسی تأکید کرد: میراث فرهنگی صرفاً اشیایی برای پر کردن خلأهای معنوی، ارضای نوستالژی یا رونق گردشگری نیستند. او توضیح داد که بناها، بافت‌ها و یادمان‌های تاریخی، مظاهر «انسانِ فرهنگی‌شده» و «انسانِ تاریخی‌شده» هستند و استمرار فرهنگی بشر از خلال همین آثار محقق می‌شود. از این رو، تخریب مواریث فرهنگی، در عمل تخریب خود انسان و انسان‌بودن ماست و صیانت از آن‌ها، صیانت از عینِ انسان بودن ما به شمار می‌آید.

ملاصالحی با اشاره به تمایز میان میراث طبیعی و میراث فرهنگی گفت: انسان موجودی «چند میراثی» است؛ میراث طبیعی به او داده شده، اما میراث فرهنگی را خود پدید آورده است. به باور او، هر آسیبی به میراث فرهنگی ملت‌ها، و به‌ویژه میراث مشترک بشری که وجه مشترک انسان‌ها را شکل می‌دهد، زخمی بر پیکره انسانیت است؛ همان‌گونه که نابود کردن نهادهایی مانند مدرسه شجره طیبه میناب، تنها تخریب یک ساختمان نیست، بلکه آسیب به یک نهاد زنده انسانی است.

این پژوهشگر فلسفه باستان‌شناسی با تأکید بر جایگاه ایران در نقشه تمدنی جهان گفت: «ایران، آلاسکا نیست؛ ایران، گرینلند یا ایسلند نیست.» به گفته او، ایران یکی از غنی‌ترین کانون‌ها و محورهای تاریخ، فرهنگ و تمدن بشری است و صیانت از ایران و میراث فرهنگی آن، در حقیقت صیانت از میراث فرهنگی جامعه بشری است. او هشدار داد که تخریب و تعرض به میراث فرهنگی ایران به‌معنای نابود کردن بخشی از حافظه و هویت فرهنگی جهان است.

ملاصالحی از جامعه باستان‌شناسی ایران و جامعه جهانی خواست در برابر این مسائل سکوت نکنند و تأکید کرد: نیروهای نظامی که به کشور حمله می‌کنند باید بدانند هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی، از جمله مدارس و فضاهای فرهنگی، صرفاً حمله به یک مکان نیست، بلکه تخریب بنیادهای انسانیت و جامعه بشری است. او برای توضیح اهمیت این موضوع به تجربه یونان در جنگ جهانی دوم اشاره کرد و گفت: در آن دوره، با وجود حملات، فشارهایی بر نیروهای متجاوز وارد شد که به آثار باستانی، به‌ویژه «پارتنون» در قلب آتن، آسیبی نرسانند؛ این اثر نه بمباران شد و نه آسیب دید و از مواریث فرهنگی به‌خوبی حفاظت شد.

او در مقایسه این وضعیت با شرایط کنونی ایران گفت: اگر رویدادهای مشابه در کشورهایی مانند فرانسه رخ می‌داد، بعید بود چنین سکوتی حاکم باشد. به گفته وی، در یونان توافق‌هایی برای مصون ماندن آثار شاخص از بمباران انجام شد، اما در ایران امروز شاهد وارد آمدن آسیب‌های جدی به مکان‌های فرهنگی هستیم. با این حال، ملاصالحی ابراز اطمینان کرد که ایرانِ سرافراز، استوار و مقاوم، از مسیرهای حقوقی و قضایی این اقدامات را محکوم خواهد کرد و برای دریافت غرامت تمامی خسارت‌ها، به‌ویژه خسارات وارده به مراکز و نهادهای فرهنگی، از عاملان آن پیگیری لازم را انجام می‌دهد تا این اقدامات در مجامع بین‌المللی بی‌پاسخ نماند.

در ادامه نشست و با توجه به عنوان برنامه، از این باستان‌شناس درباره مفهوم «ناظران منفعل» پرسیده شد. او در پاسخ گفت: ناظران منفعل، همه نهادها و افرادی هستند که به‌نوعی متولی امور فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، مدنی، معنوی، فکری و دانشگاهی‌اند، اما در برابر چنین فجایعی سکوت می‌کنند. به باور او، این سکوت به‌معنای همسویی با عاملان تخریب است، زیرا میراث هر کشور در وهله نخست بخشی از مواریث مشترک جامعه و جهان بشری است و صرفاً به یک کشور تعلق ندارد.

ملاصالحی یادآور شد: مواریث فرهنگی، صورت‌ها و مظاهر بیرونی انسان بودن ما هستند و آسیب رساندن به آن‌ها، زخمی زدن به انسان بودن است. او تأکید کرد سکوت در مراکز فرهنگی، نهادهای علمی و جوامع دانشگاهی و باستان‌شناسی پذیرفتنی نیست و چنین سکوتی عملاً دست نظام‌های یاغی و متجاوز را برای تداوم رفتارهای خشونت‌آمیز، نسل‌کشی و تخریب بیشتر باز می‌گذارد.

این استاد دانشگاه با اشاره به حجم گسترده ویرانی‌ها و زخم‌های بر جای مانده، سکوت بسیاری از تحصیل‌کردگان و دانش‌آموختگان را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت: بناها و بافت‌های تاریخی، پادگان نظامی نیستند که هدف بمباران قرار گیرند و این پرسش جدی مطرح است که چرا باید چنین مراکزی تخریب شوند. او افزود: هویت یک کشور زنده را نمی‌توان با بمباران از میان برد؛ تاریخ زنده و پویا از بین نمی‌رود، اما زخم‌ها باقی می‌مانند و در حافظه تاریخی بشر ثبت خواهند شد و به‌عنوان کارنامه‌ای سیاه از خشونت و رفتارهای قلدرمآبانه در تاریخ باقی می‌مانند.

ملاصالحی تأکید کرد که این اقدامات باید به‌طور مستمر محکوم و مستندسازی شوند تا عاملان دریابند چنین رفتارهایی هزینه‌مند است. او معتقد است از امروز باید این آسیب‌ها در سطح جهانی به نمایش درآیند تا بی‌تفاوتی جای خود را به حساسیت عمومی بدهد.

در بخش دیگری از سخنانش، در پاسخ به پرسشی درباره نقش دانشجویان باستان‌شناسی و علاقه‌مندان میراث فرهنگی در پر کردن شکاف میان قوانین بین‌المللی و حفاظت میدانی، گفت: نخستین گام، درک «حکمت، خرد، منطق و فلسفه وجودی صیانت از میراث فرهنگی» است. بدون این بنیان نظری، به‌سختی می‌توان به نتیجه مطلوب رسید. او توضیح داد که در گذشته، آثار تاریخی نه به‌عنوان «ابژه» و شیء مستقل، بلکه به‌عنوان بخشی از یک کل زنده فرهنگی دیده می‌شدند و انسان در دل این منظومه می‌زیست.

این استاد باستان‌شناسی با اشاره به شکاف عمیق میان گذشته و حال در دوره مدرن گفت: امروز گذشته برای نخستین‌بار به «گذشته» تبدیل شده است؛ به همین دلیل، بنای معاصر مانند یک آسمان‌خراش پس از از دست دادن کارکردش به‌سادگی تخریب می‌شود، اما بنای تاریخی مجاور آن، مانند کلیسا، مسجد یا اثر باستانی، به دلیل تکرارناپذیری حفظ می‌شود. او یادآور شد که این آثار در زمان خود نه «اثر» به معنای امروز، بلکه بخشی از نظام زنده فرهنگی و اجتماعی بودند و هنگامی که در منظومه خود دیده شوند، دریچه‌ای به جهان عظیم آگاهی تاریخی، فرهنگی و سیاسی می‌گشایند.

ملاصالحی در پایان تأکید کرد: آثار تاریخی تنها جنبه هویتی یا زیباشناختی ندارند، بلکه امتدادی از وجود انسانی ما هستند. از تخت جمشید تا پارتنون، این بناها دیگر کارکرد اولیه خود را ندارند، اما حامل نخستین تجربه‌های دولت‌شهر، نظام‌های دانایی و تحولات فکری بشری‌اند. به باور او، فهم این بنیان‌های فلسفی و معرفتی صیانت از میراث فرهنگی، شرط لازم برای مقاومت مؤثر در برابر تجاوز به میراث بشری و مقابله با سکوت در برابر چنین فجایعی است.

منبع : ایسنا

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ