وقتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از کاهش تأثیر گروههای مرجع در ایران میگوید منظور چیست؟
افول فرهنگ
۴ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۰۹
گروههای مرجع در هر جامعهای از جمله گروههای مهمی هستند که افراد جامعه رفتارها و هنجارهای خود را با این گروههای مرجع تنظیم میکنند و سعی دارند از آنها الگوبرداری کنند. بهگفته «سید عباس صالحی»، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارتباط جامعه ایرانی با گروههای مرجع روبه افول گذاشته است که این امر میتواند آسیبزا باشد. این درحالیاست که دلایل بیشماری، از جمله سیاستهای کوتاهمدت و بلندمدت مسئولان فرهنگی، موجب کاهش ارتباط افراد با این گروهها شده است.
سیدعباس صالحی در نشست خود با خبرنگاران رسانههای مختلف با اشاره به تغییرات اجتماعی رخداده در ایران در مقایسه با دهه ۶۰ از افول ارتباط با گروههای مرجع، بهویژه اصحاب فرهنگ و هنر، در ایران انتقاد کرد.
صالحی بیان کرد: «دو تغییر عمده در ایران اتفاق افتاده است؛ یکی تغییرات اجتماعی و دیگری تغییرات فناورانه. ایرانِ ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ با ایران دهه ۶۰ تفاوتهای قابلتوجهی دارد. اگر این تغییرات را نبینیم، راهحلهایمان متناسب با موقعیت نخواهد بود. در حوزه تغییرات اجتماعی اتفاقات متعددی رخ داده است. درواقع، بهعلل مختلف سرمایه اجتماعی نظام و حاکمیت در گروههای مرجع افول پیدا کرده است. یکی از گروههای مرجع اصحاب فرهنگوهنر و رسانه هستند. دلایلش به کنار، اما در بحث آسیب بودنش همه توافق داریم.»
او همچنین درباره تلاشهای انجامشده برای بازسازی این ارتباط گفت: «از رویکردهای ما برقراری نسبت بهتر و تعامل بیشتر با این گروهها بود. بهعلل مختلف، ازجمله اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، فاصلهای میان حاکمیت و نظام حکمرانی با حوزههای گوناگون فرهنگوهنر ایجاد شد. نمیخواهیم مقصریابی کنیم، اما بهنظر میرسد باید تجدیدنظر کرد؛ چون این گروهها هم در ارتباط با توسعه ایران هم رفع تهدیدات مؤثر است. در یک سال اخیر با تلاشهایی که صورت گرفت، اگرچه حتماً رضایتبخش نبوده است، چون عمق بسیار زیاد بوده و اقدامات ما ناکافی، اما میتوان گفت این مسیر، مسیری رو به پیشرفت بوده است.»
گروه مرجع چیست؟
کلیدواژه اصلی سخن صالحی «گروههای مرجع» و ازبینرفتن ارتباط افراد با آنها است. مفهوم گروههای مرجع برای نخستینبار از سوی «رابرت کی. مرتن» وارد ادبیات جامعهشناسی شد. او در کتاب نظریه اجتماعی و ساختار اجتماعی خود، گروه مرجع را چنین تعریف میکند: «گروه مرجع، گروهی است که فرد نگرشها، ارزشها و رفتارهای خود را با آن مقایسه میکند و از آن بهعنوان معیار ارزیابی خود یا دیگران استفاده میکند؛ چه عضو آن گروه باشد و چه نباشد.»
تعریف مرتن چند نکته کلیدی دارد که میتوان کارکردهای گروه مرجع و تأثیر آن بر افراد و جامعه را درک کرد. نخست کارکرد مقایسهای گروه مرجع است که در آن افراد، موقعیت اجتماعی و موفقیتهای خود را با گروه مرجع میسنجند. دومین کارکرد گروه مرجع از نظر مرتن کارکرد هنجاری است که گروه مرجع ارزشها، هنجارها و الگوهایی در اختیار فرد میگذارد که او میتواند برای هدایت رفتارهای خود از آنها استفاده کند.
«آنتونی گیدنز» نیز دیگر جامعهشناسی است که به گروههای مرجع میپردازد. اگرچه او بهصورت مستقیم تعریفی ارائه نمیدهد، اما با استفاده از مفهوم مورد نظر مرتن در مورد گروههای مرجع میگوید: انسانها همواره برای داوری درباره موقعیت اجتماعی، موفقیت، شیوه زندگی یا حتی آرزوها و اهداف خود به گروههایی بیرون از خودشان نگاه میکنند. این گروهها میتوانند نقشهای مثبت یا منفی داشته باشند، چنانچه نقش گروه مرجع مثبت باشد فرد میخواهد شبیه اعضای گروه شود. از سوی دیگر، اگر نقش گروه مرجع منفی باشد، فرد میخواهد دقیقاً متفاوت از آن باشد و از ارزشها و رفتارهای آن فاصله بگیرد.
از نظر گیدنز نیز گروه مرجع لزوماً همان گروهی نیست که فرد عضو آن است، بلکه گروهی است که فرد آن را مبنای مقایسه و ارزیابی خود قرار میدهد. او همچنین در نظریه ساختاربندی خود بر تعامل بین عامل (عامل اجتماعی یا فرد) و ساختار (نهادها، قواعد، چارچوبها) تأکید میکند. اساس این دیدگاه این است که ساختارها توسط کنشگران بازتولید یا تغییر پیدا میکنند و از سوی دیگر، بر کنشهای آنان تأثیر میگذارند؛ یعنی میتوانند کنشها، وضعیت و موقعیتهای خود را بازتاب دهند و اصلاح کنند. با توجه به این چارچوب، گروههای مرجع میتوانند بهعنوان ساختارهایی عمل کنند که الگوها و معیارهایی برای کنشهای فردی فراهم میکنند و از سوی دیگر، از طریق بازاندیشی و تقلید یا تمایز از آنها، توسط فرد بازتولید یا تغییر مییابند. به بیان دیگر، گروه مرجع بهمثابه یکی از ساختارهایی است که فرد آن را بهعنوان «قواعد و منابع» میشناسد، رفتار یا نگرش اجتماعی خود را براساس آن میسنجد و درنهایت درصورت بازاندیشی یا بازآفرینی، آن ساختار را بازتولید یا دگرگون میکند.
گروههای مرجع در ایران
براساس تعریف مرتن و گیدنز، معلمان، روحانیون، هنرمندان، ادیبان، شاعران و نویسندگان، روزنامهنگاران، اساتید دانشگاه، ورزشکاران و قهرمانان ملی و بینالمللی و حتی بزرگان و ریشسفیدان خانوادهها از جمله گروههای مرجع محسوب میشوند. همچنین مدارس، مساجد، دانشگاهها، کنسرتهالها، تئاترها، گالریها، رسانهها، انجمنهای فرهنگی، هنری و ادبی، وقایعی مانند جشنوارهها، فستیوالهای هنری، کنسرتها، ویژه برنامههای رسانهای، مسابقات ورزشی، ادبی، هنری و فرهنگی اجتماعات خانوادگی، مکانها و ساختارهایی هستند که در آن افراد گروههای مرجع خود را میشناسند و با آنها ارتباط برقرار میکنند.
رنگ باختن گروههای مرجع
گروههای مرجع در ایران بنابر دلایل مختلفی اگر نگوییم از بین رفتهاند، اما بخش بسیار زیادی از تأثیر خود را از دست دادهاند. دلایل بیشماری را میتوان برای این وضعیت برشمرد. نخست، نقش رسانههای نوین و بهویژه شبکههای اجتماعی است که رسانه را از انحصار گروههای مرجع درآورده و افراد دیگری مانند بلاگرها را در نقش این گروهها نشانده است.
دلیل دوم، کاهش تأثیر گروههای مرجع سیاستهای کلان و مقطعی فرهنگی کشور است. کاهش شدید فستیوالها و جشنوارهها، بیرمقی رسانهها و انتشارات، تعطیلی برنامههای فرهنگساز در رسانهها بهویژه رسانه ملی بهعنوان نمونه برنامههایی مانند «نغمه بهاران»، «تماشاگه راز»، «با کاروان شعر و موسیقی»، «سینما یک»، «صد فیلم» و برنامههای سرگرمی پرمحتوا و پرمخاطبی مانند «مسابقه هفته» و سریالهایی مانند «روزی روزگاری»، «سربداران» و «هزاردستان» و…، انواع برنامههای تلویزیونی و رادیویی پرمخاطب که تأثیر بسیار زیادی بر معرفی گروههای مرجع به مخاطبان داشتند.
از سوی دیگر، امروزه در بسیاری از شهرها دیگر خبری از اجرای تئاتر، کنسرتهای موسیقی، شب شعر، شبهای داستانخوانی و… دیگر نیست. به فستیوالهای موسیقی یا مجوزی داده نمیشود یا اینکه وقتی یک فستیوال مجوز میگیرد، دستهایی که اتفاقاً از سوی برخی لایههای قدرت حمایت میشوند، سعی در لغو این مجوزها دارند. جشنوارههای محلی مانند جشنوارههای فصلی و… تبدیل به وقایع تکراری و بدون محتوا شده است.
جشنوارههایی مانند فجر که زمانی پرمخاطبترین و معتبرترین جشنوارههای سینمایی، موسیقی و تجسمی و تئاتر ایران بودند، چندسالی است که بهدلیل سیاستهای برگزارکنندگان آنها تبدیل به جشنوارههای کممخاطب شدهاند و افرادی که شناسنامه سینمای ایران بودهاند و بهعنوان گروههای مرجع افراد علاقهمند به سینما محسوب میشوند، دیگر نقشی از این جشنوارهها ندارند و مخاطب نیز نه دیگر به حضور در این جشنوارهها رغبتی دارد و نه دیگر برای ارتباط با افرادی که میخواهند نقش گروههای مرجع را ایفا کنند، وقت میگذارد.
رویدادهای دانشگاهی کمرنگ شدهاند و دانشجویان نیز فرصتی برای دیدار گروههای مرجع خود ندارند. نمایشگاههایی مانند نمایشگاه سالانه کتاب تهران که زمانی یکی از پرمخاطبترین نمایشگاههای ایران بود، اکنون مخاطبان اصلی خود را از دست داده و دیگر رونق سابق را ندارد. معلمان و دبیران مدارس بهدلایلی مانند سختی معیشت دیگر رغبت سابق را برای تولید دانش و فرهنگ و آموزش اینها به دانشآموزان ندارند.
مهاجرت گروههای حرفهای در صنوف مختلف مانند مهاجرت نویسندگان، هنرمندان، روزنامهنگاران، پزشکان و… نیز موجب شده است افراد ارتباط خود را با این گروهها از دست بدهند و دیگر نتوانند همچون سابق خود را با این افراد ارزیابی کنند.
تغییرات در ساختار خانوادهها موضوعی است که موجب شده انتقال فرهنگ در اولین لایه و نهاد اجتماع با اختلال مواجه شود و همین موضوع، خانواده را بهعنوان اصلیترین گروه مرجع در هالهای از ابهام قرار داده است. از سوی دیگر، بسیاری از خانوادهها بهدلایل مختلف ارتباط خود با خویشاوندان را کم کردهاند و این، نقش بزرگان و ریشسفیدان را در ساختارهای سنتی کمرنگ کرده است و باعث شده نقش گروه مرجع در ساختار سنتی جامعه حذف شود.
همه این مسائل در کنار یکدیگر موجب شده است مرجعیت گروهها در ایران کمرنگ شود و تأثیری برای افراد نداشته باشند. این موضوع عملاً تولید فرهنگ و انتقال آن را تعطیل کرده است. اگر وزیر ارشاد نگران ازبینرفتن نقش گروهها مرجع است، باید نخست در سیاستهای فرهنگی و هنری تجدیدنظر کند. مسئولان وظیفهای جز حمایت از تولیدات فرهنگی و حمایت از رویدادهای هنری ندارند. حمایتهای مادی و معنوی از گروههای مرجع و بازگشت فرهنگسازان به رسانه ملی و تسهیل برگزاری رویدادها و… میتواند بار دیگر گروههای مرجع را پررنگ کند، وقتی این گروهها توان خود را بازیابی کنند، افراد خودبهخود بهسوی ارتباط با آنها گرایش پیدا میکنند.
برچسب ها:
توسعه ایران، جامعهشناس، سرمایه اجتماعی، شبکههای اجتماعی، فرهنگ و هنر
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
زن جوان و دریا
روایت نبرد و تابآوری در مسیر تاریخسازی
میراث جهانی ساسانی فارس
هشدار درباره تهدیدهای جدی منظر جهانی ساسانی فارس/ کاوشهای نیمهتمام و فرسایش تزئینات تاریخی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
مناقشه بر سر حفاظت از «بیابان لوت»
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید