در گفتوگو با سعید معیدفر، جامعهشناس مطرح شد؛
مسئولیت اجتماعی شرکتی از تجربه جهانی تا بنبست ایرانی
۵ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۳۲
«در ایران، مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک نمایش صوری بدل شده است: بنگاهها بهجای جبران واقعی خسارتهای محیطزیستی و اجتماعی، پول خرج میکنند و قوانینی که برای الزام CSR وضع شدهاند، تنها ظاهری قانونی به فعالیتها میدهند.» اینها بخشی از صحبتهای سعید معیدفر، جامعهشناس و دانشیار بازنشسته گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. او در گفتوگو با «پیام ما» ادامه روند فعلی در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی را موجب فرسودگی جامعه و محیطزیست میداند و معتقد است این سیستم، نسلهای آینده را با «سرزمینی سوخته» روبهرو میسازد.
از نگاه شما، «مسئولیت اجتماعی شرکتی» در جامعهٔ ایران چه جایگاهی دارد و تفاوت آن باتجربه جهانی چیست؟
ما بسیاری از ایدهها یا تحولاتی را که در جهان توسعهیافته اتفاق میافتد، به کشور خودمان هم وارد میکنیم. منتها، بهقولمعروف هر چیزی در جای خودش معنا پیدا میکند. اینکه مثلاً «مسئولیت اجتماعی شرکتی» در همان خاستگاههایش یعنی کشورهای توسعهیافته در چه شرایطی مطرح شده و اهمیت پیدا کرده، عمدتاً مرتبط با فرصتها یا شرایط خاصی است که در آن کشورها به وجود آمده و بعد تبدیل به یک نیاز شده است؛ نیازی که نهایتاً در قالب مسئولیت اجتماعی شرکتها (CSR) فرموله شده است.
اما وقتی این ایدهها به کشوری مثل ما میآید، مانند بسیاری از پدیدههای وارداتی دیگر مثل سازمانها، نهادها، قوانین و … در جایگاه خود نمینشیند، چون شرایط اجتماعی ما با آنها متفاوت است. در نتیجه حالت تصنعی پیدا میکند. مثلاً ما ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال است که قانون وارد کردهایم، اما هنوز قانون به معنای واقعی خودش در کشور ما نهادینه نشده است. تفکیک قوا، سازمانها و ادارات نیز در جایگاه واقعیشان قرار نگرفتهاند. مسئولیت اجتماعی شرکتی هم از همین جنس است؛ یعنی مشکل فقط CSR نیست، بلکه بسیاری از چیزهایی که وارد کشور شدهاند، در جایگاه واقعی خود قرار نگرفتهاند.
حالا ببینیم چرا در کشورهای توسعهیافته ضرورت پیدایش CSR احساس شد. بعد از انقلاب صنعتی در غرب، این تحول فنی و صنعتی باعث تخریبهای گسترده در محیطزیست، روابط انسانی و اجتماعی، روابط کارگر و کارفرما و بسیاری حوزههای دیگر شد. در ابتدا تصور میشد که توسعه صنعتی و اقتصادی همه مشکلات را حل میکند، اما عملاً چنین نشد. برعکس، بحرانهای محیطزیستی مثل بحران اقلیم، آب، هوا و خاک، افزایش نابرابریها و فاصله طبقاتی، بیگانگی اجتماعی کارگران، فروپاشی اجتماعات محلی و مهاجرتهای گسترده، همگی نتیجه همان توسعه صرفاً صنعتی و اقتصادی بود.
این اتفاقات موجب شد جهان توسعهیافته بفهمد که توسعه باید همهجانبه باشد؛ یعنی علاوه بر بعد اقتصادی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی را هم در بر بگیرد. از همینجا مفاهیمی مثل توسعه پایدار، توسعه فرهنگی و توسعه اجتماعی مطرح شدند و بنگاههای تولیدی ناچار شدند تغییر رویه بدهند. آنها باید میفهمیدند که هدف فقط افزایش تولید و بهرهوری نیست، بلکه باید خسارتهایی که تولید به محیطزیست، جامعه محلی و روابط کاری وارد میکند، جبران شود. اینجا بود که بحث CSR بهعنوان یک رویکرد داوطلبانه و آگاهانه شکل گرفت.
اما در ایران، CSR به یک «نوندونی» جدید تبدیل شده است برای اینکه عدهای پولهای بیحسابوکتاب را صرف اموری کنند که هیچ ارتباطی با CSR ندارد. مثلاً کمک به مکانهای مذهبی، ساخت مدرسه یا هزینهکردهای پراکندهای که هیچ نسبتی با مسئولیت اجتماعی شرکتی ندارند. من به طور مطلق میگویم: هیچکدام از بنگاههای اقتصادی ما، چه دولتی و چه خصوصی، کارشان ارتباط واقعی با CSR ندارد. چرا؟ چون اساساً مطالعه و برنامهریزی نمیکنند. آنها نمیدانند چه خسارتهایی به محیطزیست، روابط کارگر و کارفرما یا جامعه محلی زدهاند که بخواهند جبران کنند. تنها بهصورت صوری و برای رهایی از فشار، پولی پرداخت میکنند. درحالیکه CSR یک امر داوطلبانه است، نه اجباری و دستوری. اینکه دولت یا مجلس شرکتها را مجبور کنند که پولی را برای این کارها کنار بگذارند، کاملاً در تضاد باروح CSR است. مسئولیت اجتماعی شرکتی یعنی خودِ بنگاه اقتصادی بفهمد که آیندهاش در گرو احترام به محیطزیست، عدالت در محیط کار و حمایت از جامعه محلی است، نه اینکه کسی او را مجبور کند.
نکته جالب این است که درگذشته ایران، پیش از آنکه حتی در دنیا صحبت از CSR شود، ما نمونههای واقعی آن را داشتیم. مثلاً کارخانه «مقدم» در نظرآباد: صاحب کارخانه فقط به تولید فکر نمیکرد، بلکه شهری ساخت، خانه و رفاه برای کارگران فراهم کرد، محیطزیست را آباد کرد و کارگران را دلبسته کارخانه کرد. یا در اصفهان و کرج، بنگاهدارانی مثل همدانیان یا صاحبان کارخانه قند، بدون اجبار قانونی به محیطزیست و رفاه جامعه محلی اهمیت میدادند. اینها نمونههای واقعی مسئولیت اجتماعی بودند.
متأسفانه امروز با یک صورتگرایی بسیار زشت، ما قانونی برای اخاذی از بنگاههای اقتصادی وضع کردهایم، نه برای اینکه آنها را نسبت به مسئولیت اجتماعیشان آگاه کنیم. نتیجهاش این است که به بدترین شکل ممکن چیزی به نام CSR در کشور رواج پیدا کرده که آینده بسیار بدی خواهد داشت؛ بنابراین، تفاوت CSR در ایران و کشورهای توسعهیافته «از صفر تا صد» است: آنچه امروز در ایران وجود دارد، هیچ نسبتی با CSR واقعی ندارد، درحالیکه درگذشته بنگاهداران ما بدون هیچ اجبار قانونی، عمیقاً به مسئولیت اجتماعیشان عمل میکردند.
آیا فکر میکنید بدون سیاستگذاری کلان و الزام قانونی، CSR در ایران میتواند به مرحلهٔ اثرگذاری جدی برسد؟
بله، اصلاً به نظر من این سیاستگذاری قانونی خودش یک مصیبت است. قبل از اینکه چنین کاری انجام شود، لازم است با ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی در کل جامعه، همهٔ افراد را نسبت به مسئولیتهایی که در قبال جامعه دارند آگاه کنیم. ببینید، وقتی یک جامعه دچار فروپاشی میشود و افراد دیگر هیچ احساس مسئولیتی نسبت به جامعهشان ندارند، نوعی فردگرایی افراطی در کشور رواج پیدا میکند. حالا شما میخواهید با الزام و قانون آدمها را به امر اجتماعی بکشانید، درحالیکه امر اجتماعی اساساً با اجبار، الزام و دستورالعمل قابلتحقق نیست.
برای مثال، وقتی یک جامعه وجدان قانونی نداشته باشد، نتیجه این میشود که شما باید مدام تعداد پلیسها را بیشتر کنید و افراد مراقب را افزایش دهید تا خطاها را کنترل کنند. اما اگر در جامعه حس قانون و وجدان قانونی وجود داشته باشد، دیگر نیازی به این حجم از نظارت نیست. بهویژه اینکه پلیس هم عضوی از همین جامعه است؛ اگر وجدان قانونی در مردم ضعیف باشد، پلیس هم بهراحتی خریداری و دور زده میشود.
بنابراین، الزامها و اجبارهای قانونی کاملاً باروح مسئولیت اجتماعی شرکتی منافات دارد. نتیجهاش همان اخاذیهایی میشود که قبلاً عرض کردم. یعنی شرکتها مجبور میشوند کاری صوری انجام دهند. مثلاً شرکتی که ۱۰۰ واحد خسارت زده، بهجای جبران واقعی آن، ۱۰ واحد خرج مسجد یا مکانی مثل جمکران میکند، یک رسید هم میگیرد و اسمش را میگذارد عمل به CSR.
این نهایت کاری است که از الزام و قانون برمیآید. درحالیکه مسئولیت اجتماعی یک «امر اجتماعی» است، نه یک دستورالعمل یا قانون.
در شرایط بحرانهای اقتصادی، سیاسی و زیستمحیطی، مسئولیت اجتماعی چه نقشی در کاهش آسیبپذیری جامعه دارد؟
اتفاقاً تمام مصیبتهایی که ما امروز در محیطزیست، عرصههای اجتماعی و فرهنگی داریم، ناشی از فقدان مسئولیت اجتماعی است؛ چه در معنای عام مسئولیت اجتماعی، و چه در معنای خاص مسئولیت اجتماعی شرکتی.
طبیعی است وقتی امروز با مشکلات و چالشهای متعدد حتی در حوزهٔ اقتصادی و امنیتی روبرو هستیم، ریشهٔ بسیاری از آنها این است که جامعه ما دارد از «جامعه بودن» خودش ساقط میشود. افراد دیگر اعضای جامعه را بهعنوان
همنوع خود نمیبینند، بلکه صرفاً به چشم رقیب نگاه میکنند؛ رقیبی که باید هرچه میتوانند از منابع جامعه بکنند و برای خودشان ببرند.
این نوع نگاه، همان فردگرایی افراطی است که متأسفانه در جامعه ما رواج یافته و ما را به این مصیبت کشانده است. فرقی هم نمیکند کجا باشد: در دانشگاهها، در سازمانها و ادارات، در دولت، در خیابانها، یا حتی در سیستمهای حکومتی. همهجا این فردگرایی افراطی دیده میشود؛ اینکه هرکس فقط به فکر این باشد که منافع را غارت کند و برای خودش بردارد. این رویکرد هیچ سازگاریای باروح جامعه ندارد و همین ما را به وضعیت امروز رسانده است.
باتوجهبه شرایط امروز ایران، آیندهٔ مسئولیت اجتماعی شرکتی را چطور میبینید؟
خراباندرخراب. من قبلاً هم عرض کردم؛ متأسفانه وضع بهگونهای شده که امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، احساس پشیمانی میکنم. یادم است در سال ۱۳۹۳، یعنی حدود ۱۱ سال پیش، اولین بحثها را دربارهٔ مسئولیت اجتماعی مطرح میکردیم. واقعاً باید از همه عذرخواهی کنم؛ از کسانی که آن زمان تلاش میکردم ترغیبشان کنم که به مسئولیت اجتماعی توجه کنند.
آن موقع من در سمت مشاور اجتماعی وزیر راه و شهرسازی بودم و آقای دکتر طالبیان هم مشاور اجتماعی وزارت نفت بودند. با هم تلاشهای جدی داشتیم تا دستگاههای خودمان را، نه با الزام بلکه با اندیشه و گسترش تفکر، به سمت مسئولیتهای اجتماعی بکشانیم. میدانستیم؛ مثلاً صنعت نفت چه خسارتهای بزرگی به جامعه محلی، محیطزیست و روابط کارگری وارد میکند. یا در وزارت راه و شهرسازی و سازمانهای تابعه هم همین مشکلات وجود داشت.
تلاش ما این بود که بتوانیم اندیشهٔ مسئولیت اجتماعی شرکتی را حداقل در این دستگاهها جا بیندازیم. چون همانطور که میدانید، ایران کشوری عمدتاً دولتی است؛ درحالیکه در بسیاری از کشورهای دیگر، صنایعی مثل نفت خصوصی هستند. ما میخواستیم در نهادهای دولتی این اندیشه بسط پیدا کند.
اما امروز واقعاً میگویم: غلط کردیم. هم من و هم آقای دکتر طالبیان الان احساس میکنیم که آن زمان چه فکرهایی داشتیم و دنبال چه چیزی بودیم و امروز مسئولیت اجتماعی شرکتی به چه چیزی تبدیل شده است. CSR امروز در ایران به یک «نوندونی» تبدیل شده، چیزی که اساساً هیچ نسبتی با مفهوم و مبانی اصلیاش ندارد.
بنابراین آیندهٔ این وضعیت اصلاً مناسب نیست؛ هر روز هم دارد بدتر میشود. البته ممکن است بهصورت پراکنده بنگاههایی را ببینیم که خودشان، نه با الزام دولت، بلکه برای حفظ منافع آتیشان، اقداماتی انجام میدهند. اما رویکرد غالبی که من میبینم و میشنوم، متأسفانه کاملاً بر ضد جریان اصلی مسئولیت اجتماعی شرکتی است.
اگر بخواهید یک توصیهٔ کلیدی به شرکتها در ایران بدهید برای اینکه در برابر بحرانها تابآورتر باشند، آن توصیه چیست؟
عرض کردم: اینکه بههرحال بدانند هیچچیز در این عالم بیحساب نیست. بهقولمعروف، «از هر دستی بدهی، از همان دست پس میگیری».
اگر شما در فعالیتی که انجام میدهید، صرفاً به فکر منافع بیشتر و بهرهوری بالاتر باشید و توجه نکنید که رفتار و کار شما چه تبعاتی دارد و چه زیانهایی به محیطزیست، جامعه و کشور وارد میشود، دیریازود آیندهٔ کاریتان تیرهوتار خواهد شد. چرا؟ چون عملاً با این اقدامات، یک «سرزمین سوخته» را تحویل نسلهای بعدی میدهید؛ نسلهایی که قرار است کار شما را ادامه دهند. یعنی باید بدانید آینده روشنی برای ادامهٔ کارتان نخواهید داشت. دیریازود این سرزمین سوخته، بهرهوری شما یا آیندگان که ممکن است فرزندان خودتان باشند، را از بین خواهد برد. همانطور که امروز میبینیم و حس میکنیم: محیطزیست عملاً از دست میرود، جامعه دچار فرسودگی شده، اخلاقیات و ارزشهای اجتماعی نزول پیدا کرده است.
همچنین میبینیم که آینده مملو از تضادهای طبقاتی است؛ شرایطی که میتواند منجر به شورشهای اجتماعی ناشی از فقر، نابسامانی و فاصلههای عظیم طبقاتی شود. اینها همه میتوانند شرایطی نامساعد برای ادامهٔ کار ما ایجاد کنند.
بنابراین باید متوجه باشیم که نمیتوان گفت «وظیفهٔ ما فقط تولید و بالابردن بهرهوری است». نخیر. باید ببینیم در کنار این تولید و بهرهوری، چه صدماتی به جامعه و محیطزیست وارد میکنیم. اگر آن صدمات را جبران نکنیم، آیندهٔ کاری ما هم از بین خواهد رفت.
برچسب ها:
توسعه پایدار، جامعه محلی، محیطزیست، مسئولیت اجتماعی، وزارت راه و شهرسازی، وزارت نفت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی میکند
حشــــــرات همهجا هستند، مگر در بودجهها
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
هشدار جوی برای شمال خلیج فارس
خلیج فارس در آستانه موجهای دو متری
مدیریت تالاب آققشلاق با صدور سند رسمی مالکیت وارد فاز جدید شد
خروس کولی سینه سیاه برای نخستین بار در تالاب کانیبرازان مهاباد مشاهده شد
ثبت کمسابقه رفتار حیاتوحش در جنگلهای هیرکانی
ثبت بیسابقه «دایره افسونگری» شوکا در بهار در جنگلهای گیلان/ ویدیو
باران میبــــارد، خشکسالی میماند
بررسی چالشهای صید غیرقانونی در «پارک ملی بوجاق»
قانون در تور صیادان غیرمجاز
رئیس سازمان محیطزیست: آموزش زیستمحیطی در ۱۴ ماه گذشته تعطیل نبود
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازتعریف مسئولیت اجتماعی در صنایع حیاتــــــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید